فهرست مطالب

حکمت اسرا - سال هفتم شماره 2 (پیاپی 24، تابستان 1394)
  • سال هفتم شماره 2 (پیاپی 24، تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/06/23
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقاله پژوهشی
  • احسان فتاحی صفحات 5-28
    ادعای عرفان آن است که وجود یکی بیشتر نیست و آن وجود، همان واجب است. برای برهانی کردن این ادعا (توحید وجود) تلاش هایی کرده اند؛ برای مثال، ابوحامد ترکه، صائن الدین ترکه و قیصری. مسئله این است که بنابر دیدگاه آیت الله جوادی، چه اشکالاتی بر این براهین وارد است و آیا به نظر ایشان راهی برای اثبات این ادعا وجود دارد. در این مقاله، براهین اثبات وحدت وجود را بررسی می کنیم، براساس دیدگاه آیت الله جوادی آملی اشکالات این براهین را توضیح می دهیم و در پایان، راه حل ایشان را تبیین می کنیم. ایشان معتقد است راه چاره همان برهان صدیقین علامه طباطبایی است که با افزودن مطلبی در نامتناهی بودن واجب ادعای وحدت وجود اثبات می شود.
    کلیدواژگان: وجوب وجود، وحدت وجود، برهان صدیقین، واجب نامتناهی، جوادی آملی
  • حمید علایی نژاد صفحات 29-52
    براهین بسیاری برای اثبات واجب‎الوجود صورت بندی و ارائه شده‎اند. در یک دسته‎بندی کلی، می‎توان این براهین را به سه دسته به شرط لا از تسلسل، لابه شرط از تسلسل و به شرط تسلسل تقسیم کرد؛ براین اساس، اکثر براهین اثبات وجود خداوند متعال، در دو دسته لابه شرط و به شرط لا از تسلسل قرار می‎گیرند. موضوع مقاله حاضر، نقد و ارزیابی برهانی است که در مقاله‎ای تحت عنوان «اثبات واجب‎الوجود براساس فرض تسلسل: نگاهی به برهان ابن‎سینا و اقامه برهانی بدیع» در شماره بیست و یکم همین نشریه به چاپ رسیده است. مولفان مقاله‎ی نام‎برده تلاش کرده‎اند تا با فرض تسلسل، و استفاده از برخی اصول فلسفی دیگر، برهانی بدیع ارائه کنند تا در دسته سوم از تقسیم‎بندی فوق قرار گیرد. در مقاله‎ی حاضر سعی شده است تا برهان مذکور با روش تحلیل منطقی، مورد نقد و ارزیابی قرار بگیرد. نتایج حاصل از این بررسی نشان می‎دهد که این برهان اولا، جدای از صدق یا کذب مقدماتش، حاوی برخی اشکالات صوری است، و ثانیا مبتنی بر مقدمه‎ای است که در حالت کلی صادق نبوده و نیازمند بازنگری است. نقایص صوری این برهان را می توان با اعمال تغییراتی در برخی از مقدمات و تدقیق ساختار صوری استدلال برطرف کرد؛ اما تازمانی که مقدمه‎ی کاذب آن با مقدمه‎ای دیگر جایگزین نگردد، یا به‎نحوی اصلاح نشود، برهان یادشده ناتمام است.
    کلیدواژگان: واجب‎الوجود، تحلیل منطقی، تسلسل، تشکیک طولی، اعتبار
  • محمدحسین وفاییان صفحات 53-76
    نفس در حکمت متعالیه و ابتدای حدوث خود، فروترین کمالات هستی و حیات نباتی را دارد. پس ازآن، سیر استکمالی نفس در مراتب هستی از عالم ماده تا معقول شروع می شود. شناخت صحیح استکمال، نیازمند تحلیل مفهومی و وجودی آن است. تحلیل مفهومی، بیانگر فرآیندی بودن استکمال نفس است و سه مولفه اساسی آن عبارت اند از: 1) حرکت جوهری؛ 2) تدرج؛ 3) استلزام استکمال در ارتباط با آگاهی و هدف. تحلیل دقیق وجودشناسانه نفس نیز بیانگر جایگاه اساسی عین ثابت در استکمال نفس است. استکمال نفس، ظهور عینی عین ثابت و وجود علمی هر نفس در مرتبه خلقت و ظهور عینی اسماء الهی است؛ ازاین رو، افعال ارادی نفس در مسیر استکمال، علت معده ظهور کمالات مکنون در عین ثابت هر نفس اند.
    کلیدواژگان: صدرالمتالهین، نفس، استکمال، حرکت جوهری، عین ثابت
  • رضا قاسمیان مزار صفحات 77-96
    از نظر شیخ اشراق علم انسان به موجودات مادی، علم نفس به بدن و قوای آن، و علم به همه مبصرات حضوری است؛ معنای علم حضوری نزد سهروردی این است که انسان اگر بخواهد به هرچیزی علم پیدا کند حضورا آن را می یابد و در ادراک نیازی به وساطت صور نیست بلکه صرف اضافه اشراقی کفایت می کند.
    گرچه او تصریح می کند که حضوری بودن معرفت بصری به جهان مادی و علم حضوری نفس به بدن و قوای بدنی خود در سایه شهود باطنی نفس و استعانت از برهان عقلی است، اما این نظریه درظاهر با برخی عبارات و مبانی وی هم خوانی ندارد؛ ازاین رو با اشکالاتی مانند: حاصل نشدن اثر علم حضوری در نفس؛ سیطره وجودی نداشتن مدرک بر مدرک؛ انحصار حضور در مجردات و تصریح به حصولی بودن برخی از علوم، مواجه است.
    در این مقاله کوشیده ایم با استناد به مبانی شیخ اشراق و اثبات موارد زیر به اشکالات پاسخ دهیم: 1. اثر، اعم از صورت ذهنی است، 2. مراد از شرط سیطره مدرک در ادراک، خصوص علیت نیست، 3. سبب ادراک مادی، وجود مادی نیست، بلکه خاصیت مظهریت جوهر مدرک است که سبب حضور ماده می شود، 4. نفس می تواند از علم حضوری خود صورت گیری و آن را به علم حصولی تبدیل کند.
    کلیدواژگان: علم حضوری، علم حصولی، سهروردی، اضافه اشراقی
  • مریم محبتی، علیرضا کهنسال، عباس جوارشکیان صفحات 97-120
    تجسم اعمال بهترین توجیه برای توضیح جزا و مکافات اخروی است؛ زیرا مبنای آن اضافه اشراقی است. براساس اضافه اشراقی، بینونت اعمال و نفس ازبین می‎رود و به جای آن عینیت صور اخروی و نفس برقرار می‎شود؛ زیرا صور اخروی از لوازم و شئونات نفس اند. هدف این پژوهش نیز تحلیل تجسم اعمال براساس مبانی اضافه اشراقی ملاصدراست. در آثار ملاصدار، با دو تفسیر از تجسم اعمال روبه روییم: 1) در قیامت، نتایج و آثار اعمال آشکار می‎شوند؛ 2) در قیامت، خود عمل آشکار می‎شود؛ اما اخروی. این دو نظریه در عرض هم نیستند، بلکه یکی نظریه میانی و دیگری نظریه نهایی ملاصدراست. البته تاکید این مقاله بر نظریه دوم است. نتایج تحقیق نشان می‎دهد که در نظریه تجسم اعمال، همان قدرکه اعمال در چینش حوادث آخرت سرنوشت‎سازند، ادراکات نیز دخیل‎اند؛ یعنی ادراکات و اعمال آدمی براثر تکرار، ملکه انسان می شوند و باطن انسانی را می‎سازند. باطن آدمی نیز در قیامت به یکی از صور اخروی تجسم می‎یابد و حشر انسانی متناسب با آن صور است.
    کلیدواژگان: معاد، تجسم، اضافه اشراقی، نفس، عمل و ادراک
  • محسن پیرهادی، علی الله بداشتی صفحات 121-146
    معتزله و امامیه کلام را منحصر به کلام لفظی می دانند و معتقدند کلام خداوند، اصوات و حروفی است که ایجاد می کند؛ ایشان آیات قرآن را بهترین نشانه بر تکلم خداوند می دانند. اشاعره کلام حقیقی را معانی قائم به نفس متکلم می دانند که حقیقت مستقلی در نفس انسان داشته و غیر از اراده و علم است، ایشان نیز آیات قرآن را به عنوان بهترین دلیل بر تکلم خداوند تلقی کرده و معتقدند کلام نفسی در ذات خداوند قدیم و قائم به ذات است؛ اما ملاصدرا معتقد است کلام، انشاء چیزی است که بر نهان متکلم دلالت کند. او می گوید کلام الهی شامل تمام موجودات و افعال خداوند است و خداوند به این اعتبار متکلم است. وی مراتب کلام الهی را چنین تبیین می کند: عالم امر، کلام اعلی؛ عالم نفس، کلام اوسط؛ عالم تشریع؛ کلام نازل خداوند است.
    باوجود هم نظر بودن امامیه، اشاعره و حکمت متعالیه درباره کلام لفظی، عدلیه کلام را منحصر به کلام لفظی می داند؛ ولی اشاعره و حکمت متعالیه معتقدند مرتبه دیگری نیز دارد؛ اما درباره کیفیت آن مرتبه، اختلاف نظر دارند. این پژوهش افزون بر اثبات جامع بودن نظریه حکمت متعالیه، به این نتیجه رسیده است که منطوق برخی آیات قرآن کریم و روایات، با تبیین صدرایی بیشتر سازگار است. تبیین دو اندیشه دیگر از آیات کلامی، استوار و کامل نبوده و همچنان ابهام در این آیات باقی است.
    کلیدواژگان: کلام الهی، کلام لفضی، کلام نفسی، معتزله، اشاعره، حکمت متعالیه
  • سعید انوری صفحات 147-172
    «کتاب شناسی فلسفه اسلامی»[1] به قلم هانس دایبر[2] در سال 1983 میلادی منتشر شده و در سال 1999م توسط انتشارات بریل[3] تجدید چاپ شده است. این کتاب شناسی در سال 2007م با افزوده هایی در حدود 3000 عنوان جدید در سه مجلد منتشر شده است. این اثر به تاثیر فلسفه اسلامی بر مکاتب یهودی، و متفکران قرون وسطای لاتینی نیز می‎پردازد و بازتاب فلسفه اسلامی بر تفکر اروپایی و اسلامی جدید را منعکس می‎سازد.
    مقدمه این کتاب به دلیل آنکه به تاریخچه مطالعات غربی در مورد فلسفه اسلامی اشاره می‎کند و برخی از منابع اولیه تاریخ‎نگاری غربی در زمینه فلسفه اسلامی را بیان می‎کند و نیز رویکرد مستشرقان در مواجهه با فلسفه و تفکر در جهان اسلام را معرفی می‎نماید، حائز اهمیت است. همچنین این مقاله بیانگر علت توجه مستشرقان به فلسفه اسلامی است و برخی از خطاهای ایشان در شناخت فلسفه اسلامی را متذکر شده است. هانس دایبر در این مقدمه، برخی از تاریخ فلسفه های اسلامی قدیمی را معرفی می‎کند که توسط شرق شناسان نگاشته شده‎اند و در ایران شناخته شده نیستند و سیر تدوین تاریخ فلسفه های اسلامی در مغرب زمین را تشریح می‎نماید.
    [1]. Bibliography of Islamic Philosophy.
    [2]. Hans Daiber.
    [3]. Brill، in the Handbook of Oriental studies Series، Vol: 43.
    کلیدواژگان: تاریخ، غرب، فلسفه اسلامی، کتابشناسی
|
  • Ehsan Fattahi Ardakani Pages 5-28
    It is the claim of mysticism that the being is one and that one is the necessary Being. It has been tried to present arguments for this claim (existential unity of God). The question of the present study is that according to Ayatollah Javadi Amoli what deficiencies could be found in these arguments and is there any way to demonstrate this claim or not. In this paper we shall investigate the arguments for the unity of all being, then we will explain their deficiencies according to Ayatollah Javadi Amoli, and finally his solution for this problem will be presented. He believes that the solution is the very Proof of the Veracious addressed by Allameh Tabatabai that by adding a comment to it about the infinity of the necessary being the claim for unity of all being will be proved.
    Keywords: necessity of being, unity of all being, Proof of the Veracious, infinite necessary Being, Javadi Amoli
  • Hamid Alaeinejad Pages 29-52
    There are many arguments formulated for the existence of the necessary Being. In a general categorization, one can divide them to three groups: conditioned to the infinite regression, indifferent to the condition of infinite regression, conditioned to the invalidity of infinite regression. In this way, the majority of the arguments for the existence of God belong to the second and third groups. The subject of this study is an argument presented in an article in the 21th issue of this journal titled “Proof for the Necessary Being Using the Infinite Regression Principle: Looking at Avicenna's Argument and the Formation of a Novel Argument.” Presupposing the infinite regression and using some other philosophical principles, the authors of that article tried to present a novel argument categorized in the first group. In the present article, that argument is examined by a logical analysis. The findings of this article firstly show that the argument, regardless of the truth value of its premises, has some formal deficiencies, and secondly has a premise that generally is not true and needs revision. Formal deficiencies of the argument could be resolved by modifying some of the premises and fine-tuning the formal structure of the argument; but unless the false premise of the argument being replaced by another premise, or being modified in a way, the argument will remain incomplete.
    Keywords: necessary Being, logical analysis, infinite regression, longitudinal polarization, validity
  • Mohammad Hoseyn Vafaiyan Pages 53-76
    In transcendent theosophy, soul are in the lowest stages of his existential perfection when it is created. Then its completion course begins in the stages of perfection from the material to intellectual world. A conceptual and existential analysis is needed to truly understand this completion. Conceptual analysis indicates the process of soul perfection which has three main elements: (1) substantial motion, (2) gradation, and (3) the necessity of completion in relation to consciousness and purpose. Existential analysis of soul indicates the pivotal position of latent reality in the soul completion. Soul completion is the objective appearance of the latent reality and the intellectual existence of the soul in the creation and the objective appearance of the divine names. So the voluntary actions of soul in the course of its completion are the cause of the appearance of perfections hidden in the latent reality of each soul.
    Keywords: Molla Sadra, soul, completion, substantial motion, latent reality
  • Reza Ghasemiyan Mazar Pages 77-96
    According to Suhrawardi, human knowledge about material beings, the knowledge of soul about the body and its faculties, and the knowledge of all visual things are innate. For Suhrawardi, the innate knowledge means that if man wants to know anything he will find it innately and there is no need to the mediation of forms, and only the illuminationist relation is enough. While he acknowledges that the innateness of the visual knowledge about the material world and the innate knowledge of soul about the body and its faculties are based on the soul’s inner intuition and with the help of rational argument, this theory apparently disagrees with some of his teachings and principles. Hence, he confronts with some objections: innate knowledge has no effect on soul; percipient hasn’t existential mastery over the perceived; innateness would be restricted to the abstract beings; and some of the sciences would be acquired. In the present paper we will try to reply to these objections by appealing to the elements of Suhrawardi’s philosophy and proving the following cases: effect includes mental form but is more than that; the condition of percipient existential mastery over the perceived is not limited to causal mastery; the cause of material perception is not material existence; soul can get a form from its innate knowledge and convert it to acquired knowledge.
    Keywords: innate knowledge, acquired knowledge, Suhrawardi, illuminationist relation
  • Maryam Mohabbati, Alireza Kohansal, Abbas Javarashkian Pages 97-120
    The embodiment of actions is the best justification for explaining the reward and punishment in the afterlife, because it is based on the illuminationist relation. According to the illuminationist relation, the heterogeneity between actions and soul disappears and replaced with the identification of the afterlife forms and soul, because the afterlife forms are among the requirements and characteristics of the soul. The aim of this study is the analysis of actions embodiment according to Molla Sadra’s principles for illuminationist relation. In his works, we find two interpretations of actions embodiment: (1) in the afterlife, the effects and results of actions reveal; in the afterlife, the very actions reveal, but in an afterlife form. They are not at a same level in his thought; one of them is his middle theory and another is his final theory about the matter. It is the second theory that makes the focus of this study. Our findings show that, in the actions embodiment theory, perceptions are as decisive in the afterlife as the actions themselves; that is, human perceptions and actions as a result of repetition become habit and make the inside of man. In the afterlife, the inside of man embody in one of the afterlife forms and human resurrection conforms to these forms.
    Keywords: resurrection, embodiment, illuminationist relation, soul, action, perception
  • Mohsen Pirhadi, Ali Allah Badashti Pages 121-146
    The Mutazila and Imamiyah regard the word as limited to the verbal mode and believe that the words of God are the sounds and letters that He makes; they regard the Quran verses as the best signs of God’s speaking. Asharites regard the true word as the meanings that are based on the speaker’s self, which has an independent reality and is something different from will and knowledge; they also regard the Quran verses as the best reason for God’s speaking and believe that God’s self-based word in the nature of God is eternal and self-existent. But Mulla Sadra believes that word is the expression of something that implicate the inside of the speaker. According to him, divine word includes all of the beings and God’s actions and God is a speaker in this meaning of the word. He explains the hierarchy of the divine word as follows: the world of divine command, the superior word; the world of soul, the middle word; and the world of institution, the lowest word. Despite the agreement between the Imamiyah, Asharites, and Transcendent Theosophy about the verbal word, Mutazila regard the word as something limited to verbal word; but Asharites and Transcendent Theosophy believe that there is another level for word; however they disagree about the characteristics of this level. In addition to demonstrating the comprehensiveness of the transcendent theosophy, this study has concluded that the utterances of some Quran verses and hadiths is more consistent with the Sadra’s explanation, while the explanations of the other two approaches about the verses concerning the word of God are not established and complete and remain ambiguity in these verses.
    Keywords: Divine Word, verbal word, self, based word, Mutazila, Asharites, transcendent theosophy