فهرست مطالب

نثر پژوهی ادب فارسی - شماره 40 (پاییز و زمستان 1395)
  • شماره 40 (پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/28
  • تعداد عناوین: 16
|
  • عبدالله آلبوغبیش، زهرا رضایی صفحات 1-24
    نقد پسااستعماری در مقام یکی از رویکردهای ادبیات تطبیقی و مطالعات فرهنگی، بازخوردهای استعمار را در متون ادبی تحلیل می کند. در این نوع نقد فرهنگی، پژوهشگر در اندیشه بازخوانی و واسازی گفتمان استعمار است و به همین جهت با دو مقوله استعمارگر و استعمارزده پیوند می خورد. بی تردید، نقد پسااستعماری از آن رو که به دوگانه هایی نظیر «من» و «دیگری» یا استعمارگر و استعمارشده می پردازد، یکی از قلمروهای مطالعاتی ادبیات تطبیقی تلقی می شود. از نگاه این نوع نقد، نویسندگان متناسب با رویکردها و جهت گیری موافق یا مخالف استعمار، برخی از ابعاد آن را در متن ادبی به تصویر می کشند. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریات پسااستعماری، رمان «روزگار تفنگ» از حبیب خدادادزاده را نقد کرده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که نویسندگان استعمارزدا اغلب پادگفتمان ها و مکانیزم هایی نظیر بومی گرایی، برجسته سازی مقاومت استعمارشده یا «من» در برابر گفتمان استعمارگر یا «دیگری»، تاکید بر برتری نظام اخلاقی استعمارشده، از آن خود کردن دارایی استعمارگر و وارونه سازی معادله مالک و تملک شده، ابژه سازی و شیء واره کردن «دیگری»، و نیز اعمال نفوذهای فرهنگی شرقی در غربی را ارائه داده، به ساخت شکنی گفتمان غرب درباره شرق، بازتعریف تاریخ استعمارشده از چشم انداز خود، و در نهایت به بازیابی هویت خود می پردازند. همچنین بنا به این پژوهش، نویسندگان می توانند با روی آوری به چنین متونی، برخی از پیامدها یا بازخوردهای منفی استعمار را زدوده، در حیات بخشیدن به سنت های فرهنگی و ملی یا تقویت آنها به ایفای نقش بپردازند.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، مطالعات فرهنگی، نقد پسااس، تعماری، گفتمان مسلط غربی، پادگفتمان واساز شرقی، روزگار تفنگ
  • احمدرضا بیابانی، یحیی طالبیان، محسن محمدی کردیانی صفحات 25-48
    زبان در اصل، نظامی ذهنی است که به صورت ابزاری-آوایی ظاهر می شود و عمده ترین نقش آن، ارتباط و انتقال معانی از یک فرد به دیگری است. افراد با به کارگرفتن قاعده های زبان و تولید رشته های گوناگونی از واژه ها، با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. از همین رو، به روشنی پیداست که زبان به میزان زیادی با زندگی انسان - یعنی با فعالیت های ذهنی و حرکتی او- آمیخته و از آغاز تا پایان زندگی با او همراه است. پژوهش پیش رو، درخصوص کارکرد نام آوا در اشعار سهراب سپهری است و دستاورد علمی این تحقیق، حاکی از این مطلب است که میزان استفاده از نام آوا در زبان شعری وی بسیار چشم گیر است و این مقوله، در سروده های او عینیت داشته و ملموس و محسوس است. از آنجایی که سهراب، نقاشی است شاعر، این رویکرد درخصوص زبان شعری وی، بیش از دیگران صدق می کند؛ لذا نام آوا، از برجسته ترین ابزارهای شعری اوست که در دریافت متن به خواننده کمک شایانی می کند. بنیان نظری این تحقیق، برپایه نظریات اتویسپرسن و دیگر زبان شناسانی ست که به آراء شان در این زمینه، در کتاب فرهنگ نام آوایی فارسی به اجمال اشاره رفته است. زبان شناسانی چون اوتویسپرسن، هر لفظی را که میان لفظ و معنای آن رابطه ای طبیعی و ذاتی وجود داشته باشد، نام آوا می نامند.
    کلیدواژگان: نام آوا، سهراب سپهری، هشت کتاب، یسپرسن
  • زهرا جمشیدی، فاطمه مدرسی، رحیم کوشش صفحات 49-68
    زن و خویشکاری های او، یکی از موضوعات مهم و دقیق مباحث اسطوره شناسی و حماسی است، به گونه ای که کارل گوستاو یونگ، زن – مادر را یکی از کهن الگوهای خود معرفی کرده است. در اساطیر ایران و جهان، زنان نقش های مختلف و متعددی دارند که بر اساس جوامع و فرهنگ های آن ها، گاهی این نقش ها با یکدیگر تفاوت دارند. خویشکاری های زنان در اساطیر، به شکل خویشکاری های الهه ها و ایزدبانوان به منصه ظهور در می آید و در حماسه ها به صورت اعمالی که از زنانی شاخص سر می زند. تاثیر نقش ایزدبانوان بر زنان حماسی گاه مستقیم و گاه غیرمستقیم و ضمنی است. یکی از راه های نمود خویشکاری های زنان در حماسه ها، رفتار و کردار آنان در مصیبت ها و سوگواری های شان است. در جستار حاضر با روشی تحلیلی- توصیفی و بررسی مویه ها و سوگواری های برخی از زنان شاخص شاهنامه؛ یعنی تهمینه، فرنگیس، جریره، کتایون و دخترانش به پاره ای از نقش های زن از جمله، نصیحتگری، شفقت و مهربانی، زایش، ستیزه با دشمن، برکت بخشی و بخشندگی، پرورش و... دست می یابیم که این نقش ها از مهم ترین خویشکاری های الهه های مادر و کهن الگوی زن است.
