فهرست مطالب

نقد و نظر - سال بیست و یکم شماره 3 (پیاپی 83، پاییز 1395)
  • سال بیست و یکم شماره 3 (پیاپی 83، پاییز 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/10/08
  • تعداد عناوین: 7
|
  • بهزاد حمیدیه* صفحات 4-29
    معنویت در حوزه ادیان سنتی، به دلیل پیوستگی و تعامل بسیار با دین داری، به یک مفهوم مستقل و دارای ویژگی ها، پیامدها، آسیب شناسی و خاستگاه مخصوص به خود تبدیل نشده است، اما امروزه بر اثر فرایند سکولاریزاسیون و کاسته شدن جایگاه دین، به معنویت سکولار توجه بسیاری می شود. بخشی از این توجه، مرهون تاثیرگذاری فوق العاده معنویت بر فرد و جامعه و حوزه های کار، تعلیم و تربیت و سلامت است. در چنین شرایطی، بر ماست که مفهوم معنویت را در حوزه دین اسلام مورد بازاندیشی و بازتعریف قرار دهیم و تمایزهای معنویت اصیل اسلامی را با معنویت سکولار آشکار سازیم، زیرا رشد معنویت سکولار لطمه های جبران ناپذیری بر هویت ملی و انقلابی ما وارد می سازد. آن چنان که در این مقاله نشان داده ایم «معنویت اسلامی» را می توان تلاش برای زیستن معنادار (یعنی داشتن هدفی فراتر از اهداف جزئی در زندگی و دسترسی به منبع ارزش) در پرتو هدف حقیقی و منبع ارزش حقیقی (و نه هدف و منبع جعلی)، یعنی تقرب الی الله دانست. وجوه تشابه میان معنویت اسلامی و معنویت سکولار را می توان از جمله چنین برشمرد: باطن گرایی، نفی مادی گرایی، تاثیرات عمیق بر افراد و جوامع... .
    کلیدواژگان: معنویت اسلامی، معنویت سکولار، دین داری قشری، دین بالغ، سکولاریزاسیون
  • رسول حسین پور *، سید مرتضی حسینی شاهرودی صفحات 30-57
    موضوع این نوشتار شخصی شدن پدیده دین داری و کالاشدگی مقوله معنویت است که یکی از مسئله های عصر فرانوگرایی و انسان مضطرب دنیای فناوری شده است. سال ها جست وجو در پی نیاز فطری انسان - پیوند با فراماده - که با گریز فراوان از دین مداری همراه بود، گزیری از پذیرش نسخه های بدلی ادیان جانشین و صورتکی از عرفان های خودبنیاد به بار نیاورد. نظام سرمایه داری سایه ای فراخ بر سر بازار اقتصاد مغرب و مشرق گستراند و «مصرف» را سراسر هستی و چیستی انسانیت جلوه بخشید. در نتیجه «مرجعیت معنوی» که تا دیرگاهی برخاسته از نهادهای سنتی بود از میان رفت. «فرهنگ و دین» تن پوشی اقتصادی به تن کردند و با نشان های تجاری گونه گون در بازار تجارت دینی، چونان کالایی پرخریدار به فروش رسیدند. روش این پژوهش توصیفی_ تحلیلی به همراه نقد رویکرد جدید غرب به دین و معنویت است؛ ساحتی که انسان عصر جدید دست خویش را در گزینش آنچه او را به فراماده پیوند می دهد آزاد دیده و معنویت های نوپدید نیز در بستر شعار «دین طبق سفارش شما»، فعالیتی پرسود برای خود آفریدند. هدف این مقاله نیز اثبات این مسئله است که غرب پس از دوره شکوفایی، دوره زوالی را تجربه کرده است که با نادیده انگاری پیوند دین و معنویت و گرایش به معنویت خودساخته، ساحت قدسی عالم را از زمین جدا کرد و اگرچه به فرامادی گرایی روی آورد، با این حال مرتبه فرامادی هستی را این جهانی نگریست.
    کلیدواژگان: عصر جدید اضطراب، معنویت، دنیوی شدن، فرامادی گرایی، شخصی شدن و انفسی سازی دین
  • احمد شاکرنژاد* صفحات 58-76
    «معنویت» نامی عام برای هر نوع فراروی و یا محدود نماندن در «زندگی روزمره» است. امروزه واژه معنویت به ویژه در فضای فکری انگلوامریکن، بیشتر به آن نوع فراروی اطلاق می شود که فارغ از الزامات دین نهادینه باشد. البته این رویکرد می تواند هم از جانب دین داران و هم بی دینان اتخاذ شود و صرفا رویکردی است در معنایابی و تعیین محل شدن در هستی. مقاله حاضر می کوشد پس از شناسایی ویژگی های این رویکرد جدید به این پرسش بپردازد که آیا می توان برای معنویت گرایی مذکور نظامی الهیاتی یافت. آیا معنویت جدید ساختار فکری مشخصی دارد و آیا می توان از این ساختار به عنوان دستگاهی الهیاتی و قابل تمیز از دیگر دستگاه های الهیاتی یادکرد. این مقاله با استفاده از نظریه های مطرح در زمینه چیستی معنویت جدید تلاش می کند نخست ویژگی های این نوع معنویت را بشناساند و سپس با بیان زمینه های فکری پیدایش آن، به تحلیل محوری ترین باور معنویت گرایان جدید، یعنی سیالیت و پویایی اعتقادی و پرهیز از تسلیم و تعبد بپردازد. مدعای مقاله حاضر آن است که دلالت های ضمنی این باورها و همچنین لوازم و پیامدهای آنها باعث می شود که امکان شکل گیری یک نظام الهیاتی مشخص و منسجم در بین معنویت گرایان جدید منتفی گشته و راه برای ارائه قرائت های سلیقه ای در دین داری هموار شود. به بیان دیگر، الهیات معنویت جدید با نگاه نظام مند ضدیت دارد و هرچند متضمن باورهای به نسبت متداول است، ایجاد نظام اعتقادی منسجم را مطلوب نمی داند.
    کلیدواژگان: معنویت پست مدرن، نظام الهیاتی، ساختارگریزی دینی، عقلانیت و معنویت
  • سید محمد اکبریان، محمد سوری صفحات 77-97
    نظریه پیوند میان عقلانیت و معنویت با هدف کاهش رنج و آلام بشری ارائه شده است با این اعتقاد که دین سنتی دیگر توان برآوردن این هدف را ندارد و معنویت در عصر جدید، جانشین دین می شود؛ چون با عقلانیت همراه است و تنها معنویت عقلانی می تواند از رنج انسان ها بکاهد، ولی به نظر می رسد نظریه عقلانیت و معنویت در برآوردن این هدف با اشکال های متعددی مواجه است. در این نظریه، ماهیت «رنج» به خوبی تبیین نمی شود و ناتمام است؛ همچنین نظریه پرداز برای کاهش آلام بشری، پنج مرحله و گام را ضروری دانسته است، اما نظریه معنویت نتوانسته به درستی آن گام ها را طی کند و جامعیتی نسبت به همه انواع رنج های بشری ندارد. این نظریه در معناداری و توجیه رنج های مورد هدف نیز اشکال های جدی دارد؛ همچنین اینکه این نظریه چگونه و از چه راهی می تواند این هدف را برآورده سازد، نا مشخص رها شده است و مهم تر اینکه مبنای ناواقع گرایانه این نظریه، قابلیت برآوردن هدف (کاهش آلام بشری) را نداشته، امکان آن را فراهم نمی کند.
    کلیدواژگان: رنج، آرامش، معنویت، دین، عقلانیت ابزاری، سکولاریسم
  • علیرضا آل بویه، علی اکبر شاملی صفحات 98-123
    امروزه استفاده از اینترنت جزء جدانشدنی زندگی انسان ها گشته است. از اینترنت در مدرسه ها، دانشگاه ها، بانک ها، امور تجاری، ارتباط های اجتماعی و... استفاده می شود. با همه فوایدی که اینترنت برای پیشبرد زندگی اجتماعی به همراه دارد، آسیب هایی را نیز به دنبال داشته که یکی از این آسیب ها، استفاده بیش ازحد از این فناوری بوده که از آن به اعتیاد اینترنتی تعبیر می شود. تاکنون پژوهش های زیادی درباره علل و زمینه های ایجاد اعتیاد اینترنتی انجام شده و آسیب های اخلاقی مانند اعتیاد به هرزه نگاری برای آن برشمرده شده است. مسئله این پژوهش آن است که اگر فرض کنیم کاربر از اینترنت به صورت کاملا اخلاقی استفاده کند و هیچ گونه رفتار غیراخلاقی مثل هرزه نگاری، هرزه بینی، ارتباط صمیمی و خارج از شرع و اخلاق با غیر هم جنس و... انجام ندهد، آیا استفاده افراطی از اینترنت به لحاظ اخلاقی مجاز است؟ آیا استفاده بیش ازحد از اینترنت آسیب های اخلاقی به بار نمی آورد؟ در این مقاله به بررسی این مسائل از منظر اخلاق اسلامی پرداخته می شود.
    کلیدواژگان: اعتیاد، اعتیاد اینترنتی، اخلاق، اعتدال، اخلاق اسلامی
  • شمس الله سراج *، حسن رهبر، سید یحیی یثربی صفحات 124-144
    یکی از دیدگاه های مهم طرفداران روش شناسی فلسفه ملاصدرا بر تفکیک مقام داوری از مقام گردآوری مبتنی است. این گروه استفاده ملاصدرا از دین را تنها در مقام گردآوری می دانند و از این رو، آن را خلاف روش فلسفی نمی دانند. مدعای تحقیق پیش روی این است که جایگاه برجسته ای که ملاصدرا برای دین قائل است، به اخذ دیدگاه دائره المعارفی در باب دین در آرای وی انجامیده است. افزون بر این، اخذ این دیدگاه سبب شده است وی به سه نقص روش شناختی مهم در فلسفه خود دچار شود: اول - روشن نبودن نظر نهایی در نتیجه گنجاندن و ارزیابی مسائل تحت دائره المعارف دین؛ دوم - پاسداشت دین در سیر فلسفی و داوری مسائل و سوم - رجحان قطعیت وحیانی بر قطعیت عقلانی. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد برخلاف نظر گروهی که به نظریه تفکیک مقام داوری از مقام گردآوری قائل اند و معتقدند ملاصدرا در مقام داوری تنها به برهان تکیه دارد و از دین تنها در مقام گردآوری بهره برده است، جایگاه والای دین در اندیشه وی سبب شده است در مسیر داوری و ارزش گذاری نیز از دین و آموزه های آن استفاده کند و این امر افزون بر اینکه نقضی بر مدعیان نظریه یادشده است، به لحاظ روش شناختی نیز نوعی کاستی به شمار می آید.
    کلیدواژگان: روش شناسی، مقام داوری، مقام گردآوری، جایگاه دین، روش شناسی ملاصدرا
  • شمس الدین گودرزی بروجردی، محمود محمدی صفحات 145-174
    در حوزه اندیشه دینی ادله متعددی برای اثبات ضرورت دین ارائه شده است. این مقاله به بازگفت منطقی و بررسی این ادله از دیدگاه حکیمان شیعه - ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا - می پردازد. این حکیمان پنج برهان بر ضرورت دین اقامه کرده اندکه عبارتند از: مدنیت، سعادت، هدایت، معرفت و عنایت. در میان این برهان ها، برهان مدنیت مورد اتفاق همه است و با باور به مدنی بالطبع بودن انسان، او را نیازمند اجتماع و سپس قانون عادلانه دانسته اند که در نهایت با تحقق آن ضرورت دین را اثبات می کنند. ابن سینا با طرح مسئله سعادت و شقاوت اخروی و اینکه راه شناخت و وصول به سعادت تنها به واسطه نبی است، ضرورت دین را اثبات می کند. در سه برهان دیگر که در آرای ملاصدرا آمده است، به تفصیل به ضرورت وجود نبی که همان ضرورت دین در جهت هدایت انسان، معرفت رب و عنایت حق تعالی است پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: حکیمان شیعه، ضرورت دین، مدنی بالطبع، سعادت، هدایت، معرفت، عنایت
|
  • Behzad Hamidieh* Pages 4-29
    Within traditional religions, spirituality did not turn into an independent notion with its own features, consequences, pathologies, and origins, because of its close connection with religiosity. However, secular spirituality has been widely recognized today because of secularization and the fading of religion. Part of this recognition is indebted to the remarkable impact of spirituality on individuals, the society, and the domains of work, education, and health. In such circumstances, we need to rethink and redefine the notion of spirituality in Islam and clarify the distinctions between the authentic Islamic spirituality and secular spirituality, since the growth of secular spirituality would irreparably damage our national and revolutionary identity. As I have shown in this paper, “Islamic spirituality” can be considered as an attempt to have a meaningful life (that is, having a goal beyond mundane goals of the ordinary life and access to the source of value) in light of the real goal and the real source of value (rather than fake ones), that is, proximity to God. Similarities between Islamic spirituality and the secular one include the respect for the inner, the rejection of materialism, and deep impacts on individuals and the society.
    Keywords: Islamic spirituality, secular spirituality, superficial religiosity, mature religiosity, secularization
  • Rasoul Hoseinpour *, Sayyed Mortaza Hosseini Shahroudi Pages 30-57
    This paper is concerned with the personalization of the phenomenon of religiosity and the treatment of spirituality as a product, which has turned into a problem of the age of postmodernism and the anxious human beings in the world of technology. Years of search for the innate human need for a connection with a supernatural entity, accompanied with escape from religiosity, could not provide a way out of fake versions of religions and autonomous mysticisms. The capitalist system widely prevailed the economic market of East and West, making “consumption” appear as the very nature and being of human beings. Thus, “spiritual authority”, which was long originated from traditional institutions of religion, disappeared. “Culture” and “religion” put on economic clothing and were sold as bestselling products in the market of religious business with various commercial trademarks. This paper has a descriptive-analytic method, criticizing the new Western approach to religion and spirituality—a realm in which the modern human being is able to choose from various ways to connect to the supernatural and newly emerged types of spirituality made a profitable business with the slogan of “custom-made religion”. This paper seeks to demonstrate that after a long period of glory, the West has undergone a decline in which it separated the sacred realm of the world from the Earth by ignoring the connection between religion and spirituality, and turning towards self-made spirituality, and although it turned towards super-naturalism, it still developed a secular conception of the supernatural realm of the being.
    Keywords: New Age, anxiety, spirituality, secularization, the capitalist system, consumerism, personalization, subjectivization of the religion, the elimination of spiritual authority
  • Ahmad Shakernejad * Pages 58-76
    “Spirituality” is a general name for any sort of going beyond or overcoming limitations in “everyday life”. Today in the Anglo-American world, the term, “spirituality”, is used mostly for the sort of going beyond everyday life which is free from religious requirements. Such an approach can be adopted both by believers and unbelievers. It is just an approach to finding meaning, and locating the point of becoming, in the being. This paper seeks to identify the features of this new approach and discuss the question whether a theological system can be found for such a spirituality. Is there a specific intellectual structure to the modern spirituality? And can such a structure be characterized as a theological system, distinguishable from other such systems? Drawing upon extant theories concerning the nature of the modern spirituality, the paper seeks to, first, identify the features of this spirituality, and then illustrate intellectual backgrounds out of which it appeared and analyze the most central conviction of modern spiritualists, that is, the dynamics of beliefs and avoidance of obedience. I claim that implications of such convictions and their consequences rules out the possibility of the formation of a certain, coherent theological system for modern spiritualism and the feasibility of personalized readings of the religion. In other words, the theology of modern spirituality is at odds with systematicity, and although it involves rather common beliefs, it does not consider a coherent belief system to be desirable.
    Keywords: Postmodern spirituality, theological system, religious non, structurability, rationality, spirituality
  • Sayyed Mohammad Akbarian, Mohammed Soori Pages 77-97
    The main aim of the theory of spirituality-rationality connection is the “reduction of human sufferings and pains”. The theorist replaces religion by spirituality because he believes that today it is only spirituality that can bring peace and reduce human sufferings, and thus, it should replace the traditional religion. However, there are problems faced by the theory of rationality and spirituality on its way to achieve such a goal. In this theory, the nature of “suffering” is not clearly delineated and seems to be incomplete. The theorist requires 5 stages for the reduction of human sufferings, but his theory cannot adequately go through these 5 stages, and it does not cover all types of human sufferings. There are serious problems regarding the meaning and justification of the sufferings in question: it remains unspecified how, and in what way, the theory can realize the goal. And more importantly, the non-realistic foundation of the theory fails to make it possible for human sufferings to be reduced.
    Keywords: Suffering, peace, spirituality, religion, instrumental rationality, secularism
  • Alireza Alebouyeh, Ali Akbar Shameli Pages 98-123
    Today, the Internet has become an inseparable part of human life. The internet is used in schools, universities, banks, business and social relationships, etc. Although the Internet is beneficial for social life, it has some problems, such as the excessive use of this technology that is called Internet addiction. So far, a lot of research on the causes and context of the creation of internet addiction and its problems has been done, and in these researches, lots of problems including ethical problems have been mentioned. If we assume that the user has used the Internet as quite ethical, and not doing any unethical behavior such as pornography and lewd counter-religious intimate heterosexual relationship, is the excessive use of the internet morally right? Will the excessive use of the Internet, in this case, cause moral problems? In this paper, these issues will be discussed from the perspective of Islamic morality.
    Keywords: Addiction, Internet addiction, ethics, applied ethics, Islamic ethics
  • Shamsollah Seraj *, Hassan Rahbar, Yahya Yasrebi Pages 124-144
    A significant principle held by proponents of the philosophical methodology of Mulla Sadra is based on the distinction between contexts of justification and discovery. They hold that Mulla Sadra’s appeals to religion in his philosophy to be in the context of discovery, and thus, they are not, in their view, contrary to the philosophical method. In this paper, we claim that the prominent place of religion in Mulla Sadra’s view led to an encyclopedic conception of religion in his philosophy. Moreover, such a conception led to three significant methodological failures in his philosophy: (1) his final view not being clear as a result of including, and evaluating, the issues under the religious encyclopedia, (2) protecting the religion in his philosophical judgments, and (3) preferring certainty on the basis of divine revelation (or wahy) over rational certainty. This research concludes that, despite those people who believe in the distinction between contexts of justification and discovery, holding that Mulla Sadra relies only on discursive arguments in the former context and appeals to the religion only in the latter, the significant place of the religion in Mulla Sadra’s thought led him to draw upon the religion and its doctrines in the context of justification as well. Not only is this a counterexample for the proponents of the above view, but is also a methodological failure.
    Keywords: Methodology, context of justification, context of discovery, place of religion, Mulla Sadra's methodology
  • Shamsoldin Goodarzi Borojerdi, Mahmood Mohammadi Pages 145-174
    In the field of religious thought, several arguments have been made for the necessity of the religion. This paper seeks to provide a logical reformulation and an examination of such arguments by Shiite philosophers, Ibn Sīnā (or Avicenna), Suhrawardī, and Mullā Ṣadrā. They have made 5 arguments in favor of the necessity of the religion from sociality, happiness, guidance, knowledge, and care. The argument from sociality is agreed by all these philosophers: they believe that human beings are, by nature, social. Thus, they need a society and a fair law, from which they argue for the necessity of the religion. Ibn Sīnā tries to prove the necessity of the religion by appeal to afterlife happiness and misery and the claim that the only way to know, and achieve, such happiness is through a messenger from God. The other three arguments, appearing in Mulla Sadra’s works, the necessity of a divine messenger is argued for, which amounts to the necessity of the religion in order to guide human beings to the right path, to know God and His care for human beings.
    Keywords: Shiite philosophers, necessity of the religion, social by nature, happiness, guidance, knowledge, care