فهرست مطالب

  • پیاپی 29 (پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/26
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمدرضا شاهپروری *، سید جلال الدین بصام صفحات 5-22
    فرش از جمله هنرهای ایرانی است که در تعاملی بی واسطه با طراحان و بافندگان شکل می گیرد و از این رو به پرده ای تصویری برای ابراز عقاید و افکار آنان بدل می شود. این ابراز عقاید سراسر از ذهن هنرمند متاثر از فرهنگ، رسوم و آموزه های دینی حاکم بر جامعه نشئت می گیرد و در قالب آرایه ها و طرح های گوناگون خلق و بر تارک فرش نقش می بندد. بدین سبب موضوعات گوناگونی با بیانی نمادین در فرش جای گرفته است که هر یک بر مفاهیم فرهنگی و آیینی دلالت دارد. در این میان اعداد از موضوعاتی است که ریشه ای ژرف در فرهنگ این مرز و بوم دارد و به دو قسم کمی و کیفی تقسیم می شده است. سویه کیفی یا به عبارت دیگر بعد نمادین و معنادار اعداد از دیرباز مورد توجه بوده است و کاربرد اعدادگونه در هنرهای این سرزمین را می توان نشانه ای از جایگاه والای سویه نمادین اعداد طی ادوار گوناگون به شمار آورد.

    این مقاله با رویکرد بررسی جایگاه و کاربرد نمادین اعداد در فرش به روش توصیفی تحلیل محتوا و شیوه جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای انجام گرفته است. نتایج حاصل از بررسی های انجام شده نشان می دهد که اعدادی همانند یک، سه، چهار، پنج، شش، هفت و هشت در آرایه ها و طرح های گوناگون فرش با بیانی نمادین قابل مشاهده است. این کاربرد اغلب به گونه ای است که سامان بندی نگاره ها و طرح ها بر پایه مفاهیم نمادین اعداد شکل گرفته و با معنای نمادین اعداد مذکور صادق است. افزون بر این مشاهده می شود که برخی از نقوش یا طرح های فرش بر مبنای قالب عددی شان نام گذاری شده اند، بدین ترتیب این امر باعث تشدید جایگاه اعداد در فرش و موجب انتقال مفاهیم نمادین این اعداد می شود که به شکل عمدی یا غیرعمدی خلق و در فرش به کار گرفته شده است. این نقوش توسط هنرمندان طراح یا بافنده به کار گرفته شده که آموزه های آیینی و فرهنگی جامعه بر آنان تاثیر گذارده و این عامل سبب خلق نقوشی بر پایه این الهام شده است.
    کلیدواژگان: اعداد، نماد، فرش ایران، طرح، نقش
  • عبدالله میرزایی*، محمدتقی پیربابایی، اعظم راودراد، محمد عباس زاده، علی وندشعاری صفحات 24-39
    هدف این مقاله تبیین جامعه شناختی نظام طراحی قالی معاصر ایران به منظور شناخت دلایل تداوم و تغییر در مکاتب طراحی قالی است. به این منظور، نخست با انتخاب و مقایسه 20 نمونه از قالی های بافته شده در 10 سال اخیر در دو شهر اصفهان و تبریز با همان تعداد از قالی های 40 تا 60 سال قبل این دو شهر، تغییرات احتمالی به وجود آمده در طرح، نقش و رنگ این قالی ها مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان دادند انحراف از مبانی طراحی سنتی در قالی های معاصر تبریز مشهود و از سرعت بیشتری برخوردار است. در مقابل، تغییر این مبانی در قالی های اصفهان در چهارچوب اصول و قواعد طراحی سنتی بوده است و روند طبیعی خود را دنبال می کند. در ادامه، با استفاده از نظریه ساخت یابی آنتونی گیدنز، دلایل تداوم و تغییر در مولفه های هویتی قالی های این دو شهر بررسی شد. یافته های پژوهشی نشان دادند، هر گونه تغییر در قواعد و منابع انجام کنش در هر یک از مکاتب طراحی قالی ایران، تغییر در کلیت آن نظام را در پی خواهد داشت. از این رو، ثبات قواعد و منابع کنش در اصفهان باعث تداوم مکتب طراحی کلاسیک ایران در این شهر و سیالیت قواعد و منابع در تبریز باعث تغییرات متوالی در مکتب طراحی قالی این شهر شده است. این پژوهش از نظر راهبرد از نوع کیفی و به لحاظ هدف کاربردی است که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و داده های حاصل از مطالعات میدانی نگارندگان به انجام رسیده است.
