به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "Media" در نشریات گروه "علوم اجتماعی"

تکرار جستجوی کلیدواژه «Media» در نشریات گروه «علوم انسانی»
  • ریتا رحمانی، نادر رازقی*، حیدر جانعلیزاده چوب بستی، اکرم قدیمی
    اهداف

    وجود رابطه مبتنی بر اعتماد بین عموم مردم و علم، مهم ترین رکن توسعه علم و فناوری است. با همه اهمیت علم و موفقیت های آن، پیامدهای ناشی از رشد روزافزون آن، نگرانی ها و تردیدهایی را برای جوامع به ارمغان آورده و سبب شده مردم در اعتماد خود به علم، تجدید نظر کنند. برای همین هدف این مقاله این است که چه عواملی بر اعتماد عمومی مردم به علم و فناوری تاثیرگذار است؟

    روش مطالعه

    روش تحقیق  این مطالعه پیمایشی بوده و داده ها با ابزار پرسش نامه با حجم نمونه 410 نفر در بین شهروندان مناطق 22 گانه شهر تهران با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای گردآوری شده است. اعتبار صوری پرسش نامه با استفاده از رای داوران و اساتید و اعتبار سازه ای با تکنیک تحلیل عاملی سنجیده شد. سنجش پایایی مقیاس ها با محاسبه انسجام درونی و مقدار آلفای کرونباخ انجام شد و نشان داد که سنجه ها از ضریب پایایی قابل قبول (بیش از 7/0) برخوردار بودند.

    یافته ها

    یافته های مطالعه نشان داد که متغیر"شهروندی علمی" با ضریب تاثیر 55/0، متغیر"میزان استفاده از رسانه برای کسب اطلاعات علمی" با ضریب تاثیر 50/0 و متغیر"درک عمومی از علم و فناوری" با ضریب تاثیر 48/0 به ترتیب تاثیر معنی داری بر اعتماد عمومی به علم و فناوری داشته است.

    نتیجه گیری

    در قالب شهروندی علمی، ارتباط وثیقی بین درک عمومی از علم و مشارکت در علم و فناوری وجود دارد، بنابراین عنصر آگاهی که نقش مهم و اساسی در تحقق شهروندی علمی ایفا می نماید در شکل گیری اعتماد عمومی به علم و فناوری تاثیر بسزایی دارد. این نوع اعتماد مبتنی بر آگاهی از ماهیت مخاطره آمیز بودن علم و توام با تفکر انتقادی بوده و شهروند علمی را از این منظر از شهروند عادی متمایز می سازد. در نتیجه، اگر شهروندی علمی بر اساس دو مولفه «عضویت» و «مشارکت» در فعالیت ها، مراکز و انجمن های علمی تحقق یابد در اعتماد شهروندان به علم و فناوری تاثیر مثبت و افزایشی خواهد داشت. در این میان، رسانه ها می توانند با ارائه و انتشار مسوولانه و بی طرفانه اطلاعات و رویدادهای علمی از یک سو، و ارتباط موثر و مستمر با کنشگران و بازیگران اصلی حوزه علم و فناوری از سوی دیگر در تقویت اعتماد به علم و فناوری تاثیرگذار باشند. هرچه درک مردم از حوزه علم و فناوری بیشتر بوده و تلقی آن ها از علم و فناوری و تاثیر آن بر کیفیت زندگی روزمره مثبت باشد، اعتمادشان نیز بیشتر خواهد بود. رسانه ها می توانند با ارائه و انتشار مسوولانه و بی طرفانه اطلاعات و رویدادهای علمی از یک سو و ارتباط موثر و مستمر با کنشگران و بازیگران اصلی حوزه علم و فناوری از سوی دیگر در تقویت اعتماد به علم و فناوری تاثیرگذار باشند.

    کلید واژگان: اعتماد به علم, درک عمومی از علم, رسانه, شهروندی علمی
    Rita Rahmani, Nader Razeghi *, Heydar Janalizadeh Choobbasti, Akram Ghadimi
    Objectives

    The existence of a relationship based on trust between the public and science is the most important pillar of the development of science and technology. Despite the importance of science and its successes, the consequences of its ever-increasing growth have brought about concerns and doubts in societies and caused people to reconsider their trust in science. Therefore, this study aims to determine the factors that affect public trust in science and technology.

    Method

    This research was based on a survey, and data was collected through a questionnaire. A total of 410 people were selected from the 22 districts of Tehran using multi-stage cluster sampling. The face validity of the questionnaire was established by experts’ inspection, and construct validity was established through Factor Analysis. The reliability of the questionnaire was determined by examining the internal consistency of the items. Cronbach Alpha showed an acceptable reliability index of over 0.70 percent.

    Findings

    The study’s findings showed that the variable "scientific citizenship", with an impact factor of 0.55, the variable "general understanding of science and technology", with an impact factor of 0.48, and the variable "media", as a mediating variable with an impact factor of 0.50, affected public trust in science and technology from most to least, respectively.

    Conclusion

    Within the framework of scientific citizenship, there is a close connection between the public’s understanding of science and their participation in science and technology. Therefore, the element of awareness, which plays a crucial and foundational role in achieving scientific citizenship, significantly affects the formation of public trust in science and technology. This type of trust is based on an awareness of the potentially risky nature of science, combined with critical thinking, which distinguishes a scientific citizen from an ordinary citizen. Consequently, if scientific citizenship is realized through the two components of "membership" and "participation" in scientific activities, centers, and associations, it will have a positive and increasing effect on citizens' trust in science and technology. In this context, the media can play an important role in strengthening trust in science and technology by responsibly and impartially presenting and disseminating information and scientific events, as well as maintaining effective and continuous communication with key stakeholders in the field. Also, the more people understand science and technology and have a positive perception of their impact on daily life, the greater their trust will be.

    Keywords: Public Trust In Science, Public Understanding Of Science, Media, Scientific Citizenship
  • سید نجم الدین امیرشاه کرمی*، مجید بازویار
    هدف

    این پژوهش به بررسی کارکرد رسانه های نوین مجهز به هوش مصنوعی در حوزه دین پرداخته است. هدف اصلی پژوهش، شناخت تاثیرات احتمالی هوش مصنوعی بر باورها و رویه های دینی و نقش آن در شکل دهی و بازتولید مفاهیم دینی است. همچنین به چالش ها و فرصت هایی که ممکن است هوش مصنوعی در ارائه اطلاعات و پاسخ به پرسش های دینی ایجاد کند، ارزیابی شده است.

    روش شناسی پژوهش:

     این پژوهش کیفی بوده و با رویکرد تحلیل و توصیف به اجرا درآمد. داده ها از طریق طرح پرسش های مشخص از بات های هوش مصنوعی مرتبط با رسانه های اینترنتی گردآوری شدند. این رویکرد به پژوهشگران کمک کرد تا به طور عمیق تر تاثیر هوش مصنوعی در پاسخ به پرسش های دینی و بررسی احتمال ایجاد تغییرات در این حوزه را مطالعه کنند.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان می دهد، استفاده از هوش مصنوعی می تواند در پاسخگویی به پرسش های دینی و تفسیر متون مذهبی تاثیرگذار باشد. با توجه به پیشرفت های شتابنده این فناوری، ارزیابی قابلیت ها و اثرات آن به عنوان ابزاری پرکاربرد برای پاسخگویی به پرسش های دینی و تعالیم مذهبی ضروری به نظر می رسد.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج نشان می دهد، بهره مندی از بات های هوش مصنوعی می تواند چالش هایی را در ارتباط با کیفیت و نحوه تعامل کاربران با اطلاعات دینی ایجاد کند. این ارتباطات شامل شیوه های تعامل کاربران با بات های گفتگو و تاثیر این تعاملات بر تفکر انتقادی کاربران و درک آنها از اطلاعات دینی است. ظهور و گسترش هوش مصنوعی در حوزه دین، پرسش های جدیدی را در باره نقش آن در بازتولید و تغییر باورهای دینی ایجاد کرده است. نتایج این پژوهش روشن می کند که هوش مصنوعی می تواند تاثیر مهمی در شکل دهی مفاهیم دینی و رویه های مذهبی داشته باشد. براین اساس، سناریوهای مختلفی که ممکن است با ادامه داده یابی این فناوری در اعمال و باورهای دینی پدید آیند، بررسی شد، به نحوی که زمینه بهبود پاسخگویی و افزایش عمق شناختی از مفاهیم دینی به کمک این فناوری، نیازمند تداوم پایدار و دانش افزایی در این زمینه است.

    کلید واژگان: هوش مصنوعی, دین, پرسش مذهبی, رسانه, چت بات
    Sayed Najmedin Amir-Shahkareami *, Majid Bazouyar
    Objective

    This research examines the functions of new media equipped with artificial intelligence in the field of religion. The main objective of the study is to understand the potential impacts of artificial intelligence on religious beliefs and practices, as well as its role in shaping and reproducing religious concepts. Additionally, it evaluates the challenges and opportunities that artificial intelligence may create in providing information and answering religious questions.

    Methodology of the Research: 

    This research is qualitative and was conducted with an analytical and descriptive approach. Data were collected by posing specific questions to artificial intelligence bots related to internet media. This approach helped researchers to study more deeply the impact of artificial intelligence in responding to religious questions and to examine the potential for changes in this area.

