فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 1 (پیاپی 14، بهار و تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/05/22
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سوسن باستانی، سمانه ملکی پور* صفحات 1-26
    مطالعه علمی و مداوم موضوع شادمانی می تواند توجه اهل اندیشه را به میزان شادمانی و عوامل مرتبط با آن جلب کرده و به مدیران و برنامه ریزان اجتماعی و فرهنگی در انتخاب سیاست های مناسب کمک کند. هدف از این پژوهش پرداختن به تاثیر فضای شهری (کالبدی و غیر کالبدی) بر احساس شادمانی ساکنان شهر است. بعد غیر کالبدی شامل محیط اجتماعی و محیط فرهنگی است. فرض بر این است که فضای شهری از طریق ارضای نیازها بر احساس شادمانی شهروندان موثر است. پژوهش حاضر با روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. نمونه پژوهش شامل 270 نفر از ساکنان 18 سال به بالای 9 محله واقع در مناطق 3، 12 و 17 تهران است. بر اساس نتایج پژوهش، احساس شادمانی افراد در حد «متوسط» است. متغیرهای اثرگذار بر احساس شادمانی به ترتیب ارضای نیاز به امنیت، ارضای نیاز به احساس تعلق و ارضای نیاز فیزیولوژیکی است. متغیر ارضای نیاز به امنیت، بیشترین تاثیر را بر میزان احساس شادمانی دارد. متغیرهای مستقل پژوهش حدود 45 درصد از واریانس متغیر احساس شادمانی را تبیین می کنند. بعد غیر کالبدی فضای شهری که شامل محیط اجتماعی (میزان و نوع روابط اجتماعی) و محیط فرهنگی (اجرای برنامه ها و مراسم) می شود و بعد کالبدی به طور غیر مستقیم بر احساس شادمانی اثرگذار است. همچنین نتایج نشان می دهد میزان احساس شادمانی ساکنان منطقه 12 با داشتن فضای شهری غنی تر از حیث بعد کالبدی و به ویژه بعد غیر کالبدی، بیش از مناطق 3 و 17 تهران است.
    کلیدواژگان: ارضای نیاز، شادمانی، فضای شهری
  • تقی آزاد ارمکی، علیرضا صادقی* صفحات 27-56
    از دهه هفتاد با عقب نشینی فزاینده دولت از تامین معاش توده ها، تهیدستان مجبور بوده اند مایحتاج ضروری زندگی شان را در بازار رها شده خریداری کنند. این مقاله با تمرکز بر سال های ریاضت اقتصادی در اوایل دهه نود خورشیدی می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که تهیدستان در واکنش به تهاجم گسترده بازار به کدام سیاست یا استراتژی معیشتی متوسل شده اند؟ تحقیق بر پایه نظریه «پیشروی آرام» و به روش کیفی (مردم نگاری) انجام شده است. کانون اصلی مطالعه شهرهای سلطان آباد و اکبر آباد و مناطق مجاور آن در حاشیه پایتخت است. داستان زندگی تهیدستان در سال های اخیر نشان می دهد گروه های حاشیه ای شده برای ادامه بقا به بازاری منعطف تر و دوستانه تر پناه برده اند. خودمانی سازی بازار یا همان ترتیبات غیر رسمی خرید نسیه شیوه ای خاص از تامین کالاهای مصرفی در بازار است که با موقعیت مادی ناامن و شکننده گروه های فاقد امتیاز شهری سازگاری بیشتری دارد. با وجود این، با شدت گرفتن دست درازی بازار به زندگی تهیدستان مجموعه ای از کشمکش ها و مقاومت های روزمره در مناسبات بازار خودمانی بروز کرد. تصاحب آرام اموال و دارایی دکان ها و فروشگاه ها اقدام عملگرایانه تهیدستان برای رهایی از تنگناهای معیشتی بود.
