آرشیو پنج‌شنبه ۲ تیر ۱۴۰۱، شماره ۵۴۸۱
باشگاه اقتصاددانان
۲۴
پرسش امروز

تحولات رابطه روسیه و چین

گردآورنده: احسان آذری نیا

روابط چین و روسیه، به عنوان دو رقیب آمریکا اهمیت زیادی دارد و به طور ویژه از زمان شروع جنگ روسیه علیه اوکراین، بر اهمیت این روابط افزوده شده است. طی دو دهه اخیر، روابط مسکو و پکن عمیق تر شده است؛ آیا این به معنای هم پیمانی این دو کشور است؟ تحلیلگران معتقدند که پاسخ این سوال منفی است. اگرچه چین و روسیه شرکای استراتژیک هم هستند؛ اما هیچ پیمان رسمی بین دو کشور وجود ندارد که سبب شود، آنها از هم حمایت های نظامی کنند.

چین از همان ابتدای جنگ روسیه علیه اوکراین، همواره تلاش کرده است تا طرف های درگیر در جنگ را به مذاکره به منظور پایان دادن به جنگ تشویق کند. از سوی دیگر، پکن کاملا مراقب است، وضعیتی پیش نیاید که به منافع چین لطمه وارد شود. تحلیلگران معتقدند، چین صرفا به حمایت لفظی از روسیه ادامه خواهد داد و سعی خواهد کرد، اهداف خود را تحقق بخشد. عده ای نیز معتقدند که جنگ اوکراین سبب عمیق تر شدن روابط مسکو و پکن شده است؛ زیرا هر دو کشور، آمریکا را رقیب خود می دانند و معتقدند که باید از آسیب پذیری ها در برابر تحریم ها و اقدامات غرب کاسته شود. همچنین روسیه و چین مایلند که از نفوذ و هژمونی آمریکا کاسته شود. اما مسلم است که چین هرگز حاضر نیست با حمایت از روسیه، شرکای مهم تجاری خود را از دست بدهد؛ این یعنی پکن از روسیه حمایت نظامی نخواهد کرد و ترتیبی نخواهد داد که روسیه بتواند تحریم های غرب را دور بزند. به نظر می رسد، روندی که از دو دهه پیش در حوزه افزایش روابط روسیه و چین شروع شده، به دلیل جنگ اوکراین تسریع شده است و در آینده بر عمق این روابط افزوده خواهد شد. در مطالب حاضر، به جنبه های گوناگون روابط مسکو و پکن، اولویت های چین، پیشینه روابط دو کشور و اثرات جنگ اوکراین بر این روابط اشاره شده است.

 
شراکت استراتژیک دو قدرت شرق
مارک چمپیون/ بلومبرگ

روابط چین و روسیه در ماه های اخیر، تغییرات نسبتا بزرگی داشته است و به نظر می رسد، این تغییرات ادامه پیدا خواهد کرد. این دو کشور در سده های اخیر، رقیب هم بوده اند؛ اما در ماه فوریه، قبل از حمله روسیه به اوکراین، شی جین پینگ، رئیس جمهور چین و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، در یک دیدار گفتند که شراکت آنها «نامحدود» است. پیوندهای نظامی، اقتصادی و سیاسی بین دو حکومت خودکامه طی دودهه اخیر، توسعه پیدا کرده و این تحول سبب نگرانی های عمیق در دموکراسی های غربی و نیز ژاپن شده است. روسیه و چین قصد دارند که حداقل بخشی از نظم بین المللی پس از جنگ سرد را که تحت حاکمیت آمریکاست، مختل کنند.

