فهرست مطالب

تحقیقات علوم رفتاری - سال سیزدهم شماره 4 (1394)
  • سال سیزدهم شماره 4 (1394)
  • تاریخ انتشار: 1395/02/04
  • تعداد عناوین: 15
|
  • مقاله های پژوهشی
  • وحید نجاتی صفحات 519-524
    زمینه و هدف
    توجه پایدار می تواند به وسیله تکالیف مداد- کاغذی مورد سنجش قرار گیرد. هدف مطالعه حاضر، طراحی یک آزمون مداد- کاغذی فارسی برای سنجش توجه پایدار و بررسی روایی و پایایی آن بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی بر روی 230 دانش آموز دبستانی با میانگین سنی 46/1 ± 09/9 سال و با دامنه سنی 7 تا 11 سال صورت گرفت. آزمون ثبت توجه و آزمون عملکرد مداوم بر روی نمونه ها اجرا شد. آزمون ثبت توجه بر روی 151 نفر از نمونه ها با فاصله 4 تا 6 هفته تکرار گردید. برای بررسی روایی همزمان، آزمون Pearson بین نتایج دو آزمون عملکرد مداوم و ثبت توجه مورد استفاده قرار گرفت. برای بررسی تکرارپذیری نیز بین دو نوبت اجرای تکلیف آزمون، آزمون Pearson انجام شد.
    یافته ها
    خطای حذف و خطای ارتکاب در دو آزمون با یکدیگر رابطه مثبت و معنی داری داشتند. خطای حذف، خطای ارتکاب و کل زمان آزمون به ترتیب با ضرایب Pearson 886/0، 610/0 و 478/0 در دو ارزیابی، همبستگی مثبت و در سطح 001/0 معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    آزمون ثبت توجه یک آزمون معتبر و تکرارپذیر برای سنجش توجه پایدار است.
    کلیدواژگان: آزمون ثبت توجه، آزمون عملکرد مداوم، توجه پایدار
  • شهریار شهیدی، وحید نجاتی، سامان کمری صفحات 525-531
    زمینه و هدف
    ویژگی های شخصیتی برخاسته از تفاوت های فرهنگی است. این پژوهش با هدف بررسی ویژگی های شخصیتی در فرهنگ ایرانی انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه مقطعی حاضر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای، بر روی 4342 نوجوان ایرانی از 12 استان کشور انجام شد. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه ویژگی های شخصیتی NEO-FFI (NEO Five-Factor Inventory) استفاده گردید. جهت تحلیل داده ها، روش تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    بین ویژگی های شخصیتی دختران و پسران در تمام ابعاد شخصیت تفاوت معنی داری وجود داشت. همچنین، بین اقوام مختلف ایرانی در ابعاد ویژگی های شخصیتی نیز تفاوت معنی داری مشاهده شد (001/0 > P). از طرف دیگر، بین ویژگی های شخصیتی افراد در اقلیم های مختلف جغرافیایی نیز تفاوت معنی داری به دست آمد.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که فرهنگ، قومیت و اقلیم جغرافیایی می تواند بر روی ویژگی های شخصیتی مردم ایران تاثیرگذار باشد.
    کلیدواژگان: شخصیت، تفاوت های فرهنگی، ویژگی های شخصیتی
  • النا هوسپیان، فریبا یزدخواستی، فرحناز فاطمی صفحات 532-537
    زمینه و هدف
    ویژگی های شخصیتی مانند کمال گرایی، می تواند از عوامل زمینه ساز یا تشدید کننده اختلالات جسمانی یا روان پزشکی باشد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه کمال گرایی نوروتیک و اختلال بدشکلی بدن در بیماران پوستی و افراد سالم و بررسی نقش کمال گرایی و بدشکلی بدن بر روی پیش بینی احتمال ابتلا به بیماری های پوستی بود.
    مواد و روش ها
    این پژوهش به صورت توصیفی- همبستگی انجام شد. نمونه گیری به صورت تصادفی، خوشه ایو تک مرحله ای صورت گرفت. ابتدا دو کلینیک پوست به صورت تصادفی انتخاب گردید و 112 نفر از مراجعه کنندگان به آن جا مورد بررسی قرار گرفتند. 106 فرد سالم نیز به عنوان گروه شاهد در این مطالعه شرکت نمودند که با گروه پژوهش از نظر متغیرهای جمعیت شناختی همسان سازی شده بودند. برای جمع آوری داده ها، پرسش نامه کمال گرایی نوروتیک و مقیاس خودسنجی نشانه های اختلال بدشکلی بدن پس از جلب رضایت آن ها تکمیل گردید.
    یافته ها
    میانگین نمرات کمال گرایی نوروتیک و اختلال بدشکلی بدن (01/0 > P) در گروه بیماران پوستی به صورت معنی داری بالاتر از گروه افراد سالم به دست آمد. همچنین، کمال گرایی نوروتیک و بدشکلی بدنی، توان پیش بینی احتمال ابتلا به بیماری پوستی را داشت (23/0 = R، 01/0 > P).
    نتیجه گیری
    کمال گرایی نوروتیک و بدشکلی بدنی می تواند باعث ایجاد یا تشدید اختلالات پوستی و به تبع آن، ایجاد اختلال بدشکلی بدن در افراد مبتلا به انواع اختلالات پوستی شود. بنابراین، آگاهی از ویژگی شخصیتی کمال گرایی و اختلال بدشکلی بدن برای پزشکان و متخصصان، جهت ارایه خدمات روان درمانی و پیشبرد بهتر فرایند درمان حایز اهمیت می باشد.
