فهرست مطالب

پژوهشهای منظر شهر - پیاپی 5 (بهار و تابستان 1395)
  • پیاپی 5 (بهار و تابستان 1395)
  • بهای روی جلد: 150,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1395/06/19
  • تعداد عناوین: 7
|
  • زینب گلستانی درو* صفحه 7
    با اینکه آنها (شهرها) تصاویر وسیعی در اختیار کتاب ها قرار می دهند، در مقابل این کتاب ها هستند که ارائه گر ژرفایی اسطوره ای از فضا های بشری اند. (اولیویه رولن) شهر، به عنوان اساسی ترین جلوه تجلیات روح خلاق انسان، همواره در ارتباط با آفرینش های بشری، از جمله صنعت و هنر، معنا یافته و در نتیجه خوانش های مختلف از نو زاده می شود. حضور شهرها در ادبیات، نه تنها فضاهای مورد نیاز عناصر روایی را تامین می کند، بلکه با خلق خاطره ها در بطن فضاهای شهری، این فضاها را به اسطوره هایی بیانگر روح حاکم بر جامعه بدل می کند. ادبیات که بسیار زودتر از سینما، هنرهای تجسمی، و سایر هنرها، شهر را به تصویر کشیده و خاطرات و کهن الگوهایی را در آن ایجاد کرده است، در دوران معاصر، و با افزایش فضاهای شهری، بیش از پیش به شهر و فضای بیرونی توجه می کند، تا آنجا که شخصیت های داستان و روایت، هویت خود را در متن شهر جستجو می کنند، شهری که خود به عنوان شخصیت و قهرمان (یا ضد قهرمان) اصلی روایت مطرح می شود. در این بین نویسندگانی چون فرانسوا بن (François Bon)، با نزدیک شدن به فضاهای فراموش شده شهری، چهره ای دیگر از شهر ارائه می دهند. بن با به صحنه آوردن فضاهایی طرد شده، چون زاغه ها، تصویری نو از زندگی در فضای شهری معاصر ارائه می دهد، فضایی که گاه به عنوان عاملی برای تخریب هویت فرد و خاطرات او عمل می کند. مطالعه پیش رو، با هدف مطالعه این نوع خاطره پردازی ها در سطح منظر شهری، و با تکیه بر آراء متفکرانی چون رن وژل و میشل کولو در حوزه روابط فضایی و انعکاس منظر، به مثابه فضای زیسته، در آثار هنری و به خصوص ادبیات، در صدد پاسخگویی به این پرسش است که تصاویر و خاطرات شهر معاصر چگونه در دو رمان فرانسوا بن، یعنی خروجی کارخانه و دکورسیمان، شکل گرفته و چه منظری از فضای شهری معاصر ارائه می دهند؟ پرسشی که درنهایت با ارائه تصاویر و خاطرات برآمده از فضاهایی گم شده در این رمان ها، فضای شهری حاضر در آنها را چون نامکانی درمی یابد.
    کلیدواژگان: شهر، متن، خاطره، منظر شهر، ادبیات، فرانسوا بن
  • ندا داعی پاریزی* صفحه 15
    باغ ایرانی بیانگر ارتباط نزدیک میان بستر فرهنگی و طبیعی است و نشانهای از سازگار نمودن و همسوسازی نیازهای انسان و طبیعت است . باغهای تاریخی ایرانی از آثار مهم به جامانده از گذشته هستند که به واسطه ارزش های چندگانه محیطی، سودمندی و زیبایی شناسی که کلیه حواس پنج گانه را درگیر می کند به عنوان میراث ملی و سندی با ارزش از هویت تاریخی و فرهنگی، لازم است پیوسته مورد بررسی، حفاظت و نگهداری قرار گیرند. ساده ترین و رایج ترین شکل هندسی باغ های ایرانی من جمله باغ های دوره قاجار شامل: محوری در مرکز به موازات اضلاع طولی است و به طور معمول در دو طرف این محور درختان سایه دار کاشته می شدند. شکل هندسی این باغ ها اغلب چهارضلعی و نسبت به محور مرکزی قرینه طراحی می شدند. در دوره قاجار باغ های متعددی در کرمان احداث شده اند. از جمله این باغ ها، باغ هرندی کرمان است که به وسیله سازمان میراث فرهنگی جهت ثبت ملی و مرمت این باغ بررسی هایی انجام شده است. اما چون تحقیقات انجام شده ای که به صورت کامل و علمی منتشر شده باشند، درباره این باغ در دسترس نبود، ضرورت انجام پژوهشی به منظور مشخص شدن تاریخچه، خصوصیات و وضع کنونی باغ احساس شد. بدین جهت این تحقیق که روش اجرای آن تفسیری تاریخی است با استفاده از مدارک موجود در نوشته های مختلف و بررسی میدانی و سوال از مطلعین انجام شد که نتایج آن در این مقاله آمده است. نتایج این پژوهش نشان داد که باغ هرندی کرمان در ابتدای احداث آن در خارج شهر ولی اکنون در مرکز شهر قرار دارد. کاربری اولیه آن مسکونی و تفریحی بوده است. باغ ایرانی الگوی کلی این باغ است، ساختمان اصلی آن در دو طبقه، در حدود یک سوم شمالی محور اصلی و در ساخت آن شیوه معماری دوره قاجار و نیز الگو گرفته از معماری فرانسه آن زمان است. نظام آبیاری این باغ در گذشته از طریق چاه با استفاده از گاوگرد و نیز آب قنات بوده است.
    کلیدواژگان: باغ ایرانی، باغ هرندی، قاجار، کرمان، منظر
  • مهدی خاک زند*، داود قربان زاده صفحه 25
    در ادیان مختلف همواره اموری به عنوان مقدس وجود داشته که پاسخگوی بنیادی ترین نیازهای انسان که توجه و اشتیاق برای رسیدن به «کمال مطلق» و تقرب و توسل به اوست، می باشد. از اینرو در جوامع امروز که نیاز به آرامش روانی و معنویات بیش از پیش احساس می شود؛ مناظر مقدس شهری به عنوان بخشی از مناظر فرهنگی، عجین شده با آداب و رسوم و آیین و مذهب جوامع شهری، توانسته است با سوق دادن انسان از مادیات به سوی معنویات در ارتقاء ارزش ها و اعتقادات سهم به سزایی داشته باشد. بررسی ها نشان می دهد افراد در مواجهه با این مناظر می توانند شاهد فنومن یا پدیدارهایی باشند که به فضا یا منظر مقدس معنا داده و در مواجهه با ذهن، ایجاد مفهوم خاص نمایند. بنابراین، نوع نگرش و باورهای آدمی درباره زندگی و منظر پیرامون خود، در بهره مندی از آرمان های مطلوب او بسیار اثر گذارند.
    از طرفی فرآیند طراحی با نگاهی پدیدار شناسانه در مناظر مقدس، این امکان را مهیا ساخته تا با دیدن این مناظر، نسبت به ادراک فضا، تقویت حس مکان و هویت بخشی به منظر پرداخته و بدین گونه موجبات حفظ و ارتقاء ارزش های فرهنگی و مذهبی را در جوامع بشری به وجود آورد. هر پدیدار با ایجاد معانی و مفاهیم گوناگونی که در ذهن انسان شکل می دهد، با محیط و فضاهای پیرامون خود ایجاد رابطه کرده و همین ارتباط می تواند زمینه ای برای شکل گیری، به تصویر کشیدن و به طور کلی، به عینیت بخشیدن فضاها، فراهم آورد. در ادامه پدیدارهای نشات گرفته از ذهن و تجربه ناظرین در برخورد با این مناظر مورد بررسی قرار گرفت که برای هر یک شاخصه هایی درنظر گرفته شد.
    این تحقیق با رویکرد پدیدار شناسانه و روی هم گذاری موارد شناسایی شده منطبق با نیازها و خواسته های استفاده کنندگان و زائرین، نسبت به معرفی و تعیین فضاهای مورد نیاز این پدیدارها، گام برداشته و نشان می دهد می توان با استفاده از روش مذکور و تعیین شاخص های طراحی، مناظر مقدس را در قالب فضاهایی مشخص نظیر فضاهای معنوی، یادمانی، تعاملات جمعی، نیایشی و فضاهای مکث، معرفی و ارائه نمود.
    کلیدواژگان: پدیدارشناسی، طراحی منظر، منظر شهری، منظر فرهنگی، منظر مقدس
  • نسیم صحرائی نژاد*، سارا فربد صفحه 35
    شهر تهران به دنبال توسعه سریع و بی رویه فضاهای شهری، از فقدان ضوابط و دستورالعمل های مناسب برای طراحی و برنامه ریزی فیزیکی شهر رنج می برد که منجر به ناکارایی فضاهای شهری و برآورده نشدن نیازهای فیزیکی و روحی شهروندان گردیده است. از سوی دیگر شکل گیری مبلمان شهری و در پی آن شکل گیری پل های عابر پیاده به عنوان پاسخی به تغییرات صورت گرفته و تامین امنیت شهروندان در فضاهای شهری، یکی از شاخص ترین عناصر شهری بوده که علاوه بر جنبه های عملکردی، نقش بسزائی در شکل گیری کیفیات بصری آن خواهند داشت. علیرغم وجود مطالعات متعددی که بر ضرورت ملاحظات زیباشناسانه از یک سو و لزوم تلفیق و هماهنگی بصری ساختار پل با محیط اطراف آن (طراحی همخوان با زمینه) به عنوان یکی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر کیفیات زیباشناسانه انجام گرفته، متاسفانه امروزه خصوصا در شهر تهران به دلیل نادیده انگاشتن پتانسیل های زیبا شناسانه پل های هوایی در فضاهای شهری، مورد بی مهری شهروندان قرار گرفته است و آنها صرفا عناصری عملکردی در ترافیک شهری تلقی گردیده و قابلیت آنها در بهبود کیفیات بصری شهر نادیده انگاشته می شود. در مطالعه حاضر، با تاکید بر ارتباط بصری میان پل های عابر پیاده و منظر شهری اطراف آن، با روش پیمایشی و از طریق پرسشنامه، با نظرسنجی ترجیحی از 384 نفر شهروند تهرانی در ارتباط با کیفیات زیباشناسانه پل های عابر پیاده با فرم های مشابه در مناظر شهری مختلف، تاثیر و نقش رویکرد طراحی همخوان با زمینه بر ادراک زیبایی عناصر شهری خصوصا در مناظر شهری تهران مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این مطالعات نشان داده است که در شهر تهران به دلیل عدم در نظر گیری اصول طراحی همخوان با زمینه و هماهنگی بصری میان پل و منظر شهری اطراف آن، اولا شهروندان ادراک زیباشناسانه بالایی نسبت به این پل ها نداشته و دوما شرکت کنندگان نسبت به پل های عابر پیاده با فرم یکسان در فضاهای شهری مختلف ترجیحات متفاوتی نشان داده اند که این امر نشان دهنده اهمیت و نقش ارتباط بصری میان پل های عابر پیاده و زمینه اطراف آنها، بر کیفیات زیبایی شناختی پل های عابر پیاده در فضاهای شهری خواهد بود که در نهایت می تواند موجب ارتقاء کیفیات عملکردی در این گروه از پل ها نیز باشد.
    کلیدواژگان: طراحی همخوان با زمینه، پل عابر پیاده، زیبایی شناسی، منظر شهری، ارتباط بصری
  • حسن محمدیان مصمم*، مظفر صرافی، جمیله توکلی نیا، علی اصغر عیسی لو صفحه 47
    پیاده راه سازی به عنوان نیرومندترین و اثرگذارترین جنبش طراحی مجدد خیابان، از راهکارهایی است که در دهه های اخیر به منظور کاهش تبعات منفی حضور گسترده خودرو در شهرها و رونق اجتماعی-اقتصادی و محیطی مراکز شهری به کار بسته می شود؛ به گونه ای که بسیاری از مدیران و سیاستگذاران شهرهای کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه با امکانسنجی و اولویت بندی دقیق و سنجیده فضاها و خیابان های مساعد و سپس کاربست پروژه های پیاده راه سازی و آرام سازی آمد و شد، ضمن کاهش اثرات زیانبار محیط زیستی ناشی از خودرو- محوری، موجبات بازآفرینی اقتصادی، اجتماعی و کالبدی مراکز شهری را نیز فراهم آورده اند. در این راستا، پژوهش حاضر با روش ترکیبی (ارزیابی ویژگی های کالبدی و ادراکات زائران و مردم) و با هدف ارتقاء پیاده مداری در بافت مرکزی شهر قم، ابتدا به تشریح ادبیات جهانی در مورد پیاده راه سازی، اولویت بندی پروژه های پیاده و همچنین قابلیت پیاده روی خیابان پرداخته و سپس از طریق، کسب نظرات مردمی و زائران بر اساس پیمایش میدانی، تحلیل داده های ثانویه و همچنین نظرات متخصصان به اولویت بندی پیاده راه سازی مسیرهای اطراف حرم مطهر پرداخته است. انتخاب معیارها بر مبنای روش دلفی بوده و نظرات متخصصان بر اساس مدل تصمیم گیری چند معیاره (AHP) اعمال شده است. نتایج کلی پژوهش حاکی از آن است که خیابان ارم به دلیل نقش مهم در پیوند دو عنصر اصلی مذهبی (حرم مطهر) و تجاری (بازار) و وجود فعالیت ها و کاربری های مختلف و متنوع، دسترسی به پارکینگ، طول و عرض مناسب، سرزندگی و حضور گسترده افراد پیاده و زائران، شیب مناسب، بهترین فضا جهت ایجاد پیاده راه می باشد.
    کلیدواژگان: پیاده راه سازی، قابلیت پیاده روی، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، دلفی، حرم حضرت معصومه (س)
  • رضا کانونی*، محمدتقی رضویان، آرمان مسلمی صفحه 67
    پیاده راه ها، به عنوان فضایی برای افزایش ارتباطات و تعاملات اجتماعی شهروندان، باعث تقویت زندگی جمعی، افزایش حس تعلق به مکان و دستیابی به اعتدال بین مفهوم سواره و پیاده می شود. همچنین پیاده راه ها، هم ابزار و هم مکان هایی برای تبلور و احقاق حق عابران و شهروندان می باشند. هدف پژوهش حاضر برنامه ریزی راهبردی برای بهبود کیفیات فضایی پیاده راه 17 شهریور تهران می باشد. برای این امر از مدل های SWOT و AHP استفاده شده است. نوع پژوهش حاضر، کاربردی– راهبردی و روش انجام آن توصیفی–تحلیلی است. در انجام پژوهش حاضر علاوه بر مطالعات کتابخانه ای از روش پیمایشی نیز استفاده شده است. برای جمع آوری و ارزیابی اطلاعات پیمایشی پژوهش حاضر، تکنیک دلفی و مصاحبه با کارشناسان و مسئولین امر به کار گرفته شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که راهبرد تدافعی برای بهبود کیفیات فضایی پیاده راه 17 شهریور دارای اولویت میباشد. بدین نحو که نقاط تهدید و ضعف باید کاهش پیدا کند و برای این امر نیز از نقاط قوت و فرصت در جهت افزایش اثرات مثبت کیفیات فضایی پیاده راه 17 شهریور در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطزیستی استفاده شود. برخی از راهبردهای تدافعی شامل برنامهریزی در جهت هدایت راهبردی اقدامات لازم الاجرا در پیاده راه 17 شهریور و چشم اندازی سازی این اقدامات جهت جلوگیری از خرده اقداماتی که منجر به اغتشاش فضایی در محدوده می شود، شناسایی و حفاظت از بناهای ارزشمند در فضای پیرامون پیاده راه و نوسازی آنها به خصوص جداره های بلافصل محدوده، افزایش فعالیت های فرهنگی و آئینی و همچنین برگزاری مسابقات و جشنواره های فرهنگی، تدوین طرح زیست محیطی برای محدوده در جهت جلوگیری از آلودگی آب های زیرزمینی، دفع و جمع آوری مناسب پسماندهای بیمارستانی و سایر مسائل مربوط به کیفیت و بهداشت محیط محدوده.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی راهبردی، پیاده راه 17 شهریور، چشم اندازسازی، طرح زیست محیطی، فعالیت های فرهنگی
|
  • Zeinab Golestani Dero* Page 7
    Although the cities give the vast number of urban images to the books but they are the books who can display mythical profundity of the human spaces. (Olivier Rolland)
    The city¡ as the most basic demonstration of the creative spirit of man¡ has always found its meaning in association with human creations such as art and industry and is reborn as the result of different studies. Presence of the cities in literature not only is used to fulfill the required spaces of narrative elements but also¡ with creating the memoirs in the heart of urban spaces¡ it will convert these spaces to the myths displaying the dominating spirit of the society. Literature¡ as one of the primitive painters of the city¡ has pictured city even sooner than cinema¡ visual arts¡ and other arts. It has created memoirs and ancient patterns in it. In the contemporary age¡ with increasing urban spaces¡ literature is paying more attention to the city and external spaces in such a way that the characters of the story seek their identity in city spaces. Even city is presented by itself as a principle character and hero (antihero) of the story. In between¡ the authors like Francois Bon¡ approaching the forgotten spaces of the city present another aspect of city. Bon with the scene dramatization of the rejected spaces like suburbs gives a new image of living in the contemporary urban spaces. Occasionally¡ these spaces play the role of destructive factor of identity and memoirs of an individual. Therefore¡ the present study with the aim of this kind of memorization at the level of urban landscape and with focusing on the viewpoints of the thinkers like Reine Vogel and Michel Collot¡ regarding the reflex of the life world in art¡ especially in the literature¡ is trying to answer these two questions: «How the image and the memories of the contemporary city is formed in these two novels of François Bon¡ Factory Exit and Cement Décor» and «Which landscape of that contemporary city space is represented?» The questions that will finally discover the present city space of them like a non-place¡ with presenting the images and memories of lost spaces in theses novels.
    Keywords: city, text, memoir, urban landscape, literature, François Bon
  • Neda Daei Parizi* Page 15
    Iranian garden indicates a close relation between cultural and natural beds and is a sign of adjusting and aligning human needs and nature. Iranian historical gardens are among important traces remained from past, which involve all senses due to multiple environmental values, productivity, and aesthetics. As a national heritage and a valuable document of cultural and historical identity, it is required to be continuously surveyed, protected, and maintained. The simplest and most prevalent geometric form of Iranian garden, such as Ghajar era gardens, includes an axis in the center parallel to longitudinal sides and usually in both sides of this axis, shadowy trees were planted. The geometric form of these gardens is often quadrilateral and they were designed in symmetry towards the central axis. In Ghajar era, multiple gardens had been constructed in Kerman, among these gardens is Kerman Harandi Garden and some studies have been performed by Cultural Heritage Organization for national registration and reclaiming of this garden. Since there is no study published scientifically, necessity of a study of specifying the garden history, specifications, and current status was felt. For this purpose, a historical descriptive research method was performed using present documents in various inscriptions and field study. The informed people were surveyed. The results of this study showed that Kerman Harandi Garden is placed out of the city at the time of construction, but now placed in the City Center. Its primary application had been residential recreational. Iranian garden is the general template of this garden, main building is in two floors, about one third of north of main axis. Its architecture is inspired with Ghajar Era Architecture and French Architecture at that time. Its irrigation system had been through well using Gavgard and also flume water.
    Keywords: Iranian Garden, Harandi Garden, Ghajar, Kerman, Landscape
  • Mehdi Khakzand*, Davood Ghorbanzadeh Page 25
    In different religions, there are always things sacred that meet the most fundamental human needs, which is regarded as attention and strive to reach the absolute perfection and approximation and resorting to him. As a result, in today’s communities in which the need to a relaxed mentality and spirituality is felt more than before, urban sacred landscapes are created and defined as part of the cultural landscape, mixed with the manners, customs, and religion of urban communities according to the values and beliefs of that society. They have been able to fix the problems arising from the consequences of their nature through leading one to mare spirituality and promotingthe values and beliefs. Therefore, the human's attitudes and beliefs about their life and environment and also the value commitments and characteristics of individual and social life have a great influence on receiving good ideals. On the other hand, the design process, with a phenomenological approach to sacred landscapes has made it possible through seeing these landscapes to pay attention to landscapes regarding the notion of space, strengthening the sense of place, and identity giving ; thus, maintaining and promoting the religious and cultural values, reducing stress, and raising security and mental health in human societies. Phenomenology is the study of subjective experience. The discipline of phenomenology may be defined initially as the study of structures of experience or consciousness. Literally, phenomenology is the study of “phenomena”: appearances of things, things asthey appear in our experience or the ways we experience things; thus, the meanings things have in our experience. The central structure of an experience is its intentionality, the way it is directed through its content or meaning toward a certain object in the world. We all experience various types of experienceincluding perception, imagination, thought, emotion, desire, volition, and action. Hence, the domain of phenomenology is the range of experiences including these types. This study has set to introduce the required spaces for these phenomena through the phenomenology approach, introducing the phenomena and overlapping the cases identified in accordance with the needs and wishes of the users and pilgrims. In addition, the present study attempts to introduce this method as a forgotten way in the design. The results show that we can introduce and present the sacred landscape with the socalled approach in specified atmospheres such as spiritual (mystical), memorial, mass interactions, prayer, and pause, applying the mentioned method and determining the design indicators.
    Keywords: phenomenology, landscape design, urban landscape, cultural landscape, sacred landscape
  • Nasim Sahraei Nejad*, Sara Farbod Page 35
    Tehran due to rapid urban development, confronted the lack of appropriate guidelines in design and planning for urban areas. Generally, in Tehran presence of inharmonious qualities in urban elements is obvious and consequently it causes the lack of functional efficiency of urban spaces. However according to the references, aesthetic comes from harmonious qualities. On the other hand, the facilities for adapting to new situation and then pedestrian bridges in modern urban areas that provide such a linkage with a high level of safety for both pedestrian and cyclists are as urban elements that can play an important role in creating a new visual image for a city. Today, unfortunately due to neglecting their aesthetic potential during design and construction process, faces many issues. In fact, they could play a determining role in depicting the aesthetic qualities of the urban landscape, especially when they meet certain critical principles. According to the literature, one of the most important factors that can play a role in determining the aesthetic qualities of pedestrian bridges relates to the setting where these bridges are located. In fact, the most successful bridges should be designed in accordance with their surrounding environment (Context Sensitive Design). Therefore to help urban designers, bridge engineers, and planners to improve the aesthetic qualities of pedestrian bridges in the urban landscape, base line data is needed regarding people’s perceptions of similar forms of pedestrian bridges in different urban landscape settings. Since urban environments are generally shaped by people’s preferences, perceptions, and attitudes toward over time and also through studying their perceptions, people can indeed indicate what is important to them and what they need in this situation. As such, this study attempts to provide new insights into how people view pedestrian bridges in an urban landscape and further reveal new details and information on people’s reactions to similar form of pedestrian bridges in different urban landscapes. In summary, this study conducted a preference survey with 384 respondents in Tehran and entered the data into SPSS. The results provide useful information first for considering the visual characteristics of the urban landscape where the pedestrian bridges are located. The results indicate first that people don’t care about the aesthetic qualities of the pedestrian bridges and second they prefer the similar form of pedestrian bridges in different urban areas differently. Thus, it could be concluded that first the visual characteristics of pedestrian bridges in urban areas in Tehran is neglected and then the visual relationship between the bridges and their settings is important for perception of aesthetic qualities for pedestrian bridges in urban areas.
    Keywords: Include at least 5 keywords or phrases, must be separated by commas to distinguish them
  • Hassan Mohammadian Mosammam*, Mozaffar Sarrafi, Jamileh Tavakoli Nia, Ali Asghar Isalou Page 47
    In the last decades, pedestrianization as one of the most powerful and effective strategies for redesigning street has been employed to reduce the negative consequences of car dependency. Moreover, this strategy has been widely recognized as an effective policy to economic prosperity and revitalization of social life in the downtowns. Global experiences on pedestrianization revealed that this strategy could reduce environmental impacts of car-driven policies and might lead to socio-economic and physical regeneration of cities. However, in most developing countries like Iran, the over-emphasis on the priority of car mobility has led to reducing quality of urban life, especially in city centers. In this context, the Qom city as one of the Iran’s metropolises experienced similar problems over the last few decades. Like most urban centers, the downtown of this metropolis faces many problems such as economic decline and social and environmental deterioration. In the past few years, exacerbation of these issues has caused politicians and urban managers to put the pedestrian projects on their agenda. However, the main challenging issue for the planner is prioritizing the pedestrianization of routs due to financial limitations and walkability. Accordingly, this paper prioritizes the adjacent routs of Masoumeh holly shrine, Qom city, for implementing pedestrianization projects. The research method is combined and we used Delphi technique to criteria selection. Based on Delphi method 13 criteria were chosen to prioritize and choose the most appropriate street. Moreover, we have conducted a survey for exploring people and pilgrim's perspectives about quantities and qualities features of routs. Finally, AHP technique was used for weighing the criteria and ArcGIS platform was employed to overlay the criteria to make a composite map, which shows the appropriate route for the pedestrian project. The people and pilgrims’ perspectives about quantities and qualities features of routs showed that Eram St. was more appropriate than others routs for implementing pedestrian project. However, Moallem St. is the most unsuitable routs. Nonetheless, analyzing secondary data indicated that although Eram St. has appropriate width, length, parking facilities, and slope, many historical buildings lay in Azar Street. Finally, based on AHP and expert's opinions, 13 criteria were chosen to prioritize the streets. Social and economic indicators gained the highest scores. By using GIS, all these scores were entered to the base maps database. Thus, by the reclassification of layers, Eram was selected as the most appropriate street for pedestrianization. Generally, integrating the people and pilgrims’ perspectives, secondary analysis and expert’s views showed that Eram Street, because of enjoying mixed land uses and diverse activities, crowded pedestrian network, and the existence of parking facilities, is the most suitable route for beginning pedestrianization. Azar and Taleghani Streets were in the next priority.
    Keywords: Pedestrianization, Walkability, Analysis Hierarchical Process, Delphi, Holly shrine of Masoumeh in Qom City
  • Reza Kanooni*, Mohammad Taghi Razavian, Arman Moslemi Page 67
    Pedestrian paths, as well as increased space for communication and social interaction of citizens, strengthen community, increase the sense of place, and achieve a balance between the vehicles and the pedestrian. The Pedestrian paths are both tools and space for crystallization and the rights of pedestrians and citizens. This study aims at examining the strategic planning for improving the spatial quality of 17 Shahrivar Pedestrian path in Tehran. In this regard, it has benefited from SWOT and AHP models. It has a functional purpose and uses a descriptive – analytical method. Required information was gathered through library and survey studies. In addition, to collect and evaluate the survey information of the research, the Delphi technique and interviews with experts and officials were employed. The results showing defensive strategy is a suitable way to improve the quality of the 17 Shahrivar Pedestrian path space. Thus, it is necessary to reduce the threats and weaknesses. For this purpose, it is required to take advantage of the strengths and opportunities in order to increase the positive effects of the spatial qualities of the 17 Shahrivar Pedestrian path space in terms of economic, social, physical, and environmental aspects. Some defensive strategies include planning for strategic guide of necessary measures in the 17 Shahrivar Pedestrian path and offer an optimal prospect of these measures, identify, and protect valuable buildings available in the immediate space surrounding the Pedestrian path renewing them especially their limiting walls and developing environmental plan for the area. Some defensive strategies are programs to steer the highly required strategic measures in the 17 Shahrivar Pedestrian path, to landscape these measures in order to prevent trivial actions leading to spatial confusion within the area, to identify, and protect valuable buildings within the area surrounding the pathway, to renovate them ,especially the immediate walls of the area, to increase ritual and religious activities as well as cultural competitions, to design an environmental plan for the area in order to prevent underground-water contamination, and to collect and dispose hospital waste and other issues related to the quality and hygiene of the environment in a proper manner.
    Keywords: Strategic Planning, 17 Shahrivar Pedestrian Path, Urban Spaces, Cultural, religious Activities, Environmental Projects
  • Danyal Ahmed* Page 81
    According to a demographical study conducted in 2012, Lahore is the largest city of the Punjab, Pakistan with a population of about 10 million. The study also suggests that the population of this striving metropolis has been growing at a growth rate of about 3% per annum. The growth of population as compared to designed residential spaces is unbalanced. Lahore is facing a shortage of housing authenticated by the statistical data of 1980 and 1998. With the increasing number of people we have a rapidly decreasing designed residential landscape required for the socialization of such a large population due to the profit-making strategy employed by the real estate developers merely observing human clusters as money machines. Our urban settlements are gradually becoming dead, lifeless spaces with no attraction, zeal and activity areas for all age groups. Question remains that how should we design our urban settlements especially residential clusters catering the growing population simultaneously having the same spatial qualities, urban benefits and aspiring planning techniques that are present in historically grown informal settlements.This manuscript analyzes an urban cluster located in the historic city center of the Walled City Lahore and documents those qualities and uncountable benefits that are being offered by the “Koochas” (piazzas or squares) of this historic informal settlement to its residents. The role of a “Koocha” in this informal settlement has been analyzed particularly in order to emphasize their importance in providing a luxurious space for routine gatherings and cultural events. Informal settlements like these are the most appropriate socio-culturally built environments that were developed (and are still developing) gradually with the passage of time over a period of several hundred years without the services of professionals. On the basis of characteristics of “Koochas” discussed different guidelines are developed in the form of conclusions so as to propose a basis for planning of futuristic urban settlements of Lahore.
    Keywords: Lahore, Rapid Population Growth, The Walled City of Lahore, Urban Informal Settlements, Koocha Haveli Nau Nihal Singh