فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 4 (1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/10/21
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • مهیار صلواتی، حمزه بهارلویی، بهنام اخباری صفحات 257-262
    مقدمه
    هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه ترس از زمین خوردن با میزان تحصیلات و وضعیت زندگی سالمندان ایرانی بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بود. 191 سالمند مقیم جامعه و آسایشگاه سالمندان به شیوه نمونه گیری غیر احتمالی ساده برای شرکت در این طرح انتخاب شدند. میزان ترس از زمین خوردن، میزان تحصیلات و شیوه زندگی بر اساس پرسش نامه های چند گزینه ای مشخص گردید و رابطه بین آن ها بررسی شد. روش های آماری شامل آزمون Kruskal-Wallis و ضریب همبستگی Spearman بود.
    یافته ها
    بر اساس نتایج آزمون Kruskal-Wallis، ترس از زمین خوردن بین افراد با شیوه های مختلف زندگی، تفاوتی مشاهده نگردید (25/0 = P). با محاسبه ضریب همبستگی Spearman نیز رابطه ای بین میزان ترس از زمین خوردن با سطح تحصیلات دیده نشد (07/0 = R، 32/0 = P).
    نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش نشان داد که ارتباطی بین ترس از زمین خوردن با میزان تحصیلات و همچنین، وضعیت زندگی افراد سالمند وجود نداشته است.
    کلیدواژگان: سالمندان، ترس از زمین خوردن، میزان تحصیلات، وضعیت زندگی
  • خدایار قاسم پور، نادر رهنما، سجاد باقریان دهکردی صفحات 263-272
    مقدمه
    پیشگیری و کاهش خطر آسیب دیدگی، نسبت به درمان آسیب اهمیت بیشتری دارد. یکی از اهداف مهم علوم ورزشی، پیشگیری از آسیب است که با غربالگری پیش از شرکت در فعالیت ورزشی، می توان به بخش بزرگی از این مهم دست یافت. هدف از انجام پژوهش حاضر، غربالگری عملکرد حرکتی دانشجویان جهت پیشگیری از آسیب های ورزشی بود.
    مواد و روش ها
    نمونه آماری پژوهش حاضر، شامل 180 دانشجوی پسر (سن 0/1 ± 1/18 سال، قد 56/0 ± 76/1 متر و وزن 3/13 ± 2/65 کیلوگرم) بود. از آزمون های غربالگری عملکرد حرکتی (Functional movement screening یا FMS) شامل دیپ اسکات، گام برداشتن از روی مانع، لانچ، تحرک پذیری شانه، بالا آوردن فعال پا، شنای پایداری تنه و ثبات چرخشی استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و بررسی ارتباط بین سطح عملکردی آزمودنی ها (خوب، متوسط و ضعیف) با نوع تست عملکردی، از آزمون استنباطی 2χ استفاده گردید (01/0 > P).
    یافته ها
    در پژوهش حاضر، 66 نفر (7/36 درصد) نمرات زیر 14 کسب کردند. بیشترین نقص حرکتی مربوط به الگوهای ثبات چرخشی (7/26 درصد)، کشش فعال بالا آوردن پا (6/25 درصد)، تحرک شانه (2/17 درصد) و لانچ (6/15 درصد) بود (010/0 > P).
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش، تعداد زیادی از دانشجویان در اجرای الگوها ضعف داشتند و در معرض آسیب و مشکلات عملکردی بودند. بنابراین، از آزمون های غربالگری عملکردی، می توان به منظور غربالگری پیش از شرکت در فعالیت با هدف، مشخص کردن افراد مستعد آسیب و انجام اقدامات پیشگیرانه استفاده کرد.
    کلیدواژگان: غربالگری، عملکرد حرکتی، پیشگیری از آسیب های ورزشی، دانشجویان
  • زهرا سعادت، زهرا رجحانی شیرازی، نگار کورش فرد صفحات 273-278
    مقدمه
    دست یکی از مهم ترین اندام های انسان است که در بسیاری از فعالیت ها مانند عمل گرفتن، از آن استفاده می شود. از سوی دیگر، انجام فعالیت طولانی مدت عضلات منجر به خستگی می گردد. یکی از راه های کاهش این خستگی، انجام ماساژ است. مطالعات انجام شده در خصوص تاثیر ماساژ بر قدرت و تحمل عضلانی محدود می باشد. علاوه بر این، همخوانی در نتایج مطالعات مشابه در دسترس، وجود ندارد. بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر، استفاده از یک روش ساده ماساژ و بررسی تاثیر آن بر قدرت و تحمل عضلانی به دنبال خستگی بود.
