فهرست مطالب

مطالعات تطبیقی هنر - پیاپی 12 (پاییز و زمستان 1395)
  • پیاپی 12 (پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/24
  • تعداد عناوین: 10
|
  • شادی نقیب اصفهانی، افسانه ناظری *، بهنام پدرام صفحات 1-14
    نقشمایه های گچ بری شده محراب های دوره ایلخانی، شاهکاری در طراحی و اجرا هستند. در این پژوهش، در راستای رسیدن به هدف، با روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی، چهار محراب در دوره ایلخانی که عبارتند از محراب اولجایتو، محراب مقبره پیربکران، محراب مسجدجامع اشترجان و محراب مسجدجامع هفتشویه، از لحاظ نقشمایه های گیاهی و هندسی، نسبت ها، ساختار و روابط هندسی توصیف، تحلیل و مقایسه و نقشمایه های گچ بری دوره ایلخانی شناسایی شده اند. پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به این سوال ها است که انواع نقشمایه های به کاررفته در این محراب ها کدامند و ارزش های بصری و زیبایی شناختی نقشمایه های این محراب ها چیست و کدام نقشمایه در این محراب ها بیشتر به کارگرفته شده است و چه شباهت ها و تفاوت هایی بین نقشمایه های این چهار محراب وجود دارد؟ اکثر بررسی های صورت گرفته تنها به توصیف کلی این آثار و تاریخ اجرا و یا محدوده تاریخی آنها پرداخته و به نقشمایه های تزیینی، نسبت های طلایی و ساختار و روابط هندسی در به کارگیری آنها توجه نکرده اند. بررسی تطبیقی، وجوه افتراق و اشتراک نقشمایه های به کاررفته شده در این دوره را آشکار می کند و ویژگی های نقشمایه ها را نشان می دهد. به طور خلاصه نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که هم فرم کلی محراب و هم اکثر نقشمایه ها در چهار محراب دارای ساختار و روابط هندسی ویژه و بر پایه نسبت های طلایی طراحی شده اند. نقشمایه های گچ بری شده محراب های مذکور با ضخامت و برجستگی زیاد و پیچیده اجراء شده اند با این تفاوت که نقشمایه های محراب اولجایتو دارای برجستگی کمتر و ظرافت بیشتر است. در این محراب ها از انواع اسلیمی ها مانند خرطومی، دهانه اژدری، اسلیمی های قاب بند و گردش های حلزونی بسیار استفاده شده است. تکرار و تقارن باعث ایجاد ریتم، حرکت و هماهنگی نقشمایه ها گردیده است. با کنار هم قرار دادن نقشمایه های محراب های مذکور به خوبی روند تحول و تکامل تدریجی آن ها از یک طرح ساده اولیه به طرح های پیچیده تر را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: محراب دوره ایلخانی، اولجایتو، مقبره پیربکران، مسجدجامع اشترجان، مسجدجامع هفتشویه، نقشمایه، ساختارهندسی
  • فرهنگ مظفر، احمد امین پور، احمدرضا اخوت، مهناز احتشامی* صفحات 15-25
    از گام های اساسی هنرمند در فرایند خلق اثر، معرفت به حسن و زیبایی است که بر آفرینش هنر او تاثیرگذار خواهد بود. زیبایی که در دیدگاه اسلامی با عنوان حسن مطرح است، فارغ از بود و نبود ادراک انسان در عالم هستی تجلی می یابد. هنرمند به ویژه از جهت رسالتی که درقبال انتقال جلوه های حسن به جامعه مخاطب دارد، باید توانایی دریافت و مشاهده حسن را در فرایند خلق داشته باشد. در این راستا محققان بر لزوم ارتقای نگاه هنرمند و رسیدن از مرتبه بصر به بصیرت تاکید داشته و یکی از راه های موثر بر این ارتقا را تهذیب نفس دانسته اند. نظر به اینکه خداوند بصر را از مهم ترین ابزارهای تحصیل علم برای انسان برشمرده، درکنار تزکیه مسیر دیگری که کمتر بدان توجه شده، ارتقای مشاهده از راه تحصیل علم است که نیازمند ارائه راهکار است. مقاله حاضر که از نوع تحقیق بنیادی است، با هدف تبیین مبانی لازم و دست یابی به دستگاهی با مولفه های مشخص جهت فراهم ساختن مقدمات ورود به تدوین راهکارهای ارتقای مشاهده هنرمند، ضمن محوریت قراردادن آیات و روایات و بهره مندی از آرای علامه طباطبایی با مجموعه ای از روش های توصیفی- تحلیلی و استدلال قیاسی مسئله فوق را موردپژوهش قرار داده است. در این راستا با مبنا قراردادن مسیر تحصیل علم در انسان، تفکر را عامل موثر در ارتقای مشاهده دانسته و تلاش کرده است تا با تجزیه و تحلیل تفکر، به ساختار و مولفه های موثر آن دست یابد. یافته ها نشان می دهند که تفکر هنرمند در ساختار خود 3 نوع مواجهه را دربرمی گیرد: مواجهه با نیاز، مواجهه با موضوع بیرونی و مواجهه با معلومات قبلی. اینها مولفه های ضروری ای هستند که در ارائه هرگونه راهکار جهت ارتقای مشاهده حسن در هنرمند باید موردتوجه قرار گیرند.