    کلیدواژگان: بازار غیر رسمی، تصاحب آرام، تعدیل ساختاری، تهیدستان، زندگی روزمره، شورش، خرید نسیه، معیشت
  • صلاح الدین قادری *، محمد فاضلی، سلیمان پاک سرشت صفحات 57-88
    بسیاری از کشورهای دنیا در دهه های اخیر به سمت راهبردهای توسعه محله ای در مدیریت شهری روی آورده اند. کشور انگلستان از جمله کشورهایی است که فعالیت های گسترده ای در این حوزه داشته است. در ایران نیز در دهه های اخیر تجارب مختلفی پا گرفته است، تجربه مدیریت محله در شهر تهران یکی از این تجارب است. هدف مقاله حاضر مقایسه تجارب ایران در حوزه مدیریت محله در شهر تهران و تجربه مدیریت محله در انگلستان است تا از این طریق چالش های این تجربه شناسایی و شاخص هایی برای ارتقا و پایداری آن بیان شود. روش مطالعه مقاله از نوع توصیفی-تحلیلی است که با استفاده از روش مطالعه اسنادی و کیفی و داده های کمی (براساس جامعه آماری مراجعه کنندگان به سرای محله و حجم نمونه 3000 نفر) به تحلیل وضعیت مدیریت محله پرداخته است. یافته های مقاله نشان می دهد تفاوت های بارزی میان مدیریت محله در انگلستان و تجربه آن در شهر تهران وجود دارد. بارزترین تفاوت ها مربوط به تفاوت های حوزه برداشت و هدف از مدیریت محله است. در انگلستان مدیریت محله معطوف به ادغام اجتماعی و توانمندسازی محلات محروم است. در زمینه جلب همکاری ساکنان و حمایت از مشارکت آنان، در کشور انگلستان مردم محلی در فرایند تصمیم گیری مشارکتی در بیان خدمات، برنامه ها و فعالیت های ارائه دهندگان خدمات درگیرند، در حالی که در شهر تهران مشارکت به مفهوم شرکت در کلاس ها و برنامه هایی است که از سوی شهرداری به مدیریت محله ابلاغ می شود.
    کلیدواژگان: توسعه محله ای، سیاست های محلی، محله گرایی، مدیرت محله، مدیریت محلی
  • عبدالحمید پاپ زن، حسین آگهی، مهنا شاهمرادی* صفحات 89-112
    توسعه ورزش و تربیت بدنی به سبب تاثیر مثبت بر تامین سلامت جسمی و روحی، گذران سالم اوقات فراغت و آثار شگرف آن در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، می تواند به عنوان یکی از اصلی ترین ابزارهای توجه به انسان به عنوان محور توسعه پایدار قلمداد شود. هدف این پژوهش، ارزیابی مولفه های اصلی ورزش های بومی و محلی به منظور بهره برداری در توسعه پایدار روستایی است. در این مطالعه با رویکرد کیفی و از لحاظ پارادایم با رهیافت طبیعت گرایانه، بازی ها و ورزش های بومی و محلی شهرستان کرمانشاه به عنوان مستندات تحقیق تحلیل شده است. جمع آوری داده های مورد نیاز از طریق برگزاری مصاحبه های عمیق و نیمه ساختارمند، مصاحبه های انفرادی و تشکیل گروه های متمرکز، مشاهده مستقیم و روش های تکمیلی مانند تهیه عکس و فیلم صورت گرفت. بر اساس یافته های پژوهش، بازی های بومی و محلی شهرستان کرمانشاه در ابعاد مختلف، مجموعه جالب توجهی از فعالیت ها را در خود جای داده اند، به نحوی که برنامه ریزی در جهت احیا و ترویج این بازی ها می توانند پاسخگوی طیف وسیعی از اهداف توسعه روستایی باشد، چرا که عجین کردنفعالیت هایورزشی- تفریحیبه ویژه بازی های بومی و محلی بابرنامه هایتوسعه روستایی،با تامین نیروی انسانی سالم و فعال، ارتقای سرمایه اجتماعی، افزایش مشارکت روستاییان، بهبود همبستگی اجتماعی، حفظ ارزش ها و باورهای محلی و نیز غنی سازی اوقات فراغت روستاییان و کاهش آسیب ها و ناهنجاری های اجتماعی، به شکل گیری جامعه ای پویاوبانشاط همراه با بهبودبازده و بهره وری و ارتقای کمی و کیفی سطح زندگی روستاییان منجر خواهد شد.
