فهرست مطالب

گیاه و زیست بوم - پیاپی 46 (بهار 1395)
  • پیاپی 46 (بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/02/09
  • تعداد عناوین: 10
|
  • گیاه شناسی
  • منصوره معینی* صفحه 3
    محیط زیست طبیعی و ذخایر ژنتیک ناحیه پردیس واقع در کیلومتر 5 جاده صدرا - شیراز به دلیل فعالیت های عمرانی و توسعه ای بسیار در چند سال اخیر دستخوش تغییرات سریع و شدیدی شده است. در یک طرح پژوهشی که در سال های 1391 و 1392 اجرا شد پوشش گیاهی منطقه مورد ارزیابی قرار گرفت و گیاهان موجود در فصول مختلف جمع آوری شد. شناسایی نمونه ها با مطالعات میکروسکوپی و استفاده از کتاب های مرتبط با فلور ایران و منابع کتابخانه ای و اینترنتی انجام شد. برای حفظ و نگهداری ذخایر گیاهی منطقه، این نمونه ها پس از شناسایی و طبقه بندی به مجموعه هرباریوم دانشگاه آزاد اسلامی شیراز افزوده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که 289 گونه متعلق به 47 خانواده گیاهی در منطقه پردیس وجود داشت. یک نهانزاد آوندی، یک بازدانه و 45 نهاندانه (شامل41 دولپه و 4 تک لپه) شناسایی شد. بیش ترین تعداد گونه ها به ترتیب در خانواده های نخود (Papilionaceae) با 49 گونه، کاسنی (Asteraceae) و گندم (Poaceae) هر کدام 38 گونه، شب بو (Brassicaceae) 19 گونه و نعناع (Lamiaceae) با 15 گونه مشاهده شد. بیش ترین تنوع گونه ای مربوط به جنس های گون (Astragalus) با 10 گونه، ماشک (Vicia) با 8 گونه و تاج خروس (Amaranthus) با 6 گونه بود. درصد فراوانی شکل های زیستی گیاهان در منطقه به ترتیب 40/63 درصد تروفیت، 63/21 درصد همی کریپتوفیت، 20/6 درصد کامفیت، 45/4 درصد کریپتوفیت، 33/2 درصد فانروفیت و 99/1 درصد ژئوفیت بود. از ویژگی های مهم منطقه پردیس، غنای قابل توجه گونه های گیاهی علیرغم وسعت محدود منطقه بود.
    کلیدواژگان: استان فارس، پردیس شیراز، فلور، شکل زیستی
  • معصومه کاوندی*، غلامرضا بخشی خانیکی، سیداحمد موسوی صفحه 19
    روستاهای ریحان و بایندر، در محدوده ی حوزه ی آبخیز والارود با مساحت تقریبی 1800 هکتار در حدود 20 کیلومتری جنوب غربی استان زنجان واقع شده است. حداقل ارتفاع در منطقه 1900 متر و حداکثر ارتفاع آن 2400 متر از سطح دریا می باشد. بخشی از ارتفاعات منطقه مورد مطالعه، تحت حفاظت سازمان صدا و سیمای استان واقع شده که تا حدی از تخریب حفظ شده است. بخش های دره ای منطقه محل گذر رودهای فصلی بوده و در فصل بهار دارای آب بوده و از اواخر تیر ماه خشک می شود و در ارتفاعات منطقه اقلیم سرد و خشک حاکم است. بررسی فلور این ناحیه نشان داد که در منطقه41 تیره، 129 جنس و 175 گونه ی گیاهی وجود دارد. بزرگترین تیره های منطقه را از لحاظ تعداد گونه Asteraceae با 19 گونه (38/10%) و Papilionaceae با 19 گونه (38/10%) به خود اختصاص داده اند. بزرگ ترین جنس در منطقه گون یا Astragalus است که حدود 9 گونه را به خود اختصاص داده است. از نظر شکل زیستی، 49% ( 90 گونه) همی کریپتوفیت، 76/20% (38 گونه) ژئوفیت، 12/19% (35 گونه) تروفیت، 55/6% (12 گونه) فانروفیت و 37/4% (8 گونه) کامفیت هستند. مطالعه نواحی رویشی گونه ها نشان داد که از 175 گونه117 گونه کوروتیپ ایرانی - تورانی دارندکه 66% گونه ها را تشکیل می دهند حدود 28% فلور منطقه دارای پراکنش دو یا چند ناحیه ای هستند که در میان آن ها گونه های متعلق به نواحی ایران - تورانی و خزری بیش تر از بقیه است، بالاخره حدود 54/6% فلور منطقه پراکنش جهانی دارند. از گونه های موجود در منطقه 14 گونه انحصاری ایران هستند.
