فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 9 (پیاپی 59، 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/09/20
  • تعداد عناوین: 17
|
  • حجت هاشمی نسب، محمد تقی آساد، یحیی امام صفحات 1-14
    خشکی یکی از مهم ترین عوامل محدودکننده تولید محصولات کشاورزی در ایران می باشد. به منظور بررسی چند معیار بیوشیمیایی مقاومت به خشکی در ارقام گندم، 20 رقم گندم ایرانی شامل 18 رقم گندم نان و 2 رقم گندم ماکارونی در یک آزمایش مزرعه ای در سال زراعی 89-1388 در ایستگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز واقع در منطقه باجگاه مورد ارزیابی قرار گرفتند. این آزمایش در قالب دو طرح بلوک کامل تصادفی جدا از هم و با دو سطح رطوبتی مطلوب (100 درصد ظرفیت مزرعه) و تنش خشکی (45 درصد ظرفیت مزرعه) و با سه تکرار اجرا گردید. تنش خشکی باعث افزایش معنی دار فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی در مرحله پر شدن دانه شد و سوپراکسید دیسموتاز (SOD) بیشترین افزایش فعالیت را نشان داد. هم چنین میزان لیپیداسیون غشا سلولی (MDA)، پراکسید هیدروژن (H2O2)، نشت یونی (LE) و مرگ سلولی (CD) نیز به طور معنی داری افزایش یافت و میزان پایداری غشا سلولی کاهش معنی داری نشان داد. طی این آزمایش مشخص شد که ارقام مقاوم مانند پیشتاز و چمران دارای بیشترین مقدار فعالیت آنتی اکسیدانی و کمترین میزان لیپیداسیون غشا سلولی، تجمع پراکسید هیدروژن، مرگ سلولی و در نتیجه آن بالاترین سطح پایداری غشا سلولی بودند. این روند در ارقام حساس مانند الموت و زرین عکس بود. از میان آنتی اکسیدان های مورد ارزیابی پراکسیداز (POD) و سوپراکسید دیسموتاز دارای همبستگی معنی داری با شاخص پایداری عملکرد بودند. پراکسید هیدروژن و شاخص پایداری غشا سلولی دارای بالاترین همبستگی با شاخص پایداری عملکرد در میان سایر معیارهای مورد ارزیابی بودند. هم چنین پیشتاز و الموت به ترتیب به عنوان مقاوم ترین و حساس ترین رقم شناخته شدند.
    کلیدواژگان: گندم، تنش خشکی، آنزیم های آنتی اکسیدانی، مرگ سلولی، لیپیداسیون غشا سلولی، پراکسید هیدروژن
  • حامد منصوری، لیلا منصوری، خلیل جمشیدی، مهدی راستگو، روح الله مرادی * صفحات 15-27

    بهبود کارایی استفاده از منابع یکی از راهکارهای اساسی برای رسیدن به کشاورزی پایدار می باشد. استفاده از سیستم های کشت مخلوط با بهره گیری بهینه از منابع آب، نور و عناصر غذایی یکی از این راهکارها می باشد. به منظور ارزیابی جذب و کارایی مصرف نور در کشت مخلوط افزایشی ذرت و لوبیا، آزمایشی در سال زراعی 89-1388 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زنجان به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل نسبت های مختلف کشت مخلوط افزایشی ذرت و لوبیا (افزایش 20، 40، 60 و 80 درصد تراکم بهینه لوبیا در کشت خالص به تراکم بهینه ذرت) و هم چنین کشت خالص هر دو گونه بود. ماده خشک و سطح برگ هر دو گیاه در طول فصل رشد اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که میزان جذب تشعشع توسط سایه انداز مخلوط ذرت- لوبیا در کلیه تیمارهای کشت مخلوط نسبت به کشت خالص ذرت و لوبیا بیشتر بود، زیرا در کشت مخلوط، سطح سایه انداز برای جذب تشعشع افزایش می یابد. نسبت برابری زمین برای جذب فعال فتوسنتزی در تمام تیمارهای کشت مخلوط بیشتر از یک بود که بیانگر سودمندی کشت مخلوط نسبت به تک کشتی از لحاظ جذب تشعشع می باشد. بیشتر بودن کارایی مصرف نور ذرت و لوبیا در سیستم کشت مخلوط در مقایسه با تک کشتی دو گونه نیز بیانگر استفاده بهینه از منبع نوری در کشت مخلوط بود. با توجه به کارایی مصرف نور در بین تیمارهای مختلف کشت مخلوط، کشت افزایشی 60% لوبیا به عنوان بهترین الگوی کشت مخلوط شناخته شد.

    کلیدواژگان: الگوی کاشت، تک کشتی، نسبت برابری زمین
  • فهیمه باقری، حمیدرضا بلوچی صفحات 29-43
    به منظور بررسی اثر تاریخ کاشت بر عملکرد و اجزای عملکرد ارقام سور گوم دانه ای، آزمایشی در سال زراعی 1389 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه یاسوج به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام گردید. عوامل مورد مطالعه عبارت بودند از 9 رقم سورگوم (SOR 1003، SOR 834،SOR 808، SOR 1008،SOR 1011، SOR 1009، SOR 1006، SOR 857 و SOR 838) و سه تاریخ کاشت (30 اردیبهشت و 15 و 30 خردادماه). نتایج نشان داد که برهمکنش رقم و تاریخ کاشت در سطح 1٪ بر عملکرد و اجزای عملکرد و برخی صفات فیزیولوژیک و مورفولوژیک مورد بررسی معنی دار بود. بیشترین عملکرد (863 گرم در مترمربع)، کلروفیل، طول خوشه و بیشترین تعداد دانه در خوشه (2191) از رقم SOR 834 در تاریخ کاشت 15 خرداد به دست آمد. بیشترین تعداد پنجه بارور (10)، کاروتنوئید و کلروفیل b در رقم SOR 1003 و به ترتیب در تاریخ های کاشت 15 و 30 خرداد و 30 اردیبهشت و بیشترین وزن هزار دانه (55/28 گرم) در رقمSOR 834 از تاریخ کاشت 30 خرداد حاصل شد. با توجه به نتایج به دست آمده، در بین ارقام سورگوم مورد مطالعه، رقم SOR 834 و تاریخ کاشت 15 خرداد در منطقه یاسوج قابل توصیه است.
    کلیدواژگان: ژنوتیپ، عوامل محیطی، دوره رشد، کاروتنوئیدها، کلروفیل
  • احمد رمضانی، امیرهوشنگ جلالی صفحات 45-55
    به منظور بررسی تاثیر کود نیتروژن و تاریخ انتقال نشاء بر عملکرد، اجزای عملکرد و میزان خوابیدگی ساقه برنج (Oryza sativa L.) پژوهشی با استفاده از آزمایش کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در ایستگاه تحقیقاتی شهید فزوه مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان طی سال های 1386 و 1387 انجام شد. در این طرح، فاکتور اصلی را چهار سطح کود نیتروژن (شاهد، 126، 180 و 234 کیلوگرم نیتروژن در هکتار) و فاکتور فرعی را سه سطح تاریخ انتقال نشاء (هفته اول خرداد، هفته سوم خرداد و هفته اول تیرماه) تشکیل دادند. نتایج نشان داد که کاربرد 126 و 180 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن به ترتیب باعث افزایش 13 و 17 درصدی عملکرد نسبت به تیمار شاهد شد. اما تیمار 234 کیلوگرم نیتروژن در هکتار به دلیل میزان خوابیدگی شدید ساقه (45%) عملکردی مشابه با تیمار شاهد (6672 کیلوگرم در هکتار) داشت. بیشترین مقدار راندمان زراعی نیتروژن (7/17 کیلوگرم دانه تولیدی به ازای هر کیلوگرم کود) در تیمار 180 کیلوگرم نیتروژن در هکتار به دست آمد که تفاوت معنی داری با تیمار 126 کیلوگرم نیتروژن در هکتار نداشت. تعداد خوشه در مترمربع در دو تیمار 126 و 180 کیلوگرم نیتروژن در هکتار به ترتیب نسبت به تیمار شاهد 16 و 24 درصد افزایش داشت. انتقال نشاء به زمین اصلی در هفته های اول و سوم خرداد به ترتیب عملکردی معادل 7391 و 7831 کیلوگرم در هکتار تولید نمود. اگرچه میزان خوابیدگی ساقه در تیمار هفته اول تیرماه کمتر از دو تاریخ انتقال نشای دیگر بود، اما عملکرد دانه نسبت به هفته های اول و سوم خرداد به ترتیب 29 و 37 درصد کاهش داشت. براساس نتایج این پژوهش، کاربرد 126 کیلوگرم در هکتار نیتروژن و انتقال نشاء در هفته سوم خرداد برای برنج رقم سازندگی در شرایط استان اصفهان قابل توصیه است.
