فهرست مطالب

تحقیقات علوم چوب و کاغذ ایران - سال سی‌ام شماره 4 (زمستان 1394)
  • سال سی‌ام شماره 4 (زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/12/05
  • تعداد عناوین: 15
|
  • سید پدرام هاشمی بیگزادمحله، سید پیمان هاشمی بیگزادمحله، اصغر تابعی صفحه 525
    این مطالعه به منظور تعیین ویژگی های مورفولوژیکی الیاف و میزان ترکیبات شیمیایی سرشاخه های انگور کشت شده در منطقه آستارا واقع در استان گیلان انجام گرفته است. برای این منظور تعداد 53 عدد سرشاخه هم اندازه و هم قطر از چند درخت انگور جدا شده و به آزمایشگاه صنایع چوب و کاغذ دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا منتقل گردیدند. به منظور جداسازی الیاف و مطالعه ویژگی های مورفولوژیکی آنها، نمونه برداری تراشه چوبی از سرشاخه ها، در3 ارتفاع (5درصد، 50 درصد و 75 درصد) آنها انجام گرفت. برای جداسای الیاف از روش (فرانکلین1954) استفاده شد و سپس ابعاد الیاف و ضرایب بیومتریک آنها اندازه گیری و محاسبه شد. از تعدادی از سرشاخه های جدا شده، آرد چوب در 2 بخش با پوست و بدون پوست تهیه شد و مطابق با استاندارد TAPPI نسبت به تعیین میزان ترکیبات شیمیایی آنها نیز اقدام شد. میانگین کل هولو سلولز، آلفا سلولز، همی سلولز، سلولز، لیگنین، مواد استخراجی محلول در استن، محلول درالکل، محلول در آب گرم، محلول در آب سرد و خاکستر برای سرشاخه های این گونه به ترتیب برابر 59/87، 99/56، 59/30، 20/47، 16/25، 90/5، 53/2، 41/4، 79/1 و 79/1 درصد اندازه گیری شد و همچنین میانگین کل طول الیاف، قطر الیاف، قطر حفره سلولی و ضخامت دیواره سلولی به ترتیب برابر 960/0 میلی متر، 45/26، 48/15و 49/5 میکرون اندازه گیری شد. میانگین کل شاخص در هم رفتگی، ضریب انعطاف پذیری و شاخص رانکل نیز به ترتیب 29/36، 50/58، 71/0 محاسبه گردید. نتایج نشان داد سرشاخه های انگور بدون پوست، مقدار هولو سلولز، آلفا سلولز، همی سلولز و سلولز بیشتر و مقدار لیگنین، مواد استخراجی و خاکستر کمتری نسبت به سرشاخه های انگور با پوست دارند. همچنین نتایج نشان داد ابعاد الیاف شامل طول الیاف، قطر الیاف، قطر حفره سلولی به جز ضخامت دیواره سلولی با افزایش ارتفاع کاهش می یابند.
    کلیدواژگان: سرشاخه های انگور، ویژگی های مورفولوژیکی، ترکیبات شیمیایی، آستارا
  • وحیدرضا صفدری صفحه 528
    بخش قابل توجهی از درختان ودرختچه های چوبی کشور ایران مربوط به مناطق خشک و کویری است که ویژگی های آناتومی چوب آنها بعضا انحصاری است. یکی از گونه های مناطق کویری درختچه اسکنبیل (Calligonum comosum)، از خانواده علف هفت بند (Polygonaceae)، است که ویژگی آناتومی چوب ریشه، تنه و پوست مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تفاوت هایی که بین تنه و ریشه وجود دارد، از قبیل وضوحیت دوایر رویشی در تنه و عدم وضوحیت آن در ریشه، حضور تیل در آوند ریشه برخلاف آوند تنه، و کمتر بودن پهنای اشعه چوبی ریشه و همچنین کمتر بودن فراوانی آن در واحد طول نسبت به تنه جزء ویژگی های ذاتی بوده که نه تنها در اسکنبیل بلکه در بسیاری از گونه های دیگر گزارش شده است. اما پارانشیمی بودن بافت زمینه ای چوب ریشه و مملو بودن آن از ذرات نشاسته که نمی تواند با خشکی های مناطق کویری بی ارتباط باشد جزء ویژگی هایی است که به ندرت در سایر گونه های چوبی مشاهده شده است و جزء یافته های جالب این تحقیق به شمار می رود. همچنین تجمعات سلول های اسکلرئیدی در بین سلول های چوب پنبه (پریدرم) در پوست باعث شده تا پوست این گونه چوبی سفت و مقطع برداری از آن با دشواری صورت پذیرد. همچنین نتایج بدست آمده از تخته خرده چوب ساخته شده از چوب گونه اسکنبیل نشانگر آن است که تخته های ساخته شده برآورده کننده نیازهای مطلوب مورد اشاره در استاندارد (European Standard EN 312) می باشد و حداقل مقادیر این استاندارد را پوشش می دهد، لذا کشت این گونه به دو منظور تثبیت شنهای روان و همچنین استفاده از چوب آن در ساخت فرآوردهای چند سازه چوبی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: درختچه اسکنبیل (Calligonum comosum)، آناتومی چوب، ریشه، نشاسته، تخته خرده چوب
  • سیده زهرا حسینی، علی اکبر عنایتی صفحه 552
    این تحقیق با هدف بررسی اثر الیاف مصنوعی ضایعاتی از نوع پلی استر در بهبود خواص مکانیکی و حرارتی چندسازه های چوب پلاستیک انجام شد. دو نوع الیاف پلی استر (الیاف فرش و الیاف پولیش)، پلی اتیلن سنگین به همراه 40 درصد وزنی آرد چوب صنوبر، 2 درصد وزنی پلی اتیلن پیوند خورده با مالئیک انیدرید (MAPE) و اتیلن گلیسایدل کوپلیمر (E-GMA) به عنوان مواد جفت کننده مورد استفاده قرار گرفتند. پس از دو مرحله اختلاط، گرانول های حاصل، در مرحله بعد توسط پرس گرم با دمای 160 درجه سانتیگراد و فشار 10 مگاپاسکال، به تخته های آزمونی با ابعاد 7/0×20×20 سانتیمتر تبدیل شدند. نتایج حاصل از -اندازه گیری ویژگی های مکانیکی نمونه ها نشان دادند که با افزایش میزان پلی استر (الیاف فرش و الیاف پولیش)، مدول الاستیسیته کششی چند سازه چوب پلاستیک کاهش و مدول الاستیسیته خمشی آن افزایش می یابد. همچنین با افزایش میزان الیاف فرش، مقاومت های کششی و خمشی چندسازه چوب پلاستیک – الیاف فرش افزایش یافته که حداکثر مقاومت خمشی در نمونه حاوی 20 درصد وزنی الیاف فرش می باشد. اما در مورد الیاف پولیش، مقدار 10 درصد وزنی آن، حد بهینه در افزایش مقاومت خمشی و کششی چندسازه چوب پلاستیک – الیاف پولیش است. سپس بر روی چندسازه های حاوی میزان بهینه الیاف پلی استر (10 درصد الیاف پولیش و 20 درصد الیاف فرش) در افزایش مقاومت های مکانیکی، آزمون های DSC و TGA جهت تجریه و تحلیل رفتار حرارتی این چندسازه ها انجام شد. نتایج حاصل از آزمون های حرارتی نشان دادند که با افزودن الیاف پلی استر به چندسازه چوب پلاستیک، درصد کریستالیسیته، دمای کریستالی شدن، دمای شروع تخریب و پایداری حرارتی چندسازه کاهش می یابند. بررسی ریخت شناسی توسط میکروسکوپ الکترونی بیان کننده این است که با افزایش درصد الیاف پلی استر، سطوح شکست متراکم تر و هموارتر و پیوستگی بین مواد تشکیل دهنده چندسازه بیش تر می شود.
    کلیدواژگان: الیاف ضایعاتی، چندسازه، پولیش، فرش
  • علی حسن پور تیچی، بهزاد بازیار، حبیب الله خادمی اسلام، حسین رنگ آور، محمد طلایی پور صفحه 567
    در این مطالعه امکان استفاده از نانو ولاستونیت در سه سطح (0، 3 و 6 درصد وزنی سیمان) و درصد اختلاط ماده لیگنو سلولزی به سیمان در سه سطح 10 به 90، 20 به80 و 30 به 70 بر خواص ریزساختاری، مکانیکی و فیزیکی چند سازه ساخته شده از الیاف خمیر کاغذ کرافت مورد بررسی قرار گرفته است. به این ترتیب با احتساب 9 تیمار، در مجموع 27 تخته آزمایشگاهی ساخته شد. خواص مکانیکی و فیزیکی نمونه ها مطابق استاندارد 634-DIN-EN شامل مقاومت فشاری، چسبندگی داخلی، واکشیدگی ضخامت پس از 2 و 24 ساعت غوطه وری در آب و دانسیته اندازه گیری شدند. تصاویر میکروسکوپی SEM جهت بررسی خواص ریز ساختاری چندسازه از نمونه ها گرفته شد.
    نتایج نشان داد با افزایش میزان نانو ولاستونیت در تخته ها، مقاومت فشاری، چسبندگی داخلی و دانسیته افزایش می یابد. همچنین با افزایش نانو ولاستونیت، ثبات ابعادی تخته ها در مقایسه با نمونه بدونه نانو افزایش یافت. همچنین در تصاویر SEMبهبود ریزساختاری تخته ها با افزودن نانو ولاستونیت مشاهده شد.
    کلیدواژگان: الیاف کرافت، سیمان، مقاومت فشاری، نانو ولاستونیت
  • الهام گورزی، آژنگ تاج دینی صفحه 578
    از دل کت های ی در زاری ا، ان م ری آن ها در قیاس با رقبا اره د، لذا هدف از این مطالعه تعیین و رتبه بندی شاخص های موثر بر رقابت پذیری صنعت مبلمان چوبی ایران با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی می باشد. برای این منظور با مطالعات و بررسی پژوهش های صورت گرفته و مصاحبه با تعدادی از کارشناسان متخصص، شاخص های موثر بر رقابت پذیری صنعت مبلمان چوبی ایران به 4 گروه اصلی و 19 زیرشاخص تقسیم شدند. درجه اهمیت شاخص ها و زیرشاخص ها پس از اخذ آرای کارشناسان با بکارگیری فرآیند تحلیل سلسله مراتبی تعیین شد. نتایج نشان داد که در میان شاخص های سطح اصلی، شاخص های اقتصادی، فنی، مواد و مصالح و انسانی به ترتیب دارای بالاترین ارزش وزنی می باشند. همچنین زیر شاخص طراحی موفق نسبت به سایر زیرشاخص ها دارای بالاترین اولویت بوده و بعد از آن زیرشاخص های مواد اولیه، مدیریت پایدار، نیروی انسانی متخصص، توسعه استاندارد، عرضه پایدار و برندسازی به ترتیب بالاترین اولویت ها را به خود اختصاص داده اند.
    کلیدواژگان: فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، رقابت پذیری، شاخص، زیرشاخص، صنعت مبلمان چوبی
  • حسین رنگ آور، طاهره قلیپور، ابوالفضل کارگرفرد صفحه 595
    در این تحقیق اثر نوع پلیمر شامل پلی وینیل کلراید و پلی اتیلن سنگین در ساخت چندسازه چوب-پلاستیک با استفاده از پسماند ساقه کلزا به صورت مغز زدایی شده و با مغز در ترکیب با پودر چوب در 5 سطح شامل: 100 درصد پودر چوب، 100 درصد پودر کلزای با مغز و بدون مغز، 50 درصد پودر چوب با 50 درصد پودر کلزای با مغز و 50 درصد پودر چوب با 50 درصد پودر کلزای بدون مغز بر ویژگی های چندسازه های ساخته شده از آنها مورد بررسی قرار گرفت. خواص فیزیکی و مکانیکی مورد بررسی شامل واکشیدگی ضخامت و جذب آب تخته ها بعد از 2 و 24 ساعت غوطه وری در آب، مقاومت به پیچ عمود بر سطح تخته، مقاومت خمشی و مدول الاستیسیته بر اساس استاندارد EN بودند. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که چندسازه چوب- پلاستیک ساخته شده از پلی اتیلن سنگین در مقایسه با پلی وینیل کلراید دارای خواص فیزیکی و مکانیکی مناسب تری بوده و با استفاده از مواد لینگنوسلولزی پرکننده با ترکیب 50 درصد پودر چوب و 50 درصد پودر کلزای مغز زدایی شده در ترکیب با پودر پلی اتیلن سنگین می توان تخته های چوب پلاستیک با خواص فیزیکی و مکانیکی مناسب تولید نمود.
    کلیدواژگان: پلی اتیلن سنگین، پلی وینیل کلراید، مغز زدایی، ساقه کلزا، خواص فیزیکی و مکانیکی
  • صالح قهرمانی، سحاب حجازی، سعید مهدوی صفحه 606
    در این تحقیق ظرفیت تقویت کنندگی نانوفیبرسلولزی برای خمیرکاغذ کرافت پربازده تهیه شده از چوب صنوبر دلتوئیدس رقم 55-69 به منظور ساخت کاغذ تاپ لاینر قهوه ای، مورد مطالعه قرار گرفته است. شرایط متغیر پخت شامل مدت زمان پخت در دو سطح و دمای پخت در دو سطح بود. سولفیدیته و قلیای فعال در همه پخت ها ثابت و نسبت مایع پخت به خرده چوب برای همه پخت ها 4 به 1 بود. از بین خمیرکاغذهای ساخته شده، خمیرکاغذ با شرایط بهینه بر اساس بازده و عدد کاپای خمیرکاغذ، برای تقویت با نانوفیبر انتخاب شد. سپس، توسط کوبندهmill PFI برای دستیابی به درجه روانی 385 میلی لیتر درجه کانادایی پالایش شد و از آن کاغذهای دست ساز و کاغذهای تقویت شده با نانوفیبر سلولزی ساخته شد. نانوفیبر سلولزی در سه سطح (5، 10 و 15 درصد) به خمیرکاغذ کرافت پربازده اضافه گردید و به مدت 5 دقیقه با آن مخلوط شده و کاغذهای دست ساز با استفاده از توری مخصوص ساخته شد. با افزودن 15 درصد نانوفیبر سلولزی به خمیرکاغذ کرافت پربازده، باعث بهبود شاخص کشش تا 39 درصد، شاخص ترکیدن تا 33 درصد، شاخص پارگی تا 7/17 درصد، شاخص سفتی خمشی تا 38 درصد، و مقاومت به لهیدگی حلقه ای (RCT) تا 47/55 درصد شده است. درمجموع، با توجه به بازده خمیرکاغذ کرافت و همچنین مقاومت های فیزیکی و مکانیکی کاغذ تقویت شده، استفاده از آن به عنوان تاپ لاینر قهوه ای قابل توصیه است.
    کلیدواژگان: نانو فیبر سلولزی، خمیرکاغذ کرافت پربازده، تاپ لاینر قهوه ای، صنوبر دلتوئیدس، خواص مکانیکی، خواص فیزیکی
  • اسماعیل رسولی گرمارودی، حسین فولادی، حسین جلالی ترشیزی، عباس چهارمهالی صفحه 618
    پژوهش حاضر با تمرکز بر شرایط پخت لینترهای چهار کشور ترکیه، ازبکستان، ترکمنستان و ایران مورد استفاده در کارخانه صنایع شیمیایی پارچین، با هدف دستیابی به شرایط بهینه پخت و ارائه جداول اختصاصی پخت برای هر کدام از لینترها انجام شد تا کارخانه فوق بر این اساس ضمن تنظیم شرایط پخت هر نوع لینتر، بتواند به محصولی با کیفیت مطلوب تر دست یابد. بدین منظور، خمیرسازی از چهار نوع لینتر پنبه مذکور در دو مرحله و با زمان ثابت 4 ساعت در هر مرحله انجام شد. عملیات پخت در سه سطح دمایی 130، 150 و 160 درجه سانتیگراد و با ترکیب های مختلف غلظت قلیا در مرحله اول و مرحله دوم انجام پذیرفته و تاثیر شرایط مورد بررسی بر ویژگی های میزان بازده خمیرسازی، میکروکاپا، اندیس مس، گروه های کربوکسیل، آلفا سلولز، ماندگاری آب، ویسکوزیته، پنتوزان و مواد نامحلول در اسید سولفوریک ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که شرایط بهینه پخت برای لینتر ترکیه در دمای oC130 و غلظت قلیای (8%-8%)، برای لینتر ازبکستان در دمای oC130 و غلظت قلیای (12%-4%)، برای لینتر ترکمنستان در دمای oC130 و غلظت قلیای (12%-4%)، و برای لینتر ایران شرایط دمایی oC130 و غلظت قلیای (14%-2%) می باشد. بنابراین لینترهای مورد بررسی را به لحاظ شرایط پخت می توان در سه درجه 1 (لینتر ترکیه)، درجه 2 (لینترهای ترکمنستان و ازبکستان) و درجه 3 (لینتر ایران) طبقه بندی نمود.
    کلیدواژگان: دمای پخت، غلظت قلیا، لینتر، آلفاسلولز
  • امیر توکلی، امیر هومن حمصی، محمد طلایی پور، بهزاد بازیار، آژنگ تاج دینی صفحه 632
    هدف از این تحقیق پیش بینی روند مصرف کاغذ چاپ و تحریر در ایران طی یک دوره زمانی 5 ساله با استفاده از روش های کلاسیک و نوین پیش بینی است. به منظور انجام این پیش بینی، در ابتدا پیش بینی پذیر بودن سری زمانی با استفاده از آزمون های دوربین- واتسون و گردش مورد بررسی قرار گرفت. سپس به مقایسه مدل شبکه عصبی مصنوعی (پرسپترون چندلایه (MLP)) و مدل های کلاسیک تک متغیره و چندمتغیره از قبیل مدل های تک متغیره هموارسازی نمایی ساده (SES)، هموارسازی نمایی دوبل (DES)، هموارسازی نمایی هالت- وینترز (HWES)، باکس- جنکینز (ARIMA) و مدل اقتصادسنجی چندمتغیره بر حسب معیارهای استاندارد آماری پرداخته شد. در نهایت، پیش بینی مصرف کاغذ چاپ و تحریر در ایران تا سال 1396 با استفاده از مناسب ترین مدل صورت گرفت. نتایج هر دو آزمون پارامتریک دوربین- واتسون و آزمون غیر پارامتریک گردش نشان دادند که سری مصرف کاغذ چاپ و تحریر، غیرتصادفی و قابل پیش بینی می باشد. نتایج مقایسه روش های مختلف پیش بینی نیز نشان دادند که مدل شبکه عصبی مصنوعی از صحت پیش بینی بالاتری نسبت به مدل های کلاسیک برخوردار می باشد و برای پیش بینی طی یک دوره زمانی 5 ساله مناسب تر می باشد. همچنین نتایج پیش بینی مصرف کاغذ چاپ و تحریر با استفاده از مدل شبکه عصبی (MLP) نشان دادند که مصرف کاغذ چاپ و تحریر در ایران با 5/3 درصد افزایش از حدود 375 هزار تن در سال 1391 به 420 هزار تن در سال 1392 خواهد رسید ولی در طول دوره پیش بینی از 5/3 درصد در سال 1392 به 0/07 درصد در سال 1396 افت خواهد نمود.
    کلیدواژگان: مصرف کاغذ چاپ و تحریر، پیش بینی، اقتصادسنجی چندمتغیره، هموارسازی نمایی، ARIMA، شبکه عصبی پرسپترون چندلایه
  • جابر حسین زاده، علی عبدالخانی، محمد امامی نسب، حمید خدابنده لو، محمد احمدی صفحه 653
    در این تحقیق از چوب نرمال و کششی درخت صنوبر برای ساخت کاغذ به روش کرافت استفاده شد. پس از تهیه نمونه ها، ابتدا ابعاد و ویژگی های بیومتریک الیاف چوب کششی و چوب نرمال اندازه گیری شد و پس از آن از خرده چوب های تهیه شده از هر دو ناحیه چوب کششی و نرمال توسط فرایند کرافت خمیر کاغذ تهیه و کاغذ ها ساخته شدند. نتایج نشان داد، الیاف چوب کششی از ضریب رانکل و ضریب لاغری بیشتری در مقایسه با الیاف چوب نرمال برخوردار هستند. در مقابل الیاف چوب نرمال نسبت به الیاف چوب کششی ضریب انعطاف پذیری بالاتری داشتند. بازده خمیر چوب کششی 13 درصد بیشتر از چوب نرمال بود و عدد کاپای آن 45 درصد کمتر بود. در مورد ویژگی های فیزیکی و مکانیکی کاغذهای دست ساز، نتایج نشان داد که کاغذهای ساخته شده از الیاف چوب کششی دارای مقاومت کششی و ترکیدن کمتری در مقایسه با نرمال هستند. همچنین کاغذهای ساخته شده از اختلاط الیاف چوب نرمال و کششی به نسبت مساوی، مقاومت های بیشتری از خود نشان دادند. نتایج آزمون های نوری و رنگ نشان داد که که کاغذهای ساخته شده از الیاف چوب کششی روشنایی و سفیدی بیشتری نسبت به الیاف چوب نرمال داشتند. به طور کلی نتایج نشان داد که وجود الیاف چوب کششی داخل خمیر و کاغذ تاثیر چندانی در کاهش کیفیت خمیرکاغذ وکاغذ تولید شده ندارد.
    کلیدواژگان: صنوبر، چوب کششی، بیومتریک، خواص، مکانیکی
  • مجتبی گلی، قاسم اسدپور، سعید مهدوی، عبدالله بریمانی صفحه 662
    به دلیل کمبود چوب، واردات آن به عنوان یک راهکار برای صنایع کاغذسازی ایران مطرح بوده است. بنابراین در این مطالعه، تاثیر اختلاط چوب صنوبر لرزان وارداتی با دو گونه پهن برگ بومی شامل راش و ممرز بر ویژگی های مکانیکی و نوری خمیرکاغذ شیمیایی– مکانیکی مورد بررسی قرار گرفت. شرایط ثابت پخت شامل درجه حرارت 170 درجه سلسیوس، نسبت مایع پخت به چوب 7 به 1 و درصد ماده شیمیایی 20 درصد بر مبنای وزن خشک خرده چوب بود. برای رسیدن به بازده حدود 85 درصد (بازده شرکت چوب و کاغذ مازندران) از زمان های پخت 30 تا 120 دقیقه و نسبت اختلاط 20، 30، 40، 60 و 100 درصد چوب صنوبر استفاده شد. پس از پالایش خمیرکاغذ تا درجه روانی 300 میلی لیتر استاندارد کانادایی، کاغذهای دست ساز استاندارد آزمایشگاهی ساخته شد و مقاومت های کاغذ و ویژگی های نوری آنها اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل آماری نتایج نشان داد که اختلاف معنی داری بین میانگین ویژگی های مورد بررسی خمیرکاغذ شیمیایی – مکانیکی با افزایش نسبت چوب صنوبر لرزان وجود دارد. همه این ویژگی ها به جز ماتی کاغذ بهبود یافتند. مقایسه مقاومت های به دست آمده با مقاومت های کاغذ روزنامه و چاپ و تحریر شرکت چوب و کاغذ مازندران حاکی از این است که به ترتیب با استفاده از 20 و 30 درصد اختلاط صنوبر لرزان با دو گونه بومی مورد استفاده فعلی، می توان به این مقاومت ها دست یافت.
    کلیدواژگان: صنوبر لرزان، گونه بومی، خمیرکاغذ شیمیایی، مکانیکی، ویژگی های نوری، مقاومت های خمیرکاغذ
  • سعید اسمعیلی مقدم، محمد شمسیان، علی بیات کشکولی، بهزاد کرد صفحه 674
    این تحقیق، با هدف بررسی تاثیر تیمار شیمیایی آرد چوب بر ویژگی های فیزیکی، مکانیکی و ریخت شناسی نانوکامپوزیت های هیبریدی پلی پروپیلن– نانو سیلیس انجام گردید. برای این منظور، آرد چوب با بنزیل کلرید و هیدروکسید سدیم، تیمار شیمیایی شدند. جهت اطمینان از انجام اصلاح شیمیایی، آزمون طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز (FTIR) بر روی آرد چوب اصلاح شده و بدون تیمار انجام شد. آرد چوب با نسبت وزنی 60 درصد با پلی پروپیلن به همراه 4 درصد جفت کننده انیدرید مالئیک پلی-پروپیلنی در داخل دستگاه اکسترودر مخلوط شد. همچنین نانو سیلیس با نسبت های وزنی 0، 1، 3 و 5 درصد به عنوان پر کننده استفاده شد. نمونه های آزمونی با استفاده از روش قالب گیری تزریقی ساخته شدند. سپس آزمون های مکانیکی شامل مقاومت و مدول خمشی و آزمون های فیزیکی شامل جذب آب و واکشیدگی ضخامت بر روی نمونه ها مطابق با استاندارد (ASTM)انجام گرفت. همچنین به منظور بررسی ریخت شناسی نانوکامپوزیت ها از میکروسکوپ الکترونی پویشی (SEM) استفاده گردید. نتایج نشان داد که در اثر تیمار شیمیایی، مقاومت خمشی و مدول خمشی افزایش یافتند در حالی که جذب آب و واکشیدگی ضخامت کاهش یافتند. با افزایش نانو ذرات سیلیس تا 3 درصد مقاومت های مکانیکی افزایش یافتند اما افزودن مقادیر بیشتر نانو ذرات مقاومت های مکانیکی را کاهش داد. با افزایش نانو ذرات سیلیس تا 5 درصد جذب آب نانوکامپوزیت ها افزایش یافت اما واکشیدگی ضخامت کاهش یافت. نتایج میکروسکوپ الکترونی پویشی حاکی از بهبود فصل مشترک بین پرکننده و ماتریس در اثر تیمار شیمیایی و پراکنش مناسب نانو ذرات سیلیس در سطح 3 درصد بود.
    کلیدواژگان: نانوکامپوزیت های هیبریدی، اصلاح شیمیایی، نانو سیلیس، ریخت شناسی، ثبات ابعاد
  • سعید خجسته خسرو، محمد غفرانی، مرتضی گنجایی ساری صفحه 690
    در این مطالعه تاثیر افزودن نانو ذرات اکسید روی (ZnO) بر تغییر رنگ کلی و مقاومت چسبندگی شفاف پوشه پلی اورتان در گونه ی چوبی ملچ (Ulmus glabra) مورد بررسی قرار گرفت. نانو ذرات اکسید روی با غلظتهای 0، 0/25، 0/50، 1، 1/50 و 2 درصد وزنی پوشش با آن ترکیب گردیدند. برای بررسی پراکندگی نانو ذرات در بستر پوشش از تصاویر TEM(میکروسکوپ الکترونی عبوری) استفاده شد. نتایج بررسی پراکندگی نانو ذرات در شفاف پوشه پلی اورتان بیانگر این بود که مناسب ترین پراکنش نانو ذرات در پوشش حاوی 1 درصد وزنی نانو به دست آمد. با افزایش میزان نانو ذرات تا 2 درصد وزنی پراکنش نانو ذرات کم شده و توده هایی از تجمع نانو ذرات در پوشش مشاهده شد. در بررسی مقاومت چسبندگی پوشش، نتایج نشان داد که بالاترین میزان چسبندگی در نانو پوشش حاوی 1 درصد نانو ذرات اکسید روی بوده و افزودن بیش از این مقدار، تاثیر منفی بر چسبندگی پوشش دارد. در مورد تغییر رنگ کلی نیز افزودن نانو ذرات اکسید روی باعث تغییر رنگ نمونه های پوشش داده شده با نانو پوشش ها می شود اما در مقادیر کم نانو ذرات تغییر رنگ و روشنایی ایجاد شده در پوشش چشمگیر و معنیدار نبود.
    کلیدواژگان: نانو ذرات اکسید روی، شفاف پوشه پلی اورتان، گونه ی چوبی ملچ، مقاومت چسبندگی پوشش، تغییر رنگ کلی، میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM)
  • حامد شریفی طاسکوه، یحیی همزه، شادمان پورموسی صفحه 705
    این پژوهش با هدف بررسی اثر شرایط رنگبری خمیرکاغذهای باطله بر خواص کاغذ انجام شد و از خمیرکاغذ بازیافتی جوهرزدایی شده و پراکنده سازی شده شرکت محصولات کاغذی لطیف که مخلوطی از پوشال چاپخانه ها و کاغذهای باطله اداری و درصدی از الیاف مکانیکی است، استفاده شد. جهت بهینه سازی شاخص مقاومت کششی تر، بهینه سازی شش متغیر اصلی فرآیند رنگبری (میزان پراکسید هیدروژن، میزان هیدروکسید سدیم، میزان سیلیکات سدیم، مدت زمان رنگبری، دمای رنگبری و pH نهایی) و هر یک در پنج سطح مورد بررسی قرار گرفت که برای این کار از نرم افزار 8.0.6.1 Design Expert استفاده شد. نتایج در قالب طرح مرکب مرکزی (CCD) بررسی و با روش سطح پاسخ (RSM) مدلسازی و تجزیه و تحلیل شد. نقطه بهینه شاخص مقاومت کششی خشک و تر در مقادیر پراکسید هیدروژن، هیدروکسید سدیم و سیلیکات سدیم 55/1 درصد، مدت زمان رنگبری 90 دقیقه، دمای رنگبری 83 درجه سانتی گراد و pH نهایی 5/8، برابر با (Nm/g) 39/1 بدست آمد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که متغیرهای فرآیند رنگبری علاوه بر اثرگذاری روی ویژگی های نوری مانند درجه روشنی می توانند بر روی مقاومت های مکانیکی کاغذ از جمله شاخص مقاومت کششی تر و خشک کاغذ نیز اثرگذار باشند و با بهینه سازی آنها می توان خواص مقاومتی کاغذ را نیز بهبود داد.
    کلیدواژگان: شاخص مقاومت کششی تر، رنگبری کاغذهای بازیافتی جوهرزدایی شده، کاغذهای بهداشتی، روش سطح پاسخ
  • عبدالله زمانی، محمدرضا ماستری فراهانی صفحه 717
    در این تحقیق اثر تیمار حرارتی با روغن کلزا بر عملکرد پوشش های رزین شفاف، آلکیدی مات، سلولزی نیمه شفاف، و آکریلیک مات بر روی صنوبر دلتوئیدس در محیط بیرونی (هوازدگی طبیعی) مورد بررسی واقع شد. برای این منظور نمونه هایی بدون عیب از برون چوب صنوبر دلتوئیدس با ابعاد 50×50×2 میلی متر (طولی× مماسی× شعاعی) تهیه گردید. نمونه های آزمایشی با روغن کلزا در درجه حرارت-های 180، 200، 220 درجه سانتی گراد و در مدت زمان 4 ساعت تیمار شدند. پوشش ها با ضخامت 150 میکرومتر (ضخامت تر) توسط دستگاه لایه کش بر روی نمونه های آزمونی اعمال گردیدند. میزان چسبندگی پوشش ها بر طبق استانداردASTM D 4541 و خصوصیات رنگ نمونه ها بر طبق استاندارد ASTM D 2244 قبل و بعد از 180 روز قرار گرفتن در معرض هوازدگی طبیعی اندازه گیری شدند. تجزیه و تحلیل های آماری نتایج آزمون تغییر رنگ نشان دادند که اثر تیمار حرارتی بر روی تغییر رنگ وابسته به نوع پوشش می باشد. همچنین چسبندگی رنگ وابسته به ترکیبی از نوع پوشش، تیمار حرارتی در روغن و هوازدگی می باشد.
    کلیدواژگان: تیمار حرارتی، روغن کلزا، صنوبر دلتوئیدس، چسبندگی، هوازدگی
|
  • Seyyed Pedram Hashemi Beygzadmahalleh, Seyyed Peyman Hashemi Beygzadmahalleh, Asghar Tabei Page 525
    This study has been conducted to determine morphological characteristics of fibers and amount of chemical components of grapevine branches cultivated in Astara in province of Guilan. For this purpose the number of 53 branches, with same size and diameter, were cut from some grapevine and sent to laboratory of wood and paper industries in Islamic Azad university Astara branch. To separate the fibers and for studying their morphological characteristics, wooden chip sampling from the branches was conducted at 3 heights of them (5%, 50% and 75%). Fiber separation was done by method (Franklin 1954) and then dimensions of fibers and their biometric coefficients were determined. From a number of separated branches, wood flour was prepared in two modes of with skin and without skin and then, percentage of chemical components of them was determined according to TAPPI standard. The overall average percentage of holocellulose, alpha cellulose, hemi cellulose, cellulose, lignin, acetone extractives, alcohol extractives, hot water extractives, cold water extractives and ash were measured as 87.59, 56.99, 30.59, 47.20, 25.16, 5.90, 2.53, 4.41, 1.79 and 1.79 percent, respectively. Also, the total average of fiber length, fiber diameter, lumen diameter and cell wall thickness were measured as 0.96 mm, 26.45 µm, 15.48 µm and 5.49 µm, respectively. Also, the total average of slenderness, flexibility and runkel coefficients were calculated as 36.29, 58.50 and 0.71, respectively. The results showed that, in the debarked branches of grapevine trees, the amounts of holocellulose, alpha cellulose, hemi cellulose and cellulose are more than with skin branches and debarked branches have less lignin, extractives and ash than with skin branches. Also. The results showed that dimensions of the fibers including fiber length, fiber diameter and fiber lumen diameter, except cell wall thickness, decreased with increasing of height.
    Keywords: Grapevine Branches, morphological characteristics, Chemical Components, Astara
  • Vahid Reza Safdari Page 528
    Understanding of many wood technological features depends on anatomical characteristics which, unfortunately, researchers in Iran have not focused on recently. There are many trees and shrubs in the desert areas of Dasht-e Kavir and Dasht-e Lut with unstudied woody anatomical features. We studied one of these species, Calligonum comosum (Polygonaceae). Three mature shrubs were selected and small cubic samples of woody stem and root were taken. Micro-sections were obtained with micro-tome and after dying with Astra-blue and Safranin the sections were mounted in Canada balsam. The results showed that many differences between roots and stems exist, such as distinct growth rings in the stems and indistinct rings in the roots, the presence of gums in the stems and absence in the roots, and lower ray width of the stems compared to the roots, inherent characteristics that have been reported by many other researchers. The most important difference between Calligonum comosum’s roots and stems is parenchyma-like fibers in the thin-walled roots which cannot be distinguished from axial parenchyma. The ground tissue of woody roots is parenchymatous cells full of starches, which probably can be related to the drought situation of deserts. The bark of Calligonum comosum has priderm and sclereid cells which make the bark stiff and hard. Also the result of particleboard of fabricated of Calligonum comosum’s wood showed that boards has at least technical characteristics of European Standard EN 312 and hence the silviculture of this species for stooping of erosion of soil and is suitable species for desertification and its wood can be used for producing of wood based panel.
    Keywords: Calligonum comosum shrub, wood anatomy, root, Starch, Particleboard
  • Seyedeh Zahra Hosseini, Ali Akbar Enayati Page 552
    This study has been undertaken to investigate effects of synthetic waste fibers of polyester in improving mechanical properties of wood plastic composites. Two types of polyester fibers (carpet fibers and polish fibers), high density polyethylene along with 40 wt% wood flour of populus, 2 wt% of maleic anhydride grafted polyethylene (MAPE) and ethylene- glycidyl methacrylate copolymer (E-GMA) as coupling agent were used. After two-stage mixing, resulted granules were hot pressed (at160℃, under 10 Mpa pressures) to produce test boards measuring 20×20×0.7 cm in dimensions. Results from measurement of mechanical properties of the samples have shown that with increasing the amount of polyester fibers (carpet fibers and polish fibers), tensile modulus of elasticity of wood plastic composites decreases and increases his flexural modulus of elasticity. Also by increasing amount carpet fibers, the tensile, flexural strengths of wood plastic composites-carpet fibers increases and the maximum of flexural strength is in a sample that contained 20 wt% carpet fibers. But about the plush fiber, 10 wt% of it is efficient for increasing the flexural and tensile strengths of wood plastic composites-plush fibers. Then on the composites contained the optimal polyester (polish fiber 10% and carpet fibers 20%) for increasing the mechanical strength, TGA and DSC testes for experience the thermal behavior of the composites were analyzed. Thermal analyses results have shown that with addition of polyester in the wood composite plastic, are reduced the percentage of crystallization, temperature of crystallization and the temperature of stability and degradation thermal of the composite.Morphologic study by Scanning Electron Microscopy indicates that with the increasing percentage of polyester fibers, is more denser and smoother the integration between the fracture surface of the composite material.
    Keywords: waste fibers, Composite, polish, carpet
  • Ali Hasanpoor Tichi, Behzad Bazyar Page 567
    In this study the possibility of nano- wollastonite usage in three level (0, 3 and 6 percent per dry weight of cement) and mixture ratios of lingo cellulosic materials to cement in three level 10:90, 20:80 and 30:70 on physical, mechanical and microscopic properties of composite made from kraft fibers was investigated. There were three replicatesfor each treatment and 27 experimental boards were manufactured totally. Specimens were prepared according to DIN- EN- 634 standard to measure mechanical and physical properties. Mechanical and physical properties including compression strength, interior bonding (IB), thickness swelling after 2 and 24 hours immersion into the water and density were measured. Micro- structural properties of composites were evaluated by SEM images.The results showed that compression strength, interior bonding and density increased by higher levels of nano- wollastonite content in the boards. By increasing of nano- wollastonite, dimensional stability was significantly improved in comparison to the control boards. SEM images showed the improvement of micro- structural boards by increasing the nano- wollastonite content.
    Keywords: kraft fibers, cement, compression strength, nano, wollastonite
  • Elham Gudarzi, Ajang Tajdini Page 578
    One of major causes of the failure production companies in the international markets is referred to the lack of their competitiveness in comparison with competitors. Therefore, the purpose of this study were determining and ranking of the effective indices on competitiveness of Iran’s furniture industry by analytical hierarchy process. ّFor this purpose, reviewing and investigating of researches carried out by others and interviewing with a numbers of especialista, the effective indices on competitiveness of Iran’s wooden furniture industry divided into the 4 main groups and 19 sub-indices. Importance degree of the indices and sub-indices were determined after collecting experts opinion by AHP method. The results showed that mainindicators economic, technical, materials, human being indices have highest weight values respectively. Successful designing sub-indices was dramatically higher than the other sub-indices and after that the sub-indices of raw materials, sustainable managem ent, professional human resources, standard development, sustainable supply, branding have allocated highest priority in AHP method respectively.
    Keywords: Analytical Hierarchy Process, Competitiveness Index, Sub, indices, Wood furniture industry
  • Page 595
    In this study the effect of type of polymer including polyvinyl chloride and high density polyethylene in production of wood plastic composite by using of canola straw waste in two forms, with and without pith (depithed), in combination with wood flour were investigated. Five levels of lignocellulosic materials were used consisting of 100 % wood flour, 100% canola flour including pith, 100% depithed canola flour, 50% wood flour plus 50% canola flour with pith and 50% wood flour plus 50% depithed canola flour. Physical properties of boards including, thickness swelling and water absorption after 2 and 24 hours immersion in water and mechanical properties such as screw withdrawal strength perpendicular on the surface, flexural strength and modulus of elasticity according to EN were evaluated. The results of this study showed that wood plastic composite made of high density polyethylene had better physical and mechanical properties compared with polyvinyl chloride and using of canola flour combined with wood flour lead to increasing flexural strength and modulus of elasticity, but decreased screw withdrawal strength perpendicular on the surface. Using of lignocellulosic filler material by combining of 50% wood flour plus 50 % depithed canola flour combined with high density polyethylene powder can be produced wood plastic composite board with suitable physical and mechanical properties.
    Keywords: high density polyethylene, polyvinyl chloride, canola Straw, lignocellulosic materials, physical, Mechanical Properties
  • Page 606
    In this research, capacity of cellulose nanofibers to reinforce of high yield kraft pulp produced (HYKP) from Populus deltoides clone 69-55 for making unbleached top kraft liner (UTKL) was investigated. The variable conditions of cooking were included the cooking time and temperature each one in two levels. Sulfidity and active alkali were constant in the all cooking and liquid to wood ratio was 4 to 1. Optimum pulp was selected according to the pulp yield and kappa no. to reinforce by cellulose nanofiber. Then, it was refined by PFI mill beater to achieve 385 ml. CSF. The cellulose nanofiber was added in three levels (5, 10 and 15%) to HYKP, then mixed for 5 min. and handsheet made by special wire. The result indicated that 15% adding of cellulose nanofiber to high yield kraft pulp increased tensile index by 39%, burst index by 33%, tear index by 17.7%, bending stiffness index by 38% and ring crush tests (RCT) by 55.47%, respecting to the HYKP. In overall, it is recommended nanofiber adding to HYKP for UTKL making according to the yield and also physical and strength of reinforced pulp.
    Keywords: cellulose nanofiber, high yield kraft, brown top liner, Deltoids poplar, Mechanical properties, physical properties
  • Esmaeil Rasooly Garmaroody Page 618
    This study focuses on cooking conditions of cotton linters using in Parchin chemical Company to achieve Optimum cooking conditions to provide special cooking table for every linter as above mentioned factory can adjust cooking conditions for all linters to obtain higher quality products. In this respect, 4 types of linters from Turkey, Uzbekistan, Turkmenistan, and Iran were provided from mentioned factory and pulped in two steps by 4 hours cooking time in every steps. Cooking conditions were done in 3 level 130, 150 and 160 °C; and various Alkali charge (AA %) in each step and measured cooking yield, ash content, microkappa, pentosan, copper number, carboxyl group, WRV, viscosity, alpha cellulose and acid insoluble materials for any conditions. Results showed that optimum cooking conditions were obtained for Turkey linter at 130 °C and AC%(8%-8%); Uzbekistan linter, 130 °C and AC% (12-%-4%); Turkmenistan linter, 130 °C and AC% (12%-4%); Iran linter, 130 °C and AC% (14%-2%). Hence, based on cooking conditions, the linters can be classified into 3 grades such as Grade 1 (Turkey), Grade 2 (Uzbekistan and Turkmenistan) and grade 3 (Iran).
    Keywords: Cooking temperature, Alkali charge, linter, Alpha cellulose
  • Amir Tavakkoli, Amir Hooman Hemmasi, Mohammad Talaeipour, Behzad Bazyar, Ajang Tajdini Page 632
    The objective of the research is to forecast the trend of the printing and writing paper consumption in Iran for a five-year period using both modern and classical methods. In order to do the forecasting, predictability of time series was primarily studied using Durbin-Watson and Runs tests. Then, artificial neural network model (multilayer perceptrons (MLP)) and univariate and multivariate classical forecasting models such as univariate single exponential smoothing (SES), double exponential smoothing (DES), holt-winters exponential smoothing (HWES) and Box- Jenkins (ARIMA) models, and multivariate econometric model all together were compared in terms of the standard statistical measures. Finally, the consumption of printing and writing paper in Iran was forecasted up to the year 2017 using the most appropriate model. The results of both the parametric test of Durbin-Watson and non-parametric test of Runs show that, the printing and writing consumption series is non-random and predictable. The results of comparing different forecast methods showed that the artificial neural network model has higher forecasting accuracy than the classical models and it is more appropriate for the five-year forecast period. Also, the results of forecasting by using neural network model (MLP), revealed that the printing and writing paper consumption in Iran is forecasted to increase by 5.3%, from around 375 thousand tons in 2012 to 420 thousand tons in 2013, but it falls over the five-year forecast period, from 5.3% in 2013 to 0.07% in 2017.
    Keywords: Printing, writing paper consumption, forecasting, multivariate econometric, exponential smoothing, ARIMA, multilayer perceptrons neural network
  • Jaber Hossein Zade Page 653
    In this research Tension Wood (TW) and Normal Wood (NW) of Poplar were analyzed for pulp production using Kraft pulping process. After preparing samples, Biometric characteristics of the NW and TW fibers were measured and samples were converted to pulp. Pulp hand sheets mechanical and physical properties were measured and results were showed that NW fibers compared to TW fibers had a higher Rankle coefficient and aspect ratio. However the flexibility of NW fibers was better than TW fibers. Based on Results, although TW pulp yield was 13 percent greater than NW pulp yield but kappa number in TW was 45 percent lower than NW. Mechanical and physical properties of hand sheets indicated that the tensile and burst strengths of tension wood were comparatively lower than that of normal wood. Also the papers produced by equally mixture of TW fibers and NW fibers were showed higher tensile and burst strengths. Optical and color analyses of samples were showed an improvement in brightness and whiteness for TW hand sheets compared to NW papers. General speaking results were showed that presence of TW fibers inside pulp had not a significant effect on quality of produced pulp and papers.
    Keywords: Populus, Biometric, Mechanical properties, tension wood
  • Mojtaba Goli, Ghasem Asadpur, Saeed Mahdavi, Abdollah Barimani Page 662
    Importing of wood is a solution to supplying raw material in the Iranian paper industry because of wood shortage. Therefore, the effect of mixing the imported aspen roundwood with the two hardwood native forest species including hornbeam and beech were perused on the optical and mechanical properties of CMP pulp. Cooking constant conditions consist of maximum temperature were 170 °C with a liquor-to-wood ratio (L/W) of 7, and chemical content of 20% based on the oven-dry weight of the wood chips. CMP pulps were prepared at different cooking times of 30 to 120 minutes using 20, 30, 40, 60, and 100% aspen wood in combination with the two species to achieve the yield of nearly 85%. Standard laboratory handsheets were made after pulp refining by 300 ml CSF, and then the strengths and optical properties were measured. Statistical analysis of result showed that there were significant differences among of the properties of CMP pulps by increasing the aspen wood ratio. All the properties have been improved except opacity paper. The required strength of newsprint and printing/writing paper made in Mazandaran wood and paper industries (MWPI) could be achieved by mixing of 20 and 30% imported aspen wood to the native species used in currently, respectively.
    Keywords: Aspen, native species, CMP pulp, pulp strengths, optical properties
  • Saeid Ismaeilimoghadam, Mohammad Shamsian, Ali Bayat Kashkoli, Behzad Kord Page 674
    This research with aim of evaluation the effect of chemical treatment of wood flour on physical, mechanical and morphological properties of polypropylene-nano SiO2 hybrid nanocomposite were done. For this purpose, wood flour with sodium hydroxide and benzyl chloride to chemically treatment. For ensure the chemical treatment, Fourier transform infrared (FTIR) spectroscopy tests was done on the treated and untreated wood flour. Wood flour at 60% weight ratio with polypropylene with 4% maleic anhydrate grafted polypropylene coupling agent in extrusion were mixed. Also Nano SiO2 with 0, 1, 3 and 5% as filler was used. The sample specimen were manufactured by using injection molding techniques. Then mechanical tests such as bending resistance and modulus and physical tests such as water absorption and thickness swelling according to the ASTM standard was done on the samples. Also for morphological investigation on the Nano composites from Scanning Electron Microscopy (SEM) was used. Results showed that the bending resistance and modulus increased with effect of chemical treatment but water absorption and thickness swelling decreased. With increase of Nano SiO2 to 3% the mechanical properties increased but adding further amount Nano particles reduced the mechanical properties. With increase of SiO2 Nano particles to 5% the water absorption in Nano composites were increased, but thickness swelling was decrease. The results of SEM showed an improvement in interface between filler and matrix with effect of chemical treatment Also transmittance of Nano SiO2 to 3% levels was good.
    Keywords: Hybrid nanocomposite, Chemical modification, Nano SiO2, Morphology, dimensional stability
  • Saeed Khojasteh Khosro Page 690
    In this study the effect of adding zinc oxide nanoparticles (ZnO) on color change and adhesion strength of polyurethane clear coat in Elm wood species (Ulmus glabra) investigated. ZnO nanoparticles with concentration of 0, 0.25, 0.50, 1, 1.50 and 2 wt% were dispersed in coating. TEM (Transmission electron microscopy) images were used for investigate the dispersion of nanoparticles in coatings matrix. Results of investigate the dispersion of nanoparticles in polyurethane coating indicated that the best dispersion of nanoparticles obtained in coating with 1 wt% nano. Increasing concentration of nanoparticles to 2 wt%, reduced dispersion of nanoparticles and aggregates of nanoparticles observed in coating. Investigation adhesion strength of coating showed that the highest value of adhesion was in nanocomposite coating with 1 wt% nano but increasing nanoparticles more than this content, had negative effect on coating adhesion. Results also revealed that adding ZnO nanoparticles, changed color of samples coated with nanocomposite coating but it was not significant in low content of nanoparticles.
    Keywords: Zinc oxide nanoparticles, Polyurethane clear coat, Elm wood species, Adhesion strength of coating, Color change, Transmission electron microscopy (TEM)
  • Yahya Hamzeh, Shademan Pourmousa Page 705
    In this study dispersed deinked pulp (DIP) of Latif Company which includes a mixture of straw printers, mixed office waste (MOW) and mechanical recycle paper was used to investigate the effect of bleaching variables on pulp and paper properties. Six variables of bleaching process including the amount of hydrogen peroxide, sodium hydroxide, and sodium silicate, bleaching time, bleaching temperature and final pH were optimized in order to improve wet and dry tensile index of handsheet. Design Expert software was used for analyzing and modeling. Results in from of the central composite design (CCD) were investigated and response surface methodology (RSM) was modeled and analyzed. Optimized wet and dry tensile were obtained by appling 1.55% hydrogen peroxide, 1.55% sodium hydroxide and 1.55% silicate, 90 minutes bleaching time, 83 0C bleaching temperature, and final pH equal to 8.5. The result showed that bleaching variables affect significantly the optical properties sample as well as mechanical strength of paper, and also dry and wet tensile strengths can be improved by optimization of bleaching condition.
    Keywords: Wet tensile index, Bleaching of Deinked Pulp, Tissue Paper, Response Surface Methodology
  • Abdollah Zamnai Page 717
    In this research, the effect of oil heat-treated on the outdoor performance of coatings namely, transparent resin stain, alkydi paint, semi- transparent cellulosic stian, acrylic paint coated on eastern cotton wood was investigated. For this purpose, sound specimens with the dimensions of 50×50×2 mm (Longitudinal × tangential × radial) were prepared from sapwood. Test samples were treated with canola oil at temperatures of 180, 200 and 220 ° C for 4 hours. The coatings were the wet film thickness of 150µm were applied on the specimens using an applicator. The coating adhesion was measured according to ASTM D 4541 standard, and the color characteristics of the coating were measured according to ASTM D 2244 before and after a natural weathering for 180 days. The statistical analysis of the color change data showed that the effect of the oil heat-treatment on the color change depended on coating type. The statistical analysis of the adhesion strength data showed that the adhesion strength depended on the combination of weathering, oil heat-treatment and coating type.
    Keywords: heat, treate, canola oil, populous deltoids, adhesion, weathering