فهرست مطالب

اشارات - پیاپی 2 (پاییز و زمستان 1393)
  • پیاپی 2 (پاییز و زمستان 1393)
  • بهای روی جلد: 50,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1394/03/18
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمد رعایت جهرمی صفحه 7
    فلسفه های قرن بیستم زیر دو عنوان مهم قاره ای و تحلیلی، دسته بندی می شوند. از سوی دیگر، تطابق، انسجام و عمل گرایی، شایع ترین نظریه های مطرح در تبیین کیفیت رابطه ذهن و عین، در قالب نظریه های صدق یا همان حقیقت می باشند. حال، اگر بخواهیم نظریه های حقیقت را در متن دو سنت بزرگ قاره ای و تحلیلی، ارزیابی کنیم، با دو سوال مهم مواجه خواهیم بود: اول اینکه با عنایت به واگرایی انکارناشدنی جغرافیایی، تاریخی و محتوایی سنن مذکور، در جهت تقریب آنها آیا حتی به کاربرد تعبیر تشابه خانوادگی نیز نمی توان امیدوار بود؟ آیا می شود با معیار سنت گرایان در رویکرد به دین، از معبر اشتراک معنوی، این دو جریان را دو اعتبار از حقیقتی واحد انگاشت؟ سوال دوم این است که آیا همین رویه در قبال نظریه های حقیقت، قابل اعمال است؟ آیا رهیافت اندیشمندان دو سنت قاره ای و تحلیلی به مقوله صدق یا حقیقت، واجد هسته های مشترکی هست تا از رهگذر آنها بتوان هم دو سنت مذکور و هم نظریه های صدق در قرن بیستم را زیر چتر واحدی جمع کرده یا حداقل از اشتراک حداکثری آنها سخن گفت؟ چنین می نماید که تلاش در جهت یکسان سازی سهم ذهن و عین در نظریه های حقیقت قرن بیستم، مرزهای تطابق ارسطویی، بازنمایی دکارتی و سوبژکتیویسم کانتی را که رویکردی دوآلیستی دارند، درنوردیده و انسجام و عمل گرایی را وانهاده است.
    کلیدواژگان: حقیقت، زبان، فرهنگ، فلسفه تحلیلی و قاره ای، انسجام، عمل گرایی، تطابق
  • محمد جواد رضایی، لیلا نصرتی صفحه 29
    برخی مستشرقان پیدایش فرقه های کلامی را به عوامل خارجی نسبت داده و گفته اند: تعالیم معتزله از جمله آموزه اختیار آنها برگرفته از منابع بیگانه است. آنها معتقدند دین اسلام به دلیل تاکید بر قضا و قدر، علم، قدرت و اراده گسترده خدا بر همه کائنات، تعلیم دهنده آموزه جبراست و معتزله برای نخستین بار از آموزه اختیار دفاع کردند.
    هدف این مقاله آن است تا نشان دهد منشا اصلی پیدایش این آرا عوامل خارجی نبوده، بلکه عوامل داخلی نقش اصلی را داشته اند. اختلاف نظر مسلمانان درباره آیات قرآن و روایات پیامبر (ص) و دیگر عوامل داخلی باعث شکل گیری اندیشه های جبر، تفویض و امر بین الامرین شد. نظریه جبر و تفویض فهم های یک سویه و ناقصی از تعالیم اسلام است. نظریه ای که با مجموع آیات قرآن، روایات پیامبر (ص) و اهداف ادیان الهی سازگار است نظریه امر بین الامرین است که اهل بیت پیامبر(ص) به توضیح آن پرداخته اند.
