آرشیو سه‌شنبه ۷ تیر ۱۴۰۱، شماره ۱۰۳۴۸
اجتماعی
۶

اقشار کم درآمد به دلیل عدم تمکن مالی از خدمات روانشناسی استفاده نمی کنند

خدمات روانشناسی در ایستگاه گرانی

نادیا احمدی

یک سوم جمیت کشور «به خدمات روان شناختی فوری نیاز دارند»، رئیس سازمان روانشناسی با اعلام این موضوع، عدم مراجعه به روانشناس به دلیل گرانی خدمات مشاوره و روان درمانی را خطرناک توصیف کرده است. گرچه هنوز کرونا به آخر خط نرسیده، اما با آرام گرفتن این بیماری، موجی از اختلالات روحی ازجمله افسردگی، اختلال شخصیت، بروز خشونت و حتی انتقام گیری های کورکورانه افراد از یکدیگر شدت گرفته است.  در این میان  خدمات روانشناسی به علت تعرفه های بالا، به «کالایی لوکس» و خارج از دسترس اقشار کم درآمد تبدیل شده و گروهی از روانشناسان به صورت غیرقانونی، فراتر از تعرفه های اعلامی برای هر جلسه 45 دقیقه ای، به صورت میانگین 500 تا 800 هزار تومان ویزیت دریافت می کنند و میزان آن بر اساس موقعیت جغرافیایی محل انجام مشاوره و شهرت و تبحر متخصص روان، متغیر است. این در شرایطی است که خدمات روانشناسی، تنها محدود به یک جلسه نمی شود و معمولا یک دوره درمان، حداقل 12جلسه است. بااینکه تعرفه های تصویب شده برای خدمات روانشناسی و مشاوره برای جلسه 45دقیقه ای، بین 130هزار تومان تا 187هزار تومان تعیین شده، اما بسیاری از متخصصان روانشناس و روان پزشک، بی توجه به تعرفه های تصویب شده، نرخ تعیین می کنند.

افزایش هزینه معیشت و ناتوانی مالی، موجب شده خانواده ها برخی کالاها، ازجمله سلامت و درمان را از سبد هزینه خود حذف کنند، بنابراین اقشار در معرض خطر و کم درآمد به دلیل اینکه تمکن مالی بسیار پایینی دارند از خدمات روانشناسی بهره مند نمی شوند و محمد حاتمی، رئیس سازمان روانشناسی خبر داده است که صرفا افرادی که تمکن مالی دارند از این خدمات استفاده می کنند. 

وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی؛ بر مبنای شاخص های رسمی اعلام کرده است نزدیک به 36 درصد جمعیت کشور زیرخط فقر قرار دارند و این آمار بدان مفهوم است که اقشار آسیب پذیر کشور که معیشت شان با مشکل مواجه شده، ازنظر روان شناختی و مسائل شخصی و فردی دچار مشکلاتی هستند که به تعبیر روانشناسان دچار فشار روانی شده و این فشار می تواند منشا بسیاری از مشکلات برای فرد باشد و به مشاوره ها و خدمات درمانی نیاز دارند، اما همان طور که رئیس سازمان روانشناسی می گوید، هزینه خدمات روانشناسی برای اقشار کم درآمد گزاف است. 

محمد حاتمی که می گوید از هر سه نفر ساکن در ایران «یک نفر نیاز به خدمات روان شناختی فوری دارد»، بارها از دولت خواسته است که خدمات روانشناسی و مشاوره تحت پوشش بیمه درمانی قرار گیرد اما پیگیری های مستمر و نامه نگاری ها، «به هیچ نتیجه ای نرسیده است».

همه گیری کرونا و فشار مالی دو عامل مهم در افزایش مشکلات روحی و روانی است.

پیش از کرونا وزارت بهداشت آماری را ارائه کرد که نشان می داد 23.8 درصد جامعه به خدمات فوری روان شناختی نیاز داشته و با اختلال روانی همراه هستند. اما سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده که در دوران کرونا به طور متوسط، در زمینه مشکلات روان شناختی به این آمار در کشورهای مختلف

 10 درصد اضافه شده است. یعنی 33.8 درصد در کشور ما با مشکلات روان شناختی مواجه اند. 