    کلیدواژگان: کهن الگوی زن، خویشکاری الهه، اسطوره، حماسه، سوگواری، مویه
  • جمشید روستا، سحر پور مهدی زاده صفحات 69-94
    دوام هشتاد ساله قراختاییان در کرمان، (بین سالهای 619 تا 704 ه.ق) با درایت و کاردانی سلاطین و ملکه هایی همچون براق حاجب، سلطان رکن الدین، عصمه الدنیا و الدین قتلغ ترکان (ترکان خاتون) و صفوه الدنیا و الدین پادشاه خاتون، زمینه های اقتدار سیاسی، رونق اقتصادی و اعتلای فرهنگی این سرزمین را فراهم ساخت. این اقتدار سیاسی و رونق اقتصادی، آرامش و امنیت را در سرتاسر قلمرو قراختاییان کرمان، حکفرما ساخته و موجبات سفر بسیاری از علما، ادبا و شعرا به دربار حکام قراختایی را فراهم نمود. امری که نوشتار حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به دنبال اثبات آن است. یافته های پژوهش بر این نکته تاکید دارند که تلاش حکمرانان و شاهزادگان کاردان قراختایی جهت برقراری امنیت، آرامش و رفاه مردمان قلمرو خود از یکسو و عشق و علاقه مندی آنان به زبان فارسی و حتی سروده شدن اشعاری به قند پارسی توسط برخی از این افراد، از سوی دیگر، نقشی چشمگیر و غیر قابل انکار در اعتلای جایگاه زبان و شعر فارسی در دربار و قلمرو دولت مذکور داشت. تا به حدی که پای شاعرانی همچون امامی هروی، عماد لر و مجد همگر را از زادگاهشان به قلمرو و دربار قراختاییان کرمان کشانید.
    کلیدواژگان: کرمان، قراختاییان، شعر فارسی، شاعران، مداحان
  • بهروز رومیانی، معصومه بخشی زاده صفحات 95-114
    سیمایی که از پیامبر عظیم الشان اسلام در متون ادبی پارسی ترسیم گشته، بسیار متعالی و منحصربه فرد بوده است. همواره تلاش شده تا با استعانت از روایات تاریخی- مذهبی، بخشی از بزرگواری ها و برجستگی های فکری-اخلاقی ایشان بیان گردد. در کنار سیمای تاریخی پیامبر (ص) که بیانگر زندگی تاریخی ایشان است، مطالبی در متون ادبی روایت گردیده که بن مایه تاریخی و حقیقی ندارد؛ بلکه بیانگر خصوصیاتی است که با مبحث عرفانی «حقیقت محمدیه» همسو و همسان است.
    حقیقت محمدیه که درحقیقت اشاره به نور نخستین دارد، در مقطعی خاص بر پیامبر اسلام اطلاق شده است. این فرآیند موجب شکل گیری مباحث و مسائلی پیرامون شخصیت ایشان شده که در این پژوهش، سیمای عرفانی پیامبر نامیده می شود که در برابر سیمای تاریخی و حقیقی ایشان، مبین مباحثی نظیر نخستین مخلوق، واسطه فیض، غایت آفرینش و... شده که از خصوصیات اصلی حقیقت محمدیه است.
    در این پژوهش بر آن هستیم تا با دسته بندی خصوصیات مطرح شده برای پیامبر ،آن چه را که در حقیقت بیانگر حقیقت محمدیه است از سایر خصوصیات پیامبر که ریشه تاریخی دارد، متمایز کنیم.
    کلیدواژگان: پیامبر اسلام، سیمای حقیقی محمد (ص)، سیمای عرفانی محمد (ص)، حقیقت محمدیه. عرفان اسلامی
  • حمیدرضا سلیمانیان صفحات 115-138
    رویکرد های باطنی و شیوه های ژرف نگرانه به متون مقدس و ارکان عبادی، از شاخصه های تفکر عرفانی است که البته هرگز به معنای غفلت از ظواهر دین و شریعت و تخطی از احکام شرعی نیست.
    این ادعا در بررسی نظریات و تعالیم عارفان در حوزه یکی از ارکان اعتقادی اسلام یعنی نماز، قابل بررسی است. در تعالیم عرفانی در کنار تبیین طریقت، حفظ ظواهر شریعت و مطابقت این تعالیم را با آموزه های اسلامی مندرج درمنابع کتاب و سنت ملاحظه می کنیم به گونه ای که گویا برخی از این سخنان، ترجمان منابع فوق هستند.
    در مقاله حاضر، جایگاه و منزلت نماز، آثار و برکات نماز، عواقب تقصیر و تقاعد در نماز، سه محور اصلی بحث هستند که نخست به بررسی دیدگاه شریعت (از روی منابع کتاب و سنت) به آن پرداخته شده است آنگاه با توجه به ادبیات منظوم و منثور عرفانی سخنان عارفان را در این زمینه نقل کرده ایم و سپس میزان انطباق پذیری آموزه های اسلامی را با تعالیم عرفانی در این باب مورد سنجش و داوری قرار داده ایم.
