فهرست مطالب

ارمغان دانش - سال بیستم شماره 12 (پیاپی 107، اسفند 1394)
  • سال بیستم شماره 12 (پیاپی 107، اسفند 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/12/19
  • تعداد عناوین: 7
|
  • پرویز یزدان پناه، حمیدرضا غفاریان شیرازی *، احسان یعقوبی، مرضیه اخلاق صفحات 1048-1056
    زمینه و هدف
    سندرم تونل کارپ به گیر افتادن عصب میانی در تونل کارپ مچ گفته می شود.نشانه های این سندرم شامل گزگز ،مورمور،ضعف یا درد در مچ و انگشتان می باشد.درمان های این سندرم شامل استراحت،اجتناب از فعالیت های تکراری،اسپلینت،دارو های ضد التهاب غیر استروئیدی،تزریق استروئید در مفصل و جراحی می باشد.هدف این مطالعه مقایسه اثر پردنیزولون خوراکی و ناپروکسن(از داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی) در درمان سندرم تونل کارپ خفیف تا متوسط بود.
    روش بررسی
    این مطالعه یک کارآزمایی بالینی بود که 44 بیمار که دچار سندرم تونل کارپ خفیف تا متوسط به دو گروه تقسیم به طور تصادفی شدند:گروه اول(22 نفر) که 1000 میلی گرم ناپروکسن روزانه به مدت 4 هفته و گروه دوم(22 نفر) که پردنیزولون خوراکی روزانه 20 میلی گرم به مدت 2 هفته و سپس 10 میلی گرم روزانه به مدت 2 هفته بعدی دریافت کردند. سه بیمار از گروه دوم در مدت درمان از ادامه همکاری منصرف شدند.ارزیابی نتایج درمان 2 ماه بعد از اتمام درمان انجام شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. برای توصیف داده ها از جداول توزیع فراوانی و برای تحلیل داده ها از آزمون کای مربع استفاده شد.
    یافته ها
    36 نفر ( 87.8 % ) از بیماران مذکر و بقیه مونث بودند.بررسی الکترودیاگنوستیک در شروع درمان در 16 دست طبیعی،در 19 دست سندرم تونل کارپ خفیف و در 47 دست سندرم تونل کارپ متوسط بود.کاهش نشانه های سندرم تونل کارپ در گروه دریافت کننده پردنیزولون به طور معنادار بیشتر از گرو دریافت کننده ناپروکسن بود. در گروه دریافت کننده ناپروکسن،15 دست (34.1%) بهبود و در گروه پردنیزولون 22 دست (57.9%) بهبودی مشاهده گردید که تفاوت معنی داری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    آثار درمانی،تسکین نشانه ها و کاهش شدت مرحله سندرم تونل کارپ در بیمارانی که پردنیزولون دریافت کرده بودند در مقایسه با دریافت کنندگان ناپروکسن به طور معناداری بیشتر بود.عوارض در دو گروه اختلاف معنی داری نداشتند. این یافته ها با اکثر مطالعات مشایه همخوانی داشته است.