در اواخر ماه فوریه، یعنی چند هفته پس از آنکه روسای جمهور چین و روسیه، شراکت دو کشور را نامحدود توصیف کردند، روسیه به اوکراین حمله کرد و چین از محکوم کردن این اقدام مسکو اجتناب کرده است؛ البته حمایتی که پکن از روسیه کرده، بی حد و نامحدود نبوده است. تحولات ماه های اخیر سبب شده است تا روابط چین و روسیه مورد توجه قرار گیرد و نکات مهمی در این زمینه مطرح است. نخستین موضوع، عوامل نزدیک شدن دو کشور به هم است. این نزدیک شدن، حاصل دور شدن آنها از آمریکاست و این دوری پس از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به عراق عمیق تر شد. همچنین پس از بحران مالی سال 2008 که از آمریکا شروع شد، دور شدن مسکو و پکن از آمریکا آشکارتر شد. چین و روسیه به این نتیجه رسیدند که بحران مالی یادشده از اعتماد جهانی به مدل اقتصادی و سیاسی آمریکا کاسته است. دو کشور تا سال 2014، یعنی زمانی که روسیه شبه جزیره کریمه را به خاک خود الحاق کرد، خیلی با احتیاط بر عمق روابط خود افزودند.

در آن زمان، اقدام روسیه سبب شد تا تحریم هایی علیه این کشور اعمال شود و دور شدن مسکو از غرب بیشتر شد. کاهش ارتباط با غرب، مسکو را وادار کرد تا به دنبال شرکای جدید، به ویژه خریداران جدید برای انرژی خود باشد. چین، گزینه مناسبی بود و به سرعت به خریدار بزرگ انرژی و سلاح های روسیه تبدیل شد. هر دو کشور با ائتلاف هایی که آمریکا به وجود آورده است و آنها معتقدند منافعشان را تهدید می کند، دشمن هستند. این ائتلاف برای روسیه، ناتو در اروپاست و برای چین، آنچه تهدید محسوب می شود، شبکه پیمان های دوجانبه دفاعی است که آمریکا در منطقه جنوب شرق آسیا ایجاد کرده است. شراکت بین روسیه و چین، اگرچه به شکل رسمی و شامل پیمان مشترک نیست؛ اما طی سال های اخیر عمیق تر شده است.

موضوع دوم، ارتباط رئیس جمهور چین و رئیس جمهور روسیه است. این دو نفر که هر دو، دوران کودکی بسیار دشواری داشته اند، نشان داده اند که در سرکوب مخالفان داخلی، به عظمت رساندن کشورشان و پایان بخشیدن به رفتارهای تحقیرآمیز آمریکا و اروپا مصمم هستند. در سال های اخیر، آنها ده ها بار با هم دیدار کرده اند و سال 2019 رئیس جمهور چین، پوتین را «بهترین دوست» خود توصیف کرد. در ماه فوریه، آنها در یک بیانیه مشترک، دیدگاه های غرب درباره دموکراسی را بی معنا و فاقد ارزش توصیف کردند. آنها در تعریف دموکراسی اشاره ای به لزوم وجود انتخابات، دادگاه های مستقل و رسانه های آزاد نکردند و گفتند که دموکراسی، یعنی توسعه اقتصادی.

پیشینه تاریخی روابط دو کشور، موضوع بعدی است. دوسده پیش، روسیه جزو قدرت های اروپایی بود که پیمان های غیرمنصفانه ای را به سلسله کینگ در چین تحمیل می کرد. پس از آنکه مائو تسه دونگ، در سال 1949 حزب کمونیست را در چین به قدرت رساند، روابط دو کشور برای مدتی کوتاه بسیار خوب شد؛ زیرا او روابط گرمی با ژوزف استالین داشت؛ اما مائو با اصلاحات سیاسی که پس از مرگ استالین در سال 1953 انجام شد تا میراث استالین کنار گذاشته شود، مخالف بود و در سال 1961 روابط چین و روسیه قطع شد. در سال 1969 دو کشور، مدت کوتاهی بر سر چند منطقه مورد مناقشه با هم جنگیدند و در سال 1972 چین در اقدامی غیرمنتظره، روابط خود را با آمریکا گرم کرد. در اواسط دهه 1980، میخائیل گورباچف در شوروی به قدرت رسید و روابط چین و شوروی بار دیگر مثبت شد.

