فهرست مطالب

باغ نظر - پیاپی 40 (مرداد و شهریور 1395)
  • پیاپی 40 (مرداد و شهریور 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/05/04
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سودابه قلی پور، وحید حیدرنتاج صفحات 5-18
    در طول تاریخ یکی از زیباترین فعالیت های انسان، آفرینش باغ بوده است. هنر باغ سازی یکی از کهن ترین هنرهای ایرانیان است که دارای سنت های ارزشمند و قدرتی معنوی است. قدم نهادن در باغ های ایرانی، ما را به این اندیشه وا می دارد که چه رمز و رازی در پس ظاهر آراسته آنها نهفته است که بعد از گذشت قرن ها کهنه نمی شوند و همچنان با منظری جذاب، انسان امروز را به سوی خود دعوت می کنند. شکل باغ در ایران از دیرباز تاکنون با طبیعت و میزان آب تناسبی کامل داشته است. اطلاعات درباره باغ های سمرقند به گزارش های کلاویخو و تعدادی مقاله محدود شده و در حال حاضر اثری از بیشتر باغ های سمرقند و اصفهان دیده نمی شود. هدف اصلی این مقاله بررسی ساختار فیزیکی باغ های سمرقند و اصفهان و تاثیرات باغ های تیموری در سمرقند بر باغ های خیابان چهارباغ اصفهان در دوره صفوی است تا اینکه محتوای این مطالعات، گامی در جهت مطالعات بیشتر در این زمینه باشد.
    در این راستا با رویکرد توصیفی- تاریخی، مروری به شناخت عناصر شکل دهنده باغ های دو دوره تیموری و صفوی و شباهت ها و تفاوت ها در این باغ ها با دو دوره زمانی متفاوت پرداخته می شود و در واقع توصیفاتی که درباره باغ های این دوران (تیموری - صفوی) شده، بسیار مفصل تر از توصیفاتی است که از باغ های دورانی قبلی شده و این، کمک بزرگی به شناخت باغ های این دو دوره تاریخی کرده است و به این سوال که باغ های دوره تیموری و به ویژه باغ هایی که تیمور در سمرقند ایجاد کرد، تا چه اندازه بر باغ های بعد از خود در دوره صفوی تاثیر داشته ، پاسخ داده می شود. برای بررسی باغ های این دو دوره از منابع تاریخی و سفرنامه ها و اسناد و مدارک به جا مانده از آن دوران و نتایج و مطالعات انجام شده توسط پژوهشگران معاصر استفاده شده و به این نتیجه رسیده که باغ سازی به شیوه صفوی و به طور خاص خیابان چهارباغ ریشه در دوران تیموری داشته است.
    کلیدواژگان: چهارباغ، سمرقند، اصفهان، عصر تیموری، عصر صفوی
  • محمد منان رئیسی صفحات 19-26
    قرآن کریم به عنوان مهم ترین متن دینی مسلمانان در حوزه های مختلف دانش بشری دارای ظرفیت های قابل توجهی است که اغلب مورد غفلت قرار گرفته است. از جمله موضوعات طرح شده در این کتاب آسمانی، شهر و مولفه های آن است که بر این اساس، تاکنون پژوهش های مختلفی پیرامون شهر اسلامی انجام شده است. در همین راستا، طی این مقاله به بررسی این مسئله پرداخته شده است که آیا قرآن کریم، تمایزات عرفی میان شهر و روستا را به رسمیت می شناسد یا خیر؟ به بیان دیگر، در ادبیات قرآنی، شهر چه مولفه یا مولفه هایی دارد که آن را از قریه (آبادی یا روستا) متمایز می سازد؟ برای این منظور در این مقاله، دو کلیدواژه مدینه (شهر) و قریه (روستا) در قرآن کریم با استفاده از روشی ترکیبی (مرکب از تحلیل محتوای کیفی و استدلال منطقی) مورد ژرفکاوی قرار گرفته اند. یافته های تحقیق بیانگر آن است که قرآن کریم برخلاف نظریات رایج در حوزه شهرسازی، مولفه اصلی در تمایز ماهوی شهر و روستا را ناشی از تفاوت های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و حتی جمعیتی نمی داند بلکه در ادبیات قرآنی، مولفه اصلی در تمایز ماهوی شهر و روستا عبارت است از ایمان به خدای متعال و الزامات حاصل از آن و لذا یک زیستگاه انسانی، هر چقدر هم که به لحاظ جمعیتی و کالبدی بزرگ باشد، چنانچه فاقد این مولفه باشد از منظر قرآن فاقد استحقاق لازم برای اطلاق واژه مدینه (شهر) است. این ادعا در بدنه پژوهش، با تطبیق آیات مختلف حاوی واژه های مدینه و قریه پیگیری و اثبات شده است.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، مدینه، قریه، ایمان
  • رضا علی پور، مرجان شیخ زاده، محمدرضا شریف زاده صفحات 27-34
    کشف و شهود از گواراترین و رازآمیزترین جلوه های حیات دینی بشر است. بازشناسی ماهیت و سرشت آن، ارزش معرفتی، سنجه های تشخیص سره از ناسره در میان انبوه دعاوی، باعث دلمشغولی بسیاری از اندیشمندان و خردورزان شده است. اثر هنری با ریشه گرفتن از شهود استعلایی و حسی هنرمند از یکسو و درک آن از سوی مخاطب، جاودان و یگانه می شود. «شهود»، حقیقت ذهن هنرمند و در نهایت حقیقت اثر هنری را آشکار می سازد. مبحث شهود در اندیشه بسیاری از اندیشمندان پرقدر بوده و این مقاله بر مفهوم شهود در ساختار معرفتی کانت تمرکز کرده است. «شهود»، از بنیادی ترین مفاهیم فلسفه «ایمانوئل کانت» است و تا حد یک زیرساخت، نقش محوری در نظام معرفتی کانت ایفا می کند. کانت بر شهود حسی و قرار دادن ذهنیت به عنوان درون مایه اصلی اثر هنری تاکید دارد و این نگرش، در شکل گیری مکاتب و آثار بزرگ هنری در دوران مدرنیسم و حتی پست مدرن راه گشا بوده است. در بررسی آثار هنری، حضور و مواجهه شهود در مثلث اثر هنری، هنرمند و مخاطب را شاهد هستیم. تاثیر شهود در ادراک اثر هنری و روند فهم و درک اثر هنری و آفرینش منسوب به آن نقشی مهم یافته است.
    این مقاله در نظر دارد منزلت شهود را در پیدایش آثار هنری مشخص و با استناد به تعریف کانت از مفهوم شهود در نقد اول (نقد عقل محض)، جایگاه آن را در آثار هنری تبیین و آشکار کند. فرضیه مقاله بر این استوار است که آثار هنری محصول کشف و شهود بوده و هنرمند با فعل یگانه ذهن خویش، یعنی شهود استعلایی دست به خلق اثر هنری زده است. بر اساس تعریف کانت از مفهوم شهود در نقد اول، شهود چیزی نیست جز آگاهی مستقیم از معنایی که در ذهن حاضر است و در شهود هنری این نگرش کانتی نقشی اساسی دارد و به همراه نبوغ هنرمند به ارتباط و تسخیر مخاطب می پردازد. این پژوهش به شیوه تحلیلی- توصیفی، با بهره گرفتن از کتب و مقالات به تحلیل داده ها پرداخته است.
