به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت
فهرست مطالب نویسنده:

محمد همتی

  • محمد همتی، طاهر تیزدست*، محسن جدیدی
    زمینه

    درمان چشم انداز زمان با تغییر در نحوه ادراک زمان، به افراد کمک می کند تا تعادل بهتری میان گذشته، حال و آینده خود ایجاد کرده و از تجربیات منفی فاصله بگیرند، درحالی که درمان مثبت نگر با تقویت نقاط قوت و افزایش احساسات مثبت، افراد را به سمت بهزیستی روانشناختی هدایت می کند. با وجود اثربخشی هر یک از این رویکردها به صورت مجزا، مطالعات کافی در مورد تلفیق آن ها و بررسی تاثیر هم افزایی این ترکیب بر روی بیماران افسرده وجود ندارد.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بسته آموزشی تلفیقی مبتنی بر درمان چشم انداز زمان و درمان مثبت نگر بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران افسرده انجام شد.

    روش

    روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد مراجعه کننده به مرکز مشاوره امین وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1401 بودکه از میان 40 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) گمارده شدند. ابزارهای جمع آوری داده شامل پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (ریف، 2002) و پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1996) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که آموزش تلفیقی مبتنی بر درمان چشم انداز زمان و درمان مثبت نگر منجر به افزایش کیفیت زندگی در افراد افسرده شود (01/0 >p)؛ همچنین آموزش تلفیقی در ارتقای بهزیستی روانشناختی موثر بود (01/0 >p) و نتایج این تاثیر در بازه زمانی 2 ماهه نیز پایدار بود (01/0 >p).

    نتیجه گیری

    باتوجه به نتایج پژوهش توصیه می شود مسئولین نظام بهداشت و سلامت جامعه، با انجام مطالعات عمیق تر، ضمن رصد و پایش عوامل موثر بر افسردگی، بر شیوه های بهبود کیفیت زندگی، بیماران افسرده متمرکز شوند و با ایجاد بانک اطلاعات بیماران دارای اختلال افسردگی، برنامه های مدونی را برای درمان پیش بینی نمایند.

    کلید واژگان: کیفیت زندگی, بهزیستی روانشناختی, درمان چشم انداز زمان, درمان مثبت نگر
    Mohammad Hemmati, Taher Tizdast*, Mohsen Jadidi
    Background

    Time perspective therapy, by altering individuals' perception of time, helps them establish a better balance between their past, present, and future, thereby distancing them from negative experiences. In contrast, positive therapy enhances psychological well-being by strengthening individuals' capabilities and increasing positive emotions. Although both approaches have shown effectiveness individually, there is insufficient research on the integration of these approaches and the potential synergistic effects on depressed patients.

    Aims

    This study aimed to evaluate the effectiveness of an integrated training package based on time perspective therapy and positive therapy on the quality of life and psychological well-being of depressed patients.

    Methods

    This research employed a quasi-experimental pre-test and post-test design with a control group and a two-month follow-up. The statistical population included all individuals referred to the Amin Counseling Center affiliated with Islamic Azad University in 2022. From these, 40 individuals were selected through convenience sampling and assigned to experimental and control groups (20 per group). Data collection tools included the Psychological Well-being Questionnaire (Ryff, 2002) and the World Health Organization Quality of Life Questionnaire (WHO, 1996). Data were analyzed using repeated measures analysis of variance in SPSS software, version 26.

    Results

    Findings indicated that the integrated training based on time perspective and positive therapy led to a significant improvement in the quality of life of depressed individuals (p< 0.01). Additionally, the training was effective in enhancing psychological well-being (p< 0.01), and this effect remained stable over a two-month period (p< 0.01).

    Conclusion

    Based on the study’s results, it is recommended that health system officials conduct further research to monitor factors affecting depression and to focus on improving the quality of life of depressed patients. Establishing a database for patients with depressive disorders and implementing structured treatment programs is also advised.

    Keywords: Quality Of Life, Psychological Well-Being, Time Perspective Therapy, Positive Therapy
  • محمد آرمانفر، فواد مکوندی*، سیروس کرراهی مقدم، محمد همتی

    این پژوهش به صورت اکتشافی، مولفه های شناخت مسائل سیاستی را تحلیل و چارچوب مسئله شناسی تولید در شرکت ملی نفت ایران را طراحی نموده است. در فرایند این پژوهش مولفه های احصاء شده در پژوهش های پیشین شامل 3243 مفهوم، 264 مولفه فرعی و 16 مولفه اصلی بر اساس نظرسنجی از کارشناسان و مدیران صنعت نفت و خبرگان حوزه مدیریت انرژی و سیاست گذاری عمومی در قالب عوامل مدیریتی، عوامل اجرایی، عوامل پیرامونی، عوامل ماهیتی و دستاوردهای شناخت مسائل سیاستی در سیاست گذاری تولید در شرکت ملی نفت ایران صحت سنجی و اولویت بندی گردیدند. نتایج نشان می دهد که بیشترین توافق از منظر مشارکت کنندگان در پژوهش بر شناخت کارائی و اثربخشی مسائل سیاستی در شرکت ملی نفت ایران و کمترین توافق بر شناخت موضوعی مسائل حاصل شده است. چارچوب بندی فرایند شناخت مسائل مرتبط با موضوع این پژوهش نشان دهنده نقش شناخت نهادی و درک جامعیت مسائل در چارچوب عوامل مدیریتی، نقش گونه شناسی و شناخت موضوعی، محتوایی و شکلی مسائل در چارچوب عوامل مربوط به ماهیت مسئله، نقش شناخت و نگاشت ذینفعان و عوامل زمینه ای و محیطی مرتبط با مسائل در چارچوب عوامل پیرامونی مسئله، شناخت فناوری های مرتبط با تولید و ساختار مسئله در چارچوب عوامل اجرایی و شناخت رویکرد، شفافیت، کارایی و اثربخشی و مشروعیت مسائل به عنوان دستاوردهای فرایند شناخت می باشد.

    کلید واژگان: چارچوب مسئله شناسی, سیاست گذاری تولید شرکت ملی نفت ایران, مولفه های مسئله شناسی
    Mohamad Armanfar, Foad Makvandi *, Sirous Korahi Moghaddam, Mohammad Hemati

    In an exploratory way, this research has analyzed the components of understanding political issues and designed the framework of production problems in the National Iranian Oil Company. In the process of this research, the components counted in previous researches include 3243 concepts 264 sub components and 16 main components based on a survey of experts and managers of the oil industry and experts in the field of energy management and public policy in the form of managerial factors, factors implementation, peripheral factors, intrinsic factors and the achievements of understanding policy issues in production policy making in the National Iranian Oil Company were verified and prioritized. The results show that the highest agreement from the perspective of the participants in the research was on the recognition of the efficiency and effectiveness of policy issues in the National Iranian Oil Company, and the lowest agreement was reached on the thematic recognition of the issues. Framing the process of recognizing issues related to the subject of this research shows the role of institutional recognition and understanding the comprehensiveness of issues in the framework of management factors, the role of typology and thematic, content and formal recognition of issues in the framework of factors related to the nature of the issue, the role of recognizing and mapping stakeholders and Contextual and environmental factors related to issues in the framework of peripheral factors of the issue, recognition of technologies related to production and structure of the issue in the framework of executive factors and recognition of the approach, transparency, efficiency and effectiveness and legitimacy of issues as the achievements of the recognition process.

    Keywords: Problem Analysis Framework, Production Policy Of Iran National Oil Company, Problem Analysis Components
  • احمد شجاعی ارزنه ئی، محمد همتی*، علی اکبر امین بیدختی

    هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی مبتنی بر رسانه و شبکه های اجتماعی در مدیریت مصرف هوشمند برق می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت اکتشافی و از نظر زمانی مقطعی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 179 از کلیه افرادی که طی هفته گذشته و در شبکه های اجتماعی با شرکت برق و فعالیت های آن ارتباط داشته اند که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی تایید مورد تایید قرار گرفت، تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده نرم افزار SPSS و Lisrel انجام شد. نتایج این پژوهش حاکی از وجود شش متغیر؛ که به دو بخش پیشایندها (شبکه های اجتماعی) و پسایندها (تبلیغات شفاهی، وفاداری برند، هوشمندسازی و دانش اجتماعی) در حوزه مدیریت مصرف هوشمند دارد. همچنین شاخص GOF برابر 88/0 بدست آمد که نشان از برازش قوی مدل می باشد.

    کلید واژگان: شبکه های اجتماعی, مصرف هوشمند, تبلیغات شفاهی, وفاداری برند
    Ahmad Shojaee Arzaneee, Mohamad Hemati *, Aliakbar Amin Beydokhti

    The purpose of this research is to present a model based on media and social networks in the management of intelligent electricity consumption. According to its purpose, the research method is practical, quantitative in terms of implementation, exploratory in nature, and cross-sectional in terms of time. The statistical population of the research includes 179 of all the people who were connected with the electricity company and its activities during the last week and in social networks, who were selected by random sampling. A standard questionnaire was used to collect data. The face and content validity of the questionnaire was confirmed through confirmatory factor analysis, data analysis was done using SPSS and Lisrel software. The results of this research indicate the existence of six variables; which has two parts: antecedents (social networks) and consequences (word of mouth advertising, brand loyalty, intelligence and social knowledge) in the field of smart consumption management. Also, the GOF index was obtained as 0.88, which shows the strong fit of the model.