    کلیدواژگان: حسن، هنرمند، حسن بینی، مشاهده، تفکر، غایت مندی
  • مریم مساحی خوراسگانی* صفحات 27-40
    خط کوفی از خطوط غالب در اکثر کتیبه های مساجد و مناره های قرون اولیه اسلامی است. فرم نوشتاری این خط با فن اجرای مصالحی مثل آجر قرابت داشت. ازاین رو با رونق آجرکاری در شیوه رازی و به طور ویژه در دوره سلجوقی کتیبه های کوفی آجری به صورتی ویژه آذین بناها گشتند. هدف مقاله حاضر، شناخت چگونگی اجرای کتیبه های مذکور در بناهایی با کارکردهای مختلف در اصفهان سلجوقی است. پرسش اصلی تحقیق آن است که در اجرای کتیبه های کوفی آجری چه موارد فنی و فرمی لحاظ شده است؟ بدین منظور، شباهت ها و افتراقات این کتیبه ها از طریق مقایسه و تطبیق آنها در پنج بنای سلجوقی اصفهان شامل مناره پامنار زواره، محراب مسجد جامع برسیان، سردر شمال شرقی مسجد جامع اصفهان، منار گار و بدنه های صحن مسجد جامع زواره بررسی می گردد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی است و در آن اطلاعات از طریق مطالعات میدانی و کتابخانه ای و با راهنمایی کارشناسانی از دو حوزه معماری و خطاطی جمع آوری شده است؛ و با برداشت و ترسیم کتیبه ها کار تطبیق و مقایسه با درنظرگیری مبانی نظری مشترک میان خوش نویسی و کتیبه نگاری صورت گرفته است. یافته های تحقیق نشان دهنده وجود اشتراکات محتوایی، زمانی و مکانی در کتیبه ها است. ترکیب کلی کتیبه ها در کرسی بندی و تناسبات حروف دارای قواعدی ازپیش تعیین شده است، شیوه حروف نگاری غالب در نمونه ها کوفی ساده است و این امر استمرار این شیوه های نگارشی را در تطابق با اصول اجرایی تایید می کند. ارتفاع کتیبه ها و میزان کشیدگی قائم و فشردگی افقی آنها تابع موقعیت کتیبه و گستره کمی آنهاست.
    کلیدواژگان: کتیبه کوفی آجری، خط کوفی، بناهای سلجوقی، کتیبه های اصفهان
  • منصور ولی قوجق *، حسین مهرپویا صفحات 41-55
    هیات های اروپایی که در دوره صفویه به ایران سفر کردند درباره موضوعات مختلف جامعه ایران عصر صفویه، دست به قلم برده و گزارش هایی تحت عنوان سفرنامه به یادگار گذاشتند که بعدا در بررسی و مطالعات مورخان موردتوجه جدی قرار گرفت. نقاشی ایرانی نیز همواره ابزار دقیق و مناسبی برای محققان بوده است، نگارگران عصر صفویه با پرداختن به جزئیات تن پوش های مردان به شناخت بخشی از تاریخ فرهنگی، اجتماعی آن زمان کمک زیادی کردند. این جزئیات در نشان دادن چگونگی پوشیدن قسمت های گوناگون تن پوش های مردان، سودمند است چراکه تن پوش های مردان متشکل از لایه ها و اجزای گوناگون بوده است.
    اهداف پژوهش پیش رو، پاسخ به این پرسش هاست: چگونه پوشاک مردان دوره صفویه در سفرنامه ها و نگارگری این دوران انعکاس یافته و تا چه حد بر یکدیگر منطبق است؟ می توان برای بررسی تن پوش های مردان دوره صفویه از سفرنامه ها استفاده کرد؟ این سفرنامه ها برای بررسی تن پوش ها قابل استناد هستند یا خیر؟ برای بررسی این مسئله و فرضیه های مبتنی بر آن مهم ترین سفرنامه های نوشته شده در دوره صفویه موردمطالعه قرار گرفته و مطالب آنها درباره تن پوش های مردان با نگاره های دوره صفویه به صورت تطبیقی بررسی شدند. این تحقیق از نوع نظری است و روش آن ترکیبی، توصیفی _تحلیلی _ تطبیقی و جمع آوری اطلاعات آن کتابخانه ای است.
    نتایج حاصل از پژوهش بر این امر دلالت دارد که مطالب سفرنامه های اروپائیان در این دوره می تواند به عنوان یک منبع مکتوب و قابل استناد درباره تن پوش های مردان دوره صفویه موردتوجه قرار گیرد؛ به ویژه با همراهی نگاره های این دوره اسنادی معتبر به شمار می آیند.