    کلیدواژگان: سندرم تونل کارپ، ناپروکسن، پردنیزولون
  • سحر گراوندی، فرهاد سلطانی، محمد جواد محمدی *، شکرالله سلمان زاده، سعید شیرعلی، آرمان شهریاری، سید حسنعلی بیت مش، زهرا اصلانی صفحات 1057-1069
    زمینه و هدف
    بخش اورژانس مهم ترین بخش جهت ارایه خدمات درمانی به مصدومان ناشی از بحران می باشد. مطالعه حاضر به منظور بررسی افزایش ظرفیت پذیرش بخش اورژانس بر میزان پذیرش مصدوم و پاسخ دهی بخش اورژانس در زمان بحران و بروز حوادث غیر مترقبه در مرکز آموزشی درمانی رازی اهواز در سال 1393 انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه مداخله ای به منظور تعیین نقش افزایش ظرفیت بخش فوریت ها ابتدا میزان ظرفیت بخش فوریت ها جهت پذیرش مصدوم قبل از بحران بوسیله برگه ارزیابی و مشاهده حضوری، ارزیابی شد. پس از گذشت یک سال ارزیابی مجدد از ظرفیت بخش اورژانس صورت گرفت. داده ها با استفاده از آزمون های روش های آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که ظرفیت پذیرش بخش اورژانس قبل از انجام اقدامات اصلاحی صورت گرفته، 16 مصدوم بطور هم زمان بوده است و پس از انجام اصلاحات ظرفیت و توانایی پذیرش بخش اورژانس به 42 مصدوم به طور هم زمان افزایش یافت. هم چنین یافته ها نشان داد که با اجرای ظرفیت سازی مناسب ظرفیت پذیرش 6/2 برابر افزایش یافت که این امر سبب افزایش آمادگی و ارایه خدمت مطلوب تر بخش اورژانس در زمان بحران و بروز حوادث غیر مترقبه می شود.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که با برنامه ریزی و اقدام های قابل انجام در کمیته بحران بیمارستان، می توان ظرفیت بخش اورژانس را جهت بالا بردن موارد پذیرش مصدوم در زمان بروز بحران افزایش داد.
    کلیدواژگان: مصدوم، اورژانس، ظرفیت، حوادث غیر مترقبه
  • محسن کچویی *، علی فتحی آشتیانی صفحات 1070-1085
    زمینه و هدف
    هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه دشواری های تنظیم هیجان و تکانشگری با نشانه های اختلال خوردن بود.
    روش بررسی
    روش پژوهش همبستگی و 340 زن از جمعیت عمومی شهر تهران به شیوه نمونه گیری در دسترس در پژوهش شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تشخیصی اختلال های خوردن (EDDS)، مقیاس دشواری های تنظیم هیجان (DERS) و مقیاس تکانشگری بارت (BIS-11) بود. داده های بدست آمده با روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که نشانه شناسی اختلال خوردن با دشواری های تنظیم هیجان (01/0>P) و تکانشگری(01/0>P) رابطه معنادار دارد. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد، عدم پذیرش هیجان های منفی، دستیابی محدود به راهبردهای اثربخش تنظیم هیجان و تکانشگری توجهی قادر به پیش بینی نشانه های اختلال خوردن می باشند.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که دشواری های تنظیم هیجان و تکانشگری نقش معناداری در سبب شناسی و تداوم خوردن بیمارگون ایفا می کنند، و تمرکز بر این عوامل می تواند در پیشگیری و درمان اختلال های خوردن سودمند باشد.
    کلیدواژگان: اختلال خوردن، دشواری تنظیم هیجان، تکانشگری
  • محمود وکیلی، فاطمه چاه متکی *، محمد انصاری، سجاد رحیمی، نجیب الله بااراده صفحات 1086-1095
    زمینه و هدف
    سرطان ها یکی از عوامل کشنده در جهان پس از بیماری های قلبی عروقی می باشند. سرطان کولورکتال سومین بدخیمی شایع در جهان است. این سرطان دومین علت مرگ در آمریکا می باشد. در ایران نیزیکی از سرطان های شایع دستگاه گوارش می باشد. هدف از این مطالعه برآورد میزان بقای بیماران سرطان کولورکتال در استان چهار محال و بختیاری بود.
    روش بررسی
    این یک مطالعه مشاهده ای از نوع تحلیلی بوده است، که به روش طولی و مطالعه بقاء انجام شده است. جامعه مورد بررسی شامل کلیه بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال که در استان چهاربختیاری ساکن هستند می باشد. با مراجعه به مرکز ثبت سرطان استان چهار محال و بختیاری تمام موارد سرطان کولورکتال در سال های 13901380 به روش سر شماری وارد مطالعه شدند، تعداد 452 مورد به دست آمد. با مراجعه به مرکز ثبت مرگ و میر این استان زمان دقیق مرگ آنها استخراج شد. روش آماری حد حاصل ضرب کاپلان مایر استفاده شد و هم چنین برای مقایسه توابع بقاء در زیر گروه های مختلف از آزمون های رتبه لگاریتمی یا آزمون تعمیم یافته ویلکاکسون (گهان، برسلو) استفاده شد.