    کلیدواژگان: نماز، عرفان، شریعت، کتاب و سنت
  • عنایت الله شریف پور، محمدرضا صرفی، مهدیه محمودزاده صفحات 139-160
    یکی از محورهای اساسی تفکرات و تاملات اندیشمندان، عرفا و فلاسفه اساسا شناخت ماهیت انسان است. در غالب ادیان الهی مخصوصا دین مبین اسلام نیز به شناخت این شاهکار خلقت تاکید زیادی شده است تا مقدمه ای در شناخت حضرت حق تعالی باشد. از مهم ترین موضوعاتی که در جهت شناخت انسان مطرح می شود، روابط، حقوق و تکالیف آنان در مقابل یکدیگر است.
    ابوحامد امام محمد غزالی، متفکر و اندیشمند قرن پنجم هجری، در آثار گرانقدرش این موضوع را سرلوحه کار خود قرار داده است. در این مقاله با مطالعه سه اثر معروف غزالی؛ یعنی کیمیای سعادت، نصیحه الملوک و احیاءعلوم الدین، دیدگاه و نظریات وی در ارتباط با حقوق و روابط انسان ها استخراج، بررسی و نقد و تحلیل شده است که با توجه به بینش دقیق و عالمانه او می توان دیدگاه های وی را سرلوحه اخلاق و رفتار جامعه بشری قرار داد. ازجمله مهم ترین حقوقی که غزالی مخاطبان خود را به رعایت آن ها سفارش کرده است، مواردی است از قبیل حقوق مسلمانان، همسایگان و دوستان نسبت به یکدیگر، حقوق اعضای خانواده نسبت یکدیگر، حقوق برابر در ازدواج، حق آبرو و حقوق رفاهی و سایر حقوق مردم که بر عهده دولت هاست.
    کلیدواژگان: حقوق انسان، امام محمد غزالی، نصیحه الملوک، کیمیای سعادت، احیاءعلوم الدین
  • علی صفایی، الهام کارگر صفحات 161-182
    جامعه شناسی ساخت گرا از رویکردهای نقد ادبی معاصر است که به بازتاب ساختارهای اجتماعی در اثر ادبی توجه دارد. به عقیده لویی آلتوسر (Louis Althusser) جامعه شناس ساخت گرا، فرآیند حفظ قدرت در دوره ماقبل مدرن، از طریق دستگاه های سرکوب گر (Suppressive apparatuses) صورت می پذیرفت که در دوره مدرن، به صورت نامحسوس و ایدئولوژیکی از طریق دستگاه های ایدئولوژیک(Ideological apparatuses) همچون آموزش(خصوصا مدرسه) تحقق می یابد. در پژوهش حاضر بر اساس دیدگاه آلتوسر، با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی عملکرد دستگاه ایدئولوژیک مدرسه در داستان لبخند انار هوشنگ مرادی کرمانی پرداخته می شود که ترسیم کننده دو گفتمان آموزشی سنتی و مدرن است. باور به مطلوب بودن روش های رفتاری خشونت آمیز به عنوان روشی کارآمد در امر تعلیم و تربیت دانش آموزان، همچون یک باور ایدئولوژیکی حاکم در گفتمان آموزشی سنتی داستان لبخند انار، نمود می یابد که از شیوه سنتی سرکوب گرانه، به شکل ایدئولوژیک در لایه های مدرن آن تغییر ماهیت می دهد. با بررسی نوع و نحوه عملکرد عناصر مربوط به این دو گفتمان سنتی و مدرن از دیدگاه آلتوسری، این فرآیند به مثابه روند تغییر شیوه های حفظ قدرت در دوره های ماقبل مدرن و مدرن شناخته می شود.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی ساخت گرا، آلتوسر، ایدئولوژی، هوشنگ مرادی کرمانی، لبخند انار
  • عسکر صلاحی، ابراهیم رنجبر، ندا نبی زاده اردبیلی صفحات 183-204
    صحنه نمایشی، به عنوان زیرمجموعه عنصر تداوم، در بررسی زمان روایی یک اثر، بررسی می شود. در صحنه نمایشی، سخن بر سر این است که چگونه نویسنده در گزارش داستان، واسطه گری ابزارروایی را از میان بر می دارد به گونه ای که حوادث داستانی در برابر دیدگان مخاطب به نمایش درمی آید و او حائلی میان خود و وقایع احساس نمی کند و خود را درگیر وقایع و ناظر مستقیم حوادث می بیند. از آنجا که داستان «گیله مرد» همواره به عنوان اثری نمایشی معرفی می شود، در این پژوهش کوشیده ایم تا عوامل نمایشی ساز را در این داستان بررسی کنیم. اغلب صاحب نظران، گزارش مستقیم «دیالوگ» ها را تنها ابزارنمایشی شدن داستان می دانند. این جستار درصدد نشان دادن این مسئله است که چگونه بزرگ علوی با شرح مبسوط داستان و پرداختن به جزئیات، ارائه توصیفات جاندار از طبیعت، به کاربردن وجوه استمراری در توصیفات و کم رنگ کردن حضور راوی در داستان، موفق به خلق داستانی نمایشی شده است. برای این منظور عوامل نمایشی شدن داستان را شرح داده ایم و سپس این عوامل را در داستان «گیله مرد» بررسی نموده ایم.