    Keywords: Social Networks, Smart Consumption, Word Of Mouth Advertising, Brand Loyalty
  • علی جوکار، فواد مکوندی*، محمد همتی، یوسف امینی، عبدالکاظم نیسی
    مسئولیت اجتماعی یکی از مفاهیم مهمی است که حوزه اقتصادی، اجتماعی، و زیست محیطی را در بر می‏گیرد. هدف این تحقیق بررسی مولفه‏ها و شاخص‏های مدل مسئولیت اجتماعی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب بود. این تحقیق از نوع تحقیقات آمیخته اکتشافی است که با تحلیل محتوای مرام نامه های مسئولیت اجتماعی شرکت های پیش رو در اجرای مسئولیت اجتماعی دنیا و صنعت نفت ایران ابعاد و مولفه های الگو شناسایی و سپس با روش دلفی تثبیت شد. جامعه آماری اول شامل متخصصان و خبرگان شرکت مناطق نفت خیز و دانشگاهی در حوزه مسئولیت اجتماعی بودند که تعداد 15 نفر انتخاب شدند. جامعه آماری دوم شامل ذی نفعان و استفاده گیرندگان از حوزه مسئولیت اجتماعی بود. بر اساس فرمول کوکران برای جوامع نامحدود تعداد این افراد 394 نفر محاسبه شد. جامعه سوم مجریان و متولیان اجرای برنامه های مسئولیت اجتماعی بودند که تعداد 79 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند.  با انجام تحلیل محتوای مرام نامه های شرکت های بزرگ نفتی دنیا، ابعاد الگوی مورد نظر شناسایی و در نهایت به کمک مدل سازی ساختاری تفسیری و با کمک نرم افزار میک مک الگوی مورد نظر ترسیم و سطوح پنجگانه این الگو معرفی شدند. پس از تحلیل محتوا و دو دور روش اجرای دلفی، دوازده مولفه و 58 شاخص استخراج شد که برای زیست بوم هر منطقه می توان آن ها را به عنوان مولفه ها و شاخص های مدل مسئولیت اجتماعی در نظر گرفت. این ابعاد و مولفه ها در دور دوم دلفی غربالگری شدند. در نهایت اولویت بندی مولفه ها،  صورت گرفت که نتایج حاکی از آن بود که شاخص مسئولیت اجتماعی سازمانی با وزن نسبی 330/0 بیشترین اهمیت را دارد. بنابراین در بین 12 شاخص بیشترین تاثیر را دارد.
    کلید واژگان: حاکمیت شرکت, شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب, عملکرد اقتصادی, مسئولیت اجتماعی
    Ali Jokar, Foad Makvandi *, Mohammad Hemmati, Yusef Amini, Abdulkazem Neysi
    Social responsibility is one of the important concepts that includes economic, social, and environmental fields. The purpose of this research was to examine the components and indicators of the social responsibility model of the National Company of the Southern Oil-rich Regions. The first statistical population includes specialists and experts of oil-rich regions companies and academics in the field of social responsibility, 15 of whom were selected. The second statistical population includes the beneficiaries and users of the social responsibility field. The number of them was calculated as 394 individuals. The third community involves managers and trustees of social responsibility programs; 79 people were selected as a sample. The results of the analysis of the content of the resolutions of the major oil companies of the world, the dimensions of the desired model were examined. Finally, with the help of structural-interpretive modeling and Mic Mac software, the desired model was drawn, and the five levels of this model were introduced. After content analysis and two rounds of Delphi implementation, twelve components and 58 indicators were extracted. These can be considered components and indicators of the social responsibility model of the National Company of Southern Oil Regions for the ecosystem of each region. These dimensions and components were screened in the second round of Delphi. Finally, in prioritizing the components, the organizational social responsibility index, with a relative weight of 0.330, is the most important. Therefore, among the 12 indicators, it has the most impact.
    Keywords: Social Responsibility, National Company Of South Oil-Rich Regions, Corporate Governance, Economic Performance
  • علی جوکار، فواد مکوندی*، محمد همتی، یوسف امینی، عبدالکاظم نیسی

    این تحقیق با هدف، طراحی الگوی توسعه‏ یافته مسئولیت اجتماعی شرکت ملی مناطق نفت‏خیز جنوب، با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا، انجام گرفته است. این تحقیق از نوع تحقیقات کیفی بوده که با تحلیل محتوای مرامنامه ‏های مسئولیت اجتماعی شرکت‏ های پیشرو در اجرای مسئولیت اجتماعی دنیا و صنعت نفت ایران، ابعاد و مولفه های الگو شناسایی شده و سپس با روش دلفی تثبیت شد، جامعه آماری اول شامل متخصصان و خبرگان شرکت مناطق نفت‏خیز و دانشگاهی در حوزه مسئولیت اجتماعی است؛ تعداد این افراد 20 نفر است. نمونه انتخاب شده به روش قضاوتی و در دسترس 15 نفر انتخاب شدند. جامعه آماری دوم شامل ذینفعان و استفاده‏ گیرندگان از حوزه مسئولیت اجتماعی است. تعداد این افراد نامحدود است. براساس فرمول کوکران برای جوامع نامحدود تعداد این افراد 394 نفر محاسبه شد. جامعه سوم مجریان و متولیان اجرای برنامه‏ های مسئولیت اجتماعی است. تعداد این متولیان در ستاد شرکت ملی مناطق نفت‏خیز جنوب، که عبارت‏اند از مسئولان و دست‏اندر‏کاران اجرای برنامه مسئولیت اجتماعی 100 نفر است، که به ‏روش تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 79 نفر به ‏عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج تحلیل محتوای مرامنامه ‏های شرکت‏های بزرگ نفتی دنیا، ابعاد الگوی موردنظر بررسی و درنهایت به کمک مدلسازی ساختاری تفسیری و با کمک نرم‏افزار میک‏مک، الگوی موردنظر ترسیم  و سطوح پنجگانه این الگو معرفی شدند. پس از تحلیل محتوا و دو دور روش اجرای دلفی، دوازده مولفه و 58 شاخص استخراج شد، که برای زیست‏بوم هر منطقه، می‏توان آن‏ها را به‏عنوان مولفه‏ ها و شاخص‏ه ای مدل مسئولیت اجتماعی شرکت ملی مناطق نفت‏خیز جنوب در نظر گرفت. این ابعاد و مولفه ‏ها در دور دوم دلفی، غربالگری شدند. درنهایت اولویت ‏بندی مولفه‏ ها، شاخص مسئولیت اجتماعی سازمانی با وزن نسبی 330/0 بیشترین اهمیت را دارد. بنابراین در بین 12 شاخص، بیشترین تاثیر را دارد

    کلید واژگان: مسئولیت اجتماعی, شرکت های نفتی, شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب
    Ali Jokar, Foad Makvandi*, Mohammad Hemmati, Yusef Amini, Abdulkazem Neysi

    This research has been carried out with the aim of designing the developed model of social responsibility of the national company of the southern oil-rich regions, using the technique of content analysis. This research is qualitative research that by analyzing the content of the social responsibility policies of leading companies in the implementation of social responsibility in the world and Iran's oil industry, the dimensions and components of the model were identified and then confirmed by the Delphi method. The first statistical population includes specialists and experts of companies in oil-rich regions and academics in the field of social responsibility, the number of these people is 20 people. 15 people were selected by the judgment method and available. The second statistical population includes the beneficiaries and beneficiaries of the social responsibility field. The number of these people is unlimited. Based on Cochran's formula for unlimited communities, the number of these people was calculated as 394 people. The third community is the executors and trustees of social responsibility programs. The number of these custodians in the headquarters of the National Company of the Southern Oil Regions, which are he officials and those involved in the implementation of the social responsibility program, is 100 people, and 79 people were selected as a sample by a simple random method and using the Cochran formula. The results of the analysis of the content of the resolutions of major oil companies in the world showed that the dimensions and components of social economic responsibility, organizational social responsibility, social responsibility of stakeholders, governance social responsibility, customer-oriented social responsibility, development-oriented social responsibility, environmental social responsi-bility, Ethical social responsibility, civil social responsibility, social responsibility, accountability, individual social responsibility, and civil social responsibility are the dimensions of the desired model, and finally, with the help of structural-interpretive modeling and with the help of Mic Mac software, the desired model is drawn and five levels This model was introduced

    Keywords: Social Responsibility, Oil Companies, National Company Of South Oil-Rich Regions
  • سینا شرافتی میاندوآب، علیرضا استعلاجی*، محمد همتی
    زمینه و هدف

    با توجه به رشد افسار گسیخته شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه، فقر و محرومیت از مسائل محوری و اساسی به شمار می رود که شهرها با آن دست به گریبان هستند. رشد پدیده فقر شهری و عمیق تر شدن شکاف طبقاتی در شهرهای بزرگ باعث شده است که گروه های کم درآمد در قالب اجتماعات محلی در فضاهای جغرافیایی خاص شکل گیرند که از روند کلی توسعه برکنار مانده و به اصطلاح به حاشیه رانده شده، هستند. در واقع، شهرهای بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته با مشکل عمیق انطباق نیافتگی الگوهای رفتاری و فن آوری وارد شده از کشورهای بیشتر توسعه یافته روبرو می باشند، از بازتاب های این انطباق نیافتگی، اغتشاش در ساختار فضایی و بروز پدیده اسکان غیررسمی در این شهرها بوده است که به ویژه با توجه به ویژگیهای ساختار فضایی و مکانیزم های هدایت و کنترل شهری در آنها در سال های اخیر با رشد و گسترش قابل ملاحظه ای مواجه بوده اند، لذا توجه جدی به بهبود وضعیت این سکونتگاه ها به دلیل پیامدهای منفی آن در ابعاد مختلف ضرورت دارد.

    روش بررسی

    در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش ANP و کدنویسی در نرم افزار متلب استفاده می شود. استفاده از روش ANP این اطمینان را می دهد که به دلیل وجود آنالیز ریاضی قابل قبول در این شیوه انتخاب گزینه های برتر به شیوه ای منطقی و استدلالی اصولی صورت پذیرد و صرفا نتیجه تصور و برداشت فردی بدون پشتوانه نباشد.

    یافته ها

    یافته ها بر اساس گونه های مختلف ظرفیت کالبدی - اجتماعی شامل؛ ظرفیت کالبدی - اجتماعی درون گروهی، ظرفیت کالبدی - اجتماعی بین گروهی و ظرفیت کالبدی - اجتماعی ارتباطی مورد تجریه و تحلیل و نتیجه گیری قرار می گیرد.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که میزان ظرفیت کالبدی - اجتماعی درون گروهی(که بیانگر همبستگی میان افراد همانند در موقعیت های مشابه است مانند افراد خانوار، دوستان و همسایگان) از میزان مناسبی برخوردار است. ظرفیت کالبدی - اجتماعی درون گروهی تمایل به ممانعت از دخول دیگران (غیرخودی ها) دارد و مایل است که همگنی را حفظ کند. بنابراین این سرمایه به روابط مبتنی بر اعتماد و همکاری میان اعضای یک گروه اشاره دارد که دیگران برای اعضای آن غریبه محسوب می شوند. این نوع ظرفیت کالبدی - اجتماعی به دلیل اینکه در خدمت منافع گروه خاصی است، موجب ایجاد تبعیض و نابرابری اجتماعی شده و مانع رشد و توسعه شود.