    کلیدواژگان: جبر و اختیار، قضا و قدر، معتزله، اشاعره
  • حمیده مختاری صفحه 47
    یک دین زمانی می تواند بستر زیستی مومنانه را فراهم کند که ایمان به پایه های نخستین آن حاصل اقناع معرفتی و طمانینه عقلی باشد و آن دین راهی برای رسیدن به این مطلوب گشوده باشد. در دین اسلام «تقلیدی نبودن» و «تحقیقی بودن» اصول بنیادین مطالبه مشترک رویکرد «درون دینی» و «برون دینی» است. این امر از منظر درون دینی به دلایل مختلف نکته ای حائز اهمیت و از ضروریات سنت اسلامی است. از زاویه برون دینی نیز اینکه دینی امکان مطالعه معرفت شناسانه را به منظور مقایسه دعاوی اش در مقابل سایر ادیان فراهم کند و حریف به میدان بطلبد، جذابیت معرفتی دارد و راه اثبات حقانیت عقلانی اش را می گشاید. حال این اصول تحقیقی و غیرتقلیدی می تواند معرکه آراء باشد. در شمایی کلی آراء روشی در حوزه دین در دو ساحت «اثبات» و «تبیین» قابل پیگیری است. دو ساحتی که تجلیات مختلفی در روش های گوناگون دارند. فیلسوفان باهدف اثبات به این جریان پیوستند و عده ای نیز چون جامعه شناسان به تبیین این اصول پرداختند. دکتر علی شریعتی در جایگاه جامعه شناسی دین دار از میانه راه همراه جریان گشته و عمدتا در صدد تبیین این اصول برآمده اند. در این پژوهش نحوه مواجهه او با اصول دین در قالب روش های مصداق یافته در ذیل دو مقام اثبات و تبیین مورد بررسی قرارگرفته است.
    کلیدواژگان: اصول دین، اثبات، تبیین، درون دینی، برون دینی
  • صباح توکلی، سیمین اسفندیاری صفحه 67
    علامه طباطبایی ضمن تعریف پذیر دانستن دین از زوایای گوناگون به تعریف مفهومی، ساختاری و غایت گرایانه دین پرداخته اند. بر این اساس دین در نظر علامه نوعی روش زندگی اجتماعی است که انسان اجتماعی آن را برای نیل به سعادت اتخاذ می کند و چون حیات بشر محدود به دنیا نیست این روش مشتمل بر معارف و قوانینی است که از یک سو، سعادت دنیوی و از سوی دیگر سعادت اخروی او را تامین می نماید. چرایی و ضرورت دین در نظر علامه، همسو با تحلیل دین شناختی او و مبتنی بر نظریه انسان فطری، هویت اجتماعی بشر و حیات اخروی او تبیین می گردد. تبیین علامه گرچه بر اساس انسان شناسی فلسفی و تحلیل جامعه شناختی بشر وافی است، اما مستند و ملهم از متون دینی است. دین رافع اختلافات بشر، و تنها تامین کننده قانون سعادت بشر، و مشتمل بر نظام اخلاقی است که با اعتقاد به مبدا و ایمان به معاد از ضمانت اجرایی مطمئن برخوردار است.
    کلیدواژگان: طباطبایی، دین وحیانی، حیات اخروی، انسان، اجتماع، قانون
  • احمد کدخدایی صفحه 85
    عقل و وحی به عنوان دو عنصر در نظام معرفتی انسان، نقش بسزایی را در اندیشه غزالی ایفا می-کنند. غزالی شناخت موضوعات و مسائل دینی و کلامی را بوسیله عقل و شرع(وحی) توجیه می-کند. برطبق اندیشه کلامی غزالی، برخی از عقاید دینی و شرعی نیازمند تایید عقلی است. غزالی از متفکران اشعری است که به عنوان یک متکلم، سعی در آشتی بین امور عقلی و نقلی داشته است. نگاه غزالی به عقل در کنار محدودیت هایی که برای آن قائل است، تا حدودی مثبت ارزیابی می شود. اما نگاه او به امور نقلی و وحیانی باعث شده که وی قالب بندی اندیشه خود را بر اساس مبانی دینی یعنی قرآن و روایات شکل دهد. این متفکر دست عقل را در رساندن انسان به سعادت حقیقی کوتاه می داند، و مقام عقل را در مقابل کشف و شهود تنزل می بخشد، از طرفی دیگر احکام عالم ملکوت و آسمان و زمین را مربوط به مرتبه وحی می داند چرا که وحی را نفسی که ذات آن کمال یافته است دریافت می کند و الهام را بخشی از آن به شمار آورد.