    کلیدواژگان: کمال گرایی نوروتیک، بیماری های پوستی، اختلال بدشکلی بدن
  • ابراهیم اکبری، حمید پورشریفی، زینب عظیمی، زهرا حسین زاده ملکی، احمد امیری پیچاکلایی صفحات 538-548
    زمینه و هدف
    هدف پژوهش حاضر، اثربخشی درمان تحلیل تبادلی مبتنی بر مصاحبه انگیزشی روی بیماران مبتلا به اختلال خوردن بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به روش طرح نیمه آزمایشی، تک موردی و از نوع خط پایه چندگانه انجام شد. بدین جهت، دو شرکت کننده دختر در واحد مشاوره روان شناختی مرکز ایمن طب زاگرس شهر شیراز با نمونه گیری هدفمند در سال 1391 انتخاب شدند و تحت درمان تحلیل تبادلی مبتنی بر مصاحبه انگیزشی قرار گرفتند. شرکت کنندگان در مراحل پیش از درمان (خط پایه) و طی جلسه های سوم، هشتم، چهاردهم، نوزدهم، بیست و سوم و مرحله پیگیری یک ماهه، پرسش نامه های اختلال خوردن اهواز، عادات غذا خوردن، نگرش فرد در مورد بدن خود، حالات شخصیت، روابط بین فردی و عزت نفس را تکمیل کردند. همچنین، حجم توده بدنی (Body mass index یا BMI) آن ها طی مراحل درمان اندازه گیری شد. شاخص درصد بهبودی و اندازه اثر برای تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    روش درمانی تحلیل تبادلی مبتنی بر مصاحبه انگیزشی، در بهبود بیماران مبتلا به اختلال خوردن اثربخش بود و در همه آماج ها، تغییرات چشمگیر و پایداری را ایجاد کرد. هر دو شرکت کننده پس از پایان درمان و دوره پیگیری، در اختلال خوردن 73 درصد، عادات غذا خوردن 74 درصد، تن انگاره 60 درصد، روابط بین فردی 62 درصد، عزت نفس 54 درصد و حالات خود 76 درصد بهبودی کلی را نشان دادند.
    نتیجه گیری
    درمان تحلیل تبادلی مبتنی بر مصاحبه انگیزشی می تواند به عنوان درمانی کارا در بهبود بیماران مبتلا به بی اشتهایی و پراشتهایی عصبی استفاده گردد.
    کلیدواژگان: اختلال خوردن، بی اشتهایی عصبی، پراشتهایی عصبی، تحلیل تبادلی، مصاحبه انگیزشی
  • عباس مهوش ورنوسفادرانی، کمال پرهون، مجتبی ابراهیمی، فرهاد محکی صفحات 549-554
    زمینه و هدف
    مطالعات نشان می دهند که افراد با آسیب شنوایی، دارای اختلالات اضطرابی از جمله هراس اجتماعی می باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی در درمان هراس اجتماعی افراد آسیب دیده شنوایی انجام شد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه شاهد و پیگیری بود. از میان کلیه دانش آموزان آسیب دیده شنوایی 8 تا 18 ساله شهر اراک، 22 نفر که در پرسش نامه هراس و اضطراب اجتماعی Turner نمرات بالایی را به دست آوردند، انتخاب شدند و پس از همتاسازی، بر حسب هوش و سن به صورت تصادفی در دو گروه شاهد و آزمایش قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت دو ماه، 2 جلسه در هفته، آموزش دیدند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های Independent t و تحلیل کوواریانس، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    گروه آزمایش عملکرد بهتری در پس آزمون و همچنین، در موقعیت پیگیری (001/0 > P) نسبت به گروه شاهد داشت. بر اساس یافته ها، آموزش مهارت ها تاثیر قابل ملاحظه ای بر کاهش هراس اجتماعی این افراد داشت.
    نتیجه گیری
    با استناد به یافته های به دست آمده از پژوهش حاضر، می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارت های اجتماعی می تواند به عنوان یک روش مداخله ای، در کاهش هراس اجتماعی افراد آسیب دیده شنوایی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: هراس اجتماعی، آسیب شنوایی، مهارت های اجتماعی
  • غلام رضا خیرآبادی، سیما صدری، زهرا عابدی، الهام ولایتی صفحات 555-561
    زمینه و هدف
    با وجود اقدامات چشمگیر سال های اخیر نسبت به بهبود وضعیت سلامت طبی زنان در سنین باروری، سلامت روان این گروه به نحو بارزی مغفول مانده است. با توجه به شیوع روزافزون افسردگی به ویژه در زنان سنین باروری، تاثیرات منفی آن بر سلامت، کیفیت زندگی آنان و سایر اعضای خانواده و تاثیرپذیری بالای افسردگی زنان از عوامل اجتماعی و جمعیت شناختی جوامع مختلف، مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع افسردگی پس از زایمان و ارتباط آن با بعضی عوامل خطر اجتماعی و جمعیت شناختی در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهرستان نجف آباد انجام شد. بدین طریق می توان پیشنهادات را برای برنامه ریزی بهداشتی، بر عوامل خطر بومی مبتنی نمود.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر به صورت توصیفی- مقطعی در تابستان 1383 صورت گرفت. در این مطالعه، یک گروه 640 نفره شامل کلیه مادران مناطق روستایی شبکه بهداشتی- درمانی نجف آباد اصفهان مورد بررسی قرار گرفتند که از زمان زایمان آن ها 2 ماه تا 1 سال گذشته بود. اطلاعات با استفاده از پرسش نامه استاندارد افسردگی Edinburgh (ویژه دوره پس از زایمان) و یک پرسش نامه محقق ساخته مشتمل بر خصوصیات دموگرافیک و سایر متغیرهای مورد نظر در مطالعه جمع آوری شد.
    یافته ها
    شیوع کلی افسردگی در جمعیت مورد مطالعه، 2/37 درصد به دست آمد. خانه دار بودن، حاملگی ناخواسته، عدم شیردهی، بیماری مادرزادی آشکار نوزاد، نخست زا بودن و داشتن بیش از 3 مورد زایمان از عوامل اصلی مرتبط با افسردگی پس از زایمان در مطالعه حاضر بودند. سن مادر، نوع زایمان، وضعیت اقتصادی خانواده، میزان تحصیلات مادران و عدم رضایت از جنسیت کودک رابطه ای با افسردگی مادران نداشت.
    نتیجه گیری
    مطالعات متنوع گذشته، مدرک معتبری را در حمایت از وجود عوامل خطر مشترک دموگرافیک و اجتماعی برای افسردگی پس از زایمان در جوامع مختلف ارایه نکردند. بنابراین، جهت پیشگیری از افسردگی پس از زایمان، هر نوع مداخله بهداشتی لازم است مبتنی بر عوامل خطر منطقه ای صورت گیرد.