    مواد و روش ها
    49 نفر از دانشجویان دختر 18 تا 30 ساله دانشکده علوم توان بخشی شیراز، به روش تصادفی برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. آزمون ها شامل اندازه گیری حداکثر قدرت و زمان تحمل مشت کردن بود. تاثیر ماساژ و استراحت به تنهایی، بر این دو متغیر در 2 جلسه مجزا بررسی گردید. برای متغیر حداکثر قدرت عضلانی، از آزمون Paired t و جهت متغیر زمان تحمل عضلانی از معادل ناپارامتری آن، یعنی آزمون Wilcoxon استفاده گردید. در نهایت، داده ها در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    در پژوهش حاضر، قدرت مشت کردن پس از خستگی کاهش یافت. انجام ماساژ افلوراژ پس از خستگی، به طور معنی داری نسبت به گروه شاهد باعث افزایش قدرت مشت کردن گردید (050/0 > P).
    نتیجه گیری
    انجام ماساژ افلوراژ، منجر به بهبود قدرت مشت کردن پس از خستگی گردید؛ در حالی که بر میزان تحمل مشت کردن اثری نداشت.
    کلیدواژگان: ماساژ افلوراژ، خستگی عضلانی، قدرت، تحمل
  • گیتا صدیقی، ساحل همتی گرکانی، اسماعیل اسماعیلی، معصومه پورمحمدرضای تجریشی صفحات 279-285
    مقدمه
    نشانگان داون (Down syndrome)، شایع ترین علت ژنتیکی اختلالات یادگیری (به طور متوسط 22 درصد) می باشد. حافظه کاری که وظیفه ذخیره اطلاعات را به عهده دارد و در یادگیری اهمیت زیادی دارد، در این افراد دچار اختلال می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر راهبرد مرور ذهنی (Rehearsal strategy) بر حافظه کوتاه مدت دیداری (Visual short term memory) کودکان آموزش پذیر 5 تا 8 ساله مبتلا به نشانگان داون بود.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق شبه آزمایشی، پس از اخذ رضایت والدین، 24 نفر از کودکان مبتلا به نشانگان داون که عضو کانون خیریه سندرم داون بودند، به روش در دسترس انتخاب شدند. سپس، به وسیله ماتریس های پیش رونده هوش Raven مورد بررسی قرار گرفتند. کودکان به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و شاهد تقسیم شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه تحت آموزش راهبرد مرور ذهنی قرار گرفتند. 24 کودک شرکت کننده، قبل و بعد از مداخله آموزشی توسط آزمون توالی دیداری حافظه ارزیابی شدند. اطلاعات به دست آمده، بر اساس آزمون MANCOVA تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    راهبرد مرور ذهنی باعث افزایش فراخنای عدد (Digit span) و کلمه (Word span) و تقویت حافظه کوتاه مدت دیداری (001/0 < P)، در کودکان گروه آزمایش شد.
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش حاضر نشان داد که راهبرد مرور ذهنی یکی از روش های اصلی است که می توان در جهت ارتقای حافظه کوتاه مدت دیداری کودکان مبتلا به نشانگان داون به کار برد.
    کلیدواژگان: نشانگان داون، اختلالات یادگیری، راهبرد مرور ذهنی، حافظه کوتاه مدت دیداری
  • مهسا ستاری، سیدعلی حسینی، مهدی رصافیانی، مینا احمدی کهجوق صفحات 286-291
    مقدمه
    استقلال در فعالیت های روزمره زندگی، جزء اولین موفقیت های دوران کودکی است که به ارتقای حس استقلال و اجتماعی شدن کودکان کمک می نماید. پژوهش حاضر با استفاده از پرسش نامه های خودسنجی کاری کودک و استاندارد کیفیت زندگی کودکان (که به ارزیابی فعالیت های روزمره زندگی اختصاص دارد) صورت گرفت. هدف از انجام این پژوهش، بررسی روایی همزمان مقیاس خودسنجی کاری کودک، در کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD یا Attention deficit hyperactivity disorder) بود.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جهت بررسی روایی هم زمان، هر دو پرسش نامه توسط 128 کودک با ADHD تکمیل شد. تحلیل نتایج و گزارش ضرایب همبستگی در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بیشترین ضریب همبستگی بین مقیاس ها به کفایت و کیفیت زندگی کل کودک تعلق داشت (56/0- = r). کمترین ضریب نیز متعلق به نمره کفایت با عملکرد اجتماعی برابر با 44/0- = r بود (01/0 > P). بیشترین و کمترین ضرایب همبستگی در مقیاس ارزش به ترتیب به کیفیت زندگی کل کودک (46/0- = r) و عملکرد احساسی (34/0- = r) اختصاص داشت (01/0 > P).