    کلیدواژگان: فلور، کورولوژی، شکل زیستی، بایندر و ریحان، زنجان
  • احمد احمدی*، حسن یگانه، حبیب یزدان شناس، الهه احمدی صفحه 33
    وجود گونه های گیاهی متنوع با مراحل رویشی مختلف در مراتع موجب می شود تا بهره برداری از علوفه تولیدی گیاهان به صورت همزمان امکان پذیر نباشد و هر گونه با توجه به زمان مناسب رویش خود مورد بهره برداری قرار گیرد. بنابراین هر کدام از گونه ها در زمان خاصی از دوره رویش آمادگی چرا داشته و در زمان خاصی نیز باید چرای آن متوقف شود و خاک مرتع نیز در زمان های معینی آمادگی ورود دام به مرتع را دارد. بدون شناخت این خصوصیات در یک مرتع تعیین فصل چرا و مدیریت چرا و دام مقدور نمی باشد. به برای این کار تعیین ورود به موقع دام به مرتع و خروج به هنگام آن از مرتع، باید مورد توجه باشد. این تحقیق در مراتع نیمه استپی قره باغ ارومیه واقع در 70 کیلومتری شمال ارومیه به مدت چهار سال (1389-1386) اجراء شد. در این بررسی گونه مرتعی Helichrysum plicatum DC.مورد مطالعه قرار گرفت و فنولوژی گیاه بررسی شد. همچنین در این دوره وضعیت رطوبتی خاک نیز مطالعه شد. مطالعه فنولوژی H. plicatum DC. نشان می دهد که این گونه از اواخر اردیبهشت تا نیمه اول تیر آمادگی چرا شدن دارد و بهترین زمان جمع آوری بذر آن اوایل مرداد است. همچنین نتایج بررسی در رابطه با خاک نشان داد به دلیل بافت مناسب خاک و بارندگی های به موقع در منطقه، هیچ گونه مشکلی در رابطه با ورود دام برای خاک وجود ندارد.
    کلیدواژگان: Helichrysum plicatum DC.، آمادگی مرتع، فنولوژی، رطوبت خاک، سایت قره باغ ارومیه
  • محیط زیست
  • سیاوش آقاخانی*، ماندانا محبیان، یوسف یوسفی، مریم حسن بیگی صفحه 47
    یکی از نگرانی های قابل توجه افزایش مداوم درجه حرارت شهرها تحت عنوان «پدیده جزیره حرارتی شهری» است. فضای سبز بخش زنده و حیاتی ساختار مورفولوژیک و عامل اصلی توازن اکولوژیک و ایجاد کننده اکوسیستم های فعال طبیعی در محیط های شهری می باشد و نقش اساسی درافزایش پایداری و زیست پذیری شهرها ایفا می کند. در این مطالعه سعی شده با توجه به اثرات فراوان فضای سبز بر نحوه شکل گیری و تداوم پدیده جزیره حرارتی در سطح کالبد شهرها و به صورت موردی ساختار تشکیل دهنده این عنصر کالبدی در شهر اراک مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش برای بررسی تغییرات حرارتی از حرارت نگارهای محیطی استفاده و برای مطالعه ساختار شهری و نحوه پراکنش فضای سبز در کالبد کلان شهر اراک از تکنیک های سنجش از دور با کمک طیف های محدوده مریی تصویر ماهواره