    کلیدواژگان: روایت شناسی، زمان، صحنه نمایشی، گیله مرد
  • سیدعلی قاسم زاده، علی قلی نامی صفحات 205-230
    آن گاه که بخش های پهلوانی و اساطیری شاهنامه، با برخی واقعیت های تاریخی و همچنین با حوادث ازلی و بندهشی مقایسه شود، تطابقی معنادار آشکار می شود. یکی از مواردی که در بررسی های مربوط به شاهنامه مغفول مانده، تحلیل چگونگی انطباق میان رویدادهای ازلی و مینوی توصیف شده در کتاب بندهش با حوادث پهلوانی و چگونگی تاثر فردوسی از آن بن مایه های اسطوره ای و تبلور آن در زبان استعاری یا مجازی شاهنامه است. بنا بر ادعای این جستار، این انطباق خود یک استعاره بزرگ است که به زمینه گفتمانی ظهور و بروز استعاره نظر دارد. مقاله حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و الهام از نظریه گفتمانی دریدا تلاش کرده است به بازخوانی جایگاه استعاره در شاهنامه بپردازد. بنابر نتیجه این پژوهش، علاوه بر استعارات بلاغی و عاطفی، استعاره هایی در شاهنامه دیده می شود که نه تنها با قدرت و هنر بیانی فردوسی آمیخته گشته است، متاثر از بنیان های اساطیری و بازنمایی باورهای بندهشنی است که می توان از آن با عنوان استعارات ارجاعی و فرهنگی یاد کرد. لذا در بازشناسی و بازخوانی روایات اساطیری و پهلوانی شاهنامه باید به زیرساخت گفتمانی استعاره های ارجاعی و فرهنگی بیش از پیش توجه کرد.
    کلیدواژگان: زبان، استعاره، زمینه گفتمانی، شاهنامه، دریدا
  • کلثوم قربانی جویباری صفحات 231-252
    بر اساس مکتب فراتاریخی می توان هر نظام اندیشه گانی را با نظامی دیگر مقایسه کرد، به شرطی که حول یک محور مشابه شکل گرفته باشند. بر همین اساس در این مقاله نشان می دهیم که با وجود تفاوتی که میان اندیشه خیام و نظام اندیشه گانی بودیسم وجود دارد، می توان نظام اندیشه گانی خیام را در چهارچوب چهار حقیقت شریف بودیسم تحلیل کرد. زیرا اندیشه محوری هر دو نظام فکری صیرورت یا نپایندگی است. صیرورت و نپایندگی، حقیقت شریف اول و حقیقت رنج است. اما این صیرورت فی الذاته نه در اندیشه بودا و نه در اندیشه خیام بد و تناقض آفرین نیست؛ بلکه هنگامی این رنج خود را آشکار می کند که انسان به امور نپاینده و گرفتار در چرخه صیرورت دل می بنندد. این دومین حقیقت شریف است. رنج در هر دو نظام اندیشه گانی به تناقضی معطوف است میان دلبستگی و عطش به بقای در عالم و نظام نپاینده و بی ثبات عالم. اصلی ترین راه حل در هر دو نظام فکری، حضور در لحظه و زندگی در حال با آگاهی تمام عیار است، این حقیقت شریف سوم و چهارم است. گرچه حضور در لحظه بودیسم با خیام از جهاتی مانند آگاهی و مراقبه متفاوت است.
    کلیدواژگان: خیام، بودیسم، چهار حقیقت شریف، صیرورت، اغتنام وقت
  • یحیی کاردگر صفحات 253-272
    شاعرانگی شعر با عناصر خیالی، پیوندی ناگسستنی دارد و بخش عمده ای از ظرافت های شعری به نحوهاستعمال این عناصر وابسته است. از این رو تحول و دگرگونی این عناصر در گسترهشعر فارسی که سبک ها و شیوه های چندی را تجربه کرده، امری گریزناپذیر است. بحث درباره چگونگی و فلسفه تحول این عناصر در شیوه های شعری و نحوه برخورد پژوهش های بلاغی با این دگرگونی ها، بحثی مغفول مانده در عرصه پژوهش های ادبی است. این مقاله کوشیده است تحول عناصر خیالی شعر فارسی را در چهار نمونه شعری از سبک های مختلف در شیوه ای تطبیقی مورد بررسی قرار دهد و اشکال و گونه های این تحول را معرفی کند. پژوهش حاضر نشان می دهد که عناصر خیالی شعر فارسی تحت تاثیر عواملی چون شرایط عصری، شیوه های شعری، تئوری های ادبی، نبوغ شاعرانه، تعامل زبان گفتاری و نوشتاری و سرانجام میل به هنجارگریزی از خط سیر واحدی پیروی نکرده و در چند نقطه از جریان طبیعی تحول عناصر خیالی عدول کرده است. نقطه شروع هنجارگریزی به صورت اعتدالی از سبک عراقی آغاز شده و در شعر عصر صفویه و شعر نیمایی، تحت تاثیر عوامل یاد شده به اوج خود رسیده است. شعر فارسی در گذر از این مراحل، عناصر خیالی بکری آفریده است که پژوهش های بیانی به طور همه جانبه، قادر به توجیه و تفسیر این نوآوری ها نیست.