    حجیت و اعتبار عقل و شرع(وحی) نزد غزالی با توجه به آرای او در این باره اهمیت خاصی دارد. او بین عقل و وحی رابطه و پیوند عمیقی قائل است. بنابراین عقل و عقلانیت را بهترین پشتیبان شریعت به حساب می آرود.
    کلیدواژگان: وحی، عقل، کلامی، شهود، غزالی، روایات
  • عباس شیخ شعاعی، حسین خدادادی صفحه 107
    شیخ اشراق و علامه طباطبایی دوتن ازفیلسوفان مطرح درجهان اسلام می باشند که نظرات بدیعی رادرمباحث فلسفی واردکرده ودرحوزه معرفت شناسی، مبناگرا بوده اند. هرچند هیچ کدام، واژه ای دراین باره نداشته اند، اما استنباط کلام ایشان این ذهنیت رابه وجود می آوردکه مبناگرایی برای آنها به عنوان مساله ای فلسفی مطرح بوده است. دراین مقاله به مبناگرایی و بررسی تمایزات و تشابهات آراء این دوفیلسوف، دراین زمینه می پردازیم. هدف مهم ازتحقیق پیش رو، تبیین فرآیند رشد و توسعه معرفت شناسی در فلسفه اسلامی می باشد. این دوفیلسوف بعنوان دوشاخص برگزیده شده-اند؛ شیخ به عنوان نمونه پس از مشائیان و کسی که نظرات بدیعی را پس از مکتب مشاء ارائه داد و علامه به عنوان اولین فیلسوف مسلمان معاصر که مبحث معرفت شناسی را در فصل جداگانه ای مطرح کرد. لذا بدیهی است تطبیق آراء آن دو در یکی از مسائل مطروحه در معرفت شناسی، نوع عقلانی سازی و پیشرفت درحوزه معرفت شناسی را در میان فلاسفه اسلامی آشکار خواهدساخت.
    در این تحقیق فقط به بررسی یکی از مسائل مهم در این حوزه، یعنی بیان دیدگاه مبناگرایانه شیخ و علامه و سپس تطبیق نظرات آن دو پرداخته ایم. ازمسائل مهمی که در بحث مبناگرائی مطرح می شود بدیهیات و علم حضوری است، لذا این دو مولفه و نقشی که درمبناگرایی شیخ اشراق و علامه طباطبایی ایفا می کنند مورد توجه قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: شیخ اشراق، علامه طباطبایی، معرفت شناسی، مبناگرایی، بدیهیات، علم حضوری
  • بهزاد ناوکی صفحه 127
    مسئله اراده الهی و ارتباط آن با افعال انسان از دیرباز در تاریخ تفکر اسلامی مورد بحث و نزاع بوده است و شاید از موضوعاتی است که در شکل گیری نحله های کلامی اولیه نقش مهمی ایفا کرده است. این مسئله در علوم مختلفی از جمله فلسفه، کلام و حتی عرفان مطرح بوده است.