    کلیدواژگان: توسعه روستایی، شهرستان کرمانشاه، ورزش های بومی و محلی
  • محمدشریف شریف زاده*، غلامحسین عبدالله زاده، علیرضا اژدرپور، مهنوش شریفی صفحات 113-138
    حس تعلق مکانی به نوعی تجربه، کشش و عاطفه نسبت به یک مکان اشاره دارد. این مفهوم پیوندهای پیچیده مردم با محیط اطراف خود را توصیف می کند؛ بنابراین تبیین پدیده تعلق مکانی در مناطق روستایی می بایست از دیدگاه خود مردم روستایی انجام شود. این تحقیق با هدف شناسایی برداشت روستاییان از پدیده تعلق مکانی و عوامل پیش برنده و بازدارنده آن در بین مردم روستایی انجام شد. برای رسیدن به درکی ژرف و تحلیلی، از روش شناسی کیفی و پدیدارشناسی توصیفی بهره گرفته شد. جامعه مورد پژوهش روستاییان ساکن شهرستان زابل، شامل سه قلعه، قائم آباد، الله آباد، خمک، جهانتیغ، سرحدی، ژاله ای، کرباسک و منصوری است. مصاحبه شوندگان به شیوه هدفمند انتخاب شدند (17 نفر). گردآوری داده ها با استفاده از مصاحبه ژرفانگر نیمه ساختارمند صورت گرفته است.فرایند گردآوری اطلاعات تا سطح اشباع نظری و آستانه سودمندی اطلاعات قابل دسترس ادامه یافت. در این پژوهش از مفاهیم و نظریه های پژوهشگران این حوزه شامل رالف، پروشنسکی، کانتر و استیل بهره گرفته شده است. طبق روش کلایزی، از تحلیل محتوای کیفی مضمونی برای پردازش اطلاعات استفاده شد. نتایج تحقیق شامل کدهای نمایا، فراوانی و درصد آنها در قالب جدول هایی توصیف و در چهار دسته از عوامل پیش برنده و بازدارنده تعلق مکانی در بین روستاییان، شامل عوامل فرهنگی – اجتماعی، عوامل خدماتی و رفاهی، عوامل جغرافیایی- اکولوژیکی و عوامل اقتصادی خلاصه شد. نتایج نشان داد که می توان از جنبه های مختلف محیطی، احساسی و روانشناختی به مکان و عوامل تاثیرگذار بر تعلق مکانی نگریست؛ بنابراین، درک «مکان روستایی» مستلزم در نظر گرفتن عوامل فیزیکی و حسی تشکیل دهنده تعاملات عاطفی و روانشناختی مردم روستایی است.
    کلیدواژگان: پدیدارشناسی، تعلق مکانی، شهرستان زابل، مردم روستایی، مکان روستایی
  • رضا همتی*، مریم گنجی صفحات 139-166
    یکی از موضوعاتی که به تازگی در حوزه مهاجرت مورد توجه قرار گرفته، تاثیر مهاجرت بر زنان جامانده در مبدا به عنوان یک گروه آسیب پذیر است، زنانی که مهاجر نیستند اما به شدت تحت تاثیر تبعات آن قرار می گیرند. هدف مطالعه حاضر فهم و روایت تجربیات زیسته زنان جامانده از مسائل و چالش هایی است که به دلیل مهاجرت انفرادی همسرشان به شهر، با آن مواجه اند. این پژوهش به صورت کیفی، با روش پدیدارشناسی، بر روی شش نفر از زنان ساکن در دهستان خانمیرزا واقع در لردگان اجرا شد. روش نمونه گیری هدفمند است. برای تحلیل و مدیریت داده ها از روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری اسمیت استفاده شد. پس از تحلیل مصاحبه ها، ده مضمون اولیه و دو مضمون جامع و فراگیر «زندگی برزخی» و «تجارب احساسی ناخوشایند» به دست آمد. نتایج نشان می دهد اگرچه نمی توان منکر تاثیر اقتصادی مثبت مهاجرت مردان در ممانعت از سقوط خانواده هایشان به ورطه فقر شد، در مقابل فقر عاطفی و جنسی، محدود شدن آزادی عمل در تصمیم گیری ها، فشار مضاعف ایفای نقش های مادری و پدری، استقلال نسبی، فرسودگی روانی، تنهایی و ترس عمیق، احساس نگرانی دائمی و بی معنا بودن زندگی مشترک، بهای سنگینی است که زنان و فرزندان جامانده می پردازند. در پایان برخی پیشنهادهای پژوهشی و سیاست گذاری بیان شده است.