    کلیدواژگان: نگارگری صفوی، نگاره ها، سفرنامه ها، تن پوش های مردان
  • اشرف سادات موسوی لر، مریم کشمیری* صفحات 57-70
    هومی بابا، تاکید می کند دورگه گی، حاصل حرکت گفتمان های استعمارگر و استعمارشده به سوی یکدیگر در فضای سوم است. آنچه پدید می آید (هیبرید)، ابژه ای تازه است که می تواند سبب تحول گفتمان قدرت و حرکتی جدید در اجتماع گردد. این نوشتار با هدف مقایسه المان های بصری و مفهومی دیوارنگاره دوربان در آفریقای جنوبی با گفتمان های پدیدآورنده اش گفتمان مسیحیت (استعمارگر) و باورهای قوم زولو (فرهنگ استعمارشده) در فضای سوم؛ و تاثیر فضای میانه در هنرهای تجسمی شکل گرفته؛ و می کوشد اثرات فضای سوم را در شکل گیری جریان های اجتماعی متاثر از هنر نمایان سازد. تلاش شده به این پرسش پاسخ داده شود: دیوارنگاره نام برده، محصولی دورگه است یا تنها تلفیقی ساده را نشان می دهد؟ در مقایسه با گفتمان های پیش از خود چه عناصری را اتخاذ کرده و چه تحولاتی را در آنان ایجاد نموده است؟ در جریان پژوهش، به شیوه ای تطبیقی، بیان هنری دیوارنگاره با دو گفتمان استعمارگر و استعمارشده، از جهات عناصر بصری، و نمادشناسی مقایسه می گردد. تطبیق عناصر، متکی بر توصیف و تحلیل (کیفی)، و با استناد به آثار هنر بومی و مسیحی؛ و اسطوره شناسی غنی آفریقا صورت گرفته؛ و گردآوری داده ها، به شیوه کتابخانه ای با تاکید بر نگارش های اسطوره شناسی در دانشگاه های آفریقای جنوبی پیش رفته است. پژوهش حاضر با تکیه بر آرای مخاطبان بومی و اروپاییان مهاجر؛ و جریان اجتماعی که پس از اجرای دیوارنگاره به راه افتاد (مبارزه با ایدز و جلوگیری از پایمال کردن حقوق دختران بومی)، نشان می دهد دیوارنگاره دوربان نه تنها تلفیق عناصر هنر بومی و وارداتی است بلکه ویژگی تحول گفتمان اجتماعی سیاسی در نظریه بابا را نیز بازمی نمایاند.
    کلیدواژگان: فضای سوم، هنر معاصر آفریقای جنوبی، هنر پسااستعماری، نوم خوبولوانا، دیوارنگاره دوربان
  • یدالله حیدری باباکمال *، محمد ابراهیم زارعی، اسماعیل همتی ازندریانی صفحات 71-86
    شکار یکی از جنبه های مهم زندگی انسان را از گذشته های بسیار دور به خود اختصاص داده است. پس از استقرار انسان در دشت و شکل گیری روستاها و شهرها به بعد تفننی شکار علاوه بر نقش معیشتی آن توجه می شود؛ به طوری که مکان های مخصوصی با عنوان شکارگاه شکل می گیرد. با ورود اسلام به ایران همچنان به امر شکار توجه می شود و تا قرون متاخر اسلامی به ویژه دوران صفوی و قاجار ادامه می یابد؛ وجود نقش مایه های متعدد شکار بر روی آثار هنری این دوران موید این سخن است. باتوجه به اینکه تاکنون درباره اهمیت نقش مایه شکار در آثار هنری دوره قاجار به خصوص اوایل قاجار تحقیق جامعی صورت نگرفته، پژوهش پیش رو نخستین تلاشی است که در این زمینه صورت می گیرد و ضرورت انجام آن را روشن می کند. براین اساس، سوالات اصلی پژوهش در راستای اهمیت موضوع عبارت اند از: شواهد تاریخی و هنری موجود از نقش مایه شکار و الگوی های ایجاد نقوش در اوایل دوره قاجار کدامند؟ اهمیت و نقش شکار به عنوان مهم ترین سرگرمی شاهان اوایل قاجار چگونه تبیین می شود؟ روش به کاررفته در این پژوهش تاریخی تحلیلی است؛ در این راستا از منابع مکتوب دست اول و شواهد هنری و تاریخی به منظور دستیابی به تحلیل ها و نتایج مطلوب استفاده شده است. هدف از پژوهش حاضر اینست که با مطالعه متون تاریخی و هنری موجود نقش مایه شکار در اوایل دوره قاجار و جایگاه آن در میان آثار هنری این دوره بازشناسی شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که شاهان اوایل دوره قاجار با الگوپذیری از دوره صفوی و با بازگشت به دوران پیش از اسلام، اقدام به ایجاد شکارگاه های متعدد نمودند. نقوش شکارگاه های اوایل این دوره حاوی بستری طبیعی، حصاری پیرامون و مکانی جهت اتراق پادشاه، پسران و ملازمان وی به مدت چند روز بوده است؛ در این شکارگاه ها حیوانات رها می شدند و شاه به شکار آنها می پرداخت که نتیجه حتمی آن شکار حیوان موردنظر و نمایش قدرت شاه است.