    کلیدواژگان: عوامل خطر، افسردگی، زایمان، سنین باوری
  • سمیه علیجانی، ناهید اکرمی، الهام فقیه ایمانی صفحات 562-571
    زمینه و هدف
    دیابت، یکی از شایع ترین بیماری های مزمن عصر حاضر به شمار می رود. پژوهش ها حاکی از تاثیر سبک زندگی بر افزایش و شیوع این بیماری است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش اصلاح سبک زندگی بر علایم روان شناختی و کنترل قند خون در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از نوع کارآزمایی بالینی بود که به صورت تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و همراه با گروه شاهد و مرحله پیگیری انجام گردید. جامعه آماری را کلیه افراد مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1392 تشکیل دادند. بر این اساس، نمونه ای مرکب از 42 نفر از این بیماران به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (21 نفر) و شاهد (21 نفر) قرار گرفتند. به منظور جمع آوری اطلاعات، از چک لیست علایم روان شناختی نوع 90 سوالی اصلاح شده (Symptom checklist-90-Revised یا SCL-90-R) و تست قند خون (Hemoglobin A1c یا HBA1C) استفاده شد که در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و سه ماه پس از آخرین مداخلات آموزشی (پیگیری) روی بیماران اجرا گردید. اجرای پژوهش، 6 ماه به طول انجامید و مداخلات آموزشی اصلاح سبک زندگی تنها بر روی گروه آزمایش در طی 8 جلسه به صورت هفتگی و به مدت 90 دقیقه در طی 2 ماه اجرا شد. جهت محاسبات آماری، از آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) استفاده گردید. در نهایت، داده ها در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    آموزش اصلاح سبک زندگی به جز ترس مرضی، بر کاهش علایم روان شناختی (شکایات جسمانی، وسواس- اجبار، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، پارانوئید و روان پریشی) و میزان قند خون در مرحله پس آزمون و پیگیری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو تاثیر معنی داری داشت (050/0 > P).
    نتیجه گیری
    آموزش اصلاح سبک زندگی بر کاهش میانگین علایم روان شناختی و میزان قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع دو موثر است. همچنین، برنامه ریزی و برگزاری دوره های آموزشی برای این بیماران، بر اساس بسته آموزشی این پژوهش در جهت بهبود بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، تاثیرگذار بود. از این رو، پیشنهاد می شودکه اثربخشی این نوع از مداخلات برای بیماری های مزمن دیگر نیز بررسی شود. نتایج این پژوهش می تواند مورد استفاده پزشکان، متخصصان تغذیه، مشاوران و روان شناسان قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، علایم روان شناختی، کنترل قند خون، دیابت نوع دو
  • حسین کارسازی، محمد نصیری، تورج هاشمی نصرت آباد صفحات 572-580
    زمینه و هدف
    مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (Difficulties in Emotion Regulation Scale یا DERS) ابزار چند بعدی پرکاربردی در مطالعات مرتبط با تنظیم هیجان محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه دو رویکرد تحلیل عاملی تاییدی (Confirmatory factor analysis یا CFA) و مدل یابی معادلات ساختاری اکتشافی (Exploratory structural equation modeling یا ESEM) در ارزیابی ساختار عاملی DERS بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی و بر اساس داده های مربوط به 250 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز انجام شد که به صورت نمونه گیری خوشه ایانتخاب شدند. نسخه فارسی DERS برای دستیابی به اهداف پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. داده های پژوهش حاضر با استفاده از روش CFA و ESEM در نرم افزار Mplus تجزیه و تحلیل شد. همچنین، مقایسه روش CFA و ESEM از طریق شاخص ΔCFI صورت پذیرفت.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که برخلاف CFA، ESEM روش مناسبی برای ارزیابی ساختار عاملی DERS بود و دید روشن تری از ساختار نهفته آن ارایه می داد. در نهایت، ساختار 25 سوالی از مقیاس 4 عاملی که سوال های دارای نمره گذاری معکوس در آن وجود نداشت، بهترین برازش را کسب نمود. شاخص ریشه میانگین مربعات خطای برآورد (Root mean square error of approximation یا RMSEA)، شاخص برازش تطبیقی (Comparative fit index یا CFI) و شاخص TLI (Tucker-Lewis index)برای این مدل به ترتیب 064/0، 964/0 و 951/0 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    با توجه به ساختار عاملی مناسب مقیاس 25 سوالی، به نظر می رسد که گویه های معکوس در کاربرد DERS مشکل آفرین باشد. با وجود حذف گویه های معکوس در پژوهش حاضر، پیشنهاد می شود که این گویه ها در پژوهش های آینده با سوالات دارای نمره گذاری مستقیم جایگزین شوند و برازش ساختار عاملی آن مورد ارزیابی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تحلیل عاملی تاییدی، مدل یابی معادلات ساختاری اکتشافی، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان
  • آرزو آقایی، میترا صوابی اصفهانی، غلامرضا خیرآبادی صفحات 581-586
    زمینه و هدف
    افسردگی یکی از مهم ترین اختلالات روان پزشکی در دوران پس از زایمان می باشد. این بیماری عواقب نامساعدی بر هر دو نسل (مادر وکودک) در پی خواهد داشت و ممکن است با شیردهی ارتباط داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین افسردگی مادران پس از زایمان با وضعیت شیردهی در دو سال اول زندگی انجام شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی، 366 مادر 45-18 ساله که در مراکز بهداشتی- درمانی پرونده بهداشتی داشتند، با روش نمونه گیری تصادفی آسان انتخاب شدند و مورد بررسی قرار گرفتند. پرسش نامه های استاندارد افسردگی پس از زایمان Edinburgh (Edinburgh Postnatal Depression Scale) و خصوصیات فردی- باروری توسط شرکت کنندگان تکمیل گردید. اطلاعات با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    4/30 درصد مادران غیر شیرده مبتلا به افسردگی بودند. این میزان در مادران با روش تغذیه انحصاری با شیر مادر، 6/19 درصد و در گروه شیر مادر با سایر ترکیبات،
    3/18 درصد به دست آمد. یافته ها نشان داد که بین نمره افسردگی و دو متغیر نوع و مدت زمان شیردهی ارتباط معنی داری وجود داشت (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    وجود درجاتی از افسردگی در نمونه های مورد پژوهش و همچنین، وجود ارتباط بین افسردگی مادران و وضعیت شیردهی، اهمیت غربالگری افسردگی در دوران شیردهی را روشن می سازد. بنابراین، به منظور سود بردن از فواید تغذیه با شیر مادر و نیز بهبود رشد و تکامل و سلامت شیرخواران، پیشنهاد می شود که مراقبان بهداشتی به این مساله توجه نمایند.
    کلیدواژگان: افسردگی، دوره پس از زایمان، شیردهی، اصفهان، مرکز بهداشتی، درمان
  • فاطمه زرگر، رضا باقریان سرارودی صفحات 587-594
    زمینه و هدف
    از دهه 1970، جریان یکپارچه شدن ذهن آگاهی با روان درمانی شروع شد و اثربخشی بالایی در درمان بسیاری از اختلالات و ارتقای وضعیت روان شناختی افراد بدون اختلال داشته است. یکی از حوزه های مورد مداخله با استفاده از فنون ذهن آگاهی، بهبود مهارت های فرزندپروری است. این مطالعه به معرفی مدل فرزندپروری ذهن آگاهانه (Mindful parenting) پرداخت.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه موردی ساده (حکایتی) بود که با استفاده از روش شناسی مرور کتابخانه ای منابع و مقالات نمایه شده در پایگاه های PubMed، Google Scholar، Science Direct، SID و Magiran در حیطه فرزندپروری انجام گرفت.