موضوع چهارم این است که اکنون در شرایط تغییریافته، روسیه و چین می توانند در حوزه های مختلف، روابط خود را گسترش دهند. از سال 2014، روسیه برخی از پیشرفته ترین سیستم های نظامی خود، از جمله سیستم موشکی ضد هوایی اس400 و جنگنده های سوخو35 را به چین فروخته است. طی دو ماه پس از الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه، شرکت گازپروم، قراردادی به ارزش 400میلیارد دلار با چین امضا کرد که هدف آن، عرضه گاز طبیعی به چین از طریق خط لوله بود. در سال های اخیر، قرارداد دیگری در همین حوزه بین دو کشور منعقد شده است. از سوی دیگر، مسکو و پکن، به طور فزاینده، مواضع خود را در شورای امنیت سازمان ملل هماهنگ کرده اند. هر دو کشور اعضای دائمی این شورا هستند و حق وتو دارند.

موضوع بعدی، نگرانی های کشورهای دموکراتیک است. عمیق تر شدن روابط چین و روسیه، برخی از سیاستمداران آمریکایی را نگران این موضوع کرده که ممکن است آمریکا مجبور شود، در دو جبهه بجنگد. برای مثال ممکن است روسیه یک هم پیمان آمریکا در اروپا را تهدید کند تا حواس واشنگتن را طی رویارویی با چین بر سر تایوان منحرف کند. سال گذشته یکی از سناتورهای آمریکایی گفت: «بر مبنای برابری قدرت خرید، روسیه و چین در مجموع بیش از آمریکا بودجه دفاعی دارند.» نگرانی فراگیرتری هم وجود دارد: ترکیب قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی چین و روسیه، می تواند به تقویت دیگر رهبران مستبد در جهان منجر شود و اطمینان به دموکراسی، به عنوان یک سیستم سیاسی را تضعیف کند و نسخه نظم جهانی قاعده محور را که آمریکا و هم پیمانان این کشور از زمان جنگ سرد ایجاد کرده اند، تهدید کند.

ششمین موضوع، تاثیر جنگ اوکراین بر روابط روسیه و چین است. چین از محکوم کردن حمله روسیه به اوکراین اجتناب کرده و آمریکا و ناتو را مقصر وضعیت به وجود آمده، دانسته است. چین بر خرید نفت از روسیه افزوده و به شکل غیرمستقیم، به تامین هزینه جنگ روسیه علیه اوکراین کمک کرده است. البته رئیس جمهور چین از حمایت فراگیر از روسیه در جنگ یا کمک به این کشور برای جبران تحریم های آمریکا و اروپا اجتناب کرده است. تولید ناخالص داخلی چین، هشت برابر تولید ناخالص داخلی روسیه است و در جهانی که اقتصاد آن همچنان به اقتصاد آمریکا و هم پیمانان آن وابستگی شدید دارد، میزان آسیب پذیری پکن بیش از مسکو است. به همین دلیل، چین کاملا با احتیاط رفتار می کند تا از تحولات اخیر زیان نبیند.

 
حمایت های لفظی پکن!
جوران لی / دیپلمات

حمله روسیه به اوکراین، یک چالش بزرگ استراتژیک برای چین به وجود آورده است. یکی از تحلیلگران ارشد می گوید: «پوتین توانست این باور را به وجود آورد که چین از حمله روسیه به اوکراین حمایت کرده است؛ این در حالی است که چین، نه چنین حمله ای را پیش بینی می کرد و نه از آن حمایت کرده است.» واقعیت این است که چین با چالش مواجه شده است. پکن از یک سو دارای شراکت استراتژیک با روسیه است و از سوی دیگر، مایل است حداقل زیان را از تحریم های آمریکا و اروپا علیه مسکو تحمل کند. نکته دیگر این است که عدم مداخله در درگیری های خارجی و احترام به حاکمیت ملی کشورها، جزو اصول دیرینه سیاست خارجی چین است. به همین دلیل، این کشور از حمله روسیه به اوکراین حمایت نکرده است. در هر حال، اکنون پکن با وضعیتی دشوار مواجه است و سعی کرده است با روش های دیپلماتیک، ترتیبی دهد تا حداقل زیان را از بحران کنونی ببیند.

