آرشیو پنج‌شنبه ۲ تیر ۱۴۰۱، شماره ۵۴۸۱
ورزش
۲۲

در مورد کارلوس کی روش؛ دعوایی که تمام نمی شود

نه دیو، نه فرشته

دنیای اقتصاد : کارلوس کی روش بعد از ایران دو تیم عوض کرده و ایران بعد از کی روش دو سرمربی؛ اما همچنان همه جا حرف از اوست. تمام موفقیت ها به نام مربی پرتغالی و نسل طلایی ساخته شده از سوی او نوشته می شود، اما کوچک ترین لغزش و ناکامی، ولو در یک بازی دوستانه پای سرمربی جدید است. هیچ کس هم نمی داند اگر میراث کی روش آن قدر گران بهاست که می تواند بحرین را برای نخستین بار در زمین خودش ببرد یا بعد از 50 سال با سه گل اختلاف عراق را شکست بدهد، پس چرا از پس ذخیره های الجزایر بر نمی آید؟ خلاصه وضع عجیبی است و به نظر هم نمی رسد که حالا حالاها سایه سنگین کی روش از سر فوتبال ایران کم شود. این اواخر شایعه بازگشت او به تیم ملی ایران بر سر زبان ها افتاده است و پست اینستاگرامی خودش در سالگرد بازی ایران و اسپانیا نیز به شایعات دامن زده. به بهانه فضای اخیر اما به ارزیابی وجوه مختلف شخصیتی کارلوس کی روش می پردازیم؛ مردی که نه فرشته بود، نه شیطان.

تحقیرهای غیرمنصفانه

تردیدی نیست که سرمربی پیشین رئال مادرید و تیم ملی پرتغال را از نظر سوابق و شخصیت حرفه ای نمی توان با یکی مثل دراگان اسکوچیچ مقایسه کرد. کی روش سالیان طولانی با حرفه ای ها کار کرده و به طور کلی از تبار دیگری است. او از اعتماد به نفس بسیار بالایی بهره می برد و شخصیت کاریزماتیکی دارد. اینها ناخودآگاه به تیم هم منتقل می شود. وقتی کی روش خودش را «دست بالا» می گیرد، رفته رفته شاگردانش هم همین ویژگی را پیدا می کنند و دیگر از هیچ حریفی نمی ترسند. ما تبلور این شجاعت و اعتمادبه نفس را در هر دو جام جهانی 2014 و 2018 دیدیم. تقابل ما با آرژانتین، شاید بهترین بازی تاریخ تیم ملی بود؛ جایی که اگر داور پنالتی زابالتا روی اشکان دژاگه را می گرفت، شاید ما حتی فینالیست آن جام را می بردیم و یک شگفتی بزرگ خلق می کردیم.  علاوه بر اینها تردیدی نیست که کی روش در زمینه استراتژی های دفاعی یک متخصص تمام عیار است.

روایتی وجود دارد در مورد اینکه پیش از تقابل بارسلونا و منچستریونایتد در نیمه نهایی لیگ قهرمانان 2008، الکس فرگوسن در حضور بازیکنان تمامی امور فنی تیم را به کی روش سپرده؛ چون از نظر فنی زور یونایتد به بارسا نمی رسیده و تنها راه صعود، استحکام دفاعی بوده است. در نتیجه من یو با ارائه یک نمایش بدون نقص در مجموع دو بازی رفت و برگشت به لطف شوت دیدنی پل اسکولز از بارسا عبور می کند و به فینال می رسد. تیم ملی ایران نیز در اغلب مسابقاتش زیرنظر کی روش صلابت دفاعی مناسبی داشت. وقتی بتوانید از دروازه خودتان به خوبی محافظت کنید، سرانجام در یک بزنگاه به گل خواهید رسید و تمام. این شبیه پیروزی تاریخی تیم ملی برابر کره جنوبی در انتخابی 2014 است؛ جایی که بدون حتی یک حمله، با تیزچنگی رضا قوچان نژاد میزبان را در اولسان بردیم و جهانی شدیم.