    کلیدواژگان: خوابیدگی ساقه، راندمان زراعی نیتروژن
  • مجید مجیدیان، مسعود اصفهانی صفحات 57-70
    به منظور بررسی اثر تاریخ کاشت بر عملکرد و برخی ویژگی های زراعی شش هیبرید ذرت علوفه ای در سال زراعی 1388 در دو منطقه رشت و فومن، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار به مرحله اجرا گذارده شد. عوامل مورد مطالعه شامل سه تاریخ کاشت (10 و 23 خرداد و 5 تیر) و شش هیبرید ذرت زودرس (سینگل کراس 301 و دابل کراس 370)، میان رس (سینگل کراس های 400 و 647) و دیررس (سینگل کراس های 700 و 704) در نظر گرفته شدند. صفات گیاهی مورد ارزیابی شامل عملکرد علوفه خشک و تر، وزن خشک برگ، نسبت وزن خشک برگ به وزن خشک کل بوته، نسبت وزن خشک ساقه به وزن خشک کل بوته، وزن خشک بلال، نسبت وزن خشک بلال به وزن خشک کل بوته و نسبت برگ به ساقه بودند. نتایج نشان داد که تفاوت عملکرد علوفه در میان تاریخ های کاشت در دو منطقه معنی دار بوده است و تاریخ کاشت 23 خرداد ماه در شهرستان فومن و پنجم تیرماه در شهرستان رشت نسبت به سایر تاریخ های کاشت برتر بود. بیشترین میانگین عملکرد علوفه خشک برای دو منطقه رقم سینگل کراس 700 که در شهرستان فومن و رشت به ترتیب به میزان 18862 و 23565 کیلوگرم در هکتار علوفه خشک (90199 و 82642 کیلوگرم در هکتار علوفه تر) به دست آمد. در این آزمایش مشخص شد که رقم سینگل کراس 700 هنگامی که در تاریخ مطلوب کشت شود ماده خشک بیشتری نسبت به سایر ارقام مورد آزمایش تولید می کند.
    کلیدواژگان: ذرت علوفه ای، تاریخ کاشت، رقم، عملکرد، نسبت برگ به ساقه
  • حسین قمری، گودرز احمدوند صفحات 71-80
    به منظور ارزیابی اثر دوره های مختلف تداخل و کنترل علف های هرز بر ارتفاع، عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا قرمز، آزمایشی به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی با 12 تیمار و 3 تکرار، در سال 1390 در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان همدان انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل دو گروه تداخل و کنترل علف های هرز بود. در گروه اول، علف های هرز با گیاه زراعی تا 10، 20، 30، 40 و 50 روز پس از سبز شدن به رقابت پرداختند. گروه دوم نیز شامل کنترل علف های هرز تا مراحل مذکور می شد. دو تیمار کنترل و تداخل تمام فصل علف های هرز نیز به عنوان شاهد در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که تجمع ماده خشک علف های هرز در تیمارهای تداخل روندی افزایشی و در تیمارهای کنترل روندی کاهشی داشت. افزایش طول دوره رقابت علف های هرز سبب کاهش روند افزایش ارتفاع لوبیا طی فصل رشد گردید. تیمارهای آزمایشی از نظر تعداد غلاف در بوته در سطح احتمال 1% و از نظر تعداد دانه در غلاف در سطح احتمال 5% تفاوت معنی داری با یکدیگر داشتند. اثر تیمارها بر وزن صد دانه معنی دار نبود. عملکرد دانه به طور معنی داری (01/0P≤) تحت تاثیر تیمارها قرار گرفت. با افزایش طول دوره تداخل علف های هرز، به تدریج از عملکرد دانه کاسته شد. به طوری که کمترین عملکرد دانه (3/1168 کیلوگرم در هکتار) در تیمار تداخل تمام علف های هرز مشاهده گردید. در مقابل، افزایش طول دوره کنترل علف های هرز، عملکرد دانه را افزایش داد. به طوری که تیمار کنترل تمام فصل علف های هرز، بیشترین عملکرد دانه (1/2869 کیلوگرم در هکتار) را تولید کرد.
    کلیدواژگان: مدیریت علف های هرز، رقابت، تجمع ماده خشک
  • مرضیه پورعزیزی، سیف الله فلاح صفحات 81-91
    در راستای توسعه کشاورزی پایدار و جلوگیری از مصرف بی رویه کودهای شیمیایی، تامین بخشی از نیاز گیاه توسط کودهای آلی ضروری می باشد. بدین لحاظ، اثر منبع و مقدار کود نیتروژن دار بر عملکرد و اجزای عملکرد سورگوم علوفه ای، در آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد در سال 1389 مورد ارزیابی قرار گرفت. در این آزمایش، منابع مختلف نیتروژن (کود اوره، کود گاوی و ترکیب مساوی از کودهای اوره و گاوی) و مقادیر مختلف نیتروژن (80، 160 و 240 کیلوگرم در هکتار، به ترتیب معادل 174، 348 و 522 کیلوگرم کود اوره در هکتار، 2/26، 5/52 و 7/78 تن کود گاوی در هکتار و ترکیب مساوی دو کود در هر سطح) مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که افزایش مصرف نیتروژن با افزایش معنی دار وزن تر برگ، ساقه و خوشه و قطر ساقه موجب افزایش خطی عملکرد علوفه در کودهای اوره و گاوی و افزایش درجه دوم در کود تلفیقی گردید. بیشترین وزن تر برگ، ساقه و خوشه (به ترتیب 600، 3789 و 823 گرم در مترمربع) و هم چنین عملکرد علوفه (44 تن در هکتار) در تیمار 240 کیلوگرم نیتروژن در هکتار از منبع کود تلفیقی مشاهده گردید. ولی عملکرد علوفه در این تیمار اختلاف معنی داری با تیمار 160 کیلوگرم نیتروژن در هکتار از همین منبع نداشت. به طورکلی، نتایج نشان داد که با مدیریت تلفیقی کودهای دامی و شیمیایی می توان پتانسیل تولید سورگوم را حتی در سطوح کم استفاده از این نوع کودها (کشاورزی کم نهاده) افزایش داد.