    یافته
    از مجموع 452 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتالی که در طی یک دوره 10 ساله جمع آوری شده اند، 232 نفر( 3/51 درصد ) مرد و 220 نفر( 7/48 درصد ) زن بودند. میانگین سنی افراد مبتلا به سرطان کولورکتال99/19± 12/59 سال و میانه سنی افراد نیز 60 سال بوده است. احتمال بقای 1 و 5 و 10 ساله در آنها به ترتیب معادل 7/85 ، 9/71 و 5/52 درصد محاسبه شد و هم چنین میانه بقا نیز 26/0±44/8 سال برآورد شد.
    نتیجه گیری
    با این که میزان بقای سرطان کولورکتال در استان چهار محال و بختیاری در حد مطلوب می باشد با توجه به این که عوامل زیادی این میزان را تحت تاثیر قرار می دهند نیاز به مطالعه ای جهت شناسایی عوامل پیش آگهی کننده بر روی آن می باشد.
    کلیدواژگان: میزان بقاء، بیماران، سرطان کولورکتال
  • مریم ایزدی قهفرخی *، محمد فرامرزی، مهدی مقرنسی صفحات 1096-1106
    زمینه و هدف
    استفاده از تمرین های ورزشی به همراه مکمل های گیاهی یکی از شیوه های پیشنهادی برای کنترل چاقی و عوارض ناشی از آن مانند دیابت می باشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر 8 هفته تمرین های هوازی موزون و مصرف مکمل چای سبز بر HSP72 و BMI زنان چاق دیابتی نوع 2 بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه نیمه نجربی تعداد 35 زن چاق دیابتی بیشتر یا مساوی 30 با دامنه سنی6045 سال انتخاب و به طور تصادفی به چهار گروه چای سبز(9 نفر)، تمرین ایروبیک با چای سبز(9نفر)، تمرین ایروبیک(9 نفر) و کنترل(8 نفر) تقسیم شدند.آزمودنی های گروه های مکمل به مدت 8 هفته روزانه 1500 میلی گرم کپسول عصاره چای سبز دریافت نمودند. هم چنین برای گروه کنترل، کپسول های حاوی آرد بوداده گندم تهیه شد. تمرین ها نیز 8 هفته و 3جلسه در هفته هر جلسه50 دقیقه، با شدت 7560 درصد ضربان قلب بیشینه دنبال گردید. داده ها با استفاده از آزمون های آماری آنالیز واریانس یک طرفه، تعقیبی توکی و تی وابسته تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج این تحقیق نشان داد، وزن(0001/0=p)، شاخص توده بدنی(BMI)(0001/0=p) و گلوکز(*064/0=p) با کاهش معنی دار(درگروه های چای سبز، تمرین +چای سبز و تمرین) همراه بوده است. هم چنین، مقدار HSP72 درگروه های تجربی(چای سبز، تمرین+ چای سبز، تمرین)افزایش معنی داری داشت(0001/0=p). در حالی که در گروه کنترل این تفاوت معنی دار نبود. نتایج به دست آمده تاثیر معنی دار مصرف عصاره چای سبز در کنترل وزن،BMI و سطحHSP72 ، (05/0>p) را نشان داد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد مصرف مکمل چای سبز به همراه تمرین ایروبیک، از طریق کاهش وزن و BMI در کنترل چاقی و افزایش HSP72 بیماران دیابتی نوع 2 موثر باشد.
