فهرست مطالب

پژوهشهای تولیدات دامی - پیاپی 14 (پاییز و زمستان 1395)
  • پیاپی 14 (پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/10/29
  • تعداد عناوین: 26
|
  • پاراخات برزین، سیدضیاءالدین میرحسینی، شهلا نعمت اللهیان، محمد ناصرانی، علیرضا صیداوی صفحات 1-9
    هدف از این تحقیق برآورد مولفه های واریانس و پارامترهای ژنتیکی صفات پیله کرم ابریشم با مدل تک متغیره و چند متغیره و مقایسه میانگین صفات تولیدی و مقاومت بین سه استراتژی مختلف انتخاب در دو لاین تجاری 153 و 154 کرم ابریشم ایران بود. پارامترهای ژنتیکی صفات وزن پیله، وزن قشر پیله و درصد قشر پیله پس از سه نسل انتخاب برای هر یک از این صفات با استفاده از نرم افزار WOMBAT و الگوریتم REML برآورد گردید.
    مبنای انتخاب شامل شاخص انتخاب معمولی سه صفتی (A) و شاخص انتخاب پایه سه صفتی (B) بر اساس وزن پیله، وزن قشر پیله و درصد قشر پیله دیده شد. به این منظور، از اطلاعات جمع آوری شده از دو لاین تجاری 153 و 154 در مرکز تحقیقات ابریشم کشور در طی سال های 1385 تا 1389، استفاده شد. به طور کلی نتایج مقایسه میانگین، نشان داد که استرات‍ژی A در جهت بهبود تمامی صفات تولیدی، می تواند قابل توصیه باشد و رشد ژنتیکی کل حاصل از سه نسل انتخاب برای تمامی صفات در استرات‍ژی A در لاین 153 بیشتر از لاین 154 بود. با توجه به وراثت پذیری بالای صفات مورد مطالعه در آنالیزهای تک صفتی و چندمتغیره، می توان استنباط کرد که اثرات افزایشی ژنی، عموما تاثیر زیادی روی ارزش های فنوتیپی این صفات دارند و در نتیجه بهبود این صفات در برنامه های اصلاحی امکان پذیر خواهد بود.
    کلیدواژگان: پارامترهای ژنتیکی، رشد ژنتیکی، شاخص انتخاب پایه سه صفته، شاخص انتخاب معمولی سه صفته
  • معصومه ولوی، هادی سریر، همایون فرهنگ فر، اصغر زربان، سید جواد حسینی واشان، حسین نعیمی پور یونسی صفحات 10-20
    هدف این پژوهش ارزیابی اثر سطوح پودر سیر و دارچین بر سیستم ضد اکسیدانی و فراسنجه های خونی جوجه های گوشتی تحت تنش گرمایی بود. تعداد 240 قطعه جوجه خروس گوشتی در 6 تیمار با 4 تکرار تقسیم شدند. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی به صورت فاکتوریل 3×2 شامل 2 سطح پودر سیر (صفر و 5/1 درصد) و 3 سطح پودر دارچین (0، 4/0 و 8/0 درصد) اجرا شد. در دوره 42-29 روزگی، جوجه ها روزانه به مدت6 ساعت در معرض تنش گرمایی (oC 32) قرار گرفتند. در روزهای 40 و 42 از جوجه ها خونگیری به عمل آمد. تحلیل داده ها نشان داد افزودن پودر سیر و دارچین بر عملکرد و صفات لاشه تاثیر معنی داری نداشت. پودر دارچین بر میزان مالون دی آلدئید (MDA) پلاسمای جوجه های تحت تنش گرمایی اثر نداشت ولی پودر سیر میزان MDA پلاسما را کاهش داد (05/0>P). دارچین به طور معنی داری میزان فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز (GSH-Px) را افزایش داد ولی پودر سیر بر میزان فعالیت GSH-Px اثر نداشت. پودر سیر و دارچین اثر هم کوشی بر فعالیت آنزیم GSH-Pxداشت. گلوکز خون در جوجه های تغذیه شده با پودر سیر و /یا دارچین کاهش یافت (05/0>P). پودر دارچین، کلسترول سرم خون را کاهش داد ولی چنین اثری با پودر سیر مشاهده نشد. میزان فعالیت آنزیم سوپراکسید دسموتاز (SOD) و کراتین کیناز و غلظت تری گلیسرید،LDL ، HDL سرم خون تحت تاثیر جیره های آزمایشی قرار نگرفت (05/0 کلیدواژگان: پودر سیر، پودر دارچین، تنش گرمایی، جوجه گوشتی، فراسنجه های خونی
  • سعید علی تنه، نظر افضلی، هادی سریر، حسین نعیمی پور صفحات 21-32
    این آزمایش به منظور بررسی مقایسه دانه زنیان (Carum Copticum) و دانه گشنیز (Coriandrum sativum) بر پارامترهای عملکردی و وزن نسبی اجزای لاشه در جوجه های گوشتی انجام گرفت. آزمایش به روش فاکتوریل (3×3) در قالب طرح کاملا تصادفی با تعداد 288 قطعه جوجه گوشتی راس 308 در 9 تیمار، شامل دانه زنیان در سه سطح (صفر، 1 درصد و 2 درصد) و نیز دانه گشنیز در سه سطح (صفر، 1 درصد و 2 درصد) با 4 تکرار به مدت 6 هفته انجام گرفت. در پایان دوره، به طور معنی داری، سطوح 1 درصد دانه های زنیان و گشنیز از بیشترین افزایش وزن روزانه برخوردار بودند و بالاترین ضریب تبدیل خوراک و کمترین میزان مصرف خوراک مربوط به سطوح 2 درصد دانه گشنیز بود (05/0>P)، هم چنین درباره ی وزن نسبی اجزا لاشه تیمارهای حاوی سطوح 2 درصد دانه زنیان و 2 درصد دانه گشنیز به طور معنی داری (05/0>P) نسبت به دیگر تیمارها از بیشترین وزن و بلندترین طول ژژنوم و ایلئوم برخوردار بودند. هم چنین، به طور معنی داری وزن پیش معده، سنگدان و چربی محوطه بطنی در تیمارهای حاوی سطوح 2 درصد دانه زنیان، 2 درصد دانه گشنیز بیشتر بود (05/0>P)، به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که دانه های زنیان و گشنیز در سطوح بالا (2 درصد) به طور معنی داری اثر مهارکنندگی بر مصرف خوراک، افزایش وزن و ضریب تبدیل را داشتند. اگرچه، دانه های زنیان و گشنیز در سطوح 1 درصد بهترین تاثیر را بر عملکرد جوجه های گوشتی ایفا کردند.