    Findings

    The findings of the research indicate that the use of artificial intelligence can significantly impact responses to religious questions and the interpretation of religious texts. Given the rapid advancements in this technology, assessing its capabilities and effects as a widely used tool for addressing religious inquiries and teachings appears to be essential.

    Discussion and Conclusion

    The results indicate that the use of artificial intelligence bots can create challenges related to the quality and manner of user interaction with religious information. These interactions involve how users engage with Chatbots and the impact of these interactions on users' critical thinking and their understanding of religious information. The emergence and expansion of artificial intelligence in the field of religion have raised new questions about its role in reproducing and changing religious beliefs. The findings of this research clarify that artificial intelligence can have a significant impact on shaping religious concepts and practices. Accordingly, various scenarios that may arise from the continued integration of this technology into religious practices and beliefs were examined, highlighting that improving responsiveness and enhancing cognitive depth regarding religious concepts through this technology requires sustained continuity and knowledge enhancement in this area.

    Keywords: Artificial Intelligence, Religion, Religious Inquiry, Media, Chatbot
  • سید مصطفی موسوی، غلامرضا جعفری نیا*، حبیب پاسالارزاده

    هدف پژوهش حاضر بررسی بررسی جامعه شناختی نقش رسانه ها در بازنمایی آثار فقر در جامعه و جذب خیرین است. این پژوهش از نوع کاربردی است که به روش کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را نخبگان حوزه رسانه، کارشناسان امداد و خیرین استان فارس تشکیل دادند که با استفاده از نمونه گیری جدول مورگان انتخاب شدند.برای جمع آوری اطلاعات در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن، با استفاده از روایی صوری و پایایی آن با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرارگرفت. پایایی تمامی متغیرها بالاتر از 7/0 است. یافته های پژوهش که از طریق روش کیفی استخراج شد شامل، 5 کد محوری و عبارت اند از: بازنمایی شرایط علی فقر در جامعه، بازنمایی دینداری و فرهنگ فقر، بازنمایی سرمایه اجتماعی و فقر، بازنمایی جذب خیرین و موسسات و بازنمایی پیامدهای فقر. نتایج نشان داد که که تمامی این ابعاد توانسته اند تبیین معناداری از متغیرهای اصلی پژوهش داشته باشند.

    کلید واژگان: رسانه, فقر, دینداری, سرمایه اجتماعی, خیر
    Seyed Mostafa Mousavi, Golamreza Jafarinia*, Habib Pasalarzadeh

    This research aims to investigate the sociological role of the media in representing the effects of poverty in society and attracting benefactors. This research is of an applied type that has been done in a quantitative way. The statistical population of the research was made up of media elites, relief experts, and donors of Fars province, who were selected using Morgan table sampling. In order to collect information in the quantitative part, a researcher-made questionnaire was used, the validity of which was confirmed by using face validity, and its reliability was confirmed by calculating Cronbach's alpha coefficient. The reliability of all variables was higher than 0.7. The findings of the research, which were extracted through the qualitative method, include 5 core codes. They are the representation of the causal conditions of poverty in society, the representation of religiosity and the culture of poverty, the representation of social capital and poverty, the representation of the attraction of benefactors and institutions, and the representation of the consequences of poverty. The results showed that all these dimensions have been able to explain the main research variables meaningfully. Therefore, each of the above factors represents the effects of poverty in society and attracts donors in Fars province.

    Keywords: Media, Poverty, Religiosity, Social Capital, Donor
  • محمدعلی قادری*، غلامرضا رحیمی

    پیشرفت فناوری اطلاعات و در کنار آن تکنولوژی رسانه ، باعث ایجاد شکل نوینی از اقتصاد به نام اقتصاد رسانه شده است. اگر چه این مفهوم، چندان واژه جدیدی نیست با این حال در سال های اخیر و با گسترش رسانه های آنلاین به عنوان ابزارهای اطلاع رسانی مدرن، اهمیت دو چندانی پیدا نموده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اقتصاد بنگاه های رسانه ای دیجیتالی است. پژوهش از نوع آمیخته (کیفی-کمی) بوده است. در این پژوهش گردآوری اطلاعات با دو روش کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. از روش کتابخانه ای برای جمع آوری اطلاعات در زمینه پیشینه مطالعاتی داخلی و خارجی استفاده شده است و از روش میدانی برای جمع آوری داده از مصاحبه نیمه ساختار یافته تا رسیدن به اشباع نظری استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان داد که چهار مقوله اصلی به عنوان نقش رسانه های نوین در اقتصاد کشور شناسایی شد که عبارتند از: بهبود کسب و کارها، بهبود اقتصاد رسانه، تاثیر در متغیرهای کلان اقتصادی و اشتغال زایی. همچنین یافته ها نشان می دهد که کاهش نابرابری های اقتصادی، نوآوری در مشاغل و افزایش امنیت ملی برای بهبود کسب و کارها مهمترین راهبردهای رسانه های نوین در بهبود کسب و کارها هستند. بر همین اساس رسانه های نوین از طریق فروش محتوای آموزشی ، افزایش مشارکت در تبلیغات همسان، افزایش تعداد مخاطبان و افزایش کارکردهای رسانه می توانند در بهبود اقتصاد رسانه تاثیرگذار باشند. یافته ها همچنین نشان داد که رسانه های نوین با تاثیر بر اقتصاد از طریق تحلیل های اقتصادی، بهبود اقتصاد از طریق توسعه ملی ، افزایش دانش اقتصادی مردم و بهبود اقتصاد از طریق ایجاد شغل می توانند در متغیرهای کلان اقتصادی هم تاثیرگذار باشند. و نهایتا رسانه های نوین با افزایش شغل و تنوع روش های درآمد زایی می توانند منجر به اشتغال زایی در کشور شوند. در نهایت می توان نتیجه گرفت که رسانه ها با استفاده از روش هایی همانند آگهی های تبلیغاتی، تولید محتوا علاوه بر اینکه خود می توانند درآمدزایی نمایند بلکه شرایطی را برای گسترش کسب و کارها و رونق آنها فراهم ساخته و از این طریق براقتصاد کشور تاثیرگذار باشند. با گسترش رسانه های دیجیتال و حذف محدودیت های جغرافیایی برای کسب وکارها، امروزه درصد بسیار زیادی از کسب و کارهای خرد و خانگی نیز از تبلیغات و آگهی های تبلیغاتی در رسانه ها استفاده می کنند که این پتانسیل می تواند با یک مدیریت قوی اقتصادی باعث رشد و توسعه اقتصادی در کشور، اشتغال زایی، بهبود امنیت ملی، کارآفرینی و نوآوری در مشاغل گردد.

    کلید واژگان: رسانه, رسانه دیجیتال, اقتصاد رسانه, بنگاه رسانه
    Mohammadali Ghaderi*, Gholamreza Rahimi

    The advancement of information technology and along with-it media technology has created a new form of economy called media economy. Although this concept is not a new word, however, in recent years and with the expansion of online media as modern information tools, it has gained twice as much importance. The purpose of this study is to examine the economy of digital media firms. The research is of mixed type (qualitative-quantitative). In this research, data collection was done by two methods of library and field. The library method was used to collect information on the background of internal and external studies and the field method was used to collect data from semi-structured interviews until reaching theoretical saturation. The findings of this study showed that four main topics were identified as the role of new media in the country's economy, which are: improving businesses, improving media economy, influencing macroeconomic variables and creating employment. The findings also show that reducing economic inequalities, innovating in occupations and increasing national security are the most important strategies of new media in improving businesses. Based on this, new media can improve media economy by selling educational content, increasing participation in peer-to-peer advertising, increasing the number of audiences and increasing media functions. The findings also showed that new media can influence the economy by economic analysis, improving the economy through national development, increasing people's economic knowledge and improving the economy by creating jobs. And finally, new media can lead to employment in the country by increasing jobs and diversifying income-generating methods. In the end, it can be concluded that media, by using methods such as advertising, content production, in addition to being able to generate income, create conditions for the expansion and prosperity of businesses and thus affect the country's economy. With the expansion of digital media and the elimination of geographical restrictions for businesses, today a very large percentage of small and home-based businesses also use advertising and advertisements in the media, which this potential can lead to economic growth and development in the country, employment, improving national security, entrepreneurship and innovation in occupations with a strong economic management.