    کلیدواژگان: ساخت یابی، نظام طراحی قالی ایران، تحلیل جامعه شناختی، قواعد و منابع، اصفهان، تبریز
  • مریم سلطانی گوکی *، مهدی کشاورز افشار صفحات 40-58
    عناصر و موتیف های فرانسوی سال ها پیش از طریق گچبری در بناها و ساختمان ها وارد هنر ایران شدند. از طرفی هم ورود کارت پستال ها، جعبه های شکلات و...، که حاوی نقوش و عناصر فرنگی بودند، در نقوش فرش نیز تاثیر گذاشتند. اما در دوره گوبلن کرمان، با تقاضای آمریکا مبنی بر استفاده از نقوش گلفرنگ و گوبلن فرانسه، ساختار و عناصر فرش کرمان تحت تاثیر فرش های آبوسن و ساوونری قرار گرفت. در این مقاله سعی شده است با مطالعه بر روی این دو گونه فرش نحوه ارتباط نقوش فرش فرانسه و دوره گوبلن کرمان بیان شود و با مقایسه طرح ها و نقوش، شباهت ها و تفاوت ها مشخص شود که تا چه حد فرش کرمان از فرش فرانسه تاثیر گرفته است؟ آیا طراحان به کپی برداری از طرح ها می پرداختند؟ یا این که طرح ها را تلفیق می کردند؟ بنابراین برای یافتن نتیجه ای دقیق 65 نمونه نقشه فرش از دوره گوبلن کرمان با روش میدانی جمع آوری شد. همچنین 70نمونه از فرش های فرانسه با روش کتابخانه ای عکاسی شد. با تطبیق این نقشه ها و با روش توصیفی، تحلیلی و مقایسه ای به بیان وجوه اشتراک و افتراق آن ها پرداخته و مشخص شد که هیچ گونه کپی برداری صورت نگرفته است و در دوره گوبلن، طراحان فرش کرمان از نقوش فرش فرانسه تاثیر گرفته اند. در برخی موارد اقتباس نیز در فرش ها صورت گرفته است، که خود به ابداع طرح هایی جدید منجر شد. با توجه به شبیه بودن ترکیب و ساختار دو گونه فرش، رنگ های مورد استفاده در فرش های کرمان، برخلاف اغلب فرش های فرانسه، روشن و مات است و همچنین علی رغم این که اساس طراحی فرش فرانسه که از شرق گرفته شده است، تناسبات در آن ها نسبت به فرش کرمان بسیار کمتر رعایت شده است.
    کلیدواژگان: مطالعه تطبیقی، فرش فرانسه، فرش کرمان، گوبلن، آبوسن، ساوونری
  • اکرم بخشی، علی وندشعاری* صفحات 59-78
    کردهای نواحی خراسان معروف به «کرمانج»در بخش شمالی این منطقه زندگی می کنند که در دوره سلطنت صفویان برای جلوگیری از تاخت و تاز بیگانگان از سرزمینشان در ترکیه، سوریه و قفقاز در نواحی آذربایجان غربی، که به هم رسیده بودند، به خراسان منتقل و در شمال این استان پهناور اسکان داده شدند. با جابه جایی های صورت پذیرفته در اسکان کردها از غرب ایران و قفقاز به شمال خراسان و به دلیل مجاورت آن ها با تراکمه و بلوچ از سنت های متداول در قالیبافی این اقوام نیز به حکم همجواری برداشت هایی کرده اند. هدف مقاله بررسی ساختار طرح و نقش و تنوع قالی های اصیل کردی منطقه خراسان است. این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و با رویکرد کیفی به بررسی عناصر تشکیل دهنده طرح و نقش قالی های کردی خراسان شامل (ترنج، لچک، نقش مایه های متن و حاشیه) در هر دو ناحیه کردنشین (خراسان رضوی و شمالی) پرداخته است. جامعه آماری در این تحقیق متمرکز بر دو منطقه خراسان (رضوی و شمالی) با توجه به تجمع اصلی کردهاست. نحوه انتخاب نمونه ها به شیوه هدفمند (غیرتصادفی) و بر اساس فراوانی در منطقه بوده است. بدین منظور 4 شهرستان با 13 روستا در خراسان رضوی و 6 شهرستان با 21 روستا در خراسان شمالی بررسی شدند. روش جمع آوری اطلاعات در پیشینه و سوابق تاریخی این قوم به شیوه کتابخانه ای و شناسایی نمونه قالی ها به شیوه میدانی توسط نگارندگان به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان می دهد طرح و نقش قالی های کرد خراسان تنوع زیاد و ساختار مشابهی در طرح و نقش دارد. نقش مایه های به کار رفته در قالی هایشان برگرفته از طبیعت پیرامون زندگی مانند اشیاء متداول روزمره، جانوران، گیاهان و برخی نقوش کاملا انتزاعی انسانی است. مطالعات نشان می دهد که برخی از طرح ها و نقوش به کار رفته در قالی های کردی خراسان از جمله تولیدات اصیل و منحصر به فرد خاص این منطقه نیز محسوب می شود که نقش های به کار رفته در این قالی ها از نوع هندسی و ذهنی با الگوپذیری از عوامل پیرامونی چون طبیعت، باورها و اعتقادات است و در برخی موارد نیز نقش مایه های رایج در بین کردهای شمال غرب نیز با تغییراتی همراه بوده است.