    کلیدواژگان: دانه زنیان، دانه گشنیز، صفات لاشه
  • سمیه دیمه، نظر افضلی، مسلم باشتنی صفحات 33-43
    در این آزمایش تاثیر آنزیم روابیو بر بهبود اثرات ضد تغذیه ای سبوس گندم (فیبر بالا، پلی ساکاریدهای غیرنشاسته ای و فیتات) در تغذیه جوجه های گوشتی مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 320 قطعه جوجه یک روزه ی گوشتی نر سویه ی تجاری راس 308 به 8 تیمار و 4 تکرار تقسیم شدند. تیمارها شامل چهار سطح سبوس گندم (صفر، 10، 15 و 20 درصد) و دو سطح آنزیم روابیو (صفر و 05/0 درصد) بود. طول مدت انجام آزمایش 42 روز بود و به سه دوره آغازین، رشد و پایانی تقسیم شد. داده های
    به دست آمده به صورت آزمایش فاکتوریل 4×2 در قالب یک طرح کاملا تصادفی مقایسه شدند. محاسبه ی مقدار مصرف خوراک، افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک به صورت هفتگی انجام شد. در سن 42 روزگی از هر واحد آزمایشی دو جوجه کشتار شد و نمونه ها ی میلی لیتری خون تهیه گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که سبوس گندم اثر معنی داری برمیانگین افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک کل دوره داشته، به طوری که با افزایش سطح سبوس جیره میانگین افزایش وزن کاهش یافت و افزودن آنزیم به جیره ها موجب بهبود معنی دار افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی شد. سبوس موجب کاهش گلوکز و افزایش عنصر روی در سرم خون شد ولی روی سایر ترکیبات سرمی اثر معنی داری نداشت. روابیو به طور معنی داری تری گلیسرید و کلسترول سرم خون را افزایش داد. همچنین جوجه های تغذیه شده با جیره های حاوی آنزیم به طور معنی داری کلسیم و فسفر سرمی بالاتری را نشان دادند. نتایج تحقیق نشان داد که مکمل سازی سبوس گندم با آنزیم روابیو می تواند موجب کاهش اثرات ضد مغذی سبوس و امکان استفاده از آن به عنوان بخشی از خوراک جوجه گوشتی شود.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، روابیو، سبوس گندم، عملکرد، متابولیت های خون
  • محمدرضا شریفی، فریبرز خواجعلی، بهنام احمدی جونقانی، حسین حسن پور، عبدالرسول صفرپور صفحات 44-51
    در پژوهش حاضر با توجه به نقش آرژنین در پیش گیری از وقوع آسیت و امکان جای گزینی این اسید آمینه با گوانیدینواستیک اسید، تاثیر افزودن سطوح مختلف گوانیدینواستیک اسید (5/0 و 1 گرم در کیلوگرم) در جیره های کم پروتئین بر عملکرد رشد و وقوع آسیت در جوجه های گوشتی بررسی شد. برای این منظور از 208 قطعه جوجه خروس گوشتی (راس 308 ) در 4 تیمار و 4 تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی استفاده شد. جوجه ها تا سن 42 روزگی روی بستر پرورش داه شدند. تیمارها شامل یک جیره با سطح پروتئین نرمال مطابق با احتیاجات NRC و یک جیره کم پروتئین با 30 گرم در کیلوگرم پروتئین خام کمتر نسبت به جیره با پروتئین نرمال بود. دو جیره کم پروتئین مشابه دیگر نیز تهیه شد که با سطوح 5/0 و 1 گرم در کیلوگرم گوانیدینواستیک اسید مکمل شدند. نتایج نشان داد که سطوح پروتئین و مکمل گوانیدینواستیک اسید تاثیر معنی داری بر عملکرد رشد، بازدهی سینه و ران نداشت. وزن نسبی کبد و قلب به طور معنی داری در گروه کم پروتئین بالاتر بود. افزودن گوانیدینواستیک اسید در جیره های کم پروتئین سبب کاهش معنی دار وزن نسبی کبد، قلب و نسبت بطن راست به مجموع بطن ها شد به طوری که این تیمارها با گروه پروتئین نرمال اختلاف معنی داری نداشتند. تغذیه جیره های کم پروتئین سبب کاهش معنی دار غلظت سرمی نیتریک اکساید، اسید اوریک و نسبت هتروفیل به لنفوسیت شد. افزودن گوانیدینواستیک اسید به جیره های کم پروتئین بازگشت سطوح این فراسنجه ها به سطوح مشابه آن در گروه پروتئین نرمال را موجب گردید. به طور کلی، نتایج آزمایش تاثیر مثبت گوانیدینواستیک اسید در پیش گیری از هایپرتروفی بطن راست و وقوع سندرم فشار خون ریوی در جوجه های گوشتی را تایید نمود.
    کلیدواژگان: آسیت، سطح پروتئین، جوجه گوشتی، گوانیدواستیک اسید و رشد
  • کاظم کریمی، پیمان گنجی، وحید رضایی پور صفحات 52-60
    برای مقایسه جو فر آوری شده با پرتوهای ماکروویو و آنزیم بتاگلوکاناز، تعداد 320 قطعه جوجه گوشتی از 42-12 روزگی در قالب یک طرح کاملا تصادفی متعادل با آرایش فاکتوریل 2×2 با چهار تیمار، چهار تکرار (پن) و 20 پرنده در هر تکرار مورد آزمایش قرار گرفتند. تیمارها شامل این موارد بود: 1) جیره پایه دارای جو معمولی، 2) جیره پایه دارای جو معمولی + 1 گرم بر کیلوگرم آنزیم حاوی بتاگلوکاناز، 3) جیره پایه دارای جو پرتوتابی شده و 4) جیره پایه دارای جو پرتوتابی شده+ 1 گرم بر کیلوگرم آنزیم حاوی بتاگلوکاناز. در پایان دوره از دو قطعه جوجه از هر تکرار نمونه خونی گرفته شد و سپس به منظور بررسی صفات لاشه کشتار شدند. متغیرهای مورد بررسی شامل متغیرهای عملکرد رشد، صفات لاشه و فراسنجه های خونی بودند. نتایج نشان داد که استفاده از جو پرتوتابی شده در جیره اثر معنی داری بر مصرف خوراک جوجه ها نداشت، اما موجب بهبود افزایش وزن، ضریب تبدیل و افزایش وزن سنگدان شد. استفاده از جو پرتوتابی شده در جیره، کلسترول کل، HDL-کلسترول و LDL-کلسترول سرم خون را افزایش داد. افزودن آنزیم موجب بهبود ضریب تبدیل خوراک در کل دوره آزمایش، افزایش چربی بطنی، وزن سنگدان،HDL -کلسترول سرم و کاهش وزن عضله ران شد. در این پژوهش سطح پروتئین کل و ALP سرم تحت تاثیر استفاده از جو پرتوتابی شده، افزودن آنزیم و یا برهم کنش آن ها قرار نگرفت. بررسی های رگرسیونی نشان دادند که سطح کلسترول سرم ارتباط خطی با HDL-کلسترول سرم دارد. ارتباط مشابه ی نیز بین افزایش وزن کل دوره و HDL-کلسترول مشاهده شد. در کل، افزودن آنزیم به جیره بر پایه جو- سویا و استفاده از جو پرتوتابی شده در جیره، اثرات مفید بر راندمان جوجه ها داشت و به دلیل مستقل بودن اثرات این دو روش فر آوری جو برراندمان و فراسنجه های خونی، استفاده هم زمان از آن ها مشکلی ایجاد نمی کند.