    کلیدواژگان: کشاورزی کم نهاده، مدیریت تلفیقی کود، عملکرد علوفه
  • مهدیه عسکری، علی اکبر مقصودی مود، وحید رضا صفاری صفحات 93-104
    بخش وسیعی از اراضی زیر کشت ذرت در مناطقی قرار گرفته اند که به درجات مختلف دچار مشکل شوری هستند. این تحقیق به منظور بررسی اثر سطوح مختلف تنش شوری بر عملکرد و برخی خصوصیات فیزیولوژیک هیبریدهای مختلف ذرت با انجام دو آزمایش در گلخانه (به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار) و مزرعه (به صورت کرت های خرد شده در قالب بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار)، در دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید باهنر کرمان اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل چهار سطح شوری آب آبیاری (2، 4، 6 و 8 دسی زیمنس بر متر) و 7 هیبرید ذرت (700-SC، SC-500، SC-404، SC-704، SC-647، SC-301 و ماکسیما) بودند. در طول دوره رشد، نمونه های برگی اخذ و در آنها صفات فیزیولوژیک مثل فلورسانس کلروفیلی و نشت یونی اندازه گیری شد. عملکرد دانه ذرت در کرت های مزرعه نیز اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که تنش شوری، شاخص کلروفیل بافت های برگی و کارایی فتوشیمیایی فتوسیستم II را به دلیل افزایش فلورسانس مبدا (FO) و کاهش فلورسانس ماکزیمم (Fm) کاهش می دهد. از طرف دیگر، با افزایش سطح شوری، میزان نشت یونی زیاد شد. هم چنین، در اثر افزایش شوری، عملکرد دانه کاهش یافت. به طوری که بیشترین عملکرد دانه در کرت هایی حاصل گردید که کمترین سطح شوری را داشتند. بررسی ضرایب همبستگی نشان داد که پارامترهای FO و Fm همبستگی معنی داری با تحمل به شوری از لحاظ عملکرد ندارند. در حالی که شاخص Fv/Fm رابطه مثبتی با تحمل به شوری از نظر همبستگی با عملکرد نشان داد. بیشترین شاخص کلروفیل، کارایی فتوشیمیایی فتوسیستم II، پایداری غشا و عملکرد دانه در هیبرید 704- SC به دست آمد و از این جهات نسبت به سایر هیبریدها از تحمل بیشتری نسبت به شوری برخوردار بود و به عنوان رقم مقاوم به تنش شوری معرفی گردید.
    کلیدواژگان: پایداری غشا، فلورسانس کلروفیلی، نشت یونی، عملکرد دانه
  • هاشم امین پناه، پیمان شریفی * صفحات 105-121

    یکی از اجزای مدیریت تلفیقی علف های هرز، استفاده از ارقام با توانایی رقابتی بالا در برابر علف هرز است. تعادل بین چگونگی رقابت و قابلیت تولید برنج تحت شرایط وجود و عدم وجود علف هرز، اصلاح ارقام برنج را برای افزایش قدرت رقابت در برابر علف های هرز پیچیده می کند. از تجزیه علیت برای تشخیص روابط بین عملکرد دانه و صفات وابسته به آن در اصلاح گیاهان زراعی استفاده شده است. جهت مطالعه اثر قابلیت بازدارندگی علف هرز توسط برنج، آزمایشی به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار در سال 1387 در ایستگاه تحقیقات برنج چپرسر تنکابن اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل هفت رقم برنج (دیلمانی، خزر، سپیدرود، نعمت، درفک، فجر، شیرودی) و سه لاین (830، 841 و 843) بودند که در حضور علف هرز سوروف کشت شدند. نتایج تجزیه علیت نشان داد که شاخص توانایی تحمل برنج، وزن هزار دانه، تعداد پنجه بارور، تعداد کل دانه در خوشه و شاخص رقابت به عنوان متغیرهای رتبه اول بر عملکرد دانه تاثیر داشتند. هم چنین، صفات سطح ویژه برگ در 25 روز پس از نشاکاری، طول خوشه، درصد دانه پر در خوشه و سطح ویژه برگ در زمان خوشه دهی به عنوان صفات رتبه دوم عملکرد دانه را تحت تاثیر قرار دادند. وزن خشک بوته سوروف به عنوان یک صفت وابسته به صورت منفی تحت تاثیر شاخص رقابت و سطح ویژه برگ برنج در زمان خوشه دهی بود. با وجود این که صفات فوق بر عملکرد دانه تاثیر مثبت دارند، اما صفات تعداد پنجه بارور و سطح ویژه برگ برنج در زمان خوشه دهی، در مراحل قبل از خوشه دهی قابل اندازه گیری می باشند. بنابراین، انتخاب رقم با عملکرد زیاد دانه، قبل از رسیدن دانه، از طریق این دو صفت امکان پذیر است. رقم شیرودی و لاین 843، با بیشترین میزان صفات سطح ویژه برگ در 25 روز پس از نشاکاری و در زمان خوشه دهی، شاخص توانایی تحمل برنج و شاخص رقابت زیاد، توانایی بالایی در رقابت با علف هرز سوروف دارند و می توانند به عنوان ارقامی مناسب در فرآیندهای انتخاب و هم چنین والدین تلاقی ها به کار گرفته شوند.

    کلیدواژگان: توانایی رقابت، تجزیه علیت، سطح ویژه برگ
  • مصطفی خزایی، علی تدین، سعدالله هوشمند صفحات 123-136
    ویژگی های مرتبط با کیفیت دانه نقش مهمی در تولید گندم دوروم ایفا می کنند. به منظور برآورد وراثت پذیری میزان پروتئین، سمولینا، عدد زلنی، سختی دانه، حجم رسوب SDS، میزان گلوتن تر و خشک و شاخص گلوتن و هم چنین ارتباط بین آنها در گندم دوروم، یک جمعیت لاین های خالص نوترکیب شامل 94 لاین (F10)، دو والد (Ac. Navigator و G9580B-FE1C) و چهار رقم (دیپر، پریون و PI10235 و توده محلی اجر) به عنوان شاهد در یک طرح لاتیس سه گانه در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که توزیع فراوانی برای شاخص گلوتن، تقریبا دونمایی و برای سایر صفات، نرمال بود، که به ترتیب حاکی از کنترل دوژنی و توارث کمی این صفات در جمعیت مذکور می باشد. تفکیک متجاوز برای اغلب صفات مشاهده گردید. وراثت پذیری میزان پروتئین، سختی دانه، حجم رسوب SDS و میزان سمولینا دارای مقدار کم در دامنه 4/11 تا 7/24 درصد، برای گلوتن تر و خشک و عدد زلنی دارای مقادیر متوسط به ترتیب به میزان 45، 2/36 و 1/37 درصد و برای شاخص گلوتن دارای مقدار زیاد (6/76 درصد) بود. ضریب همبستگی ژنتیکی میزان پروتئین با عدد زلنی، 98/0r= بود که حاکی از مناسب بودن این صفت برای سنجش میزان پروتئین است. نتایج تجزیه ضرایب مسیر برای مقدار سمولینا، به عنوان مهم ترین ویژگی در تولید پاستا، بر مبنای ضرایب همبستگی ژنتیکی نشان داد که عدد زلنی با بیشترین اثر مستقیم با علامت منفی و میزان پروتئین با بیشترین اثر مثبت، در توجیه این صفت از اهمیت زیادی برخوردارند.
    کلیدواژگان: حجم رسوب، گلوتن، سمولینا، کشاورزی ارگانیک
  • زهره سمیعی راد، سعید پیری پیرایواتلو، محمدعلی نجاتیان صفحات 137-146
    در بسیاری از مناطق، دمای کم، عامل محیطی محدودکننده مهمی برای تولید و توزیع گیاهان باغبانی محسوب می شود. هدف از تحقیق حاضر، بررسی میزان تحمل به سرمای عمده ترین توده های محلی زغال اخته منطقه طارم سفلی قزوین بود. بدین منظور، اعمال تیمار سرما در پنج سطح دمایی (4+، 2+، صفر، 2- و 4- درجه سلسیوس) و در دو مدت زمان سرمادهی (3 و 5 ساعت) به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در مرحله شکوفه دو توده گلابی سیاه و پاییزه زغال اخته در انکوباتور طی سال 89-1388 صورت گرفت. پس از خارج کردن هر تیمار در موعد مقرر، هدایت الکتریکی (EC) و پ- هاش (اسیدیته) در زمان صفر و سپس 24 ساعت اول هر سه ساعت یکبار و در هفت روز بعدی هر روز یکبار اندازه گیری شد. در نهایت، بعد از یک هفته، نمونه ها در دمای 105 درجه سلسیوس به مدت 4 دقیقه اتوکلاو گشته و تغییرات ثبت شد. نتایج نشان داد که دامنه تغییرات EC در شکوفه از 2/92 تا 2/846 میکروزیمنس بر سانتی متر متغیر بود. هم چنین، دامنه تغییرات پ- هاش در شکوفه از 4/6 تا 7/7 تغییر کرد. بر این اساس، تاثیر شدت سرما بر تغییرات EC کاملا صعودی و بر پ- هاش روند صعودی کند و گاه ثابت داشت. بیشترین میزان EC ناشی از تخریب بافت ها، به عنوان شاخص تعیین آسیب سرما در شکوفه زغال اخته، از دمای 4+ درجه سلسیوس به دست آمد. از این رو، دامنه تحمل به سرمای شکوفه زغال اخته دمای بیش از 4+ درجه سلسیوس برآورد می گردد.