تمجیدهای اغراق آمیز

کارلوس کی روش به فوتبال ایران خدمت کرد، اما بسیار بیشتر از خدماتش مورد توجه قرار گرفت و بولد شد. بیشترین دوران حضور یک مربی خارجی روی نیمکت تیم ملی را رقم زد و از بالاترین اختیارات و امتیازات برخوردار بود، اما هیچ موفقیت منحصربه فردی به دست نیاورد. او تنها مربی تاریخ فوتبال ایران است که در دو جام ملت های آسیا تیم کشورمان را هدایت کرد، اما به فینال نرسید. در دوران حضور کی روش، تنها یک بار با یکی از سه تیم استرالیا، عربستان و ژاپن رودررو شدیم که همان را هم با سه گل به بدترین شکل ممکن به سامورایی ها باختیم. دیدار ایران با نیجریه در جام جهانی 2014 هنوز هم از سوی رسانه های معتبر دنیا در زمره کسالت بارترین مسابقات تاریخ فوتبال دسته بندی می شود. در جام جهانی 2018 هم پنالتی اعلام شده به سود ایران برابر پرتغال، به عنوان تنها اشتباه VAR در کل آن تورنمنت معرفی شد.

در همین بازی اگر کریس رونالدو پنالتی اش را گل می کرد و فاصله به دو گل می رسید، روشن نیست چه سرنوشتی انتظار تیم کشورمان را می کشید. دیگر خوش اقبالی آن تیم هم بحران بزرگ اخراج لوپتگی، تنها دو روز پیش از آغاز جام جهانی بود؛ اتفاقی که کمر اسپانیا را شکست. جالب است که ماتادورها در آن مسابقات فقط موفق به شکست ایران شدند. ما در حالی تورنمنت را ترک کردیم که بین همه 32 تیم حاضر در جام، کمترین شوت به سمت دروازه را داشتیم. چیزی که در کارنامه سرمربیگری کی روش کم پیدا می ‎شود موفقیت است و چیزی که زیاد می بینیم، بحران و جنگ و دعوا. کج خلقی های او به حدی است که در آفریقای جنوبی با وجود رساندن تیم به جام جهانی، اجازه ندادند او در مرحله نهایی روی نیمکت بنشیند. مربی پرتغالی محض رضای خدا حتی یکی از شغل هایش را هم با دل خوش و بدون جدل ترک نکرده؛ این قاعده پس از ایران، در دو تیم کلمبیا و مصر هم تکرار شد.

نه منجی، نه دلال موزامبیکی

کی روش نه دلال موزامبیکی بود، نه آن فرشته نجات بی عیب و نقصی که یک عده تصویر می کنند. مثل هر آدم دیگری، وجود خاکستری او هم از نقاط سفید و سیاه تشکیل می شد. او تیم ملی ایران را سر و سامان داد و پولش را هم گرفت. اینجا مچ بند پرچم ایرانش را باز نمی کرد، اما به سرزمین فراعنه که رسید، گفت: «خودم را مصری می دانم.» نه می شود به کلی ردش کرد و نه می توان پای همه آنچه انجام داد مهر تایید زد. اینکه امروز یک عده مشتاق بازگشت او به تیم ملی ایران و حضورش در جام جهانی 2022 هستند، قابل درک است. بالاخره اینها از اسکوچیچ بی کارنامه می ترسند و نگران اند که در جام جهانی آبروریزی اتفاق بیفتد. در مورد رقابت های پیش رو، مسوولان فدراسیون فوتبال باید تصمیم بگیرند. تصمیم بسیار سختی است و امیدواریم بهترین اتفاق ممکن رخ بدهد، اما اصل مهم تر و بزرگ تر برای فوتبال ایران، گذار از نام و دام کارلوس کی روش 70 ساله است.

فرض کنید او آمد و در جام جهانی هم تیم ایران را مثل گذشته تبدیل به یک «بازنده سربلند» کرد؛ بعدش چه؟ بالاخره باید به سمتی برویم که یک مربی بزرگ و به درد بخور بین المللی هدایت تیم ملی را بر عهده بگیرد، یک برنامه بلندمدت تازه ر ا استارت بزند و افق جدیدی پیش روی فوتبال مان باز کند. تا کی قرار است بر سر کلیدواژه «کی روش» بجنگیم؛ به او فحش بدهیم یا در فراقش اشک خونین بریزیم؟ به خدا نگرانیم تا 50سال دیگر و حتی چند دهه بعد از مرگ کارلوس هم دعوا بر سر او در فوتبال ایران ادامه داشته باشد و به هر بهانه ای مدام یک عده بگویند: اگر کی روش بود فلان می شد یا بهمان می شد. این قصه کی تمام می شود واقعا؟