فهرست مطالب

پژوهش های قرآنی - پیاپی 81 (زمستان 1395)
  • پیاپی 81 (زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/28
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمد باغستانی کوزه گر صفحات 4-29
    عدالت و تمدن به عنوان دو پدیده مرتبط با زندگی اجتماعی بشر، از موضوعات مورد توجه نخبگان جوامع از روزگاران کهن تا کنون بوده اند. با اینکه عدالت خواهی از خواسته های همگانی در جوامع بشری بوده و زمینه جنبش های اعتراضی در میان عموم مردم و تکاپوهای فکری در میان متفکران را موجب شده، اما تمدن خواهی و تمدن اندیشی به طور ویژه در میان نخبگان مطرح بوده است.
    مساله پژوهش حاضر، بررسی کاربرد واژگان عدالت و تمدن و نسبت سنجی میان آن دو در قرآن است. دستاوردهای این پژوهش در چهار نکته به فشردگی عبارت اند از 1- میان دو واژه از نظر لغوی و اصطلاحی، نسبت عموم و خصوص مطلق و به عنوان دو پدیده اجتماعی، عموم و خصوص من وجه برقرار است. 2- در قرآن واژه عدالت به دلیل عامه فهمی آن پرکاربرد، و واژه تمدن به دلیل خاصه فهمی کم کاربرد است؛ هرچند مصادیق مفهوم تمدن به فراوانی کاربرد داشته است. 3- استفاده از قالب بیان حقوق انسان در آیات سه سال نخست بعثت، مایه آگاهی بخشی ژرف به مخاطبان درباره عدالت و نیز مفهوم ملازم آن یعنی تمدن شده است. 4- رابطه تمدن و عدالت در قرآن از گونه زایشی افزایشی است؛ به این معنا که پیدایش تمدن، زمینه زایش مراتبی از عدالت و عدالت گستری است که بر کیفیت تمدن موثر بوده و این تاثیر متقابل میان این دو پدیده اجتماعی در جوامع انسانی همیشگی است.
    کلیدواژگان: عدالت، تمدن، قرآن، تمدن اسلامی
  • سید مصطفی احمدزاده صفحات 30-55
    نظریات گوناگونی درباره عدالت در مکاتب دینی و غیر دینی نظم و نسق یافته و بررسی ها و نقد هایی نیز را به دنبال داشته است. در این میان، نظریه قرآنی عدالت، کمتر از سوی دانشمندان اسلامی مورد توجه قرار گرفته و لازم است ابعاد گوناگون آن، به ویژه بر پایه روش های نوین روشن گردد. یکی از ابعاد بسیار ناشناخته نظریه قرآنی عدالت، شاخص های عدالت از دیدگاه قرآن کریم است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و بر اساس مدل شاخص نگاری دینی، آیات مربوط به عدالت در قرآن کریم را استخراج و تجزیه و تحلیل نموده و به چهار شاخص ابعادی «عدالت فرهنگی»، «عدالت سیاسی»، «عدالت اجتماعی» و «عدالت اقتصادی» دست یافته و شاخص های اصلی و کیفی هر یک را با استناد به آیات قرآن کریم توضیح داده است.
    کلیدواژگان: عدالت فرهنگی، عدالت سیاسی، عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی، شاخص های عدالت، شاخص های کیفی
  • محمود صیدی، علی حسن نیا صفحات 56-77
    از نظر عزیزه هبری، توحید اساس آموزه های قرآنی بوده که همه مبانی اسلامی با توجه به آن معنا می یابند. بدین لحاظ او در پردازش نظریه خویش در مورد عدالت در قرآن، ابتدا به اثبات و تبیین توحید قرآنی و سپس به واکاوایی وجوه مختلف عدالت، میزان و تعادل در مخلوقات خداوند، زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی انسان ها با نظر به دو مفهوم قرآنی «العدل» و «المیزان» می پردازد. در مقابل، از نظر هبری، غفلت از این نکته موجب گرفتار شدن در استدلال شیطانی، یعنی برتری جویی و لذا نبود عدالت در زندگی مسلمانان می گردد؛ زیرا طبق آیات قرآنی، ابلیس اولین کسی است که مدعی برتری گشته و از سجده به آدم7 امتناع ورزید. با وجود این، نظریه هبری در این زمینه دچار اشکالاتی نیز هست؛ مانند اینکه گزینش و انتخاب حاکم اسلامی در قرآن با بیعت و تساوی آراء مردم نیست و حق انحصاری خداوند است. دیگر اینکه با توجه به تفاوت های مرد و زن از نگاه قرآنی، عدالت به معنای تساوی نیست، بلکه به معنای تفاوت است.