    کلیدواژگان: سرمازدگی، شدت سرما، طارم سفلی
  • لیلا کشاورز، حسن فرحبخش، پوراندخت گلکار صفحات 147-161
    تنش خشکی نقش مهمی در کاهش عملکرد گیاهان دارد. به منظور بررسی تاثیر کاربرد هیدروژل سوپرجاذب زئولیت در کاهش آثار سوء ناشی از تنش خشکی بر محتوای کلروفیل، نیتروژن، شاخص های رشد و ارتباط آنها با عملکرد کمی و کیفی ارزن علوفه ای رقم نوتریفید، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده (اسپلیت پلات در مکان و زمان) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال زراعی 1390 انجام شد. تنش خشکی به عنوان فاکتور اصلی در چهار سطح (آبیاری در 40، 60، 80 و 100 درصد ظرفیت زراعی) و هیدروژل سوپرجاذب در سه سطح (صفر، 150 و 300 کیلوگرم در هکتار) به عنوان کرت فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که بین میزان کلروفیل و درصد نیتروژن برگ همبستگی مثبت و معنی داری (**97/0r=) وجود داشت. هم چنین، بین این دو پارامتر با وزن علوفه تر، خشک، عملکرد پروتئین و درصد الیاف خام علوفه نیز همبستگی معنی داری دیده شد. با افزایش تنش خشکی، صفات اندازه گیری شده روند کاهشی نشان دادند. پلیمر سوپرجاذب موجب افزایش وزن تر و خشک علوفه، شاخص های رشد و خصوصیات کیفی ارزن علوفه ای گردید. میانگین وزن علوفه تر، میزان کلروفیل، محتوای پروتئین و درصد الیاف علوفه در سطوح آبیاری 100% و 80% تفاوتی نداشتند. استفاده از سوپرجاذب باعث 20% صرفه جویی در مصرف آب شد. بنابراین، می توان احتمال داد که کاربرد هیدروژل سوپرجاذب باعث بهبود عملکرد، خصوصیات کیفی و شاخص-های رشد ارزن علوفه ای تحت شرایط تنش از طریق افزایش ظرفیت نگهداری آب در خاک، کاهش شستشوی مواد غذایی، رشد سریع و مطلوب ریشه ها و هوادهی بهتر خاک شود.
    کلیدواژگان: ارزن، تنش خشکی، ذخیره رطوبت، سوپر جاذب
  • محمد جواد احمدی لاهیجانی، یحیی امام صفحات 163-176
    به منظور مطالعه تاثیر تنش خشکی انتهای فصل بر عملکرد و اجزای آن و برخی ویژگی های فیزیولوژیک گندم (Triticum aestivum L.)، پژوهشی مزرعه ای در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز در سال زراعی 1390-1389 اجرا گردید. آزمایش به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار بود. عامل اصلی رژیم آبیاری (آبیاری معمولی و قطع آبیاری بعد از گلدهی) و عامل فرعی ژنوتیپ های گندم نان (شانزده ژنوتیپ) بودند. نتایج نشان داد که قطع آبیاری پس از گلدهی باعث کاهش معنی دار عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، شاخص افت دمای سایه انداز گیاهی، تعداد دانه در سنبله، وزن هزاردانه و محتوای آب نسبی برگ پرچم شد. حساس ترین صفت به تنش خشکی عملکرد دانه (میانگین کاهش 6/51 درصد نسبت به شاهد) بود. بررسی ضرایب همبستگی نشان داد که بیشترین میزان همبستگی در شرایط آبیاری معمولی بین عملکرد دانه با عملکرد بیولوژیک (*844/0) و در شرایط تنش خشکی با تعداد دانه در سنبله (**895/0)، افت دمای سایه انداز (**771/0) و محتوای آب نسبی برگ پرچم (**689/0) وجود داشت. ژنوتیپ های متحمل دارای محتوای آب نسبی بالاتر و افت کمتر عملکرد در شرایط تنش خشکی بودند. بررسی روند تغییرات دمای سایه انداز در تیمار قطع آبیاری حاکی از آن بود که با گذشت زمان از اعمال تنش خشکی، دمای سایه انداز به علت کاهش هر چه بیشتر آب در دسترس، افزایش می یافت. بیشترین کاهش عملکرد دانه در اثر تنش خشکی، در ژنوتیپ C-85-7 مشاهده شد، در صورتی که، رقم شیراز با کمترین کاهش در این جزء، از پایداری عملکرد و مقاومت به تنش خشکی انتهای فصل بیشتری برخوردار بود. با توجه به همبستگی مثبت و معنی دار بین عملکرد دانه و شاخص افت دمای سایه انداز گیاهی در هر دو شرایط رطوبتی، به نظر می رسد که این شاخص، شاخص مناسبی برای گزینش ژنوتیپ های گندم مقاوم به شرایط تنش خشکی انتهای فصل باشد.
    کلیدواژگان: افت دمای سایه انداز گیاهی، تنش خشکی، کاهش عملکرد، محتوای نسبی آب برگ پرچم
  • مژگان صدیق، امیرحسین خوشگفتارمنش، سمیه قاسمی صفحات 177-187
    به منظور بررسی کارایی آمینوکلات های سنتز شده روی شامل روی- گلیسین]2[Zn(Gly)، روی- آرجینین]2(Arg) [Zn و روی- هیستیدین]2[Zn(His) در مقایسه با سولفات روی، در تغذیه روی سه رقم گندم با روی کارایی متفاوت شامل بک کراس روشن، کویر و دوروم، آزمایشی در گلخانه پژوهشی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال 1389 اجرا شد. تیمارهای کودی در دو مرحله کاشت و پنجه زنی گندم، با غلظت 20 میلی گرم روی بر کیلوگرم خاک اعمال گردید. نتایج نشان داد که کاربرد کودهای روی در مقایسه با شاهد، باعث افزایش مقدار کل روی شاخساره هر سه رقم گندم شد و در حضور 2Zn(Gly) مقدار کل روی شاخساره رقم دوروم، 3/33 درصد بیشتر از سولفات روی بود. تاثیر آمینوکلات های روی بر فعالیت آنزیم کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز بسته به نوع آمینوکلات و رقم گندم متفاوت بود. آمینوکلات های روی باعث افزایش فعالیت آنزیم کاتالاز در رقم کویر و بک کراس روشن شدند؛ ولی تاثیری بر فعالیت این آنزیم در رقم دوروم نداشتند. هم چنین، در حضور آمینوکلات های 2Zn(Arg) و 2Zn(His) در مقایسه با سولفات روی، فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز شاخساره هر سه رقم گندم به طور معنی داری افزایش یافت. براساس نتایج این مطالعه، آمینوکلات های روی علاوه بر افزایش جذب روی، با افزایش فعالیت آنزیم های کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز می توانند نقش موثرتری در بهبود وضعیت تغذیه روی و در نتیجه افزایش عملکرد و کیفیت محصول گندم داشته باشند.