از 24فوریه تا 19می، پکن 64نشست دیپلماتیک با مقامات خارجی برگزار کرد و موضوع این نشست ها جنگ اوکراین بود. این تلاش های دیپلماتیک، دو مرحله داشت. در مرحله نخست، چین بر کشورهای غربی تمرکز کرد. پانزدهم ماه مارس، مشاور امنیت ملی آمریکا با یکی از اعضای بلندپایه دفتر سیاسی حزب کمونیست چین دیدار کرد و در آن دیدار، او بر موضع یکپارچه ناتو در قبال حمله روسیه به اوکراین تاکید کرد. پس از این ملاقات، تلاش های دیپلماتیک چین بر کشورهای در حال توسعه متمرکز شد. در هر دو مرحله، پکن بر سه پیام تاکید کرد: سرزنش ناتو به دلیل تحریک روسیه، درخواست مذاکره برای توقف جنگ و اعتراض به تحریم های غرب علیه مسکو.

چین همواره از طرف های غربی خواسته است که نگرانی های امنیتی مسکو را درک کنند و از طریق مذاکره، سیستم امنیتی پایدار اروپایی را به وجود آورند. شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، در گفت وگو با بایدن گفت که آمریکا و ناتو نگرانی های روسیه را نادیده می گیرند. وزیر خارجه چین در دیدار با همتای اوکراینی خود به این نکته اشاره کرد که امنیت یک کشور، نباید از طریق نابود کردن کشوری دیگر حاصل شود و امنیت منطقه ای نباید از طریق توسعه یک بلوک نظامی به وجود آید؛ این یعنی چین اقدام روسیه را توجیه و اوکراین را برای تلاش در راستای پیوستن به ناتو سرزنش کرد.

از سوی دیگر، چین با تحریم هایی که غرب علیه روسیه اعمال کرده، مخالف است. کشورهای غربی از همان ابتدای جنگ، تحریم های گسترده اقتصادی را علیه روسیه اعمال کردند و انتظار می رود که بر شدت این تحریم ها افزوده شود. اتحادیه اروپا اخیرا تحریم هایی را علیه بخش انرژی روسیه اعمال کرده است. تحریم هایی نیز علیه سیستم بانکی این کشور، اعمال شده است. پس از آنکه ارتباط بانک های روسیه با سیستم سوئیفت قطع شد، چین تلاش کرد در مذاکرات دیپلماتیک خود، علیه این اقدام غرب موضع گیری کند. رئیس جمهور چین در گفت وگو با رئیس جمهور فرانسه و صدراعظم آلمان اعلام کرد که این تحریم ها بر شدت بحران در اقتصاد جهان می افزاید و به نفع هیچ کس نیست.

از همان ابتدای جنگ، چین همواره تاکید کرده است که جنگ باید از طریق مذاکره خاتمه پیدا کند. چین همچنین از کمک های نظامی غرب به اوکراین انتقاد کرده است. رئیس جمهور چین در گفت وگو با نخست وزیر انگلستان، بر لزوم مذاکره جدی برای پایان دادن به جنگ و تحریم ها تاکید کرد. مقامات بلندپایه چین در گفت وگو با همتاهای غربی خود همواره خواستار پایان جنگ بوده و از کمک های نظامی به اوکراین انتقاد کرده اند. به باور برخی تحلیلگران، تلاش های دیپلماتیک چین کاملا در جهت منافع روسیه بوده؛ اما نکته مهم این است چین اقدام عملی برای حمایت از روسیه انجام نداده است. چین قول داده است که به روسیه برای دور زدن تحریم های غرب کمک نخواهد کرد. چین همچنین تاکید کرده که به روسیه کمک نظامی نمی کند؛ زیرا این کار دامن زدن به بحران است. این موضع گیری نشان می دهد که رهبران چین، کاملا از واکنش منفی آمریکا و اروپا در صورت حمایت این کشور از روسیه آگاه هستند.