    یافته ها
    پژوهش های مرتبط با درمان های مختلف در حوزه فرزندپروری از جمله برنامه فرزندپروری مثبت و فرزندپروری ذهن آگاهانه ارایه شد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مطالعات پیشین، می توان گفت که فرزندپروری ذهن آگاهانه اثربخشی خود را در حوزه های مختلف مانند افزایش رضایتمندی مراقبان، بهبود عملکرد خانواده، مهارت های فرزندپروری والدین و کاهش مشکلات رفتاری فرزندان نشان داده است. با این وجود، نقاط ضعف بعضی از این درمان ها، حجم نمونه کم، عدم وجود گروه شاهد و مقایسه با سایر درمان های پیشین در حوزه فرزندپروری است که لزوم مطالعات بیشتر را خاطر نشان می سازد.
    کلیدواژگان: فرزندپروری، ذهن آگاهی، رفتار درمانی
  • شیرین ارجمندی، سالار فرامرزی، احمد عابدی صفحات 595-601
    زمینه و هدف
    یکپارچگی حسی، بهبود توانایی کودکان برای پردازش و سازماندهی اطلاعات حسی است. زمانی که مغز بتواند اطلاعات حسی را سازماندهی نماید، نتیجه آن، بهبود عملکرد مهارت های زندگی، رشد عاطفی و رشد عمومی می باشد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر آموزش یکپارچگی حسی بر مهارت های عصب روان شناختی دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه- بیش فعالی (Attention deficit hyperactivity disorder یا ADHD) بود.
    مواد و روش ها
    مطالعه آزمایشی حاضر به روش پیش آزمون- پس آزمون و با گروه شاهد انجام گرفت و در آن، 20 نفر از دانش آموزان ابتدایی مبتلا به ADHD شهر اصفهان مورد مطالعه قرار گرفتند. این افراد پس از انتخاب تصادفی، بر اساس معیارهای ورود به پژوهش و در طی روش نمونه گیری چندمرحله ای، به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و شاهد تقسیم شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسش نامه Conners (فرم والد و معلم) و پرسش نامه عصب روان شناختی کودک و نوجوان Conners بود. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس در نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بین عملکرد دو گروه آزمایش و شاهد در مهارت های عصب روان شناختی در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    آموزش یکپارچگی حسی بر مهارت های عصب روان شناختی کودکان تاثیر دارد و می توان از این روش آموزشی در توان بخشی و آموزش کودکان دارای ADHD بهره برد. علاوه بر این، می توان از این روش در مراکز آمادگی و پیش دبستانی استفاده نمود تا از بروز اختلال ADHD در دوران تحصیلی جلوگیری به عمل آید.
    کلیدواژگان: یکپارچگی حسی، مهارت های عصب روان شناختی، دانش آموز، اختلال نقص توجه و بیش فعالی
  • کورش بنی هاشمیان، عبدالزهرا نعامی، یدالله زرگر، نسرین ارشدی، ایران داودی صفحات 602-608
    زمینه و هدف
    تنطیم شناختی- هیجانی، نوعی راهکار مقابله ای است که فرد را در مقابله با سانحه یاری می کند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه تنظیم شناختی- هیجانی و رشد پس از سانحه در بیماران زن و مرد مبتلا به هپاتیت B بود.
    مواد و روش ها
    جامعه آماری این پژوهش را بیماران زن و مرد مبتلا به هپاتیت B در مرکز تحقیقات هپاتیت بیمارستان نمازی شیراز تشکیل دادند. 250 بیمار مبتلا به هپاتیت B (125 زن و 125 مرد) به طور تصادفی انتخاب شدند و از پرسش نامه های تنظیم شناختی- هیجانی Garnefski و رشد پس از سانحه Tedeschi استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی Pearson و MANOVA در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    رشد پس از سانحه با پذیرش (47/0 = r، 001/0 > P)، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی (21/0 = r، 001/0 = P)، ارزیابی مجدد مثبت (25/0 = r، 001/0 > P) و کنار آمدن با دیدگاه (38/0 = r، 001/0 > P)، رابطه مثبت و معنی دار و با سرزنش خود (38/0- = r، 001/0 > P)، سرزنش دیگران (42/0- = r، 001/0 = P)، فاجعه انگاری (60/0- = r، 001/0 > P) و نشخوار ذهنی (14/0- = r، 021/0 = P) رابطه منفی و معنی داری داشت. همچنین، مردان بیشتر از زنان تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی و ارزیابی مجدد مثبت را مورد استفاده قرار دادند و زنان بیشتر از مردان نشخوار ذهنی، فاجعه انگاری و سرزنش دیگران را به کار بردند (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    استفاده از تنظیم شناختی- هیجانی سازگار، رشد پس از سانحه را در افراد مبتلا به هپاتیت B افزایش می دهد و زنان مبتلا به هپاتیت B بیشتر از مردان از راهکارهای تنظیم شناختی- هیجانی ناسازگار استفاده می کنند. بنابراین، نتایج این پژوهش می تواند به منظور سنجش و ارتقای سطح استفاده از راهبردهای تنظیم شناختی- هیجانی سازگار، مفید واقع شود. در پژوهش های آینده، می توان راهبردهای تنظیم شناختی- هیجانی را بین بیماران مبتلا به سایر بیماری های مزمن مورد مقایسه قرار داد.