ای آیکونوس استفاده شد. سپس با وارد کردن این اطلاعات در سیستم های اطلاعات جغرافیایی اقدام به تهیه مدل های حرارتی محیطی و بررسی نحوه شکل گیری پدیده جزیره حرارتی شهر اراک و مطالعه اثرات ساختارهای گوناگون فضای سبز شهری بر این پدیده شد. نتایج نشان داد مناطق دارای پوشش گیاهی به ویژه فضاهای سبز با ساختار پیوسته و دارای وسعت و توزیع مناسب، تحت تاثیر ایجاد توازن حرارتی سبب تغییر مورفولوژی پدیده جزیره حرارتی می شوند، در حالی که سطوح خشک و نفوذناپذیر شهری از راه جذب انرژی تابشی بیش ترین اثر گرمایشی را دارند. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش پایش مداوم اثر جزیره حرارتی در شهر اراک، مدیریت ساختارهای شهری و به ویژه مطالعات تیپولوژی گیاهی، بافت شناسی و ساختار شناسی دراحداث فضاهای سبز شهری ضروری به نظر می رسد، این اقدامات می توانند ضمن کاهش هزینه های مدیریت شهری، سبب جلوگیری از تشدید اثرات نامناسب پیامد های محیط زیستی در درون کالبد شهر شد.
    کلیدواژگان: جزیره حرارتی، فضای سبز شهری، الگوی توسعه، پیامدهای زیستی و شهر اراک
  • بی تا زاجی*، علی شیرخانی صفحه 59
    این مطالعه برای بررسی اثر آللوپاتی کلزا(Brassica napus L.) روی جوانه زنی و رشد گیاهچه های ذرت(Zea mays L.) و برخی علف های هرز مهم آن صورت گرفت. در بخش آزمایشگاهی تیمارها شامل غلظت های مختلف عصاره آبی کلزا (0، 15، 30 و 45 گرم ماده خشک کلزا در 100 میلی لیتر آب مقطر) و گونه های گیاهی تاج خروس (Amaranthus retroflexus L.)، ترشک (Rumex crispus L.)، قیاق(Sorghum halepense (L.) Pers.) ، پیچک صحرایی (Convolvulus arvensis L.) و ذرت بود. به علاوه، توانایی آللوپاتی ماده خشک اندام های هوایی کلزا به صورت تداخل در خاک (0، 15 و 30 گرم ماده خشک کلزا در 100 گرم خاک)، روی سبز شدن و رشد ذرت، تاج خروس و قیاق در شرایط گلخانه نیز تعیین شد. عصاره آبی کلزا در سطوح مختلف اثر منفی روی جوانه زنی و رشد گیاهچه علف های هرز داشت. بیوماس کلزا در بالاترین تراکم به ترتیب سبب 83 و 75 درصد کاهش در میزان سبز شدن تاج خروس و قیاق شد. طول ساقه و طول ریشه تاج خروس و قیاق نیز کاهش قابل توجهی در تمام سطوح کلزا نشان داد. روی جوانه زنی و شاخص های رشد ذرت به ویژه در تراکم پایین اثر منفی مشاهده نشد. تاج خروس و ترشک بیش از سایر علف های هرز نسبت به مواد بازدارنده کلزا حساسیت نشان دادند. بر اساس نتایج این پژوهش، می توان از گیاه زمستانه کلزا برای مهار علف های هرز ذرت و در نتیجه به حداقل رساندن کاربرد علف کش ها استفاده کرد.