    کلیدواژگان: بلاغت فارسی، علم بیان، نقدبیان، سبک های شعر فارسی، تحولات بیانی
  • محمدحسین محمدی، مهدی رضا کمالی بانیانی صفحات 273-296
    صور خیال یکی از رایج ترین اصطلاحات در نقد ادبی است و از جمله اصطلاحاتی است که بیشترین تکثر معنایی را داراست. واکاوی صورخیال شاعرانه یکی از راه های تشخیص افتراق و اشتراک آثار ادبی است. بررسی از این دیدگاه در نهایت، سبک و ارزش هنری را روشن کرده و میزان قدرت، نوآوری و بهره گیری از میراث گذشتگان را مشخص می کند. بیدل دهلوی (و بالطبع شاعران سبک هندی به ویژه شاخه رهرو خیال) با باریک بینی و تیز بینی، در عناصر و پدیده های اطراف خود، جزئی نگر بوده و در جستجوی معنای بیگانه، نوآوری های بی شماری را در انواع صور خیال از خود به جای گذاشته است. این نوآوری ها در بطن خود، ویژگی هایی را داراست که نیما یوشیج نیز در نوگرایی هایش آنان را به کار برده است. از آنجا که سنجش صور خیال این دو تن(بیدل و نیمایی) می تواند نشانگر تمایزات و تشابهات این دو با یکدیگر باشد، ازین رو در این مقاله، نخست به تعریف صور خیال، بررسی چهار حوزه استعاره، تشبیه، کنایه و تصاویر، بررسی چگونگی صور خیال در اشعار این دو تن و در نهایت سنجش و مقایسه این دو سبک به صورت نمودار پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: بیدل، نیما، صور خیال، تشابهات و تمایزات
  • وزیر مظفری، سید اسعد شیخ احمدی، تیمور مالمیر صفحات 297-320
    همای و همایون منظومه ای غنایی از خواجوی کرمانی در قرن هشتم هجری است. این منظومه از تعدادی داستان تودرتوی کوتاه فراهم آمده است. قهرمان داستان، همای، شاهزاده شام است که در سفر برای رسیدن به معشوق خود، همایون، شاهزاده چین، با مسائل و حوادث زیادی روبرو می شود. در این مقاله، شخصیت ها، کارکردها، ساختار و ژرف ساخت های اساطیری داستان را بررسی کرده ایم. براساس ریخت شناسی پراپ، این منظومه از شش شخصیت اصلی و یازده کارکرد تشکیل شده است. این منظومه از برخی جهات دارای الگوی اسطوره ای است، ریشه این الگوها را در اسطوره های ایرانی و سایر ملل جستجو کرده ایم. با توجه به موفقیت قهرمان، ساختار اصلی داستان مبتنی بر آشناسازی یا پاگشایی قهرمانی است.
    کلیدواژگان: همای و همایون، ساختگرایی، پاگشایی، شخصیت، ژرف ساخت، اسطوره
  • اعظم میکده صفحات 321-346
    در واج شناسی خودواحد که اولین بار توسط گلدسمیت به صورت یک حوزه مستقل در واج شناسی زایشی مطرح شد، بازنمایی واجی در لایه های متفاوت صورت می گیرد. در این رویکرد، هر مشخصه یا گروهی از مشخصه ها که در یک زبان، یک نقش واجی ایفا کند، در یک لایه مستقل قرار می گیرد. «مشخصه ها» در واج شناسی خودواحد، استقلال و موجودیت خاص خود را دارند. هدف از نگارش مقاله حاضر، معرفی، تحلیل و توصیف فرآیندهای واجی همخوانی در گویش فریمانی بر مبنای رویکرد واجشناسی خود واحد است. نگارنده درصدد است تا میزان کارایی این رویکرد را در بررسی و توجیه فرآیندهای واجی همخوانی موجود در این گویش محک زند. بدین منظور، فرآیندهای همگونی، حذف، خنثی شدگی، کشش جبرانی، تضعیف و تقویت مورد مطالعه واقع شدند. یافته های این پژوهش حاکی از این است که رویکرد غیرخطی برای تبیین و بازنمایی فرایندهای همگونی، حذف و کشش جبرانی در این گویش از کفایت توضیحی لازم برخوردار است درحالی که تبیین دقیق فرآیندهای تضعیف، تقویت و خنثی شدگی براساس این رویکرد چالش برانگیز است. گویش فریمانی، واج شناسی خودواحد، تضعیف، تقویت، خنثی شدگی.
    کلیدواژگان: گویش فریمانی، واج شناسی خودواحد، تضعیف، تقویت، خنثی شدگی
  • امید وحدانی فر، احمد امیری خراسانی، فاطمه شکیبا صفحات 347-369
    ناصرخسرو (481-394 ه.ق) شاعر و نویسنده توانا، از چهره های درخشان قرن پنجم ادبیات فارسی است. او علم و دانش را در بالاترین درجه قرار داده و والاترین ارزش ها را برای آن در نظر گرفته است. روش علمی ناصرخسرو در کنار سیرت عملی وی، می تواند نمونه و سرمشق کامل برای هر انسانی باشد. یکی از روش های تعلیمی که ناصرخسرو در دیوان خود از آن بهره جسته، آوردن سوالاتی است که به شیوه های گوناگون مطرح نموده است. او خود با انواع علوم زمانه اعم از حکمت، فلسفه، دین و... آشنا بود و از هریک از این علوم برای بیان عقاید خود استفاده کرده است. پرسش های ناصرخسرو در میان قصایدش درج شده است، اما وی پاسخ این پرسش ها را به شیوه های گوناگون بیان کرده است. گاهی برای یافتن پاسخ ها باید به آثار منثور او مراجعه کرد. ناصرخسرو گاهی نیز برای تنبه خاطر مخاطب، از استفهام انکاری استفاده نموده و در برخی موارد نیز بعد از پرسش در قصیده ای، بلافاصله جواب آن را نیز همان جا بیان کرده است. به طور کلی، ناصرخسرو در آثارش از تمام فنون سخن بهره گرفته است تا آنچه را که بدان معتقد بوده بر خاطر مخاطب بنشاند. هدف اصلی این مقاله، طبقه بندی موضوعات مورد پرسش ناصرخسرو، بیان مقصود وی از طرح این سوالات و همچنین مشخص نمودن نحوه پاسخ او به این سوالات است تا از این راه، زوایای فکری شاعر مشخص گردد. بنابراین برای دست یابی به این هدف، دیوان اشعار، زادالمسافرین، سفرنامه، گشایش و رهایش، جامع الحکمتین، وجه دین و خوان الاخوان مورد بررسی قرار گرفت و شواهد لازم (پرسش ها و پاسخ ها) استخراج گردید.