    Keywords: Media, Digital Media, Media Economy, Media Firm
  • سید جواد حسینی*، حسن بشیر، مژگان عروجی
    خانواده ها به عنوان نهادهای اجتماعی مهم، نقش حیاتی در حمایت عاطفی و جسمی از اعضای خود دارند و مهارت های زندگی را آموزش می دهند. تحولات سریع فناوری های ارتباطی و رسانه ها، این نهاد را تحت تاثیر قرار داده و باعث تغییرات عمده ای در آن شده است. این پژوهش با هدف طبقه بندی مسائل و ارائه پیشنهاد برای رفع نواقص پژوهشی یا سیاست گذاری رسانه ای انجام شده است. سوال پژوهش این است که پژوهش های انجام شده در حوزه خانواده و رسانه های مورد نظر چگونه طبقه بندی شده اند و ذیل هر طبقه بندی چه موضوعاتی مورد بحث بوده است؟ چارچوب نظری این مقاله نظریه وابستگی، نظریه مانوئل کاستلز و نظریه کاشت بوده و برای تحلیل داده ها از روش های فراتحلیل و تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. در این پژوهش، پس از بررسی 93 مقاله استخراج شده با موضوع رسانه و خانواده، و تحلیل آمار توصیفی و مضامین در حوزه های شبکه های اجتماعی، تلویزیون و سینما، نقاط قوت و ضعف تحقیقات مشخص شدند. نتایج به دست آمده مشخص می کنند که تاثیرات مدرنیته و رسانه ها بر نهاد خانواده در ایران عمیق و چندوجهی بوده است. این تغییرات ارزشی شامل سنت زدایی، تضعیف روابط خویشاوندی، توانمندسازی زنان، افزایش اهمیت فردگرایی و تغییرات در سبک های زندگی است. این تحولات نشان دهنده یک دوره گذار فرهنگی و اجتماعی بوده که نیازمند ضرورت توجه به سبک زندگی ایرانی اسلامی، هویت زن و مرد، تقویت انسجام و روابط خانواده، سواد رسانه ای، و توجه به نقش و جایگاه کودکان و نوجوانان در خانواده است.
    کلید واژگان: خانواده, رسانه, شبکه های اجتماعی, تلویزیون, فراتحلیل
    Seyed Javad Hosseini *, Hassan Bashir, Mozhgan Oroji
    Families, as crucial social institutions, play a vital role in providing emotional and physical support to their members and teaching life skills. The rapid evolution of communication technologies and media has significantly influenced this institution, leading to major changes within it. This research aims to categorize issues and offer suggestions for addressing gaps in research or media policy-making. The research question is: How have studies in the field of family and the media been classified, and what topics have been discussed under each classification? The theoretical framework of this article is based on Dependency Theory, Manuel Castells' Theory, and Cultivation Theory, with data analysis conducted using meta-analysis and thematic analysis methods. In this study, after reviewing 93 extracted articles on the subject of media and family, and analyzing descriptive statistics and themes in areas such as social networks, television, and cinema, the strengths and weaknesses of the research were identified. The results indicate that the effects of modernity and media on the family institution in Iran have been profound and multifaceted. These value changes include the removal of traditions, weakening of kinship relations, empowerment of women, increased importance of individualism, and changes in lifestyles. These transformations represent a period of cultural and social transition, emphasizing the need to focus on the Iranian-Islamic lifestyle, the identity of men and women, strengthening family cohesion and relationships, media literacy, and attention to the role and position of children and adolescents within the family.
    Keywords: Family, Media, Social Networks, Television, Meta-Analysis
  • سعید فرامرزیانی*

    مسئله پژوهش حاضر در خصوص شبکه های اجتماعی به عنوان یکی از گونه های رسانه های اجتماعی می باشد که امکانات تعاملی قابل توجهی برای کاربران اینترنتی دارد و در برخی فرایندها برای مخاطبان خود مفید و از سوی دیگر، برای جامعه دارای آسیب های گسترده می باشد؛ هدف این تحقیق مطالعه نقش شبکه های اجتماعی در افزایش یا کاهش بزهکاری جهت پیشگیری و نقش آموزش سواد رسانه ای در جهت کاهش آسیب های شبکه های اجتماعی بر کاربران است. تحقیق حاضر از نظر هدف، یک پژوهش کیفی به شکل مصاحبه عمیق ساختار یافته است و با توجه به موضوع، این پژوهش دارای دو جامعه آماری متفاوت می باشد؛ بخش اول، کارشناسان خبره در امور رسانه و ارتباطات اجتماعی و بخش دوم، افراد صاحبنظر در رشته ی حقوق و جرم شناسی بودند که تا رسیدن به اشباع نظری با 22 نفر از آنها مصاحبه و به وسیله نرم افزار مکس کیودا نتایج جمع آوری گردید. نتایج نشان می دهد که شبکه های اجتماعی از یک طرف (بسته به نحوه انعکاس حوادث و اخبار) توانایی تشدید احساس ناامنی, ترویج بزهکاری و تشویق افراد مستعد به ارتکاب جرم را دارند و از سوی دیگر با ایفای نقش اطلاع رسانی و ترویج الگوهای زندگی سالم می توانند در کاهش وقوع جرم وافزایش احساس امنیت موثر باشند.

    کلید واژگان: رسانه, شبکه های اجتماعی, پیشگیری, بزهکاری, جرم
    Saeid Faramarziani *

    The problem of the current research is about social networks as one of the types of social media that has significant interactive possibilities for internet users and is useful for its audience in some processes, but on the other hand, it has extensive harm to the society; The purpose of this research is to study the role of social networks in increasing or reducing delinquency in order to prevent and the role of media literacy education in order to reduce the harm of social networks on users. In terms of the purpose, the current research is a qualitative research structured in the form of in-depth interviews, and according to the topic, this research has two different statistical communities; The first part was experts in media and social communication and the second part was experts in the field of law and criminology. 22 of them were interviewed until theoretical saturation was reached and the results were collected using Max Kyuda software. The results show that social networks, on the one hand (depending on how events and news are reflected), have the ability to intensify the feeling of insecurity, promote delinquency and encourage people prone to committing crimes, and on the other hand, by playing the role of informing and promoting healthy life patterns. They can be effective in reducing the occurrence of crime and increasing the feeling of security. The conclusion of this research was that it was confirmed that social networks do not inherently cause crime, but it is

    Keywords: Media, Social Networks, Prevention, Delinquent, Crime
  • محمدامین رمضانی اسمعیل آباد، شهناز هاشمی*، محمد سلطانی فر
    هدف

    هدف این تحقیق بررسی فرآیند ارتباطات شبکه های اجتماعی مبتنی بر تلفن همراه در زمان بحران ها به منظور الگوسازی پوشش خبری بحران است. در دنیای امروز، شبکه های اجتماعی به عنوان یک ابزار قوی برای اطلاع رسانی و مدیریت بحران ها شناخته می شوند. به همین منظور، این پژوهش به شناسایی الگوهای بین المللی موجود در زمینه مدیریت بحران پرداخته و سعی در ایجاد زمینه ای برای تدوین یک الگوی بومی برای بهبود راهکارهای اطلاع رسانی در شرایط بحران دارد. سوال اصلی این پژوهش عبارت است از: "الگوی مدیریت بحران در زمینه پوشش خبری در عصر شبکه های اجتماعی مبتنی بر گوشی همراه چگونه است؟"

    روش پژوهش: 

    این مطالعه به صورت کاربردی و تحلیلی انجام شده و جامعه آماری شامل روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و فعالان در حوزه شبکه های اجتماعی مبتنی بر گوشی همراه در استان اصفهان می باشد.بااستفاده از روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی،تعداد 15 نفر به عنوان نمونه اولیه انتخاب شدند. همچنین، برای برازش مدل پژوهشی و با توجه به الگوهای موجود در رسانه ها، 70 نفر از کارکنان صدا و سیما در رده های مدیریتی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.داده ها ازطریق تکنیک دلفی و با نظرات حوزه صاحب نظران شبکه های اجتماعی و مدیریت بحران جمع آوری گردید.

    یافته ها

    یافته های تحقیق نشان دهنده شناسایی آسیب های موجود در پوشش خبری بحران ها بود. در این راستا، 11 عامل مختلف شناسایی شد که هر یک می تواند به حاشیه رانده شدن و گسترش بحران های اجتماعی منجر شود. این عوامل به طور مستقیم بر فرآیند اطلاع رسانی و مدیریت بحران تاثیر می گذارند و دستگاه های مربوطه باید به بسترهای ارتباطی و مدیریت بحران در عصر اطلاعات توجه ویژه ای داشته باشند.

    نتیجه گیری

    نتیجه گیری نهایی این تحقیق می تواند به شفاف سازی الگوی مدیریت بحران در زمینه پوشش خبری در دنیای شبکه های اجتماعی مبتنی بر گوشی همراه کمک کند. ارائه راهکارهای عملی و بومی برای بهبود فرآیند اطلاع رسانی در شرایط بحران می تواند به کاهش شایعات و احساس ناامنی عمومی منجر شود. این مدل به عنوان یک ابزار کاربردی می تواند در مدیریت بحران های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به کار رود و از این طریق نقش موثری در ارتقاء سطح امنیت اجتماعی ایفا کند. این تحقیق می تواند مبنایی برای پژوهش های آینده در این زمینه قرار گیرد و به افزایش کارایی مدیریت بحران در عصر دیجیتال کمک نماید.

    کلید واژگان: شبکه های اجتماعی, پوشش خبری, اخبار بحران, راهبرد فرهنگی
    Mohammad Amin Ramezani Ismail Abad, Shahnaz Hashemi *, Mohammad Soltanifar
    Objective

    The objective of the current study is to investigate the communication processes inherent in mobile-based social networks during crises, with the aim of developing a robust model for crisis news coverage. This research critically examines existing external frameworks for crisis management and seeks to establish a foundation for the development of a localized model that enhances strategies for crisis-related information dissemination. By addressing the central research question—How can an effective crisis management model for news coverage be defined in an era dominated by the proliferation of mobile-based social networks? —this study aims to contribute significantly to the literature on crisis communication and management.