    کلید واژگان: سکونتگاه های غیررسمی, توانمند سازی, کالبدی, اجتماعی, کشتارگاه.
    SINA SHERAFATI, Alireza Estelaji*, Mohamad Hemmati
    Background and Objective

    Considering the unbridled growth of urbanization in developing countries, poverty and deprivation are considered to be central and fundamental issues that cities are struggling with. The growth of the phenomenon of urban poverty and the deepening of the class gap in big cities has caused the formation of low-income groups in the form of local communities in specific geographical spaces, which are left out of the general development process and so-called marginalized.

    Material and Methodology

    In this research, ANP method and coding in MATLAB software are used for data analysis. The use of the ANP method ensures that due to the presence of acceptable mathematical analysis in this method, the selection of superior options is done in a logical and principled reasoning manner and is not simply the result of an individual's imagination and perception without support.

    Findings

    Findings based on different types of physical-social capacity including; Intra-group physical-social capacity, inter-group physical-social capacity, and communicative physical-social capacity are tested, analyzed and concluded.

    Discussion and Conclusion

    The results of this research show that the amount of physical-social capacity within the group (which expresses the solidarity between similar people in similar situations such as family members, friends and neighbors) has a suitable level. The physical-social capacity within the group tends to prevent the penetration of others (outsiders) and wishes to maintain homogeneity. Therefore, this capital refers to relationships based on trust and cooperation among the members of a group that others are considered strangers to. This type of physical-social capacity, because it serves the interests of a certain group, causes discrimination and social inequality and hinders growth and development.

    Keywords: Informal Settlements, Empowerment, Physical, Social, Slaughterhouse
  • حمزه داودی، فواد مکوندی*، محمد همتی، قنبر امیرنژاد، وحید چناری
    هدف

    ضرورت سیاست گذاری های بهینه در صنعت پتروشیمی، همواره به عنوان یکی از اولویت های استراتژیک در اسناد فرادستی نظام مطرح بوده است بطوری که نمی توان نقش این سیاست ها را در تامین منافع ملی نسل های فعلی و آینده نادیده گرفت. به این خاطر در نظر گرفتن سناریوهای مبتنی بر آینده در خصوص صنایع پتروشیمی بویژه ایجاد هاب های درون سرزمینی در افق توسعه ای کشور بسیار ضروری است و پژوهش حاضر با هدف برنامه ریزی با رویکرد آینده پژوهشی جهت توسعه هاب های پتروشیمی درون سرزمینی انجام شد. 

    روش شناسی: 

    در این پژوهش از روش های تحلیل محتوای کیفی ، تبیین سناریو، اولویت بندی گزاره ها، برنامه ریزی پابرجا در شرایط عدم قطعیت و ارزیابی راهبردها بوده و در سه فاز انجام گردیده است. در این راستا با 20 خبره مصاحبه انجام شده است. 

    یافته ها

    بر اساس نتایج تحقیق سناریوهای خوشبینانه بر کاهش اتحریم ها، ثبات اقتصادی و نرخ ارز، تامین مالی خارجی، مشارکت سرمایه گذاران داخلی و دسترسی به تکنولوژی مبتنی بوده مشروط به اینکه دولت مشارکت مستقیم داشته باشد. برقراری این شرایط نیازمند ایجاد یک تغییرات در سیاست خارجی با هدف تحریم زدایی است که در پی آن انتظار می رود سایر شرایط نیز برقرار گردد. در سناریوهای متوسط نیز اهمیت کاهش تحریم ها همچنان برقرار بوده و بدون آن نمی توان توسعه هاب های پتروشیمی را در دسترس دید.

    نتیجه گیری

    بر این اساس نحوه ی مداخله دولت در انجام این پروژه ها و همکاری آن با سایر نهادها و بخش های مختلف نقش بسزایی در وضعیت این پروژ ها خواهد داشت.

    کلید واژگان: صنعت پتروشیمی, هاب های درون سرزمینی, انرژی, آینده پژوهی, ایران
    HAMZEH DAVOODI, Foad Makvandi *, MOHAMMAD HEMMATI, GHANBAR AMIRNEJAD, VAHID CHENARI
    Objective

    The necessity of optimal policymaking in the petrochemical industry has consistently been highlighted as one of the strategic priorities in the country's overarching documents, such that the role of these policies in securing the national interests of current and future generations cannot be overlooked. For this reason, considering future-based scenarios regarding the petrochemical industry, especially the establishment of inland hubs within the developmental horizon of the country, is crucial and this is conducted with the aim of planning with a futurology approach for the development of inland petrochemical hubs. 

    Methodology

    In this study, qualitative content analysis, scenario formulation, prioritization of propositions, robust planning under conditions of uncertainty, and strategic evaluation methods have been employed across three phases. In this context, interviews were conducted with 20 experts. 

    Findings

    Based on the research findings, optimistic scenarios are predicated on the reduction of sanctions, economic stability and exchange rate, foreign financing, participation of domestic investors, and access to technology, provided that the government is directly involved. Achieving these conditions requires a shift in foreign policy aimed at sanction relief, which, in turn, is expected to facilitate the realization of other conditions. In moderate scenarios, the importance of sanction reduction remains vital, and without it, the development of petrochemical hubs seems unattainable. 

    Conclusion

    Accordingly, the manner of government intervention in these projects and its collaboration with other institutions and various sectors will play a significant role in the status of these projects.

    Keywords: Petrochemical Industry, Inland Hubs, Energy, Foresight, Iran
  • حمید علمداری، فواد مکوندی*، محمد همتی، قنبر امیر نژاد
    زمینه و هدف

    هدف تحقیق حاضر ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی بر مبنای سیستم های کاری با عملکرد بالا در شرکت های دولتی ایران (مورد مطالعه شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب) و در زمینه مدیریت منابع انسانی است.

    روش شناسی: 

    این پژوهش از لحاط هدف کاربردی، از لحاظ نحوه گردآوری داده ها، توصیفی- اکتشافی و از نوع آمیخته است. جامعه آماری تحقیق در بخش کیفی، خبرگان به تعداد 22 نفر و به روش غیراحتمالی قضاوتی هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی جامعه آماری شامل 725 نفر و نمونه آماری 251 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب گردید.

    یافته ها

    با استفاده از آزمون دلفی فازی ابعاد؛ مولفه ها و شاخص های متغیرهای تحقیق شناسایی شدند. متغیر مدیریت منابع انسانی در 18بعد،41 مولفه و 103 شاخص و متغیر سیستم های کاری با عملکرد بالا نیز در 5 بعد، 31 مولفه و 54 شاخص شناسائی گردید. در ادامه با استفاده از روش ISM سطح بندی و شناسایی روابط بین عوامل انجام گردید. در بخش کمی نیز داده های به دست آمده با استفاده از تکنیک های آماری مناسب مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. آزمون معادلات ساختاری جهت تببین و بررسی الگوی ارائه شده انجام شد.

    نتایج

    نتایج تحقیق نشان می دهد که الگوی نهایی از اعتبار مطلوبی برخوردار است. لذا استفاده از سیستم های دقیق و پیشرفته برای جذب، گزینش و به کارگماری افراد و آموزش گسترده و تقویت روحیه تیمی و ایجاد فضای ارتباطی باز، نظام جبران خدمات و پرداخت پاداش عادلانه مبتنی بر عملکرد و بهره وری و نظام ارزیابی عملکرد مبتنی بر شاخص های کمی و عینی پیشنهاد می گردد.

    کلید واژگان: سیستم های کاری با عملکرد بالا, مدیریت منابع انسانی, شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب
    Hamid Alamdari, Foad Makvandi *, Mohammad Hemati, Ghanbar Amirnejhad
    Background and purpose

    The aim of the current research is to provide a model of human resources management based on high-performance work systems in Iran's state-owned companies (the case study of the National Company of Southern Oil-bearing Regions) and in the field of human resources management.

    Methodology

    This research is descriptive-exploratory and mixed in terms of the method of data collection. The statistical population of the research in the qualitative part, 22 experts were selected by non-probability method of targeted judgment. In the quantitative part, the statistical population including 725 people and the statistical sample of 251 people were selected by simple random method.

    Findings

    using the fuzzy Delphi test of dimensions; The components and indicators of research variables were identified. The variable of human resources management was identified in 18 dimensions, 41 components and 103 indicators, and the variable of high performance work systems was also identified in 5 dimensions, 31 components and 54 indicators. In the following, stratification and identification of relationships between factors were done using the ISM method. In the quantitative section, the obtained data were analyzed using appropriate statistical techniques. The test of structural equations was done to explain and check the presented model.

    Results

    The research results show that the final model has good validity. Therefore, the use of accurate and advanced systems for attracting, selecting and employing people and extensive training and strengthening team spirit and creating an open communication environment, service compensation system and fair reward payment based on performance and productivity and performance evaluation system based on It is suggested based on quantitative and objective indicators.

    Keywords: High-Performance Work Systems, Human Resource Management, The National Company Of Southern Oil-Bearing Regions
  • حمید علمداری، فواد مکوندی*، محمد همتی، قنبر امیرنژاد

    هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه مدیریت منابع انسانی با سیستم های کاری با عملکرد بالا در شرکت های دولتی ایران به منظور ارائه الگوی مناسب (موردمطالعه شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب) است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از لحاظ نحوه گردآوری داده ها، توصیفی اکتشافی و از نوع آمیخته است. جامعه آماری تحقیق در بخش کیفی را خبرگان حوزه مدیریت منابع انسانی شرکت تشکیل می دهند. تعداد خبرگان 22 نفر که به روش غیراحتمالی قضاوتی هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی جامعه آماری شامل 725 نفر شناسایی و از این تعداد یک نمونه 251 نفری به روش تصادفی ساده انتخاب شد. در مرحله کیفی براساس مصاحبه های انجام شده و تحلیل متون با استفاده از تکنیک های کدگذاری ابعاد، مولفه ها و شاخص های متغیرهای تحقیق شناسایی شدند و سپس با استفاده از آزمون دلفی فازی، عوامل شناسایی شده ارزیابی و ابعاد مدیریت منابع انسانی و سیستم های کاری با عملکرد بالا تعیین شد. در مرحله کمی نیز داده های خام بدست آمده از نمونه آماری با استفاده از تکنیک های آماری مناسب و نرم افزار Smart PLS 3.2.9 و SPSS 22 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. آزمون مدل معادلات ساختاری جهت تبیین و بررسی الگوی ارائه شده انجام شد. نتایج آن نشان داد که مدیریت منابع انسانی با سیستم های کاری با عملکرد بالا رابطه مثبت و معناداری دارد و تمامی ابعاد مدیریت منابع انسانی و سیستم های کاری با عملکرد بالا دارای رابطه معناداری با متغیر اصلی خود هستند و با توجه به تایید شاخص های برازش مدل، الگوی نهایی پژوهش از اعتبار مطلوبی برخوردار است.

