فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 4 (زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/11/28
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی اصغر آبسالان، علی قنبری*، مهدی راستگو، شهرام نوروززاده صفحه 243
    به منظور بررسی رفتار جوانه زنی چغندرقند تحت تاثیر تیمارهای پرایمینگ، دو آزمایش جداگانه به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در آزمایشگاه انجام شد. آزمایش اول به بررسی اثر زمان (سه، شش، 12، 24 و 48 ساعت) و غلظت (25، 50، 100، 200 و 400 درصد) و دو نوع ماده محرک (سیداستارت و اسیدهیومیک) پرداخت. آزمایش دوم شامل بررسی زمانهای مختلف پرایمینگ بذر (سه، شش، 12، 24 و 48 ساعت) و دو روش خسیاندن در آب (آب جاری و خیساندن در پتری دیش) بود. نتایج نشان داد که هر دو آزمایش تاثیر معنی داری بر بهبود جوانه زنی چغندرقند داشتند. کمترین زمان (سه ساعت) و کمترین غلظت (25 درصد) سیداستارت و اسید هیومیک به ترتیب با 59 و 54 درصد، باعث بهبود جوانه زنی شدند. روش خسیاندن در آب جاری به مدت 48 ساعت با 58 درصد جوانه زنی، تاثیر بهتری نسبت به تیمار خسیاندن در پتری دیش (45درصد) بر جوانه زنی داشت. به طورکلی تیمارهای آب جاری، خیساندن در پتری دیش، سیداستارت و اسیدهیومیک به ترتیب جوانه زنی را 76، 36، 79 و 64 درصد نسبت به شاهد افزایش دادند.
    تیمارها مشابه روند درصد جوانه زنی، بر سرعت جوانه زنی تاثیر گذاشتند. میتوان تاثیر مواد محرک را به وجود موادغذایی و تاثیر آبشویی با آب جاری را به خاطر شستشوی مواد بازدارنده موجود در پوسته بذر عنوان کرد. براساس این نتایج، تیمار سیداستارت (با غلظت 25 درصد به مدت سه ساعت) و آبشویی با آب جاری (به مدت 48 ساعت)، بهترین تیمارها در بهبود جوانه زنی چغندرقند بودند.
    کلیدواژگان: آبشویی با آب جاری، اسیدهیومیک، محلول سیداستارت، زمان پرایمینگ، غلظت پرایمینگ
  • اشکان اشکیانی، فرشاد قوشچی*، حمیدرضا توحیدی مقدم صفحه 255
    به منظور بررسی اثر کاربرد پلیمر سوپرجاذب بر برخی خصوصیات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گندم تحت شرایط قطع آبیاری در مراحل مختلف رشد، آزمایشی در سال 1391 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین صورت پذیرفت. این تحقیق به صورت کرت خرد شده (اسپلیت پلات) در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. عامل آبیاری (I) به عنوان عامل اصلی در چهار سطح، I1: آبیاری مطابق عرف منطقه (شاهد، بدون تنش)، I2: قطع آبیاری در مرحله ساقهدهی، I3: قطع آبیاری در مرحله گلدهی و I4: قطع آبیاری در مرحله گلدهی و پر شدن دانه و عامل فرعی شامل کاربرد پلیمر سوپرجاذب (S) در سه سطح، S1: بدون کاربرد پلیمر سوپرجاذب، S2: کاربرد پلیمر سوپرجاذب به میزان 20 کیلوگرم در هکتار و S3: کاربرد پلیمر سوپرجاذب به میزان 40 کیلوگرم در هکتار میباشد. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که توقف آبیاری در مراحل مختلف رشد میزان عملکرد دانه، درصد کربوهیدرات دانه، محتوای کلروفیل کل و هورمون جیبرلین را کاهش داد درحالیکه درصد پروتئین دانه، آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز و مالون دی آلدئید را افزایش داد. کاربرد پلیمر سوپر جاذب تحت شرایط قطع آبیاری در مراحل مختلف رشد از طریق بهبود اثر تنش سبب افزایش میزان عملکرد دانه گردید. به طورکلی نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که کاربرد پلیمرهای سوپرجاذب توانست سبب بهبود شرایط رشد گیاه تحت شرایط تنش خشکی شود. این بررسی نشان داد که پلیمر سوپرجاذب قادر است تا اثرات مخرب قطع آبیاری را از طریق جذب و نگهداری آب کاهش دهد و از سوی دیگر از طریق کاهش نیاز آبی گیاه سبب افزایش عملکرد و اجزای عملکرد گندم گردد. بنابراین استفاده از این مواد را از لحاظ اقتصادی قابل قبول است.
