آرشیو سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۱، شماره ۲۳۰۵۳
اخبار کشور
۱۱

سالگرد ماموریت تیغ کشی منافقین به روی اسلام و انقلاب

آغاز مهیب ترین عملیات تروریستی علیه ملت ایران

دفتر پژوهش های موسسه کیهان: وقتی در تاریخ 28 خرداد 1360، اعلامیه به اصطلاح سیاسی نظامی گروهک تروریستی موسوم به مجاهدین خلق انتشار یافت که در آن انقلاب و مردم را به انتقام و مجازات سخت وعده داده بود، برای بسیاری از یاران انقلاب چندان اتفاق حیرت آوری به نظر نمی رسید. زیرا این نتیجه پروسه ای بود که این گروهک التقاطی از همان روزهای نخستین انقلاب آغاز کرده بودند و هم خودشان و هم انقلابیون پیرو امام خمینی می دانستند که روزی به تقابل با انقلاب و اسلام و ملت ایران خواهند رسید.

اگرچه سابقون انقلاب از دوران مبارزات و زندان های رژیم شاه این تقابل را به چشم می دیدند؛ از چرخش گروهی از اعضای مجاهدین خلق به طرف مارکسیسم و تصفیه های خونین درون سازمانی تا گردآمدن گروهی دیگر در پیرامون مسعود رجوی که به دلیل همکاری با ساواک و فرصت طلبی ها و قدرت پرستی ها و نفاق آشکارش درون زندان، اساسا چهره موجهی نزد زندانیان به شمار نمی رفت. 

نفاق بازمانده های اندک مجاهدین خلق در بیرون زندان نیز از همان روزهای اوج گیری تظاهرات میلیونی مردم روشن شد، آنجا که آرم خود را در کنار عکس حضرت امام قرار داد تا بلکه بتوانند سابقه ننگین خود را تطهیر نموده و وجاهتی نزد مردم پیدا کنند. اما هجوم به اسلحه خانه های پادگان ها و کلانتری ها در روزهای 21 و 22 بهمن 1357 و غارت سلاح های مختلف که متعلق به مردم بود، آن هم در شرایطی که ملت مبارز و مجاهد در کوچه و خیابان با تمام وجود در مقابل گارد شاهنشاهی ایستادگی می کرد، نخستین نشانه توطئه های پنهان و منافقانه گروهک موسوم به مجاهدین خلق بود.

گستاخی آنها زمانی بیشتر معلوم شد که در مقابل امر امام، حاضر نشدند سلاح هایی را که از ملت دزدیده بودند، پس دهند و آن را به اصطلاح خود مصادره کرده تا زمانی علیه همین ملت به کار بگیرند.

علی رغم مماشات انقلاب و انقلابیونی که با ماهیت منافقانه مجاهدین خلق از گذشته آشنایی داشتند، آنها خانه های تیمی خود را سازماندهی کرده و شمارش معکوس را برای درگیری نظامی با انقلاب و مردم کلید زدند.

اولین اعلامیه به اصطلاح سیاسی/نظامی شان در روزهای بعد از انقلاب، کمتر از دو ماه پس از پیروزی و به بهانه حمایت از قهر مرحوم آیت الله طالقانی و دستگیری پسر ایشان (که گویا در قتل یکی از اعضای جداشده مجاهدین خلق در فرانسه متهم بود) صادر شد، در حالی که گروهک های ریز و درشت با چراغ سبز آمریکا و اسرائیل، هر یک در گوشه ای از این سرزمین آتش جنگ و تجزیه به راه انداخته بودند. 

مجاهدین خلق در آن اعلامیه، کلیه نیروهای نظامی خود را در اختیار آیت الله طالقانی قرار دادند به این خیال که می توانند در زیر لوای آن چهره محبوب، علیه امام شورش راه بیندازند اما مرحوم طالقانی خیلی زود دست آنان را خواند، از منافقین تبری نمود و اعلام کرد که هر وقت مایوس و دلسرد می شود از امام خمینی روحیه و اعتماد به نفس می گیرد. 

از آن پس این گروهک شروع به درگیری های ایذایی و کوچک با نیروهایی انقلابی و به همراه آن مظلوم نمایی و کشته سازی کرد. براساس اعتراف برخی از اعضای این گروهک، تیم هایی به طور مخفیانه طی سال های 59-1358 تشکیل شده بود که با ظاهرحزب اللهی و شعارهای انقلابی به بساط ها و دستفروشان نشریه منافقین حمله برده و ضمن ضرب و جرح سعی می کردند یکی دو نفر از نشریه فروشان یا صاحبان بساط را به قتل رسانده و به عنوان شهدای سازمان در بوق بکنند! بدین ترتیب به قول خودشان ، نیروهای هوادار را در فضای خشونت بار تربیت کرده و آماده درگیری های نظامی می ساختند. 