    کلیدواژگان: ناصرخسرو، پرسش و پاسخ، سوال، مخاطب
|
  • Abdullah Alboughbish, Zahra Rezaee Pages 1-24
    As one of the approaches of cultural studies, postcolonial criticism analyzes reflections of colonialism in literary texts. In this kind of cultural criticism, the researcher aims at rereading and deconstructing the colonial discourse, and hence it is tied up with the two issues of ‘the colonizer’ and ‘the colonized’. Since the post-colonial critique is concerned with dualities such as ‘Self’ and ‘The Other’ or ‘the colonizer’ and ‘the colonized’, it is undoubtedly considered as one of the areas of comparative literature studies. From the perspective of this criticism, the writers, in accordance with the procedures and orientation for or against colonialism, portray some of its aspects in a literary text. Relying on post-colonial theories, this study investigates the novel "Days of the Gun" by Habib Khodadadzadeh. It was also concluded that the decolonizing writers often try to take advantage of mechanisms such as nativism, aggrandizing the colonized “I” versus the colonizer “other”, emphasizing the superiority of the ethical codes of the colonized, owning up the colonizer’s assets, inverting the possessor-possessed equation, redefining colonized history from its own perspective, objectifying the concept of “other”, and imposing Eastern cultures on the West. This study also claims that writers can wipe out some of the consequences and negative reflections of colonialism through such texts and play their roles in vitalizing cultural and national traditions.
    Keywords: Comparative literature, Cultural studies, Postcolonial criticism, Western dominant discourse, Eastern deconstructing discourse, Days of the Gun
  • Ahmad Reza Biabani, Yahya Talebian, Mohsen Mohammadi Kordiani Pages 25-48
    Language is a mental system which appears as an instrument or phonetic structure and its main role is communication and transmission of idea among people. Using different language rules and disciplines and making different types of words, people try to communicate with each other in different contexts. Therefore, obviously, language is not separated from people’s life and activities. In fact, language accompanies people from the beginning to the end of their life. The present study is about the use of onomatopoeia in Sepehri’s Hasht Ketab. The results show that Sepehri, uses onomatopoeia abundantly in his poetic language, and it helps the reader to understand his text better. The theoretical basis for this study is the views of the Danish linguist, Otto Jespersen and others referred to in the book A Glossary of Persian Onomatopoeia. These people name as onomatopoeia any word between whose sound and meaning there is a natural relationship.
    Keywords: Onomatopoeia, Sohrab Sepehri, Hasht Ketab, Jespersen
  • Zahra Jamshidi, Fatemeh Modaresi, Rahim Koushesh Pages 49-68
    Woman and her functions are among the most important issues in mythology and epic in a way that Carl Gustav Jung introduces woman-mother as one of his archetypes. Based on the different cultures and societies in which women live, they play different roles in the mythology around the world and in Iran. Women’s functions appeared as goddesses in myths, and as great deeds by great women in epics. The effects of goddesses on women in epics are either direct or indirect. One of the reflections of female functions in epics is their attitude in their lamentations and dirges. This is an analytical-descriptive study to examine the lamentations and dirges of some prominent woman figures in Shahnameh such as Tahmineh, Faranguis, Jarireh, Katayun and her daughters, in order to study their roles such as advice giving, kindness, fertility, fighting with enemies, benevolence, training, etc. These are among the most important functions for mother goddesses and the woman archetype.
    Keywords: Woman archetype, Goddess function, Myth, Epic, Dirge, Lamentation
  • Jamshid Rousta, Sahar Pourmahdizadeh Pages 69-94
    Due to the tactfulness of such kings and queens as Boragh Hajeb, King Roknodin, Esmat-o-Donya …, the continuance of more than 80 years of rule of the Qara-Khitai Dynasty in Kerman (619-704 AH) set the ground for political, economic, and cultural prosperity of this land. Political sovereignty and economic prosperity spread peace and security in Kerman and led to the immigration of many scientists and men of letters to the court of Qara-Khitai dynasty. The results of the present study indicate that the attempts of Qara-Khitai rulers to settle peace, security, and prosperity of the people on the one hand, and their love of Persian language and even the composition of poems in Persian by some of them on the other played an important role in the elevation of Persian language and poetry in their court to the extent that poets such as Emami Heravi, Emad Lor, and Majd Hamgar left their homeland for the Qara-Khitai court.
    Keywords: Kerman, Qara- Khitai dynasty, Persian Poetry, Poets, Panegyrists
  • Behrouz Roumiani, Masoumeh Bakhshiadeh Pages 95-114
    The great prophet of Islam has always been portrayed uniquely and in an elevated manner. There has always been an attempt to express his nobility and mental and moral magnificence with the help of historical-religious narratives. Along with the historical image of the Prophet which deals with his actual life, there are some baseless, untrue, and non-historical materials in literary texts that seem to be more in line with the mystical subject of “Haghighat-e Mohammadiyeh” (Truth of Mohammad)”.
    Haghighat-e Mohammadieh which, in fact, points to the first light, was applied to the Prophet in a specific period. The process formed a series of arguments regarding his character; issues such as the first creature, the medium of God’s grace, the aim of creation, etc. which, in this study, are called the mystical portrays of the Prophet and are contrasted with his historical and real image.
    Keywords: Prophet of Islam, Mohammad's true image, Mohammad's mystical portrait, Haghighat, e Mohammadieh, Islamic mysticism
  • Hamid Reza Soleimanian Pages 115-138
    Internal approaches and methods of profound contemplation towards holy texts and principles of worship are outstanding criteria for mystical thoughts. This, however, does not mean to ignore the outward manifestations of religion and of Sharia orders.
    This claim is analyzable regarding the views and trainings of the mystics in the realms of one of Islamic principles i.e. prayers. In mystical teachings, along with explaining Tarighat, one can observe attending to the external aspects of Sharia as being in line with Islamic thoughts presented in Quran and Sunnah in a way that it entails the fact that such explanations are the interpretation of mentioned resources.
    The present study deals with three important issues: the status of prayers, the consequences and blessing of prayers, and the aftermaths of disregarding prayers. First, Sharia has been thoroughly investigated based on Quranic and Sunnah resources, then, with regard to mystical poetic and prose literature, correspondent mystics’ speeches have been quoted. The adaptability of Islamic instructions with mystical learning has been evaluated and judged afterwards.
    Keywords: Prayers, Mysticism, Sharia, Quran, Sunna
  • Enayatollah Sharifpour, Mohammad Reza Sarfi, Mahdiyeh Mahmoudzadeh Pages 139-160
    Basically, one of the pivots of thought for thinkers, mystics, and philosophers is the recognition of man’s nature. Most religions, especially Islam, emphasize the recognition of this masterpiece of creation to gain knowledge of God. Among the most important subjects recommended for knowing man is to consider the relations, rights, and responsibilities of each man toward others.
    The great thinker of the 5th century AH, Abou Hamed Imam Mohammad Ghazali, in his precious writings has used this subject, because he also believes that man will come to know God through knowing himself. In this study, through examining Ghazali’s three significant works, i.e. Kimiyay-e Sa’adat, Nasihat-ol-Molouk, and Ehya-e Oloum-al-Din, his ideas and theories regarding the rights and relations of human beings have been extracted and analyzed. With regard to his careful and scientific insight, it is advisable to practice his ideas as ethical models for social human behavior.
    Keywords: Human rights, Imam Mohammad Ghazali, Kimiyay-e Saadat, Nasihat-ol-Molouk, Ehya-e Oloum-al-Din
  • Ali Safaee, Elham Kargar Pages 161-182
    Constructivist sociology is one of the contemporary literary criticism approaches that focus on the reflection of the social structures in the literary works. According to constructivist Louis Althusser, the process of maintaining power in pre-modern era was applied by suppressive apparatuses; and in the modern era it is fulfilled through ideological apparatus as education (especially at schools). This study examines the performance of ideological apparatus of school in “The Smile of Pomegranate", a story by Houshang Moradi Kermani which portrays the two discourses of traditional and modern educational system. Belief in the desirability of violent attitude as an efficient means of education appears as an ideology in the traditional discourse of education in this story, and the suppressive method transforms into a modern ideological method in its modern layers. By examining the type and the function of elements related to these traditional and modern discourses, in the Althusserian view, the process is identified as the changing process of maintaining power in pre-modern and modern periods.
    Keywords: Constructivist sociology, Althusser, Ideology, Houshang Moradi Kermani, The Smile of Pomegranate
  • Asgar Salahi, Ebrahim Ranjbar, Neda Nabizadeh Pages 183-204
    As a subset of continuity, the scene is taken into consideration in evaluation of narrative time of a work. The main point regarding scene is how the playwright puts an end to mediation of narrative tools while reporting his story, so that the events of story take place in front of the audience’s eyes in such a way that, the audience feels no barriers between himself and the events, and finds himself involved in and as the direct observer of the events. Since the story “Gila-Mard” is always introduced as a dramatic work, the present study tries to consider dramatic factors of this story. Most theorists regard direct reports of “dialog” as the only dramatic tool of the story; thus, this study illustrates how Bozorg Alavi was able to create such a dramatic story through a comprehensive description of the story and attending the details, offering animated descriptions of nature, employing progressive verb tenses in descriptions, and blurring the existence of narrator within the story. To do this, dramatic factors of a story were explained and considered within the story “Gila-Mard”.
    Keywords: Narratology, Tense, Scene, Gila-Mard
  • Seyed Ali Ghasemzadeh, Ali Gholi Nami Pages 205-230
    When the heroic and mythical parts of Šāhnāma are compared with some historical facts and eternal events, there emerges an exact and accurate correspondence. One of the subjects that has been neglected in the studies related to Šāhnāma is the examination of the correspondence between heavenly and eternal events described in book of Bundheš and the events of heroic essence; the impact of those mythical motifs on Ferdowsi and its reflection in metaphorical language of Šāhnāma have been disregarded as well. The present study establishes that the correspondence is a grand metaphor by itself which looks at the dialectic context for the emergence of metaphor. For this aim, Derrida’s dialectic theory was employed to reexamine the concept of metaphor in Šāhnāma. The results show that along with rhetorical and emotive metaphors, there are others emerging from mythological origins and representing ideas reflected in Bundheš, all of which could be remembered as referential and cultural metaphors.
    Keywords: Language, Metaphor, Dialectical context, Sahnama, Derrida
  • Kolsoom Ghorbani Jouybari Pages 231-252
    According to the school of trans-historicism any system of thought likely to be compared with others, provided that they are formed around the same axis. Accordingly, this study shows that, since the central thought is that of transience, and despite the differences between Buddhism and Khayyam’s system of thought, it is likely that one can investigate his system of thought within the framework of “the noble truth” in Buddhism. Transience is the first noble truth and the truth of suffering. However, this idea is not inherently paradoxical or negative for Buddha or Khayyam; however, the suffering reveals itself when man is caught in the cycle of becoming and transience. This is the second noble truth. In both systems of thought, suffering deals with a paradox between the love of life and survival in the world and its transience. The basic solution in both systems of thought is living in the moment with perfect awareness. This is the third and fourth noble truth, though with some differences.
    Keywords: Khayyam, Buddhism, Four noble truths, Becoming, Seize the time
  • Yahya Kardgar Pages 253-272
    The poetical aspect of any poem has an inseparable bond with imaginative elements, and a major part of poetic delicacy is dependent on the way these elements are used. Therefore, evolution and alteration of these elements in the scope of Persian poetry, which has experienced several different styles, are inescapable. Discussion of the state and philosophy of these evolutions in poetic styles and the attitude of oratory researches toward these changes have been neglected in literary studies. This study attempts to, comparatively, examine the evolution of imaginative elements of Persian poetry in four poems from different styles and to introduce forms of the evolution. The results indicate that the imaginative elements of Persian poetry have not followed a single direction having been influenced by factors such as conditions of the age, poetic styles, literary theories, poetic genius, interaction of speech and written forms, and finally, tendency toward deviating from the norms. The departure point begins from Iraqi school and culminates in the poetry of Safavid era and Nimaee poetry. Throughout this process, Persian poetry has created original imaginative elements which are beyond interpretation in words.
    Keywords: Persian oration, Rhetoric, Criticism of rhetoric, Persian poetry styles, Rhetorical evolutions
  • Mohammad Hossein Mohammadi, Mehdi Reza Kamal Baniani Pages 273-296
    “Figures of speech” is one of the most common expressions in literary criticism and it is among those expressions most frequently defined. Exploring poetic figures of speech is one of the ways to distinguish the similarities and differences of literary works. Examining from this viewpoint eventually highlights the style, the artistic value, the power, innovation and the use of past heritage. Through their subtlety, Bidel and other poets of the Hindi school looked closely at their surrounding elements and phenomena, and sought for novel meanings just to leave numerous innovations in all kinds of figures of speech. These innovations have innate properties so that Nima has used them in his innovations as well. This study firstly defines figure of speech, examines the four figures of metaphor, simile, irony, and imagery, studies them in the poetry of the above mentioned poets, and finally compares the two styles in the form of diagrams.
    Keywords: Bidel, Nima Youshij, Figures of speech, Similarities, differences
  • Vazir Mozafari, Seyed Asad Sheikh Ahmadi, Teimour Malmir Pages 297-320
    “Homay-o-Humayun” by Khajou Kermani is an 8th century AH collection of stories relating the demanding journey undertaken by Homay, the Syrian prince, to reach his beloved, Homayoun, the Chinese princes. Based on the model of Vladimir Prop, this study intends to find the characters of the story and their functions and also to investigate the mythological sub-structures within the structure of the story. Previous studies solely regard the narrative aspect of the story and do not deal with the mythological aspect. The structure of the poem consists of six characters and eleven functions. The story ends with the success of the hero. This story, in some ways, has a mythical structure which has been extracted using mythological sources. One can look for the origin of some of these patterns in Iranian myths, and some others can be traced back in the mythology of other nations. The basic structure of the story takes form on defamiliarization.
    Keywords: Homay-o-Homayoun, Structuralism, Debuting, Dutifulness, Character, Sub-structure, Myth
  • Azam Meykadeh Pages 321-346
    In Autosegmental phonology introduced by Goldsmith as an independent field of generative phonology, phonological representations are made up of different layers. In this approach, each feature or group of features that make a phonological contribution in a language is situated on independent tiers. In Autosegmental phonology, features are independent and have their own existence. The purpose of the present study is to introduce, analyze and describe the phonological processes of consonants in Farimani dialect on the basis of autosegmental phonology approach. The author seeks to assess the effectiveness of this approach on the analysis and justification of phonological processes of consonants in this dialect. Hence, the phonological processes of assimilation, elition, neutralization, compensatory lengthening, lenition, and fortition were studied. The findings indicate that a detailed explanation of the process of lenition, fortition and neutralization is challenging on the basis of nonlinear approach.
    Keywords: Farimani dialect, Autosegmental phonology, Lenition, Fortition, Neutralization
  • Omid Vahdanifar, Ahmad Amiri Khorasani, Fatemeh Shakiba Pages 347-369
    Nasser Khosrow (394-481 AH), the authoritative poet-author, is one of the outstanding figures of the 5th century AH. He considered science and knowledge as the highest levels, and valued them greatly. His scientific approach accompanied by his pragmatism can be a perfect model for any human being. One of the instructional methods used by Nasser Khosrow is inquiring or asking questions through different methods. He had the knowledge of various sciences of his age such as philosophy, religion, etc. and he used each of these sciences for expressing his ideas. His questions are posed among his odes, but the answers to these questions are presented through different methods. Sometimes, one should look for the answers to these questions in his prose works. At times, he uses rhetorical questions as an alert for the audience, at other times he may ask a question in his ode and provide the answer somewhere in the same ode. On the whole, Nasser Khosrow uses all rhetorical methods in his works to impress his audience. This study classifies these questions based on their content, investigates his purposes, and determines the methods of answering the questions in order to illustrate his way of thinking. Examples have been extracted from some of his works including his Divan, Zaad-ol-Mosaferin, Safarnameh (Travelog), Goshyesh va Rahayesh, Jaame-ol-Hekmatein, Vajh-e Din, and Khan-ol-Ekhvan.
    Keywords: Nasser Khosrow, Inquiry, Reply, Question, Addressee