    کلیدواژگان: نقد اول کانت (نقد عقل محض)، شهود کانتی، آثار هنری، شهود در آثار هنری
  • اصغر جوانی، محمد خزایی، منصور کلاه کج صفحات 35-44
    سیطره و نفوذ رسانه های جدید که عمدتا با نرم افزار، تصویر، فونت و موضوع مشترک در حال گسترش است،اگرچه نویدبخش زبان بصری یکدست برای ارتباط آسانتر است ، اما این یکدستی زبانی، همواره مخاطراتی چون، به حاشیه راندن یا فراموشی فرهنگ های بصری متنوع جهانی را نیز به دنبال داشته است. در ایران نیز این مخاطرات، با عدم استمرار محتوا و عناصر بصری ایرانی در حوزه های مختلف، چون، مخدوش شدن سیمای شهرها، ناپدید شدن کهن الگوهای خاطره انگیز و جایگزین شدن عناصر نامانوس در فضای شهری، رخ نموده است. دغدغه هایی از این دست موجب شده، هرازگاهی برای مقابله با این عوارض بصری از سوی نهادهای دولتی و غیردولتی، عناوین متعددی همچون، هویت ایرانی، کاربرد تصاویر ایرانی، استفاده از عناصر فرهنگی ایرانی، تولید محتوای ایرانی در حوزه بصری مورد تاکید قرار گیرد. با توجه به خواست عمومی توجه به فرهنگ خودی، مسئله این مقاله جایگزینی عنوانی جامع و کاربردی به جای عناوین گفته شده به منظور تمرکز بر موضوع و تداوم شایسته فرهنگ بصری ایرانی است، عنوان هویت بصری ایرانی مورد نظر این تحقیق، چنین کارکردی دارد. هدف این پژوهش از طرح عنوان هویت بصری ایرانی، بازآفرینی کهن الگوها، آفرینش و خلق الگوهای معاصر بصری ایرانی یا تاثیر از آنها برای کاربردهای جدید، مبتنی بر اصول و ضوابط روز گرافیک است، این مقاله به دنبال پاسخ به این سوالات است : هویت بصری ایرانی چیست؟ منظور از بازنمایی هویت بصری ایرانی در گرافیک چیست و منابع آن کدامند؟ براساس دستاورد این مقاله، هویت بصری ایرانی، عبارت است از همسانی و تشابه بصری یک اثر به آثار مادی و معنوی ایران، که تمایز آن اثر از آثار دیگر کشورها محسوس باشد. هویت بصری ایرانی به دوشاخه هویت بصری عام ایرانی و هویت بصری سازمانی ایرانی قابل تقسیم است. هویت بصری عام ایرانی مبتنی بر تاثیر،تشابه، الهام، بازنمایی، بازآفرینی، از نگاره ها و تصاویری است که به ایران تعلق دارد. هویت بصری سازمانی ایرانی هم در برگیرنده نمادها و نشانه های مصوب چون پرچم و سایر نشانه های رسمی کشور است که معمولا کاربرد آنها تابع قوانین و ضوابط خاصی است. هویت بصری ایرانی از منظر گرافیک نیز عبارت است از : اثری از گرافیک که درجه ای از همانندی و شباهت را با فرهنگ بصری ایرانی به طور مشخص داشته باشد یا آن اثر گرافیک بلافاصله ایرانی بودن را تداعی کند. این تحقیق از نظر هدف کاربردی است که با رویکرد کیفی به شیوه توصیفی ارایه می شود. شواهد و مثال های مورد بحث، برگرفته از منابع کتابخانه ای، پایگاه های اطلاعاتی علمی و خبری است.