چین تمایل ندارد که با حمایت از جنگ روسیه علیه اوکراین، شرکای تجاری مهم خود را از دست بدهد. پکن در حال بهره بردن از جنگ روسیه علیه اوکراین برای رفع نگرانی های استراتژیک و چالش های ژئوپلیتیک خود است. پیام های ضدآمریکا و ناتو که پکن ارسال می کند، در واقع به معنای محکوم کردن ائتلاف نظامی به رهبری آمریکا در شرق و جنوب آسیاست. مخالفت پکن با تحریم ها دو معنا دارد: معنای اول این است که پکن نگران تبعات اقتصادی تحریم ها برای چین است و معنای دوم، این است که پکن نگران است که تحریم ها علیه روسیه به الگویی برای رفتار کشورهای غربی تبدیل شود. چین از این می ترسد که روزی با چنین اقدام یکپارچه ای از سوی غرب مواجه شود.

اگرچه وزیر خارجه چین اعلام کرده است که دوستی چین و روسیه هیچ سقف و حدی ندارد؛ اما واقعیت ها نشان می دهد که شراکت مسکو و پکن دارای محدودیت های فراوان و سقفی کوتاه است. چین هرگز منافع استراتژیک خود را قربانی مسکو نخواهد کرد. پکن صرفا به حمایت لفظی از مسکو تمایل دارد. از سوی دیگر، پکن از حمایت های لفظی برای پیش بردن برنامه های خود استفاده می کند. چین مایل است که از جنگ روسیه علیه اوکراین برای هشدار دادن به آمریکا و ارسال پیام هایی به همسایگان خود بهره ببرد.

 
راه فرار از تحریم
ایولین چنگ / سی ان بی سی

بنا به گزارش رسانه دولتی روسیه، پایان هفته گذشته رئیس جمهور چین، در سخنان خود بر تعهد کشورش به تجارت با روسیه به رغم تحریم های غرب علیه مسکو تاکید کرد و گفت: «امروز همکاری بین روسیه و چین در حال افزایش است. در نیمه نخست سال جاری میلادی، ارزش مبادلات تجاری دو کشور ده ها میلیارد دلار بود و می توانیم انتظار داشته باشیم که در ماه های آینده، مبادلات تجاری به ارقام بی سابقه ای افزایش یابد و این ثابت می کند که همکاری ها بین دو کشور گسترده است.»

رئیس جمهور چین این سخن را به صورت ویدئوکنفرانس، در نشست بین المللی اقتصادی سن پترزبورگ بیان کرد. پوتین این نشست را با سخنرانی یک ساعته آغاز کرده بود. رسانه دولتی چین در منعکس کردن سخنان رئیس جمهور این کشور به «قراردادهای جدید» در تجارت بین چین و روسیه اشاره نکرد. این رسانه به تمایل چین به از میان رفتن موانع تجاری همکاری های گسترده تر با دیگر کشورها از جمله روسیه اشاره کرد.

در انعکاس سخنان شی در رسانه های دولتی چین و راشاتودی روسیه آمده بود: «رئیس جمهور چین بر حفظ ظرفیت اقتصادی چین و توسعه برنامه راه ابریشم قرن 21 تاکید کرده است.» در پنج ماه نخست سال جاری میلادی، حجم تجارت چین و روسیه 8/ 65میلیارد دلار بود که رشد 29درصدی را نسبت به مدت مشابه سال قبل نشان می دهد. بخش اعظم این رشد، حاصل افزایش واردات چین از روسیه است. واقعیت این است که جنگ روسیه علیه اوکراین بر مبادلات تجاری روسیه با چین تاثیر گذاشته است. با آنکه چین به روسیه کمک نظامی نمی کند؛ اما پکن از محکوم کردن حمله روسیه به اوکراین اجتناب کرده است.

اوایل ماه فوریه، یعنی قبل از حمله روسیه به اوکراین، شی جین پینگ، رئیس جمهور چین و پوتین در یک دیدار اعلام کردند که روابط دو کشور، هیچ محدودیتی ندارد. چند روز پیش شی در گفت وگوی تلفنی با رئیس جمهور روسیه گفته بود که مسکو و کی یف باید به دنبال حل بحران کنونی باشند. پوتین گفته است که چین منافع ملی خاص خود را دارد؛ اما دیدگاه های ما با هم در تضاد نیست. او روابط چین و روسیه را دوستانه توصیه کرد؛ اما گفت: «این به آن معنا نیست که چین باید در تمامی حوزه ها با ما همراه باشد. ما به چنین اقدامی نیاز نداریم.» رئیس جمهور چین از زمان شروع جنگ روسیه علیه اوکراین با رئیس جمهور اوکراین گفت وگو نکرده است.

در ماه های اخیر، یعنی از ابتدای حمله روسیه به اوکراین، غرب تحریم های گسترده ای را علیه مسکو اعمال کرده و این تحریم ها لطماتی به اقتصاد این کشور وارد کرده است. چین به عنوان شریک تجاری بزرگ روسیه می تواند اثرات این تحریم ها را کم کند. روسیه به دلیل تحریم های غرب، باید خریداران جدید برای انرژی و دیگر کالاهای صادراتی خود بیابد و شاهد افزایش صادرات نفت این کشور به چین هستیم. چین مایل است که تحریم ها علیه مسکو لغو شود تا جنگ پایان یابد. هدف دیگر پکن این است که تحریم های غرب علیه مسکو، حداقل زیان را به اقتصاد چین وارد کند.

 
همکاری برای تضعیف قدرت دلار
لیندزی میزلند / شورای روابط خارجی آمریکا

پیوندهای تجاری و نظامی روسیه و چین در یک دهه اخیر عمیق تر شده است؛ اما این دو کشور هم پیمان های رسمی هم نیستند. کارشناسان می گویند، جنگ اوکراین می تواند نقطه عطفی در روابط آنها باشد. هر دو کشور مایلند که قدرت و نفوذ آمریکا را محدود کنند و هژمونی این کشور را به چالش بکشند. روسیه از قدرت خود استفاده کرده؛ در حالی که چین به رقابت با آمریکا پرداخته است. کارشناسان معتقدند، جنگ اوکراین محدودیت های روابط دو کشور را آشکار کرده است. چین در میدان نبرد، از روسیه دفاع نکرده؛ اما از محکوم کردن حمله این کشور به اوکراین نیز اجتناب کرده است. روابط روسیه و چین، تاریخی طولانی و پیچیده دارد. گاه دو کشور به هم نزدیک بوده اند و گاه اختلافاتی با هم داشته اند. در سال های اخیر، مسکو و پکن بر عمق روابطشان افزوده اند؛ اما درباره گستردگی شراکت استراتژیک آنها ابهام های بزرگی وجود دارد. به باور تحلیلگران، نزدیک بودن چین و روسیه، بیش از آنکه حاصل قرابت طبیعی آنها باشد، حاصل رقابتی است که هر دوی آنها با آمریکا دارند. در گذشته، بین آنها تنش هایی بر سر مسائلی نظیر دکترین کمونیستی، مرزهای مشترک و همه گیری کرونا وجود داشته است.

امروزه، با آنکه چین و روسیه همکاری هایی با هم دارند؛ اما ارتباط های آنها تنگاتنگ نیست و نوعی بی اعتمادی بین آنها وجود دارد. جنگ اوکراین می تواند تغییرات زیادی در ارتباط دو کشور به وجود آورد. شکل ارتباط این دو کشور در آینده، اثرات عمیقی بر نظم بین المللی خواهد داشت. درباره روابط پکن و مسکو پرسش های گوناگونی مطرح است. نخستین پرسش این است که آیا دو کشور هم پیمان هستند؟ بین چین و روسیه پیمانی رسمی برای دفاع از یکدیگر وجود ندارد و بعید است که در جنگ اوکراین یا تایوان، آنها از یکدیگر دفاع کنند؛ اما یکدیگر را شریک استراتژیک می نامند و در سال های اخیر، روابطشان نزدیک تر شده است.