    کلیدواژگان: رشد پس از سانحه، تنظیم شناختی، هیجانی، هپاتیت B
  • فرشته سادات مرتضوی نصیری، شهلا پاکدامن، محسن دهقانی صفحات 609-616
    زمینه و هدف
    میگرن یکی از شایع ترین انواع سردرد می باشد که تاثیر بسزایی بر عملکرد بیماران و حتی منجر به ناتوانی آن ها می شود. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی رابطه بین فاجعه آفرینی و اضطراب ناشی از درد میگرن با سلامت بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع مقطعی- همبستگی، بر روی 178 بیمار مبتلا به سردرد میگرن انجام شد. این افراد به مطب های خصوصی متخصصان مغز و اعصاب و بیمارستان های شهر تهران مراجعه کردند و مبتلا به میگرن توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب تشخیص داده شدند. انتخاب بیماران به روش نمونه گیری در دسترس صورت گرفت. آن ها 3 پرسش نامه سنجش ناتوانی ناشی از سردرد (Headache Disability Inventory یا HDI)، فاجعه آفرینی درد (Pain Catastrophizing Scale یا PCS) و اضطراب درد (Pain Anxiety Symptoms Scale یا PASS-20) را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    مطابق با یافته های پژوهش، بین هر دو متغیر فاجعه آفرینی (64/0 = R) و اضطراب مرتبط با درد (62/0 = R) با ناتوانی ناشی از سردرد، همبستگی مثبت معنی دار وجود داشت. اضطراب مرتبط با درد قادر به پیش بینی 36 درصد از واریانس ناتوانی ناشی از سردرد بود (001/0 > P) که با ورود خرده مقیاس های متغیر فاجعه آفرینی، از میزان این پیش بینی کاسته شد. این موضوع تاثیر بسزای متغیر فاجعه انگاری و خرده مقیاس های آن را در پیش بینی میزان ناتوانی ناشی از سردرد نشان داد.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر بر نقش متغیرهای روان شناختی در پیش بینی ناتوانی ناشی از سردرد بیماران مبتلا به میگرن تاکید نمود. بر اساس نتایج این مطالعه، سطح فاجعه آفرینی می تواند ناتوانی ناشی از سردرد را پیش بینی کند. بنابراین، توجه به نقش فاجعه آفرینی مبتلایان به سردرد میگرنی مزمن، یکی از مضامین بالینی این پژوهش به شمار می رود. این موضوع می تواند به افزایش کیفیت زندگی مبتلایان به میگرن کمک نماید.
    کلیدواژگان: فاجعه آفرینی، اضطراب، درد، میگرن
  • سمانه محمدپور، فاطمه احمدی سبزواری، هدایت نظری صفحات 617-624
    زمینه و هدف
    هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی دارو درمانی با شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (Mindfullness-based cognitive therapy یا MBCT) در کاهش شدت علایم اختلال افسردگی اساسی بود.
    مواد و روش ها
    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و دوره پیگیری (یک ماهه) بود که در سال 1393 انجام شد. 40 نفر از بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی [بر اساس نظر روان پزشک و مطابق ملاک های تشخیصی (Diagnostic and Statistical Manual-4th Edition-Text Revision یا DSM-IV-TR)] مراجعه کننده به درمانگاه اعصاب و روان صدیق شهرستان خرم آباد که دارای پرونده بودند، به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه دارو درمانی (20 نفر) و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (20 نفر) قرار گرفتند. سپس با استفاده از مقیاس افسردگی Hamilton (Hamilton Rating Scale for Depression یا HRSD) بررسی شدند. گروه MBCT به مدت 8 جلسه تحت آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفت و گروه دارو درمانی هر روز 1 کپسول فلوکستین 20 میلی گرم به مدت 2 ماه دریافت نمود. در پایان هر دو گروه مورد پس آزمون قرار گرفتند و داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    بین دو گروه دارو درمانی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0 > P)؛ به طوری که میانگین نمرات گروه دارو درمانی کاهش بیشتری را نشان داد، اما در دوره پیگیری اثرات گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی پایدارتر بود.
    نتیجه گیری
    هر دو درمان در بهبود افسردگی بیماران موثر می باشد. با این وجود، درمان دارویی در کاهش علایم افسردگی اثرات بیشتری دارد، اما روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی دارای اثرات درمانی پایدارتری است. بنابراین، بر اساس نتایج چنین پژوهش هایی، می توان پیشنهاد نمود که پژوهشگران در مطالعات آینده به طراحی کارآزمایی های بالینی با ترکیب روش های درمانی تجربی بپردازند.
    کلیدواژگان: اختلال افسردگی اساسی، دارو درمانی، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی
  • افسانه حسن پور، فرشید اصلانی، زهره گودرزی صفحات 625-630
    زمینه و هدف
    ریشه بسیاری از مشکلات رشدی، عاطفی، رفتاری، اجتماعی و... ناشی از شکل گیری دلبستگی ناایمن و شرایط حاکم بر آن می باشد. از این رو، آموزش مهارت های عاطفی به مادران در کاهش دلبستگی ناایمن و مشکلات رفتاری راه حل مناسبی برای مشکل فوق است.
    مواد و روش ها
    نمونه ها با روش نمونه گیری تصادفی- خوشه ای، انتخاب و در دو گروه آزمایش و شاهد جایگزین شدند. آزمودنی ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون به پرسش نامه ها پاسخ دادند. آموزش مهارت های عاطفی به مادران در گروه آزمایش و در 8 جلسه به شکل گروهی انجام گرفت و گروه شاهد در طی پژوهش هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. داده ها با استفاده از آزمون کواریانس در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    در نتیجه آموزش مهارت های عاطفی، کیفیت دلبستگی آزمودنی ها در گروه آزمایش نسبت به گروه شاهد به طور معنی داری افزایش یافت (05/0 ≤ P). همچنین، کاهش معنی داری نیز در میزان مشکلات رفتاری کودکان مشاهده شد (05/0 ≤ P).
    نتیجه گیری
    به وجود آوردن تغییراتی در حساسیت مادرانه، پیش بینی کننده بسیار قوی برای تغییر دلبستگی کودک می باشد. مشکل بسیاری از مادران این است که شیوه و زمان تعاملشان با نیازهای کودک همسان نیست. حساسیت مادرانه می تواند از طریق آموزش مهارت ها به دست آید . علاوه بر این ، افزایش حساسیت مادرانه بر روی فرایندهای توجهی مادر اثر می گذارد و باعث می شود که رفتارهای فعلی کودک خود را بهتر درک کند.
    کلیدواژگان: مهارت های عاطفی، دلبستگی ناایمن، مشکلات رفتاری، دانش آموزان
|
  • Vahid Nejati Pages 519-524
    Aim and
    Background
    Sustained attention can be evaluated through paper and pencil tasks. The purpose of the present study was to design a sustained attention test and evaluate its validity and reliability.
    Methods and Materials: The present cross-sectional study was conducted on 230 elementary school students with the mean age of 9.09 ± 1.46 years (7-11 years). The Continuous Performance Test (CPT) and Persian Attention Registration Test (PART) were conducted on the subjects. The PART was repeated in 151 students after 4 to 6 weeks. The Pearson test was performed for the assesment of test-retest reliability and concurrent validity between the two performances of the test and between CPT and PART results, repectively.
    Findings: Errors of omission and commission had significant positive correlation in both measures. Errors of omission and commission and the total time of test with Pearson coefficients of0.886, 0.610, and 0.478, repectively, had a significant positive correlation in the two tests (P
    Conclusions
    PART is a valid and reliable test for the evaluation of sustained attention.