    کلید واژگان: مدیریت منابع انسانی, سیستم های کاری با عملکرد بالا, شرکت ملی مناطق نفت-خیز جنوب
    Hamid Alamdari, Foad Makvandi*, Mohammad Hemati, Ghanbar Amirnejad

    The aim of the current research is to investigate the relationship between human resource management and high-performance work systems in Iran's state-owned companies to provide a suitable model (the case study of the National Iranian South Oil Company). This research is descriptive-exploratory and mixed in terms of its practical purpose, in terms of data collection. The statistical population of the research in the qualitative part is made up of the company's human resource management experts. The statistical population of the research in the qualitative part is made up of the company's human resource management experts. The number of experts was 22 who were selected by non-probability method of targeted judgment. In the quantitative section, the statistical population including 725 people was identified and a sample of 251 people was selected by simple random method. In the qualitative phase, based on interviews and text analysis using dimensional coding techniques; The components and indices of the research variables were identified and then using the fuzzy Delphi test, the identified factors were evaluated, and the dimensions of human resource management and high-performance work systems were determined. In the quantitative stage, the raw data obtained from the statistical sample was analyzed using appropriate statistical techniques and Smart PLS 3.2.9 and SPSS 22 software. Structural equation model test was done to explain and check the presented model. The results showed that human resource management has a positive and significant relationship with high-performance work systems and all aspects of human resource management and high-performance work systems have a significant relationship with their main variable and according to the confirmation of the fit indices The model, the final model of the research, has favorable validity.

    Keywords: Human Resource Management, High Performance Work Systems, National Iranian South Oil Company
  • روح الله سهرابی، وحید چناری*، محمد همتی، مهرداد همراهی

    صادرات محصولات دانش بنیان با فناوری بالا به دلیل نقش تاثیرگذار بر ایجاد ارزش افزوده و ارزآوری، برای اقتصاد ملی کشورهای درحال توسعه بسیار بااهمیت تلقی می شود. از طرفی، پایبندی سازمانی کارکنان برای عملکرد موثر شرکت های دانش بنیان هم امری حیاتی است و نبود آن، این سازمان ها را متحمل هزینه های زیادی می کند. در این راستا این پژوهش با هدف تدوین مدل توسعه صادرات شرکت های دانش بنیان حوزه الکترونیک و برق با محوریت ارتقاء پایبندی سازمانی کارکنان در ایران به انجام رسید. این پژوهش با استفاده از روش آمیخته (کیفی-کمی) به انجام رسید که استخراج 17 شاخص مدل موردنظر در بخش کیفی و با استفاده از تحلیل محتوا پژوهش های معتبر انجام شده صورت گرفت و تعیین ارتباط بین شاخص ها برای دستیابی به مدل در بخش کمی با اتکا به روش مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) انجام شد. تحلیل داده های کیفی و کمی پژوهش دستیابی به مدلی شش سطحی بود که تاثیرگذارترین شاخص های این مدل در سطح ششم محیط کاری مناسب در شرکت های دانش بنیان، ارتباطات درون و برون سازمانی شرکت های دانش بنیان ، وضعیت تقاضای کاردر بازارهای صادراتی و ویژگی های خاص شرکت های دانش بنیان بودند.

    کلید واژگان: دانش, صادرات, پایبندی کارکنان, سازمان های دانش بنیان
    Ruhollah Sohrabi, Vahid Chenari *, Mohammad Hemati, Mehrdad Hamrahi

    The export of knowledge-based products with high technology is considered very important for the national economy of developing countries due to its influential role in creating added value and earning currency. On the other hand, the organizational adherence of employees is also vital for the effective functioning of knowledge-based companies, and its absence causes these organizations to bear a lot of costs. In this regard, this research was carried out with the aim of developing a model of export development of knowledge-based companies in the field of electronics and electricity, focusing on improving the organizational commitment of employees in Iran. This research was carried out using a mixed method (qualitative-quantitative) which extracted 17 indicators of the desired model in the qualitative part and by using the content analysis of valid researches and determining the relationship between the indicators to achieve the model in the quantitative part. It was done by relying on the Interpretive Structural Modeling (ISM) method. Analyzing the qualitative and quantitative data of the research was the achievement of a six-level model, the most effective indicators of this model being the appropriate working environment in knowledge-based companies, internal and external communication of knowledge-based companies, the state of labor demand in export markets and special characteristics in the sixth level of this model. were knowledge-based companies.

    Keywords: Knowledge, Exports, Employee Commitment, Knowledge-Based Organizations
  • پرستو اژدری، قنبر امیرنژاد*، محمدرضا مردانی، فواد مکوندی، محمد همتی

    هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی الکترونیک در راستای ارتقای سلامت نظام اداری در شرکت ملی نفت ایران است. این پژوهش بر اساس هدف توسعه ای کاربردی، از لحاظ رویکرد پیمایشی اکتشافی و از لحاظ نوع کیفی است. برای شناسایی مولفه های مدیریت منابع انسانی الکترونیک سلامت محور از روش تحلیل تم به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان شرکت ملی نفت ایران بودند که به روش نمونه گیری هدفمند (اشباع نظری) انتخاب شدند. اندازه گیری پایایی به روش پایایی بازآزمون و روایی از طریق چهار معیار اعتبارپذیری، تعمیم پذیری، اطمینان پذیری، و تاییدپذیری انجام گرفت و تایید شد. الگوی مدیریت منابع انسانی الکترونیک در راستای ارتقای سلامت نظام اداری در قالب 7 تم اصلی، 16 تم فرعی و 60 مفهوم از طریق نرم افزار MAXQDA2020 از میان 630 کد اولیه استخراج شد.

    کلید واژگان: مدیریت منابع انسانی الکترونیک, سلامت نظام اداری, تحلیل تم, شرکت ملی نفت ایران
    Parastoo Azhdari, Ghanbar Amirnejad*, Mohammadreza Mardani, Fouad Makvandi, Mohamad Hemati Hemati

    The main goal of this research is designing an electronic human resource management (E-HRM) model to develop administrative integrity in National Iranian Oil Company. This research based on the purpose, is a developmental-applied research, in terms of approach, it is a survey-exploratory research and in terms of type, it is a qualitative research. Therefore, to identify the components of electronic human resource management integrity-oriented was used theme analysis method. The statistical population of this research was 15 experts who were selected by purposive sampling method (theoretical saturation). Reliability was measured by test-retest reliability and validity through four criteria of credibility, transferability, dependability, and confirmability. The model of electronic human resources management in order to improve the integrity of the administrative system was extracted from 630 primary codes in the form of 7 main themes, 16 sub-themes and 60 concepts through MAXQDA2020 software

    Keywords: Electronic Human Resource Management, Administrative Integrity, Theme Analaysis, National Iranian Oil Company
  • امین میرشکار، قنبر امیرنژاد*، محمد همتی، علی کنگرانی فراهانی

    پژوهش حاضر با هدف طراحی سناریوهای زنجیره تامین و بررسی نحوه تاثیر آن بر متغیرهای مربوطه در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب می باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده ها، یک تحقیق تحلیلی-پیمایشی می باشد. برای گردآوری اطلاعات از دلفی فازی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل مجموعه کارشناسان شاغل در بخش تدارکات و امور کالای شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب می باشند که از روش نمونه گیری قضاوتی استفاده شد و مطلع ترین افراد به تعداد 14 نفر به عنوان اعضای نمونه آماری انتخاب شدند. بمنظور دستیابی به داده های اولیه از ابزارهای پرسشنامه و مصاحبه استفاده شد. پرسشنامه پژوهش شامل 50 مولفه در 5 پارادایم تاب آوری، ناب، چابکی، مدیریت دانش و مدیریت جهادی می باشد. برای روایی پرسشنامه از روش دلفی و ضریب هماهنگی کندال و برای محاسبه پایایی پرسش نامه تحقیق از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از سناریو ریزاد می باشد. سه سناریوی زنجیره تامین با عناوین: افزایش ظرفیت ارسال، افزایش حجم سفارشات و کاهش زمان ارسال سفارشات به منظور بررسی نحوه تاثیر آن ها بر متغیرهای مربوطه طراحی گردید. نتایج بررسی ها نشان داد که افزایش بیش از حد ظرفیت ارسال، افزایش حجم سفارشات و کاهش زمان ارسال سفارشات، نتایج مثبت و منفی خاص خود را در بر خواهند داشت که ایجاد حالت مطلوب و بهینه بر اساس خروجی های مختلف مدل در زمینه اتخاذ سیاست سازمان بسیار مثمر ثمر خواهد بود.

    کلید واژگان: سناریوهای زنجیره تامین, ظرفیت ارسال, حجم سفارشات, زمان ارسال سفارشات, مدیریت دانش, مدیریت جهادی
    Amin Mirshekar, Ghanbar Amirnejad *, Mohammad Hemati, Ali Kangarani Farahani

    The purpose of this research is to design supply chain scenarios and examine how it affects the relevant variables in the National Company of Southern Oil-bearing Regions. The method of this applicable research is qualitative, and analytical-survey in terms of the method of data collection. Fuzzy Delphi was used to collect information. The statistical population of the research includes the collection of experts working in the procurement and goods affairs department of the National Company of Southern Oil-bearing Regions, selected by judgmental sampling method, and the most knowledgeable people, as many as 14 persons, were selected as members of the statistical sample. Questionnaires and interviews were used to obtain primary data. The research questionnaire includes 50 components in 5 paradigms of resilience, lean, agility, knowledge management, and jihadi management. Delphi method and Kendall's correlation coefficient were used for the validity of the questionnaire, and Cronbach's alpha method was used to calculate the reliability of the research questionnaire. Analysis of the research data carried out by the Rizad scenario. Three supply chain scenarios were designed in order to investigate how they affect the relevant variables, as follows: increasing shipping capacity, increasing the volume of orders, and reducing the time of sending orders. The results of the surveys showed that the excessive increase in the sending capacity, the increase in the volume of orders, and the decrease in the time of sending the orders will have their own positive and negative results, which the creation of a favorable and optimal situation based on the various outputs of the model will be fruitful in the context of adopting the organization's policy.