در فوریه سال جاری میلادی، چند روز قبل از حمله روسیه به اوکراین، شی جین پینگ و ولادیمیر پوتین، شراکتشان را «نامحدود» توصیف کردند و قول دادند که در حوزه های گوناگون بر عمق روابط دو کشور بیفزایند. شی و پوتین، از سال 2012 تاکنون بیش از چهل بار با یکدیگر دیدار کرده اند؛ اما کارشناسان می گویند، این شراکت حاصل دیدگاه مشترک آنها درباره آمریکاست. هر دوی آنها معتقدند که آمریکا منافع دو کشور را تهدید می کند. در سال های اخیر، مقامات آمریکایی، چین و روسیه را رقبای اصلی ایالات متحده توصیف کرده اند. استاد حقوق دانشگاه ییل می گوید: «به عقیده من، چین و روسیه هم پیمان طبیعی یکدیگر نیستند. تنش با آمریکا، نزدیک شدن آنها به یکدیگر را تسهیل کرده است.»

سوال دوم این است که سیاست خارجی آنها چه ویژگی هایی دارد؟ سیستم سیاسی چین و روسیه شباهت هایی با هم دارد؛ هر دو کشور حکومت های مستبدی دارند که در آن، قدرت برای مدتی طولانی در دست یک رهبر واحد قرار دارد. در چین، حکومت تک حزبی حاکم است؛ در حالی که در روسیه، سیستم چندحزبی وجود دارد و حزب روسیه واحد ولادیمیر پوتین حاکم است. هر دو دولت مخالفان خود را سرکوب و برای حفظ قدرتشان، حاکمیت قانون را تضعیف می کنند. آنها همچنین برای توسعه نفوذ خود در خارج از مرزها و تضعیف هنجارهای دموکراتیک، از تاکتیک های غیرنظامی نادرست استفاده کرده اند. برای مثال، روسیه در انتخابات های خارجی، از جمله انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 آمریکا دخالت کرد. این دخالت به شکل انتشار اطلاعات غلط و حملات سایبری انجام شد.

از سوی دیگر، سازمان های رسانه ای دولت چین تلاش کرده اند که شکاف های اطلاعاتی را در ده ها کشور پر کنند. آنها اخباری منتشر می کنند که به نفع پکن است. چین و روسیه معمولا در شورای امنیت سازمان ملل از یکدیگر حمایت می کنند یا حداقل با هم مخالفت نمی کنند. هر دو کشور، عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و دارای حق وتو هستند. اگرچه آنها در آسیای مرکزی منافع مختلفی دارند؛ اما از تنازع با یکدیگر اجتناب کرده اند و از طریق سازمان همکاری شانگهای، برای حفظ امنیت منطقه ای با هم همکاری می کنند. روسیه بر حمایت از امنیت و ثبات سیاسی جمهوری های سابق شوروی که طرفدار مسکو هستند، تمرکز دارد و چین بر توسعه روابط تجاری و اقتصادی تمرکز کرده است. با این حال، تفاوت های زیادی بین دو کشور وجود دارد که سبب می شود، اهداف آنها و ابزارهایی که از آن برای دستیابی به اهدافشان استفاده می کنند، متفاوت باشد. چین پس از آمریکا، دومین اقتصاد بزرگ جهان است و تولید ناخالص داخلی آن هشت برابر تولید ناخالص داخلی روسیه است. نرخ رشد اقتصاد چین بالاست و در سال های آینده، احتمالا این کشور به بزرگ ترین اقتصاد جهان تبدیل می شود. در مقابل، روسیه یازدهمین اقتصاد بزرگ جهان است و در سال های اخیر، رشد آن اندک بوده است.