طبق اعلامیه سازمان بهداشت جهانی، میان کرونا و اختلالات روانی در سال های گذشته، رابطه ای مستقیم برقرار است و همه گیری کرونا موجب افزایش بروز افسردگی و اضطراب شده است. سازمان بهداشت جهانی از همه کشورهای جهان خواسته تا سرمایه گذاری های خود را در حوزه سلامت روان افزایش دهند. این سازمان تاکید کرده که رنج و مشکلات افراد در این زمینه بسیار زیاد است و با همه گیری کووید 19 نیز تشدید شده است.

بر اساس آنچه این سازمان در بزرگ ترین مطالعه خود در مورد سلامت روان اعلام کرده؛ حتی قبل از شروع همه گیری کرونا، حدود یک میلیارد نفر در جهان از نوعی اختلال روانی رنج می بردند و در طول سال اول همه گیری، میزان افسردگی و اضطراب در جهان یک چهارم افزایش یافت، بااین حال، بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، سرمایه گذاری های موردنیاز برای رسیدگی به این موارد افزایشی نداشته است؛ زیرا تنها 2 درصد از بودجه سلامت ملی و کمتر از یک درصد از کل کمک های بهداشتی بین المللی صرف سلامت روان می شود.  این ارقام بسیار ناچیز است و در این گزارش اشاره شده که از هر 8 نفر در جهان یک نفر از اختلالات روانی رنج می برد. این وضعیت برای افرادی که در مناطق درگیری زندگی می کنند حتی بدتر است و تخمین زده می شود که از هر پنج نفر یک نفر از مشکلات سلامت روان رنج می برد.

در گزارش این نهاد همچنین آمده است که شکاف گسترده ای میان کشورها در زمینه دسترسی به مراقبت های بهداشت روان وجود دارد. درحالی که بیش از 70 درصد افراد مبتلابه روان پریشی در کشورهای با درآمد بالا تحت درمان قرار می گیرند، این میزان در کشورهای کم درآمد به زحمت به 12 درصد می رسد.

این مطالعه، با تشویق به تخصیص بودجه در حوزه سلامت روان، بر اینکه «سرمایه گذاری در حوزه سلامت روان، سرمایه گذاری برای زندگی و آینده بهتر برای همه است، تاکید می کند. کرونا در ایران و جهان مهارشده، اما اثرات روانی آن مشهود است. با این شرایط اما بسیاری از افراد قادر نیستند به روانشناس مراجعه کنند و هزینه های خدمات روان درمانی آن چنان بالاست که شهروندان تصور می کنند، به جای پرداخت این هزینه، باید به فکر تامین معاش و هزینه سرسام آور اجاره بها باشند. 

نکته ریشه ای تر آن است که مخاطبان حوزه روانشناسی در فضای مجازی افزایش یافته و سید علی آذین، متخصص پزشکی اجتماعی می گوید: امروزه باوجودآنکه تلاش شده است که حق مشاوره با حداقل افزایش مواجه شود اما بسیاری از بیماران از پرداخت همین حق مشاوره هم عاجز هستند و بیمه ها حمایت های لازم را از بیماران سلامت روانی به عمل نمی آورند. به دلیل این مشکلات، کسانی که نیاز به مشاوره دارند؛ با توجه به هزینه ها و نبود بیمه های حمایتی، امکان دسترسی و یا امکان بهره مندی ندارند و تلاش می کنند مشکلات خود را نه در فضای حقیقی بلکه در فضای مجازی حل کنند.

اساسا حوزه سلامت روانی و در کل روانشناسی حوزه جذاب و پرطرفداری است و اتفاقا به دلیل وجود منابع زیاد در این حوزه و در دسترس بودن آن افراد بامطالعه، خود را متخصص فرض می کنند و ازآنجایی که مردم ترجیح می دهند از طریق فضای مجازی با حداقل هزینه و یا حتی بدون هیچ هزینه ای به راهکاری برای حل مشکلات خود دست یابند، به روانشناسان فضای مجازی رجوع می کنند و اگر این خدمات تحت پوشش بیمه قرار گیرد، میزان مراجعه به روانشناسان افزایش می یابد. 