    کلیدواژگان: پروتئین شوک حرارتی، تمرین ایروبیک، چای سبز، زنان چاق دیابتی
  • نازنین دانایی، اسماعیل پناهی کوخدان، لیلا منظوری، محسن نیک سرشت * صفحات 1107-1118
    زمینه و هدف
    آنژیوژنز با رشد تومور و متاستاز سلول های توموری مرتبط است، هم چنین این فرآیند در ارتباط مستقیم با تولید نیتریک اکساید است. هدف از این مطالعه تاثیر عصاره هیدروالکلی گل بابونه بر بقای سلولی و میزان تولید نیتریک اکساید در رده سلولی HT29سرطان کولورکتال انسان بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، تعداد 104 سلول از رده سلول سرطانی HT29 در فلاسک های کشت T25 کشت داده شدند. شرایط کشت، شامل محیطRPMI1640 حاوی 10درصد FBSبوده که 100 واحد در میلی لیتر پنی سیلین، 100 میکروگرم بر میلی لیتر استرپتومایسین به آن اضافه شده است. سلول ها در دمای 37 درجه سانتی گراد و اتمسفر مرطوب با 5% ‍دی اکسید کربن در پلیت های 96 خانه انکوبه شدند. سپس سلول ها در فاز نمایی رشد به گروه های کنترل و تیمار تقسیم شدند. سلول ها با دوز های مختلف عصاره گل بابونه(2600 ، 2200، 1800، 1400، 1000 میکرو گرم در میلی لیتر محیط کشت) و اوستین(100 ،200 ،300 میکروگرم در میلی لیتر) تیمار شدند. توان زیستی سلول ها و هم چنین آزادسازی نیتریک اکساید از سلول های سرطانی به ترتیب از طریق سنجش تترازولیوم(MTT) و واکنشگر گریس اندازه گیری شد. داده ها با آزمون های آماری آنالیز واریانس یک طرفه و تست تعقیبی توکی تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از این مطالعه اثر مهاری عصاره گل بابونه و اوستین را بر آزادسازی نیتریک اکساید در رده HT29 نشان داد. هم چنین آزمونMTT نشان داد که اثرات مهاری بر روی رشد و تکثیر رده سلولی عصاره گل بابونه و داروی اوستین وابسته به زمان و غلظت است. بیشترین میزان مرگ سلولی در بالاترین غلظت اوستین(300میکروگرم در میلی لیتر) پس از 48ساعت تیمار مشاهده شد. IC50 عصاره پس از 24 ساعت و 48 ساعت به ترتیب 1881 و 1669 میکروگرم در میلی لیتر بود. بیشترین مهار تولید نیتریک اکساید در غلظت 2600میکروگرم در میلی لیتر ایجاد شد.
    نتیجه گیری
    هیدرو الکلی گل بابونه اثر مهاری بر رشد و تکثیر رده سلولی HT29 دارد. تولید نیتریک اکساید به وسیله سلول های HT29 پس از تیمار به وسیله عصاره و داروی اوستین کاهش یافت. این اثر با مهار آنژیوژنژ رابطه مستقیم داشته و اثر ضدمتاستازی عصاره را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: سرطان کولورکتال، نیتریک اکساید، عصاره بابونه، رده سلولیHT29
  • سپیده باستانی، مهدی محمدزاده *، یعقوب پاژنگ صفحات 1119-1129
    مقدمه و هدف
    یکی از پروتئین های درگیر با سرطان و استرس، گیرنده های بتا آدرنرژیک اند. فعالیت درمانی بلوکه کننده های بتا مانند پروپرانولول به بلوکه کردن گیرنده های بتا آدرنرژیک نسبت داده می شود. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر مهاری داروی پروپرانولول بر روی رشد رده ی سلول های سرطانی K562 می باشد.
    مواد و روش ها
    به منظور ارزیابی فعالیت ضد سرطانی داروی پروپرانولول، ابتدا غلظت های مختلفی از داروی پروپرانولول تهیه شد. پس از تیمار سلول ها با غلظت های مختلف دارو، با استفاده از روشMTT درصد مهار رشد داروی مورد نظر بر رده ی سلول های سرطانی K562 در زمان های مختلف (24، 48 و 72 ساعت) سنجیده شد. داده های به دست آمده با روش T-test تجزیه و تحلیل شد. برای بررسی آپوپتوز از آزمون قطعه قطعه شدن DNA به روش الکتروفورز و روش رنگ آمیزی DAPI استفاده شد.