    Methods

    This research employs a purposeful-judgmental sampling method to select a diverse cohort of participants, including journalists, political activists, users of mobile-based social networks, current political officials, state broadcasting managers, and communication sciences and information technology professors in Isfahan. A total of 15 individuals were selected for in-depth qualitative analysis. Furthermore, to refine the research model, an additional sample of 70 staff members from state broadcasting in managerial and supervisory positions was included as a statistical sample. The study utilized the Delphi technique to gather insights from experts in social networks and crisis management. Additionally, content analysis was conducted on the opinions and information provided by participants to identify key factors influencing crisis communication. This multi-faceted methodological approach ensures a comprehensive understanding of the complexities surrounding crisis news coverage in the context of mobile-based social networks.

    Results

    The research identified several existing challenges in crisis news coverage, revealing 11 distinct factors that can exacerbate social crises. These factors underscore the complexities involved in information dissemination within mobile-based social networks and highlight the significant impact of user engagement on effective crisis management. By clarifying these challenges, the study emphasizes the need for tailored strategies that address the unique dynamics of mobile communication in crisis situations.

    Conclusions

    The findings of this study highlight the critical importance of timely and accurate information dissemination during crises. By elucidating the communication dynamics within mobile-based social networks, media outlets can significantly enhance their credibility and effectiveness in crisis situations. The proposed model seeks to refine crisis communication strategies, ultimately contributing to more effective management of social crises and mitigating the proliferation of misinformation. This research emphasizes the necessity for media organizations to adapt to the evolving landscape of digital communication, thereby fostering a more informed public and strengthening resilience in the face of crises

    Keywords: Social Networks, News Coverage, Crisis, Cultural Strategies, Media
  • صدیقه رضایی پاشا، فریده شریفی فر*، محمود شارع پور، علی اصغر کیاء
    هدف

    با توجه یه تعداد معدود و محدودیت مدل های مفهومی جنسیت ارائه شده در پوشش رسانه ای ، هدف از نگارش این مقاله رسیدن به یک مدل مفهومی از جایگاه جنسیت در پوشش رسانه ای المپیک 2020 توکیو و 2016 ریو بود تا بتوان از آن بعنوان الگویی در تحلیل شرایط موجود و نیل به وضع مطلوب بهره برداری کرد .

    روش تحقیق: 

    این تحقیق به روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون است. جامعه آماری،شامل تمامی مطالب روزنامه ایران ورزشی در سال 1395 و در سال 1400بود. نمونه گیری آماری به صورت هدفمند انتخاب گردید که شامل 212 داده متنی (خبر، گزارش، مصاحبه و مقاله) در روزنامه ایران ورزشی در بازه زمانی برگزاری هر یک از المپیک های مذکور (15 الی 31 مرداد 1395 و 1 الی 17 مرداد 1400) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگزاری سه مرحله ی کدگذاری توصیفی، تفسیری و یکپارچه سازی استفاده شد

    یافته ها

    با توجه به نتایج کدگذاری ها، پنج مضمون اولیه ، سه مضمون ثانویه و یک مضمون فراگیر حاصل گردید مقایسه نتایج بدست آمده نشان می دهد که در اغلب موارد تحت تاثیرفضای گفتمان جنسیت زدگی و رویکرد این روزنامه مبنی بر مفاهیم «هژمونی»، « استعاره های ورزشی» و « فراواقعیت»بوده است.

    نتیجه گیری

    از نکات قابل توجه در مفهوم «هژمونی» این است که پوشش خبرها در این مضمون برای هر دو جنس انجام شده است با این تفاوت که حمایت خبری از بانوان بیشتر اعلام محرومیت های زیرساختی می شود

    کلید واژگان: جنسیت, خبرهای ورزشی, المپیک, رسانه, تحلیل مضمون
    Sedigheh Rezaeipasha, Farideh Sharififar *, Mahmoud Sharepour, Aliasghar Kia
    Purpose

    Considering the limited number and limitations of the conceptual models of gender presented in the media coverage, the purpose of writing this article was to reach a conceptual model of the position of gender in the media coverage of the 2020 Tokyo and 2016 Rio Olympics so that it can be used as a model. In the analysis of the existing conditions, he used it to achieve the desired situation.

    Research method

    This research is qualitative research based on thematic analysis approach. The statistical population included all the contents of Iran Sports newspaper in 1395 and 1400. Statistical sampling was purposefully selected, which included 212 textual data (news, reports, interviews and articles) in the Iran Sports newspaper during the time period of each of the mentioned Olympics (August 15-31, 2015 and August 1-17, 1400). . In order to analyze the data, the coding method of three stages of descriptive, interpretive and integration coding was used

    Findings

    According to the coding results, five primary themes, three secondary themes and one overarching theme were obtained. The comparison of the obtained results shows that in most cases, under the influence of the gendered discourse and the approach of this newspaper based on the concepts of "hegemony",

    Conclusion

    One of the significant points in the concept of "hegemony" is that the news coverage in this theme has been done for both sexes, with the difference that the news support for women is mostly the announcement of infrastructural deprivations.

    Keywords: Gender, Sports News, Olympics, Media, Theme Analysis
  • علیرضا دویران*، احمد علی صاحب ناسی

    رسانه ها نقش تعیین کننده در نوع و نحوه هدایت کنشگری مسائل اجتماعی دارند. ارتباط دانشگاه و دانشجویان با رسانه های متعدد و متنوع اجتماعی بیشترین تاثیر را در هدایت افکار و اندیشه های آنان به ویژه در رخ داد مسائل اجتماعی سیاسی دارد. این پژوهش با روش تحقیق توصیفی - تبیینی و با هدف کاربردی منطبق بر رویکرد تطبیقی به بررسی نقش رسانه های اجتماعی در واپایش و هدایت افکار دانشجویان دانشگاه ماموریت گرای فرهنگیان در ارتباط با وقایع مهر سال 1401 پرداخته است. روش گردآوری داده ها به شیوه میدانی در قالب پرسش نامه از دانشجویان پردیس های استان های قطب 4 جغرافیایی (زنجان، آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، گیلان، قزوین) بوده است. داده های با تکیه بر سه مولفه اصلی منابع رسانه، عملکرد رسانه و بازخورد رسانه جمع آوری شده و با استفاده از مدل رادار تمرکز، مدل تعقیبی مبتنی بر روش شفه تجزیه وتحلیل صورت پذیرفت. نتایج نشان می دهد کنشگری رسانه ای دانشجویان قطب 4 دانشگاه فرهنگیان با اختلاف میانگین 12/0 و واریانس 25/0 (در جهت مثبت)، نزدیک به متوسط بوده و دانشجویان استان های مورد مطالعه علی رغم داشتن فاصله جغرافیایی با مقدار F برابر با 204/0 و سطح معناداری 922/0 در کنشگری رسانه ای تفاوت معنادار با همدیگر نداشته و دارای اختلاف شدید نگرشی نیستند. علی رغم متوسط بودن کنشگری رسانه ای دانشجویان و نبود تفاوت معنادار بین استان های مورد مطالعه با توجه به ساختار ماموریت گرای دانشگاه فرهنگیان (تربیت معلم برای نسل های فعلی و آتی) کنشگری رسانه ای در این دانشگاه نیازمند پیاده کردن سیاست های ارتقادهنده است

    کلید واژگان: کنشگری, رسانه, مقایسه جغرافیایی, دانشگاه ماموریت گرا
    Alireza Daviran *, Ahmadali Sahebnasi

    The media play a decisive role in the type and manner of guiding activism on social issues. The relationship between the university and students with numerous and diverse social media has the greatest impact on guiding their thoughts and ideas, especially in the occurrence of socio-political issues. This study, using a descriptive-explanatory research method and with an applied objective in line with the comparative approach, has investigated the role of social media in monitoring and guiding the thoughts of students at Farhangian Missionary University in relation to the events of October 1401. The data collection method was field-based in the form of a questionnaire from students on campuses in the provinces of the 4th geographical pole (Zanjan, East and West Azerbaijan, Ardabil, Gilan, Qazvin). Data were collected based on the three main components of media sources, media performance, and media feedback, and analyzed using the radar focus model and the Scheffe-based post hoc model. The results show that the media activism of students in Pole 4 of Farhangian University is close to average with a mean difference of 0.12 and a variance of 0.25 (in the positive direction), and despite the geographical distance, students in the provinces under study do not have a significant difference in media activism with an F value of 0.204 and a significance level of 0.922, and do not have a strong difference in attitude. Despite the average media activism of students and the lack of a significant difference between the provinces under study, considering the mission-oriented structure of Farhangian University (training teachers for current and future generations), media activism in this university requires the implementation of promotion policies.  .

    Keywords: Activism, Media, Geographical Comparison, Mission-Oriented University
  • میترا توسلی، عبدالله نعامی*، ناصر آزاد

    هدف پژوهش :

    رسانه ها  به عنوان یکی از روش های جذب مشتری مطرح است. مشتریان بر اساس نوع سبک زندگی اسلامی به طور فزاینده ای در ارتباط با رسانه ها هستند و با اشتراک تجربیات بر رفتار خرید تاثیرگذارند. نقش اهمیت رسانه ها و کارکرد بازاریابی در تحقیقات تایید و تاثیر آن بر رفتار خرید تصدیق شده است.