یک فعال حوزه خانواده و جمعیت بر تحت پوشش بیمه قرار گرفتن خدمات روانشناسی تاکید کرده است. دکتر شهیده جهانیان به موضوع مهمی اشاره دارد، اینکه ارائه خدمات انواع بیمه ها برای بیماری های مختلف جسمی در حال اجراست و گاه تا صد درصد هزینه های مشاوره های پزشکی، بررسی های تشخیصی و درمانی بیماران از طریق بیمه ها پرداخت می شود که متاسفانه برای مسائل روان شناختی درون خانواده و فردی که می تواند منجر به بیماری های روحی و روانی و تربیتی فراوانی شود و هزینه های بسیار سنگین تر و غیرقابل جبرانی را به کشور تحمیل کند، مغفول مانده است.

این فعال حوزه خانواده و جمعیت با اشاره به بند هشت سیاست های کلی تامین اجتماعی مبنی بر «ارائه خدمات لازم به منظور تحکیم نهاد خانواده و فرزندآوری» و تحت پوشش بیمه نبودن خدمات روانشناسی و مشاوره به ویژه برای زوجین جوان، عنوان می کند: ممکن است دختر و پسر در ابتدای ازدواج و برای آشنایی و شناخت از یکدیگر و یا پس از ازدواج در راستای استحکام خانواده و درک متقابل نیاز به استفاده از خدمات روانشناسی و مشاوره  را حس کنند اما به دلیل هزینه های بالای این خدمات از مراجعه به روانشناس پشیمان می شوند. در این میان تحت پوشش بیمه قرار گرفتن خدمات روانشناسی و مشاوره بسیار حائز اهمیت است. بنابراین یکی از راه های صیانت از نهاد خانواده این است که خدمات روانشناسی و مشاوره را تحت پوشش بیمه قرار دهیم چراکه خلاء جدی آن به لحاظ تاثیرات گسترده در محیط خانواده و اجتماع و روند رشد جمعیت خانواده به خوبی در کشور احساس می شود.

بی تردید انجام مشاوره موثر و توجه به آن اهمیت بسزایی دارد به طوری که در بسیاری از موارد به مراجعه مداوم زوجین نیاز است و با یک یا دو جلسه، مشکلات قابل شناسایی و برطرف شدن نیست. حدود 50 درصد طلاق ها در پنج سال اول زندگی ثبت شده اند، چنانچه پیوند ازدواج، به علت انتخاب نادرست و یا عدم شناخت کافی دختر و پسر از یکدیگر برای زندگی مشترک و یا فقدان فراگیری مهارت های زندگی در آستانه فروپاشی قرار گیرد، با انجام مشاوره های تخصصی و ارائه راهکارهای مناسب جهت کسب مهارت های لازم زندگی می توان انتظار داشت که با ایجاد همدلی، صبر، گذشت و مسئولیت پذیری، نشاط و شادابی بین زوجین حاکم شود. بااین حال به علت هزینه های سنگین مشاوره که هر خانواده ای قادر به پرداخت آن نیست، زوجین از همان ابتدا از ادامه مسیر مشاوره بازمی مانند و وقتی که مشکلات شدت و عمق بیشتری پیدا کرد، ممکن است درمان های بعدی نتواند مانع تداوم سردی روابط زناشویی و حتی جدایی بین آن ها شود و این موضوع مهمی است که باید در برنامه ها و سیاست گذاری های حوزه خانواده بیشتر موردتوجه مسئولان کشوری قرار گیرد. شهیده جهانیان بابیان اینکه زوجین جوان به خصوص در پنج سال نخست زندگی مشترک، ممکن است نیاز فراوانی به کسب مهارت های زندگی و آموزش های لازم برای رفع مشکلات خود داشته باشند، می گوید: بهره گیری از مشاوران آگاه و کارآمد و به کارگیری توصیه های آنان می تواند در رابطه با بهبود نگرش فرد از زندگی مشترک، انتخاب صحیح همسر، پیشگیری از اختلافات زناشویی، مدیریت صحیح تعارضات زندگی مشترک و درنتیجه کاهش آمار طلاق بسیار موثر باشد.این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس معتقد است، اهمیت مشاوره های قبل و پس از ازدواج به حدی است که در سیاست های ابلاغی رهبر انقلاب در حوزه خانواده با عنوان «ساماندهی نظام مشاوره ای و آموزش قبل، حین و پس از تشکیل خانواده و تسهیل دسترسی به آن بر اساس مبانی اسلامی ایرانی» و در جهت «استحکام خانواده» مورد تاکید قرارگرفته است.

باتوجه به اظهارات شهیده جهانیان، فعال حوزه خانواده و جمعیت به این واقعیت پی می بریم که باید مشاوره های ازدواج و خانواده تحت پوشش بیمه قرار گیرند، چراکه با فعال شدن بیمه ها برای خدمات روانشناسی و مشاوره، هزینه کمتری از سبد مالی خانواده ها پرداخت می شود. همچنین با توجه به تاکید مقام معظم رهبری در مورد تحکیم نهاد خانواده، لازم است این بعد از ابعاد تاثیرگذار در استحکام خانواده و سلامت جامعه مورد پشتیبانی و حمایت دولت قرار گیرد. به نظر می رسد اگر بحث بیمه ای برای خدمات روانشناسی و مشاوره فعال شود، ناخودآگاه زوجین و خانواده ها پیش از  بروز آسیب های جبران ناپذیری نظیر طلاق های پنهان و آشکار، به فکر درمان مشکلات خود می افتند و این گونه می توان برای اجرایی شدن بند 8 سیاست های کلی تامین اجتماعی که اختصاص به «تحکیم خانواده و فرزندآوری» دارد، قدم مثبتی برداشت.

«اگر این خدمات بیمه شود، دیگر فشار مالی به مردم وارد نمی شود. حتی بیمه های تکمیلی هم می توانند این خدمات را بیمه کنند تا مردم توانایی مراجعه به مراکز درمانی را داشته باشند.» سخنی که مجید صادقی، رئیس انجمن علمی روان پزشکان با اشاره به آن، تاکید می کند: «منطقه جغرافیایی مراکز و مطب های روانشناسی، حرف اول را در تعیین تعرفه ها می زنند؛ به طوری که قیمت ویزیت، بر اساس این که مطب یا مرکز در کجای شهر است، تعیین می شود. بنابراین مطب های شمال شهر، ویزیت های سنگین تری دریافت می کنند.»

بااین حال، حمید یعقوبی، دانشیار روانشناسی بالینی و رئیس مرکز مشاوره دانشگاه صنعتی شریف و عضو هیئت مدیره انجمن روانشناسی ایران، عنوان می کند: «قیمت گذاری در وزارت بهداشت، تابع شرایط مختلفی است که به نظر نمی رسد مکان واقع شدن مطب، نقشی در میزان تعیین تعرفه داشته باشد. البته ممکن است تعرفه شهرهای مختلف و بخش بندی و قیمت گذاری ها باهم متفاوت باشد. البته در تعیین تعرفه ها، نوع خدمات ارائه شده در نظر گرفته نمی شود و همین نکته، ویزیت را تغییر می دهد.»یعقوبی به این مسئله اذعان دارد که افراد برای مراجعه به مراکز ارائه دهنده خدمات سلامت روان سواد و بینش کافی رادارند، اما به دلیل ناتوانی مالی نمی توانند به مشاور مراجعه کنند: «در چنین شرایطی باید بیمه ها حمایتگر باشند اما چنین شرایطی وجود ندارد و درنهایت این مسئله به ضرر سلامت جامعه است. به هرحال مردم، عصبانی، غمگین، مضطرب، افسرده و سرگردان در هر موقعیتی که باشند، قطعا به نظام سلامت جامعه آسیب می زنند. شناخت ناکامی های افراد می تواند تا حد زیادی میزان خشم و اضطراب را در جامعه کاهش دهد و به همین ترتیب، وقتی افراد کمتر دچار نزاع و پرخاشگری شوند، جامعه هم ازنظر روان سالم تر خواهد بود.»