    کلیدواژگان: دوره ابتدایی قاجار، شکار، شکارگاه، نقش مایه
  • ماهرخ علی?پناهلو *، سید سعید زاویه صفحات 87-96
    مقاله حاضر با اتخاذ رویکرد روانکاوی- فلسفی لاکان به بررسی دو اثر شاخص از سینمای ایران می پردازد. پری و هامون هر دو ساخته های داریوش مهرجویی، فیلم ساز مولف ایرانی هستند. شخصیت اصلی در هردو این فیلم ها، شخصیت هایی هستند که آشفتگی های روانی انسان مدرن را به تصویر می کشند. لاکان در تئوری هایش با مطرح کردن مفاهیمی چون «نام پدر»، «میل»، «ابژه کوچک»، «دیگری»، «سه گانه نفسانی»، «امر خیالی، امر نمادین و امر واقع»، این آشفتگی ها را عمیقا بررسی و تحلیل می کند. پرسش اصلی این است که چگونه پری و هامون به عنوان دو شخصیت عصیان گر مدرن، می کوشند تا راهی به بیرون از ساحت نمادین لاکانی بیایند. از اهداف این تحقیق، یکی تحلیل راه کارهای متفاوت این دو شخصیت در دست یابی به امرواقع و بازگشت به امر خیالی و دیگر بررسی تفاوت ها و شباهت های این دو شخصیت در برخورد با قواعد نام پدر و همچنین مقایسه رویکردهای هریک از آنها در به دست آوردن موردمیل بوده است. در این مقاله ابتدا مفاهیم لاکانی شرح و تفسیر شده اند و پس از آن با روش تحلیل متنی، لایه های ضمنی و پنهان دو فیلم و شخصیت های اصلی آنها موردمطالعه قرارگرفته اند. همچنین، کاربردپذیری مفاهیم لاکان در هنر هفتم، سینما، به اجرا درآمده است. ازآنجا که به گفته لاکان، انسان راهی به بیرون از ساحت امر نمادین ندارد، ساختارشکنی ها و عصیان های پری و هامون محکوم به شکست است؛ نه قادر به بازگشت به آرامش امر خیالی هستند و نه توان مواجهه با امر واقع را دارند. می توان گفت اگرچه جنس شکست این دو شخصیت با یکدیگر متفاوت است اما هردو محکوم به زندگی در ساحت امر نمادین هستند.
    کلیدواژگان: پری، هامون، ژاک لاکان، امر نمادین، امر واقع
  • سید ابوتراب احمدپناه، حمید میزبانی* صفحات 97-109
    میرزاعلی قلی خویی، تصویرگر کتاب های چاپ سنگی دوره قاجار، با تصویرسازی برای دیوان حافظ، همانند هر هنرمندی در کار خود تفسیری مطابق با نیازهای فرهنگی و اجتماعی دوره خود از شعر حافظ ارائه داده است. دیوان چاپ سنگی 1269 یکی از اولین نسخه های مصور حافظ است که برای انتشار در سطح گسترده آماده و با اقبال مواجه شده است. درنتیجه، موضع گیری گفتمانی علی قلی در این کتاب اهمیت بسیار دارد. این پژوهش به این پرسش می پردازد که موضع گیری گفتمانی علی قلی خویی در تصویرگری دیوان حافظ چیست و چگونه شکل گرفته است؟
    در این راستا، 9نگاره علی قلی برای این نسخه در 3 گروه دسته بندی شده، به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد نشانه شناختی موردبررسی قرار گرفته اند. نشانه معناشناسی با درنظرداشتن رابطه تعاملی بین گفته خوان و گفته پرداز، کارکردهای مختلفی برای تصویر قایل می شود. این پژوهش باتوجه به کنش های گفتمانی، به بررسی برخی ابعاد نشانه معنایی پرداخته که در گفتمان تصویری علی قلی فرایند معناسازی را رقم زده اند. هدف نهایی مطالعه، بررسی نشانه معناشناختی تفسیری است که علی قلی در تصویرپردازی خود از شعر حافظ ارائه نموده است. در این راستا مطالعه تطبیقی و همزمان ویژگی های معنایی فضای شعر حافظ از یک سو و فضای تصویرپردازی علی قلی از سوی دیگر لازم است.
    بررسی های تطبیقی و مقایسه معنایی این دو فضا نشان می دهد، میرزاعلی قلی برخلاف حافظ به دنبال ای هام نیست و تصویری عینی و ارجاعی از عناصر یک بیت ارائه داده است. نتیجه ، ارایه چهره ای ساده و انسانی از شعر حافظ است. به همین علت حاصل کار علی قلی بر روی شعر حافظ رنگ و بویی بسیار اجتماعی به خود گرفته است. در تصاویر علی قلی، اشعار حافظ در پرتوی حضور فشاره ای پیکر انسانی حافظ معنادار می شود، و شالوده تصاویر، گفت وگو است. پیکر حافظ در گفت وگو با معشوقی فناپذیر قرار گرفته؛ که تاکیدی بر تفسیر انسانی و زمینی از غزل حافظ است. اما علی قلی در گفت وگو با پیکر شاه یا پیر مغان، چهره ای منفعل، مردسالار و اقتدارطلب از حافظ ارائه کرده است. این تصویر با ذهنیت مردم و روشنفکران دوره قاجار منطبق است که ساخت هویت و اقتدار ملی را اولویت کشور می دانست.