    یافته ها
    در این پژوهش داروی پروپرانولول باعث کاهش قدرت بقاء سلول های K562 شد. اثر مهاری داروی پروپرانولول وابسته به زمان و غلظت بود و بنابراین در غلظت های بالاتر دارو و 72 ساعت پس از تیمار، بیشترین اثر مهاری مشاهده شد (p<0.05).
    نتیجه گیری
    با توجه به اثر مهاری داروی پروپرانولول، ممکن است بتوان از این ترکیب برای درمان سرطان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: رده ی سلولی K562، گیرنده ی بتا آدرنرژیک، پروپرانولول، تست MTT
|
  • P. Yazdan Panah, Hr Ghafarian Shirazi *, E. Yaghobi, M. Akhlagh Pages 1048-1056
    Background And Aim
    Carpal tunnel syndrome is entrapment of the median nerve in carpal tunnel of the wrist. Symptoms of this syndrome are numbness, tingling, weakness or pain in the fingers and wrist. Treatment includes rest, avoiding the many activities available, splints, non-steroidal anti-inflammatory drugs, oral steroids, steroid injection in wrist and surgery. This study compares the effects of oral prednisolone and naproxen (non-steroidal anti-inflammatory drugs) in the treatment of mild to moderate carpal tunnel syndrome.
    Methods
    This randomized clinical trial is simple, 44 patients that had mild to moderate carpal tunnel syndrome were selected and randomly assigned in two treatment groups: group 1(n = 22) received naproxen 1000 mg daily for 4 weeks and the group 2 (n = 22) received oral prednisolone 20 mg, daily, in the first 2 weeks and 10 mg daily for 2 weeks. The 3 persons of the second group dropped out of treatment. Re-evaluation of treatment outcome was performed 2 months later. Collected data were analyzed using SPSS software. To describe the data, we used frequency tables and to analyze the data we used Chi-square test.
    Results
    The patients were 36(87.8%) male and 12.2% were female. The electro diagnostic studies were shown 16 hands (19.5%) normal, 19 hands (23.2%) had mild and 47 (57.3%) had moderate involvement in beginning of treatment. Tingling fingers and pain in the prednisolone group had significantly lower rate than naproxen group (p
    Conclusion
    The effects of treatments, relief of symptoms and the decrease intensity of carpal tunnel syndrome in patients who received prednisolone was more than naproxen.
    Keywords: Carpal tunnel syndrome, Naproxen, Prednisolone
  • S. Geravandi, F. Soltani, Mj Mohammadi *, Sh Salmanzadeh, S. Shirali, A. Shahriari, Sh Beytmashal, Z. Aslani Pages 1057-1069
    Background and Aim
    The emergency ward at the time of a disaster is the most important ward for providing therapy service to the injured. The purpose of this research study was to study of the effects of increasing the capacity of admission in emergency ward in increasing the rate of patient acceptance at the time of crisis at Razi Educational Hospital, Ahvaz, Iran.
    Methods
    The present interventional study was performed to determine role of the increase of capacity to emergency ward in increase rate of patient acceptance at the time of disaster. After one year a re-evaluation of the capacity of the emergency department was conducted. Data were analyzed using descriptive statistics.
    Results
    The results of this study showed that the capacity to accept patients was 16 injured in time of disasters at the emergency ward before reform measures. After performing reforms, this capacity increased to 42 patients. The findings also showed that the implementation of appropriate capacity building increased 2.6 times, thus led to increasing the readiness and service delivery in times of crisis and emergency department of the disaster.
    Conclusion
    Based on the findings, it could be concluded that planning and action to be carried out in hospital emergency departments by the crisis committee increased the admission capacity of the injured during the crisis.
    Keywords: Patient, Emergency, Capacity, Disasters
  • M. Kachooei *, A. Fathi, Ashtiani Pages 1070-1085
    Background and Aim
    Eating disorders (EDs) are severe mental disorders which typically occur during young adulthood and are associated with high mortality. On the other hand, the prevalence of EDs has increased in recent years. Accordingly, identifying the predisposing factors of EDs is essential, which can be taken into account in developing interventional programs.The aim of the present research was to investigate the relationship of difficulties in emotion regulation and impulsivity with eating disorder symptoms.