    روش پژوهش

    پژوهش حاضر از نظر هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است؛ از نظر روش در زمره تحقیقات توصیفی همبستگی است و بصورت پیمایشی انجام شده است؛ زیرا اطلاعات مورد نیاز از وضع موجود نمونه آماری با استفاده از پرسشنامه به دست آمده است روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق با توجه به موضوع و ماهیت تحقیق روش کتابخانه ای و میدانی است. جامعه آماری پژوهش تعداد 133 نفر از زنان خانه دار در 4 منطقه شهر تهران به صورت تصادفی انتخاب شدند. بدین صورت که در ابتدا مبتنی بر مرور ادبیات و جمع آوری اطلاعات مفید در زمینه روابط بین متغیرها آغاز می گردد و سپس به بررسی روابط بین متغیرها با استفاده از داده های جمع آوری شده ازپرسشنامه جهت تکمیل فرآیند پرداخته خواهد شد. جهت تحلیل یافته ها از نرم افزار Smartpls, Spss استفاده شده است.

    یافته ها

    تبیین چگونگی دو متغیر بر رفتار خرید مشتری و تاثیر بین آن هاست. درک صحیح و کمی این تاثیرات به زنان خانه دار کمک می کند تا مسیر بازاریابی و تامین خواسته مشتری را با کمترین خطا بیابند. زیرا  نقش سبک زندگی اسلامی بر رفتار خرید مشتری نیز شامل رضایت، وفاداری و اعتماد مشتری و تصمیم خرید است

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که رسانه ها بر سبک زندگی اسلامی تاثیر مثبت و معناداری دارند.رسانه ها بر رفتار خرید مشتری  تاثیر مثبت و معناداری دارند و  رسانه ها از طریق  رفتار خرید مشتری بر سبک زندگی اسلامی تاثیر مثبت و معناداری دارند.

    کلید واژگان: رسانه ها, سبک زندگی اسلامی, رفتار خریدمشتری, زنان خانه دار
    Mitra Tavassoli, Abdollah Naami *, Naser Azad
    Objective

    Media is considered as one of the methods of customer attraction. Customers based on the type of Islamic lifestyle are increasingly connected with the media and influence the purchase behavior by sharing experiences. The importance of the media and marketing function has been confirmed in research and its impact on purchasing behavior.

    Methods

    The research method of the current research is applied research in terms of its purpose; In terms of method, it is among descriptive correlational research and it was conducted as a survey; Because the required information is obtained from the current state of the statistical sample using a questionnaire, the method of collecting information in this research is the library and field method according to the subject and the nature of the research. The statistical population of the research was 133 housewives in 4 districts of Tehran city. In this way, it starts based on reviewing the literature and collecting useful information in the field of relationships between variables, and then the relationship between variables will be examined using the data collected from the questionnaire to complete the process. Smartpls, Spss software was used to analyze the findings.

    Results

    The effect of two variables on the purchasing behavior of consumers and the explanation of the effect between them. A correct and quantitative understanding of these effects will help housewives to find the path of marketing and satisfying the customer's needs with the least errors. The role of Islamic lifestyle on customer buying behavior also includes customer satisfaction, loyalty and trust and purchase decision.

    Conclusions

    the media has a positive and significant effect on the Islamic lifestyle. The media has a positive and significant effect on the purchasing behavior of consumers, and the media has a positive and significant effect on the Islamic lifestyle through the purchasing behavior of consumers.

    Keywords: Media, Islamic Lifestyle, Customer Buying Behavior, Housewives
  • وحید علی نژاد*، محمود مختاری
    هدف

    این مقاله قصد دارد بررسی کند که آیا در فرآیند رسانه ای شدن دین، رسانه نقش پیشرو و تعیین کننده دارد و دین را مطابق با خود تغییر می دهد یا بالعکس.

    روش شناسی پژوهش:

     این پژوهش کیفی بوده و از طریق مطالعه کتابخانه ای انجام می شود. برای این منظور، به بررسی و مقایسه دو نظریه مهم در مطالعات رسانه، یعنی جبرگرایی فناورانه و جبرگرایی اجتماعی-دینی پرداخته شده و مسیر را به سوی نتیجه گیری هموار خواهیم کرد.

    یافته ها

    این پژوهش از این ادعا دفاع می کند که استدلال جبرگرایانه در رابطه میان دین و رسانه معتبر است و این رسانه است که نقش تعیین کننده دارد. درنهایت به بررسی جایگزین های موجود برای نظریه رسانه ای شدن دین خواهیم پرداخت.

    بحث و نتیجه گیری

    تحلیل جدیدی از نظریه یروارد نشان می دهد که برخلاف تصور عمومی، جبرگرایی همچنان کارکرد دارد و نقش مهمی در ارتباط بین رسانه و مذهب ایفا می کند.

    کلید واژگان: دین, فرهنگ, رسانه, فناوری, رسانه ای شدن دین, جبرگرایی, ساخت اجتماعی-دینی فناوری
    Vahid Alinejad *, Mahmood Mokhtari
    Objective

    This article aims to examine whether, in the process of the mediatization of religion, the media plays a leading and determining role, transforming religion according to its own nature, or vice versa.

    Research Methodology

    This qualitative study is conducted through library research. To this end, it will explore and compare two significant theories in media studies: technological determinism and social-religious determinism, paving the way for conclusions.

    Findings

    This research defends the claim that a deterministic argument regarding the relationship between religion and media is valid, asserting that it is the media that has a determining role. Finally, we will examine existing alternatives to the theory of the mediatization of religion.

    Discussion and Conclusion

    A new analysis of Yervard's theory indicates that contrary to popular belief, determinism still functions and plays an important role in the relationship between media and religion.

    Keywords: : Religion, Culture, Media, Mediatization Of Religion, Social-Religious Construction Of Technology
  • بشیر معتمدی*
    هدف

    هدف از این مقاله بررسی این ویژگی در موضوع «اسلام هراسی» است.

    روش شناسی پژوهش:

     روش بررسی این مساله از یک سو ارزیابی نحوه عملکرد رسانه های بزرگ در موضوع اسلام هراسی با مراجعه به تحقیقات صورت گرفته در این حوزه است. از سوی دیگر تلاش شده راه مقابله با این گفتمان از طریق گفتمان «گفت وگو و تعامل بین فرهنگ ها و تمدن ها تشریح گردد.

    یافته ها

    یافته ها نشان می دهد که ویژگی های فضای مجازی ازجمله شکل گیری بر پایه تعاملات دوسویه و افقی و امکان دیالوگ، امکان بحث و بیان نظرات در مورد واقعیت اسلام، متفاوت از چارچوب رسانه های وابسته به قدرت های استعماری را فراهم می کند. این ظرفیت می تواند به مقابله با گفتمان اسلام هراسی که توسط قدرت ها انتشار می یابد، بپردازد و آن را به چالش کشاند. از نمونه های این مطلب می توان به جنگ غزه اشاره کرد که فضای مجازی توانست تا حدودی به مقابله با گفتمان اسلام هراسی بپردازد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که راه حل مقابله با اسلام هراسی و خروج از آن، «گفت وگو در فضای مجازی» است.

    بحث و نتیجه گیری

    از مجموع مباحث می توان نتیجه گرفت که رسانه ی اینترنت و فضای مجازی، رسانه ای است که به دلیل فضای تعاملی و ارتباطات دوطرفه امکان گفت وگو را بسیار بیشتر از سایر رسانه ها فراهم می کنند و لذا مسلمانان به عنوان کسانی که در معرض تبلیغات منفی و اسلام هراسی در سطح رسانه های بزرگ قرار گرفته اند، می توانند با استفاده از گفت وگوهای دو طرفه از طریق این رسانه ها به بازنمایی واقع بینانه تر از خود و ترسیم چهره حقیقی از اسلام برای سایر مردمان جهان اقدام کنند.

    کلید واژگان: دین, رسانه, مسلمانان, ترور, اسلام هراسی, گفت و گو, فضای مجازی
    Bashir Motamedi *
    Objective

    This article aims to examine the characteristics of the topic of "Islamophobia.

    Research Methodology

    The approach to this issue involves evaluating the performance of major media outlets regarding Islamophobia by referring to studies conducted in this field. Additionally, it seeks to outline ways to counter this discourse through the dialogue and interaction between cultures and civilizations.

    Findings

    The findings indicate that the characteristics of the virtual space, including the formation based on two-way and horizontal interactions and the possibility of dialogue, allow for discussions and expressions of opinions about the reality of Islam, differing from the frameworks of media affiliated with colonial powers. Therefore, it can confront and challenge the Islamophobic discourse propagated by these powers. One example of this is the Gaza conflict, where the virtual space was able to somewhat counter the Islamophobic discourse. Thus, it can be concluded that the solution to combating Islamophobia and moving beyond it lies in "dialogue in virtual space.