    کلیدواژگان: پرتوتابی شده، آنزیم، مایکروویو، راندمان، ویژگی های لاشه، فراسنجه های خونی، جوجه گوشتی
  • محمدصادق مددی، محمد حسن زاده، حمید مویدیان صفحات 61-66
    آسیت یک عارضه مهم متابولیکی بوده و جزء مهم ترین عوامل غیرعفونی است که باعث بروز تلفات قابل توجه در جوجه های گوشتی می شود. این سندرم از طریق عوامل متعدد داخلی و یا خارجی ایجاد شده و حساسیت ژنتیکی نقش زیادی در بروز این سندرم دارد. طی این مطالعه 100 قطعه جوجه خطوط لاین گوشتی شامل 50 قطعه جوجه های خط لاین پدری (دارای سرعت رشد بالا و ضریب تبدیل غذایی پایین) و 50 قطعه جوجه خط لاین مادری ( سرعت رشد پایین و ضریب تبدیل غذا بالا) از فارم لاین آرین انتخاب شدند و تا سن 42 روزگی تحت شرایط محیطی و تغذیه ای خاصی (الگوی کاهش دما و تغذیه متراکم) پرورش یافتند، تا احتمال وقوع آسیت در آن ها افزایش یابد. در انتهای دوره پرورش،70 درصد جوجه های لاین گوشتی رشد سریع علائم شدید آسیت، هیدروپریکارد و یا نارسایی سمت راست قلب را نشان دادند. در حالی که میزان بروز این علایم در جوجه های کند رشد 40 درصد بود. جوجه‏های گروه رشد سریع وزن گیری بیشتری داشته و به طور معنی‏داری عضله سینه و کبد این گروه (05/0 (P< بزرگ تر از گروه کند رشد بود. جوجه‏های گروه کند رشد قلب بزرگ تری داشته ولی به طور معنی‏داری اندازه ژئوژنوم و ایلیوم در پرنده‏های این گروه کوچک تر از پرنده‏های گروه رشد سریع بود. میزان فشار دی اکسیدکربن سیاهرگی در سن 12 روزگی در جوجه‏های رشد سریع بیشتر از گروه دیگر بود.
    کلیدواژگان: لاین، جوجه گوشتی، کند رشد، سریع رشد، آسیت
  • مصیب شلایی، سید محمد حسینی، نظر افضلی صفحات 67-75
    آزمایش به منظور بررسی اثر آنتی بیوتیک، اسید آلی، پروبیوتیک و پری بیوتیک بر عملکرد و ریخت شناسی روده ی باریک جوجه های گوشتی نر سویه راس 308 به مدت 42 روز و در شرایط گرمسیری انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار، 4 تکرار و 8 قطعه جوجه در هر تکرار انجام گردید. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: T1: جیره پایه، T2: جیره حاوی آنتی بیوتیک اکسی تتراسایکلین (150گرم/تن خوراک)، T3: جیره حاوی اسید آلی اورگاسید (3 کیلوگرم/تن خوراک)، T4: جیره حاوی پروبیوتیک پروتکسین (150 گرم/تن خوراک) و :T5 جیره حاوی پری بیوتیک مانان الیگو ساکارید (2 کیلوگرم/تن خوراک). نتایج نشان داد جیره های آزمایشی تاثیر معنی داری بر خوراک مصرفی، وزن زنده و ضریب تبدیل غذایی نداشتند. طول نسبی ژژنوم و ایلئوم به وسیله پری بیوتیک افزایش معنی داری داشت (05/0P<). اسیدیته قسمت های مختلف روده ی باریک به طور معنی داری در اثر مصرف اسید آلی کاهش نشان داد (05/0P<). پروبیوتیک باعث افزایش معنی دار طول ویلی در دئودنوم و ژژنوم گردید (05/0P<). همچنین مصرف آنتی بیوتیک و پروبیوتیک باعث افزایش نسبت طول ویلی به عمق کریپت در قسمت ژژنوم روده ی باریک شد (05/0P<). ضخامت لایه ی ماهیچه ای در ژژنوم و ایلئوم در اثر مصرف اسید آلی و پروبیوتیک کاهش نشان داد (05/0P<). به طور کلی نتایج تحقیق حاضر نشان دهنده اثرات مثبت مکمل های مورد استفاده بر خصوصیات ریخت شناسی روده باریک بود اما تفاوتی در عملکرد جوجه های گوشتی ایجاد ننمود.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، عملکرد، ریخت شناسی روده باریک، مکمل های غذایی
  • محمد کاظمی فرد، زربخت انصاری، عیسی دیرنده صفحات 76-81
    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر اسید لینولئیک کنژوگه ((CLA بر تولید تخم‏مرغ و جوجه درآوری در مرغ های مادر گوشتی بود. این آزمایش در قالب یک طرح کاملا تصادفی با سه سطح مختلف CLA (صفر، 25/0و 5/0 درصد جیره) با چهار تکرار انجام شد. هر واحد آزمایشی شامل 10قطعه مرغ مادر (سویه راس 308) بود. این آزمایش در هفته 50 به مدت چهار هفته انجام شد. در طول آزمایش تعداد تخم‏مرغ های تولیدی، وزن تخم‏مرغ، توده تخم‏مرغ، جوجه درآوری و تلفات جنینی به صورت هفتگی اندازه گیری شد در حالی که، ارتفاع زرده، قطر زرده، ضخامت پوسته و وزن پوسته، و نمایه شکل تخم‏مرغ در انتهای دوره مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که اضافه کردنCLA به میزان 5/0% به طور معنی‏داری سبب افزایش ارتفاع آلبومین و زرده در مقایسه با سطح 25/0 درصد شد. نتیجه گیری کلی این آزمایش نشان داد که استفاده از CLA در جیره مرغ های مادر گوشتی بر صفات عملکردی و جوجه درآوری اثر نداشت.
    کلیدواژگان: اسید لینولئیک کنژوگه، جوجه درآوری، عملکرد، مرغ مادر گوشتی
  • محمد کاملی، محمدامیر کریمی ترشیزی، شعبان رحیمی صفحات 82-89
    این تحقیق با 180 قطعه جوجه گوشتی نربا پنج تیمار، سه تکرار و 12 قطعه جوجه گوشتی در هر تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد. محدودیت غذایی با افزودن پوسته خارجی برنج (سطوح 0، 15، 30، 45 و 60 درصد) به جیره دوره رشد )14-7روزگی( اعمال شد. نتایج نشان داد که به طور خطی، میانگین خوراک مصرفی در کل دوره آزمایش با افزایش سطح پوسته خارجی برنج کاهش یافت. با افزایش سطح پوسته خارجی برنج به صورت خطی، وزن بدن پرندگان در سنین 14، 21 و 28 روزگی کاهش یافت، اما وزن پرندگان در سنین 35 و 42 روزگی تفاوت معنی داری نداشت. میانگین ضریب تبدیل غذایی در کل دوره آزمایش با افزایش سطح پوسته خارجی برنج تا سطح 30 درصد به طور خطی کاهش یافت، اما در سطوح بالاتر به طور خطی، ضریب تبدیل غذایی افزایش یافت. محدودیت غذایی در سن 14- 7 روزگی تاثیری روی درصد لاشه و اجزای آن نداشت. میزان هورمون ترییدوتیرونین (3T) و هورمون تیروکسین (4T) در گروه حاوی 15 درصد پوسته خارجی برنج افزایش یافت (05/0P<). سطح پروتئین تام، کلسترول و گلوگز سرم خون تحت تاثیر محدودیت غذایی قرار نگرفت (05/0P>). رقیق سازی خوراک با پوسته خارجی برنج به میزان 15 - 30 درصد در هفته دوم پرورش توصیه می شود.
    کلیدواژگان: پوسته خارجی برنج، جوجه گوشتی، صفات عملکردی، محدودیت غذایی، هورمون های تیروییدی
  • سیده مریم هاشمیان، یوسف جعفری آهنگری، شهاب الدین قره ویسی، روح الله عبدالله پور صفحات 90-95
    بهمنظور بررسی اثر بتاآگونیست تیوفیلین بر تخمگذاری و برخی ویژگی های تخم مرغ، بر عملکرد مرغ‏های تخم گذار تجاری، جیرههای با سطوح صفر (شاهد)، یک، سه و پنج میلی گرم تیوفیلین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، تغذیه و در آزمایشی با طرح کاملا تصادفی، با چهار تیمار و سه تکرار به مدت پنجاه روز بررسی شدند. مقایسه میانگینها با آزمون توکی-کرامر چند مشاهدهای انجام گرفت. نتایج نشان داد استفاده از تیوفیلین در جیره سبب افزایش تخمگذاری مرغ ها شد (05/0≥P )، هم چنین وزن و اندازه تخممرغ ها، ارتفاع سفیده و زرده در سطح پنج میلیگرم تیوفیلین بیشتر از دیگر تیمارها افزایش نشان داد (05/0≥P). در تمام تیمارهای آزمایشی تیوفیلین، شاخص رنگ زرده نسبت به شاهد کاهش معنیدار داشت (05/0≥P). قطر زرده در تیمار سه میلیگرم تیوفیلین، نسبت به شاهد کاهش معنیدار (05/0≥ P) نشان داد و واحد هاو سفیده تخم مرغ‏هایی که یک میلیگرم تیوفیلین در جیره را استفاده نمودند، نسبت به گروه شاهد افزایش نشان داد (05/0≥P). نتایج نشان داد که افزودن تیوفیلین به جیره در دوره پایانی تولید مرغ‏های تخمگذار موجب افزایش تخمگذاری و بهبود برخی ویژگی های تخم مرغ ها شد که بالاترین عملکرد تخمگذاری در سطح سه میلی گرم و بیشترین افزایش وزن و اندازه تخممرغ ها در سطح پنج میلی گرم تیوفیلین مشاهده شد.
    کلیدواژگان: بتا آدرنرژیک، تیوفیلین، عملکرد تخمگذاری، مرغ های تخمگذار، خصوصیات تخممرغ
  • عیسی دیرنده، علی رضایی رودباری صفحات 96-101
    هدف از پژوهش حاضر بررسی سه زمان مختلف شروع اوسینک پس از تلقیح بدون در نظر گرفتن وضعیت آبستنی برای تلقیح دوباره روی شاخص های هم‏زمانی، از دست رفتن آبستنی و باروری بود. تعداد 450 راس گاو هلشتاین (با میانگین تولید شیر بیشتر از30 کیلوگرم در روز) با شکم های زایش دو تا چهار انتخاب شدند و به صورت تصادفی در بین سه گروه قرار گرفتند. گروه های آزمایشی بر اساس زمان شروع پروتکل عبارت بودند از: 1) شروع پروتکل از روز 25 پس از تلقیح، 2) شروع پروتکل از روز 28 پس از تلقیح و 3) شروع پروتکل از روز 32 پس از تلقیح همه دام ها در زمان شروع پروتکل بدون توجه به وضعیت آبستنی هورمون آزادکننده گوناودتروپین (GnRH) دریافت کردند، در صورت منفی بودن نتیجه آبستنی هفت روز بعد از دریافت GnRH اول پروستاگلندین تزریق شد و 56 ساعت بعد از آن GnRH دوم و به صورت میانگین 16 ساعت پس از GnRH دوم تلقیح شدند. از اولتراسونوگرافی برای تعیین پاسخ به سه تزریق اوسینک، تشخیص آبستنی (روز 3±32 پس از تلقیح) و تایید آبستنی (روز 4±65 پس از تلقیح) استفاده شد. نتایج نشان داد پاسخ به GnRH اول و دوم اوسینک تحت تاثیر زمان شروع پروتکل اوسینک قرار گرفت (03/0=P). در گروهی که پروتکل اوسینک در روز 32 (0/74 درصد) شروع شده بود، نسبت به روز 25 (0/46 درصد) و روز 28 (0/50 درصد) بیشتر بود (03/0 = P). در گروهی که پروتکل در روز 32 شروع شده بود نسبت به دو زمان دیگر درصد پاسخ به GnRH اول اوسینک بیشتر بود (02/0 = P). شروع اوسینک در روز 32 پس از تلقیح نسبت به روز 25 و 28 پس از درصد گیرایی را در اولین تست آبستنی (02/0 = P) و تست تایید آبستنی (01/0 = P) افزایش داد. به طورکلی شروع اوسینک در روز 32 پس از تلقیح با بهبود شاخص های هم‏زمانی بارروی را در گاوهای شیری افزایش داد.
    کلیدواژگان: اوسینک، اولتراسونوگرافی، گاو هلشتاین، هم زمانی دوباره
  • نسرین امینی، مهدی خدایی مطلق، مهدی کاظمی بن چناری، امیرحسین خلت آبادی فراهانی صفحات 102-108
    مطالعه حاضر به منظور ارزیابی تاثیر استفاده از مکمل ال-کارنیتین به همراه دو منبع چربی جیره (امگا 3 و امگا 6) در دوره فلاشینگ میش های نژاد فراهانی انجام شد. 24 راس میش فراهانی با مصرف جیره پایه در 4 تیمار مختلف به صورت زیر تقسیم شدند: 1) 5/2 درصد ماده خشک مصرفی منبع امگا 3 بدون مکمل ال-کارنیتین، 2) 5/2 درصد ماده خشک مصرفی منبع امگا 6 بدون مکمل ال-کارنیتین، 3) 5/2 درصد ماده خشک مصرفی منبع امگا 3 و 500 میلی گرم مکمل ال-کارنیتین و 4) 5/2 درصد ماده خشک مصرفی منبع امگا 6 و 500 میلی گرم مکمل ال-کارنیتین. طرح در قالب طرح کامل تصادفی اجرا شد و طول دوره آزمایش 42 روز بود. برخی از متابولیت های خونی و هم چنین برخی از فراسنجه های باروری مانند نرخ آبستنی و نرخ دو قلوزایی نیز مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که غلظت متابولیت های خونی نظیر گلوکز، کلسترول، آنزیم های کبدی (AST و ALT)،HDL و هورمون انسولین تفاوت معنی داری بین تیمارها نداشتند (05/0P). وزن تولد بره ها تفاوت معنی داری بین تیمارها نداشت. با توجه به نتایج به دست آمده در آزمایش حاضر استفاده از ال-کارنیتین همراه منبع امگا 6 تاثیر مثبت بیشتری بر باروری میش ها در دوره فلاشینگ داشت.
    کلیدواژگان: متابولیت های خونی، فلاشینگ، عملکرد تولید مثلی، امگا 3 و امگا 6، ال، کارنیتین، میش
  • مریم فریدون پور، جواد بیات کوهسار، ابراهیم غلامعلی پورعلمداری، پونه ابراهیمی صفحات 109-117
    مطالعه ا ی به منظور بررسی تاثیر اسانس گونه های مختلف گیاه دارویی آویشن بر فراسنجه های تولید گاز، قابلیت هضم ماده خشک و ماده آلی در شرایط آزمایشگاهی در قالب دو آزمایش انجام شد. به این منظور گونه های مختلف گیاه دارویی آویشن در مرحله گل دهی به ترتیب از مناطق: شیراز (Zataria m ultiflora )، اسفراین (Thymus transcaspicuslamiaceae)، شاهرود (Thymus fallax )، جنگل گلستان (transcaucasicus Thymus) و گرگان ( vulgaris Thymu s) جمع آوری شد. گونه های مختلف جمع آوری شده با دستگاه میکروویو در دمای 110 درجه سلسیوس و طول موج 450 نانومتر به مدت 45 دقیقه اسانس گیری شدند. تیمارهای آزمایشی شامل این موارد بوده است: 1) تیمار شاهد شامل جیره پایه با نسبت علوفه به کنسانتره 50:50 (بدون افزودن اسانس) 2) تیمارهای 2 تا 6 شامل جیره پایه + اسانس حاصل ازگونه های مختلف. نتایج نشان داد که افزودن اسانس گونه های مختلف آویشن تاثیر معنی داری بر پتانسیل و نرخ تولید گاز داشت (05/ 0> P)، به طوری که در پایان مدت انکوباسیون تیمار شاهد بالاترین پتانسیل تولید گاز (6/ 369 میلی لیتر به ازاء هر گرم ماده خشک) را در مقایسه با سایر تیمارها داشت. هم چنین اختلاف معنی داری بین تیمارهای دارای اسانس از نظر فراسنجه های تخمینی نسبت به تیمار شاهد مشاهده شد (05/ 0> P). استفاده از اسانس کاهش معنی داری در pH محیط کشت نسبت به تیمار شاهد را موجب شد (05/0P< ). در این آزمایش، بین تیمارهای مختلف از نظر قابلیت هضم ماده خشک و ماده آلی اختلاف معنی داری وجود نداشت (05/0 کلیدواژگان: اسانس، تخمیر شکمبه، قابلیت هضم، شرایط آزمایشگاهی
  • محمد شیری، حسین عبدی بنمار، بهمن نوید شاد، بهروز خلیلی صفحات 118-124
    هدف از این تحقیق بررسی اثر تغذیه منابع کربوهیدراتی با سرعت تخمیر متفاوت بر عملکرد تولید مثلی میش های نژاد مغانی تحت چرا بود. تعداد 60 راس میش نژاد مغانی به طور تصادفی به چهار گروه تغذیه ای شامل: 1) بدون تغذیه مکمل (شاهد)، 2) تغذیه روزانه 300 گرم دانه کامل جو، 3) تغذیه روزانه 300 گرم دانه کامل ذرت و 4) تغذیه روزانه 300 گرم مخلوط کنسانتره ای حاوی دانه جو آسیاب شده و پودر نشاسته با نسبت 1 به 1 تقسیم و از روز هفتم الی چهاردهم برنامه همزمان سازی فحلی تغذیه شدند. برنامه همزمان سازی با استفاده از سیدر و به مدت 14 روز انجام شد. در زمان برداشت سیدر به هر کدام از دام ها 400 واحد بین المللی PMSG به صورت عضلانی تزریق و 24 ساعت بعد تلقیح مصنوعی میش ها با اسپرم های منجمد نژاد رومانوف انجام گردید. تفاوت معنی داری بین گروه های آزمایشی از نظر شاخص بره گیری، شاخص بره زائی و درصد دو قلوزایی وجود نداشت. تغذیه منابع کربوهیدراتی موجب افزایش غلظت گلوکز (0567/0=P) و کاهش اوره (0073/0=P) پلاسمای میش های تغذیه شده در روز چهاردهم برنامه همزمان سازی، پس از 7 روز تغذیه، نسبت به گروه شاهد شد. ولی تفاوت معنی داری بین گروه های مختلف کربوهیدراتی مشاهده نگردید. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که با توجه به بهبود شاخص های انرژی خون، تغذیه منابع مختلف کربوهیدراتی تغذیه ای کوتاه مدت طی همزمان سازی فحلی است که می تواند اثرات مثبتی بر وضعیت انرژی دام ها داشته باشد.
    کلیدواژگان: منابع کربوهیدرات، سرعت تخمیر، تغذیه کوتاه مدت، همزمان سازی فحلی، عملکرد تولید مثلی
  • فرشید فتاح نیا، علی خطیب جو، سیدغلامرضا موسوی، طاهر محمدی زاد، حامد طهماسبی، امین الله پورملکشاهی صفحات 125-135
    اثر روش خشک کردن بر ترکیب شیمیایی، قابلیت هضم مواد مغذی و فراسنجه های تخمیر شکمبه یونجه برداشت شده در صبح یا عصر بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل این موارد بودند: یونجه برداشت شده در صبح و خشک شده در آفتاب، یونجه برداشت شده در عصر و خشک شده در آفتاب، یونجه برداشت شده در صبح و خشک شده در سایه، یونجه برداشت شده در عصر و خشک شده در سایه، یونجه برداشت شده در صبح و خشک شده در آون، یونجه برداشت شده در عصر و خشک شده در آون، یونجه برداشت شده در صبح و خشک شده در مایکروویو و یونجه برداشت شده در عصر و خشک شده در مایکروویو. قابلیت هضم و فراسنجه های تخمیر شکمبه در آزمایشگاه با روش های دو مرحله ای و تولید گاز تعیین شد. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار الیاف شوینده اسیدی و کمترین مقدار ماده خشک به ترتیب در یونجه خشک شده در آون و سایه دیده شد (05/0>P). کمترین مقدار بخش C نیتروژن در یونجه خشک شده در سایه و بالاترین مقدار پروتئین غیر قابل تجزیه در شکمبه در یونجه خشک شده در مایکروویو مشاهده شد (05/0>P). بیشترین تولید گاز مربوط به یونجه برداشت شده در عصر و خشک شده در سایه یا مایکروویو بود (05/0>P). تولید توده میکروبی و ضریب تسهیم در یونجه برداشت شده در صبح و خشک شده در آون پایین ترین مقدار دیده شد (05/0>P). بیشترین و کمترین قابلیت هضم ظاهری ماده خشک و حقیقی ماده آلی به ترتیب در یونجه برداشت شده در عصر و خشک شده در سایه، یونجه برداشت شده در صبح و خشک شده در آون مشاهده شد (05/0>P). به طور کلی یونجه برداشت شده در عصر در مقایسه با صبح و یونجه خشک شده در سایه یا مایکروویو در مقایسه با آفتاب یا آون کیفیت بهتری داشت.
    کلیدواژگان: یونجه، آفتاب، سایه، مایکروویو، بخش نیتروژن، تولید گاز
  • بهناز عینی، مسلم باشتنی صفحات 136-142
    به منظور بررسی اثر چین بر ترکیب شیمیایی و فراسنجه های تجزیه‏پذیری سیلاژ سورگوم آزمایشی انجام شد. علوفه سورگوم چین اول و دوم برای سیلو کردن مورد استفاده قرارگرفت. سیلوکردن درون سطل‏های 5/2 لیتری و به مدت 80 روز انجام یافت. میزان ماده خشک، پروتئین خام، خاکستر، فیبر نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی، نیتروژن آمونیاکی و pH سیلاژ اندازه‏گیری شد. نتایج نشان داد، میزان ماده خشک سیلاژ و فیبر نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی در چین دوم بیشتر و پروتئین خام در این سیلاژ کمتر بود (01/0P<). خاکستر سیلاژ در چین دوم به طور معنی‏داری کمتر بود (01/0P<). pH و نیتروژن آمونیاکی و کربوهیدرات محلول در آب در سیلاژ چین اول بیشتر بود (01/0P<). بخش سریع تجزیه (ضریب a) ماده خشک، پروتئین خام و NDF در سیلاژ چین اول به طور معنی‏داری بیشتر دیده شد (01/0P<). بخش کند تجزیه (ضریب b) برای پروتئین خام و NDF بین تیمارها اختلافی نداشت ولی برای ماده خشک در چین دوم به طور معنی‏داری بالاتر از چین اول بود (05/0P<). نتایج این تحقیق نشان داد که سیلاژ چین اول از ارزش غذایی بیشتری نسبت به سیلاژ حاصل از علوفه چین دوم را دارا بود.
    کلیدواژگان: سیلاژ، سورگوم، چین، ترکیب شیمیایی
  • علیرضا فروغی، مسلم باشتنی، محمد امین زاده، جلیل فرزاد مهر صفحات 143-148
    این آزمایش به منظور تعیین ترکیب شیمیایی و تجزیه پذیری ماده خشک، الیاف نامحلول در شوینده خنثی و پروتئین خام گیاه مرتعی کهورک با استفاده از روش کیسه های نایلونی از منطقه سرچاه عماری واقع در شهر خوسف از توابع شهرستان بیرجند انجام شد. نمونه ها در سه مرحله رشد از سر شاخه ها (رویشی، میوه دهی و بذردهی) و در دو مرحله رشد از میوه (میوه دهی و بذردهی) انجام شد. برای تعیین میزان و نرخ تجزیه پذیری ماده خشک، پروتئین خام و الیاف نامحلول در شوینده خنثی از 4 راس تلیسه فیستوله دار استفاده گردید و میزان تجزیه پذیری نمونه ها در ساعات صفر، 2، 4، 8، 16، 24، 48 و 72 پس از انکوباسیون اندازه گیری شد. حداکثر پروتئین خام در سرشاخه (24/13 درصد) و میوه گیاه (88/10 درصد) مربوط به مرحله رویشی بوده است. با پیشرفت مرحله رشد از مقدار پروتئین خام و تانن گیاه کاسته ولی محتوای الیاف نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی گیاه افزایش یافت. ضرایب تجزیه پذیری بخش های a و b پروتئین خام میوه گیاه کهورک در مرحله میوه دهی بیشتر از مرحله بذردهی بود (05/0P<). نتایج این آزمایش نشان داد که سر شاخه های کهورک در مرحله رشد رویشی دارای ارزش تغذیه ای مطلوبی در مقایسه با مراحل میوه دهی و بذردهی است، هر چند با رشد گیاه سرعت تخمیر در شکمبه و ارزش تغذیه ای سر شاخه ها و میوه این گیاه کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: کهورک، ارزش تغذیه ای، تجزیه پذیری، تانن
  • سونیا زکی زاده، میر جلال هاشمی، رضا وکیلی، محسن قدس روحانی صفحات 149-156
    اکثر صفات مهم در دامپروری تحت تاثیر جایگاه های صفات کمی و اثرات محیطی قرار می گیرند. ژن PPARGC1α عضوی از خانواده فعال کننده های کمک رونویسی می باشد که نقش اساسی در تنظیم هموستازی انرژی دارد. در این تحقیق از 100 راس گاو براون سوئیس نمونه خون گرفته شد و DNA به روش نمکی از خون کامل استخراج گردید. دو جایگاه چندشکلی تک نوکلئوتیدی A/C و T/C به ترتیب واقع در ناحیه غیرقابل ترجمه 3 و اینترون 9، با استفاده از روش PCR -RFLP تعیین ژنوتیپ شدند. ارزش اصلاحی صفات تولید شیر، درصد چربی و درصد پروتئین شیر با مدل 1 نرم افزار DFREML به طور جداگانه پیش بینی شد. ارتباط چند شکلی های مدنظر با ارزش اصلاحی صفات در سطح معنی داری 5% با نرم افزار آماری SAS بررسی شد. فراوانی ژنوتیپ AA، AC و CC در جایگاه PPARGC1α-A968C به ترتیب 593/0، 385/0 و 022/0 و فراوانی آللی A و C به ترتیب 786/0 و 214/0 محاسبه شد. در جایگاه PPARGC1α-T19C فراوانی ژنوتیپ TT، TC و CC به ترتیب 164/0، 428/0 و 407/0 و فراوانی آللی T و C به ترتیب 379/0 و 621/0 محاسبه گردید. آزمون کای- مربع بیان گر تعادل جمعیت برای هر دو جایگاه بود (05/0P<). اگرچه در بررسی جداگانه و توام چندشکلی های ژن PPARGC1α با یک دیگر هیچ گونه ارتباط معنی داری بین ارزش اصلاحی صفات تولید شیر، درصد چربی و درصد پروتئین و این ژنوتیپ ها یافت نشد، اما افزایش تعداد نمونه ها برای انجام آنالیزهای آماری دقیق تر و کاهش واریانس خطا، توصیه می شود.
    کلیدواژگان: PPARGC1α، PCR، RFLP، چند شکلی تک نوکلئوتیدی، صفات تولیدی شیر، ارزش اصلاحی
  • آذر راشدی ده صحرائی، جمال فیاضی، محمدتقی بیگی نصیری، محمود وطن خواه صفحات 157-164
    هدف از انجام این مطالعه برآورد روندهای ژنتیکی و فنوتیپی صفات وزن بدن در برخی سنین در بره های لری بختیاری بود. برای انجام این تحقیق از تعداد 7721 رکورد وزن تولد، 6462 رکورد وزن یک ماهگی، 7275 رکورد وزن شیرگیری، 5745 رکورد وزن شش ماهگی، 3326 رکورد وزن نه ماهگی و 3088 رکورد وزن یک سالگی بره های لری بختیاری که طی سال های 1368 تا 1389 در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند لری بختیاری واقع در شهرستان شهرکرد جمع آوری شده بود، استفاده شد. نرم افزار آماری SAS برای تعیین سازه های محیطی موثر بر این صفات و نرم افزار Wombat برای برآورد پارامترهای ژنتیکی و ارزش اصلاحی دام ها مورد استفاده قرار گرفت. عوامل محیطی سال تولد، جنس بره، تیپ تولد و سن مادر هنگام زایش بر این صفات معنی دار بودند. روندها به صورت تابعیت وزنی بر اساس سال تولد محاسبه شدند. روند ژنتیکی مستقیم برای وزن تولد، یک ماهگی، شیرگیری، شش ماهگی، نه ماهگی و یک سالگی به ترتیب برابر 1±12، 2±18، 4±78، 8±163، 10±183 و 11±205 گرم در سال و از لحاظ آماری معنی دار بودند (01/0>P)، روند فنوتیپی برای صفات مذکور به ترتیب برابر 5±24، 17± 113، 63±272، 76±349، 101±288 و 99±211 گرم در سال و از لحاظ آماری معنی دار بودند و روند ژنتیکی مادری برای وزن تولد، یک ماهگی و شیرگیری به ترتیب 1±3، 2±12 و 2±28 گرم در سال برآورد شدند و از لحاظ آماری معنی دار بودند (01/0>P).
    کلیدواژگان: گوسفند لری بختیاری، ارزش اصلاحی، روند ژنتیکی، وزن بدن
  • معصومه عطااله، حسین مرادی شهر بابک، مرتضی ستائی مختاری صفحات 165-172
    در این پژوهش از 5327 رکورد تولید مثلی میش های زندی گرد آوری شده در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند زندی ورامین استفاده شد. پارامترهای ژنتیکی برای صفات اصلی یعنی میزان آبستنی، تعداد بره های متولد شده و تعداد بره های شیرگیری شده و صفات ترکیبی شامل مجموع وزن بره های متولد شده به ازای هر میش زایش کرده، مجموع وزن بره های متولد شده به ازای هر میش در معرض آمیزش، مجموع وزن بره های شیرگیری شده به ازای هر میش زایش کرده، مجموع وزن بره های شیرگیری شده به ازای هر میش در معرض آمیزش، تعداد بره های متولد شده به ازای هر میش تحت آمیزش و تعداد بره های شیرگیری شده به ازای هر میش تحت آمیزش برآورد شد. اثرات ژنتیکی مستقیم و مادری، اثرات محیط دایمی میش و قوچ به عنوان اثرات تصادفی در مدل گنجانده شدند. تاثیر سن و سال زایش مادر روی کلیه صفات تولید مثلی به جز میزان آبستنی، تعداد بره های متولد شده و شیرگیری شده به ازای هرمیش زایش کرده و در معرض آمیزش و مجموع وزن تولد به ازای هر میش زایش کرده معنی دار (01/0>P) بود. پارامترها و اجزای واریانس با استفاده از مدل های خطی و آستانه ای برآورد شدند. وراثت پذیری های برآورد شده عمدتا پایین بودند و در مدل خطی در دامنه ی از 1/0 تا 0011/0 و در مدل آستانه ای در دامنه ی 630/0 تا 009/0 قرار داشتند. پایین بودن وراثت پذیری اثرات ژنتیکی دام و محیط نشانه تاثیر زیاد عوامل محیطی در صفات تولید مثلی می باشد. تکرار پذیری های برآورد شده کم تا متوسط بودند.
    کلیدواژگان: اجزای (کو)واریانس، صفات تولید مثلی، آستانه ای، گوسفند زندی
  • مهدی خجسته کی، علی اصغر اسلمی نژاد، مختارعلی عباسی، کریم نوبری صفحات 173-179
    به منظور بررسی تاثیر تعداد سطوح یک صفت آستانه‏ای بر درجه دقت برآورد ارزش‏های ارثی، روند تغییرات ژنتیکی و فنوتیپی و ضریب همخونی، یک جمعیت دامی به تعداد 400 راس به روش تصادفی و با استفاده از محیط برنامه نویسی نرم افزار R شبیه سازی شد. این جمعیت برای 7 نسل و با اندازه نسل 200 راس دام تکثیر شد. نسل ها با یکدیگر هم پوشانی داشته و در هر نسل 20 درصد از بهترین نرها به همراه تمام دام‏های ماده حداکثر تا 5 نسل شانس شرکت در برنامه آمیزشی را داشتند. یک صفت با ضریب وراثت پذیری 25/0، میانگین 5 و انحراف معیار 2 شبیه سازی شد و 4 نوع سناریوی مختلف درباره رکوردگیری از این صفت طراحی گردید. در سناریوی اول مقادیر صفت به صورت اعداد پیوسته رکوردبرداری شد و در سناریوهای دوم تا چهارم با فرض رکوردبرداری به وسیله ی ارزیاب و بر اساس میزان توانایی وی در تشخیص حالات مختلف صفت، صفت مذکور در 3، 5 و 9 سطح دسته‏بندی شد. ارزش ارثی دام‏ها از طریق مدل دام ساده و تک صفته برآورد و هر سناریو برای10 بار تکرار شد. دقت برآورد ارزش‏های ارثی برای سناریوهای اول تا چهارم به ترتیب برابر 62/0، 49/0، 59/0 و 61/0 برآورد گردید (01/0P<). طی 7 نسل روند ژنتیکی صفت مورد نظر برای سناریوهای اول تا چهارم به ترتیب برابر با 212/0، 162/0، 195/0 و 205/0 و روند فنوتیپی به ترتیب 185/0،137/0، 163/0 و 179/0 برآورد شد (01/0P<). میانگین ضریب همخونی برای سناریوی اول تا چهارم به ترتیب 0053/0، 0052/0 ، 0052/0 و 0050/0 برآورد شد (05/0P>). نتایج نشان داد که با افزایش دقت رکوردبرداری از یک صفت آستانه‏ای دقت برآورد ارزش ارثی و پیشرفت ژنتیکی در گله اصلاحی افزایش می یابد. لذا به نظر می رسد ابداع روش های دقیق تر برای اندازه گیری صفات آستانه‏ای بتواند موجب بهبود پیشرفت ژنتیکی و افزایش کارایی یک برنامه اصلاح نژاد شود.
    کلیدواژگان: صفت آستانه ای، رکورد برداری، پیشرفت ژنتیکی، ضریب همخونی
  • مهسا نیکوبین بروجنی، نصرالله پیرانی، فریبا رفیعی بروجنی صفحات 180-185
    طیور بومی به عنوان ذخایر ژنتیکی ملی مطرح هستند و نگهداری آن ها از نظر حفظ تنوع زیستی بسیار با اهمیت است. بررسی ژنوم میتوکندری در یک نژاد و مقایسه آن با سایر نژادها می تواند شاخص مناسبی از میزان تنوع موجود در آن جمعیت را ارائه دهد. این پژوهش با هدف تعیین توالی بخش بسیار متغیر 1(HVR-I) از ناحیه D-loop ژنوم میتوکندری مرغ بومی فارس صورت گرفت. به این منظور از تعداد 20 قطعه مرغ بومی فارس به طور تصادفی خون گیری انجام شد. پس از استخراج DNA از خون کامل، ناحیه HVR-I با استفاده از آغازگرهای اختصاصی تکثیر و سپس توالی یابی شد. در کل 12 عدد توالی با کیفیت مناسب به دست آمد. بعد از تجزیه و تحلیل توالی ها، تعداد 3 هاپلوتیپ از بین توالی های مورد بررسی مشخص شد که دارای 5 جایگاه چند شکلی تک نوکلئوتیدی (SNP) بودند. این تغییرات به طور عمده از نوکلئوتیدهای شماره 217 تا 446 مشاهده شدند. درخت فیلوژنی پس از اخذ توالی های مشابه ژنوم میتوکندری دیگر نژادهای موجود در بانک جهانی ژن ترسیم شد. نتایج فیلوژنی مشخص کرد که مرغان بومی فارس با مرغان بومی کشور آذربایجان، لگهورن سفید، مرغ ابریشمی، مرغ جنگلی خاکستری (سونراتی)، پلیموت راک پر خط دار، مرغ بومی مرندی و مازندرانی ایران در یک دسته قرار دارند. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که مرغ فارس ممکن است دارای برخی شباهت های ژنتیکی با این نژادها باشد.
    کلیدواژگان: ژنوم میتوکندری، ناحیه بسیار متغیر 1 (HVR، I)، چندشکلی تک نوکلئوتیدی (SNP)، فیلوژنی
  • علیرضا خان احمدی، قدرت رحیمی میانجی، سید حسن حافظیان، رسول خاتمی نژاد، نوربی بی مامی زاده، سید ماکان موسوی صفحات 186-192
    این تحقیق به منظور بررسی چند شکلی آللی ژن های BMP15 (واریانت FecxG و FecxB )، GDF9 (وایانت G8 و G1) و BMPR- IB (FecB) در آمیخته های شال و رومانف انجام شد. برای این منظور 79 نمونه خون از گله موجود در سطح شهرستان گنبد کاووس جمع آوری و استخراج DNA به روش بهینه یافته نمکی انجام شد. با استفاده از پرایمرهای اختصاصی قطعات 141 و153 جفت بازی از اگزون 2 ژن BMP15 به ترتیب برای شناسایی جهش های FecXG و FecXB قطعات 462 و 139 جفت بازی به ترتیب از اگزون های 1 و 2 ژن GDF9 برای شناسایی واریانت های G1 و G8 و یک قطعه 190 جفت بازی از ژن BMPR-IB برای شناسایی جهش FecB با استفاده از واکنش زنجیره ای پلیمراز تکثیر شدند. نتایج حاصل از هضم محصولات PCR وجود جهش درجایگاه BMP15،BMPR-IB و اگزون 2 ژن GDF9 را تایید نکرد. در حالی که در اگزون 1 جایگاه GDF9 چندشکلی مشاهده شد، و فراوانی ژنوتیپ هتروزایگوت در این جمعیت به مقدار 11/0 برآورد شد.
    کلیدواژگان: گوسفند آمیخته شال و رومانف، GDF9، BMP15، BMPR، IB، دو قلوزایی
  • شیدا ورکوهی صفحات 193-197
    در تحقیق حاضر پارامترهای ژنتیکی صفت تولید شیر در جمعیت گاوهای هلشتاین ایران، با استفاده از رکوردهای جمع آوری شده طی سال های 1370 تا 1389 برآورد گردید. برآورد پارامترها با نرم افزار MATVEC و بر اساس مدل حیوانی تک صفتی و دو صفتی انجام شد. تعداد رکوردهای مورد استفاده برای دوره های شیردهی اول، دوم و سوم به ترتیب برابر با 161328، 123369 و 81013 رکورد بودند. بر اساس تجزیه و تحلیل تک صفتی، برای دوره های شیردهی اول، دوم و سوم، وراثت پذیری صفت تولید شیر به ترتیب 25/0، 20/0 و 15/0 برآورد گردید. در هر دوره شیردهی، از واریانس ها و وراثت پذیری های برآورد شده طی انجام دو تجزیه دو صفتی، میانگین گرفته شد. مقادیر وراثت پذیری صفت تولید شیر با تجزیه دو صفتی در دوره های شیردهی اول تا سوم به ترتیب 25/0، 21/0 و 15/0 می باشد. مقادیر همبستگی های ژنتیکی بین دوره های شیردهی اول- دوم، دوم- سوم و اول- سوم به ترتیب 95/0، 98/0و 91/0 و همبستگی های فنوتیپی به ترتیب 65/0، 62/0و 55/0 برآورد گردید. نتایج نشان دادکه مقادیر وراثت پذیری صفت تولید شیر از شیردهی اول تا سوم کاهش یافته است. همچنین، همبستگی های ژنتیکی و فنوتیپی بین دوره های شیردهی متوالی (اول- دوم و دوم- سوم) بیشتر از دوره های غیر متوالی (اول- سوم) می باشد.
    کلیدواژگان: پارامترهای ژنتیکی، تجزیه تک صفتی، تجزیه دو صفتی، شیردهی
  • محمد تیموریان، محمد مهدی شریعتی، علی اصغر اسلمی نژاد صفحات 198-203
    انتخاب ژنومی، ارزش های ژنتیکی را در صفات پیچیده کمی از طریق ترکیب داده های ژنومی و فنوتیپی با استفاده از مدل های آماری پیش بینی می کند. صحت پیش بینی ارزش های ژنتیکی در جمعیت تحت انتخاب اثر زیادی بر موفقیت این روش انتخاب دارد. مدل آماری که برای برآورد اثرات نشان گری در جمعیت مرجع از آن استفاده می شود، از عوامل موثر بر صحت پیش بینی ها می باشد. عوامل مختلفی مانند تراکم نشان گری، جمعیت مرجع و معماری ژنتیکی صفت بر انتخاب بهترین مدل آنالیز تاثیر گذارند. در این مطالعه، گاوهای هلشتاین ایران شبیه سازی و مدل های مختلف آنالیز در انتخاب ژنومی این جمعیت بررسی شدند. مدل GBLUP و چهار مدل بیزی A، B، LASSO و در حالت های مختلفی از جمعیت مرجع، تعداد جایگاه های صفت کمی (QTL) و تراکم نشان گری مقایسه شدند. روش های بیزی نسبت به روش GBLUP صحت برآورد بالاتری داشتند و این برتری در حالت کم بودن تعداد ژن های بزرگ اثر و استفاده از اطلاعات جمعیت های دیگر در تشکیل جمعیت مرجع ایران بیشتر بود. برای انتخاب ژنومی در جمعیت گاوهای هلشتاین ایران، به کارگیری مدل بیز B در جمعیت مرجعی شامل گاوهای نر و ماده و بهره گیری از اطلاعات جمعیت های دیگر پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: انتخاب ژنومی، روش های بیزی، شبیه سازی، هلشتاین ایران