    کلیدواژگان: تصویرسازی، چاپ سنگی، نشانه معناشناسی، علی قلی خویی
  • بهروز سهیلی اصفهانی، محسن مراثی* صفحات 111-122
    در میان سفالینه های مکشوفه از نیشابور مربوط به قرون 2 تا 4 ه.ق.، می توان آثاری را یافت که جنبه های زیبایی شناسی متفاوتی نسبت به سایرین دارند. در این آثار، کاربرد زیاد تزئینات، رنگ های پرطراوت دیده نمی شود و از لحاظ طرح و نقش با سایر آثار رایج زمانه خود متفاوت اند. وجود فضای خالی، سکون و آرامش در سطح کار، برخلاف آثار گذشته نقش مهمی در آنها ایفا می کند و در یک جمله، گویی در شیوه تزیین شان ویژگی های مینیمالیستی دارند. در این پژوهش، پنج اثر سفالین که به روش نمونه گیری غیراحتمالی وضعی انتخاب و موردمطالعه و تطبیق با اندیشه های هنر مینیمال قرار گرفته اند، منتخبی از سفالینه های نیشابورند که ویژگی های یادشده را به نمایش می گذارند. پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی به انجام رسیده و هدف اصلی آن، شناخت ویژگی های زیبایی شناختی هنر ایرانی در تطبیق با اندیشه های هنر معاصر است. به دنبال پاسخ گویی به این سوال است که وجوه مشترک آثار منتخب سفال نیشابور با ویژگی های زیبایی شناسانه هنر مینیمال کدام است؟ اهمیت شناسایی و معرفی ظرفیت های هنرهای ایرانی و نقش آنها در تحولات هنر معاصر از ضرورت های انجام این تحقیق است. پژوهشگران پرسش نامه ای محقق ساخته را با روش دلفی در اختیار چند تن از اساتید هنر دانشکده هنر شاهد قرار داده تا حضور اندیشه های هنر مینیمال در هرکدام از سفالینه ها مشخص گردد. سپس با کمی کردن اطلاعات، میزان این تطبیق را ارائه نموده اند. یافته های تحقیق نشان داد که این آثار میزان تطبیق قابل توجهی بین 78 تا 84 درصد با اندیشه های هنر مینیمال دارند. بنابراین می شود آنها را به عنوان نمونه های هنر مینیمال در دوران قبل از ظهور مینیمالیسم یعنی حدود 900 سال پیش از پیدایش آن قلمداد کرد. دلیل تشابه بین آنها را می توان وجود ایده های مشترک، مبانی زیبایی شناسی مشابه و گرایش به ساده سازی ذکر کرد. بنابر نتایج، از میان اندیشه های هنر مینیمال، دو ویژگی کاهش رنگ و سادگی فرم و عدم استفاده از فرم های متعدد به طور همزمان بیش از بقیه و به صورت 100 درصدی در این سفالینه ها وجود دارند.
    کلیدواژگان: سفال، نیشابور، هنر مینیمال، زیبایی شناسی
  • نفیسه اثنی عشری *، محمدتقی آشوری صفحات 123-134
    طراحی گرافیک از آغاز حیاتش تا کنون دارای سرشتی اجتماعی بوده تا بدان حد که ارتقاء و سیر تکوینی این شاخه از هنرهای تجسمی پیوندی مستقیم و غیر مستقیم با عوامل گوناگون اجتماعی داشته است.عواملی که در ساخت این هنر نمودی موثر داشته و پیش شرط های لازم و ضروری در شکل گیری مرحله مدرن آن می باشد از جمله ورود و رواج صنعت چاپ به ایران که نقشی بنیادی در گذار طراحی گرافیک از مرحله سنتی به مرحله مدرن بر عهده داشت . سوال اصلی این مقاله آن است که چه عوامل اجتماعی در شکل​گیری طراحی گرافیک مدرن ایران اثر گذار بوده و هر یک چه پیامدهایی در این رابطه داشته است؟
    این مقاله به لحاظ نظری به حوزه جامعه شناسی هنر مربوط می شود و بر شکل​گیری مرحله مدرن طراحی گرافیک ایران تاکید دارد.روش آن از نوع تحلیلی بوده و شیوه گردآوری اطلاعاتش مبتنی بر داده های کتابخانه ای می باشد.رویکرد این مقاله ترکیبی از نظریه جانت ولف در خصوص تاثیر گذاری عوامل متعدد اجتماعی در تولید هنر است. متناسب با نظریه ولف عوامل گوناگون اجتماعی چون فن،نهادهای اجتماعی،اشتغال هنر، پرورش هنرمندان و نظام های حمایتی در تولید هنر موثر هستند. بر این اساس هدف اصلی این مقاله بیان آن است که طراحی گرافیک مدرن ایران در دوران قاجار هرگز به یکباره و یا در خلاء شکل نگرفت بلکه بر پایه عوامل متعدد اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، صنعتی و تحولات وابسته به آن شکل گرفت . آن گونه که می توان تاثیر این تحولات را مکمل نقش گرافیک سنتی و نیز تلاش هنرمندان پیشرو در سیر تکوینی این شاخه از هنرهای تجسمی دانست . تحولات صنعتی از جمله ورود و رواج صنعت چاپ و یا تغییرات عمده فرهنگی به ویژه تغییر نظام آموزشی کشور و سایر دگرگونی ها هر یک در شکل گیری طراحی گرافیک مدرن ایران در این دوران موثر بوده اند.
    خلاصه دستاورد این مقاله دلالت گر آن است که هرچند به دنبال تغییرات شرایط اجتماعی کشور، طراحان گرافیک ظاهرا رها از قید تولید اجتماعی هنر از جمله فعالیت در کتاب خانه های سلطنتی شدند اما ایشان هیچ گاه به طور کامل از تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم عوامل اجتماعی به ویژه فرهنگی ، صنعتی و حتی سیاسی رها نشدند بنابراین تصور هنرمند در مقام آفریننده یگانه اثر بر این واقعیت سایه می افکند که طراحی گرافیک همچنان یک فرآورده جمعی و متاثر از ساختارهای اجتماعی جامعه خویش بوده ساختارهایی که در تولید آن نمودی با واسطه و یا بی واسطه داشته و پیش شرط لازم و ضروری برای تولیدش می باشند .
    کلیدواژگان: طراحی گرافیک، گرافیک مدرن ایران، عوامل اجتماعی، صنعت چاپ
|
  • Shadi Naghib Isfahani, Afsane Nazeri*, Behnam Pedram Pages 1-14
    Molded motifs in Ilkhanid mihrabs are masterpieces of design and implementation. The aim of this study is to describe, analyze and compare the Oljaitu mihrab, Pirbakran mausoleum mihrab, Oshtorjan mosque mihrab and Haftshouyeh mosque mihrab in terms of plants and geometric motifs, proportions, structure and geometric relationships in a descriptive-analytic manner. Identification and comparison of the four aforementioned mihrabs have not been studied so far. This work tries to answer the following questions: 1)What are the types of motifs used in these mihrabs ?2)What are the visual and aesthetic values of motifs in these mihrabs ?3)Which motifs were used mostly on these mihrabs? 4)What are the similarities and differences between the motifs of the four aforementioned mihrabs? In most of studies in the literature, general description of the mihrabs and date of construction have been considered but the decorative motifs, golden ratios, structure and geometric relationships have not been investigated. This comparative study reveals similarities and differences of the motifs and their features used in this course. The results of this study indicate that the general form of the mihrabs as well as most of their motifs have special structure and geometric relationships and are designed based on the golden ratio. The molded motifs of the mentioned mihrabs have been implemented with thickness and intricacy, with the exception of Oljaito mihrab in which the motifs are less prominent and more elegant. Various kinds of arabesque have been also used in this era. Repetition and symmetry creates rhythm, movement and coordination in the motifs. Considering the mihrab motifs together, we can find out the development and evolution from a simple basic pattern to the more complex designs.
    Keywords: Ilkhanid mihrab, Oljaitu, Pirbakran mausoleum, Oshtorjan mosque, Haftshouyeh mosque, motifs, geometric structure
  • Farhang Mozaffar, Ahmad Aminpoor, Ahmadreza Okhovat, Mahnaz Ehteshami* Pages 15-25
    One of the main steps an artist must take during the process of creating an artwork is to acquire a perception of beauty which will affect the creation of his artwork. Considering the relation between human and beauty in Islamic ideology is as the relation between a perceptive and the perceived. The artist, especially considering his responsibility in introducing beauty to the society, must be able to enhance his ability to see beauty by using conceptual tools, prior to creating a work of art. Researchers have always been interested in the issue of how important and necessary is knowledge to an Artist, but the issue which remains ambiguous is the manner a bouts of perception in relation to substantiating the ability to see beauty (beauty-witnessing) so as to reach a systematic solution for enhancing this ability in the artist. It has been tried in this article to investigate the issue above, by analyzing and extracting logical propositions from Qoran verses and accounts/hadiths, as well as benefitting from Allame Seyed Mohammad Hossain Tabatabai’s opinions. Accordingly, a detailed and meticulous perspective on the quiddity and essence of beauty and the quality of perception indicates that beauty is the manifestation of existential traits by the existing that makes it the responsibility of the intellect to see it; activation of the intellect relies on the quality of contemplation. A contemplation may lead to beauty-witnessing that approaches to subjects according to the existence. The solution for an artist contemplation is achieved on the basis of traits and structures of such contemplations.
    Keywords: Beauty, Artist, process of artwork creation, contemplation, witnessing, beauty, witnessing, telelogy
  • Maryam Massahi Khorasgani* Pages 27-40
    Kufic inscription is one of the prevailing inscriptions in most of the mosques and minarets of the early Islamic centuries. The style of Kufic inscriptions was appropriate to be implemented by the technique of pre-cut brickwork. Therefore with the brickwork prosperity as the material of structure and ornaments of the facades in Razi style and especially the Seljuk era, the brick Kufic inscriptions were the specific ornament of different buildings. The purpose of this article is to recognize how these inscriptions were constructed in some monuments with different functions in Seljuk Isfahan. The main question here is regarding the technical and formal items which were considered in implementation of brick Kufic inscriptions. Therefore similarities and differences of these inscriptions were evaluated through comparing five buildings belonging to Seljuk era in Isfahan, such as the Minaret of Paminar Mosque in Zavareh, mihrab of Barsian Jame Mosque, northeastern Entrance of Isfahan Jame Mosque, Gar Minaret and the sidewalls of Zavareh Jame Mosque.
    The method of this research is descriptive- analytical research and the data have been collected through observations and documentary studies, and with the help of some experts of the two fields of architecture and calligraphy. After drawing the inscriptions and setting them on the tables, the job of matching and comparing them has been done by considering the common theoretical foundations between calligraphy and inscriptions. Research findings indicate the emergence of commonalities in the content, time and location. The overall composition of inscriptions in linage and proportions of letters have some predetermined principles and rules, and most of the cases have been written with simple Kufic and this confirms the persistence of these writing modes in accordance with the executive principles. The height of inscriptions and the amount of vertical extensions were different depending on the position and extension of the inscriptions.
    Keywords: Brick Kufic inscription, Kufic calligraphy, Seljuk, mosque, minaret
  • Mansour Vali Ghojogh* Pages 41-55
    European expeditionary groups who visited Iran in Safavid period wrote about various topics of Iran’s society in Safavid period and left reports as travel memoirs which later were considered seriously in reviews and studies of historians. Persian painting has always been a precise and appropriate tool for researchers and painters. Savafid painters also helped a lot in recognizing some parts of the cultural and social history of that time through representing the details of men’s clothes. These details are useful in showing how to wear the different parts of men’s clothes; since men’s clothes were composed of various layers and components.