    نتیجه گیری
    مقیاس خودسنجی کاری کودک با پرسش نامه استاندارد کیفیت زندگی کودکان، روایی همزمان قابل قبولی را نشان داد که می تواند به عنوان ابزاری برای سنجش کودکان با ADHD به کار رود.
    کلیدواژگان: کودکان با نقص توجه و بیش فعالی، مقیاس خودسنجی کاری کودک، پرسش نامه استاندارد کیفیت زندگی کودکان، روایی همزمان
  • مهدی مجلسی، نادر فرهپور صفحات 292-300
    مقدمه
    درون دادهای بینایی در فرایند پاسخ حرکتی سیستم عصبی- عضلانی مرکزی، در وظایف مختلف حرکتی نقش مهمی دارند. شناسایی اثر فقدان اطلاعات بینایی در افراد نابینا هنگام راه رفتن، می تواند در طراحی توان بخشی و اصلاح الگوی حرکتی آن ها موثر باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه ویژگی های فضایی- زمانی، تقارن گام برداری افراد سالم و نابینا و شناسایی اثر بستن چشم در راه رفتن افراد سالم بود.
    مواد و روش ها
    تعداد 10 نفر نابینا و 10 نفر سالم با سن، قد و وزن مشابه در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفتند. متغیرهای کینماتیکی فضایی- زمانی راه رفتن آزمودنی ها در شرایط راه رفتن افراد نابینا بدون عصا و راه رفتن افراد سالم با چشم باز و چشم بسته محاسبه گردید. تفاوت بین گروه ها و دو موقعیت گام برداری با استفاده از روش Repeated measures و با سطح معنی داری 05/0 P < شناسایی شد.
    یافته ها
    طول گام و طول قدم و سرعت گام برداری در افراد نابینا کمتر از گروه سالم با چشم باز بود (050/0 >P ). همچنین، طول گام و طول قدم و نیز زمان گام افراد سالم در شرایط چشم بسته، بزرگ تر از این مقادیر در افراد نابینا بود. در گروه سالم متغیرهای زمان گام و زمان قدم، زمان حمایت تک اتکایی و زمان نوسان با بستن چشم افزایش و Cadence کاهش یافت. همچنین، شاخص عدم تقارن در افراد سالم با چشم بسته در متغیرهای مدت زمان اتکای یک پا، زمان نوسان و زمان جدا شدن پنجه از زمین، تقارن بیشتری در مقایسه با افراد نابینا داشت.
    نتیجه گیری
    نابینایی با کاهش سرعت راه رفتن، طول گام و قدم همراه است. بستن چشم در افراد سالم موجب افزایش زمان گام، زمان حمایت تک اتکایی، زمان نوسان و کاهش Cadence می گردد. متغیرهای طول گام و قدم و زمان گام برداری در افراد سالم با چشم بسته بزرگ تر از این مقادیر در نابینایان بود. به نظر می رسد نقش گیرنده های حسی- عمقی در نابینایان بیشتر از افراد سالم است.
    کلیدواژگان: راه رفتن، نابینایی، چشم بسته، متغیرهای فضایی، زمانی
  • مقاله مروری
  • محمد جواد سعیدی بروجنی، علی والیانی صفحات 301-307
    هسته های قاعده ای، گروهی از ساختارهای زیرقشری هستند که به صورت یک واحد عملکردی پیوسته عمل می کنند. این هسته ها در قاعده ی مغز پیشین قرار گرفته اند و دارای ارتباطات گسترده ای با قشر مغز و تالاموس می باشند. هسته های قاعده ای با عملکردهای مختلفی مانند کنترل حرکتی ارادی، یادگیری، حرکات چشم، شناخت و عاطفه مرتبط هستند و از چهار چرخه حرکتی، شناختی، سیستم لیمبیک و حرکات چشم تشکیل شده اند. چرخه حرکتی دارای مسیری قشری- قاعده ای- قشری است. لکنت شامل اختلال در تولید گفتار همراه با قفل کردن، کشیده گویی مکرر یا مکث صوتی است. علت اصلی لکنت مشخص نیست. برخی از اختلالات گفتاری مانند لکنت می تواند نتیجه اختلال در چرخه بین هسته های قاعده ای و نواحی حرکتی زبانی قشر مغز باشد. هسته های قاعده ای به سبب ارتباط با قشر مغز، به خصوص ناحیه بروکا و قشر حرکتی گفتار، بسیاری از مشخصه های گفتاری را متاثر می کنند. در این مقاله مروری، ارتباط های احتمالی بین لکنت و هسته های قاعده ای مورد بحث قرار گرفت.
    کلیدواژگان: هسته های قاعده ای، گفتار، لکنت
  • میثم روستایی، شیوا عابدی، تکتم مظاهری صفحات 308-314
    مقدمه
    فلج مغزی یک ناهنجاری غیر پیشرونده است که منجر به نقایص جسمی و عملکردی می گردد. بیش از نیمی از کودکان مبتلا به فلج مغزی به راه رفتن مستقل دست می یابند، اما الگوی راه رفتن در اکثر این کودکان ناهنجار است. با توجه به این که تنه در قسمت مرکزی بدن واقع شده است، در کنترل وضعیت و سازماندهی واکنش های تعادلی نقش تعیین کننده ای دارد. هدف از انجام این مرور نظام مند، بررسی الگوی حرکات تنه در کودکان مبتلا به فلج مغزی، متناسب با نوع و شدت فلج مغزی و چگونگی تاثیر حرکات تنه بر کنترل حرکات بود.
    مواد و روش ها
    کلید واژه های «Gait و Trunk» در ترکیب با «Cerebral palsy» در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Google Scholar، Scopus،ProQuest و Web of Science جستجو گردید. تاریخ جستجو از زمان آغاز به کار این پایگاه ها تا مارس سال 2015 در نظر گرفته شد. فرایند جستجو به طور مستقل توسط دو نفر از نویسندگان صورت گرفت. برای ارزیابی کیفیت مقاله ها از مقیاس PEDro و برای ارزیابی سطح شواهد از مقیاس CEBM levels of evidence scale (Centre for evidence-based medicine) استفاده شد. پس از فرایند جستجو و متناسب با معیار ورود و خروج، 5 مقاله وارد مطالعه شد.
    یافته ها
    مقاله ها کیفیت متوسط تا پایینی داشتند. آن ها افزایش حرکات تنه را متناسب با افزایش شدت فلج مغزی گزارش نمودند. حرکات ایجاد شده، می تواند به عنوان حرکات جبرانی و یا به عنوان نقص کنترل حرکتی تنه در نظر گرفته شود.
    نتیجه گیری
    دامنه حرکات تنه متناسب با شدت فلج مغزی افزایش می یابد. با این حال، جهت آگاهی از چگونگی الگوی حرکات تنه متناسب با نوع و شدت فلج مغزی، باید مطالعات بیشتری صورت گیرد. همچنین، هنوز این سوال باقی است که آیا حرکات تنه نقش جبرانی دارند و یا باید به عنوان یک نقص تلقی گردند.
    کلیدواژگان: فلج مغزی، تنه، کنترل حرکتی
|
  • Mahyar Salavati, Hamzeh Baharlouei, Behnam Akhbari Pages 257-262
    Introduction
    This study evaluated the relationship between fear of falling, and the level of education and the living style of Iranian elderly.
    Materials And Methods
    This was a descriptive-analytical study on 191 elderly living in the community and nursing homes. The participants were selected through simple non-probability sampling. The fear of falling, level of education, and living style were determined using a multiple choice questionnaire and the relationship between was studied. The Kruskal-Wallis test and Spearman correlation coefficient were used for statistical analysis.
    Results
    The results of Kruskal-Wallis test showed no significant difference between individuals with different life styles in terms of fear of falling (P = 0.25).The Spearman correlation coefficient also showed no significant relationship between fear of falling and educational level (P = 0.32, r = 0.07).
    Conclusion
    This study results showed that there is no relationship between fear of falling, and education level and living style in Iranian elderly.
    Keywords: Elderly, Fear of falling, Educational level, Living style
  • Khodayar Ghasempoor, Nader Rahnama, Sajad Bagherian, Dehkordi Pages 263-272
    Introduction
    Prevention and reduction of the risk of injury are more important than treatment. Injury prevention is one of the main objectives of sports sciences. This objective can be reached through screening before participation in physical activities. Thus the purpose of this study was to perform functional movement screening (FMS) among students for sports injuries prevention.
    Materials And Methods
    The study participants consisted of 180 boys with the mean age of 18.1 ± 1.0 years, height of 1.76 ± 0.56 m, and weight of 65.2 ± 13.3 kg. The FMS tests of deep squat, hurdle step, inline lunge, shoulder mobility, active straight leg raise, trunk stability pushup, and rotary stability were used for screening. Chi-square test was used for the analysis of data and investigation of the relationship between subjects’ level of performance (good, average, and poor) (P
    Results
    Results showed that 66 students (36.7%) had a total score of less than 14. Most movement impairment patterns were observed in the rotary stability (26.7%), active straight leg raise (25.6%), shoulder mobility (17.2%), and inline lunge (15.6%) (P
    Conclusion
    It can be concluded that most students had poor movement patterns and were at risk of injury. Therefore, FMS should be incorporated into preparticipation screening in order to determine those susceptible to injury and perform prevention strategies.
    Keywords: Functional movement screening, Movement patterns, Sports injuries prevention, Students
  • Zahra Saadat, Zahra Rojhani, Shirazi, Negar Kooroshfard Pages 273-278
    Introduction
    Hand is one of the most important parts of the human body and is used in different action such as griping. Performing muscle activity for a long period of time leads to muscle fatigue. Thus, massaging can be used to decrease fatigue. There are a limited number of investigations that assess the effects of massage on fatigue and there is no agreement among the results of available studies. Therefore, this study was conducted to investigate the effect of effleurage massage on griping strength and endurance in fatigued, healthy, young women.
    Materials And Methods
    In the present study, 49 students of the School of Rehabilitation Sciences of Shiraz University, Iran, and of 18 to 30 years of age participated. The participants were selected randomly. Data were collected through maximal voluntary contraction and endurance time tests. The effect of massage and relaxation on these variables was evaluated in 2 separate sessions. Data on maximal voluntary contraction and endurance time were analyzed using paired t-test and Wilcoxon test, respectively, in SPSS software.
    Results
    Grip strength reduced with fatigue and effleurage massage significantly increased grip strength in the experimental group compared to the control group (P
    Conclusion
    Effleurage massage improved grip strength after muscle fatigue, but had no effect on grip endurance.
    Keywords: Effleurage massage, Muscle fatigue, Strength, Endurance
  • Gita Sadighi, Sahel Hemmati, Esmail Esmaili, Masoumeh Pourmohamadreza, Tajrishi Pages 279-285
    Introduction
    Down syndrome is the most common genetic cause (22% on average) of learning disability. Individuals with Down syndrome show deficits in working memory which is responsible for the storage of information and plays an important role in learning. The aim of this study was to determine the efficacy of rehearsal strategy on visual short-term memory of educable children with Down syndrome and of 5 to 8 years of age.
    Materials And Methods
    In this quasi-experimental study, after obtaining the consent of their parents, 24 children from the Iranian Down Syndrome Charity Association were chosen through convenience sampling, and then, evaluated using Raven's Progressive Matrices. The children were randomly allocated to experimental and control groups. The experimental group participants were taught rehearsal strategy in 8 group sessions. All children were assessed using the visual memory sequence test before and after the intervention. Data were analyzed using single-factor ANCOVA.
    Results
    The results of ANCOVA showed that rehearsal strategy increased digit and word span and improved visual short-term memory (P
    Conclusion
    This study reflects that rehearsal strategy is one of the main methods that can be used to improve the quality of visual short-term memory of children with Down syndrome.
    Keywords: Down syndrome, learning disability, rehearsal strategy, visual short, term memory
  • Mahsa Sattari, Seyed Ali Hosseini, Mehdi Rassafiani, Mina Ahmadi, Kahjoogh Pages 286-291
    Introduction
    Independency in daily activities is one of the first achievements in childhood that can help the child promote his/her sense of independency and socialization. In this study, concurrent validity of the Child Occupational Self-Assessment (COSA) and the Pediatric Quality of Life Inventory, which evaluate daily activities, was assessed in children with attention deficit hyperactivity disorder (ADHD).
    Materials And Methods
    This correlational study was conducted on 128 children with ADHD. Data analysis was performed and correlation coefficients were reported using SPSS software.
    Results
    The highest correlation coefficient was that of the total competency and child quality of life (QOL) score (r = 0.566) and the lowest was that of social performance competency score (r = -0.444) (P
    Conclusion
    Based on the findings of this study, the COSA has an acceptable concurrent validity with the Pediatric Quality of Life Inventory, and thus, can be used for the assessment of children with ADHD.
    Keywords: Attention deficit hyperactivity disorder (ADHD), Child Occupational Self, Assessment (COSA), Pediatric Quality of Life Inventory, Concurrent validity
  • Mahdi Majlesi, Nader Farahpour Pages 292-300
    Introduction
    Visual inputs in the neuromuscular response process of the central nerve system have an important role in various motor tasks. The identification of the influence of lack of visual input on gait in blind people may be useful in rehabilitation planning and correction of gait pattern. The aims of this study were to compare spatio-temporal variables and the symmetry index of gait among blind and healthy individuals, and investigate the effects of closing the eyes on kinematics of gait in healthy subjects.
    Material and
    Methods
    In the present study, 10 blind and 10 healthy subjects with similar age, height, and mass participated. Spatio-temporal variables of gait were measured in blind subjects without a cane and in normal subjects with and without vision. The differences between the two groups and the two walking conditions were determined through repeated measure and significance level of P
    Results
    Stride length, step length, and gait velocity were lower in blind individuals than healthy individuals with vision (P
    Conclusion
    Blindness is accompanied with reduced walking speed and step and stride length. Lack of vision in healthy subjects, caused increased stride time, single support time, and fluctuation time and decreased cadence. Stride length, step length, and stride time in healthy subjects without vision were greater than in blind individuals. It seems that the role of proprioceptive receptors is more pronounced in blind individuals than normal individuals.
    Keywords: Gait, Blindness, Without vision, Spatio, temporal variables
  • Mohammad Javad Saeedi, Borujeni, Ali Valiani Pages 301-307
    The basal nuclei are a group of subcortical structures that act as a cohesive functional unit. These nuclei are situated at the base of the forebrain and are strongly connected with the cerebral cortex and thalamus. The basal ganglia are associated with a variety of functions, including voluntary motor control, learning, eye movements, cognitive and emotional functions. The basal nuclei include the motor, cognitive, eye movement, and limbic system circuits. The motor circuit contains a cortico-basal cortical pathway. Stuttering is a disorder in speech production with blocks, repetition, prolongation, or cessation of sound. The main cause of stuttering is unknown. Some speech disorders, such as stuttering, may be the result of disturbances in the circuits between the basal nuclei and the language motor area of the cerebral cortex. Due to their association with the cerebral cortex, especially Broca's area and speech motor cortex, the basal ganglia can influence the motor features of speech. In this review article, the possible relation between stuttering and basal nuclei was discussed.
    Keywords: Basal nucleus, Speech, Stuttering
  • Meysam Roostaei, Shiva Abedi, Toktam Mazaheri Pages 308-314
    Introduction
    This study evaluated the relationship between fear of falling, and the level of education and the living style of Iranian elderly.
    Materials And Methods
    This was a descriptive-analytical study on 191 elderly living in the community and nursing homes. The participants were selected through simple non-probability sampling. The fear of falling, level of education, and living style were determined using a multiple choice questionnaire and the relationship between was studied. The Kruskal-Wallis test and Spearman correlation coefficient were used for statistical analysis.
    Results
    The results of Kruskal-Wallis test showed no significant difference between individuals with different life styles in terms of fear of falling (P = 0.25).The Spearman correlation coefficient also showed no significant relationship between fear of falling and educational level (P = 0.32, r = 0.07).
    Conclusion
    This study results showed that there is no relationship between fear of falling, and education level and living style in Iranian elderly.
    Keywords: Elderly, Fear of falling, Educational level, Living style