    کلیدواژگان: جوانه زنی، ذرت، صفات رشدی.کلزا، گیاهچه، آللوپاتی
  • سیده مهدخت مداح*، فرهنگ مراقبی، ساسان فرهنگیان کاشانی، فرناز افدیده صفحه 75
    آلودگی هوا یکی از مهم ترین نگرانی های زیست محیطی در شهرهای توسعه یافته و در حال توسعه است. درختان موجود در محیط شهری می توانند موجب بهبود کیفیت هوا شوند. اما در عین حال این درختان ممکن است خود در معرض خطر آلودگی هوا قرار گیرند. درخت اقاقیا (Robinia pseudoacacia L.) از جمله درختان مقاومی است که با انواع آب و هوا سازگاری دارد اما امروزه در تهران شاهد زرد شدن زود هنگام بخشی از برگ های این گیاه هستیم. در پژوهش حاضر برای مشخص شدن صفاتی که موجب مقاومت این گیاه شده است و نیز جنبه های آسیب پذیر احتمالی آن، برخی خصوصیات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و تشریحی برگ درخت اقاقیا در اواخر بهار در سه منطقه از تهران پارک صدرا به عنوان منطقه پاک ، پارک المهدی به عنوان منطقه آلوده 1، پارک اوستا به عنوان منطقه آلوده 2 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد صفات تعرق روزنه، مقاومت روزنه، دمای نسبی برگ ها و رطوبت نسبی برگ ها در سطح 1 درصد معنی دار بودند. اما صفات سطح برگ و وزن خشک برگ و غلظت نسبی کلروفیل به روش SPAD معنی دار نبود. برگ های اقاقیا در پارک اوستا بیش ترین تعرق روزنه و رطوبت نسبی برگ را داشتند در حالی که کم ترین میزان مقاومت روزنه مربوط به این منطقه بود پس آلودگی هوا موجب افزایش از دست رفتن آب برگ شده است. از نظر ساختار تشریحی برگ اختلاف زیادی بین نمونه های منطقه پاک و آلوده مشاهده نشد. به نظر می رسد میزان بافت آوند چوبی ساخته شده و ضخامت دیواره بافت اسکلرانشیم و میزان آن در منطقه آلوده بیش تر از منطقه پاک است.
    کلیدواژگان: اقاقیا، (Robinia pseudoacacia L.)، آلودگی هوا، ساختار تشریحی، خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی
  • جنگل
  • سامان پورعباس شیراز*، حسن پوربابایی، بیت الله امان زاده، بابا خانجانی شیراز صفحه 87
    آگاهی از الگوی پراکنش مکانی درختان جنگلی در طراحی الگوی مدیریتی مناسب برای حفاظت و احیای توده های جنگلی نقش موثری دارد. درخت انجیلی (Parrotia persica C.A.Mey) یکی از گونه های بومی جنگل های شمال ایران است که در مناطق جلگه ای و میان بند با سایر گونه های پهن برگ یافت می شود. برای تعیین الگوی پراکنش مکانی درختان انجیلی در راستای مدیریت بهینه توده های جنگلی این بررسی در مناطق پایین بند رویشگاه انجیلی در منطقه چفرود گیلان انجام شد که یک قطعه نمونه یک هکتاری به ابعاد 100×100 متر، در توده های کم تر دخالت شده انتخاب شد. قطر در ارتفاع برابر سینه و مختصات همه درختان قطورتر از 5/7 سانتی متر به روش فاصله - آزیموت در قطعه نمونه تعیین و در نهایت الگوی پراکنش مکانی درختان انجیلی با استفاده از تابع K رایپلی تجزیه و تحلیل شد. نتایج این بررسی نشان داد الگوی مکانی درختان دارای پراکنش کپه ای است که با افزایش فاصله به سمت کپه ای شدید تمایل پیدا می کنند.
    کلیدواژگان: الگوی مکانی، انجیلی، تابع K رایپلی، چفرود
  • بهمن کیانی*، احمد نجفی، حیدرعلی دانشور صفحه 99
    مدل سازی در حقیقت بررسی رابطه بین متغیرهاست که از آن راه می توان یک سیستم پویا ارایه داد و تغییرات را پیش بینی کرد. هدف این تحقیق نیز مدل سازی رشد قطری و رشد ارتفاعی گونه ها و کلن های مختلف صنوبر بر اساس برخی پارامترهای اقلیمی شامل دما، بارندگی و درجه حرارت و در حقیقت تهیه مدلی برای تعیین نقش این پارامترها در پیش بینی رشد قطری و ارتفاعی صنوبر است. در این تحقیق، از میانگین 10 ساله رویش ارتفاعی و قطری درختان صنوبر در طرح سازگاری استان اصفهان برای مدل سازی استفاده و داده های رطوبت، بارندگی و درجه حرارت به عنوان متغیرهای پیش-بینی کننده در نظر گرفته شدند. تحلیل های تک متغیره و چند متغیره با در نظر گرفتن انواع مدل های خطی، درجه دو، درجه سه و تکنیک های توام و گام به گام انجام و نتایج آن ها باهم مقایسه شدند. نتایج نشان دادند که رشد قطری در حالت تک متغیره رابطه معنی داری با دما، رطوبت و بارندگی دارد، اما میزان ضریب تبیین برای درجه حرارت بالاتر بود (34/0=r2). بهترین مدل از نظر ضریب تبیین و اشتباه معیار نیز مدل درجه دو بود. در حالت چند متغیره ضریب تبیین کاهش یافت اما روش توام بهتر از روش گام به گام بود. رشد ارتفاعی در حالت تک متغیره بیش ترین ضریب تبیین را با درجه حرارت نشان داد و بهترین مدل نیز مدل خطی بود. در حالت چند متغیره ضریب تبیین به میزان قابل توجهی افزایش یافت اما تفاوت چندانی بین دو روش توام و گام به گام از نظر قدرت برآورد وجود نداشت. با توجه به مدل های به دست آمده بیش ترین اثر تعیین کننده مربوط به درجه حرارت و کم ترین آن مربوط به بارندگی بود. با نگاهی به ضرایب تبیین به دست آمده باید گفت در مجموع حدود 30 درصد از رشد قطری و ارتفاعی درختان صنوبر تحت تاثیر پارامترهای اقلیمی به ویژه دما بوده و مابقی وابسته به عوامل مهم دیگری همچون خاک، آبیاری، عملیات نگهداری و مبارزه با آفات و غیره هستند.
    کلیدواژگان: جنگل کاری، رگرسیون، شرایط اقلیمی، مدل سازی
  • ژنتیک
  • محبوبه پیشداد*، قربانعلی نعمت زاده، نورالدین حسین پور آزاد، خدیجه فتحعلی پور صفحه 111
    در این پروژه جهت دستیابی به مواد ژنتیکی با کیفیت مطلوب برای مطالعات ژنتیکی در گیاه آزولا، از سه روش استخراج دی ان ای ژنومی (دلاپورتا و همکاران، CTAB و STE) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی و در سه تکرار مختلف استفاده شد. کیفیت سنجی ماده ژنومی استخراج شده با استفاده از روش الکتروفورز با ژل آگارز، اسپکتروفتومتری و روش واکنش زنجیره ای پلیمرار (PCR) انجام پذیرفت. نتایج به دست آمده از آزمون مقایسات میانگین بر پایه روش دانکن در سطح احتمال 05/0 با نرم افزار آماری R معنی دار بودن روش استخراج STE را تایید کرد. DNAاستخراج شده از روش های مورد مقایسه با استفاده از پرایمرهای نیمه تصادفی ISSRو همچنین نتایج توالی یابی به دست آمده از تکثیر ناحیه ژنی ITS تایید کننده کیفیت و غلظت مناسب DNA استخراج شده با روش مورد مطالعه STE نسبت به سایر روش ها بود. غلظتDNA ژنومی حاصله از مقدار و حجم مشخص از بافت مورد استفاده به ترتیب برای روش دلاپورتا و همکاران، STE و CTAB دارای بالاترین میزان بود. بدین ترتیب با توجه به نتایج حاصله در این پروژه روش STEبهینه شده به عنوان روش مناسب برای دستیابی به DNA ژنومی با کیفیت و کمیت مطلوب برای انجام مطالعات ژنتیکی در گیاه آزولا معرفی می شود.
