فهرست مطالب

رسوب شناسی کاربردی - پیاپی 5 (بهار و تابستان 1394)
  • پیاپی 5 (بهار و تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/04/12
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقاله پژوهشی
  • مرتضی یوسفی*، امیر نظری بدیع صفحات 1-11
    سازند گرو در ناحیه تنگ هفت لرستان، 703 متر ضخامت دارد. مرز زیرین آن سازند تبخیری گوتنیا قرار دارد و مرز بالایی آن با سازند سروک پیوسته است و عمدتا از تناوب سنگ آهک، آهک شیلی، شیل و مارن تشکیل شده است. در این پژوهش، از شیل ها و آهک های شیلی این واحد سنگی به روش سیستماتیک نمونه برداری شد. نتایج حاصل از پیرولیز نمونه ها در نمودارهای ژئوشیمیایی ترسیم و نتایج زیر حاصل شد: در نمونه های مورد مطالعه، هیدروکربن موجود از نوع درون سازندی است. 60 درصد کروژن موجود از نوع III و 40 درصد نوع II می باشد که به ترتیب توانایی گاززایی و نفت زایی را دارند. مقادیر کربن آلی کل در محدوده مناسب تا خیلی خوب و مقادیر S2 پایین است و با توجه به ضخامت زیاد طبقات شیلی، توانایی تولید مقادیر قابل توجهی هیدروکربن را دارد. هم چنین بررسی اسلایدهای پالینولوژیکی منجر به شناسایی 4 پالینوفاسیس شد. 75 درصد نمونه ها در محدوده پالینوفاسیس های I و II (کروژن نوع III و هیدروکربن احتمالی گاز) و 25 درصد در محدوده پالینوفاسیس های VI و IX (عمدتا کروژن نوع II و هیدروکربن احتمالی نفت) قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: سازند گرو، پیرولیز راک، اوال، هیدروکربن، کروژن
  • مژگان زارع*، حسین وزیری مقدم، عزیزاله طاهری، علی غبیشاوی صفحات 12-28
    سازند آسماری در حوضه زاگرس طی الیگوسن-میوسن نهشته شده است. در این پژوهش جهت بررسی ریزرخساره ها، محیط رسوبی و چینه نگاری سکانسی این سازند در یال جنوبی تاقدیس کوه سیاه، (شمال دهدشت) 127 نمونه مورد مطالعه قرار گرفته است. سازند آسماری در برش مورد مطالعه 214 متر ضخامت داشته و متشکل از آهک های ضخیم، متوسط تا نازک لایه با میان لایه هایی از آهک مارنی، آهک دولومیتی و مارن می باشد. مطالعات پتروگرافی و آنالیز ریزرخساره ای حاکی از آن است که کربنات های سازند آسماری متشکل از 11 ریزرخساره در قالب چهار کمربند ریزرخساره ای دریای باز، سد، تالاب و پهنه جزرومدی در یک پلاتفرم کربناته رمپ نهشته شده است. بر طبق الگوهای عمیق و کم عمق شدگی ریزرخساره ها یک بسته رسوبی فرازین به سن شاتین، سه سکانس درجه سه به سن آکیتانین و یک سکانس درجه سه به سن بوردیگالین تشخیص داده شده است.
    کلیدواژگان: الیگوسن، میوسن، چینه نگاری سکانسی، رمپ کربناته، ریزرخساره، سازند آسماری
  • سعید خدابخش*، حسین باقری، علی مهدی نسب سماکوش صفحات 29-42
    در این پژوهش چهار تپه ماسه ای در شرق بابلسر بررسی شده اند. این تپه ها جزء تپه های ماسه ای سهمی شکل (پارابولیک) از نوع هلالی می باشند. بافت رسوبات، ماسه ای و ماسه با کمی گراول است؛ این رسوبات دارای جورشدگی متوسط، کج شدگی مثبت و از نظر کشیدگی لپتوکورتیک هستند. از نظر ترکیب پتروگرافی بیش از 60% نمونه ها از خرده های سنگی (عمدتا دگرگونی و آذرین) تشکیل شده اند. سه رخساره رسوبی A، B1 و B2 شناسایی شده است؛ ویژگی های دو رخسارهA و B2 نمایانگر رسوب گذاری خارج از آب (تپه ها و پهنه ساحلی) و رخساره B1 بیانگر رسوب گذاری کم ژرفای ساحلی (منصقه سواش) است. نتایج سن سنجی از بخش-های میانی و پایینی تپه ها نمایانگر سن 14 تا 25 هزار سال می باشد؛ بر این اساس بیشینه و کمینه سرعت رسوب گذاری به ترتیب 15/0 و 02/0 میلی متر در سال تخمین زده شده است. بررسی نیمرخ های رادار نفوذ کننده زمین نمایانگر چهار رخساره رادار است؛ ویژگی های آن ها نمایان گر تشکیل در بخش های جلویی و پرشدگی درون فرورفتگی های تپه ساحلی و منطقه سواش است.