    Discussion and Conclusion

    From the discussions, it can be concluded that the internet and virtual space provide a medium that, due to its interactive nature and two-way communications, facilitates dialogue much more than other media. Consequently, Muslims, as individuals exposed to negative propaganda and Islamophobia in mainstream media, can utilize two-way dialogues through these media to present a more realistic representation of themselves and depict the true face of Islam to other people around the world.

    Keywords: Religion, Media, Muslims, Terror, Islamophobia, Dialogue, Virtual Space
  • علیرضا کریمی*، سید حسین سراج زاده، نیلوفر اورعی
    این پژوهش به دنبال آن است که در بستر جامعه شناسی در بخش اول به بررسی نگرش و بعضی دیگر از ویژگی های زیست محیطی شهروندان تهرانی بپردازد و در بخش دوم نقش خانواده و رسانه را در شکل گیری نگرش زیست محیطی بررسی کند.موج سوم پیمایش ملی ارزش ها و نگرش های ایرانیان در مقایسه با سایر موج های این پیمایش و همچنین دیگر پیمایش های ملی، از دقیق ترین پیمایش هایی است که در آن، محیط زیست به عنوان یکی از مسائل اجتماعی صورت بندی شده است. برای دستیابی به اهداف پژوهش به روش تحلیل ثانویه به بررسی این موج پرداخته شد.شهروندان دارای دغدغه زیست محیطی هستند و این دغدغه سبب شده نسبت به آینده محیط زیست احساس نگرانی و ترس داشته باشند. نگرش زیست محیطی پاسخگویانی که خانواده را به عنوان مرجع سیاسی می پذیرند، به صورت معناداری مثبت تر از افرادی است که خانواده را مرجع سیاسی خود نمی دانند. افزون بر آن، افراد دارای خانواده های غیردموکراتیک در مقایسه با دموکراتیک، به صورت معناداری نگرش مثبت تری به محیط زیست دارند. در زمینه رسانه نیز هرچه میزان استفاده پاسخگویان از تلویزیون، ماهواره و اعتماد آنان به فضای مجازی بیشتر شود، نگرش زیست محیطی شان نسبتا منفی تر خواهد شد که می توان این گرایش را به محتوای مصرفی آنان نسبت داد.در فرایند جامعه پذیری زیست محیطی، عامل رسانه قوی تر از خانواده عمل می کند. شهروندان عموما دوستدار محیط زیست هستند، اما نگرش آن ها با کنشگری شان فاصله زیای دارد.
    کلید واژگان: جامعه پذیری زیست محیطی, خانواده, رسانه, شهر تهران, نگرش زیست محیطی
    Alireza Karimi *, Seyed Hossaien Serajzadeh, Niloofar Oraei
    This research seeks to investigate the environmental attitude and some other characteristics of Tehran citizens in the first part, and the role of family and media in the formation of environmental attitudes in the second part, within the context of sociology.The third wave of the national survey of Iranians’ values and attitudes is one of the most accurate surveys in which the environment is formulated as a social issue, in comparison to the other waves of this survey and the other national surveys. Consequently, secondary analysis was implemented to investigate this wave in order to accomplish the objectives of the research.The future of the environment has caused citizens to experience worry and fear, as they have environmental concerns. The environmental attitude of respondents who embrace family as the political reference is significantly more positive than that of those who do not. In addition, individuals from non-democratic families exhibit a significantly more optimistic perspective on the environment than those from democratic families. The more respondents consume television and satellite channels and trust in the cyberspace, the more negative their environmental attitude will be, which can be ascribed to the content they consume in the field of media.In the process of environmental socialization, the media acts more strongly than the family, and in this process, the citizens are environmentally friendly, but there is a large gap between their attitude and action.
    Keywords: Environmental Socialization, Family, Media, Environmental Attitude, Tehran
  • کیوان مافی، احسان شاه قاسمی، شاهو صبار*
    با ترویج و گسترش شبکه های اجتماعی، مسئله اخبار جعلی به صورت روزافزونی مورد توجه سیاست گذاران، روزنامه نگاران و حتی مردم عادی قرار گرفته است. وضعیت خاص کشور ایران و ساختار پیچیده آن باعث می شود مسئله اخبار جعلی در این کشور اهمیتی ویژه داشته باشد. در این پژوهش از روش تحقیق ترکیبی متوالی بهره گرفته شده است. ابتدا، پیمایشی بر روی 137 روزنامه نگار و فعال شبکه های اجتماعی صورت گرفت که به سوالاتی پیرامون نگرش آن ها به گسترش اخبار جعلی در ایران و جهان و نقش های احتمالی دولت ها و نهادهای تصمیم گیر در مقابله با این اخبار پاسخ دادند. پس از تحلیل این پاسخ ها، مصاحبه هایی طراحی شد که در آن 48 نفر از خبرگان حوزه خبر به سوالات بسته و باز پاسخ دادند. در پایان، با مقایسه نتایج حاصل از هر دو مرحله تحقیق، برخی نتایج و توصیه ها استخراج و ارائه گردید.واژگان کلیدی: اخبار جعلی، رسانه ها، مدیریت رسانه، شبکه های اجتماعی، روزنامه نگاری حقیقت.
    کلید واژگان: اخبار جعلی, رسانه ها, مدیریت رسانه, شبکه های اجتماعی, روزنامه نگاری حقیقت
    Kayvan Mafi, Ehsan Shahgahsemi, Shaho Sabbar *
    Fake News in Iran: A Mixed Method StudyWith the rise and spread of social media, the issue of fake news has increasingly garnered the attention of policymakers, journalists, and even the general public. Iran's unique situation and complex structure make the issue of fake news particularly significant. This research employed a sequential mixed method approach. First, a survey was conducted with 137 journalists and social media activists, who responded to questions regarding their perspectives on the proliferation of fake news in Iran and globally, and the potential roles of governments and decision-making bodies in combating fake news. After analyzing these responses, interviews were designed in which 48 media experts answered both closed and open-ended questions. Finally, by comparing the results from both phases of the research, certain findings and recommendations were formulated and presented.
    Keywords: Fake News, Media, Media Management, Social Media, Truth-Based Journalism
  • محمد علی پور*، محسن آیتی، محمد علی رستمی نژاد، فرهاد سراجی

    در پژوهش حاضر به واکاوی تجارب زیسته ارتباطات رسانه ای والدین-معلم مقطع ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1403 به شیوه کیفی و از نوع پدیدارشناسی پرداخته شده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش 15 معلم و 10 نفر از والدین از دبستا ن های شهر بیرجند بودند که به شیوه هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرکت کردند. برای تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از روش تحلیل کلایزی استفاده شد. یافته های حاصل از تجارب زیسته معلمان و والدین در ارتباطات رسانه ای در5 مضمون اصلی اهداف و دلایل ارتباط رسانه ای (انتقال و اشتراک گذاری اطلاعات، پاسخ دهی، شفاف سازی، اطلاع رسانی و ثبت رویدادها)، روش های ارتباطی (هم زمان، ناهم زمان)، ابزارهای ارتباطی (سیستم های پیام رسان، ویدئوکنفرانسی و آنلاین، مواد چاپی الکترونیک، نظرسنجی و فرم الکترونیکی، وب سایت، شبکه آموزشی دانش آموز (شاد))، چالش ها و محدودیت ها (اشتغال والدین، سطح سواد و تحصیلات، نبود منابع مادی و اینترنتی، نوع نگرش و طرز تفکر به فناوری، شرایط سنی، نوع سکونت)، مزایا و فرصت ها (آسان و راحت، انعطاف پذیری در زمان و مکان، افزایش سرعت و رصد لحظه به لحظه، ثبت وقایع و آرشیو کردن) طبقه بندی شد. به طورکلی می توان نتیجه گرفت که با ورود بسترهای رسانه ای به حوزه ارتباطات، ارتباط معلم-والدین هم تحت تاثیر قرارگرفته است و بسترهای رسانه ای به عنوان تسهیلگر در حوزه برقراری ارتباط عمل می نمایند.

    کلید واژگان: رسانه, ارتباط, والدین, معلم, ابتدایی
    Mohammad Alipour *, Mohsen Ayati, Mohammadali Rostaminezhad, Farhad Seraji

    In the present research, the lived experiences of parents-teacher media communication in the academic year 1402-1403 have been analyzed in a qualitative and phenomenological way. Participants in this research were 15 teachers and 10 parents from primary schools in Birjand city, who were selected in a purposeful way and participated in semi-structured interviews. Colaizzi analysis method was used to analyze the collected data. The findings from the lived experiences of teachers and parents in media communication in 5 main themes, the goals and reasons of media communication (transfer and sharing information, responding, clarifying, informing and recording events), communication methods (simultaneous, asynchronous), communication tools ( Messenger, video conference and online systems, electronic printed materials, survey and electronic form, website, student educational network (Shad), challenges and limitations (parental employment, literacy and education level, lack of material and internet resources, attitude and manner Thinking about technology, age conditions, type of residence), advantages and opportunities (easy and convenient, flexibility in time and place, increased speed and moment-to-moment monitoring, event recording and archiving) were classified. In general, we can conclude that with the entry of media platforms into the field of communication, teacher-parent communication has also been affected and media platforms act as facilitators in the field of communication. In the present research, the lived experiences of parents-teacher media communication in the academic year 1402-1403 have been analyzed in a qualitative and phenomenological way. Participants in this research were 15 teachers and 10 parents from primary schools in Birjand city, who were selected in a purposeful way and participated in semi-structured interviews. Colaizzi analysis method was used to analyze the collected data. The findings from the lived experiences of teachers and parents in media communication in 5 main themes, the goals and reasons of media communication (transfer and sharing information, responding, clarifying, informing and recording events), communication methods (simultaneous, asynchronous), communication tools ( Messenger, video conference and online systems, electronic printed materials, survey and electronic form, website, student educational network (Shad), challenges and limitations (parental employment, literacy and education level, lack of material and internet resources, attitude and manner Thinking about technology, age conditions, type of residence), advantages and opportunities (easy and convenient, flexibility in time and place, increased speed and moment-to-moment monitoring, event recording and archiving) were classified. In general, we can conclude that with the entry of media platforms into the field of communication, teacher-parent communication has also been affected and media platforms act as facilitators in the field of communication.

    Keywords: Media, Communication, Parents, Teachers, Elementary
  • سمیرا خطیب زاده*، لیلا سلیمی
    فراگیری رسانه و افزایش روزافزون استفاده از فضای مجازی در زندگی امروز علاوه بر فرصت ها و نقاط مثبت تهدیدها و اثرت نامطلوبی نیز بر زندگی بشر گذاشته است، از سویی دیگر گریزناپذیری در استفاده از ابزارهای ارتباطی نوین چاره ای جز آموزش و یادگیری سواد رسانه ای باقی نگذاشته است، تا بتوان علاوه بر استفاده مفید و هدفمند از فضای مجازی، اثرات نامطلوب این فضا بر جامعه ایرانی را به حداقل رساند. با توجه به امتزاج فرهنگ ایرانی با آموزه های اسلامی، ضرورت ایرانی - اسلامی کردن سواد رسانه ای بیش از پیش به چشم می آید. هدف اصلی این پژوهش کشف و دستیابی به مولفه های سواد رسانه ای از منظر کارشناسان مسلمان است. در این پژوهش 12 نفر از صاحب نظران و کارشناسان حوزه رسانه و دین که نمایانگر سطح قابل توجه از سابقه و مشارکت علمی و تجربی در حوزه ی موضوع تحقیق بودند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. این پژوهش از نوع کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته و برای تحلیل داده ها از نرم افزار Maxqda استفاده شد که منتج به استخراج 750 کد اولیه گردید. در ادامه فرایند کدگذاری توصیفی تفسیری و ترکیب و ادغام سه سطح از مضامین شامل 69 مضمون پایه و16 مضمون سازمان دهنده باور توحیدی، قانون محوری، زیبایی شناسی، محتوای ایرانی اسلامی، هویت مندی دینی، مالکیت و کنترل حوزه های تولید و نشر و در نهایت 5 مضمون فراگیر مولفه های سواد رسانه ای از منظر کارشناسان مسلمان در حوزه های هدف، هویت، مخاطب، محتوا و قالب احصاء شد.
    کلید واژگان: رسانه, سواد رسانه ای, تحلیل مضمون, محتوای بومی, هویت مندی دینی
    Samira Khatibzadeh *, Leyla Salimi
    Media literacy and increasing use of virtual space in today's life, in addition to opportunities and positive points, has also left threats and adverse effects on human life. has not left any, so that in addition to the useful and purposeful use of virtual space, the adverse effects of this space on the Iranian society can be minimized. Considering the fusion of Iranian culture with Islamic teachings, the necessity of Iranian-Islamicization of media literacy is more visible than ever. The main goal of this research is to discover and achieve the components of media literacy from the perspective of Muslim experts. In this research, 12 experts and experts in the field of media and religion, who represented a significant level of experience and scientific and experimental participation in the field of the research subject, were selected by purposive sampling method. This research was done qualitatively and by thematic analysis method. The data collection tool was a semi-structured interview and Maxqda software was used for data analysis, which resulted in the extraction of 750 primary data. In the continuation of the process of descriptive and interpretive coding and the combination and integration of three levels of themes including 69 basic themes and 16 organizing themes of monotheistic belief, central law, aesthetics, Iranian Islamic content, religious identity, ownership and control of production and publishing areas and finally 5 overarching themes of media literacy components from the perspective of Muslim experts were calculated in the fields of purpose, identity, audience, content and format.
    Keywords: Media, Media Literacy, Theme Analysis, Native Content, Religious Identity
  • محمدطاها قائم پناه*

    رسانه ها به عنوان رکن اصلی جوامع مدرن، نقش محوری در شکل دهی افکار عمومی، نظارت بر عملکرد دولت ها و گسترش اطلاعات ایفا می کنند. با پیشرفت فناوری و ظهور رسانه های جدید در عصر دیجیتال، اهمیت و تاثیرگذاری رسانه ها بر ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی بیش ازپیش آشکار شده است. در این راستا، مطالعه و تحلیل نظام حقوقی حاکم بر رسانه ها در کشورهای مختلف، به عنوان ابزاری قدرتمند برای درک بهتر نقش و جایگاه رسانه ها در جوامع گوناگون، شناخته می شود. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی- تطبیقی، با بهره گیری از منابع حقوقی، تحقیقات پیشین و تحلیل قوانین و رویه های قضایی، شباهت ها و تفاوت های موجود در نظام حقوقی رسانه ای ایران و آمریکا بررسی شده است. تمرکز اصلی بر مفاهیمی مانند آزادی بیان، حق دسترسی به اطلاعات، مسئولیت مطبوعات، جرائم مطبوعاتی و نظارت بر رسانه ها است. نتایج نشان می دهد هر دو کشور به آزادی بیان به عنوان ارزشی اساسی باور دارند، اما در اجرا، محدودیت ها و تفسیرهای متفاوتی را شاهد هستیم. همچنین، ساختار مالکیت رسانه ها در این دو کشور تفاوت های چشمگیری دارد: در آمریکا، مالکیت عمدتا خصوصی و متنوع است، درحالی که در ایران، بخش قابل توجهی از رسانه ها تحت مالکیت یا نظارت دولت و نهادهای دولتی قرار دارند. پژوهش نتیجه می گیرد که درک این تفاوت ها و شباهت ها برای بهبود قوانین رسانه ای در هر دو کشور ضروری است.

    کلید واژگان: آزادی بیان, ایران و آمریکا, مقایسه تطبیقی, نظام های حقوقی, سیاست رسانه ای
    Mohammadtaha Ghaempanah *

     The digital age has been accompanied by profound transformations in the field of information and communication technology. These transformations have significantly impacted all aspects of human life, including the media sector. Media, as a powerful tool for shaping public opinion and advancing democracy, plays a central role in modern societies. However, these rapid and extensive changes have brought new challenges for legal systems and increasingly highlighted the need to review and adapt media laws to new conditions.In the digital age, media laws serve as a legal framework for media activities, playing a vital role in preserving freedom of expression, regulating cyberspace, developing the digital economy, maintaining national security, and ensuring public order. These laws help create a safe and healthy environment for information exchange and the free expression of ideas by defining the rights and obligations of various actors in the media sphere. Additionally, media laws contribute to greater transparency and accountability in the media by regulating the relationships between the government, media, and citizens, and preventing the misuse of media.The rapid evolution of technology and the emergence of digital platforms have created multiple challenges for media laws. Among these challenges are the high speed of technological changes, the definition of abstract issues such as freedom of expression and privacy, conflicts of interest, the globalization of media, and the accountability of online platforms. For instance, artificial intelligence and machine learning have raised new questions regarding the accountability of algorithms and the dissemination of misinformation. Furthermore, determining the boundary between freedom of expression and the dissemination of hate speech or fake news has always been a subject of debate.To address these challenges, there is a need for comprehensive and collaborative approaches. Some of the most important solutions include: flexibility of laws, international cooperation, engagement with stakeholders, development of media literacy, and the use of regulatory technologies. However, it is essential to ensure that these technologies are designed to respect user privacy.Research in the field of media laws is particularly important for better understanding the challenges and opportunities present in this area and providing appropriate solutions. By conducting comparative studies on media laws in different countries, one can identify the strengths and weaknesses of domestic laws and take steps to improve them. Additionally, research in this field can contribute to the development of legal theories concerning media, strengthen international cooperation, and enhance democracy.Given the complexities of this era, the formulation and implementation of effective and efficient media laws require special attention and comprehensive collaboration. Comparative analysis of media legal systems can help develop democracy, strengthen human rights, and combat global threats.In this context, studying and analyzing the legal system governing media in various countries is recognized as a powerful tool for better understanding the role and position of media in diverse societies. In this research, using an analytical-comparative method, and utilizing legal sources, previous studies, and analysis of laws and judicial practices, the similarities and differences in the media legal systems of Iran and the United States have been examined. The main focus is on concepts such as freedom of expression, the right to access information, press responsibility, press offenses, and media regulation. The results indicate that both countries believe in freedom of expression as a fundamental value, but in practice, we observe different limitations and interpretations. Additionally, the structure of media ownership in these two countries shows significant differences: in the U.S., ownership is primarily private and diverse, while in Iran, a significant portion of the media is under the ownership or supervision of the government and state institutions. The research concludes that understanding these differences and similarities is essential for improving media laws in both countries.Furthermore, the research addresses the contradictions of a country that claims to be the cradle of freedom of expression. American history is filled with examples that show that this country, despite its claims of defending freedom of expression, has in practice suppressed various social movements. From the civil rights movement of African Americans to anti-war protests, we have always witnessed restrictions on freedom of expression. In recent years, student protests against the Gaza war and the "Black Lives Matter" movement have faced harsh police responses. Additionally, the extensive restrictions imposed on social media for political and economic interests highlight the existing contradiction between the claim of freedom of expression and the reality. The reasons for these contradictions include ambiguous definitions of freedom of expression, changing political priorities of governments, new tools of repression, and the conflict between freedom of expression and political interests.Ultimately, while freedom of expression is a fundamental value, there are many significant limitations to this freedom in practice, and when conflicts arise between this claimed freedom and political interests, it is attacked in the most severe and unjust manner.