    کلیدواژگان: آزولا، استخراج DNA، روش STE
  • شرایط پذیرش مقاله/ روش تدوین مقاله
    صفحه 132
|
  • M.Moeeni* Page 3
    The natural environment and the genetic resources of Pardis region, five kilometers from
    Sadra-Shiraz road, have undergone rapid and extreme changes due to the construction and development projects which are conducted over the past years. The vegetation of the region was explored in an experimental study, carried out in 2012-2013, and the existing plants were collected during different seasons. The plants were identified through microscopic studies and with the help of the library and Internet resources on Iranian flora. In an attempt to keep and preserve the plant resources of the region, the samples were added to the Herbarium of Islamic Azad University, Shiraz branch, after identification and classification. The results of this experiment indicated that Pardisfloraincluded 289 species which belonged to 47 plant families. One Pteridophyte, one Gymnospermes, and 44 Angiospermes (including 40 Dicotyledones and 4 Monocotyledones) were identified. The highest number of species belonged to Fabaceae, Poaceae and Asteraceae,Brassicaceae, and Lamiaceaefamilies respectively with 49, 38, 19,and 15 species. The most frequent species belonged to three genera namely, Astragalus, Vicia, and Amaranthuswith 10, 8, and 6 species, respectively. The plant life forms across the region included 63.40% therophyte, 21.63% hemicryptophyte, 6.20% chamephyte, 4.45% cryptophyte, 2.33% phanerophyte, and 1.99% geophyte. The results of this study indicated that the floristic composition of plant species inPardisof Shiraz is rich despite the limited area of the region.
    Keywords: Fars province, Pardis of Shiraz, Flora, Life form
  • M.Kavandi *, G.Bakhshi Khaniki, A.Moosavi Page 19
    Bayander and Reyhanvillagesare located in ValaRud watershed, with an area of approximately 1,800 hectares, about 20 kilometers from the southwest of Zanjan province. The lowest and highest altitudes of the region are 1900 and 2400 meters above the sea level, respectively. Some parts of the area under study are protected by the broadcasting organization of the province which, to some extent, has preserved the area from destruction. The seasonal rivers pass the valleys in this region, resulting them being filled with water during the spring and dry in late July. Cold and dry climate prevail the highlands of the region. The flora of this region includes 175 plant species that belong to 129 genera and 41 families.The most important families in the region with respect to the frequency of the species are Asteraceae with 10.38% (20 sp.) and Papilioaceae with 10.38% (19 sp.), respectively. The biggest genus of the region is Astragalus with about 9 species. The life forms of the plant species in this region include: Hemichryptophytes 49.18%, Geophytes 20.76%, Therophytes 19.12%, Phanerophytes 6.55%, and Chamaephytes 4.37%, respectively with 90, 38, 35, 12, and 8 species. Studying the growth regions of the species revealed that 117 out of the 175 species had Irano-TuranianChorotype which comprised 66% of the total species. About 28% of the flora had two or more regional distribution, of which Irano-Turanian and Caspian species had a higher frequency. Finally, about 6.54% of the flora in this region has global distribution. Fourteen out of 175 species can only be found in Iran.
    Keywords: Flora, Chorology, Life form, Bayander, Reyhan, Zanjan
  • A.Ahmadi*, H.Yegane, H.Yazdanshenas, E.Ahmadi Page 33
    The presence of various plant species with different growth stages in rangelandsmakes
    simultaneous utilization of forage plants impossible. As a result, each species is utilized
    considering its appropriate growth time. In other words, each species is ready to be grazed at a specific time and grazing should be stopped at a particular time. Similarly, the rangeland soil is ready for livestock at certain times. Without understanding these characteristics of a rangeland, determining the graze season and managing the graze and livestock would not be possible. In an attempt to determine the appropriate livestock entrance and exit times in a rangeland, the plant phenology of Helichrysumplicatum DC.species and the moisture condition of the soil in the semi-steppe rangelands of GhareBagh, 70 km from the North of Urmia, were analyzed for four years (2007-2011). The results indicated that this species is ready to be grazedfrom late May untilthe first half June and the best time for collecting its seeds is in early August. Additionally, the results of soil analysis revealed that livestock entering the region will not cause any problem due to the appropriate texture of the soil and timely precipitation.
    Keywords: HelichrysumplicatumDC., Rangeland readiness, Phenology, Soil moisture, Urmia GhareBaghsite
  • S.Aghakhani*, M.Mohebian, Y.Yousefi, M.Hasanbeigi Page 47
    One of the important concerns is a steady rise of temperature in the urban areaswhich is referred to as “urban heat island phenomenon”. The green space is a vital part of morphological structure of cities and the main cause of ecological balance. It creates active natural ecosystems in urban areas and plays the major role in increasing the sustainability and livability of cities. Considering various effects of the green space on the formation and persistence of heat island phenomenon in the urban fabric surface, the present case study aimed at investigating the structure forming such surface in Arak. In this study, environmental thermometers were applied for examining the temperature
    changes. To analyze the urban structure and the distribution of green space in the fabric surface of Arak metropolis, remote measurement techniques or the assisting spectrums within the visible range of IKONOS satellite images were used. By entering the collected data into the Geographic Information Systems, the environmental thermal models were developed and the formation of the heat island phenomenon in Arak and the impact of different green space structures on this phenomenon were explored. The results indicated that the vegetated areas, mainly the green spaces with a continuous structure, suitable extent, and appropriate distribution,change the morphology of the heat island phenomenon due to the impact of thermal balance. The dry and impermeable urban
    surfaces, however, leave the greatest heating impact by absorbing radiant energy. Considering the findings, it can be concluded that the continuous monitoring of the impact of heat island effect in Arak and the management of the urban structures, especially studying plant typology, histology, and morphology in the construction of green spaces, appear essential. These actions not only reduce the urban management expenses, but also prevent the intensification of theundesirable effects of the environmental consequences within the fabric structure of the city.
    Keywords: Heat island, Urban green space, Development pattern, Environmental consequences, Arak
  • B.Zaji*, A.Shirkhani Page 59
    This study was conducted to investigate the allelopathic potential of rapeseed (Brassica
    napus L.) for seed germination and also seedling growth of maize (Zea mays L.) and some
    of its common weeds. The laboratory treatments included different concentrations of rapeseed aqueous extracts (0, 15, 30, and 45 gr.in 100 ml-1 water) and plant species of
    redroot amaranth (Amaranthusretroflexus L.), field bindweed (Convolvulus arvensis L.),
    Johnson grass (Sorghum halepense (L.)Pers.), curly dock (Rumexcrispus L.), and maize. In
    addition, the allelopathy potential of the biomass in rapeseed shoot parts (0, 15, and 30 gr. of apeseed biomass per 100 gr soil) for the emergence and growth of maize, redroot amaranth, nd Johnson grass was determined under greenhouse conditions.Rapeseed aqueous extracts eft a negative effect on germination and seedling growth parameters of weeds. The highest ensity of rapeseed biomass reduced the seedling emergence of redroot pigweed and ohnson grass up to 83% and 75%, respectively. The length of root and shoot were reduced ignificantly by all levels of rapeseed biomass. In contrast, there was not a considerable mpact on germination and growth indices of maize, especially in low densities of rapeseed iomass. Redroot pigweed and curly dock were more sensitive to inhibitors of rapeseed than ther weeds. On the basis of the results, it can be concluded that winter rapeseedcan be used or weed suppressionin maize and consequently for minimizing herbicide consumption.