به تدریج به هواداران دستور داده شد تا در اجتماعات و تظاهرات (که از قضا با مجوز وزارت کشور هم برگزار می شد) با سلاح سرد مانند چاقو و قمه و پنجه بکس حضور یافته و آماده درگیری باشند. در کنار این رویکردها، در سخنرانی های سرکرده های گروهک به خصوص مسعود رجوی مدام بر طبل درگیری و قیام مسلحانه و انتقام کوبیده و انقلاب و نظام و مردم را به قیام مسلحانه تهدید می نمودند. 

پس از سفر پنهانی مسعود رجوی از مرزهای شرقی به فرانسه در فروردین 1360، بنا بر اسناد موجود او زمان آغاز قیام مسلحانه علیه انقلاب و مردم را به مرکزیت منافقین اعلام کرد. این در شرایطی بود که دشمن بعثی با پشتیبانی قدرت های غرب و شرق هزاران کیلومتر از خاک میهن را در اشغال خود داشت و تحریم های سنگین آمریکا و هم پیمانانش، انبارها را خالی، صدور نفت را غیر ممکن و شرایط اقتصادی کشور را در شرایط بسیار وخیمی قرار داده بود. 

در بهار 1360 درگیری های اعضا و هواداران منافقین با مردم شکل و شمایل خشن تری پیدا کرد و بنا به دستور سران این گروهک ، از حالت به اصطلاح دفاعی به وضعیت تهاجمی تبدیل گردید! از طرف دیگر هم نامه ها و اطلاعیه های صادر شده شکل تندتری به خود گرفت. 

آنها گستاخانه حتی حضرت امام را نیز تهدید کردند تا جایی که امام در مقابل نامه مظلوم نمایانه ولی تهدید گرایانه منافقین در 21 اردیبهشت 1360 فرمودند: «... در آن نوشته ای که نوشته اید، در عین حالی که اظهار مظلومیت های زیاد کرده اید، لکن باز ناشی گری کردید و ما را تهدید به قیام مسلحانه کردید. ما چه طور با کسانی که قیام مسلحانه بر ضد اسلام می خواهند بکنند می توانیم تفاهم کنیم؟ شما این مطلب را، این رویه را، ترک کنید و اسلحه ها را تسلیم کنید و اگر می گویید ما به قانون، در عین حالی که رای نداده ایم، لکن سر به او می سپاریم و قبول داریم او را، به قانون شما، عمل کنید و قیام بر ضد دولت، که بر خلاف قانون است و قیام مسلحانه که بر ضد قانون است و اسلحه داشتن که بر ضد قوانین کشور است، به اینها عمل کنید، ما هم با شما بهتر از آن طوری که شما بخواهید عمل می کنیم...»

امام بازهم اتمام حجت کردند اما حزب شیطان همچنان به راه خود می رفت ، خصوصا که در آن روزها پرده ها یک به یک برمی افتاد و تنها سنگری که پشتش پنهان شده بودند یعنی بنی صدر به تدریج در نزد ملت ، رسوا شده و از صحنه های مختلف کنار زده می شد. 

این بار دستاویزشان برای درگیری ، حفاظت از جان بنی صدر و دفاع از او بودکه آنها را به لبه پرتگاه کشاند و بهانه ابلهانه آخر، حضور ماموران انتظامی در خانه پدری مهدی ابریشم چی (از سرکردگان منافقین) برای آغاز درگیری مسلحانه با مردم، مجاهدین خلق را (آن چنان که امام فرموده بودند) به قعر دره نابودی پرتاب کرد. 

بالاخره در 30 خرداد 1360، منافقین تیغی را که در طول دو سال و نیم گذشته مرتبا تیز کرده بودند، به روی ملت کشیده و بر علیه انقلاب و اسلام قیام مسلحانه کردند. اعضا و هواداران مجاهدین خلق در تهران و برخی شهرهای دیگر، تحت عنوان تظاهرات با چاقو و تیغ موکت بری و قمه و کوکتل مولوتوف و سلاح های دیگر به جان مردم و انقلابیون افتادند و ضمن مجروح نمودن صدها تن، 25 نفر را به شهادت رسانده و به اتوبوس ها و وسایل نقلیه و اماکن عمومی خسارات بسیاری وارد آوردند. 