    Keywords: Freedom Of Expression, Iran, The United States, Comparative Study, Legal Systems, Media, Law
  • علی هادیلو *

    «دیپلماسی در عصر رسانه های داستان گو: بررسی تطبیقی نخستین روایت رسانه ای «شبکه خبر»، «سن ان ان» و «بی بی سی» درباره حمله به آرامکو»
    رسانه ها در نقل مکان به فناوری های نوین ارتباطی از سرزمین پرجاذبه و افسونگر روایت و «رسانه های داستان گو» سر درآورده اند. مرز باریک روایت رسانه ای و روایت داستانی، رویداد است؛ بنابراین رویداد فصل جداکننده رسانه و داستان است. با حضور رویداد، روایت های رسانه ای قابلیت تحقیق، تکذیب و تصدیق پیدا می کند، درحالیکه روایت های داستانی «قابل تحقیق» نیستند، حتی اگر ما به ازای بیرونی داشته باشند. دیگر «خبر به مثابه گزارش عینی از رویداد»، آنچنان که «والتر لیپمن» بر آن پافشاری می کرد، رنگ باخته است. گاه روایت ها در ذهن مخاطبان باورپذیرتر از رویداد به نظر می رسند و گاه حتی متناقض، متعدد و متکثر هستند. مقاله پیش ‎رو کوشیده تا با دو روش تحلیل محتوای کیفی و منابع کتابخانه ای، نخستین گزارش سه شبکه خبری «شبکه خبر»، «سی ان ان» و «بی بی سی» از رویداد حمله به «آرامکو» را بررسی و علایم افول عصر رسانه های خبری سنتی و ظهور رسانه های داستان گو در «عصر فراخبر» و نظام بین الملل نوین را گوشزد کند.

    کلید واژگان: رسانه, داستان, روایت
    Ali Hadiloo

    Diplomacy in the Era of Storytelling Media: A Comparative Study of the First Media Narrative of IRINN, CNN and BBC about the Attack on Aramco
    Modern media have emerged from the transition from the fascinating and attractive land of narrative and storytelling media to the new communication technologies. Event is in the narrow border between the media narrative and the fictional narrative. Hence, event is the dividing agent between the media and fiction. In the presence of event, the media narratives can be verified, falsified or scrutinized. On the other hand, fictional narratives cannot be scrutinized, even if there is an equivalent for them in the reality.
    ‘News as an objective report of an event’ on which Walter Lippmann once emphasized has now faded away. Narratives of an event are sometimes contradictory, numerous and plural; sometimes the narrative take precedence over the event and is more believable in the mind of the audience than the event itself. Using a qualitative analysis approach and library sources, the present article endeavors to study the first reports of the three TV channels IRINN, CNN and BBC about the Aramco attack event and remind the reader of the signs of the decline of the traditional news media and the rise of the storytelling media in theMetanarrative and modern international system.

    Keywords: Story, Media, Narrative
  • فرشته رضائیانی، الهام فتحی، اشرف سادات موسوی*
    زمینه و هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی تصویر ارائه شده از اختلالات روانی و افراد مبتلا به این اختلالات در دو دهه ی اخیر سینمای ایران انجام شد.

    روش

    در این راستا با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد زیادی فیلم سینمایی مورد بررسی قرار گرفته و نهایتا 14 فیلم بر اساس ملاک های ورود به تحقیق انتخاب شدند. سپس فیلم ها با روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد قیاسی تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج به دست آمده نشان داد چهره ی ترسیم شده از افراد مبتلا به اختلالات روانی در این فیلم ها، چهره ای مردانه و محدود به قشر جوان و از طبقه ی بالای جامعه است. همچنین این چهره، خطرناک، بی ثبات، ناتوان و بی مسئولیت است. از طرفی اختلالات روانی در این فیلم ها، به ندرت درمان پذیر نشان داده شده اند. در مورد آگاهی و حمایت خانواده نسبت به اختلالات روانی، در 71/35٪ از فیلم ها، خانواده ها نسبت به وجود اختلال روانی در فرد آگاهی داشتند و از او حمایت می کردند. اما در سایر فیلم ها ما شاهد یک جو منفی و خالی از حمایت و آگاهی نسبت به اختلال روانی و فرد مبتلا به آن اختلال بودیم که همین مساله در بسیاری از موارد، روند درمان یا بهبود فرد را دچار مشکل می کرد.

    نتیجه گیری

    آثار منفی ترسیم چنین چهره ای بر فرهنگ عمومی و در نهایت سلامت روان آن مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

    کلید واژگان: اختلالات روانی, افراد مبتلا به اختلالات روانی, رسانه, سینما, بازنمایی فرهنگی
    Fereshteh Rezaeiani, Elham Fathi, Ashraf Sadat Mousavi *
    Background and purpose

    The present study was conducted with the aim of examining the image presented of mental disorders and people suffering from these disorders in the last two decades of Iranian cinema.

    Method

    In this regard, a large number of movies were examined using the Purposive sampling method, and finally 14 movies were selected based on the Inclusion criteria. Then the films were analyzed using the qualitative content analysis method deductive approach.

    Findings

    The results showed that the representation of people suffering from mental disorders in these films is male and limited to the young and upper class of the society. Also, this face is dangerous, unstable, incapable and irresponsible. On the other hand, mental disorders are rarely shown to be treatable in these films. Regarding the family's awareness and support for mental disorders, in 35.71% of the films, the families were aware of the existence of a mental disorder in the person and supported him. But in other films, we saw a negative atmosphere devoid of support and awareness of mental disorder and the person suffering from that disorder, which in many cases made the process of treatment or recovery difficult.

    Conclusion

    The negative effects of this representation on public culture and finally public mental health were discussed and investigated.

    Keywords: Mental Disorders, People With Mental Disorders, Media, Cinema, Cultural Representation
  • عادل سجودی*
    امروزه با پیشرفت در حوزه فناوری و ارتباطات در حیات زیست فرهنگی و اجتماعی جوامع، تغییرات شگرفی رخ داده است. براین اساس مطالعات و تحقیقات گوناگونی پیرامون رسانه و مصرف گرایی در ایران انجام شده است. هدف این تحقیق مطالعه رابطه بین رسانه و مصرف گرایی در ایران است. این پژوهش با رویکرد فراتحلیل و نرم افزار CMA2به بررسی تحقیقات انجام شده در زمینه رسانه و مصرف گرایی در طی سال های 99-1388 می پردازد. از میان 94 تحقیق انجام شده در حوزه مصرف گرایی براساس نتایج و یافته ها 17 پژوهش برای تحلیل گزینش شد. یافته ها نشان دادند اندازه اثر رسانه بر مصرف گرایی معادل 307/0 است که برحسب نظام تفسیری کوهن، این میزان، تاثیری در حد متوسط ارزیابی می شود. همچنین در این تحقیق گروه های اجتماعی و مکان تحقیقات به عنوان متغیر تعدیل گر شناسایی شدند. براساس نتایج تحقیق در بین گروه های اجتماعی، رسانه بر شهروندان بیشتر از سایرگروه های اجتماعی برمصرف گرایی اثرگذار است. همچنین تاثیر رسانه بر شهرستانی ها بیشتر از تهرانی ها در مصرف گرایی برآورده شده است.
    کلید واژگان: مصرف گرایی, رسانه, فراتحلیل, فرهنگ
    Adel Sojoodi *
    Today, with the advancement in the field of communication technology, dramatic changes have taken place in the biocultural and social life of societies. Based on this, various studies and researches on media and consumerism have been conducted in Iran. The purpose of this study is to study the relationship between media and consumerism in Iran. This research uses meta-analysis approach and CMA2 software to review the research conducted in the field of media and consumerism during the years 2009-2019. From 94 researches in the field of consumerism, based on the results and findings, 17 researches were selected for analysis. The findings showed that the size of the effect of media on consumerism is equal to 0.307, which according to Cohen's interpretive system, this amount is considered a moderate effect. Also in this study, social groups and research locations were identified as moderating variables. According to research results among social groups, the media has a greater impact on citizens than other social groups on consumerism. Also, the influence of the media on the cities has been more than the people of Tehran in consumerism.
    Keywords: Consumerism, Media, Meta-Analysis, Culture
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال