فهرست مطالب

پژوهش هنر - پیاپی 10 (پاییز و زمستان 1394)
  • پیاپی 10 (پاییز و زمستان 1394)
  • بهای روی جلد: 150,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1394/12/27
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمد اصغری* صفحه 1
    این مقاله سعی دارد، اهمیت بدن در تکوین هنر و به ویژه نقاشی را به عنوان یکی از مصادیق آثار هنری تبیین و توصیف نماید. از مقدمه و دو بخش تشکیل یافته است. در بخش مقدمه تلاش کرده ایم تصویری از پدیدارشناسی مرلوپونتی را ارائه دهیم تا جایگاه رویکرد پدیدارشناسی او نسبت به هنر برای خواننده بیشتر شناخته شود. در بخش اول، تحت عنوان ادراک حسی نقش این ادراک و رابطه تنگاتنگ آن با بدن در شناخت جهان، اجمالا موردبررسی قرار گرفته است. در بخش دوم، یعنی هنر و جهان ادراک حسی، به بررسی نقش بدن در تکوین هنر نقاشی با تکیه بر نقاشی های پل سزان پرداخته شده؛ این بخش از دو بخش فرعی: بدن و نقاشی و زبان و نقاشی تشکیل یافته است. ازنظر مرلوپونتی، نمی توانیم تصور کنیم که ذهن چگونه نقاشی میکشد اما این هنرمند است که با گشودن بدناش به جهان این کار را میکند. او با نقد تفکر فلسفی دکارتی و تفکر علمی در مقالات اش ازجمله «چشم و ذهن» و «شک سزان» و همچنین سایر نوشته هایش، بین هنرمند و جهان و بدن نوعی اتحاد قائل است. بهترین مثال برای این وحدت، نقاشی است.
    کلیدواژگان: هنر، بدن، زبان، ادراک حسی، پدیدارشناسی، جهان، نقاشی، سزان و مرلوپونتی
  • مریم کشمیری* صفحه 11
    خاستگاه و سیر دگرگونی آرایه پرکاربردی مانند اناری- اسلامی (شاه عباسی)، همواره موردتوجه پژوهشگران داخلی و خارجی بوده است. از تاثیرگذارترین آرا درباره خاستگاه اناری میتوان به نظر آرتور پوپ اشاره کرد که این نقش را امتداد نیلوفر نیمرخ باستانی می داند. اما این نظر چگونگی تحولات نیلوفر را در سده های نخست اسلامی (پیشاسلجوقی) توضیح نداده و با گسستی پرابهام، روند دگرگونی ها را پس از سلجوقیان پی میگیرد. ایده دیگر، مشابه پوپ، اناری را امتداد آرای های میداند که در زبآنها و گویش های گوناگون، نام هایی مانند نیلوفری، بادبزنی یا کنگری دارد. ایده اخیر نه تنها خلا سده های اولیه را پر نمی کند بلکه با کنار هم نشاندن نام های متعدد، بر ابهام مطلب می افزاید. اما چگونه میتوان خاستگاه اناری و مسیر تغییرات تاریخی آن را بدون گسست توضیح داد؟ آیا ریشه اناری- اسلامی، نقشی بهجز نیلوفر است؟ آرایه پیشنهادی چگونه گسست تاریخی را برطرف میکند؟ برای رسیدن به پاسخ، تلفیقی از روش های تاریخی، تحلیلی و توصیفی در نظر بوده است. بررسی آرایه جانشین، به صورت موردی و متمرکز بر تحلیل ساختاری برگ نخلی صورت گرفت و در مراحل گوناگون تحقیق، مقایسه ساختار برگ نخلی و نیلوفری بحث را پیش برد. مقاله پیشرو، تحقیقی کیفی با هدفی بنیادین است و می کوشد خاستگاه و سیر دگرگونی آرای های پرکاربرد را در هنر ایران بی هیچ ابهامی بیان نماید. براساس تحلیلهای ساختاری، آرایه های نخلی و نیلوفری به یقین متفاوت از یکدیگرند؛ ساختار اناری- اسلامی، تنها به نمونه نخلی نزدیک است. شواهد باستان شناسی نشان میدهد نخلی ها بهویژه در دوره ساسانی با موتیف انار تلفیق شدند. از این همنشینی آرایه ای حاصل شد که براساس مستندات ارائه شده، در سده های نخست هجری نیز حضوری پررنگ دارد. بنابراین، نه تنها ظهور شاه عباسی صفوی ازطریق بررسی دگردیسی های نخلی اناری، بی گسست امکان پذیر می شود بلکه تحلیل های ساختاری نیز آن را تایید میکند.
    کلیدواژگان: هنر ایران، نقشمایه های هنر ایران، اناری، اسلامی (شاه عباسی)، برگ نخلی، نیلوفر آبی (لوتوس)
  • پروین سلیمانی*، رضا وحیدزاده، حمید فرهمندبروجنی صفحه 25
    گنبد غفاریه، یکی از مهمترین بناهای تاریخی شهرستان مراغه است که به دستور ایلخان ابوسعید احداث شده است. کتیبه های کاشی نفیس این بنا با فن معرق و لعاب پران ساخته شده اند. ازکتیبه سردر ورودی، قسمت های زیادی باقی نمانده است و متن آن در هیچ منبعی وجود ندارد؛ به همین دلیل مشخص نیست این گنبد برای چه شخصی ساخته شده است. در نمای خارجی این بنا کتیبه ای با نام سلطان ابوسعید ایلخان وجود دارد که آسیب زیادی دیده و بخش عمده آن تخریب شده است. متن این کتیبه را آندره گدار در دهه1390 میلادی خوانده و ثبت کرده است. یکی از اهداف مهم نگارندگان، خوانش مجدد متن کتیبه بود، به این دلیل که درحین بررسی های مربوط به مرمت و حفاظت اثر، متوجه ناهمخوانی میان قرائت گدار و شواهد و آثار کتیبه کاشیکاری که به صورت فرورفتگی و برجستگی (داغ) بر روی لایه گچ باقی مانده، شدند. این شواهد گویای این بود که ممکن است در خوانش مجدد اثر اطلاعات متفاوتی به دست آید. حفظ تمامیت و اصالت اثر تاریخی ایجاب میکرد که این اطلاعات، هرچند اندک باشند، بهصورت دقیق و شفاف تری ثبت و ضبط گردند. باتوجه به فرسودگی زیاد اثر، ضروری بهنظر میرسید که خوانش دقیقتر و روشمند از آن، پیش از آنکه به کلی شواهد تاریخی محو و نابود شوند، صورت بپذیرد. پرسش متن حاضر نیز درپی به دست آوردن کلیدواژه های اصلی کتیبه گنبد غفاریه است. برای این منظور، پس از تهیه طرح ها و مطابقت با تصویرها و مقایسه با کتیبه های مشابه، متن صحیح مشخصگردید. این پژوهش، کاربردی و مبتنی بر گردآوری اطلاعات براساس مطالعات میدانی و کتابخانه ای و تحلیل شواهد و مقایسه با نمونه های مشابه است. این کتیبه و کتیبه های بی شمار دیگر به دلیل شرایط گوناگون درمعرض نابودی هستند، بازخوانی متن و ثبت و ضبط شواهد مربوط به قسمت های درحال تخریب، میتواند در حفظ اصالت کتیبه ها و اطلاعات باارزش تاریخی و فرهنگی مرتبط با آنها و همچنین مقابله با مداخلات اشتباه، موثر باشد. از یافته های مهم این تحقیق، میتوان به تعریف یک روش برای ردیابی و ثبت آثار درحال فراموشی کتیبه های کاشی کاری آسیب دیده، ارائه متن تصحیح شده از کتیبه بالای طاقنما و شناسایی بخش های جدیدی از آن اشاره کرد. همچنین تلاش شد تا ضمن تحلیل بار معنایی واژگان جدید یافته شده و تغییر نسبی مفهوم کتیبه پس از خوانش مجدد، حساسیت موضوع ثبت متون کتیبه های تاریخی و اهمیت کاربرد روش های دقیقتر مستندسازی در زمینه حفاظت و مرمت آنها، تبیین شود.
    کلیدواژگان: گنبد غفاریه، کتیبه، بازخوانی، آندره گدار، ثلث، ریحان
  • مریم قربانیرضوان* صفحه 41
    هنر فلزکاری، به عنوان یکی از مهمترین شاخه های هنر اسلامی مطرح است. این هنر در مکتب خراسان به چنان بالندگی می رسد که در کمتر دوره ای از تاریخ ایران، بدان پایه رسیده است. سنت های فلزکاری این مکتب به سایر ادوار تسری یافته و در سایر مکاتب تاثیرگذار بوده است. دوره ممالیک، یکی از دوره هایی است که نفوذ این مکتب را در آن به وضوح شاهدیم.
    هدف این مقاله، پس از بیان ویژگی های فلزکاری مکتب خراسان و دوران ممالیک، یافتن طرح های تزیینی و عناصر نقشی مشترک و متمایز و نیز، مطالعه این عناصر است. این امر با انتخاب تعدادی از شمعدان های فلزی از این ادوار میسر شده است که از دو جنبه: شکل نقوش و چگونگی اجرای آنها بررسی شده اند.
    دراینراستا، پرسش پژوهش حاضر این است که فلزکاری دوره ممالیک تا چه اندازه از فلزکاری مکتب خراسان تاثیر پذیرفته است. پس از بررسی های صورت گرفته، مشخص گردید که بخشی از مبانی و اصول تکنیک ها و نقوش دوره ممالیک برگرفته از فلزکاری مکتب خراسان بوده و هنرمندان مملوکی ضمن تاثیرپذیری از این مکتب، در زمینه هایی نوآوری داشته اند. نقوش انسانی و حیوانی، نقوش هندسی و خط نگاره تزیین گر اشیا بوده است. همچنین در نمونه های موردبحث ارتباط بین نوع شیء و نقش تزیینی دیده شد.
    شیوه تحقیق، به روش توصیفی- تحلیلی بوده و ابزار و شیوه های گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و با بررسی آثار فلزی محفوظ در موزه های جهان انجام پذیرفته است.
    کلیدواژگان: مکتب خراسان، دوره ممالیک، شمعدان های فلزی، طرح های تزیینی
  • بررسی و مطالعه تطبیقی نقوش حیوانی و انسانی سنگ نگاره های شرق ایران / مطالعه موردی: سنگ نگاره آسو، رامنگان 2، تنگه پنجه شیر، جاده اسدآباد، دره انجیر با لاخ مزار
    سارا صادقی*، حمیدرضا قربانی، حسن هاشمی زرج آباد صفحه 55
    در این پژوهش صخره نگاره های جنوب خراسان (شهرستان نهبندان، بیرجند، درمیان و سربیشه) موردبررسی قرار گرفته اند که تنها پاره ای از باستان شناسی هنر صخره ای منطقه را دربرمی گیرند. با درنظرگرفتن پیشینه غنی فرهنگی و تاریخی استان خراسان جنوبی و مکان هایی که دارای این هنر هستند، خلاء مطالعاتی در این مورد مشهود است؛ لذا وجود چنین پژوهش هایی بر لزوم و اهمیت جایگاه باستان شناسی هنر صخرهای در شرق ایران اشاره دارد. آنچه به عنوان هدف در این مقاله دنبال میشود، معرفی و گونه شناسی نقوش ازمنظر سبک و تکنیک 5 سنگ نگاره (آسو، رامنگان2، جاده اسدآباد، تنگه پنجه شیر و دره انجیر) با سنگنگاره مهم و شاخص لاخ مزار در استان خراسان جنوبی است. لذا پژوهش حاضر به روش توصیفی- تطبیقی و ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و بررسی میدانی است؛ سنگ نگاره های 5 محوطه شاخص در استان خراسان جنوبی ازمنظر شیوه، سبک و روش نقر نقشمایه های هنری در بحث زیباییشناختی، صحنه های نمادین و معنادار است که وجوه اشتراک و تفاوت نقشمایه های موجود در این محوطه ها ما را برای دستیابی به گاهنگاری نسبی کمک مینماید. یافته های پژوهش نشانگر این است که نقوش دارای اشتراکاتی همچون روش نقر به سبک پتروگلیف (کوبشی) است اما در بحث افتراق نقوش می توان گفت؛ در 5 محوطه موردبررسی ما نگارگر، نقوش را به صورت ساده و استیلیزه که اکثرا نقوش دوران پیش از تاریخی را شامل میشود؛ بدون هیچ تزیین و با ترسیم نقش، نقوش را به صورت دسته جمعی آفریده و صخره را از تنوع مضمون برخوردار کرده است، اما در نقوش لاخ مزار (که بیشتر مربوط به دوران تاریخی است) نگارگران، نقوش را اکثرا واقعگرایانه و با تزیینات و جزییات بیشتر، ترسیم کرده و اشکال را زیبا و منظم آفریده اند. از همه مهم تر اینکه تصاویر لاخمزار صحنه های دسته جمعی و گروهی نیستند و معمولا تک چهره ایی اند. نگارگران در نقوش لاخ مزار سعی کرده اند تا با نقرکندن دل سنگ بیشتر زیبایی شناسی را رعایت کنند؛ نکته بااهمیت اینکه با نگاهی به نقوش موجود در هر 6 محوطه به طورکلی درطول زمان از نقشمایه های جانوری کاسته و در فرایند زمان به نقش مایه های انسانی افزوده شده است. سپس هرچه به زمانهای تاریخی نزدیکتر شده از نقوش انسانی کاسته و کتیبه ها را جایگزین این نقوش کرده اند که این مهم، در سنگ نگاره لاخ مزار بیرجند به طور واضح مشهود است.
    کلیدواژگان: سنگ نگاره، خراسان جنوبی، لاخ مزار، نقوش حیوانی، نقوش انسانی
  • مطالعه هنر فلزکوبی روی چوب در بناهای قاجاری اصفهان / مطالعه موردی: خانه ملاباشی و سرای امین التجار
    قباد کیان مهر*، بهاره تقوی نژاد، لیلا ترکیان ولاشانی صفحه 73
    هنر فلزکوبی روی چوب دیرزمانی است که در تزیین کاخ ها، خانه ها و اشیای درون خانه ها مورداستفاده بوده است. در تعدادی از منابع مکتوب به این نکته اشاره شده که از این هنر در دوره صفویه نیز استفاده شده بود ولی همه آثار به دست آمده مربوط به دوره قاجار است. اما پس از دوره قاجار و به خصوص امروزه، این هنر ازجمله هنرهای ازیادرفته شده و ازجهت شناسایی فنون، نقوش و قابلیت کاربردی شدن بهدست فراموشی سپرده شده است.
    ازاینرو، این پرسش که چه نقوشی در هنر فلزکوبی در بناهای موردبررسی بیشتر مورداستفاده قرار گرفته است، می تواند در امکان استفاده از این هنر با استفاده از همان نقوش مطرح شود. هدف از طرح این پرسش، شناسایی نقوش به کاررفته در تزیینات فلزکوبی و شناخت ویژگی های فنی و هنری آثار است. تا درنهایت، شناخت کاملتری از نقوش سنتی حاصل شود و بتوان از آنها در ترکیب های جدید برای فضای داخلی امروزی بهره برد.
    روش تحقیق، توصیفی- تاریخی است. روش جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی بهصورت مشاهده مستقیم با حضور نگارنده در هر دو بنا و عکسبرداری از نمونه ها بوده است.
    نتایج حاصل از این پژوهش، عبارتاند از: شناخت نقوش فلزکوبی در دو بنای بررسی شده و درک این نکته که در دوره قاجار تنوع نقوش بیشتر شامل نقوش گیاهی طبیعت گرا، نقش گلدانی و نقش پرنده بوده که بیشتر مورداستفاده بوده است. دلایل این تغییرات، عواملی چون روابط ایران با کشورهای اروپایی و تاثیرپذیری از آنها حتی در طراحی نقوش بوده است.
    کلیدواژگان: فلزکوبی روی چوب، خانه ملاباشی، سرای امین التجار
  • کاظم افرادی* صفحه 87
    ورودی از دیرباز یکی از بخش های مهم بنا و محلی برای بیان اعتقادات بوده و با استفاده از آرایه های مختلف تزیین می شده است. دوره قاجار را میتوان دوره ای دانست که بهعلت ترکیب فرهنگ سنتی و غربی، تحولاتی در آن دوره در نوع و طیف آرایه های مورداستفاده برای تزیین ورودی بناها به وجود آمد. باتوجه به این موضوع، مسئله ای که این پژوهش به دنبال حل آن است: عدم وجود تصویری نسبتا شفاف از ویژگی های کاربری، تاریخ و موضوعی آرایه های به کاررفته در ورودی بناهای ارزشمند دوره قاجار، در میان مطالعات هنری و معماری صورت گرفته در کشور است. هدف پژوهش عبارت است از: ارائه بیاناتی روشن درباره نوع، ویژگی های کاربردی، تاریخی و موضوعی آرایه هایی است که در تزیینات ورودی بناهای قاجاری منتخب این پژوهش به کار رفته اند. این پژوهش از نوع توسعه ای و روش آن توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات بخش اول پژوهش از مطالعات میدانی و بخش دوم آن از منابع کتابخانه ای و اینترنتی به دست آمده است. در این پژوهش، 30 نمونه بنای ارزشمند قاجاری باتوجه به ملاحظات کیفی و کمی (روش کوکران)، به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است. نتیجه نشان می دهد که آرایه های مورداستفاده در تزیینات ورودی بناهای منتخب پژوهش، شامل چهار گونه: گیاهی، انسانی، جانوری و هندسی است. پرکاربردترین آرایه ها در گونه های هندسی و گیاهی قرار دارند.
    کلیدواژگان: دوره قاجار، بناهای عمومی و خصوصی ارزشمند، ورودی بنا، آرایه های تزیینی پرکاربرد
  • امیر فرید* صفحه 101
    در زمانه پرشتاب حاضر و باتوجه به کارکردهای گسترده ای، که از خط و خوش نویسی انتظار میرود، نوشتن و تفحص در نستعلیق یک نیاز مبرم است. بنابر محدودیت های مباحث علمی در نستعلیق و نبود منبعی جامع برای مطالعه و بررسی اجزای حرکتی آن، این نیاز بیشتر احساس میگردد.
    هدف از تبیین این پژوهش، رسیدن به بیانی علمی، با رویکرد هنرهای تجسمی، نسبت به برخی از ویژگی های بصری حروف در نستعلیق است. دراینراستا پس از مطالعه هندسی و شکلی حروف در نستعلیق و مقایسه بین یافته های آنها، به تشابه ها، تناسبها و رابطه های علمیکه از کنارهم گذاردن داده ها بهدست میآید، دست خواهیم یافت.
    بررسی ویژگی های ساختاری حروف از بابتهای گوناگون می تواند صورت گیرد؛ در این پژوهش تنها به ویژگی های شکلی حروف پرداخته شده است. در این مقاله مهمترین ویژگی های بصری که بدان پرداخته شده، شامل میزان قوت و ضعف، درجه شروع و پایان هر حرف، گستره جایگیری حرف و تناسب و رابطه فضای سپید و سیاه (سواد و بیاض) بوده است. این تحقیق به شیوه کمی و با استناد به نتایج آماری بر روی هر حرف بوده که نتیجه بررسی از تفحص در داده ها با طریق کیفی همراه شده است.
    پس از بررسی داده ها که بهصورت آماری و ترسیمبرداری و اندازهگیری رایانهای صورت گرفته، میتوان بیان نمود که: وجه شاخصه شناسایی حروف در نستعلیق، پاره نخست آنهاست، که عموما حرکت های عامل تنها عنصر تزیینی و بصری در حروف هستند. باتوجه به اینکه حروف در نستعلیق روبه بالا حرکت میکنند اما فضای منفی هر تکحرف، در همان پایان حروف ایجاد می شود و همین مطلب موجب قابلیت ترکیب در نستعلیق میگردد، خط کرسی رابطه مستقیمی با حجم حروف و جایگاه قرارگیری آن دارد. همچنین رابطه زاویه ها در نستعلیق نسبت به دور و کشیدگی، ساختاری منطقی را دنبال مینماید که در این پژوهش به صورت رقم و آمار در جدول آورده شده است.
    کلیدواژگان: نستعلیق، حروف، مبانی بصری، هنرهای تجسمی
|
  • Mohammad Asghari* Page 1
    This article tries to explain and describe the role of body in creation of art, and especially the painting as one of simples of art works. This writing consists of introduction and two sections. In introduction, we have been tried to present Merleau-Ponty's Phenomenological attitude in order to know the place of his Phenomenological attitude to art. In first section, Perception, the role of perception and its narrow relation with body for knowing world has been considered. Second section namely Art and World of Perception considers the role of body in genesis of art and as well as it has been referred to Cézanne's paintings. Also this section consists of two secondary parts, that is, "body and painting" and "language and painting" Merleau-Ponty believes that we cannot know how mind can do painting, but it is artist who does painting by adding his body to world. He criticizes Cartesian philosophical thought and scientific thought in his articles such as Eye and Mind and Cézanne's Doubt and other writings. He sees unity between artist and his body and world. Best example for this unity is painting.
    Keywords: Art, body, language, perception, phenomenology, world, painting, Merleau, Ponty
  • Maryam Keshmiry* Page 11
    The origin and the development of the Islamic Pomegranate ornamental pattern (Shah Abbasi Flower) have been the source of curiosity for both native as well as foreign scholars. Among the most significant of the ideas related to the topic, one can refer to Arthur Pope’s which claims this flower is a continuation of the sided view lotus of the ancient times. But this belief does not explain the degradation of this flower in the first centuries of Islamic art (e. g. Pre-Saljuk) and causes gap filled with ambiguity and then continues its developments and changes after Saljuk period. A like Pope’s view, another one claims that this flower is the continuation of a patter which in various languages is known as lotus or palm leaf. This idea does not explain the mentioned gap in Pope’s idea, in one hand, and on the other, by putting various names beside one and other, increases the ambiguity. But how can one explain the origin and the historical development of this pattern without the gap? Is it possible to find this pattern’s roots in other motifs but Lotus? In order to reach a satisfactory answer, the researcher has used a combination of the historical, analytical and descriptive method. The analysis of the substitute pattern has been done selectively and with the structure of the Palm Leaf as the point of concern. The analysis continues by comparing and contrasting the Lotus and Palm Leaf as two motifs. The paper in had is a qualitative research with a fundamental aim which aims to explain the roots of this pivotal and essential pattern in Iranian art without any ambiguity. Based upon the structural analysis the Palm and Lotus motifs are essentially different and the Islamic Pomegranate only resembles the Palm pattern. The ancient analysis has shown that the Palm pattern, especially in Sasanid period mingled with Pomegranate motif. This combination leaded to the birth of a pattern, which based on the proofs given in the body of the research, existed repeatedly in the first Islamic centuries. Therefore, not only the apparition of the SahAbbasi in Safavid period can be explained based on the degradations of the Palm-Pomegranate without any gap, but also the structural analysis would support that.
    Keywords: Iranian Art, The Iranian Art's Patterns, Islamic Pomegranate (Shah Abbasi), Palm Leaf Lotus
  • Parvin Soleimani*, Reza Vahidzadeh, Hamid Farahmand Broujeni Page 25
    Ghaffarieh Dome, one of the most historically important monuments of Maraghe, was built by order of Ilkhan Abu Saied during Ilkhanid era. The dome enjoys several exquisite mosaic/enameled inscriptions. Only few parts of the front inscription have survived and the written content of the inscription could be found in nearly no sources; it is not clear for whom the dome has been constructed. On the façade of the dome, there is an inscription reading Sultan Abu Saied Ilkhan. Major parts of this inscription have been damaged. The content of this inscription has been read and recorded by André Godard in 1930's. While examining the inscription to restore it, several inconsistencies were found between Godard's reading and that of remained onto the plaster surface of the inscription in relief. Therefore, one of the major aims of the present study was to reread the content of the inscription once done by Godard. Available evidence indicated that different information could be obtained through rereading the inscription. The principle of preserving the originality of the work dictated that such information, however scantily, had to be recorded more exactly than before. This has to be done with utmost precision given the very old age of the monument and before the total disappearance of the inscription under study. To do, first different pictures were taken and different plans were provided. Then, they were compared with similar inscriptions. In this way, the justifiably reliable content emerged. The methodology was based on gathering data from field studies, library sources and on a comparative/inductive approach. The intended inscription, and many similar ones, is in real danger of vanishing. Therefore, reading the content and recording the vanishing evidence may help in preserving the originality of the inscriptions and associated historical and cultural values, from one hand, and in preventing bad interventions, from the other hand. One of the considerable achievements of this study was defining an approach to trace and to record the content of damaging mosaic inscriptions. In addition, the correct reading of the front inscription was provided and several new parts were identified as well. Also, the connotation of the newly found words was analyzed giving a relatively different interpretation of the content. All this indicated the importance of precise recording of historical inscriptions and that of application of systematic approaches to do so.
    Keywords: Ghaffarieh Dome, Mosaic Inscription, Re, decipherment, André Godard, Thuluth(sols), Sweet basil
  • Sara Sadeghi*, Hamid Reza Ghorbani, Hasan Hashemi Zarjabad Page 41
    In this research, we studied cliff painting of South Khorasan (Nehbandan, Birjand, Darmian and Sarbisheh) which contains only a partial of cliff art archeology of this region. Considering the rich cultural and historical background of South Khorasan state and the places containing this art, study gaps are visible in these places. Therefore, existence of these kinds of researches represents the necessity and importance of cliff art archeology position in east of Iran. The purpose of this article is introduction and typology of the patterns of 5 rock paintings (Asu, Ramangan 2, Asadabad Road, Panjeshir Strait and Anjir Valley) in terms of style and technique with important rock paintings and Lakh Mazar indicator in South Khorasan. Therefore, this research is done by descriptive- comparative method and data collection tools are library and field survey. Rock paintings of five indicator regions in South Khorasan state, in terms of method, style and manner are symbolic and meaningful scenes are the artistic motifs in aesthetic case which help having access to the motifs existing in these areas. Research findings indicate that patterns have similarities like engraving with Petroglyph style (knocking). However, about differentiation of patterns we can say: in five studied regions, the painter created the patterns belonging to prehistoric periods in a simplified and sterilized way and collectively, without any designation and by drawing the pattern and created the cliffs with content diversity. However, in Lakh Mazar patterns, painters have drawn the paintings belonging to historical period in a realistic way with more designations and details and have created the shapes beautifully and orderly. The most important thing is that Lakh Mazar paintings are not collective and gregarious and they are usually single portraits. The painters in Lakh Mazar have tried to observe aesthetics by engraving rocks. The important point is that by taking a closer look at the patterns in all 6 areas, we can find out that animal paintings are decreased while human paintings are increased by passage of time. Afterwards, the more we get close to the historical paintings, the less human paintings we can observe and more inscriptions are replaced, which is clearly visible in rock paintings of Birjand Lakh Mazar.
    Keywords: Rock Art, Southern Khorasan, Animal Motif, Human Motif
  • Maryam Ghorbani Rezvan* Page 55
    The metal art is one of the most important branches of Islamic Art. The art that flourished in Khorasan Schools that is based on the lower course of Iran history does. Metalworking traditions of the schools extends to other times and in other schools has been effective. Mamluk period, a period that the apparent influence of this schools.
    The purpose of this paper is to describe the characteristics of Khorasan School’s Metalwork and the Mamluk period, find the common and distinctive designs and decorative elements as well as the role of these elements. This can be done by selecting number of metal candlesticks of this period is possible that the two aspects of the designs and how they have been checked.
    In this context, the question is whether the study of metal working Mamluk period influenced Khorasan school. The results show that some of foundations, principles, techniquesand designs used in Mamluk period were taken from Khorasan School of metalwork andthe artists of this period, the influence of this school are the areas of innovation.
    Human and animal motifs, geometric designs and pictographs decorate the objects are, also discusses the relationship between the object and the decorative patterns were observed.
    Research methods, and analytical methods, and the tools and methods of data collection, libraries and museums of the world's literature review was undertaken metallic reserved.
    Keywords: Khorasan School, Mamluks Period, Metal Candlesticks, Decorative Scheme
  • Qobad Kianmehr*, Bahare Taghavinejad, Leila Torkian Valashani Page 73
    The art of Flzkobi(putting the metal wires in the engraved lines on wood based on a design) has been used to decorate palaces, homes and home-based objects such as tables, chaires,sofas and….in a long time. It is mentioned in written sources that it was applied from Safavid period, usage got more in Qajar period because of luxury orentations, but that has gotten superficial after Qajar,especially these dayes,that is made by Indian and Pakistani artisans and is imported to Iran for selling.Unfotunately recognition, tecniqes and practicing of this art is forgotten now a dayes.
    This essay is studing Flzkobi in two Qajaries saras (Mollabashi house& Aminotojjar sara)
    located in Esfahan and considering technical and artistic features of the samples to make introduseing easier.
    The goal is studing used mothifs in Flzkobi and exploring resemblances and differences in technical and artistic principles. Eventually knowing traditional mothifs and being able to use them with new compositions in interior design.
    Method of researching is descriptiv- historical and the method of collecting datas is researching in libraries and considering available instances. Writers were present in places and took pictures of samples.
    Finally there are some consequences atchived by studing in the buildings, Mothifs are natural such as realistic flowers,Vases and birds used in Qajar decorations. This is because of relationship between Qajar government and Europian countries and being effected by their mothifs and art schools.
    Keywords: Flzkobi, Aminotojjar, Mollabashi
  • Kazeme Efradi* Page 87
    From the past, building entrance has been one of important part of it and a place for emerging the beliefs and has been decorated with different motifs. The Qajar era can be considered as an era that because of combination of traditional and western culture, few changes has happened in type and number of prevalent decorative motifs in building entrances. According to this matter, problem that this research follows is “the loss of apparent image of functional, historical and thematic characters of prevalent decorative motifs in Qajar worthy building entrances, in published art and architect studies in Iran”. The goal of this research is “to present an apparent statements about functional, historical and thematic characters of motifs that have been used in building entrances in selected buildings”. The research is a developmental research and its method is descriptive-analytic. Information of first part is gathered through case studies and information of second part through library resources and internet resources. In this research, 30 Qajar worthy buildings, was selected based on quality and quantity (Cochran formula) conditions, as statistical samples. The result of research shows, widely used decorative motifs in selected buildings, includes four main types: herbaceous, human, animal, geometric. Widely used motifs are under the geometric and herbaceous type.
    Keywords: Qajar Era, Public, Private Worthy Buildings, Building Entrance, Widely Used Decorative Motifs
  • Amir Farid* Page 101
    At the present time, considering the rapid wide functions, which are expected to line and calligraphy, writing and focus on Nastaliq is an urgent need. Due to the limitations of Nastliq issues and the lack of a comprehensive resource for the study of its components, it is the most required research. The aim of writing this article is to achieve scientific results with an emphasis on the fundamentals of visual arts. According to this study, after studying the Nastaliqs geometrical forms and compare them with each other, we hope we will be able to achieve similarities between them. Structural features of the letters can be examined from different aspects, but this research focuses just on form features of the Nastaliq letters. For example, the strengths and weaknesses, the start and the end of each letter, the word position and the relationship between negative and positive space. So this research will be based on quantitative aspects. After gathering data, all measured by computer, we can say that, the first part is indicating the letter identity. Given that the end of the letters in Nastaliq move upward and negative space of the letters appear at the end of them, so this feature let the letters combine with each other. The size and position of the letters are related to the baseline. Also the relation between close and wide angles follows a logical structure which is shown statistically in the table.
    Keywords: Visual arts, Nastaliq, letters, visual elements