    کلیدواژگان: زنان جامانده، مهاجرت داخلی، لردگان، مهاجرت انفرادی مردان، وجوه ارسالی
  • بهروز سپیدنامه، حسن مومنی*، محمد سلیمان نژاد صفحات 167-198
    موضوع «ترک تحصیلی» در تمامی مقاطع رخ می دهد؛ اما در مقطع ابتدایی موضوعی چالش آور و بغرنج است. چرا که فرد از تحصیل و کسب پیشرفت های متعاقب زندگی محروم می ماند. بدین دلیل، پژوهش حاضر درصدد است با اتکای روش کیفی دلایل ترک تحصیل دانش آموزان مقطع ابتدایی را شناسایی کند. در این پژوهش، متناسب با ماهیت تحقیق از نمونه گیری هدفمند و تکنیک مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته استفاده شده است. حجم نمونه بر مبنای قاعده اشباع نظری تا 37 مصاحبه تعیین شد. همچنین، مشارکت کنندگان شامل دانش آموزان ترک تحصیل کرده و اولیای آنان بودند. کلیه مراحل جمع آوری داده ها با روش نظریه زمینه ای و سه مرحله کدبندی یعنی باز، محوری و گزینشی انجام شدند. در نهایت، هشت مقوله اصلی نسبت به موضوع حاضر شناسایی شد و در قالب یک مدل پارادایمی با مقوله مرکزی «فقر یکپارچه محیط روستایی به مثابه میدان ترک تحصیلی» تنظیم شده است. بر حسب یافته ها، «چالش های اقتصادی» با اشکال گوناگون به عنوان شرایط علی شناسایی شد. همچنین زمینه هایی همچون «باورهای خاص فرهنگی» و «کشمکش های قومی/ قبیله ای» در کنار شرایط علی بر پدیده موثر بوده اند. عوامل مداخله گر با سه مقوله «کژسامانی خانواده»، «فضای نامناسب تعاملی معلم/ شاگرد» و «فضای آموزشی درون و برون مدرسه» نیز به استراتژی ها و راهبردهایی همچون «غیبت های مکرر»، «عدم علاقه به درس خواندن» و «سرزنش نظام ارتقای تحصیلی» تحت مقوله آسیب های تحصیلی منجر شده است و در نهایت پیامدهایی از قبیل «بی فایده گی درس خواندن»، «بسندگی سواد» و «ترویج الگوی ترک تحصیل»، تحت مقوله «ناباوری به سواد » را در پی داشته است.