    Method
    The research method used in the present study was correlation. A total number of 340 women from Tehran general population in 2015 participated in the study by convenient sampling method. The research instruments were Eating Disorders Diagnostic Scale (EDDS), Difficulties in Emotion Regulation (DERS), and Barratt Impulsivity Scale (BIS-11). Data was analyzed using Pearson Correlational Analysis and multiple regression analysis.
    Results
    Findings of the present study revealed that relationship of eating disorder symptoms with total scores of difficulties in emotion regulation (P
    Conclusion
    Overall, according to the results of the present study, it can be concluded that emotion regulation difficulties and impulsivity play a significant role in the etiology and maintenance of disordered eating. Therefore it can be useful to focus on these factors in prevention and treatment of eating disorders. It means that patients with eating disorders require a therapy that addresses adaptive emotion regulation skills and control of impulsive responding. Future studies can explore effectiveness of different emotion regulation & impulse control skills in reducing symptoms.
    Keywords: Eating Disorder, Difficulties in Emotion Regulation, Impulsivity
  • M. Vakili, F. Chahmatki *, M. Ansari, S. Rahimi, Na Baeradeh Pages 1086-1095
    Background and Aim
    Cancers are the second cause of death after cardiovascular diseases globally. Colorectal cancer is the third most prevalent cancer in the world. This cancer is the third leading cause of death in America and one of the most prevalent cancers of the gastrointestinal tract in Iran. The purpose of this study was to estimate the survival rate of patients with gastric cancer in Chaharmahal and Bakhtiari province, Iran.
    Methods
    The present observational (the analytical type) study was conducted using the longitudinal and survival study methods. The population study included all patients with gastric cancer in Chaharmahal and Bakhtiari province, Iran. The samples were selected by the census method and all the patients diagnosed with colorectal between the years 2000 to 2010 (estimated to be about 452 cases). After collecting the data and coding them, they were inserted into the SPSS 16 and STATA 12 software. To investigate the survival and the factors influencing the survival time of patients which was the main objective of this study, the Kaplan-Meier method was used. In order to compare the survival function in different subgroups, the log rank test or generalized Wilcoxon test was used.
    Results
    From the total 452 patients with colorectal cancer, 232 cases were male (51.3%) and 220 were females (48.7%), respectively. The mean age of patients was 59.12 ±19.99 years at the time of diagnosis. The median age of patients was 60 years. The probability of survival at 1, 5 and 10 years after diagnosis of colorectal cancer in both sexes using the Kaplan-Meier was 85.7%, 71.9,% 52.5% respectively.
    Conclusion
    Although the survival rate of patients with colorectal cancer in Chaharmahal and Bakhtiari province was at a desirable level, the need for further studies to identify prognostic factors is essential.
    Keywords: Colorectal cancer, Survival rate, Patients
  • M. Izadi Ghahfarokhi *, M. Faramarzim., Mogharnasi Pages 1096-1106
    Background And Aim
    Physical training accompanied with herbal supplement consumption is one of the proposed methods for controlling obesity and its complications, such as diabetes. The purpose of this study was to investigate the effect of an 8-week aerobic exercise program and supplementation with green tea on HSP72 and BMI in obese women with type 2 diabetes.
    Methods
    In the present semi-experimental study, thirty-five obese women with diabetes (BMI ≥30) with an average age of 60-45 years, were randomly assigned into four groups: green tea (n=9), aerobic exercise with green tea (n=9), aerobic exercise (n=9) and control (n=8).The participants of supplementation groups received 1500 mg capsules of green tea extract daily for 8 weeks. Moreover, the control groups were given capsules containing roasted wheat flour. Exercises training were performed for 8 weeks, 3 sessions per week for 50 minutes per session, with an intensity of 75-60% of maximum heart rate. For statistical analysis, One Way Analysis Variance (ANOVA) with post hoc Tukey t-tests were used.