پس از آن مهیب ترین عملیات تروریستی تاریخ ایران علیه مردم این سرزمین به راه افتاد. دریافت عمق جنایات تروریستی مجاهدین خلق از اعتراف اربابان آنها و دشمنان تاریخی این ملت عبرت آموز است. در بیانیه رسمی وزارت خارجه آمریکا درباره گروهک تروریستی مجاهدین خلق که در سال 1994 میلادی برابر با 1373 شمسی صادر شد، چنین آمده است: 

«... مجاهدین موجی از بمب گذاری و ترور را علیه رژیم خمینی آغاز نمودند که تا امروز نیز طنین انداز است. شاخص ترین حمله در تاریخ 28 ژوئن 1981 (7 تیرماه 1360) رخ داد و این زمانی بود که دو بمب، مرکز حزب جمهوری اسلامی (حزب روحانیون) را از هم متلاشی کرد و منجر به کشته شدن 72 تن از رهبران ارشد رژیم گشت، منجمله رهبر حزب جمهوری اسلامی، آیت الله بهشتی، 4 وزیر، 47 نماینده مجلس و... طبق گزارش ها درتاریخ 30 اوت [8شهریور] مجاهدین در جلسه شورای امنیت ملی رژیم [ایران] بمب گذاری نمودند که منجر به کشته شدن رئیس جمهور جدید، [محمد]علی رجایی و نخست وزیر جدید وی، محمدجواد باهنر گردید...» 1

بنا به آنچه از آمار نشریات این گروه تروریستی بر می آید، از 30 خرداد 1360 تا سال های بعد، ده ها هزار نفر از مردم ایران توسط تیم های ترور مجاهدین خلق به شهادت رسیده یا مجروح و زخمی شدند. یکی از اعضای سابق مجاهدین خلق براساس آمار نشریات این سازمان ، تعداد قربانیان ترورهای مجاهدین خلق را حدود 120 هزار تن تخمین زده و نوشته است:

«...طبق آمار نشریه مجاهدین خلق ایران و کتاب جمع بندی مقاومت یک ساله مجاهدین خلق و همچنین نشریاتی که تحت عنوان انجمن دانشجویان خارج کشور که برای مجاهدین چاپ می شد، آماری هست که من همه اینها را جمع کردم. آمارش این هست: 116630 نفر... به دست رزمندگان صلح و آزادی آقای مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق از سال 1360 تا این تاریخ (1375) به قول خودشان اعدام انقلابی شدند. آمار عملیات تخریب و انفجار در اماکن دولتی و خصوصی در سطح ایران طبق نشریه مجاهد و رسانه های خبری مجاهدین 3740 عملیات است. عملیات انفجار دفتر حزب جمهوری، نخست وزیری و دادستانی و جاهای دیگر که نفراتی هم توی این عملیات ها کشته شده اند جزو آن آمار نیامده است...»2

آماری هم از سوی منابع داخلی مانند «کانون هابیلیان» با سند و مدرک و اسامی و مشخصات کامل انتشار یافته و حاکی از شهادت بیش از 17 هزار تن از هموطنان ما توسط گروه های تروریستی است که 12 هزار نفر آنها قربانیان تروریسم مجاهدین خلق بودند و بقیه توسط گروه های تروریستی دیگر مانند فداییان خلق، پیکار، حزب دموکرات کردستان، فرقان، اتحادیه کمونیست ها، خلق عرب، کومله، پژاک، الاحوازیه، انجمن پادشاهی، سلفی ها و گروه های موسوم به جندالله و جیش العدل به شهادت رسیده اند.

در میان قربانیان این تروریست ها از استاد دانشگاه و معلم مدرسه و روحانی مسجد وجود دارند تا کارمند و کاسب و دستفروش و کارگر و کشاورز و راننده و تا زن و پیرمرد و نوزاد و کودک و نوجوان و تا رئیس جمهوری و نخست وزیر و رئیس دیوان عالی کشور و وزیر و نماینده مجلس و امام جمعه و...

1- بال شکسته - بیانیه دولت آمریکا درباره سازمان مجاهدین خلق ایران- بی نا - افست خارج از کشور - 1373/1994- صفحه 15 و 16   2- اسکولاستیک نوین در فرقه رجوی- مصاحبه سردبیر نشریه ایران آزاد نوروز علی رضوانی با رادیو صدای ایران- آلمان- ناشر: مولف- تاریخ مقدمه: مارس 1996- صفحه های 9 و 10