    کلیدواژگان: عزیزه هبری، توحید، عدالت، قرآن، میزان
  • سیدمجید ظهیری صفحات 78-99
    این مقاله سه وجه قرآنی، حکمی و منطقی دارد و از این جهت، مقاله ای میان رشته ای محسوب می شود. در وجه قرآنی ضمن تاکید بر موردپژوهی آیه 25 سوره حدید، نتیجه احصای کامل آیات قرآن که شامل واژه های قسط و عدل و مشتقات آنها هستند، مورد بهره برداری قرار گرفته است. از جهت حکمی، رویکرد وحدت گرایانه صدرالمتالهین شیرازی نسبت به مراتب هستی مبنای پژوهش می باشد. وجه منطقی پژوهش نیز بر اساس دستگاه فازی تبیین شده است. در حکمت متعالیه کامل ترین ظهور نفس انسانی آن گاه تحقق می یابد که ملکه عدل میان همه قوا و شوون آن برقرار باشد. ازاین رو نفس انسان کامل رکن رکین صورت باطنی اش عدل است. این یافته های حکمی-تفسیری تبیین های منطقی متناسب طلب می کنند. منطق ارسطویی سینوی قدرت تبیین کنندگی این بخش از یافته های حکمت متعالیه و آرای تفسیری متناظر با آنها را ندارد. بدین جهت باید کاستی های این منطق را یا با تکمیل و ترمیم جبران نمود، و یا به منطق های توسعه یافته و جایگزین جدید اندیشید. در این مقاله از دستگاه فازی، خوانشی اصلاح شده برای تبیین مناسب منطقی حقیقت مجرد مادی نفس مطرح شده است؛ به وجهی که به ام القضایا در حکمت متعالیه (یعنی استحاله اجتماع نقیضین) نیز آسیبی وارد نشود.
    کلیدواژگان: عدل، عدالت پژوهی، وحدت، کثرت، عدالت تشکیکی، منطق تشکیکی
  • سید علیرضا واسعی صفحات 100-121
    علاوه بر آیه های بسیاری که خطاب به «تک فردهای آدمیان» در قرآن آمده، آیه هایی نیز وجود دارد که امری فراتر از آن را مخاطب ساخته است. همین امر زمینه تاملاتی برای فیلسوف مفسران شده که آیا مراد خداوند در این آیات، پدیده مستقلی به نام «امت» (جامعه) است یا نه؟ برخی بر اساس این آیات به اصالت فلسفی جامعه نظر داده، و دسته ای صرفا اعتباری و تبعی بودن آن را قابل اثبات دانسته اند. این مقاله بر آن است تا به استناد آیه های قرآن و بهره گیری از داده های فلسفی تاریخ، نظر قابل دفاع تر را بیان دارد؛ با این فرضیه که هویت جامعه امری استقلالی و دارای اصالت فلسفی است، چنان که با هم بودگی انسان ها، قدرتی متمایز از افراد می آفریند. بر این اساس، پرسش اصلی مقاله، چگونگی هویت جامعه از منظر قرآن است و روش تبیین نظریه، بررسی آیات مرتبط با مقوله امت، بر اساس دیدگاه دو اندیشمند معاصر، یعنی علامه طباطبایی و شهید مطهری است و بالتبع، رویکردهای صدر و مصباح یزدی به عنوان دیدگاه رقیب، مورد مداقه قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: امت، اصالت جامعه، طباطبایی، مطهری
  • حسن آب سواران، میثم فدایی صفحات 122-141
    قرآن حکیم به طور اجمال سخن از یاجوج و ماجوج و ساختن سدی توسط ذوالقرنین در برابر آنها به میان می‏آورد و این مسائل را در اذهان متفکران ایجاد می‏کند که یاجوج و ماجوج چه بوده‏اند و آن سد شگفت‏انگیز چگونه و در کجا ساخته شده است؟ نظریه هایی از سوی محققان ارائه شده است که به دلیل ناسازگاری آنها با آیات و آموزه های قرآنی، عقلانی و کلامی، و همچنین عدم ارائه دلیل و موید، پذیرش آنها را مشکل می‏کند. نظری های که در این نوشتار ارائه شده است، با توجه به دو اصل مذکور، یعنی سازگاری با آیات و آموزه ها و ارائه مویدات و نشانه های قرآنی، روایی، لغوی و علمی، نسبت به دیگر نظریه ها ترجیح و برتری دارد. با توجه به این دو اصل، یاجوج و ماجوج از مواد مذابی بودند که از میان یک گسل فوران می‏کردند و ذوالقرنین با خود آنها و دیگر مواد سخت و انعطاف‏پذیر، آن شکاف را پر کرده و سدی افقی بنا نهاد. موقعیت این سد ممکن است در اثر جابه جایی پوسته زمین، به لایه های زیرین و حتی به کف اقیانوس ها منتقل شده باشد.
    کلیدواژگان: سد ذوالقرنین، گسل، مواد مذاب، یاجوج و ماجوج
  • محمد علی حیدری مزرعه آخوند صفحات 142-165
    در لابه لای کتاب های علوم قرآنی و تفسیر، پدیده ای به نام «آیات مستثنیات» خودنمایی می کند. وجود آیه یا آیات مدنی در سوره ای مکی و آیه یا آیات مکی در سوره ای مدنی، آیات مستثنیات گفته می شود. این پدیده از هیچ پشتوانه نقلی برخوردار نیست و نخستین بار به صورت محدود در قرن دوم در تفسیر «مقاتل بن سلیمان» خودنمایی کرد. سپس در طول تاریخ تفسیر بر تعداد آنها افزوده شد. سبب نزول جعلی، خلط میان معنای لغوی و اصطلاحی برخی کلمات، تفسیر نادرست برخی از فرازهای آیات و خلط میان معیارهای شناخت مکی و مدنی بودن آیات، مهم ترین علت های پیدایش آیات مستثنیات است. این پژوهش به بیان علت های پیدایش آیات مستثنیات می پردازد.
    کلیدواژگان: اسباب نزول، آیات مستثنیات، مکی، مدنی
|
  • Muhammad Baghistani Kuzegar Pages 4-29
    Justice and civilization as two phenomena related to humankind’s social life, are among the subjects of interest to the elites of communities since earlie times to the present. Although justice-seeking has been one of the public wishes in human communities and has caused protest movements among the common people and intellectual challenges among the thinkers, the civilization-seeking and civilization-thinking has been brought up specifically among the elites.
    The problem raised by the present research is to study the application of the words justice and civilization and their evaluative comparison between these two in the Qur’ān. The findings of this research are briefly included into the following four statement: 1. A relation of absolute generality and peculiarity is maintained between the two words in lexical and connotative terms and a relation of generality and peculiarity in some respect in terms of two social phenomena. 2. In the Qur’ān, the word justice is frequently used because of its being commonly understood and the word civilization is less frequently used because of its being understood by the elite, although the referents of the concept civilization have been frequently utilized. 3. Using the phrasal pattern of human rights in the verses of the first three years of the Prophetic Mission (bi‘that) has been a source of profound awareness for the addressees concerning justice as well as its correlated concept, i.e., civilization. 4. The relation between civilization and justice in the Qur’ān is of the procreative-incremental type; that is to say, the appearance of civilization has been a ground for procreation of a hierarchy of justice and justice-seeking has been effective on the quality of civilization; and this interaction between these two social phenomena has been perpetual in human communities.
    Keywords: Justice, Civilization, Quran, Islamic Civilization
  • Pages 30-55
    Various views have been formed on justice in religious and non-religious schools and have ensued studies and critiques, as well. Meanwhile, the Qur’ānic theory of justice has been insufficiently attended to by Islamic scholars and its various dimensions, especially based on modern methods, need to be clarified. One of the most unnoticed dimensions of the Qur’ānic theory of justice is the indices of justice from the Holy Qur’ān’s point of view. Through the method of analyzing the qualitative content and on the basis of religious indexing, the verses about justice in the Qur’ān have been extracted, analyzed, and categorized into four dimensional indices of “cultural justice”, “political justice”, “social justice”, and “economic justice” and the main and qualitative index of each has been explained with reference to the Holy Qur’ān.
    Keywords: Cultural justice, political justice, social justice, economic justice, equity indices
  • Pages 56-77
    From the viewpoint of Aziza Hibri, monotheism is the basis of Qur’ānic teachings, with respect to which all Islamic principles find their meanings. In this respect, in processing her theory concerning justice in the Qur’ān, she first proceeds to prove and elucidate the Qur’ānic monotheism and then goes on to delve into different aspects of justice, the degree and balance in God’s creatures, individual, social, and familial life of human beings by taking into consideration the two Qur’ānic concepts of “justice” (‘adl) and “balance” (al-mīzān). In contrast, from the viewpoint of Aziza Hibri, negligence of this point, causes one to entangle in Satanic argumentation, i.e., superiority-seeking, hence lack of justice in Muslims’ life; because, according to the Qur’ānic verses, Iblis was the first to claim superiority and refused prostrating to Adam (A.S.). Nevertheless, Hibri’s theory has some problems in this respect, too; like, in the Qur’ān, selection of an Islamic ruler is not based on people’s allegiance and equality of votes; rather, it is God’s exclusive right. Furthermore, with respect to the differences of man and woman in view of the Qur’ān, justice does not mean equality, it rather means difference.
    Keywords: Unity, Hibri, Quran, Mizan
  • Pages 78-99
    This article has three Qur’ānic, philosophical, and logical aspects and thus, it is regarded as an interdisciplinary article. In its Qur’ānic aspect, while emphasizing on the case-study of verse 25 of Sūrat al-Ḥadīd, the result of full enumeration of the verses of the Qur’ān, which include the words equity (qisṭ), justice, and their derivatives, is put into practical use. In view of the philosophical aspect, the monistic approach of Ṣadr al-Dīn Shīrāzī toward the stages of being is used as the research basis. The logical aspect of the research is explained according to the fuzzy system. In transcendental philosophy, the most perfect manifestation of human soul (nafs) will be fulfilled when the disposition of justice is maintained in all its faculties and concerns. Thus, the firm column of the innate aspect of the perfect man’s soul is justice. These philosophical-exegetical findings demand proper logical explanations. The Aristotelian-Avicennian logic does not have the power to explain this section of the findings of transcendental philosophy and the exegetical opinions corresponding to them. Therefore, the shortcomings of this logic are either to be compensated by completion and amendment or new developed and substituted should be thought of. In this article, an amended reading is brought up from the fuzzy system for a proper logical explanation of the abstract material truth of the soul, in such a way that no damage is done to the mother of dispositions (i.e., transmutation of the conjunction of two contradictions).
  • Pages 100-121
    Beside many verses addressed to human individuals in the Qur’ān, there are verses that have addressed an issue far beyond it. This same issue has become a subject of deliberation for the interpreter-philosophers as to whether God’s intention in these verses is an independent phenomenon called “umma” (community) or not. Some have opined about the philosophical authenticity of community on the basis of these verses and some others have merely regarded as demonstrable its being conventional and subordinate. This article is intended to state the more defendable view with reliance on the Qur’ānic verses and employing the history’s philosophical data, hypothesizing that the identity of a community is an independent issue and enjoys philosophical authenticity, so that human beings’ togetherness creates a power distinct from that of individuals. On this basis, the main question of the article is the quality of the community’s identity from the viewpoint of the Qur’ān. The method of explaining the theory is through studying the verses related to the category of umma, according to the viewpoints of the two contemporary scholars, that is, ‘Allāma Ṭabāṭabā’ī and Shahīd Muṭahharī; and naturally the approaches of Ṣadr and Miṣbāh Yazdī have also been scrutinized as the competing viewpoint.
  • Pages 122-141
    The Holy Qur’ān briefly mentions Gog and Magog and the construction of a dam [or wall] by Dhul Qarnayn against them, created the dilemma in the minds of the thinkers as to what the Gog and Magog were and where had that amazing dam been made. Some theories have been presented by researchers that because of their incompatibility with the Qur’ānic verses and teachings, and because of their rational and theological inconsistency, as well as not providing confirming evidences, they have become hard to accept. In regard to the above-mentioned two principles, i.e., compatibility with the verses and teachings and provision of Qur’ānic, narrative, lexical, and scholarly evidences and indications, the theory presented in this article is preferred and has superiority over other theories. Given these two principles, Gog and Magog were of the lava erupted from a fault line and Dhul Qarnayn used them and other solid and inflexible matter to fill that gap and build up a horizontal dam. The location of this dam may have transferred to the sub-layers of the earth or even to the bottom of an ocean.
    Keywords: Dhul Qarnayn Dam, fault, molten material, Gog, Magog
  • Pages 142-165
    All through the books of the Qur’ānic sciences and interpretation stands out a phenomenon called verses of exceptions (āyāt muthtathniyāt). The existence of a Madanī āya in a Makkī sūra and a Makkī āya in a Madanī sūra are called āyas of exceptions. This phenomenon is not supported by any narration and it showed up for the first time in a limited form in Maqātil b. Sulaymān’s interpretation in 2nd/8th century. Then, throughout the history of interpretation it was increased in number. Fabricated Revelation occasions, confusion between the lexical and connotative meanings of some words, incorrect interpretation of some parts of the phrases of the verses, and the confusion between the criteria for recognizing the Makkī from Madanī verses were among the most important causes for the appearance of the verses of exceptions. This research deals with disclosing the causes for the appearance of the verses of exception.