    Keywords: Germination, Maize, Growth indices, Rapeseed, Seedling, Allelopathy
  • S.M.Maddah*, F.Moraghebi, S.Farhangian Kashani, F.Afdideh Page 75
    Air pollution is one of the most important environmental concerns in the developed and developing cities.The trees in the urban environments can improve the quality of the air. At the same time, these trees may be at risk of air pollution. Although Locust (Robiniapseudoacacia L.) is among the resistant trees which are compatible with a variety of climatic conditions, nowadays were are witnessing the early yellowing of parts of the leaves in these trees in Tehran. In an attempt to identify the attributes that results in plant resistance and its potential vulnerability aspects, some morphological, physiological, and anatomical features of Locust tree leaves were examined during late spring in three areas of Tehran:Sadra Park as the clean area, AlmahdiPark as the polluted zone No.1, and Avesta Park as the polluted zone No. 2. The results indicated that the stomatal transpiration, stomatal resistance, relative temperature of the leaves, and their relative humidity were significant at P
    Keywords: Black Locust, (RobiniapseudoacaciaL.), Air pollution, Anatomical structure, Morphological, physiological characteristics
  • S.Pour Abasi Shiraz *, H.Pour Babaei, B.Amanzadeh, B.Khanjani Shiraz Page 87
    Understanding the spatial distribution pattern of forest trees plays a significant role in
    designing an appropriate management pattern for protecting and restoring forest biomasses.
    Parrotiapersica is one of the indigenous species of the forests in the North of Iran which is
    found in the plain and Mianband regions with other broadleaf species. In an attempt to
    determine the spatial distribution pattern of these trees, to optimize the management of
    forest biomasses, this study was carried out in the lowlands of Parrotiapersica habitats in
    Chafroodregion of Gilan. A 1-hectare (100 to 100 m)piece of land in less intervened
    biomasses was selected. The diameter at the height equal to breast and the geographical
    coordinates of all trees which were thicker than 7.5 cm. were determined in the sample
    land,usingdistance-azimuth method. Finally, the spatial distribution pattern of Parrotiapersicawas analyzed using Ripley’s K function. The results of this analysis revealed
    a clump distribution pattern for Iron Wood trees which tends to become more clump with an increase in the distance.
    Keywords: Spatial pattern, Parrotiapersica, Ripley's K unction, Chafrood
  • B.Kiani*, A.Najafi, H.Daneshvar Page 99
    Modeling is investigating the relation between variables and can be used to provide a dynamic system and predict variations. This study aimed at modeling the diameter and height growth in different species and clones of poplar according to some climatic parameters including: temperature, precipitation, and humidity. The 10-year average of height and diameter growth of poplar trees in the compatibility design of Isfahan province
    was applied for modeling and the temperature, precipitation, and humidity data were used as predicting variables. Univariate and multivariate regression analyses were conducted using linear, square, cubic, and logarithmic models and Enter and Stepwise techniques. The results indicated that diameter growth in univariate analysis had a significant relation with all parameters but the coefficient of determination was higher for the temperature (R2= 0.34). The best model with respect to the coefficient of determination (R2) and standard error was the quadratic model. In multivariate analysis, R2 was reduced but the Enter technique was better than the Stepwise one. The height growth in univariate analysis had the highest R2 with temperature and the linear model had a better fit on the data. Multivariate model increased R2 coefficient reasonably but there was no difference between Enter and Stepwise techniques with respect to the power of estimation. Considering the obtained model, it was observed that the temperature and precipitation respectively had the highest and lowest R2. Generally speaking, a total of 30% of diameter and height growth in poplar trees relates to
    the climatic parameters especially temperature. The remainder relates to other parameters including soil specifications, irrigation, maintenance operation, and pest control.
    Keywords: Afforestation, Regression, Climatic Conditions, Modeling
  • M.Pishdad *, G.Nematzadeh, N.Husseinpourazad, K.Fathalipour Page 111
    In an attempt to obtain high quality genomic materials for the genomics investigation of Azollaplant,three DNA extraction methods (i.e., CTAB, STE, and Dellaporta et al.) were applied in a randomized complete block design experiment with three replications. The quality of the extracted genomic material was assessed by agarose gel electrophoresis method,spectrophotometery, and PCR. The results of mean comparison analyses based on Duncan test (P
    Keywords: Azolla, DNA extraction, STE method