    کلیدواژگان: رخساره های رسوبی، رخساره رادار، تپه ساحلی، بابلسر
  • مهناز پروانه نژاد شیرازی*، سمیه بالود صفحات 43-53
    سازند جهرم در برش مورد مطالعه با ضخامت 192 متر، توالی کربناته ای است که به طور ناگهانی بر روی سازند پابده و به طور تدریجی در زیر سازند آسماری قرار دارد. در این پژوهش این سازند از نظر زیست چینه نگاری، رخساره های زیستی و محیط رسوبی مورد مطالعه قرار گرفته است. بر اساس مطالعات زیست چینه ای تعداد 19 جنس و 27 گونه از روزن داران بنتیک شناسایی شد که در 2 تجمع فسیلی قرار دارند. بایوزون شماره 1 (Nummulites – Alveolina assemblage subzone) دارای سن ائوسن میانی و بایوزون شماره 2 (Nummulites fabiani taxon range zone) دارای سن ائوسن پسین می باشد. با توجه به بایوزون های تشخیص داده شده، سن سازند جهرم در برش مورد مطالعه ائوسن میانی – ائوسن پسین می باشد. مطالعات انجام شده منجر به شناسایی 8 ریزرخساره ی متعلق به زیرمحیط لاگون، شول و دریای باز شده است. فقدان نهشته های توربیدایتی و رخساره های ریفی حاکی از ته نشست رسوبات سازند جهرم در یک پلاتفرم کربناته از نوع رمپ هموکلینال (شامل رمپ داخلی، میانی و بیرونی) است.
    کلیدواژگان: سازند جهرم، ریززیست چینه نگاری، روزن داران بنتیک، ائوسن، شیراز
  • فروغ عباساقی، اسدالله محبوبی *، سیدرضا موسوی حرمی، شهرام آورجانی صفحات 54-70
    سازند سروک (آلبین تا تورونین) یکی از واحدهای کربناته در جنوب غرب ایران است که در حاشیه نئوتتیس نهشته شده است. هدف از این مطالعه آنالیز چینه نگاری سکانسی و شناسایی چرخه های میلانکویچ این سازند در چاه های شماره 20 و 48 میدان کوپال به روش آنالیز طیفی MESA و با استفاده از نرم افزار سیکلولاگ و لاگ گاما است. مطالعه 250 نمونه میکروسکوپی منجر به شناسایی 9 میکروفاسیس شد که در سه محیط رسوبی دریای باز، سد و لاگون بر جای گذاشته شده اند. علاوه بر این دو سکانس رسوبی رده سوم (بر اساس تغییرات رخساره ای و نیز تغییرات منحنی های PEFA و INPEFA) نیز شناسایی شده است. بررسی چرخه های میلانکوویچ با استفاده از دو روش تعیین فواصل بین پیک های گاما و آنالیز MESA نشان داد که غالب آن ها از چرخه های 100 هزار ساله تشکیل شده اند. سن سنجی مداری با توجه به شمارش این چرخه ها نشان داد که این بخش از سازند که مورد حفاری قرار گرفته سنی معادل 11 تا 12 میلیون سال دارد.
    کلیدواژگان: سازند سروک، گاما، MESA، چینه نگاری سکانسی، چرخه های میلانکوویچ
  • حسن محسنی*، حمید منصوری، سعید خدابخش، محمود معماریانی صفحات 71-83
    سازند پابده به سن پالئوسن پسین تا اولیگوسن پیشین در حوضه رسوبی زاگرس نهشته شده است. بخش قابل توجهی از توالی این سازند در شهرستان گیلان غرب را رخساره های ریز دانه شیلی (با رنگ خاکستری تیره و ارغوانی) تشکیل می دهد. از آنجا که این رخساره ها در محیط رسوبی حاشیه های قاره ای تا ژرف انباشته شده اند، احتمال وجود مقدار قابل ملاحظه ای ماده آلی در آن وجود دارد. به منظور ارزیابی توان هیدروکربور زایی و ژئوشیمی آلی سازند پابده در منطقه غرب کرمانشاه (شهرستان گیلان غرب) در یک برش سطحی در پیرامون روستای سرحال شیرزادی مورد بررسی قرار گرفت و از لایه های شیلی نمونه برداری انجام شد. تعداد 12 نمونه به وسیله دستگاه پیرولیز راک ایول 3 مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به مقدار میانگین کل کربن آلی (2/1 %) پتانسیل هیدروکربن زایی سازند پابده در این منطقه ضعیف می باشد. داده ها بیانگر آن است که تلفیقی از کروژن های نوع I، II و III در این نمونه ها وجود دارند اما کروژن نوع II فراوانی بیش تری دارد. به نظر می رسد علت اصلی فراوانی این نوع کروژن در سازند پابده ناشی از چیرگی رخساره های دریایی تشکیل دهنده این سازند می باشد. بیش تر نمونه های سازند پابده از نظر RO در محدوده 5/0 تا 35/1 قرار دارند که بیانگر ورود سازند پابده در این منطقه به پنجره نفتی می باشد. جایگاه این نمونه ها در نمودار شاخص هیدروژن (HI) به Tmax)) نشان می دهد که سازند پابده به عنوان سنگ های منشا احتمالی با رسیدن به مرحله کاتاژنز (Tmax بالاتر از 435 درجه سانتی گراد) توانسته اند مسیر بلوغ حرارتی را طی نمایند. با توجه به شاخص تولید (PI) نمونه های سازند پابده، Tmax به دست آمده رسیدگی واقعی این سازند را نشان نمی دهد. مقدار Tmax و PI بدست آمده از داده های راک ایول نشان دهنده این است که فقط یکی از نمونه ها در ابتدای پنجره نفتی می باشد. رخساره های آلی این سازند عمدتا نشانگر رسوبات فلات قاره و شیب قاره بوده که احتمالا در حاشیه های قاره ای ته نشین شدند.
    کلیدواژگان: راک ایول، کروژن، سازند پابده، پتانسیل هیدروکربن زایی
  • زهرا افسا*، غلامرضا میراب شبستری، احمدرضا خزاعی صفحات 84-105
    در این پژوهش یک برش چینه شناسی از سنگ های کربناته سازند قلعه دختر (ژوراسیک میانی-پسین؟) به ضخامت 3/306 متر در شمال شهر قاین واقع در استان خراسان جنوبی اندازه گیری و مطالعه شده است. این توالی از سنگ آهک های نازک تا ضخیم لایه و توده ای، دولومیت، ماسه سنگ، شیل و مارن تشکیل شده است. بر اساس مطالعات صحرایی و آزمایشگاهی، یازده ریزرخساره ی آهکی و دو پتروفاسیس آواری شناسایی شده بود که در چهار کمربند رخساره ای ساحلی، لاگون، سد و دریای باز در یک پلاتفرم کربناته از نوع فلات حاشیه دار نهشته شده اند. مهم ترین فرآیندهای دیاژنزی مشاهده شده در نمونه های سازند قلعه دختر عبارتند از سیمانی شدن، فشردگی، تشکیل انواع تخلخل ها، انحلال، نئومورفیسم و جانشینی. تفسیر توالی پاراژنتیکی سنگ های آهکی مورد مطالعه نشان دهنده ی تاثیر فرآیندهای دیاژنزی در مراحل دریایی، متئوریک، دفنی و بالاآمدگی می باشد. مطالعات ژئوشیمیایی حاصل از آنالیز عنصری نشان داد که محیط تشکیل این نهشته ها مشابه با مناطق نیمه حاره ای عهد حاضر بوده است. هم چنین محیط دیاژنتیکی سنگ های کربناته از نظر ژئوشیمیایی یک سیستم بسته تا نیمه بسته بوده است.
    کلیدواژگان: سازند قلعه دختر، قاین، ژوراسیک میانی، پسین، محیط رسوبی، ژئوشیمی، دیاژنز
|
  • M. Yousefi*, A. Nazari Badie Pages 1-11
    The Garau Formation in Tang-e-Haft area of Lorestan province has a thickness of 703m. The lower boundary is with Gotnia evaporite Formation and its upper boundary is continuous with Sarvak Formation and it is mainly consist of alternation of limestone, shaly limestone, shale and marl. In this research, the shale and shaly limestone of this rock unit were sampled in a systematic method. The results of pyrolysis of the samples were drawn in geochemical diagrams and the following results were obtained: In the studied samples, the existing hydrocarbons are indigenous. 60 percent of available kerogen is from type III and 40 percent type II, which are able to produce gas and oil. Amount of Total Organic Carbon (TOC) is in the range of fair to very good and S2 values are low and according to high thickness of the shale layers, it has high ability to produce significant amounts of hydrocarbons. Also, the consideration to palynological slides identified 4 palynofacies. 75 percent of samples were placed within the range of palynofacies I and II (kerogen type III and probable hydrocarbon of gas) and 25 percent were placed within the range of palynofacies VI and IX (mostly type II kerogen and probable hydrocarbon of oil).
    Keywords: Garau Formation, Rock Eval pyrolysis, Hydrocarbon, kerogen
  • Mojgan Zare*, Hossain Vaziri, Moghaddam, Azizolah Taheri, Ali Ghabeishavi Pages 12-28
    The Asmari Formation deposited in the Zagros basin during the Oligocene-Miocene. In this study, microfacies, depositional environment and sequence stratigraphy of the Asmari Formation in Kooh-Siah anticline (north of Dehdasht) 127 sampels was studied. The thickness of the Asmari Formation in this section is 214m and consists of thick, medium and thin bedded limestones interbeded with marly limestone, dolomitic limestone and marl. Based on petrography and analysis of microfacies features,11 different microfacies types have been recognized,which can be grouped into 4 depositional environments:tidal flat, lagoon, shoal and open marine. The Asmari Formation represents sedimentation on a carbonate ramp. A HST in Chattian, three third-order depositional sequence in Aquitanian, and one third-order sequence in Burdigalian are recognized,on the basis of deepening and shallowing patterns in the microfacies.
    Keywords: Oligocene, Miocene, sequence stratigraphy, Carbonate ramp, Microfacies, Asmari Formation
  • S. Khodabakhsh*, H. Bagheri Bagheri, A. Mehdi, Nasab Samakoosh Pages 29-42
    In this study, four sand dunes, in the East of Babolsar were studied. These dunes are of lunar parabolic type. Their sediment textures are sand and sand with little gravel;.these sediments are moderately sorted, leptokurtic and have positive skewness. More than 60 percent of these deposits are composed of metamorphic and igneous rock fragments. Three sedimentary facies (i.e. A, B1 and B2) were recognized; facies A and B2 show charactertistics of coastal plains and sand dunes; facies B1 were deposited in a swash zone. The age of the middle and lower part of the studied dunes varies from 14 to 25 ka; indicating the minimum and maximum depositional rate of 0.15 and 0.2 mm/y, respectively. Four Radar Facies were recognized; their characteristics are indicative of dune foreslope, cut and trough fill and swash zone.
    Keywords: Sedimentary facies, Rada facies, Coastal dune, Babolsar
  • M. Parvaneh Nejad Shirazi*, S. Balood Pages 43-53
    The Jahrum Formation with 192 m thickness at the studied area consists of carbonate sequence which overlies Pabdeh Formation sharply and underlies the Asmari Formation gradually. The aim of this paper is to describe the microbiostratigraphy, biological facies and sedimentary environment interpretation of Jahrum Formation at the section studied. Based on biostratigraphic studies 19 genera and 27 species of benthic foraminifera were identified which are located in two assemblage zones. Biozone no. 1 (Nummulites – Alveolina assemblage subzone) belonging to the Middle Eocene age and biozone no. 2 (Nummulites fabiani taxon range zone) belong to the Late Eocene age. According to the diagnosed biozones, the age of Jahrum Formation at the studied section is Middle Eocene - Late Eocene. Studies led to the identification of eight biofacies of lagoon, shoal and open sea. The absence of turbidite deposits and reef facies indicate sediments deposition of Jahrum Formation has occurred in a carbonate platform of hemoclinal ramp type (including inner, middle and outer ramp).
    Keywords: Jahrum Formation, microbiostratigraphy, benthic foraminifera, Eocene, Shiraz
  • F. Abasaghi, A. Mahboubi*, S.R. Mousavi Harami, Sh Avarjani Pages 54-70
    The Sarvak Formation (Albian to Turonian) is one of the carbonate units in the southwest Iran that was deposited on Neotethys margin. The purpose of this study is to analysis sequence stratigraphy and to identify Milankovitch cyclesof this formation in wells No. 20 and 48 in the Kupal Oilfield. This study was done by MESA spectral analysis method, using Cyclolog software and gamma ray data. The study of 250 thin sections led to identification of 9 microfacies that were deposited in three depositional environments including lagoon, shoal and open marine. In additions two third order depositional sequences (based on facies variations and changes PEFA and INPEFA curves) were identified. Examination of Milankovitch cycles, using both interval variations between gamma ray peaks and MESA spectral analysis methods showed that most of them formed 100,000 years cycles type. Orbital age determination with respect to counting of these cycles showed that this part of drilled formation has 11 to12 million years age.
    Keywords: Sarvak, gamma, MESA, sequence stratigraphy, Milankovitch cycles
  • Hassan Mohseni*, Hamid Mansori, Saeed Khodabakhsh, Mahmoud Memariani Pages 71-83
    The Pabdeh Formation was deposited during late Paleocene- early Oligocene in the Zagros Basin. Considerable parts of the formation comprise fine-grained sediments particularly variegated shale beds which were deposited in platform margin to deep sea environments. These depositional setting may promoted preservation of OM in these sediments. Hence, hydrocarbon potential and organic geochemistry of the Pabdeh Fm. were examined in a surface section located around the Sarhal-e Shirzadi village near the Gilan-e Gharb town. After sampling, a suite of 12 selected samples were analyzed by Rock-Eval. ΙΙΙ in the geochemistry lab. of the Research Institute for Petroleum Industry (RIPI). Low average TOC content of the samples (ave. 1.2 %) imply a poor source potential of the Pabdeh Fm. in this region. Furthermore, data revealed a mixture of various kerogen types including type Ι, ΙΙ, and ΙΙΙ as well, among which type ΙΙ is more frequent. This may reflect virtual marine nature of the Pabdeh Fm. Ro of most samples varies between 0.5 to 1.35 %, which means the Pabdeh Fm. reached the oil generation window. Cross-plot of Tmax vs. HI revealed the Pabdeh Fm. experienced catagenesis (Tmax > 435 OC). However, according to the calculated Tmax are not reliable, so do not reflect realistic thermal maturity of the Pabdeh Fm. In other words, Tmax and PI values calculated from Rock-Eval data suggest that only one sample passed into oil window. Organic facies of the Pabdeh Fm. comprising both platform and slope facies, which were probably deposited in the platform margin.
    Keywords: Rock, Eval, kerogen, Pabdeh Fm, hydrocarbon potential
  • Z. Afsa*, Gh. R. Mirab Shabestari, A. R. Khazaei Pages 84-105
    In this research, a stratigraphic section of carbonate rocks of Qaleh-Dokhtar Formation (Middle-Late Jurassic?) with 306.3 m thickness located in north of Qayen city, Southern Khorasan Province, has been measured and studied. This sequence has been made of thin to thick and massive layers of limestone, dolomite, sandstone, shale and marl. Based on both field and laboratory studies, totally 11 carbonate microfacies and 2 clastic petrofacies were determined which have been deposited within four coastal, lagoon, barrier and open marine facies belts within a rimmed-shelf type carbonate platform. The most significant diagenetic processes which have been observed in Qaleh-Dokhtar Formation samples are cementation, compaction, formation of various types of porosity, dissolution, neomorphism and replacement. Interpretation of paragenetic sequence of the studied limestones reveals the effects of diagenetic processes in marine, meteoric, burial and uplift stages. Geochemical studies of elemental analysis show that the palaeoenvironment of formation of these deposits has had similar to the recent semi-tropical regions. Furthermore, the diagenetic environment of these carbonate rocks has had a semi-closed to closed geochemical system.
    Keywords: Qaleh Dokhtar Formation, Qayen, Middle, Late Jurassic, Sedimentary environment, geochemistry, diagenesis