    کلیدواژگان: آمینواسید، کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز، کیفیت دانه
  • بهفر مدرس، علی اکبر رامین، سیروس قبادی، داوود خوشبخت صفحات 189-204
    توت فرنگی (Fragaria × ananassa) دارای میوه هایی مطبوع و دل پسند و با ارزش غذایی زیاد است. اما به دلیل بافت نرم و فعالیت متابولیک زیاد میوه در زمان رسیدن، بسیار حساس و آسیب پذیر بوده و عمر نگه داری کوتاهی دارد. تماس میوه با اتیلن از دلایل مهم افزایش ضایعات پس از برداشت میوه هاست که می تواند عمر نگه داری محصول توت فرنگی را کاهش دهد. لذا پژوهشی با هدف بررسی تاثیر تیمار 1 میکرولیتر بر لیتر 1-ام سی پی و پیش تیمار هوای کم فشار به میزان 2/0 اتمسفر و مدت 2 ساعت بر خصوصیات ظاهری و فیزیکوشیمیایی میوه توت فرنگی رقم«کاماروسا» طی مدت نگه داری در انبار سرد و به صورت طرح کرت های خرد شده در زمان در قالب طرح پایه کاملا تصادفی و در 3 تکرار انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده، بیشترین مقادیر صفات بازارپسندی (90%)، سفتی میوه (N 95/7)، اسید های آلی قابل تیتراسیون (g/100 cc 15/1)، ویتامین ث (mg/100 cc 13/78) و مواد جامد محلول (48/10%) و هم چنین کمترین مقادیر صفات پوسیدگی ظاهری (3/13%)، اسیدیته (63/3)، و شاخص مزه (04/9) در تیمار ترکیب 1-ام سی پی و هوای کم فشار وجود داشت که بیانگر تاثیر تیمارها بر کاهش سرعت تغییرات بیوشیمیایی بافت میوه است. ضمن این که ضرایب هم بستگی بین همه صفات در سطح احتمال 1% معنی دار بود. اثر مثبت تیمار 1-ام سی پی بر خصوصیات ظاهری و فیزیکوشیمیایی مورد مطالعه بیشتر از پیش تیمار هوای کم فشار بوده و حتی ترکیب دو تیمار نیز تفاوت معنی داری را با تیمار 1-ام سی پی به تنهایی نشان نداد. در مجموع، تیمار 1-ام سی پی تاثیر مطلوب بیشتری در ایجاد تاخیر در رسیدن و بهبود خصوصیات کیفی میوه توت فرنگی پس از مدت نگه داری در انبار سرد داشت.
    کلیدواژگان: پیش تیمار میوه ها، خصوصیات ظاهری، عمر پس از برداشت
  • پریسا پناهی، مریم حسنی نژاد، مهدی ورهاشمی صفحات 205-216
    پدیده شناسی (فنولوژی) یکی از موضوعات مهم در علم بوم شناسی است که به مطالعه مراحل مختلف دوره زندگی گیاهان (پدیده های حیاتی) و ارتباط آن با شرایط اقلیمی و اکولوژیکی می پردازد. در این پژوهش پدیده شناسی 5 گونه از درختان میوه متعلق به تیره Rosaceae شامل بادام، گیلاس، زردآلو، آلو و گلابی در کلکسیون درختان میوه بومی در باغ گیاه شناسی ملی ایران به مدت 5 سال (1383 تا 1387) مطالعه شد. از هر گونه 10 پایه انتخاب و پدیده های حیاتی مربوط به برگ، گل و میوه از نیمه دوم بهمن ماه هر سال تا اوایل آذرماه سال بعد با فواصل زمانی مشخص ثبت شد. پس از تبدیل زمان بروز پدیده ها به گذشت روز از ابتدای سال و تجزیه و تحلیل آماری داده ها مشخص شد که اختلاف معنی داری در ظهور پدیده های حیاتی بین گونه های مختلف وجود دارد. زودترین و دیرترین زمان ظهور برگ، گل و میوه به ترتیب مربوط به بادام و گیلاس بود. بیشترین و کمترین زمان استقرار پدیده های حیاتی مربوط به برگ و گل نیز به ترتیب متعلق به گونه های بادام و گیلاس بود. هم چنین پس از بررسی همبستگی بین زمان وقوع پدیده های حیاتی با فاکتورهای اقلیمی (دما و بارندگی) مشخص شد که ارتباط معنی داری بین برخی فاکتورهای اقلیمی با برخی پدیده های حیاتی در تعدادی از گونه های مورد مطالعه وجود دارد.
    کلیدواژگان: پدیده های حیاتی، تیره رز، کلکسیون درختان میوه بومی، فاکتورهای اقلیمی، همبستگی
  • احمد بای بوردی صفحات 217-226
    به منظور ارزیابی تحمل به شوری در بادام، آزمایشی به صورت فاکتوریل و بر پایه بلوک های کامل تصادفی با 24 تیمار و سه تکرار در گلخانه مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان شرقی پیاده شد. فاکتور اول ارقام بادام (منقا، نون پاریل، آذر، اسکندر، آراز و سهند) و فاکتور دوم شامل سطوح شوری (هدایت الکتریکی صفر، 2، 4، 8 و 16 دسی زیمنس بر متر) بودند. در این آزمایش، ویژگی-های ارتفاع بوته، وزن تر و خشک برگ، شاخص کلروفیل و غلظت عناصر نیتروژن، سدیم، پتاسیم، کلر، کلسیم و منیزیم اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد که بیشترین ارتفاع بوته مربوط به ارقام اسکندر و سهند بود. با افزایش سطح شوری، به طور معنی داری از غلظت نیتروژن برگ کاسته شد. بیشترین میزان کلر در برگ های رقم منقا به دست آمد. با این که غلظت کلسیم برگ ها در سطوح مختلف شوری در یک گروه آماری قرار گرفتند، اما با افزایش سطح شوری، غلظت کلسیم زیاد شد. بیشترین مقدار منیزیم برگ ها در رقم آراز به دست آمد. اثر متقابل شوری و رقم برای میزان فسفر نشان داد که بیشترین میزان فسفر برگ ها در رقم آراز در سطح شوری 16 دسی زیمنس بر متر اندازه گیری شد. استفاده از نتایج آماری نسبت سدیم به پتاسیم، که به عنوان خصوصیتی برای ارزیابی مقاومت به شوری در ارقام کاربرد دارد، رقم آراز را با کمترین میزان سدیم و بیشترین مقدار پتاسیم به عنوان مناسب ترین رقم بادام متحمل به شوری انتخاب نمود.
    کلیدواژگان: عناصرغذایی، نسبت سدیم به پتاسیم
|
  • H. Hasheminasab, M. T. Assad, Y. Emam Pages 1-14
    Drought is one of the major factors limiting crop production in Iran. Twenty Iranian wheat cultivars with wide range of sensitivity to drought, including 18 varieties of bread wheat and two varieties of durum wheat were used in two separate field experiments in 2009-2010 at the Experimental Station of College of Agricultural in Shiraz University. Each experiment was conducted as a randomized complete block design with three replications. The moisture level in one of the experiments was optimum (100% field capacity) while the second experiment was conducted under drought stress (45% field capacity). Several biochemical components including antioxidant enzymes and hydrogen peroxide and some physiological traits were analyzed in the two conditions. Drought stress significantly increased antioxidant activity at the grain filling stage. Superoxide dismutase activity showed the highest increase. Lipid peroxidation, hydrogen peroxide, electrolyte leakage and cell death increased significantly under drought condition, however membrane stability index decreased. Resistant cultivars showed the highest antioxidant activity and the lowest lipid peroxidation, hydrogen peroxide, and electrolyte leakage. This trend was reversed in the susceptible cultivars. Peroxidase and superoxide dismutase had a significant correlation with yield stability index. Hydrogen peroxide and cell membrane stability indices showed the highest correlation with yield stability index. Also Pishtaz and Alamut were selected respectively as the most resistance and susceptible cultivars.