    کلیدواژگان: اولیا، ترک تحصیل، خانواده، دانش آموزان، مدرسه، نظریه زمینه ای
|
  • Susan Bastani, Samaneh Malekipour * Pages 1-26
    Persistent scientific study of happiness has attracted the attention of scholars to the concept of happiness and factors related to it, which are instrumental for managers and socio– cultural planners in order to select desirable policies. The study attempts to utilize theoretical suggestions of sociology and urban planners to examine the impact of urban space (somatic and non-somatic) on happiness of its citizens. Non somatic aspects consist of social environment and cultural environment. Hypothesis suggests that urban space is effective on feeling of happiness by sustaining the needs of its populace. Methodology used was a descriptive survey. Instrument comprised of a questionnaire. Sample consisted of 270 residents out of 9 districts from three areas (3, 12, and17). Findings revealed that individual’s feeling of happiness is at the intermediary level. Also, level of happiness in the 12th area is higher than the other two areas. The effective variables of feeling happiness are: satisfaction of need for security; satisfaction of need for feeling of belonging; and satisfaction of physiological needs, respectfully. Satisfaction of needs for security has the most effect on feeling of happiness. Independent variable of study was a clear indicator of happiness. Non somatic aspect of urban space consist of social (measure and type of social relations) and cultural (performance of programs and ceremonies) environment, and somatic aspect indirectly effect on feeling happiness.
    Keywords: Needs Satisfaction, Happiness, Urban Space
  • Taghi Azad Armaki, Alireza Sadeghi * Pages 27-56
    This paper aims to find out how the poor met their needs in the market during tough times post- economic liberation era. This qualitative study draws upon theories of everyday life and by ethnographic method. Findings indicate that market development in poor communities made marginal groups, facing a rigid and brutal market, take shelter in more flexible and customer-friendly market for survival; this is something the researcher calls initialization of market, which is a way of realizing needs in a market consistent with the insecure and unstable conditions of the poor. However, the liberation shocks left a set of paradoxes and resistances in poor communities, which in turn led to further weakening of the intimate market’s scope of activities.
    Keywords: Livelihood, the Poor, Market, Everyday Life, Liberation, Instalment Shopping, Resistance, Quiet Possession
  • Salahedin Ghaderi *, Mohammad Fazeli, Solaiman Pakseresht Pages 57-88
    Many countries in recent decades have promoted neighborhood development strategies in urban management. Neighborhood development strategies have developed in Britain and there are some experiences in Iran in recent years, including the neighborhood management in applied by Tehran Municipality. The current paper compares neighborhood management in Tehran and Britain to diagnose challenges and provide advices for promoting sustainability of the process. Documentary, qualitative and quantitative research methods have been used to analyze the subject. Findings show that there are clear differences between the experience in Iran and Britain and the major difference is for the concept and aim of neighborhood management. Neighborhood management in Britain have been directed toward social integration and empowerment of deprived people in urban local areas, and the people in the neighborhood have effective participation in the decision making process about services, programs and management activities, but in Tehran, public participation means participating in classes and educational programs which has been defined by municipality officials.
    Keywords: Neighborhood development, Local policies, Neighborhood management, Local management
  • Abdolhamid Papzan, Hossein Agahi, Mohana Shahmoradi * Pages 89-112
    Development of sports and physical education due to the positive effect on physical and mental health, spend leisure time and its dramatic effects on various aspects of social, economic, political, cultural, can be considered as one of the main tools to be considered human beings as central to sustainable development. The aim of this study was to evaluate the main elements of indigenous and local sports In order to exploit the rural sustainable development. The present study uses a qualitative approach with a naturalistic worldview. The games and sports in Kermanshah, Iran were analyzed. The data were collected by conducting in-depth interviews and semi-structured, individual interviews and focus groups, direct observation and complementary methods such as photographs and video. The results showed that local and indigenous games and sports, in various aspects, includes a series of activities are interesting, So that planning in order to revive and promote Games, can handle a wide range of rural development goals, because of sports and recreational activities associated with rural development programs, by providing healthy and active workforce, enhance social capital, increase participation of rural people, improving social cohesion, preserve local values and beliefs, as well as villagers enrich leisure time and reduce social abnormalities, leads to the formation of a dynamic and vibrant community with improved efficiency and productivity and improving the quantity and quality of rural life.