    The present research aims to answer the questions regarding how men’s clothing in Safavid era is reflected in travel memoirs and drawings of this period and to what extent they coincide with each other. Whether we can use the travel memoirs to study the men’s clothing in Safavid period? And whether these travel memoirs are reliable to study the clothes? For investigating this issue and hypotheses based on, the most important travel memoirs written in Safavid period have been studied and their contents regarding men’s clothes have been investigated comparatively with drawings of Safavid period. This research is a theoretical one and a mixed method of descriptive-analytical-comparative has been used and the data is collected from library documents.
    The results of this research imply that the contents of Europeans’ travel memoirs in this period can be considered as a written and reliable source about men’s clothes in Safavid period; particularly with drawings of this period, they can be regarded as valid documents.
    Keywords: Safavid painting, drawings, travel memoirs, men's clothes
  • Ashraf Mousavilar, Maryam Keshmiri* Pages 57-70
    Homi Bhabha emphasizes that hybridity is the result of a movement of the two discourses of colonizer and colonized towards each other in the third space. The result would be a totally new object (hybridity) which can change the discourse of power and cause a new movement in society. This study has been done to explore the third space and its influences on visual arts, and it is tried to define the mural of Nomkhubulwane as a product of a clash between the Christian colonizing discourse and the mythological colonized one of Zulu tribe in the third space. The main question is whether this mural is a hybrid product or merely a simple combination of native and foreign elements. Through this comparative study, the artistic expression of the mentioned mural has been considered based upon both the colonized and the colonizer’s visual as well as symbolic values. The comparison is based on descriptive and analytic methods with an emphasis on the rich mythological and traditional art of this tribe and those of Christianity. The required data have been gathered from library documents emphasizing the literature on mythology in South Africa’s universities. This research considering both the ideas and beliefs of the natives and colonizers as well as the social movement that took place after this mural (the struggles against HIV and for defending the native girls’ rights), proves that the mural not only is a combination of the native and foreign artistic elements, but also it presents Bhabha’s ideas on transitions in socio-political discourse.
    Keywords: third space theory, contemporary art of South Africa, post, colonial art, Nomkhubulwane
  • Yadollah Heidari Baba Kamal*, Mohammad Ebrahim Zarei, Esmail Hemati Azandaryani Pages 71-86
    Hunting was one of the most important aspects of human life in ancient times; when human considered hunting as an aspect of his own subsistence strategy and his life was dependant on it. As time goes by, the importance of this subsistence aspect reduces; so that special places were considered as a hunting ground for entertainment. With the arrival of Islam in Iran, this process continued as in the past and culminated in Safavid and Qajar period. In Spite of abundant hunting motifs in Qajar era which imply the necessity of this subject and the importance of hunting in this period, there has been no comprehensive study regarding this issue, so the present article is the first attempt on this subject. Accordingly, it has been tried to study historical texts and archaeological evidences and identify the status of hunting and hunting grounds of Qajar period and its importance in the life of Qajar kings. It can be assumed that due to social and political conditions during Qajar period, hunting ground patterns and motifs were directly adopted from ancient times. One of the most important hunting ground motifs in ancient times which contributed in creation of hunting motifs of Qajar period is the hunting motif of boar and deer on both sides of the great arch of Taq-e Bustan attributed to Khosrow II, Sasanian king (628-590 A.D). In numerous works of art in this period manifested of hunting motifs is clearly visible, and in historical texts of Qajar period can be faced with numerous explanations in this field. Some of the artistic themes in this period that Qajarians borrowed from safavid period in creating hunting ground motifs are flowers and plants, and plants and trees in the background that seems they represent the actual hunting ground and also the dog image was affected by western art. However, the purposes of creating the mentioned motifs were different. Another point that can be seen in the study of hunting ground motifs in this period is that they are affected by reliefs and probably paintings, because we can see many common elements between them.
    Keywords: early Qajar period, hunting, hunting ground, motif
  • Mahrokh Alipanahlou*, Seyed Saied Zavieh Pages 87-96
    In the present research it is investigating two outstanding movies of Iranian cinema through the philosophical-psychological theories of Jacques Lacan. Pari and Hamoon are both made by the Iranian prominent filmmaker, Dariush Mehrjui. The protagonists of both movies are characters who represent psychological perplexity and disorderliness of the modern individual. In his theories, Lacan deeply analyzes these perplexities by introducing such concepts as “name of the father”, “object of desire”, “objet petit a”, “Other” and the famous theory about three stages of self-formation which are “imaginary order”, “symbolic order” and “real order.” The main objective of this study is to find out how Pari and Hamoon, two modern rebellious individuals, are able to find a way out of Lacanian symbolic order. Other minor points of this paper are first studying the solutions hired by these characters in achieving the real order and returning to imaginary order; second, comparing and contrasting their strategies in confronting the elements of name of the father in the society; and third, surveying their different methods of achieving their object of desire. In this research, first of all the Lacanian concepts and theories have been described and interpreted and consequently through text analysis, the deep implied meanings of the both texts along with the two main characters have been studied to test the applicability of Lacanian theories in cinema. Since there is no way out of symbolic order for human beings, as Lacan stated, Pari and Hamoon’s rebellions and deconstructions have been doomed to failure. They are able neither to confront the real order nor to return to the imaginary order. It can be said that although the type of failure of the two characters are different, they both are destined to live on in the symbolic order.
    Keywords: Pari, Hamoon, Jacques Lacan, symbolic order, real order
  • Seyed Aboutorab Ahmadpanah, Hamid Mizbani* Pages 97-109
    Mirza Ali Qoli Khoie, the famous illustrator of lithographic books of Qajar era, has presented interpretations of Hafiz poetry according to cultural and social needs of his own age in his illustrations. The lithographic Divan-e-Hafiz of 1269 AH is one of the first illustrated ones which was prepared to publish widely. Therefor the discursive positioning of Ali Qoli in this book is very important. This research deals with the question regarding what the discursive positioning of Ali Qoli is in his illustrations for Divan-e-Hafiz and how it was made.
    In this regard, 11 ilustraitions of Ali Qoli for Divan-e-Hafiz have been classified into three catagories, and each illustration has been studied according to semiotic approach. Semiotic studies, considering the interactive relationship between the statement-maker and the statement-reader, suggest various functions for images. Some of the semotic aspects in Ali Qoli’s visual discourse have been discussed in this study. The aim of this study is to investigate the interpretations that Ali Qoli presented in his illustrations of Hafiz poetry, which have a social theme according to the nature of Ali Qoli’s work.
    Studies indicate Ali Qoli unlike Hafiz is not presenting amphibology and has made a very objective and referential image of the poetry. The result has made and presented a very simple and humanly face for Hafiz. In Ali Qoli’s illustrations, the poems get intelligible according to the presence of the human body of Hafiz. And “dialogue” is the basis of the images. The human body of Hafiz is in a dialogue with a mortal beloved which is an emphasis on a non-heavenly interpretation of Hafiz. But when it comes to dialogue with the King or the sage, Ali Qoli presents a passive, patriarchal and authoritarian image of Hafiz. This Image is corresponded with the mentality of the people and intellectuals of Qajar era, considering the structure of national identity and authority as the first priority of the country.
    Keywords: illustration, Mirza Ali Qoli Khoie, litograpy, semiotics
  • Behrouz Soheili Esfahani, Mohsen Marasy* Pages 111-122
    Among multiple discovered Nishapur pottery works of 9th to 11th century AD, there are samples which differ from the others in aesthetic aspects. Their creators may have followed other aesthetic rules presumably. In these cases, there are not lots of ornamentation, vibrant colors and prevalent motifs of their period. And also empty spaces and a kind of stillness play an important role in them unlike previous ones. In short, minimalist characteristics have been applied in their embellishment. The 5 pottery works which are selected by purposive sampling and compared with the ideas of minimalism in this study are selections of this Nishapur potteries group which indicate the aforementioned characteristics. In this article, which has been done through descriptive-analytical method with comparative approach, it is tried to answer this question that whether the Nishapur selected pottery works correspond with aesthetic features of minimalism. The researchers classified the ideas of minimal art on the basis of Loredana Parmesani’s thoughts at first into 18 and then into 10 categories and then provided a self-made questionnaire based on Delphi method of sampling and distributed them among 5 art faculty members of Shahed University in order to determine the amount of correspondence between these pottery works and minimalism ideas. Afterwards, the percentage of correspondence was presented by quantifying the information. The results of this study clarify that the amount of correspondence between these pottery works and minimalism ideas is significant and about 78% to 84%. Therefore, they can be considered as minimalist artworks about 900 years before minimalism emergence. It is necessary to mention that all of the 10 properties don’t exist even in very famous minimalism works entirely. Considering this 900-year difference between these two phenomena indicated that the reasons of this similarity have mutual ideas, similar aesthetic rules and tendency to simplification and reduction. The results also indicated that among the minimalism Ideas, 2 properties of “simple form and non-use of multiple forms simultaneously” and “minimum color” exist more in the samples with one hundred percentage. The results also emphasize on the importance and necessity of recognition of Iranian culture and art in order to identify its aesthetic criteria.
    Keywords: pottery, Nishapur, minimalism, aesthetic
  • Nafiseh Asnaashary* Pages 123-134
    Graphic design has always had a social nature, so that its formative process has had an implied and clear correlation with miscellaneous social factors. These factors are considered as preconditions for the modern formation stage of this art. The key question of this paper is regarding the dominant social factors in graphic design formation in Iran. Theoretically this paper is related to sociology and is underscoring the formation stage of modern graphics in Iran. This paper enjoys analytical method and is based on library data bases. The approach of this paper is according to Jonnet Wolfs theory on the effect of art. According to Wolfs theory, the effective factors in production of art include technic, social institution, art career, raising of artists and supporting organizations.
    The objective of this paper is to recognize Iranian modern graphics formation not in a vacuum condition but instead created on a basis of different social, political, cultured and industrial factors and some other related events. The conclusion is that although in the aftermath of some changes in social conditions, apparently the graphic designers were relieved of social production of art, never they were relieved of direct and indirect social effects. Accordingly, the fact is that graphic design has always been a public product effected by social structures of its own society; the structures which have a great role in this art production and have been an essential prerequisite in producing and developing it.
    Keywords: graphic design, Iranian modern graphic, social factors, printing industry