    کلیدواژگان: قالی، طرح و نقش، کرد، خراسان
  • سیدعلی مجابی*، زهرا فنایی صفحات 79-95
    شناسایی و طبقه بندی نقش مایه های قالی ایران یکی از مهم ترین شیوه ها برای حفظ، حراست و احیاء آن است. این موضوع به ویژه در خصوص قالی هایی که ذهنی بافت و بدون نقشه هستند از اهمیت بیشتری برخوردار است. یکی از انواع قالی های ذهنی بافت منطقه مرکزی ایران، قالی ذهنی بافت مزلقان است که در این مقاله طرح ها و نقش مایه های یکصد سال اخیر آن شناسایی و طبقه بندی می شود. جهت حصول به این مهم از دو شیوه میدانی و اسنادی بر اساس منابع تاریخی و تصویری موجود در راستای تبیین سیر تغییرات حاصل شده در طرح و نقش قالی ذهنی بافت مزلقان استفاده می شود. استخراج اطلاعات علاوه بر مطالعات اسنادی که با رجوع به منابع مکتوب و غیرمکتوب صورت پذیرفت، با مراجعه به روستای مزلقان و یافتن فرش های قدیمی و تهیه تصویر از آن ها و مصاحبه با بزرگان و صاحبان تجربه در شهرستان های ساوه و بازار تهران صورت پذیرفت و در نهایت با تطبیق داده ها و تصاویر، سیر تغییرات طرح و نقش قالی ذهنی بافت مزلقان معین شد. سپس با توجه به نتایج به دست آمده سعی شد تا طرح ها و نقوش این قالی ذهنی بافت طبقه بندی و دسته بندی شود. بر اساس این تحقیق طرح و نقش قالی مزلقان را که در قالبی مشخص و یکنواخت به صورت طرح لچک ترنج یک چهارم تولید می شود می توان بر مبنای سه دیدگاه تصویر و قالب نقش مایه ها، ماهیت بصری و ظاهری نقش مایه ها و کاربرد نقش مایه ها در متن یا حاشیه در دو گروه نقش مایه های دارای گیاهان و نباتات و فرم ها و قالب ها طبقه بندی کرد که هر کدام به زیرمجموعه های دیگری تقسیم می شوند. حاشیه ها نیز در قالی مزلقان به چهار نوع دوست کامی و هراتی نوع اول تا سوم تقسیم می شوند.
    کلیدواژگان: طرح و نقش، قالی ایران، ذهنی باف، مزلقان
  • الهام احمدی فرد *، اسماعیل کرمی دهکردی صفحات 96-110
    نقشه و آرایه از ارکان اساسی تولید فرش هستند و فاکتورهای مهم و تعیین کننده ای برای محاسبه ارزش مادی و غیرمادی یک فرش به حساب می آیند. تامین و استفاده از نقشه های نوآورانه و تقاضامحور از جمله مسائل مهمی است که بافندگان فرش با آن روبه رو هستند و در تولید، بهره وری و درآمد آن ها تاثیرگذار است. هدف این مطالعه شناخت منابع و شیوه های تامین نقشه فرش ابریشمی برای بافندگان روستایی است. داده ها با استفاده از یک روش شناسی مطالعه موردی از طریق فنون گروه های متمرکز، مصاحبه های نیمه ساختاریافته، نمودارکشی مشارکتی، اسناد و مشاهده گردآوری شدند. مطالعه با 90 خانوار روستایی بافنده فرش ابریشم در 23 روستای شهرستان زنجان و کنشگران بازار در شهرهای زنجان، قم و کاشان انجام شد. بافندگان روستایی به دو شیوهه تولید خویش فرمایی و کارفرمایی به تولید فرش و دریافت نقشه می پرداختند. در شیوه خویش فرمایی بافندگان روستایی با دو حلقه واسط شامل واسطه محلی و واسطه شهری به نقشه دسترسی پیدا می کردند. دسترسی به نقشه در این روش عمدتا غیرمستقیم بود و با مراجعه بافندگان به دلال محلی صورت می گرفت و دلال محلی نیز به مراکز خرید و فروش فرش ابریشمی در شهر زنجان مراجعه می نمود. در دسترسی به نقشه به شیوه کارفرمایی، بافندگان روستایی با سه حلقه واسط شامل واسطه محلی، واسطه شهری و کارفرمایان مواجه بودند. بیشترین مراجعه بافندگان متعلق به مراجعه مستقیم بدون واسطه، به کارفرمایان غیرطراح است. در هر یک از روش های نقشه، اتحادیه فرش روستایی به جای ایفای نقش به عنوان یک تشکل حمایت کننده از بافندگان روستایی، بیشتر به صورت یک واسطه عمل می کند و منافع بافندگان کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: فرش دستباف ابریشمی، نقشه، شیوه تولید، بافنده روستایی، زنجان
|
  • Mohammadreza Shahparvari*, Dr Jalaledin Bassam Pages 5-22
    Carpet is one of the Iranian arts that is shaped in direct interaction with designers and weavers and therefore is a visual expression of their beliefs and ideas. This statement of beliefs, originates from the artist’s mentality influenced by culture, customs and religious teachings of society which is then traced on the vertexes of the carpet in different arrays and in the form of various designs. For this reason, various issues have been incorporated in carpet with a symbolic expression and each imply a cultural and religious concept. In the mist of this, numbers have a deep root in the culture of this country and was divided into two types: quantitative and qualitative. Qualitative aspect, or in other words, the symbolic and meaningful dimension of numbers has long been in consideration and the application of numbers in the arts of this country can be considered as a sign of the grand position of the symbolic aspect of numbers in different eras.
    This article reviews the place and symbolic use of numbers in carpet with analytical method and library data collection. The results show that the numbers one, three, four, five, six, seven and eight have been symbolically used in different carpet designs. This application implies that the organization of images and designs has been based on the symbolic meanings of these numbers. Furthermore, it can be been seen that some carpet patterns and designs have been named based on their numerical format, thus strengthening the role of numbers in carpet and conveying the symbolic meaning they possess. These patterns, which are influenced by the cultural and religious teachings of the society, have been employed by designers and weavers and have been the source of inspiration for their designs.
    Keywords: Numbers, Symbol, Iranian Carpet, Design, Pattern
  • Abdollah Mirzaee*, Dr Mohammadtaghi Pirbabaei, Dr Azam Ravadrad, Dr Mohammad Abbaszadeh, Dr Ali Vandshoari Pages 24-39
    The purpose of this article is sociological explanation of Iran's contemporary carpet designing system to recognizing of the evolution or the stability in its carpet designing schools. For this aim, first we selected and compared 20 sample carpets among the woven carpets of Tabriz and Esfahan in the past 10 years with the same number of Tabriz and Esfahan carpets that are woven at 40 to 60 years ago. With these compare probabilistic caused changes in design, pattern and color of this carpets had shown. The results show that deflection from traditional designing bases in Tabriz contemporary carpets is visible and fast. Versus changing of these bases in Esfahan carpets is according to rules and course frame of Iranian traditional design and is continuing its natural proses.
    This article is theoretically related to the field of sociology and emphasizes on Anthony Giddens's structuration theory. In Accordance with structuration theory, had studied reasons of the evolution or the stability in identical component of Esfahan and Tabriz carpets. The findings of the study indicate that, any change in the rules and resources of proceeding at each of the schools of Iranian carpet design, will caused changes in its entirety system. Therefore stability of the rules and resources of action in Esfahan causes the persistence of Iranian classical design school in this city, inverse the fluidity of the rules and resources in Tabriz causes consecutive changes in School of Tabriz carpet designing.
    A descriptive analytic approach and field study-library based data collection were the research methods used in the present study.
    Keywords: Structuration theory, Iranian carpet designing system, Sociological explanation, rules, resources, Esfahan, Tabriz
  • Maryam Soltani*, Dr Mehdi Keshavarz Afshar Pages 40-58
    The French elements and motifs have been entered to Iran art through building moldings. Meanwhile, importing postcards and chocolate boxes having European stencils ,have had important role at stencils of carpet .At the period of Gublan in Kerman province ,by the request of America for using French Golfrang and Gublan,the structure and elements of Kerman carpet was influenced by Aubusson and Savonery carpets.
    In this article , by study these two types of carpet, we try to show the relationship between French carpet stencils and the Gublan period carpet in Kerman and by comparing the resemblances and differences to show: How much the Kerman carpet has been influenced by the French carpet, whether the designers copied the designs or incorporated them.
    To achieve a precise and accurate result,56 samples of Gublan Period carpet in Kerman were collected by field study .Also 70 samples of French carpets were photographed by library method .By comparing these designs through descriptive, analytical and comparative methods ,their different and common aspects were surveyed and specified that no copy has been done and at the Gublan period ,the Kerman designers have been influenced by French carpet design. In some cases adaptations used ,have resulted to innovation of new designs.
    With regard to the similarities between the composition and structure of these two types of carpet, in spite of French carpet ,the colour used in Kerman carpets are bright and opaque.
    Though the basis of French carpet design has been originated from the East ,but in comparison to Kerman carpet, less porportions have been observed.
    Keywords: Comparative Study, Frenche Carpet, Kerman Carpet, Gublan, Aubusson, Savonary
  • Dr Seyed Ali Majabi*, Dr Zahra Fanaie Pages 79-95
    The present article is a kind of field and historical research accomplished based on available historical and imagery sources aiming at clarifying the changes that have been taken place in patterns and designs of mentally-woven mazlagan carpet and its patterns and motifs categorization in recent century. In addition to the historical investigation based on written and unwritten sources, a field study was also conducted in Mazlagan village, to find out old carpets, take their picture and interview with the old and famous people in Saveh and Tehran market and finally by comparing the information and pictures, the changes in patterns and designs of mentally-woven Mazlagan carpet were determined. Then, based on the obtained results, an attempt has been made to categorize and classify patterns and designs of this mentally-woven carpet. The results indicated that the patterns and designs of Mazlagan carpet can be classified with regard to two perspectivess which are forms and motif models; visual and physical nature of motifs as well as application of these motifs in the body or in the borders into four categories of plants and forms or models. The plant category can be divided into single flowers, leaf, leaf and flower band, three leaf flowers and incoming flowers and the last category to three subcategories of multi-angles including three, four, five, six and ehight angles and forms consisting of panes and arrows ,toothed and elbows. Borders in Mazlagan carpet can be divided into four types of two dostkomi and first until third type Harati.
    Keywords: Pattern, design, Carpet, Mazlagan, Mentally-Woven
  • Elham Ahmadifard*, Dr Esmail Karamidehkordi Pages 96-110
    Carpet design and decoration are the fundamental elements for producing carpet and they are important factors determining material and artistic values of a carpet. The access and use of innovative and demand driven designs are the crucial issues that carpet weavers face with, affecting their production, productivity and income. The purpose of this paper is to explore the supply sources and methods of access to silk carpet designs by rural weavers. The data were collected using a case study methodology through focus groups, semi-structured interviews, participatory mapping, document analysis and observation. The study was conducted with 90 rural silk carpet weaving households in 23 villages of the Zanjan Township and market actors in the cities of Zanjan, Qom and Kashan. Rural weavers produced carpet and received designs through two production approaches: a) self-employed production and b) contractual employed production for external entrepreneurs or dealers. In the self-employed approach, rural weavers got accessed to designs through two mediating chains including local and urban dealers. Access to designs in this approach was mostly indirect, in that rural weavers demanded and received designs from local dealers who in turn received the designs through the silk carpet market in the Zanjan City. In the contractual employed approach, rural weavers accessed their required designs through three mediating chains, comprising local dealers, urban dealers and urban entrepreneurs. The most frequent contact of rural weavers was related to their direct visit to their entrepreneurs or employers who were not carpet designers. In both production approaches, the provincial rural carpet :union: acted as a dealer rather than a community based organization supporting rural weavers, so it did not reflect the weavers’ interest.
    Keywords: Silk Hand-woven carpet, carpet design, production approach, rural weaver, Zanjan