    Keywords: Wheat, Drought stress, Antioxidant enzymes, Cell death, Lipid peroxidation, Hydrogen peroxide
  • H. Mansoori, L. Mansoori, Kh. Jamshidi, M. Rastgoo, R. Moradi Pages 15-27

    Improvement of resource use efficiency is a basic approach for sustainable agriculture. Applying intercropping systems, in which resources such as water, radiation and nutrients are used optimally, is one of these strategies. In order to evaluate radiation absorption and use efficiency in additive intercropping of maize-bean, an experiment was carried out in 2010, based on completely randomized blocks design with three replications, at Research Farm of Zanjan University. Treatments included different ratios of additive intercropping system (sowing 20, 40, 60 and 80% of common bean optimum density + optimum density of maize) and monoculture of these crops. Dry matter and leaf area of both crops were measured during the growth period. Results showed that the absorbed radiation by canopy of maize-bean intercropping in all treatments was higher than the monoculture of maize and bean, because the surface of canopy increases to absorb radiation. for intercropping system and result in more absorption of radiation compared to monoculture. The values of LERPAR were more than 1 in all intercropping treatments, which indicates the advantage of intercropping cultivation in comparison with monoculture system based on radiation absorption. Higher values of radiation use efficiency for maize and bean under intercropping system in comparison with monoculture of these crops confirmed the optimum use of radiation resource in intercropping system. Regarding the efficiency of radiation absorption by different intercropping treatments, the additive cultivation of 60% bean with 100% maize was identified as the best cropping pattern.

    Keywords: Planting pattern, Monoculture, Land equivalent ratio.
  • F. Bagheri, H. R. Balouchi Pages 29-43
    In order to investigate the effect of planting date on yield and yield components of grain sorghum cultivars, a factorial experiment was conducted at Research Farm of Yasouj University, in 2010, based on randomized complete blocks design and three replications. The studied factors included nine sorghum cultivars (SOR 1003, SOR 834, SOR 808, SOR 1008, SOR 1011, SOR 1009, SOR 1006, SOR 857 and SOR 838) and three planting dates (20 May and 5 and 20 June). The results showed that the interaction effects of cultivar and planting date on yield and yield components and some of the studied physiologic and morphologic traits were significant (P≤0.01). The highest yield (863 g/m2), chlorophyll content, panicle length and number of grains per panicle (2191) were obtained from the planting date of 5 June in SOR 834 cultivar. The highest number of fertile tillers (10), carotenoid and chlorophyll b was produced by SOR 1003 cultivar and planting dates of 5 June, 20 June and 20 May, respectively. The SOR 834 cultivar and planting date of 20 June produced the highest 1000-seed weight (28.55 g). According to the results, planting date of 5 June and SOR 834 sorghum cultivar is recommendable in Yasouj region and similar agro-climatic conditions.
    Keywords: Genotype, Environmental factors, Growth duration, Carotenoids, Chlorophyll
  • A. Ramazani, A. H. Jalali Pages 45-55
    In order to investigate the effect of nitrogen (N) fertilizer and transplanting date (TD) on yield, yield components and stem lodging of rice (Oryza sativa), a two-year study (2007-2008) was carried out in Fozveh Research Station, Agricultural and Natural Resources Research Center of Isfahan, Iran, using split plots, based on randomized complete blocks design with three replications. Four N fertilizer levels (control, 126, 180 and 234 kg/ha N) were assigned as the main factor and three TDs (late May, early June and late June) were assigned the sub-factor. The results showed that application of 126 and 180 kg/ha N caused 13 and 17% increase in the yield, respectively, as compared to control. But, the 234 kg/ha N treatment had similar yield to control treatment (6672 kg/ha), due to severe stem lodging (45%). The highest agronomic N efficiency (17.7 kg of grain produced per kg of consumed N) was obtained in the 180 kg/ha N treatment, and this was not significantly different from the 126 kg/ha N treatment. Number of panicles per m2 in 126 and 180 kg/ha N treatments, was increased by 16 and 24%, respectively, over the control treatment. Transplanting the seedlings to the main field in late May and early June produced a yield of 7391 and 7831 kg/ha, respectively. Although the stem lodging in late June was lower than the other two TDs, but grain yield was reduced by 29 and 37% with respect to late May and early June, respectively. The results showed that application of 126 kg/ha N and transplanting the seedlings in late June is recommendable for Sazandegi rice cultivar in Isfahan region.
    Keywords: Stem lodging_Agronomic N efficiency
  • M. Majidian, M. Esfahani Pages 57-70
    In order to investigate the effects of sowing date on yield and some agronomic traits of six forage maize hybrids, two experiments were conducted in 2009 in two locations including Rasht and Fuman. The experimental design was randomized complete blocks with factorial arrangement and three replications. Treatments consisted of three levels of sowing date (31 May, 13 and 26 June) and six maize hybrids of early maturing (SC301 and DC370), medium maturing (SC400 and SC647) and late maturing (SC700 and SC704). The measured plant characteristics were fresh and dry forage yield, leaf dry weight, ratio of leaf dry weight to plant dry weight, ratio of stem dry weight to plant dry weight, ear dry weight, ratio of ear dry weight to plant dry weight and leaf to stem ratio. Results showed that forage yields for different planting dates were significantly different at the two locations.; The 13 June planting date in Fuman region and 26 June in Rasht region were better than other dates. Maximum dry forage yields for two locations of Fuman and Rasht in SC700 were 18862 and 23565 kg/ha dry weight (fresh weight of 90199 and 82642 kg/ha, respectively). The results of this experiment indicated that if SC700 hybrid is sowed at optimum date, it will produce more dry weight than other hybrids.
    Keywords: Hybrid, Forage maize, Leaf to stem ratio, Sowing date, Yield.
  • H. Ghamari, G. Ahmadvand Pages 71-80
    In order to evaluate the effect of different periods of weed interference and weed control on plant height, seed yield and yield components of common bean, an experiment was conducted at the Agricultural and Natural Resources Research Center of Hamadan, Iran, in 2011. The experiment was a randomized complete blocks design with 3 replications. Treatments included two groups of weed interference and weed control. In the first group, weeds competed with crops until 10, 20, 30, 40 and 50 days after plant emergence. The second group included weed control until the aforementioned periods. Furthermore, two treatments including full season weed-free and full season weed-infested were considered as control plots. Results showed that weed dry matter had an ascending trend in weed interference treatments, while, it showed a descending trend in weed-free treatments. As the weed competition was increased, plant height showed a decreasing trend during the growing season. Number of pods per plant and number of seeds per pod in the treatments had significant differences at 1% and 5% probability levels, respectively; but they had no significant effect on 100-seed weight. Grain yield was significantly affected by the treatments (P≤ 0.01). Increasing duration of weed interference reduced the grain yield. The lowest grain yield (1168.3 kg/ha) was observed in the weed-infested plots. In contrast, increasing duration of the weed control, increased the grain yield. Maximum seed yield (2869.1 kg/ha) was produced by weed-free control treatment.
    Keywords: Weed management, Competition, Dry matter accumulation.
  • M. Pourazizi, S. Fallah Pages 81-91
    In order to maintain sustainable agriculture and prevent excessive use of chemical fertilizers, supplying part of the plant needs by organic fertilizers is necessary. In this respect, effects of nitrogen (N) source and rate on yield and yield components of forage sorghum was evaluated as a factorial experiment arranged in randomized complete blocks design with three replications at the Research Farm of Shahrekord University in 2010. Treatments consisted of three N sources (urea fertilizer, cow manure and equal combination of urea fertilizer + cow manure) and three N levels)80, 160 and 240 kg/ha N, equivalent to 174, 348 and 522 kg/ha urea and 26.2, 52.5 and 78.7 Mg/ha of cow manure and equal combination of urea fertilizer + cow manure at each nitrogen level, respectively). The results showed that increase of N utilization, with increase in leaf, stem and panicle weights and stem diameter, caused a linear increase of forage yield in urea fertilizer and cow manure treatments and a quadratic increase in the combined fertilizer. The highest leaf, stem and panicle weight (600, 3789 and 823 g/m2) and also fresh forage yield (44 Mg/ha) were observed in 240 kg/ha N treatment in combined treatment. But, there was no significant difference in forage yield between this treatment and the 160 kg/ha N treatment. Overall, the results indicated that the potential of sorghum production can be increased by conjunctive use of animal manure and chemical fertilizers, even in low levels of these fertilizers, or low-input agriculture.