    Keywords: Attention Registration Test, Continuous Performance Test, Sustained attention
  • Shahriar Shahidi, Vahid Nejati, Saman Kamari Pages 525-531
    Aim and
    Background
    The differences in personality traits are due to cultural dissimilarities. The purpose of the current study was the evaluation of personality traits in the Iranian culture.
    Methods and Materials: The present cross-sectional study was conducted on 4342 Iranian adolescents. The participants were selected through cluster sampling from 12 provinces of Iran. The NEO Five-Factors Inventory (NEO-FFI) was used for data collection. Data were analyzed using multivariate MANOVA.
    Findings: Significant differences were observed between the two genders in all personality traits. Moreover, there were significant differences between personality traits of different ethnic groups in Iran (P
    Conclusions
    The findings showed that culture, climate, and ethnicity can affect personality traits of the Iranian population.
    Keywords: Personality, Cultural differences, Personality traits
  • Elena Hovsepian, Fariba Yazdkhasti, Farahnaz Fatemi Pages 532-537
    Aim and
    Background
    Personality traits such as perfectionism can cause or aggravate underlying physical or psychiatric disorders. The aim of this study was to compare neurotic perfectionism and body dysmorphic disorder (BDD) among patients with skin disorders and healthy individuals and investigate the role of perfectionism and BDD in the risk of skin diseases.
    Methods and Materials: This was a descriptive-correlational study. The study subjects were selected through single-stage cluster sampling. For data collection, 2 clinics were randomly selected, and from among their clients, 112 were selected. In addition, 106 healthy individuals who were matched with the study group for demographic variables were selected as the control group. After obtaining informed consents, the participants completed the Farsi version of the Neurotic Perfectionism Questionnaire and Body Dysmorphic Symptoms Scale.
    Findings: The mean scores of neurotic perfectionism and BDD in patients with skin disorders were significantly higher than healthy subjects (P
    Conclusions
    Neurotic perfectionism and BDD can cause and intensify skin disorders, and consequently, cause BDD in individuals suffering from all types of skin disorders. Therefore, it is important for physicians and specialists to be aware of perfectionism characteristics and BDD in order to provide psychotherapeutic services and promote the treatment process.
    Keywords: Neurotic perfectionism, Skin disorders, Body dysmorphic disorder
  • Ebrahim Akbari, Hamid Poursharifi, Zeinab Azimi, Zahra Hosseinzadeh, Maleki, Ahmad Amiri, Pichakolaei Pages 538-548
    Aim and
    Background
    The aim of the present study was to determine the effectiveness of transactional analysis based on motivational interviewing on patients with eating disorders.
    Methods and Materials: This quasi-experimental study was performed using a multiple baseline single case design. The study subjects consisted of 2 female clients of the psychological counseling unit of Imen Teb Zagros Center in Shiraz, Iran, in 2013. The participants were selected by purposive sampling method and underwent transactional analysis based on motivational interviewing. The subjects completed the Ahwaz Eating Disorder, Food Habits, Body Attitudes, Personality States, Interpersonal Relationships, and Self-esteem Questionnaires during pre-treatment (baseline) and at the third, eighth, fourteenth, nineteenth, and twenty-third sessions, and one-month follow-up. Moreover, their body mass index (BMI) was measured during the course of the treatment. Recovery percentage and the effect size were used for data analysis. For data analysis, percentage improvement and effect size index were used.
    Findings: The results showed that motivational interview-based transactional analysis was effective in curing patients with eating disorders and was been able to cause lasting and significant changes in all targets. At the end of the treatment and follow-up period, both participants demonstrated overall improvement in eating disorder (73%), eating habits (74%), body image (60%), interpersonal relationships (62%), self-esteem (54%), and personality states (76%).
    Conclusions
    Transactional analysis based on motivational interviewing can be an effective treatment for patients with anorexia nervosa and bulimia nervosa.
    Keywords: Eating disorders, Anorexia nervosa, Bulimia nervosa, Transactional analysis, Motivational interviewing
  • Abbas Mahvash, Vernosfaderani, Kamal Parhoon, Mojtaba Ebrahimi, Farhad Mahaki Pages 549-554
    Aim and
    Background
    Previous studies have shown that individuals with hearing impairments suffer from anxiety disorders such as social phobia. The purpose of this research was to determine the effectiveness of social skills training on the treatment of social phobia in individuals with hearing impairment.
    Methods and Materials: This quasi-experimental study was performed with a pretest-posttest design and control group. From among all 8-18 year-old male students with hearing impairment in Arak, Iran, 22 who obtained the highest scores in the Social Phobia and Anxiety Inventory (SPAI) were selected. The participants were matched according to age and intelligence, and then, randomly assigned to an experimental and control group. The experimental group received social skills training 2 sessions per week for 2 months. To analyze data, independent t-test and ANCOVA were applied.
    Findings: The experimental group obtained better results in pretest and follow-up (P
    Conclusions
    It can be concluded that social skills training is an effective intervention method in decreasing social phobia in individuals with hearing impairment.
    Keywords: Hearing impairment, Social skills, Social phobia
  • Gholam Reza Kheirabadi, Sima Sadri, Zahra Abedi, Elham Velayati Pages 555-561
    Aim and
    Background
    Despite prominent medical health improvement programs for women of reproductive ages in recent years, the mental health of this group has been neglected. An increasing trend had been observed in the rate of depression among women of reproductive ages. Depression has negative effects on the health status and quality of life (QOL) of women and their family members. Moreover, sociocultural factors in different societies have high impact on depression in women. Due to the abovementioned factors, this study was designed to evaluate the prevalence of postpartum depression and its correlation with some socio-demographic risk factors in women referred to local health centers in Najafabad, Iran. Using the results of this study, recommendations for health plans can be provided based on local risk factors.
    Methods and Materials: This cross-sectional descriptive study was performed in the summer of 2004. The study subjects included all mothers of rural areas of Najafabad who had given birth 2-12 months prior to the study
    (640 women). The data collection tools consisted of the Edinburgh Postnatal Depression Scale (EPDS) and a researcher-made socio-demographic questionnaire.
    Findings: The total prevalence of depression was 37.2%. Being a housewife, unplanned pregnancy, lack of breastfeeding, prominent congenital malformation of the infant, primiparity, and multiparity (more than 3 births) were the main factors related to postpartum depression in this study. Postpartum depression had no significant relations with mother’s age and level of education, delivery mode, dissatisfaction with infant’s gender, and family economic status.
    Conclusions
    The numerous previous studies have not provided reliable supporting evidence for the existence of common socio-demographic risk factors for postpartum depression in different societies. Thus, all public health interventions for the prevention of postpartum depression must to be based on regional risk factors.
    Keywords: Risk factors, Depression, Delivery, Reproductive ages
  • Somayyeh Alijani, Nahid Akrami, Elham Faghih, Imani Pages 562-571
    Aim and
    Background
    Today, diabetes is one of the most common chronic diseases. Previous researches indicate the effect of lifestyle on the increased incidence of the disease. The purpose of the study was to assess the efficiency of lifestyle modification training on psychological symptoms and glycemic control among patients with type II diabetes.
    Methods and Materials: This was an experimental clinical trial with a pretest-posttest design, control group, and follow-up period. The statistical population included all patients with type II diabetes referred to the Glands and Metabolism Research Center in the Medical Science University of Isfahan, Iran, in 2013. Accordingly, a sample of 42 diabetics was selected using convenience sampling and they were randomly allocated to experimental (n = 21) and control (n = 21) groups. The Symptom Checklist-90-R (SCL-90-R) and blood test for HbA1c were utilized in pre-test, post-test, and 3 months after the intervention (follow-up). The study was implemented during 6 months. The interventions were performed in the experimental group within 8 weekly sessions lasting 90 minutes for 2 months. The data were analyzed using MANCOVA in SPSS software.
    Findings: Lifestyle modification training had significant effects on psychological symptoms (on physical complaints, obsession-compulsion, interpersonal obsessive disorder (IOD), depression, anxiety, aggression, paranoid, and melancholia, except phobia), blood sugar levels of patients with type II diabetes at post-test and follow-up stages (P
    Conclusions
    According to the results, it can be concluded that lifestyle modification training is effective on the reduction of mean psychological symptoms scores and blood sugar levels in patients with type II diabetes. In addition, planning and holding educational courses according to the educational package of the present study is effective on the improvement of these patients. Thus, it is suggested that the efficacy of this intervention be evaluated in other chronic illnesses. Moreover, the results of this study can be exploited by doctors, nutritionists, counselors, and psychologists.
    Keywords: Lifestyle, Psychological symptoms, Glycemic control, Type II diabetes
  • Hossein Karsazi, Mohammad Nasiri, Touraj Hashemi, Nosratabad Pages 572-580
    Aim and
    Background
    The Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS) is a multi dimensional tool used in studies related to emotion regulation. The purpose of the present study was to compare the confirmatory factor analysis (CFA) approach and exploratory structural equation modeling (ESEM) in terms of evaluation of factor structure of the DERS.
    Methods and Materials: This was a descriptive-correlational study based on data obtained from 250 students of the University of Tabriz, Iran. The participants were selected through cluster sampling. To achieve the research objectives, the Persian version of the DERS was used. In this study, the CFA and ESEM approaches were applied using the Mplus software. Moreover, the comparison of CFA and ESEM methods was conducted through ΔCFI index.
    Findings: The results showed that contrary to the CFA method, the ESEM technique is a suitable method to assess the factor structure of DERS and offers a clearer view of its latent structure. The 25-itemstructure of the scale with 4 factors and no reverse-scored items showed the best fit. For this model, EMSEA, CFI, and TLI of equal to 0.064, 0.964, and 0.951, respectively, were obtained.
    Conclusions
    The appropriate factor structure of the 25-item scale illustrates that reverse-scored items seem to be problematic in DERS application. Due to the removal of reverse-scored items in the present study, it is suggested that these items be replaced with direct-scored items and the fit of factor structure be evaluated in future researches.
    Keywords: Confirmatory factor analysis, Exploratory structural equation modeling, Difficulties in emotion regulation scale
  • Arezo Aghaii, Mitra Savabi, Esfahani, Gholam Reza Kheirabadi Pages 581-586
    Aim and
    Background
    Depression is a major postpartum mental disorder. This disorder will have adverse consequences for both generations (mother and child) and may be correlated with breastfeeding. The aim of the present study was to determine the association between postpartum depression and postpartum lactation during the 2 first years of life.
    Methods and Materials: This descriptive correlational study was conducted on 366 mothers of 18-45 years of age. The subjects were selected through simple random sampling from among women who had medical records in health care centers. The data collection tools included the Edinburgh Postnatal Depression Scale and the Demographic-Reproductive Characteristics Questionnaire. Data were analyzed using descriptive and inferential statistical methods in SPSS software.
    Findings: Among the mothers, 30.4% of non-lactating mothers had depression. However, 19.6% of exclusively breastfeeding mothers and 18.3% of mothers who used breastfeeding in combination with other methods had depression. A significant correlation was observed between the depression scores and the two variables of type and duration of lactation (P
    Conclusions
    Existence of depression among the subjects in this study, and the correlation of maternal depression with lactation status clarify the importance of screening for depression during the breastfeeding period. Thus, in order to benefit from the advantages of breastfeeding and improve infants’ growth and health, the consideration of this issue by health care providers is recommended.
    Keywords: Postpartum depression, Lactation status, Health care centers
  • Fatemeh Zargar, Reza Bagherian, Sararoudi Pages 587-594
    Aim and
    Background
    The integration of mindfulness with psychotherapy began in the 1970s and has been shown to be highly effective in treating psychological disorders and promoting psychological status in individuals without mental disorders. Improvement of parenting skills is one of the areas in which mindfulness techniques have been utilized as intervention. This paper introduces the mindful parenting model.
    Methods and Materials: This simple review (narrative) study was performed through a literature review of articles on parenting indexed in the databases of PubMed, Google Scholar, Science Direct, Scientific Information Database (SID), and Magiran.
    Findings: Researches have been conducted on various treatment methods in the area of parenting, including positive parenting and mindful parenting programs.
    Conclusions
    A review of available literature showed mindful parenting to be effective in different domains such as increasing caregivers’ satisfaction, improving family functioning and parenting skills, and reduction of behavioral problems in children. However, due to the limitations of these studies such as small sample size, and lack of a control group and comparison with previous treatment methods in parenting, further studies are necessary.
    Keywords: Parenting, Mindfulness, Behavior therapy
  • Shirin Arjmandi Rad, Salar Faramarzi, Ahmad Abedi Pages 595-601
    Aim and
    Background
    Sensory integration improves children's ability to process and organize sensory information. The outcome of the brain’s ability to organize sensory information is improved performance and life skills, emotional growth, and general development. The aim of the current research was to investigate the efficacy of sensory integration on neuropsychological skills of children with attention deficit hyperactivity disorder (ADHD).