    Results
    The results showed that the weight (p=0.000*), body mass index (p=0.000*) and glucose (p=0.064*) were significantly reduced. Furthermore, HSP72 levels were significantly increased in the experimental groups (green tea, green tea, exercise, practice) (p=0.000*), while this difference was not significant in the control group. The consumption of green tea extract had a significant effect in controlling the HSP 72 levels, weight and BMI in the green tea group (P
    Conclusion
    It appeared that consuming green tea supplementation with aerobic exercise can influence and control obesity and increase of HSP72 of type 2 diabetes patients due to weight loss and BMI reduction.
    Keywords: Heat shock protein, Aerobic exercise, Green tea, Obese diabetic women
  • N. Danaei, E. Panahi Kokhdan, L. Manzouri, M. Nikseresht* Pages 1107-1118
    Background and Aim
    Angiogenesis is associated with tumor growth and metastasis of tumor cells, this processes directly linked with the production of nitric oxide. In this study anticancer effects of hydroalcohoic extract of M. chamomilla and avastin (bevacizumab) were investigated via dimethyl thiazol diphenyltetrazolium bromide (MTT) cell viability assay and nitric oxide (NO) production level in colon cancer cell line (HT-29).
    Methods
    In the present experimental study, the HT-29 cell line was cultured in RPMI-1640 media supplemented with 10% (v/v) fetal bovine serum (FBS), 1% antibiotic solution (consisting of100 U/mL penicillin and 100 µg/ml streptomycin). After growing to a favorite confluent, 104cells were seeded into separate 96-well culture microtiter plates and incubated at 370C in an incubator with 5% CO2 for 24 h prior to treatment. Every plate was treated with different concentrations of the extract (1000, 1400, 1800, 2200, 2600 µg/ml of medium) and bevacizumab (100,200,300 µg/ml). The production of NO was assessed by Griess reagent and the cell viability was determined by MTT assay. The results were compared by one-way ANOVA followed by Tukey-Kramer.
    Result
    The results of MTT assay indicated that the extract and bevacizumab anticancer effect is time and dose dependent. The highest percentage of cell death was observed after 48 h incubation which increased in the bevacizumab concentration (P
    Conclusion
    The results of the present study demonstrated that bevacizumab and the hydroalcohoic extract of M. chamomilla had an inhibitory effect on NO production by HT-29. The production of NO by HT-29 was inhibited after treatment by the extract of M. chamomillamay contribute to angiogenesis via decreasing of NO production and has antimatastatic effect.
    Keywords: Matricaria chamomilla, avastin, HT, 29, colorectal cancer, Nitric oxide
  • S. Bastani, M. Mohamadzade *, Y. Pazhang Pages 1119-1129
    Introduction
    Beta;-AR receptors are one of the proteins involved in cancer and stress. The therapeutic activity of β-blockers such as propranolol is attributed to the blockade of β1-adrenergic receptors (ARs). In this study, the effect of propranolol on the viability of K562 cell line was examined.
    Material and
    Methods
    In order to assessment of anti-tumoral effects of propranolol, different concentrations of propranolol were prepared. K562 cells were treated with different concentrations of propranolol, then the percentage of inhibitory effect of propranolol on K562 cell viability at different times (24, 48 and 72 hours) was estimated by MTT assay. Gel electrophoresis of DNA and DAPI staining were used for apoptosis investigation. Statistical comparisons were performed using two-sample t-test, Nominal significance level of each univariate test was 0.05.
    Results
    Propranolol decreased viability of K562 cell line. The inhibitory effect of propranolol is time- and concentration-dependent, thus in higher concentrations and 72 hours after treatment, the maximum inhibitory effect was observed. (P
    Conclusions
    With respect to the inhibitory effect of propranolol on cell viability and its apoptotic effect on K562 cell line, this drug may be used for cancer therapy.
    Keywords: K562 cell line, beta adrenergic receptor, propranolol, MTT assay