    Keywords: Low, input agriculture, Conjunctive fertilizer management, Forage yield.
  • M. Askary, A. A. Maghsoudi Moud, V. R. Saffari Pages 93-104
    A great part of lands under corn cultivation are affected by different levels of salt stress. This study was conducted in order to determine the effect of different levels of salt stress on yield and some physiological characteristics of corn plants. Two experiments were carried out in greenhouse (a factorial based on randomized complete blocks design with 3 replications), and field (a split plot based on randomized complete blocks design with 3 replications) at College of Agriculture, Shahid Bahonar University, Kerman, Iran. Treatments included 4 levels of irrigation water salinity (2, 4, 6 and 8 dS/m) and seven corn hybrids (SC-700, SC-500, SC-404, SC-704, SC-647, SC-301 and Maxima). During the growing period, leaf samples were taken from greenhouse-grown plants and their physiological characteristics such as chlorophyll fluorescence and ion leakage were measured. Grain yield was determined in the field plots. Results revealed that salt stress decreases chlorophyll index and photochemical efficiency of PSII of leaf tissues due to increasing original fluorescence (FO) and decreasing maximum fluorescence (Fm). Meanwhile, increasing the salt stress increased ion leakage. Results also showed that high salinity decreased the grain yield. The highest grain yield was obtained in plots with the lowest salinity level. Correlation coefficients showed that Fo and Fm parameters dont have significant correlation with salinity. While, Fv/Fm index had a positive relationship with salinity tolerance. The highest chlorophyll index, photochemical efficiency of PSII, membrane stability and grain yield was obtained for SC-704 hybrid. Therefore, it was the most tolerant hybrid and was recommended as a resistant cultivar against salinity stress.
    Keywords: Membrane stability, Chlorophyll fluorescence, Ion leakage, Grain yield
  • H. Aminpanah, P. Sharifi Pages 105-121

    One component of integrated weed management is use of cultivars with high competitive ability against weeds. Balance between competitiveness and productivity of rice under condition of presence or absence of weeds, is complicated the breeding of rice cultivars to increase competitiveness against weeds. Path coefficient analysis has been widely used in crop breeding to determine the nature of relationships between the grain yield (GY) and its contributing components. To study the weed-suppressive ability by rice, an experimental was conducted in a randomized complete block design with four replications in Chprsr, Tonekabon Rice Research Station at 2009. The experimental treatments include seven varieties (Daylamani, Khazar, Sepeedrud, Neamat, Dorfak, Fajr and Shiroodi) and three lines (830, 841 and 843) of rice that were cultured in the presence of barnyard grass. The results of path analysis showed ability withstands competition (AWC), thousand grain weight (THGW), fertile tiller number m-2 (FT), filled grain number panicle-1 (FG) and competitive index (CI) as the first-order variables for GY. The traits such as specific leaf area of rice at 25 days after transplanting (Rsla25), ear length (EL), Filled grain percentage (FGP), specific leaf area of rice at heading stage (RslaHD) were as the second-order variables for GY and influenced positively this response variable. Dry weight of barnyard grass biomass was negatively correlated with CI and RslaHD. However, these traits have a positive effect on grain yield, but fertile tiller number and specific leaf area at heading stage are measurable before maturity of grain. Thus, select of cultivar with high grain yield is possible before heading of grain, through these two traits. The variety of Shiroodi and line of 843 with highest value of specific leaf area at 25 days after transplanting and heading stage, high ability withstands competition and competitive index have a high capacity to compete with barnyard grass and can be considered as a suitable cultivar in selection processes and are also used as crosses parents.

    Keywords: Competitiveness, Path analysis, Specific leaf area.
  • M. Khazaei, A. Tadayyon, S. Houshmand Pages 123-136
    Traits related to seed quality have an important role in production of durum wheat. To estimate the heritability of protein content, semolina content, Zeleny number, seed hardness, SDS, dry and fresh gluten content, gluten index, and also to investigate the relationship of these traits in durum wheat, a recombinant inbred lines (RILs) population including 94 recombinant inbred lines (F10), two parents (Ac. Navigator and G9580B-FE1C) and four controls (Diper, Preion and PI10235 varieties and a local variety “Ajr”) were evaluated. This experiment was carried out in the Research Farm of Shahrekord University, Shahrekord, Iran, using a triple lattice design.. Results showed that frequency distribution for gluten index was bimodal and for the rest of the traits was normal. This indicated the two-genes control and quantitative inheritance of these traits in the population,respectively. Transgressive segregation was observed for all the traits. The calculated heritability for protein content, seed hardness, SDS and semolina content was in the low range of 11.4-24.7%. For fresh and dry gluten and Zeleny number, it was 45, 36.2 and 37.1%, respectively. For gluten index, it was high (76.6%). The genetic correlation coefficient between protein content and Zeleny number was positive and high (r= 0.98), which indicates the suitability of this trait as a criterion for protein content. The results of path analysis for semolina, as the main feature in pasta production, based on genetic correlation coefficients, showed that the highest negative direct effect was related to Zeleny number the highest positive effect was related to protein content, which indicated the importance of these traits in explaining the semolina yield.
    Keywords: Sediment volume, Gluten, Semolina, Organic agriculture
  • Z. Samiee Rad, S. Piri Piraivatlou, M. A. Nejatian Pages 137-146
    In many areas, low temperature is an important environmental limiting factor in production and distribution of horticultural trees and plants. This study was conducted to study the frost tolerance of main local clones of cornelian cherry in Tarom Sofla region, Qazvin, Iran. Cold treatments at 5 levels (+4, +2, 0, -2 and -4 ˚C) at two cooling periods (3 and 5 hours) were arranged as a factorial experiment, based on completely randomized design with 4 replications, at flowering stage of Golabie Siah (black pear) and Paeizi (autumn) clones in 2009-2010. For each treatment, the electrical conductivity (EC) and acidity (pH) were measured just after shaking (t=0), every 3 hours in the first 24 hours, and once daily in the 2nd to 8th day. After a week, the samples were autoclaved at 105˚C for 4 minutes and the changes were recorded. Results showed that the range of EC in flower was 92.2-846.2 µS/cm, and the range of pH varied from 6.4 to 7.7. Based on the results, the effect of frost intensity on EC changes was ascending, and on pH was slowly ascending and sometimes fixed. The highest value of EC due to destruction of tissues, as an index of frost damage of the flower, was obtained at +4 ˚C. Therefore, tolerance range of cornelian cherry flower has been estimated to be more than +4 ˚C.
    Keywords: Frost, Frost intensity, Tarom Sofla
  • L. Keshavarz, H. Farahbakhsh, P. Golkar Pages 147-161
    Drought stress has an important role in yield reduction of crops. To investigate the effects of applying zeolite hydrogel (as a superabsorbent) in reduction of adverse effects of drought stress on chlorophyll content, nitrogen, growth indices and their relationships with quantitative and qualitative yield of pearl millet (cv. Nitrifeed), a split plot experiment (in space and time), based on randomized complete blocks design with three replications, was carried out at Research Farm of Shahid Bahonar University, Kerman, Iran, in 2011. Treatments included drought stress at four levels (irrigation at 40, 60, 80 and 100% of field capacity) as the main factor and superabsorbent hydrogel at three levels (0, 150 and 300 kg/ha) as the sub-factor. Results revealed that there was a positive and significant correlation (r = 0.97**) between chlorophyll content and leaf nitrogen percentage. Also, significant correlation was observed between these traits and forage fresh and dry weight of forage, protein yield and raw fiber percentage of the forage. As drought stress increased, the measured traits showed a descending trend. The superabsorbent polymer increased the fresh and dry weight of forage, growth indices and qualitative traits of pearl millet. Mean fresh weight of forage, chlorophyll content, protein content and percentage of fiber showed no significant difference between 100% and 80% irrigation levels. Superabsorbent application led to 20% water saving. Therefore, it can be said that superabsorbent hydrogel application under drought stress will improve yield, qualitative traits and growth indices of pearl millet through increasing soil water holding capacity, reducing nutrient leaching, fast and optimal growth of roots and better soil aeration.
    Keywords: Millet, Drought stress, Moisture storage, Super absorbent
  • M. J. Ahmadi Lahijani, Y. Emam Pages 163-176
    In order to study the effect of terminal drought stress on yield and yield components and some physiological traits of wheat genotypes, a field experiment was conducted at the Research Farm of Agricultural College of Shiraz University during 2010-11 growing season in a split plot arrangement based on randomized complete block design with three replications. Main plots were assigned to irrigation treatment and the sub plots to sixteen wheat genotypes. Post anthesis cutting irrigation caused significant reduction in grain yield (GY), biological yield (BY), harvest index (HI), canopy temperature depression (CTD), grain number per spike, 1000 grain weight and relative water content (RWC). Under normal irrigation conditions, the highest grain yield was obtained from Zarrin cultivar, whereas, under drought stress conditions, the highest grain yield was obtained from Tabasi cultivar. The trait most sensitive to water stress was grain yield (mean reduction 51.6% compared to control) followed by harvest index (mean reduction 37.2% compared to control). Correlation coefficient results showed that under normal irrigation conditions the highest correlation was between grain yield and biological yield (0.844*) and under stress conditions was found between grain yield and grain number per spike (0.895**), CTD (0.771**) and 1000 Grain weight (0.689**). Evaluating of CTD trend under stress conditions showed that by passing time from applying cutting irrigation, canopy temperature (CT) gradually increases due to water unavailability. The most reduction in grain and biological yield under drought stress was observed in C-85-7 genotype, whereas, cv. Shiraz with the least reduction in these two components, was found a drought tolerant and yield stability cultivar. At both irrigation treatments, there was a positive correlation between grain yield and CTD; therefore, CTD may be a suitable index for selecting late-season water stress tolerant wheat cultivars.
    Keywords: Canopy temperature depression, Drought stress, Relative water content, Yield reduction
  • M. Seddigh, A. H. Khoshgoftarmanesh, S. Ghasemi Pages 177-187
    This pot experiment was carried out to investigate the efficacy of certain Zn-amino chelates, i.e. Zn-glycine [Zn(Gly)2], Zn-arginine [Zn(Arg)2] and Zn-histidine [Zn(His)2] in supplying zinc for wheat was compared with a commercial Zn-sulfate fertilizer. Three wheat cultivars, differing in Zn-efficiency, including Back Cross Rowshan, Kavir and Durum were planted at Research Greenhouse of Isfahan University of Technology, Isfahan, Iran, in 2010. Fertilizer treatments were applied at planting and tillering stages, with 20 mg Zn per kg soil. Results showed that soil application of Zn fertilizers increased shoot Zn content of all three wheat cultivars in comparison with control (no addition of Zn) treatment. Shoot Zn content of Durum cultivar treated with Zn(Gly)2 was 33.3% higher than Zn-sulfate. The effect of Zn-amino chelates on activity of catalase (CAT) and ascorbate proxidase (APX) was dependent on the amino chelate type and wheat cultivar. Zinc-amino chelates resulted in increase of CAT activity in the leaves of Kavir and Back Cross Rowshan cultivars, while they were ineffective in Durum cultivar. In all three wheat cultivars, leaf activity of APX was also significantly increased by Zn(His)2 and Zn(Arg)2 over the Zn-sulfate treatment. According to the results of the present study, Zn-amino chelates could play more effective role in improving plant Zn nutrition status and increasing yield and seed quality of wheat by increasing Zn uptake and activities of CAT and APX enzymes.
    Keywords: Amino acid, Catalase, Ascorbate peroxidase, Seed quality
  • B. Modares, A. A. Ramin, S. Ghobadi, D. Khoshbakht Pages 189-204
    Strawberry (Fragaria×ananassa) has tasteful, fragrant and nutritious fruits. But, because of delicate texture and high metabolic activities of the fruits at maturity, are very sensitive and easily decayed, and thus have short shelflife. Ethylene is one of the main causes of postharvest fruit losses, which could reduce the shelflife of strawberry. Therefore, an experiment was carried out to examine the effect of 1 µL/L 1-MCP treatment and low-pressure air pretreatment at 0.2 atm in 2 hours on apparent and physicochemical characteristics of strawberry fruit, cultivar Camarossa, during storage in cold store. The study was performed as split plots in time, based on complete randomized design with 3 replications. The results showed that the highest marketability (90%), fruit firmness (7.95 N), titrable organic acids (1.15 g/100 cc), vitamin C (78.13 mg/100 cc) and total soluble solids (10.48 %) and the lowest amount of apparent decay (13.3 %), acidity (3.63) and taste index (9.04) were obtained in 1-MCP and low-pressure air treatments, which shows the effect of treatments on reducing the rate of biochemical variations in fruit texture. Correlation coefficients between all treatments were significant (P≤0.01). Meanwhile, the positive effect of 1-MCP on appearance and studied physicochemical characteristics was more than low-pressure air pretreatment. Even, the combination of these two treatments had no significant difference with 1-MCp treatment alone. In general, this observation depicts the more positive and significant effect of 1-MCP treatment in delaying the maturity and improving the qualitative traits of strawberry fruits after being stored in cold storage.
    Keywords: Pretreatment of fruits, Apparent characteristics, Postharvest life.
  • P. Panahi, M. Hasaninejad, M. Pourhashemi Pages 205-216
    Phenology, as one of the most important subjects of ecology, is the study of periodic plant life cycle events and how these are influenced by variations in climate and ecological conditions. In this research, phonological observations of 5 species (Prunus dulcis, Prunus avium, Prunus armeniaca, Pyrus communis, Prunus domestica) were studied in Iranian orchard of National Botanical Garden of Iran during the years 2004-2008. Ten trees were selected for each species and leaf, flower and fruit phenology were recorded from second decade of February to end decade of November. Occurrence time of phenomena was converted to its interval from first day of the year. Statistical analysis of occurrence time of phenomena showed that there are significant differences between the studied species. Soonest and latest occurrence time of phenomena and their sustainability were observed in P. duclis and P. avium, respectively. Based on study of correlation between climate factors (temperature and precipitation) and occurrence time of phenomena, significant correlations were found in some species.
    Keywords: Climatic factors, Collection of native fruit trees, Correlation, Life phenomena, Rosaceae
  • A. Bybordi Pages 217-226
    To evaluate the tolerance to salinity in almond, this factorial experiment was conducted based on completely randomized block design with three replications in greenhouse of Agricultural and Natural Resources Research Center in East Azerbaijan province. The first factor included almond cultivars (Mangha, Nonpareil, Eskandar, Araz and Sahand), and the second factor was salinity levels (electrical conductivity of 0, 2, 4, 8 and 16 dS/m). In this experiment, the plant height, fresh and dry weight of leaves, chlorophyll index and concentration of nitrogen, sodium, potassium, chloride, calcium and magnesium were measured. The results showed that the highest plant height belonged to Eskandar and Sahand cultivars. With increasing the salinity level, nitrogen concentration of the leaves decreased. Leaves of Mangha cultivar had the highest chlorine content. Although calcium concentrations of the leaves in various salinity levels were in the same statistical group, but calcium concentration was increased in higher salinity levels. Araz cultivar had the highest concentration of magnesium in its leaves. Interaction of salinity × cultivar for phosphorus content showed that Araz cultivar produced the highest phosphorus content in its leaves at salinity level of 16 dS/m. Statistical results of sodium to potassium ratio, which is an index for resistance to salinity, showed that Araz was the most tolerant almond cultivar against salinity.
    Keywords: Nutrients, Sodium to potassium ratio