    Methods and Materials: This experimental study was conducted through pretest and posttest and with a control group on 20 elementary school students in Isfahan, Iran, with ADHD. The participants were selected using random cluster sampling method, and then assigned randomly to experimental and control groups. The data collection tools consisted of Conner’s Parent and Teacher Rating Scales and Conner’s Neuropsychology Questionnaire. The collected data were analyzed in SPSS using covariance analysis.
    Findings: A significant difference was observed in the posttest stage between the control and experimental groups in terms of neuropsychological skills (P
    Conclusions
    It can be concluded that sensory integration training affects children's neuropsychological skills, and thus, can be used in rehabilitation and education of children with ADHD. The use of this training method in preschools is recommended in order to prevent the incidence of ADHD.
    Keywords: Sensory integration, Neuropsychological skills, Students, Attention deficit hyperactivity disorder
  • Kourosh Banihashemian, Abdozahra Naami, Yadollah Zargar, Nasrin Arshadi, Iran Davoodi Pages 602-608
    Aim and
    Background
    Cognitive emotion regulation is a kind of coping strategy that helps individuals in coping with trauma. The aim of this study was the investigation of the relationship between cognitive emotion regulation and posttraumatic growth in men and women with hepatitis B.
    Methods and Materials: The statistical population of this study consisted of all men and women with hepatitis B in Hepatitis Research Center of Namazi Hospital, Shiraz, Iran. The study subjects were 250 patients with hepatitis B (125 men and 125 women). The participants were randomly selected and completed the Garnefski’s Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ) and Tedeschi’s and Calhon’s Posttraumatic Growth Inventory. Data analysis was performed in SPSS software using the Pearson correlation and MANOVA.
    Findings: Posttraumatic growth had positive significant relationships with acceptance, refocusing on planning, positive reappraisal, and coping with perspective (r = 0.47 and P
    Conclusions
    The results of the present study showed that using adjusted cognitive emotion regulation increases posttraumatic growth in individuals with hepatitis B. Moreover, women with hepatitis B use maladjusted cognitive emotional regulation more than men. Therefore, the results of this research can be useful in the evaluation and improvement of the level of use of adaptive cognitive emotional regulation strategies. In future studies, emotional regulation strategies can be compared between patients with other chronic illnesses.
    Keywords: Posttraumatic growth, Cognitive emotional regulation, Hepatitis B
  • Fereshte Sadat Mortazavi Nasiri, Shahla Pakdaman, Mohsen Dehghani Pages 609-616
    Aim and
    Background
    Migraine is one of the most common types of headache and significantly impacts patients’ performance and may even be disabling. The aim of the present study was to investigate the association of catastrophizing and pain-related anxiety with this health problem.
    Methods and Materials: This study was a cross-sectional, correlational research. For the purpose of this study, 178 patients who had been diagnosed with migraine by a neurologist, and referred to private neurology clinics and hospitals in Tehran, Iran, were selected through convenience sampling. The participants completed the Headache Disability Inventory (HDI), Pain Catastrophizing Scale (PCS), and Pain Anxiety Symptoms Scale (PASS-20). The collected data were analyzed in SPSS software using the Pearson correlation and stepwise multiple regression analysis.
    Findings: A significant positive correlation was observed between both variables of catastrophizing (R = 0.64) and pain-related anxiety (R = 0.62), and headache-related disability. Pain-related anxiety predicted 36% of the variance in headache-related disability (P
    Conclusions
    This study emphasized the role of psychological variables in predicting headache-related disability in patients with migraine. According to the findings, the degree of catastrophizing can be a predictor of headache-related disability; therefore, the consideration of the role of this variable in patients with chronic migraine is one of the important clinical themes of this study. This could help to improve the quality of life in individuals with migraine.
    Keywords: Catastrophization, Anxiety, Pain, Migraine
  • Samaneh Mohamadpour, Fatemeh Ahmadi, Sabzevari, Hedayat Nazari Pages 617-624
    Aim and
    Background
    The objective of the present study was the comparison of the efficacy of pharmacotherapy with mindfulness-based cognitive therapy (MBCT) in the reduction of the severity of symptoms in major depressive disorder (MDD).
    Methods and Materials: This quasi-experimental study with pretest-posttest and follow-up (1 month) was conducted from November to February of 2013. The statistical population consisted of all patients diagnosed with MDD by a psychiatrist based on DSM-5 diagnostic criteria and had medical records at the Sedigh Psychiatric Clinic in Khoramabad, Iran. The study participants consisted of 40 patients selected through convenience sampling method. The subjects were randomly assigned to the pharmacotherapy (n = 20) or MBCT groups (n = 20) and completed the Hamilton Depression Rating Scale (HDRS) (pretest). Then, the MBCT group received 8 sessions of MBCT and the pharmacotherapy group received a 20-mg fluoxetine capsule daily for 2 months. At the end of the intervention, posttest was performed on both groups. Data were analyzed using ANCOVA in SPSS software.
    Findings: The results of the present study indicated a significant difference between the pharmacotherapy and MBCT groups (P
    Conclusions
    The results showed that both treatment methods were effective in improving depression in patients. However, pharmacotherapy was more effective in reducing the symptoms of depression and MBCT had more persistent therapeutic effects. Therefore, based on the results of such studies, it is recommended that researchers design clinical trials with the integration of empiric therapy methods in future studies.
    Keywords: Major depressive disorder, Pharmacotherapy, Mindfulness, based cognitive therapy
  • Afsaneh Hassanpoor, Farshid Asalani, Zohreh Goudarzi Pages 625-630
    Aim and
    Background
    The formation of insecure attachment and its governing conditions are the root of many health, emotional, behavioral, social, and etcetera issues. Therefore, training mothers on emotional skills is a suitable way of reducing maternal insecure attachment and behavioral issues.
    Methods and Materials: The study subjects were selected through cluster-random sampling and assigned to the experimental and control groups. The participants completed the questionnaires in the pretest and posttest periods. Mothers in the experimental group received emotional skills training in 8 group sessions and the control group did not receive any training during the study period. The data were analyzed using ANCOVA in SPSS software.
    Findings: As a consequence of emotional skills training, attachment quality in the experimental group significantly increased in comparison with the control group (P
    Conclusions
    Causing changes in maternal sensitivity is a strong predictor of changes in children’s attachment. The issue most mothers face is that their method and time of interaction does not match their child’s needs. Reduction in maternal sensitivity can be achieved through skills training. Moreover, increased maternal sensitivity affects mothers’ attentional processes and helps the better understand their child’s behavior.
    Keywords: Emotional skills, Insecure attachment, Behavioral issues, Students