    کلیدواژگان: هویت، بصری، ایرانی، گرافیک
  • سمانه کاکاوند، اشرف سادات موسوی لر صفحات 45-54
    قالی محصول هم نشینی عناصر معنادار یا چینش هنرمندانه نقش مایه ها در کنار یکدیگر است. با این نگاه می توان کاربردهای مادی و معنوی دستبافته ها را دال بر قابلیت های معنارسانی این هنر ایرانی قلمداد کرد. از گذشته های دور قالی در مراسم مذهبی، سورها و سوگ ها، حضور داشته و علاوه بر فرش کردن فضاهای گوناگون، اهداء و وقف آن نیز بیانگر گره خوردن این محصول هنری با تار و پود زندگی ایرانیان است. در این مقاله، قالی وقف شده به آستان امام زاده زید که به سفارش تقی خان درانی حاکم کرمان در عصر زند بافته شده، مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با هدف کشف لایه های نهان معنا در نوشتار کتیبه و خوانش متن آن صورت گرفته تا پاسخی بر این سوال ها باشد. نوشتار موجود در کتیبه قالی حاوی چه معانی ضمنی می تواند باشد؟ آیا می توان با روشی تطبیقی اجزای متن را معناکاوی کرد؟ آیا می توان با رویکردی بینامتنی میان اجزای متن و سایر متون ارتباطی معنادار پیدا کرد؟ داده های تحقیق نتیجه مطالعات کتابخانه ای و مشاهده نمونه موزه ای بوده و روش پژوهش تطبیقی، تاریخی و تحلیلی است. خوانش لایه های صریح و ضمنی کتیبه، ضمن اینکه بیانگر ارتباط نظام نوشتاری با نظام تصویری در قالی است ، نحوه کار و حاکمیت خرد جمعی در جامعه عصر زند را نیز بازتاب می دهد.
    کلیدواژگان: کتیبه، قالی، وقف، تقی خان درانی، خوانش لایه های ضمنی، عصر زند
  • نرگس کریمی، رضا ابویی، داریوش حیدری صفحات 55-68
    دیوار پشت بند به عنوان یک سازه بنایی، نقش مهار نیروی رانشی دیوار اصلی را به عهده دارد. این عنصر معمارانه از سالیان دور، در بناهای مسکونی و غیرمسکونی، به شیوه ها و انواع مختلف استفاده شده است. در این راستا شواهد باستان شناسی، تنها شاخص معتبری هستند که می توان با رجوع به آنها از پیشینه دیوارهای پشت بند به صورت ضمنی آگاه شد. اینکه اولین بار در چه بنایی و کجا استفاده شده مشخص نیست، درجایی هم به صراحت به آن اشاره نشده و حتی باستان شناسان نیز در گزارشات حفاری خود به اشاراتی کوتاه و ضمنی بسنده کرده اند، ولی مبتنی بر گزارشات محدود در دسترس، می توان به صورت احتمالی استفاده گسترده از این سازه را از دوره نوسنگی به بعد دانست که معماران به عملکرد سازه ای این عنصر آگاه شده و به مرور زمان با تجربیات گذشته خود از گونه های متفاوت آن استفاده کردند. در این پژوهش گونه های متفاوت پشت بندها از لحاظ موقعیت قرارگیری، فرم و شکل، مصالح به کاررفته، فن اجرا، کارکرد فنی و تزیینات پشت بندها تقسیم بندی و مورد بررسی قرار گرفته است. با مطالعه دیوارهای پشت بند در دوران پیش از تاریخ و دوران تاریخی، مشاهده خواهد شد که هر چند در زمان گذشته یک چارچوب ساختاری با زیربنای علمی، بر اساس یافته های مربوط به قدرت مصالح و قوانین مکانیک ها وجود نداشته ولی بر اساس تجربه و نگرش عمیق به ماهیت و رفتار ساختمان های بنا شده، کم کم و به مرور زمان به درک ساختاری و عملکرد سازه ای بهتر دیوارهای پشت بند دست پیدا کردند و نه تنها در تعادل نیروها بلکه در ظاهر و زیبایی آنها نیز تاکید داشتند. عدم تحقیق جامع در این خصوص ضرورت پژوهش را ایجاب کرد که با ابزار مطالعه کتابخانه ای و روش تحقیق توصیفی و تحلیلی به این مهم پرداخته شود.
    کلیدواژگان: معماری ایران، دوران پیش از تاریخ، دوران تاریخی، گونه شناسی پشت بند
|
  • Soudabeh Gholipour, Vahid Heydar Nattaj Pages 5-18
    Throughout history, "creation of garden" has been one of the most spectacular human activities. Art of gardening is considered as one of the ancient Iranian arts that has valuable traditions and spiritual power. Stepping into an Iranian garden compels us to think about this idea that what mysteries have been concealed behind its adorned appearance. It has not gotten old over the centuries. Also invites modern human being for a visit with its tempting perspective. Surrounding environment and the amount of water cause the appearances of gardens in Iran. Since the information about the gardens of Samarkand are limited to reports of Clavijo and a number of articles, and most gardens of Samarkand and Isfahan don’t exist now, the physical structures of gardens in Samarkand and Isfahan are the main issue of this paper so that the present contents in this study will be a step for further studies in this field. Accordingl this study by a descriptive – historical approach, intends to identify the elements that have formed Timurid gardens and Safavid gardens and the similarities and differences between these gardens in two different eras. Indeed, the descriptions that represented in these two periods have more detailed than previous periods and these have helped to recognize the gardens in these periods. Also the question will be responded that how much Timurid gardens and especially the gardens which had built in Samarkand by Timur, affected on the subsequent gardens. We consider gardens in these two eras i.e., Timurid and Safavid eras, by the aid of historical descriptions, itineraries and documents and comparison them with each other as well as studies which done by contemporary researchers, it is concluded that Safavid style landscape gardening, especially the Chaharbagh avenue, roots in Timurid era.
    Keywords: Chaharbagh, Samarkand, Isfahan, Timurid era, Safavid era
  • Mohammad Mannan Raeesi Pages 19-26
    The holy Quran as the most significant religious text of Muslims has a remarkable aptitude in various aspects of human knowledge which is often neglected. Many researches have studied the Islamic city since city and city elements are mentioned in this holy book. Accordingly, this paper tries to investigate if the common difference between city and village is a matter of importance in the holy Quran. In other words, this paper seeks the indicator(s) of city and village distinction in the holy Quran. Therefore, Medina (village) and Gharieh (village), as the two main keywords, are analyzed in the holy Quran and investigated by a combination of research methods (combination of qualitative content analysis method and logical reasoning method). The findings suggest that unlike the current theories in the field of urban development, Quran does not recognize different economic, social and even population factors as the main factors in distinguishing villages from cities. In Quranic literature, the factor that makes a city distinct from a village is the level of faith in God and commitment to Islam. So that a habitat, disregarding of population and size city, cannot be entitled as Medina (city) in case it lacks these factors. The claim has been established and proved in the body of this study by comparison of various Quranic literatures containing the words Medina (city) and Gharieh (village).
    Keywords: Holy Quran, Medina (city), Ghariyeh (village), Faith
  • Reza Alipour, Marjan Sheikhzadeh, Mohammadreza Sharifzadeh Pages 27-34
    "Intuition" is one of the most salubrious and mysterious parades of human being religious life. Recognition of essence and its spirit, value of knowledge, evaluation of pureness from spurious among critique masses of theories, brought concerns to many thinkers and intellectuals. An artwork becomes unique and everlasting when from one hand, rooted in transcendent and sensual intuition of the artist and from other hand through the understanding of its addressees. The "intuition" reveals the truth in the mind of artist and finally the truth of the artwork. The "intuition" is one of the most fundamental concepts of Immanuel Kant’s philosophy and to the extent of an infrastructure; it plays a key role in Kant’s knowledge system. Kant emphasizes on sensual intuition and put the subjectivity as the main theme of his work and this attitude has been instrumental in the formation of the great artworks and schools in the era of modernism and even postmodernism. In review of artworks, we observe the presence of intuition in triangle of artistic work, artist and addressee.In this article we intend to determine the intuition status in creation of artworks and based on Kant’s first critique (critique of pure reason) to explain and emphasize its place in artworks. This paper is based on hypothesis that artworks output of disposure and intuition, and artist has created an art by using his own unique act of mind such as precedence intuition. Based on Kant’s first critique the intuition is nothing but, the direct understanding of the meaning that exists at the present and has essential role in Kant’s intuition of art that along with artist’s ability will communicate with audience. This paper has been emphasized and compared the descriptive analytical methods by using books and articles.
    Keywords: Kant's first critique (critique of pure reason), Kant's intuition, artwork, intuition in artwork
  • Asghar Javani, Mohammad Khazaei, Mansor Kolahkaj Pages 35-44
    Today, the dominance of modern media is growing thanks to various soft wares, graphic patterns and fonts. Although it has created a visually universal language to ease communication, it has also marginalized certain visual cultures around the globe. Such threats in Iran have appeared in the form of damaged views of cities and monumental patterns replaced with unfamiliar elements. In order find solutions to such concerns, every now and then, issues like Iranian identity, applications of Iranian pictures, and Iranian domestic content have come to the fore. The present study aimed to reach a comprehensive approach to deal with the problems mentioned and with how to represent domestic visual culture effectively. In fact, it aimed to revitalize national archetypes and to represent them in a new way based on modern graphic principles. The questions of the research include: what is the Iranian visual culture? What is meant by representation of Iranian visual identity graphically? The result indicated that Iranian visual identity is the visual similarity of a work to other Iranian works so that it is distinguished from the works of other nations. Iranian visual identity is divided into general and corporate identities. Iranian visual identity is inspired by representation and recreation of Iranian pictures and motifs. Visual corporate identity include formally approved symbols, and flags which generally follow certain norms and principles. Graphic representation of Iranian visual culture implies a given degree of similarity to Iranian visual culture so that the quality of being Iranian can be readily recognized. The present study is an applied qualitative research. Data were gathered based on library sources and media databases.
    Keywords: Identity, visual, Iranian, graphic
  • Samaneh Kakavand, Ashrafosadat Mousavilar Pages 45-54
    A carpet is a product of arrayed meaningful elements or arranged artistic motifs set together. The practical and spiritual applications of carpet indicate that this Persian art can deliver meanings in different aspects. Carpets have long been used in religious, rituals and funeral ceremonies. Not only are these artistic creations applied for covering various spaces, but also they are dedicated to holy places due to the strong tie they have with lives of Iranian people. Accordingly, this paper studies the carpet dedicated to the Holy Shrine of Imamzadeh Zeid that was woven by the order of Taghi Khan Dorrani, governor of Kerman. This study aims to explore the hidden layers of meaning in the text inscriptions of the carpet and find answers to the followings: What are the implicit meanings that the carpet inscriptions imply? Can we investigate the meaning of the carpet text by using a comparative study? Can we find a significant relationship between the text components and other written texts of the carpet by using an intertextual approach? Here, the research data is obtained from library researches and museum observations and studied in comparative, historical and analytical research methods. Not only does the discovery of implicit and explicit layers of the inscription describe the relation between the writing order and the pictorial order of the carpet, but also it reveals the public wisdom of the public during Zand era
    Keywords: Inscription, Carpet, Endowment, Taghi Khan Dorrani
  • Narges Karimi, Reza Abouei, Dariush Heydari Pages 55-68
    As a masonry structure, buttresses have the role of controlling the sliding force of the main wall. This architectural element has been used in residential and non-residential buildings in various methods and ways from distant years. In this regard, archaeological evidences are the only valid indices by referring to which we can tacitly learn about the record of buttresses. Where and how it has first been used is not known, and nowhere has it been explicitly referred to. Even archaeologists have tacitly and briefly referred to it in their excavation reports. However, based on accessible limited reports, expansive application of this structure can be dated to post-Neolithic era when architects became aware of structural performance of this element and gradually with their part experiences; they used it in a different way with better structural performance. In this research, studied about Buttress types in terms of position, form and shape, used material, execution technique, ornament and technical function. By studying buttresses built during pre-historic and historical period, it will be seen that there were no structural scientific frameworks based on findings related to the strength of materials and mechanical rules. Little by little and through time, architects began to understand structural performance and structural perception of buttresses, owing to the experience and deep attitude towards the nature and behavior of masonry buildings. They emphasized not only the balance in forces, but also their appearance and esthetics. Lack of comprehensive research in this regard necessitated this research, and this issue was dealt with through library studies and descriptive and analytical research method.
    Keywords: Iranian architecture, Pre, historic era, Historical period, Typology of Buttress structure