پس از حمله روسیه به اوکراین، دولت های غربی تحریم های فراگیری را علیه این کشور اعمال کرده اند و این تحریم ها در سال جاری و سال های آینده، لطماتی به اقتصاد این کشور وارد خواهد کرد. کارشناسان معتقدند، این تفاوت ها سبب می شود که چین، روسیه را شریک ضعیف خود قلمداد کند. واقعیت این است که چین از نظم بین المللی کنونی سود سرشاری می برد و به دنبال اصلاح آن است تا این نظم، بیشتر در جهت منافع پکن قرار گیرد. چین قصد ندارد که نظم کنونی را با نظمی دیگر جایگزین کند. از سال 2001 که چین به عضویت سازمان تجارت جهانی درآمد، مقامات این کشور، توسعه آن را «رشد صلح آمیز» توصیف کرده اند؛ رشدی که هدف آن اجتناب از درگیری نظامی با آمریکا و هم پیمانان این کشور است. استراتژی چین به این کشور امکان داده است تا با آمریکا رقابت کند و با کشورهای مختلف در سراسر جهان، روابط اقتصادی و دیپلماتیک برقرار کند. این نوعی رابطه برنده-برنده است. چین همچنین نقش رو به رشدی در سازمان های بین المللی، نظیر سازمان ملل ایفا کرده است. در مقابل، روسیه با اقدامات خود نظیر حملات سایبری، دخالت در انتخابات ها و ترورهای سیاسی، بسیاری از هنجارهای بین المللی را زیر پا گذاشته است. استاد دانشگاه جورجیا می گوید: «چین رویکرد بلندمدتی را در حوزه رقابت بین المللی با غرب اتخاذ کرده است. اگرچه چین و روسیه به روندهای استبدادی در جهان کمک می کنند، شواهدی وجود ندارد که ثابت کند، آنها برای تضعیف دموکراسی ها فعالیت های مشترک و هماهنگ انجام می دهند.»

پرسش بعدی این است که مهم ترین چالش ها در روابط دو کشور چیست؟ نخستین مورد، عدم اعتماد است. بسیاری از مقامات، مدیران شرکت ها و شهروندان چین و روسیه به یکدیگر بی اعتماد هستند. اگرچه شی و پوتین با هم دوست هستند؛ اما به لحاظ تاریخی، رهبران دو کشور به هم نزدیک نبوده اند. همچنین شهروندان دو کشور، گرایش های شدید ملی گرایانه داشته اند و شرکت های دو کشور، همواره در همکاری با هم با دشواری هایی مواجه بوده اند. اگرچه مرز مشترک دو کشور بسیار طولانی است؛ اما میزان سفرهای گردشگری و مبادلات علمی دو کشور بسیار محدود است. همه گیری کرونا نیز بر شدت بی اعتمادی ها افزوده است.

دومین مورد، جنگ اوکراین است. حمله روسیه به اوکراین، چین را در وضعیت دشواری قرار داده است. چین به روسیه کمک نظامی نکرده است؛ زیرا می داند که این اقدام، سبب واکنش منفی آمریکا و هم پیمانان غربی واشنگتن خواهد شد. کمک نظامی چین به روسیه، همچنین با سیاست دیرینه پکن، یعنی عدم دخالت در مسائل خارجی در تضاد قرار دارد؛ اما مقامات چین از محکوم کردن حمله روسیه به اوکراین اجتناب کرده و در مقابل، آمریکا و ناتو را برای تحریک روسیه سرزنش کرده اند.

سومین موضوع، هند است. روسیه روابط دوستانه ای با هند دارد و بخش عمده نیاز این کشور به سلاح را تامین می کند؛ اما چین با هند روابط گرمی ندارد و دو کشور بر سر مسائل ارضی با هم اختلاف دارند. پرسش بعدی به روابط اقتصادی چین و روسیه مربوط است. اگرچه طی دودهه اخیر، مبادلات تجاری دو کشور رشد کرده و سال گذشته ارزش این مبادلات 147میلیارد دلار بود؛ اما روابط اقتصادی آنها متوازن نیست. در واقع، روسیه بیشتر به چین وابسته است تا چین به روسیه و این عامل موجب نگرانی مسکو است. روسیه همچنین به شرکت ها و بانک های چینی برای سرمایه گذاری در بخش انرژی و زیرساخت های مخابراتی وابسته است. با توجه به جنگ اوکراین و تحریم های غرب علیه روسیه، بر وابستگی این کشور به چین افزوده شده است. نکته دیگر این است که چین و روسیه برای کاستن از وابستگی خود به سیستم بانکی غرب و کاهش آسیب پذیری نسبت به تحریم ها، کنار گذاشتن دلار در مبادلات تجاری را شروع کرده اند.