    Keywords: Indigenous, local sports, Kermanshah, Rural development
  • Mohammad Sharif Sharifzadeh *, Gholamhossein Abdollahzadeh, Alireza Azhdarpour, Mahnoosh Sharifi Pages 113-138
    Sense of place usually refers to the experience of a place, which is gained through the use of, attentiveness to and emotions towards the place. The concept of sense of place characterizes the complex connections people have with the environments they encounter. Thus, explanation of sense of place as phenomena in rural areas should be done from the perspective of rural people. This research aimed to explain the sense of place and to identify constraining and fostering influencing factors on sense of place among rural people. For reaching a deep and analytical understanding of this phenomena, a qualitative methodological approach (descriptive phenomenology) was used to collect, analysis and synthesis of research data related to rural people perceptions of sense of place and related influencing factors. The target population includes 26010 of rural people in Zabol County (including Sae-Ghalea, GAEM-Abad, Allah-Abad, Khomak, Gehantigh, Sarhadi, Jhalehi, Karbask and Mansouri villages) and the interviewees were selected through purposeful sampling technique (n=17). Semi-structured deep interviews were implemented in order to collect data. The data collection process was continued until reaching theoretical saturation and usefulness threshold of available information. Furthermore, concepts and theories from Relph, Proshansky, Canter and Steele were used in this research. According to Colaizzi's method, qualitative thematic content analysis was carried out to analyze the collected data. Findings of this phase, including representative codes, frequency and percent of each code are described and summarized in tables. The fostering and hindering factors of sense of place among rural people were categorized in several subjective categories, including: socio-cultural, service-welfare, geographical -ecological and economic factors. These results indicate that the places can be thought of as made up of a range of quite different types of factors which extend from the built environment to people’s emotional and psychological engagement with place. Thus, understanding the “rural place” involves physical, as well as sensory factors – incorporated in rural people’s emotional and psychological engagements.
    Keywords: Rural people, Rural Place, Sense of Place, descriptive phenomenology, Zabol County
  • Reza Hemmati *, Maryam Ganji Pages 139-166
    One of the issues discussed recently in the field of migration, is the impact of migration on the women left behind in origin as a vulnerable group, women who are not immigrants, but are affected by its consequences, seriously. The aim of this study was to understand the lived experiences of left behind women and the issues and challenges have faced due to wife's immigration to the other cities. This study has been done with the interpretive phenomenological method on six women living in Khanmirza villages (Lordegan), who were selected by purposive sampling for interviews. Smith's interpretive phenomenological analysis was used for analysis and data management. After analyzing the interviews, ten primary themes and two master themes including "living in limbo" and "unpleasant emotional experiences," was emerged. The results show that although cannot deny the positive economic impact of men migration to prevent their families from falling into poverty, but the emotional and sexual poverty, limited freedom in making decisions, the double burden of maternal and paternal role, the relative independence, psychological burnout, loneliness and deep fear, a sense of constant worry and meaningless life, is the serious cost that women and children left behind should pay. Finally, some research and policy recommendations provided.
    Keywords: Internal Migration, Male-only Migration, Women Left Behind, Remittances, Khanmirza (Lordegan)
  • Behroze Sepidnameh, Hasan Momeni *, Mohammad Solymannejad Pages 167-198
    Dropout occurs at all stages of school life; however, it is challenging and complex in elementary school because the dropped out student is deprived of subsequent education and progress. To this end, this qualitative article aimed to identify the causes of dropout of elementary students. In-depth and semi-structured interviews were employed. The statistical population consisted of dropped out students and their parents. A sample of 37 was selected using purposive sampling and theoretical saturation.Datawere collected using the grounded theory in three stages: coding (open), procedural, and selective. Finally, 8 main categories were identified, developed through a paradigmatic model, known as integrated poverty of the rural environment as a dropout field. According to the findings, different types of "economic challenges" were found as the causes. Other factors such as "specific cultural beliefs" and "tribal conflicts" were also effective in dropout. Intervening variables were family disorganization, improper interactive environment between teacher and student, and internally and externally educational environment which led to certain strategies and approaches such as frequent absences, lack of interest in studying, and blame of academic promotion system, all known as education harms. Finally, these factors led to certain consequences including education uselessness, adequacy of literacy, dropout promotion, all known as literacy disbelief.
    Keywords: Dropout, Students, School, Family, Grounded theory