    غزالی بر همه رشته های معارف اسلامی از جمله فقه، کلام، عرفان و منطق، یگانه عصر خود بوده وآثار ارزشمندی در این زمینه ها از خود به جای گذاشته است. لذا محوراین پژوهش آن است که با مطالعه و تحقیق در آثار این عالم برجسته، اندیشه کلامی وی را درباره نسبت بین اراده الهی با اختیار و اراده انسان مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. غزالی درباره چگونگی نسبت بین اراده الهی با اختیار و اراده انسان، به هیچ یک از دو نظریه «جبرمحض» و «اختیارمطلق» معتقد نیست، بلکه «نظریه کسب» را از اشاعره اتخاذ نموده وکوشیده است تا تفسیر معقولی از آن ارائه دهد که اشکالات تفاسیر اشعریون سابق را نداشته باشد. او در تفسیر «نظریه کسب» بر این باور است که فاعل حقیقی در همه افعال، خداوند است و انسان تنها محل وگذرگاه اراده و اختیاری است که خداوند در او می آفریند. او معتقد است که فقط قدرت و اراده خداوند منشا خلق و صدور فعل است، و نقش انسان تنها مقارنت با حدوث اراده و قدرتی است که از جانب خداوند در او حادث می شود.
    کلیدواژگان: اراده الهی، اختیار، اراده انسان، غزالی، جبرمحض، تفویض مطلق، نظریه کسب
|
  • Mohammad Raayat Jahromi Page 7
    Regardless of any geographical, theoretical and historical boundaries between two main domains namely analytical and continental philosophies on one hand and challenging nature of authority of science in its empirical conception, historicism, anti-metaphysics and systematization current on the other hand, which caused to theoretical diversion between that domains, For Wittgenstein and Gadamer, the language is a common field. Furthermore, correspondence, coherency and consistency are obsolete theories now and Truth is revealed as an intersubjective affair and result of dialogue within traditions and cultures.
    Keywords: Truth, language, culture, continental, analytical philosophy
  • Mohhamad Javad Rezaeirah, Leila Nosrati Page 29
    Some orientalists imput Mutazila’s doctrine to the foreign sources and say: Mutazila’s teachings, such as free will, come from other traditions. They claim that Islam is the religion of the fate and destiny, and the Will of God is extended to every being in the universe, so Islam is a determinist religion and Mutazila’s defence of the free will cannot genuinely be raised from their teachings. This Paper is to show that the doctrine of free will is a genuine idea of Mutazila and different approaches among Muslim thinkers towards the verses of the Quran, the Prophet’s narratives and the other internal factors formed the doctrines of determinism (compulsion), absolute free will (submission) and neither/nor (al-amr al- bain al-amrain). According to this research, the ideas of determinism and submission cannot be very much harmonized with the Islamic principles. The doctrine of “al-amr-al- bain al-amrain” is more justified by the Quranic verses and Islamic narratives.
    Keywords: Determininsm, Free will, Fate, Mutazila, Ashairah
  • Hamideh Mokhtari Page 47
    When a religion can take religious life background that believing in its fundamental principles is the result of epistemic convincing and intellectual certainty which that religion can open some ways to this goal. In Islam, being non-imitative and investigation are as fundamental principles of common claiming of inter-religious and extra-religious approaches. This matter from inter-religious approach is of important and necessaries of Islamic tradition. From extra-religious approach, when a religion provides the possibilities of its epistemic assessments in order to compare its claims to other religions, it has epistemic interesting and opens its way of rational legitimacy, while these investigative and non-imitative principles can be controversial. Methodological viewpoints of religion, in general, are assessable in two realms of demonstration and explanation, two realms that have different manifestations in plural methods. Philosophers try to demonstrate and sociologists try to explain these principles. Dr. Ali Shariai, as a religious sociologist, has tried to explain these principles. In this research, is studied the way of his encountering to the principles of religion in the form of methods of explanation and demonstration.
    Keywords: Principles of Religion, Demonstration, Explanation, Inter, religious, Extra, Religious
  • Sabah Tavakkoli, Simin Esfandeyari Page 67
    Allamah Tabatabaei considers religion as a definable fact from different aspects, and pays attention to its conceptual, structural and teleological definition. Based on this, for Tabatabaei, religion is a kind of method concerning social life that Human as social being takes it for getting happiness, and since, human’s life is not restricted to mundane life, this method is included of knowledge and laws that cover human mundane life and the hereafter happiness. The reason and necessity of religion, for Tabatabaei, is explained by his analysis of religion based on theory of human innate, human social identity and the hereafter life. Tabatabaei’s explanation, although, is adequate based on philosophical anthropology and human’s sociological analysis but is referred and inspired by religious texts. Therefore, religion is as the removing people’s disputes, and as the only provider of the laws of human’s happiness and encompassing of moral rules that have confidential guarantee through believing in divine origin and resurrection.
    Keywords: Tabatabaei, Revealed Religion, The Hereafter, Human, Society, Law
  • Ahmad Kadkhodaei Page 85
    Reason and revelation, for Ghazzali, as two factors play a significant role in human’s epistemic system. He justifies recognizing religious and theological issues by reason and revelation. According to Ghazzali’s theological thought, some of religious beliefs need to rational confirmation. Ghazzali is of Ash’ari thinkers that as a theologian, tries to make agreement between rational and transmitted affaires. His approach to reason, meantime considering its restrictions, is mostly positive. His thinking of transmitted and revealed teachings, but, is caused to form his thought based on religious principles like the Quran and Hadith. He believes that reason can’t take human’s happiness, and descends the position of reason for discovering and intuition. Therefore, Ghazzali thinks that issues concerning spiritual universe, heaven and the earth are related to revelation, since he believes that only who can receive revelation that his soul will be perfected and inspiration in its lower part.Legitimacy and credibility of reason and revelation has more important place. He makes a deep link between reason and revelation. So, reason and revelation is considered as the best supporter of religion.
    Keywords: Revelation, Reason, Theological, Intuition, Ghazzali, Hadiths
  • Abbas Sheikh Shoaei, Hossein Khodadadi Page 107
    Suhrawardi and Allamah Tabatabaei are as two famous philosophers of Islam that have introduced some new philosophical theories and are fundamentalist in epistemology. Although none of them have not used the term fundamentalism, but inference of their philosophical contexts indicates fundamentalism as a philosophical subject matter for them. In this paper, it is tried to discuss on their viewpoints of fundamentalism and similarities or differences between them. The aim of the research is to explain the process of growth of epistemology in Islamic philosophy. These two philosophers, are selected as two criteria; Suhrawardi as a sample after peripatetic philosophy as a philosopher who introduced new theories, and Tabatabaei as the first Muslim contemporary philosopher who propounded epistemology as independent philosophical subject. Hence, it is clear that comparison of their thought in epistemology shows a kind of rationalization and progress in epistemology among Islamic philosophers.In this research, we try only to concentrate on their fundamentalism and discuss on self-evident concepts and Presential Knowledge, in order to clarify their epistemological aspects from Suhravardi and Tabatabaei’s fundamentalist philosophy.
    Keywords: Suhrawardi, Tabatabaei, Epistemology, Fundamentalism, Self, Evidents, Presential Knowledge
  • Behzad Navak Page 127
    The problem of divine will and its relation to human’s acts have been discussed and disputed in the history of Islamic thought. It seems this subject has played an influensive role in shaping early theological sects, and was of important problems of Islamic philosophy, theology and mysticism. Ghazzali was an expert in all branches of Islamic sciences including jurisprudence, mysticism, and logic, and wrote some worthy works in these cases. This research tries to concentrate on his point of views concerning the relation between divine will and human freedom. Ghazzali, in this regard, does not believe in none of Absolute Determinism or Absolute Freedom, but chooses theory of Acquiring (Kasb) that is derived from Asha’areh and tries to give some rational interpretations for it which has not Asha’areh’s problems. He, for explaining theory of acquiring, believes that God is the real agent in all acts, and human is only the place and way of actualizing divine will and freedom that God creates in him. Ghazzali maintains that only divine power and will is as the origin of creation and issuing acts, the role of human is only connectedness to the creation of will or power that is created by God in him.
    Keywords: Divine Will, Freedom, Human Will, Ghazzali, Absolute Determinism, Ansolute Freedom, Theory of Acquring