    Keywords: Supply Chain Scenarios, Shipping Capacity, Order Volume, Order Shipping Time, Knowledge Management, Jihadi Management
  • رضوان امید زاده*، منصور زراءنژاد، علی کنگرانی فراهانی، محمد همتی

    گردشگری به مثابه ی صنعتی موثر و تاثیرگذار بر جوامع توانسته است توجه سیاست گذاران و برنامه ریزان را به خود جلب کند. این صنعت فعالیتی گسترده است که تاثیرات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی مهمی را با خود به همراه دارد و هر یک در جای خود قابل بحث و بررسی است هدف این پژوهش تحلیلی بر الگوی برندسازی مقصد گردشگری با تاکید بر شبکه های اجتماعی با رویکرد جامعه شناختی بود. روش پژوهش مطالعه موردی کیفی است و مشارکت کنندگان نخبگان هستند. با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، آگاهی دهندگان کلیدی)شامل16نفر (برای شناسایی چارچوب مدل تحقیق انتخاب شده اند و با آنها مصاحبه به عمل آمده است .ابزار مورد استفاده برای شناسایی عوامل مدل تحقیق، مصاحبه نیمه ساختمند) با گروه های کانونی (و مطالعه اسناد بوده است. برای تامین روایی و پایایی مطالعه از روش ارزیابی لینوکلن و گوبا استفاده شد. مدل پارادایمی این پژوهش بر اساس الگوی پارادایمی استراوس و کوربین طراحی شد. پس از انجام مصاحبه های تحقیق تعداد 43 کد به صورت کلی مشخص گردید. جدول شماره 2 نتایج مربوط به این کدها را نشان می دهد. با توجه به نتایج تحقیق حاضر مشخص گردید که متغیرهای تاثیرگذار بر برند سازی مقصد گردشگری شامل جذب مخاطب، توسعه پایدار، دانش برند، نیازهای منطقه ای، پشتوانه سازی محلی، اعتماد عمومی و مدیریت منابع انسانی و تعاملات فردی و گروهی می باشد.

    کلید واژگان: برند سازی, گردشگری, شبکه های اجتماعی, جامعه شناختی
    Rezvan Omidzadeh*, Mansour Zarra Nezhad, Ali Kangarani Farahani, Mohammad Hemati

    Tourism as an effective and influencing industry has been able to attract the attention of policy makers and planners. This industry is a broad activity that brings with it important economic, social, cultural and environmental effects, and each can be discussed in its place.The purpose of this research was to analyze the pattern of tourism destination branding with an emphasis on social networks with a sociological approach. The research method is a qualitative case study and the participants are elites. By using the purposeful sampling method and theoretical saturation technique, key informants (including 16 people) were selected to identify the framework of the research model and interviews were conducted with them. The tool used to identify the factors of the research model is a semi-structured interview. (with focus groups) and the study of documents. To ensure validity and reliability of the study, the assessment method of Linuklen and Goba was used. The paradigm model of this research was designed based on the paradigm model of Strauss and Corbin. After conducting research interviews, there were 43 codes. It was determined in general. Table 2 shows the results related to these codes. According to the results of the present research, it was determined that the variables influencing tourism destination branding include audience attraction, sustainable development, brand knowledge, regional needs, and support. Localization, public trust and human resource management and individual and group interactions.

    Keywords: Branding, Tourism, Social Networks, Sociological
  • محمد آرمانفر، قواد مکوندی*، سیروس کرراهی مقدم، محمد همتی

    ضرورت گذار از نظریه های عمومی و رسیدن به نظریه های ساختاری، اهمیت روش ارزیابی تطبیقی را دوچندان کرده است. سیاست گذاران اغلب با سوالات پیچیده ای در زمینه طراحی و ارزیابی سیاست ها مواجه هستند. آن ها باید بتوانند ذینفعان را متقاعد سازند که شناخت مسئله به درستی انجام شده و نتیجه سیاست مورد نظر توقعات آن ها را برآورده خواهد کرد. بدین منظور این پژوهش مولفه های مسئله شناسی در سیاست گذاری عمومی را با مرور نظام مند مطالعات و پژوهش های پیشین در قالب 16 گروه شناسایی و براساس داوری پنل 15 نفره از خبرگان بخش دولتی صنعت نفت ایران، دانشگاه ها و بخش خصوصی صنعت نفت و گاز، مولفه های احصاء شده را برای شناخت علمی و همه جانبه مسائل مرتبط با سیاست گذاری تولید در شرکت ملی نفت ایران به روش دلفی فازی مثلثی مورد ارزیابی تطبیقی قرار داده و در نهایت چارچوبی فراگیر برای مسئله شناسی تولید در شرکت مذکور ارائه نموده است. این پژوهش در سه مرحله روش دلفی فازی مثلثی 262 مولفه مسئله شناسی را در قالب 16 گروه، منطبق بر مسئله شناسی در سیاست گذاری تولید شرکت ملی نفت ایران تشخیص داده است.

    کلید واژگان: تطبیق مولفه های مسئله شناسی, سیاست گذاری تولید شرکت ملی نفت ایران, مسئله شناسی, ارزیابی مسئله سیاستی, تحلیل مسئله سیاستی
    Mohamad Armanfar, Foad Makvandi*, Sirus Koraho Moghadam, Mohamad Hemati

    The necessity of moving from general theories and reaching structural theories has doubled the importance of comparative evaluation method. Policymakers are often faced with complex questions in the field of policy design and evaluation. They should be able to convince the stakeholders that the problem has been identified correctly and the result of the desired policy will meet their expectations. For this purpose, this research identified the problem-solving components in public policy-making with a systematic review of previous studies and researches in the form of 16 groups and based on the judgment of a 15-member panel of experts from the government sector of the Iranian oil industry, universities and the private sector of the oil industry and Gas has subjected the calculated components to a scientific and comprehensive understanding of issues related to production policy in the National Iranian Oil Company using the triangular fuzzy Delphi method, in order to finally provide a comprehensive framework for production issues in the said company. This research has identified 262 components of problem analysis in the form of 16 groups in three stages of the triangular fuzzy Delphi method, corresponding to the problem analysis in the production policy of the National Iranian Oil Company.

    Keywords: Applying The Components Of Problem Analysis, Production Policy Of The National Iranian Oil Company, Problem Analysis, Policy Problem Evaluation, Policy Problem Analysis
  • ابراهیم فخرائی، منصور زراءنژاد*، قنبر امیرنژاد، محمد همتی
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف واکاوی و تحلیل موانع صادراتی بر عملکرد بازاریابی شرکت های پتروشیمی ایران در منطقه پارس جنوبی انجام گردید.
    روش
    ابتدا به مطالعه ادبیات و پیشینه پرداخته شد، سپس از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 30 نفر از خبرگان دانشگاهی و سازمانی شرکت های پتروشیمی منطقه پارس جنوبی که به صورت هدفمند انتخاب گردیدند، به شناسایی موانع صادراتی شرکت های پتروشیمی ایران پرداخته شد. و بر آن اساس پرسشنامه تدوین گردید. سپس اقدام به طراحی مدل مفهومی گردید. از رویکردهای کمی برای تایید نتایج کیفی و آزمون مدل بهره برده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار لیزرل استفاده گردیده است.
    یافته ها
    موانع صادراتی در شرکت های پتروشیمی ایران در چهار دسته شامل موانع رویه ای، موانع دانش، موانع بازاریابی و موانع خارجی و 32 مولفه شناسایی گردیدند. مدل مفهومی موانع صادراتی طراحی و مورد برازش قرار گرفت. با توجه به مقادیر پارامترهای مدل، بارهای عاملی و ضرایب مسیر و با توجه به مقادیر ضرایب استاندارد و ضرایب معناداری تی بدست آمده می توان گفت که بین مولفه ها و متغیر مربوطه روابط مستقیم وجود دارد و شاخص ها نشان دادند که این مدل از برازش مناسبی برخوردار است.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که موانع صادرات تاثیر معکوس بر عملکرد بازاریابی شرکت های پتروشیمی کشور داشته اند. موانع خارجی با ضریب مسیر 69/0-، موانع رویه ای با ضریب مسیر 51/0-، موانع دانشی با ضریب مسیر 49/0- و موانع بازاریابی با داشتن ضریب مسیر 43/-0 به ترتیب رتبه های اول تا چهارم را در تاثیرگذاری بر عملکرد بازاریابی شرکت های پتروشیمی کشور داشته اند.
    کلید واژگان: موانع صادراتی, عملکرد بازاریابی, شرکت های پتروشیمی
    Ebrahim Fakhraei, Mansour Zarranezhad *, Ghanbar Amirnejad, Mohammad Hemmati
    Purpose
    This research aims to examine and analyze export barriers effect on the marketing performance in Iranian petrochemical of South Pars region.
    Method
    Literature and background were studied, then through semi-structured interviews with 30 people including managers and experts from the commercial and marketing department of petrochemical companies were selected purposefully. The interview and content analysis method were used to identify the design components of the export barriers identification research model, and a questionnaire was developed. Then, quantitative approaches were used to verify the qualitative results and test the model, and LISREL software was used to analyze the data.
    Findings
    Export barriers in Iranian petrochemical companies were identified in four categories including procedural barriers, knowledge barriers, marketing barriers and external barriers. The conceptual model of export barriers was defined and fitted based on the outputs of the quality department. According to the values of parameters related to the model along with factor loadings and path coefficients and according to the values of standard coefficients and significant coefficients of t obtained, it can be concluded that there is a direct relationship between the factors and the indicators showed that this model has a good fit.
    Conclusion
    The results showed that export barriers had a negative effect on the marketing performance of petrochemical companies. External barriers with a path coefficient of -0.69, procedural barriers with -0.51, knowledge barriers with -0.49, and marketing barriers with a path coefficient of -0.43 ranked first to fourth.
    Keywords: Export Barriers, Marketing Performance, Petrochemical Companies
  • سید موسی دهبان نژاد، قنبر امیر نژاد*، محمدرضا مردانی، فواد مکوندی، محمد همتی

    هدف از انجام تحقیق حاضر ارائه الگوی مدیریت عملکرد مدیران در شرکت ملی نفت ایران است. برای تحقق این هدف با بهره گیری از رویکرد کیفی به شناسایی عوامل پرداخته شد. جامعه پژوهش شامل تمامی روسا و کارشناسان شاغل در شرکت ملی نفت بوده و نمونه پژوهش از میان افراد شاغل در شرکت ملی نفت انتخاب شده اند. روش نمونه گیری، غیراحتمالی از نوع قضاوتی بود. در این پژوهش از روش سیستماتیک ادبیات (SLR) و تکنیک دلفی بهره برده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها و رسیدن به اتفاق نظر اعضا از ضریب همبستگی کندال استفاده شد. مقالات و مستندات انتخاب شده در روش سیستماتیک ادبیات (SLR) از لحاظ کیفیت مورد ارزیابی قرار گرفتند و در بخش دلفی از نظرات 25 نفر از خبرگان شامل مدیران، روسا و کارشناسان شرکت ملی نفت ایران در حوزه منابع انسانی استفاده گردید. به طوری که 235 مفهوم استخراج شده از طریق مرور سیستماتیک ادبیات به صورت پرسشنامه و در چند راند دلفی انجام و در نهایت در قالب 6 بعد (درون سازمانی، برون سازمانی، عناصر ورودی، عوامل فردی، فرایند مدیریت عملکرد، نتایج) و 25 مولفه، عوامل شناسایی و مدل مدیریت عملکرد مدیران شرکت ملی نفت ایران ارائه گردید.

    کلید واژگان: عملکرد, مدیریت عملکرد, مدیریت عملکرد مدیران, الگوی مدیریت
    Sayed Mousa Dehbannezhad, Ghanbar Amirnejhad *, Mohamadreza Mardani, Favad Makvandi, Mohammad Hemati

    The purpose of the current research is to provide a performance management model for managers in Iran's National Oil Company. To achieve this goal, the factors were identified using a qualitative approach. The research community includes all the heads and experts working in the National Oil Company, and the research sample was selected from among the people working in the National Oil Company. The sampling method was non-probability of the judgment type. In this research, systematic literature method (SLR) and Delphi technique have been used. Kendall's correlation coefficient was used to analyze the data and reach the consensus of the members. The selected articles and documents were evaluated in terms of quality in the systematic literature method (SLR), and in the Delphi section, the opinions of 25 experts including managers, heads and experts of the National Iranian Oil Company in the field of human resources were used. So that 235 concepts extracted through a systematic review of the literature in the form of a questionnaire and in several rounds of Delphi and finally in the form of 6 dimensions (intra-organizational, external-organizational, input elements, individual factors, performance management process, results) and 25 components. , the identification factors and performance management model of managers of National Iranian Oil Company were presented.

    Keywords: Performance, Performance Management, Performance Management Of Managers, Management Model.&Emsp
  • محمد آرمانفر، فواد مکوندی*، سیروس کراهی مقدم، محمد همتی

    مسئله شناسی سیاستی، پدیده ای چند بعدی است که تاکنون کمتر به عنوان یک مرحله مستقل در فرایند سیاست گذاری مورد توجه قرار گرفته است. بهره گیری از چارچوبی فراگیر برای شناسایی مسائل سیاستی، امکان تعیین و رسیدگی کارا و اثربخش به مسائل اولویت دار و راهبردها را فراهم می آورد. این پژوهش مولفه هایی برای شناخت مسائل سیاستی درحوزه ی تولید شرکت ملی نفت ایران ارائه می دهد. این پژوهش اقتباسی از رساله دکتری با عنوان ارائه چارچوب مسئله شناسی تولید در شرکت ملی نفت ایران بوده و مدلی مفهومی ارا ئه می نماید. نتیجه تحلیل محتوای کیفی 252 سند که 169 فقره از آنها دسته اول و 83 مورد غیر دسته اول بوده و در قالب 20 مفهوم گروه بندی گردیده است. در این مطالعه، طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، 3243 مفهوم، 264 مولفه فرعی و 16 مولفه اصلی احصاء شده است. نتایج حاصل نشان می دهد که مولفه های مرتبط با حاکمیت، گروه های ذینفع، گروه های ذی نفوذ، حساسیت مسئله، قلمرو مسئله، مقطع زمانی وقوع و هزینه های ایجاد شده مرتبط با مسئله، بر فرآیند شناخت مسائل سیاستی تولید درشرکت ملی نفت ایران تاثیرگذار هستند.

    کلید واژگان: مسئله شناسی, سیاست گذاری تولید شرکت ملی نفت ایران, مولفه های مسئله شناسی, تحلیل مسئله, تحلیل سیاست ها
    Mohammad Armanfar, Foad Makvandi*

    issue scrutinizing is a multi-dimensional phenomenon that has been paid less attention as an independent stage in the policy-making process. Weakness in scrutinizing the issues causes ineffective policies. Using a comprehensive framework to scrutinize policy issues provides the possibility for policy makers to determine and deal with priority issues and strategies efficiently and effectively. This research provides components to understand policy issues in the field of production of National Iranian Oil Company. This research is an adaptation of a doctorate thesis with the title of presenting the problem-solving framework of production in the National Iranian Oil Company and it presents a conceptual model that is the result of qualitative content analysis of 252 documents, 169 of which are first category and 83 non-first category and in the form of 20 The concept is grouped. This research has counted 3243 concepts, 264 secondary components and 16 main components during three stages of open, central and selective coding. The results of this research show that the components related to governance, interested groups, influential groups, problem sensitivity, problem domain, the time period of occurrence and the costs related to the problem have an effect on the process of scrutinizing production policy issues in the National Iranian Oil Company.

    Keywords: issue analysis, production policy of National Iranian Oil Company, components of issue scrutinizing, policy analysis
  • علی اکبر سلیمانی، عبدالرحمن میرزاخانی، علی عزیزی، محمد همتی*

      سرقت از جمله جرایمی است که تاثیر زیادی بر امنیت و احساس امنیت در جامعه دارد که پیشگیری و کاهش آن همواره یکی از دغدغه های سازمان های پلیس بوده است. ازاین رو مطالبه گری و مسئول سازی در فرآیند پیشگیری از جرم از اهمیت زیادی برخوردار است. این تحقیق با هدف بررسی سازوکارهای مسئول سازی سازمان های غیردولتی در پیشگیری از سرقت (مورد مطالعه استان چهارمحال و بختیاری) انجام شده است. پژوهش حاضر بر اساس هدف از نوع کاربردی، بر اساس ماهیت و طرح تحقیق به شیوه کیفی است. ابزار مورد استفاده در پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته خواهد بود. از جامعه آماری در دو گروه کیفی به تعداد 14 نفر متخصص در حوزه عملکرد کلانتری و کمی تعداد 175 نفر و با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت و برای تجزیه و تحلیل داده ‎ها از آمار توصیفی و پیمایشی استفاده گردید. یافته ها در بخش کیفی نشان داد که سازوکارهای مسئول سازی در چهار دسته سازوکارهای فرهنگی، سازوکارهای اجتماعی، سازوکارهای اقتصادی و سازوکارهای امنیتی و پیشگیرانه شناسایی شدند. نتایج تحقیق نشان داد که تقویت این ساز و کارها می تواند در پیشگیری از سرقت موثر واقع شود.

    کلید واژگان: مسئول سازی, سازمان های غیردولتی, پیشگیری, سرقت
    Aliakbar Soleimani, Abdolrahman Mirzakhani, Ali Azizi, Mohammad Hemmati *

     Theft is one of the crimes that has a great impact on the security and sense of securityin the society, the prevention and reduction of which has always been one of theconcerns of the police organizations. Therefore, demanding and making responsible isvery important in the process of crime prevention. This research was conducted with theaim of investigating the mechanisms of making non-governmental organizationsresponsible for preventing theft (the case of study of Chaharmahal and Bakhtiariprovince). The current research is based on the purpose of the applied type, based onthe nature and design of the research in a qualitative way. The tool used in the researchwill be a semi-structured interview. The statistical population was divided into twoqualitative groups: 14 experts in the field of police station performance and 175quantitative groups using Cochran's formula. Data analysis was done using SPSSsoftware and descriptive and survey statistics were used for data analysis. The findingsin the qualitative section showed that accountability mechanisms were identified in fourcategories: cultural mechanisms, social mechanisms, economic mechanisms, andsecurity and preventive mechanisms. The research results showed that strengtheningthese mechanisms can be effective in preventing theft.

    Keywords: Accountability, Non-Governmental Organizations, Prevention, Theft
  • کالا شدگی جنسی / درآمدی بر نقش رسانه در تضعیف زیست عفیفانه
    محمد همتی
  • محمدامین ایزدجو، مریم درویشی*، محمد همتی، قنبر امیرنژاد
    مقدمه

    هدف از انجام این پژوهش رتبه بندی و مدل سازی ساختاری تفسیری عوامل کسب و کار پایدار و نوآورانه اقامتگاه های گردشگری سدهای استان خوزستان - مطالعه موردی اقامتگاه گردشگری سد مارون می باشد. این موضوع با بررسی اینکه چگونه نوآوری مدل کسب و کار ممکن است به پایداری در زمینه خاص گردشگری و مهمان نوازی کمک کند، غنا می بخشد.

    روش پژوهش: 

    پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر نوع تحقیق ترکیبی (کیفی-کمی) هست. ابتدا عوامل موثر با بررسی ادبیات و تحلیل محتوای مصاحبه های مرحله کیفی این پژوهش استخراج گردید. سپس از تکنیک های FAHP و ISM جهت تایید مدل استخراجی از بخش کیفی مورد استفاده قرار گرفت و بر اساس نظرات خبرگان دانشگاهی و اجرایی، روابط بین عوامل مختلف تعیین و تحلیل شد .ابزار گردآوری داده جدول ماتریسی محقق ساخته و واحد تحلیل نیز مضمون مستخرج از مرحله کیفی است.

    یافته ها

    بر اساس این یافته ها ابعاد مدل کسب و کار پایدار و نوآورانه برای اقامتگاه های گردشگری سد های استان خوزستان شامل مشتری شناسی، آمیخته ارتباطی، درآمدزایی، خلق ارزش، فعالیت های کلیدی، منابع کلیدی، مدیریت ذینفعان، شرکای کلیدی، هزینه یابی، پایداری، مسیولیت اجتماعی و نوآوری شناسایی و تایید گردید.

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان می دهد که عوامل کسب وکار پایدار و نوآورانه می تواند کارایی کسب و کار اقامتگاه های گردشگری را افزایش داده و علاوه بر این، انتظارات گردشگران را برآورده کرده و پایدارتر شوند.

    کلید واژگان: کسب و کار پایدار, استان خوزستان, اقامتگاه های گردشگری سدها, مدل سازی ساختاری تفسیری, کسب و کار نوآورانه
    MohamadAmin Izadjoo, Maryam Darvishi*, Mohammad Hemati, Ghanbar Amirnejad
    Introduction

    The purpose of this research is to rank and model the interpretive structure of sustainable and innovative business factors of dam tourist resorts in Khuzestan province, a case study of the Maroon Dam tourist resort. This issue contributes to the existing literature by examining how business model innovation may contribute to sustainability in the specific context of tourism and hospitality. 

    Research method:

    The current research is applied in terms of purpose and mixed (quantitative) in terms of type of research. First, effective factors were extracted by literature review, content analysis and related researches. Then, FAHP and ISM techniques were used to verify the model extracted from the qualitative part, and based on the opinions of academic and executive experts, the relationships between various factors were determined and analyzed. It is the background.

    Findings

    Based on these findings, the dimensions of a sustainable and innovative business model for dams tourist accommodation in Khuzestan province include customer orientation, communication mix, revenue generation, value creation, key activities, key resources, stakeholder management, key partners, costing, Sustainability, social responsibility and innovation were identified and confirmed.

    Conclusion

    This study shows that sustainable and innovative business factors can increase the business efficiency of tourist accommodations and, in addition, meet the expectations of tourists and become more sustainable.

    Keywords: interpretive structural modeling, sustainable business, innovative business, damstourist accommodation, Khuzestan province
  • هانیه جوادی، حجت احمدی*، محمد همتی

    آبخوان ها به عنوان مهمترین منبع آب شیرین در نواحی ساحلی، همواره در معرض هجوم آب شور هستند، لذا ارزیابی رفتار آب زیرزمینی در ارتباط با آب شور دریا همیشه مورد توجه محققان بوده است. استفاده از مدل های فیزیکی-آزمایشگاهی از روش های مرسوم در مطالعه ی دینامیک آب های زیرزمینی است. در این مقاله تجربیات حاصل از ساخت یک مدل آزمایشگاهی تداخل آب شور و شیرین به صورت تفصیلی ارایه شده است. مدل ساخته شده دارای طول، عرض و ارتفاع به ترتیب 118، 12 و 60 سانتی متر بوده و به منظور ایجاد محیط متخلخل از ذرات استاندارد گلس بید در دو دانه بندی متفاوت استفاده شده است. چالش های مراحل ساخت مدل، نحوه ایجاد مخازن جانبی در تماس با محیط متخلخل و کنترل تراز در این مخازن، اندازه گیری دبی در سیستم، کنترل غلظت آب شور، ردیابی گوه ی آب شور و روش ثبت داده ها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان داد که میزان جذب رنگ های ردیاب مستقل از اندازه ذرات شیشه ای است ولی انجام آزمایش های تداخل آب شور و شیرین در محیط های درشت دانه در مدت کمتر و با دقت بالاتری انجام شده و تغییرات شوری کمتری در طول آزمایش رخ می دهد. از بین رنگ های شیمیایی و غذایی مرسوم، رنگ سان ست یلو هماهنگی بسیار خوبی با آب شور از خود نشان داد. نتایج این تحقیق می تواند در طراحی و ساخت مدل های آزمایشگاهی و همچنین در انجام آزمایش های تداخل آب شور و شیرین بسیار موثر باشد.

    کلید واژگان: آب زیرزمینی, گلس بید, رنگ, سان ست یلو, ردیابی
    Haniyeh Javadi, Hojjat Ahmadi *, Mohammad Hemmati

    Aquifers, as the primary source of freshwater in coastal zones, are always threatened by saltwater intrusion, so assessment of groundwater behavior in response to the seawater has ever been of interest to researchers. Employing physical-laboratory models is one of the conventional methods in the study of groundwater dynamics in contact to saltwater. In this paper, the experiences of setting up a laboratory model of seawater intrusion issues are presented in detail. The model is 118 cm long, 12 cm wide and 60 cm high and uniform Glass beads are used as the porous medium in two different grain sizes. In this research, the challenges of construction, keeping the head and salinity constant in the side and main tanks as well as estimation of seepage flow rate have been studied. Results showed that the tests performed in coarse-grained medium reached a steady state in a shorter time than fine-grained one, with more accuracy which led to less salinity variation during the test. Furthermore, the conducted analysis on the dyes used as tracers of saltwater revealed that the amount of absorption of a dye seems independent from the grain size. Among all employed chemical and food dyes, Sunset-Yellow showed a very good match with saltwater movement in the medium. The findings of current research present a useful guideline for carrying relevant experiments out as well design of a successful setup.

    Keywords: Groundwater, Glass bead, Dye, Sunset-Yellow, Tracing
  • سیده فاطمه حسینی، محمد همتی*، مهتاب جعفری، علیرضا استعلاجی

    سیل یکی از مخرب ترین مخاطرات آب و هوایی در سراسر جهان است. وقوع مکرر سیلاب های شهری بر امنیت عمومی شهری تاثیر گذاشته و توسعه پایدار اقتصاد اجتماعی را محدود کرده است. پژوهش حاضر با هدف تهیه نقشه پهنه بندی شدت سیل خیزی و تحلیل ارتباط آن با پوشش گیاهی در شهرستان قیروکارزین در استان فارس انجام گرفته است. بدین منظور در ابتدا پس از مرور منابع مختلف، با معرفی پنج معیار موثر در وقوع سیلاب که تکرار آنها در سایر تحقیقات در این زمینه فراوانی بیشتری داشت، عوامل ارتفاع، شیب، فاصله از رودخانه، شاخص توپوگرافیک و ارتفاع رواناب به عنوان عوامل موثر انتخاب شده و با استفاده از روش فرآیند تحلیل شبکه ای در نرم افزار سوپر دسیژن  وزن دهی و سپس با روش مجموع ساده وزنی نقشه نهایی بدست آمده است. درهمین راستا تغییرات پوشش گیاهی با استفاده از تصاویر لندست در سال های 2000 و 2021 و شاخص NDVI بدست آمده است. نتایج نشان داد اثرگذارترین معیار شاخص توپوگرافیک بوده است و شهرستان قیروکارزین در پنج پهنه خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد از نظر خطر وقوع سیلاب قرار داشته است، در این میان 8/1849 کیلومتر مربع (8/54 درصد) از شهرستان قیروکارزین در پهنه با خطر سیلاب زیاد و خیلی زیاد قرار دارد. هم چنین تحلیل تغییرات پوشش گیاهی نشان داد با وجود توسعه کشاورزی و باغی و منتج از آن بهبود نسبی مقادیر متوسط شاخص NDVI، در محدوده های اراضی بالادست حوضه های آبخیز این شهرستان، پوشش گیاهی اراضی جنگلی و مرتعی کاهش چشم گیری داشته است و در نهایت اثرات این مساله منجر شده است تا مناطق سکونتگاهی و اراضی کشاورزی و باغی در سال 2021 نسبت به سال 2000، با درصد فراوانی بیشتری در پهنه های با پتانسیل سیل خیزی بالا واقع شوند، این مساله می تواند موید این امر باشد که حفاظت کاربری اراضی حوزه بالادست متناسب با سیاست حفظ پوشش موجود و توسعه پوشش های گیاهی با استفاده از گیاهانی که ارزش حفاظت خاک بالایی را دارند، می تواند تا چه حد در تخفیف و فرونشانی سیلاب اراضی پایین دست نقش آفرین باشد.

    کلید واژگان: سیلاب, سیلخیزی, قیروکارزین, فرآیند تحلیل شبکه ای, سوپر دسیژن, مجموع ساده وزنی
    Fatemeh Hosseini, Mohammad Hemmati*, Mahtab Jafari, Alireza Estelaji

    Flood is one of the most destructive weather hazards in the world. The frequent occurrence of urban floods has affected public safety and limited the sustainable development of the social economy. The present study was conducted with the aim of preparing a flood intensity zoning map and analyzing its relationship with vegetation in Qirokarzin city in Fars province. For this purpose, after reviewing various sources, by introducing five effective criteria in the occurrence of floods, which were repeated in other researches in this field, the factors of height, slope, and distance from the river, topographic index and height of runoff were selected as effective factors. By using the method of network analysis process (ANP) in Super decision software, weighting and then using the simple weighted sum method, the final map has been obtained. In this regard, vegetation changes have been obtained using Landsat images in 2000 and 2021 and NDVI index. The results showed that the most effective criterion was the topographic index and Qirokarzin city was located in five zones of very low, low, medium, high and very high risk of flooding, among which 1849/6 square kilometer (54.8%) of Qirokarzin city were in the zone with the risk of flooding is very high. also, the analysis of vegetation changes showed that despite the development of agriculture and horticulture and the resulting relative improvement of the average values of the NDVI index, in the upper reaches of the watersheds of this city, the vegetation cover of forest and pasture lands has decreased significantly, and finally the effects of this problem lead to residential areas and agricultural and horticultural lands in 2021 compared to 2000 are located in areas with high flood potential with a higher percentage, this issue can confirm that the protection of land use in the upstream area is in accordance with to what extent can the policy of maintaining the existing cover and developing vegetation covers by using plants that have high soil protection value play a role in mitigating and suppressing the flooding of the downstream lands.

    Keywords: Flood, Qirokarzin, ANP, in Super Decision, Simple weighted sum
  • محمد همتی*، نجف حمیدزاده اربابی
    زمینه و هدف
    همزمان با پیشرفت علم و تکنولوژی، شیوه و شگردهای مجرمان نیز پیچیده تر گردیده و پلیس برای برون رفت از این چالش بایستی خود را به ابزار روز مجهز کند. یکی از روش های جدید و پیشرفته در جرم یابی استفاده از ابزار نوین الکترونیکی است. در این پژوهش مفاهیم مرتبط با ابزار الکترونیکی مورد استفاده در جرم یابی، راهکارهای افزایش قابلیت آن و نیاز های آینده پلیس بحث و بررسی می گردد.
    روش
    این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تبیینی و گردآوری مطالب از طریق جستجوی میدانی، کتابخانه ای و اینترنتی است. در این پژوهش ضمن گردآوری ادبیات نظری در رابطه با موضوع جدید مورد تحقیق، به بررسی ابزار نوین مورد استفاده یگان های کشف جرم، تبیین نیاز های آینده و اقداماتی که بستر مناسب تری را برای استفاده بیشتر این ابزار را فراهم می کند، ارایه می گردد.
    یافته ها
    کاربرد اصلی ابزار الکترونیکی نوین کشف و رد گیری اثرات دیجیتال و مشخصه های هویتی و بیومتریک (زیست سنجی) افراد و اشیاء می باشد.
    نتایج
    ابزارالکترونیک نوین مناسبی در اختیار واحد های جرم یابی می باشد لیکن تعداد این ابزار محدود و لیکن نیاز است همگی ابزار به صورت هوشمند، برخط و با پشتیبانی بی وقفه در اختیار کاربران قرار گیرد تا موجبات چابکی سازمان فراهم گردد.
    کلید واژگان: زیست سنجی, ابزار الکترونیکی نوین, جرمیابی, اثر دیجیتال
    Mohamad Hemati *, Najaf Hamidzadeh Arbabi
    Background and
    purpose
    Simultaneously with the progress of science and technology, the methods and tactics of criminals have also become more complex, and the police must equip themselves with modern tools to overcome this challenge. One of the new and advanced methods in mass determination is the use of new electronic tools. In this research, the concepts related to the electronic tools used in crime detection, the ways to increase its capabilities and the future needs of the police are discussed and investigated.
    Method
    This research is applied in terms of purpose and descriptive and explanatory in terms of collecting materials through field, library and internet search. In this research, while collecting the theoretical literature related to the new topic under investigation, it is presented to examine the new tools used by the crime detection units, explain the future needs and measures that provide a more suitable platform for more use of these tools. .
    Findings
    The main application of the new electronic tool is to discover and track digital effects and identity and biometric (biometric) characteristics of people and objects.
    Results
    There are suitable modern electronic tools at the disposal of mass detection units, but the number of these tools is limited, but it is necessary to provide all the tools intelligently, online and with non-stop support to the users in order to provide the agility of the organization.
    Keywords: Biometric, New Electronic Tools, Criminalistics. Digital trace
  • فاطمه کرمی، فواد مکوندی*، محمد تمیمی، محمد همتی، مجتبی رجب بیگی
    هدف این مطالعه تبیین، شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر خدمات تامین اجتماعی با تاکید بر متغیرهای کلان اقتصادی است. رویکرد این تحقیق، تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) است. این مقاله از بعد مخاطب، اکتشافی، از بعد هدف توصیفی و از بعد زمانی در دسته تحقیقات مقطعی است. جامعه آماری تحقیق خبرگان، مدیران ارشد و کارشناسان اجرایی سازمان تامین اجتماعی ‏ بودند. ابتدا با توجه به ادبیات موجود در این زمینه چند عامل کلیدی موثر بر خدمات تامین اجتماعی در سازمان شناسایی شد، سپس با استفاده از تکنیک فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی، اوزان و معیارهای مرتبط با این عوامل از طریق پرسشنامه و نظرسنجی از جامعه آماری موردمطالعه، تعیین شد و مدل تحلیل سلسله مراتبی به کار گرفته شد. در مرحله بعد، وزن نهایی معیارها با استفاده از میانگین موزون و تلفیق وزن نسبی معیارها و وزن نسبی عوامل اصلی سرگروه آن ها به دست آمد. در مرحله بعدی بر اساس وزن های به دست آمده، رتبه بندی نهایی عوامل و معیارهای مربوط به خدمات تامین اجتماعی در سازمان ارایه گردید. یافته ها اولویت بندی معیارهای شناسایی شده را به شرح زیرنشان می دهد: بیشترین اولویت مربوط به معیار حوزه اشتغال می باشد ومعیارهای رکود، نقدینگی، تورم در رتبه های بعدی قرار دارند. هم چنین کمترین اولویت به معیار برابری اقتصادی اختصاص یافته است. با توجه به نتایج یافته ها پیشنهاد می شود از نفوذ سیاسی در اهداف اقتصادی پرهیز شود و ایجاد صنایع و سرمایه گذاری ها بدون دخالت مستقیم دولت و با شرکت فعالانه بخش خصوصی و زمینه سازی و ارشاد دولت همراه باشد.
    کلید واژگان: خدمات, تامین اجتماعی, اشتغال, تورم, رکود, سلسله مراتبی فازی
    Fatemeh Karami, Foad Makvandi *, Mohammad Tamimi, Mohammad Hemati, Mojtaba Rajabbaigy
    This article is aimed at designing and validating a model for overcoming the challenges of virtual education in the post-corona era. This cross-sectional study in terms of purpose is exploratory, in terms of audience is basic and in terms of approach is a mixed research. The participants in the qualitative section was made up of 20 Tehran’s  educational managers and experts at the first secondary level. After interviewing 17 persons who have been selected purposefully we reached theoretical saturation. The statistical population in the quantitative section consists of teachers of the first secondary level at Tehran in the academic year of 1400-1401. The sample size was estimated to be 384 teachers, selected via Cochran's formula and cluster-random method. The data collection tools were semi-structured interviews in the qualitative phase and researcher-made questionnaires, which were validated by construct validity, convergent validity and divergent validity methods. Using Cronbach's alpha and composite reliability, the reliability of the questionnaire was also evaluated. In order to t identify the dimensions and components of the research, we used thematic analysis and for finding   the relationships of the elements we used the structural-interpretive modeling method and for validating the research model we applied the partial least squares method. The results of the research showed that the infrastructure of human resources and technology ,and the rules of virtual education provide a context for the culturalization of virtual education. Cultivation of virtual education has led to the digital skills of teachers and the monitoring system of virtual education, and these factors also lead to the participation of students. Students' participation is related to the performance evaluation system of virtual education and the creation of a teaching-learning environment, and at  the end, the development of virtual education can be achieved through the efficiency of the educational system and the repair of students' learning gaps.
    Keywords: services, Social Security, employment, inflation, Recession, fuzzy hierarchy
  • رضا مصطفی نژاد، محمد همتی، سمیه حجابی*
    مدل سازی دمای سطح آب دریاچه می تواند به بهبود شبیه سازی مولفه تبخیر کمک کند. در مطالعه حاضر، با هدف شبیه سازی دمای سطح آب دریاچه ارومیه، از مدل یک بعدی FLake برای دوره 2021-2001 استفاده شد و نتایج با مشاهدات حاصل از تصاویر سنجنده MODIS مقایسه شد. نتایج نشان داد که شمال (N) و جنوب (S) دریاچه دارای تفاوت های ترمودینامیکی هستند. در هر دو بخش شمالی و جنوبی دریاچه، روند افزایشی (به ترتیب، 0.084C/year و 0.117C/year) در دمای سطح آب مشاهده می شود و شیب تغییرات در جنوب دریاچه تندتر از شمال دریاچه است. مدل FLake به طور نسبتا مطلوبی قادر به شبیه سازی نوسانات دمای سطح آب است. با این وجود مدل در هر دو بخش، اریبی گرم در حدود 3C نشان می دهد. به طور کلی مدل در شبیه سازی دمای روزهای زمستان (MBE_N=4.4C و MBE_S=4.2C) دقت کمتری نسبت به روزهای تابستان (MBE_N=1.9C و MBE_S=1.0C) دارد. لایه بندی مدل سازی شده دریاچه از نوع تک آمیختی گرم است و بررسی الگوی لایه بندی حرارتی حاکی از شروع زودتر دوره آمیختگی در جنوب دریاچه است. همچنین بررسی رابطه بین روند تغییرات دمای سطح آب و مشخصه های جوی نشان داد که دمای هوا و رطوبت هوا بیشترین واریانس موجود در دمای سطح آب را تبیین می کنند؛ اما روند افزایشی دمای سطح آب تنها با روند افزایشی دمای هوا مرتبط است.
    کلید واژگان: دریاچه ارومیه, دمای سطح آب, گرماشیب, لایه بندی حرارتی, مدل FLake
    Reza Mostafanejad, Mohammad Hemmati, Somayeh Hejabi *
    Modeling the lake water surface temperature (WST) can help to improve the simulation of the evaporation component. In this study, with the aim of simulating the WST of Lake Urmia, the one-dimensional FLake model was used for the period 2001-2021 and the results were compared with the observations obtained from MODIS images. The results showed that the north (N) and south (S) of the lake have thermodynamic differences. In both the northern and southern parts of the lake, an increasing trend (0.084 °C year-1 and 0.117 °C year-1, respectively) in water surface temperature is observed, and the slope of changes in the south of the lake is steeper than in the north of the lake. The FLake model is able to simulate WST fluctuations in a relatively good way. However, the model shows a warm bias of about 3 °C in both parts. In general, the model is less accurate in simulating the temperature of the winter days (MBE_N=4.4 °C and MBE_S=4.2 °C) than the summer days (MBE_N=1.9 °C and MBE_S=1.0 °C). The modeled stratification of the lake is of warm monomictic type, and the investigation of the thermal stratification pattern indicates an earlier start of the mixing period in the south of the lake. Also, the examination of the relationship between the changes in WST and the atmospheric characteristics showed that air temperature and air humidity explain the most variance in WST; but the increasing trend of WST is only related to the increasing trend of air temperature.
    Keywords: FLake Model, Lake Urmia, Thermal stratification, Thermocline, water surface temperature
نمایش عناوین بیشتر...
سامانه نویسندگان
  • دکتر محمد همتی
    دکتر محمد همتی

  • دکتر محمد همتی
    دکتر محمد همتی
    دانشیار مدیریت، مدیریت، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران
  • دکتر محمد همتی
    دکتر محمد همتی
    استادیار بخش تولید واکسن، موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی، ، ایران
  • محمد همتی نژاد طولی
    محمد همتی نژاد طولی
    استادیار مدیریت ورزشی، موسسه آموزش عالی راهبرد شمال، ، ایران
اطلاعات نویسنده(گان) توسط ایشان ثبت و تکمیل شده‌است. برای مشاهده مشخصات و فهرست همه مطالب، صفحه رزومه ایشان را ببینید.
بدانید!
  • در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو می‌شود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشته‌های مختلف باشد.
  • همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته می‌توانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال