فهرست مطالب

پژوهش های ادبیات تطبیقی - سال چهارم شماره 2 (تابستان 1395)
  • سال چهارم شماره 2 (تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/05/12
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رویا لطافتی* صفحات 1-15
    در این مقاله، پژوهشی موردی درباره ادبیات تطبیقی در افق های تازه انجام داده ایم و به کمک انگاره ی ادبی میشل بوتور، از « مرز» در موضوع چگونگی کشف هویت مدل تابلوی الستیرنقاش از شخصیت های ادبی رمان در جست وجوی زمان ازدست رفته، اثر بزرگ مارسل پروست مطالعه کرده ایم. این نوع مطالعه ی تطبیقی، با به کار گرفتن انگاره ی خلاق ادبی در مسئله مورد پژوهش، انجام می پذیرد که مطالعه ای بر بستر افق های تازه در ادبیات تطبیقی ست.
    در مجلدی از رمان در جست وجوی زمان ازدست رفته به نام در سایه دوشیزگان شکوفا، راوی اثر، بدون هیچ نشان آشکاری در تابلوی نقاشی تک چهره، اثر الستیر، به کشف هویت مدل نقاش دست می یابد. چگونگی دست یابی راوی به حقیقت و مسیر جست وجوی آن، دست مایه ای برای ارائه الگویی درباب مطالعات ادبیات تطبیقی شده است. در این پژوهش از انگاره ی خلاق میشل بوتور از واژه ی « مرز»، که آن را مترادف صمیمیت و عمیق دانسته است (مرز = صمیمیت، مرز = عمیق) سود جسته ایم.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی نو، ادبیات تطبیقی، رمان در جست وجوی زمان ازدست رفته، کتاب در سایه دوشیزگان شکوفا، انگاره ی ادبی
  • زهرا حیاتی* صفحات 17-43
    سینماگران، برنامه‏سازان تلویزیون، کارشناسان ادبیات و مخاطبانی که با سطح متوسطی از سواد ادبی و سینمایی- تلویزیونی، فیلم‏های اقتباسی را می‏بینند، معیارهایی متفاوت برای ارزیابی دارند. به همین قیاس، مبانی نظری مختلفی در مطالعات تطبیقی اقتباس وجود دارد. بررسی فیلم‏های اقتباسی و مقایسه آن‏ها با منابع ادبی می‏تواند با رویکرد مطالعات فرهنگی انجام گیرد که سرشتی بین رشته‏ای دارد و بیشتر بر بازخوردهای فرهنگی تکیه می‏کند. یکی از اهداف پژوهش‏های بین‏رشته‏ای کمک به بازسازی فرهنگ است که با تعامل علوم و هنرها تسریع می‏گردد. بررسی مناسبات سینما و تلویزیون با مجموعه قصه های هزار ویک شب نشان می‏دهد اقتباس‏هایی که توانسته‏اند این اثر را با همان نقش فرهنگی- تاریخی خود بازتولید کنند، موفقیت بیشتری داشته‏اند. این اقتباس‏ها به ساختار اثر وفادار بوده‏اند. دلیل موفقیت اقتباس‏های وفادار به هزار و یک شباین است که درونمایه از ساختار برمی‏آید و حذف الگوی درونمایه در فیلم‏های اقتباسی، مخاطبان مشترک کتاب و فیلم را راضی نمی‏کند. روش این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است. کنارهم‏گذاری تحلیل‏های ساختاری و دریافت‏های معنایی هزار و یک شب، همراه با رجوع به نظریه هایی که بین اندیشه و ساختار به یک رابطه بلاغی قائل هستند، نشان می‏دهد چگونه اقتباس‏های وفادار از هزار و یک شب به بازتولید تاثیر فرهنگی این متن می‏پردازند.
    کلیدواژگان: هزار و یک شب، اقتباس ادبی، مطالعات تطبیقی، مطالعات بین رشته ای، مطالعات بین رسانه ای
  • خلیل پروینی*، هادی نظری منظم، شهرام دلشاد صفحات 45-74
    زندگی و سرگذشت عاشقان، اغلب دست مایه ی راویان و ناقلان بوده و به این سبب، داستان های عاشقانه در ادبیات ملت های گوناگون فضایی گسترده را پوشش داده است. این داستان ها شباهت های زیادی در ساختار دارند که گاهی این شباهت ها از تاثیر و تاثر نشات گرفته است. داستان لیلی و مجنون از معروف ترین و کهن ترین داستان های عربی به شمار می آید که تاثیر زیادی بر گسترش داستان های عاشقانه در ادبیات فارسی داشته است. ادیبان ایرانی به این داستان توجه بسیاری داشته اند و داستان هایی عاشقانه با همین نام پدید آورده اند؛ همچنین در ادبیات فارسی داستان هایی گفته شده که از دیدگاه ساختار، با این داستان عربی شباهت های زیادی دارند، مانند داستان «عزیز و نگار».
    این نوشتار می کوشد تا در چشم اندازی تطبیقی و با روش توصیفی- تحلیلی، همگونی ها و تفاوت های دو داستان نام برده را از دیدگاه ساختارگرایی بررسی کند؛ همچنین میزان شباهت و تفاوت های داستان لیلی و مجنون عربی را با منظومه عزیز و نگار بر اساس مکتب آمریکایی بیان کند. در نتیجه باید گفت داستان عزیز و نگار به عنوان نماینده جمعی از داستان های عاشقانه فولکلور از تاثیر ادبیات رسمی بی نصیب نمانده است؛ همچنین داستان های عاشقانه، چه رسمی چه عامیانه، ایرانی و غیرایرانی، نشانه ها و ساختار مشترکی دارند که آن ها را به هم نزدیک می کند.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، لیلی و مجنون، عزیز و نگار، مکتب آمریکایی، ساختارگرایی
  • روح الله صیادی نژاد*، منصوره طالبیان صفحات 75-108
    ماهیت فرامنطقی، عقلی و عرفی معانی و حقایق عرفانی از یک سو و محدودیت حوزه کارایی زبان از سوی دیگر باعث شده شاعران و عارفان، از زبان و بیان هنجارگریخته استفاده کنند. عارفان همواره برای ساخت تصاویر شاعرانه و بیان افکار خود، از تشبیه، که یکی از مهم ترین و پربسامدترین انواع هنجارگریزی معنایی در سروده های عرفانی است، بهره برده اند.
    در این جستار، نگارندگان به روش تحلیلی، تشبی هات هنجارگریخته در دیوان ابن فارض و کلیات مولوی را نقد و بررسی می کنند. تحقیق نشان از آن دارد که بسامد استفاده از تشبی هات فشرده در سروده های این دو شاعر، بیش از تشبی هات گسترده است، چرا که به این وسیله، درنگ و چالش ذهنی مخاطبین طولانی می شود. گاه رابطه میان دو طرف تشبیه در سروده های آنان، آنچنان دور است که آشنایی زدایی در آن بیشتر به چشم می خورد. این دو شاعر با انتخاب شگرد تزاحم تشبیه سبب دیریابی معنا شده اند تا با برجسته کردن الفاظ خویش، سبب ایجاد لذت ادبی بیشتر در مخاطبین شوند. هرچند قصد ابن فارض، تفهیم مفاهیم متعالی و امر قدسی به ذهن خواننده بوده و به کاربرد تشبیه محسوس به معقول توجه نشان داده است، اما در تشبیه معقول به معقول، ترازو به سمت مولوی سنگینی می کند و تشبی هات حسی به حسی در سروده های مولوی با توجه به مشرب عرفانی و معنویش، بسامد معناداری را به خود اختصاص داده و دامنه تشبی هات گسترده در اشعار وی بیشتر از سروده های ابن فارض است.
    کلیدواژگان: هنجار گریزی، تشبیه، ابن فارض، مولوی، شعر، زبان شناسی
  • مصطفی کمالجو *، حمیده فقیه عبداللهی، مهرعلی یزدان پناه صفحات 109-132
    زمان، مفهومی انتزاعی است که در کنار مفاهیم دیگر مانند مکان و انسان قرار می گیرد. زمان در تجربه ی انسانی، دو بعد دارد: زمان بیرونی و زمان درونی. زمان بیرونی همان زمان واقعی است که انسان از تغییر حوادث آن ناتوان است؛ اما زمان درونی، زمانی است که ساخته و پرداخته ذهن آدمی است. این پژوهش، مفهوم زمان در سروده های محمود درویش و قیصر امین پور را بررسی می کند تا بهره مندی این دو شاعر را از عنصر زمان، مشخص کند.
    این مقاله در آغاز، به تعریف لغوی زمان و دیدگاه های مهمی که درباره ی زمان، بیان شده است پرداخته است؛ سپس با ارائه تعریفی از زمان بیرونی و زمان درونی، اندیشه های این دو شاعر را در باب عنصر زمان بررسی می کند. این پژوهش نشان می دهد که محمود درویش و قیصر امین پور برای رسیدن به جاودانگی و گریز از مرگ، به شیوه هایی مانند بازگشت به گذشته، اسطوره و عشق، پناه برده اند، که این امر بیانگر نگاه مشترک این دو شاعر به عنصر زمان است.
    کلیدواژگان: زمان، ادبیات تطبیقی، محمود درویش، قیصر امین پور
  • ایران لک*، احمد تمیم داری صفحات 133-175
    امروزه و در جهان معاصر به ویژه بعد از پیدایش مکتب ادبیات تطبیقی نگرش تطبیقی به آثار همانند ادبی جهانی با اقبال فراوانی مواجه شده است. تحلیل گران انتقادی گفتمان بر آن شده اند که متن های ادبی، مثل سایر متن ها، در خدمت ارتباط است، بنابراین، آن ها را نیز می توان با نگرش و روش انتقادی تحلیل نمود. سه اثرمورد بررسی، در حول محوریت شخصیت های هکتور، اولیس و رستم طرح ریزی شده است. این قهرمانان در بستر حماسه، گاه برای دفاع از میهن و گاه برای دفاع از شاه و یا برای طی طریق خود به ایفای نقش قهرمانانه می پردازند. آن ها در خلال گفت و گوی درونی و بیرونی بیش از هر چیز دغدغه های قهرمانانه را روایت و برجسته می کنند و ذهن ما را نسبت به آنچه برای خودشان مهم است، سوق می دهند. در این بستر، موقعیت هایی قابل ردیابی است و تاثیر و نشانه های میهن پرستی، دلسوزی و شفقت، اخلاق مداری و فضایل انسانی، مرگ با عزت، شجاعت و رشادت، قدرت و سلطه به خصوص در تبیین جایگاه قهرمان در حماسه و نظام معنایی آن مورد تبیین قرار می گیرد. هومر و فردوسی با ترکیب بندی ابعاد گفتمان های مسلط حماسه، در قالب ژانری از پیش موجود، حماسه ای نو را باز تولید کرده اند. بنابراین، سه اثر حماسی، به منزله رخدادی ارتباطی، فقط بازتابی از اندیشه شاعر نیست، بلکه، با انتقاد از عملکردهای بزدلانه و رواج نگاه های قهرمانانه، نظم گفتمانی ویژه ای را بازتولید می کند.
    کلیدواژگان: گفت وگو، شاهنامه فردوسی، ایلیاد و ادیسه هومر، ادبیات تطبیقی مکتب آمریکایی، تحلیل گفتمان انتقادی
  • ساره یزدانفر *، قهرمان شیری صفحات 177-201
    زنان در دو کتاب «شاهنامه فردوسی» و «هزار و یک شب»، نقش های اجتماعی گوناگون، گاهی مثبت و گاهی منفی، به عهده دارند؛ نقش و جایگاه زن در این دو اثر تا حدودی متفاوت است. بیشتر حکایت های هزار و یک شب، خلاف شاهنامه، با بیزاری از زنان آغاز می شود. در آغاز حکایت ها، چنین به نظر می رسد که زن مغلوب است، ولی این گونه نیست؛ او در پایان ماجرا با زیرکی زنانه ای که به خرج می دهد، برنده می شود. این مقاله با روش توصیفی_ تحلیلی، جایگاه و نقش اجتماعی زنان در این دو اثر بزرگ را بررسی و با هم مقایسه کرده است. در این مقاله، بیشتر داستان هایی مطالعه شده که نقش محوری آنان را زنان خوب بر عهده دارند. نتایج این پژوهش گویای آن است که در افسانه های هزار و یک شب، خلاف شاهنامه، نقش زنان بیشتر منفی و گاهی آمیخته با خباثت های شیطانی است.
    کلیدواژگان: زن در افسانه، نقش اجتماعی، هزار و یک شب، شاهنامه فردوسی
|
  • Roaya Letafati * Pages 1-15
    In this article, we have discussed the research in the following comparative literature at new horizon and by Michel Butor literary ideas about the concept of border the issue of how to discover the identity Elstir portrait painting model - Elstir is one of the characters in the novel In Search of Lost Time, Marcel Proust's great work -by the narrator. In this study comparative literature uses the literary ideas about the research. In one of the volumes of the novel In the Shadow of Young Girls in Flower, Narrator, without any clear indication in the painting Portrait, Elstir, decreased to discover the identity of the painting. The subject of this article, the truth is by the narrator. How to achieve true narrator and his search path for research in new comparative literature. In this study, we have used the idea of literary Michel Butor of the border that is synonymous with depth and intimacy.
    Keywords: New Comparative Literature, comparative literature, In Search of Lost Time, In the Shadow of Young Girls in Flower, Literary ideas
  • Zahra Hayati * Pages 17-43
    Filmmakers, television programmers, experts in literature, and those with an average knowledge in literature, cinema, and television, have different standards in evaluation of adapted movies. Similarly, there are various theoretical foundations in comparative studies of adaptation. Analyzing adapted movies and comparing them with literary sources can be done with a cultural study approach of which nature is interdisciplinary depended more on cultural feedback. From this perspective, examining the relationships between cinema and television regarding One Thousand and One Nights series shows that the adaptations in which the story has been developed according to its very cultural-historical function, succeeded more. These kinds of adaptation were faithful to the structure of the work. The reason why the faithful adaptations to One Thousand and One Nights were successful is that the theme of this book emerges from its structure. Crossing out the theme pattern in adapted movies doesn’t satisfy common addressees of book and movie.
    Keywords: One Thousand, One Nights, literary adaptation, comparative studies, interdisciplinary studies, multimedia studies
  • Khalil Parvini *, H. Nzrymnzm, Shahram Dilshod Pages 45-74
    Lover’s person's life, often the source of the narrators and transmitters. For this reason, love stories in literature people of different have occupied a large space. The stories have many similarities in structure. Layla and Majnun story is the most famous and most ancient Arabic tales has a major influence in the development of Persian literature. Iranian literary love stories and the stories of many who have been created with the same name, the story is in Persian literature in terms of structure and content, have many similarities with the Arabic novel, it is the story of aziz and negar. Outlook tries to comparative analytic method, coherence and diversity of the stories from the perspective of structuralism review. The difference is similar to the story of Leili and Majnun Arab and aziz and negar story, according to the American School. The as a result aziz and negar story, a group of folk love stories of literary influences are not given formal.
    Keywords: Comparative literature, Leili, Majnun, aziz, negar, American School
  • Rouhollah Sayadi Nezhad *, Mansoure Talebian Pages 75-108
    ultra Rational, logical and mystical nature of gnostic facts and meanings from one side and limitation of language function area from other side, caused poets and mystics to use deviated language and expression. Simile which is one of the most important and frequent of semantic deviation in mystical poems, has been used by mystics for creating poetic images and expressing their own thoughts.
    In this study authors criticized and discussed the deviated similes in Ibn Alfarez and molavi’s complete works with analytical method. This study shows that frequent use of compact similes is more than spread similes in their poems (both poets), because this method results in length in mental challenge and hesitation. Sometime the relation between the simile parties in their poems is so far that deviation observed more. They caused meaning to be understood later by using so many similes. Through this, they make their words prominent and leads to more literary pleasure of readers. although Ibn Alfarez purpose was to explain exalted concepts and holy command for reader’s mind, and was interested in application of perceptible simile to rational simile, but Molavi uses rational simile more than Ibn Alfarez. Perceptible to perceptible simile are very frequent In Molavi’s poems because of his mystical and spiritual taste. Also frequency of spread similes in his poems is more than Ibn Alfarez.
    Keywords: Deviation, Simile, Ibn Al Farez, Molavis, Poem, Linguistic
  • Mostafa Kamaljoo *, Hamideh Faghih Abdollahi, Merali Yazdanpanah Pages 109-132
    Time is an abstract concept standing beside others such as the location and human. Time, in human experience, has two aspects of outer time and inner time. The outer time is indeed that real time which the human being is unable to change its circumstances, while the inner time is the creation of the man’s mind. The present research deals with the examination of the concept of time in the poems of Mahmoud Darwish and Gheisar Aminpour so as to specify the utilization of the time element by these two poets.
    This article, at first, has set to define the time lexically and the main opinions stated about time .Then, presenting a definition of outer time and inner time, it studies the thoughts of these two poets on the element of time. This research shows that Mahmoud Darwish and Gheisar Aminpour, for achieving eternity and escape from death, have had recourse to modes like return to past, myth and love, indicating the common view of these two poets on the element of time.
    Keywords: time, comparative literature, nostalgia, myth, love
  • Iran Lak *, Ahmad Tmymdary Pages 133-175
    As an epic Shahnameh in Iran, along Iliad and the Odyssey are the world''s most famous epic works. Today, in the modern world, especially after the birth of comparative literature and comparative approach to the works of world literature as it is faced with acceptance. Anand critical discourse analysis of the literary text like other texts, in the service of communication. Therefore, they can also be analyzed with a critical attitude and approach. Tuesday Asrmvrd review, centered around personalities, Hector, Odysseus and Rustam planned. This epic heroes in bed, sometimes for homeland himself in the role of king with heroic.place. Ferdowsi''s epic Homer and the composition of dominant discourses, in the form of pre-existing genre, have now opened a new epic. Thus, the three epic, as a communication event, only a reflection of the thoughts of the The poet thought, but rather, criticized the cowardly actions look heroic and popular discourse reproduces special.
    Keywords: Dialogue, Shahnameh Ferdowsi, Iliad, Odysses of Homer, Comparative literature of American school, Critical
  • Sareh Yazdanfar *, Ghahreman Shiri Pages 177-201
    Women in the book of “One thousand and one nights” and “Ferdowsi’s Shahnameh”, various social roles, sometimes positive and sometimes negative, are responsible; the role and position of women in two somewhat different. More tales One thousand and one nights, unlike the shahnameh, the loathing of women begins. At the beginning of this story, it seems that she is defeated and surrendered, but it is not so, but at the end of her affair with a feminine subtlety to spend, will win. In this paper with the method of descriptive-analytical, social status and role of women in two great works have been reviewed and compared. Most of the stories have been studied in this paper, which are responsible for a good female role. The results of this study indicate that the legend of the One thousand and one nights unlike the shahnameh, role of women in negative and sometimes mixed with evil of satanic.
    Keywords: women in tales, One thousand, one nights, shahnameh of ferdowsi