    کلیدواژگان: گندم، قطع آبیاری، پلیمر سوپرجاذب، عملکرد دانه، آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز
  • سامی سعدی*، طیب ساکی نژاد صفحه 267
    به منظور بررسی اثر مقادیر مختلف هیومیک کلات منیزیم و هورمون جیبرلین بر روند رشد و عملکرد لوبیا چشم بلبلی، آزمایشی در شرایط مزرعه ای در سال زراعی 94- 1393به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در منطقه شادگان اجراگردید. عامل اول شامل هیومیک کلات منیزیم در سه سطح (صفر، 200 و 400 میلیلیتر در هکتار) و عامل دوم نیز شامل هورمون جیبرلین در سه سطح (صفر، 150 و 300 پی پی ام) بود. نتایج نشان داد محلول پاشی با غلظت 400 میلیلیتر در هکتار هیومیک کلات منیزیم و غلظت 300 پی پی ام جیبرلین باعث افزایش شاخص سطح برگ (LAI) و ماده خشک کل (TDW) شد، و محلول پاشی با غلظتهای 200 میلی لیتر در هکتار هیومیک کلات منیزیم و 150 پی پی ام جیبرلین نیز از لحاظ سرعت رشد محصول (CGR)، سرعت رشد نسبی (RGR)و سرعت فتوسنتز خالص NAR)) بیشتر بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تفاوت بین سطوح مختلف هیومیک کلات منیزیم از نظر عملکرد دانه در سطح احتمال پنج درصد معنی دار بود. از نظر تفاوت بین سطوح مختلف جیبرلین، عملکرد دانه در سطح احتمال یک درصد معنی داری مشاهده شد. همچنین در اثر متقابل بین هورمونها، عملکرد دانه در سطح احتمال یک درصد معنیدار شد. بیشترین عملکرد دانه در تیمار 200 میلیلیتر در هکتار هیومیک کلات منیزیم در 150 پی پی ام جیبرلین با 2720 کیلوگرم در هکتار و کمترین آن در تیمار شاهد با 1950 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. به طورکلی نتایج این تحقیق نشان داد که اثر تیمار مصرف هورمون جیبرلین در افزایش مقادیر مختلف صفات مورد ارزیابی، نسبت به تیمار مصرف هیومیک کلات منیزیم بیشتر بود و کاربرد غلظت 200 میلیلیتر در هکتار هیومیک کلات منیزیم و 150 پی پی ام جیبرلین تاثیر بهتری بر عملکرد و اجزای آن و شاخصهای فیزیولوژیکی نسبت به مقادیر غلظت بالاتر از خود نشان داد.
    کلیدواژگان: آنالیز رشد، لوبیا چشم بلبلی، هیومیک کلات منیزیم، جیبرلین، NAR، LAI
  • محجوبه صفاری، میثم اویسی*، رضا ضرغامی صفحه 279
    این تحقیق به منظور ارزیابی برخی صفات گیاه دارویی آویشن، تحت شرایط کمبود آب در چهار رژیم آبیاری و اعمال چهار سطح هورمون پوتریسین به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در بهار سال 1393 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی ورامین انجام شد. عامل اصلی شامل تنش خشکی (140، 110، 80، 50) میلیمتر تبخیر از سطح تشتک تبخیر کلاس A و عامل فرعی شامل چهار تیمار هورمون پوتریسین (2، 1، 5/0، صفر) میلیمولار در لیتر بود. نتایج نشان داد که تنش خشکی بر صفات وزن خشک برگ، وزن تر برگ، تیمول اسانس، اسانس، پرولین در سطح یک درصد معنیدار شد. اعمال هورمون پوترسین بر صفات وزن خشک و وزن تر اندام رویشی گیاه آویشن در سطح پنج درصد و در دیگر صفات در سطح یک درصد معنی دار شد. اثر متقابل بین تنش خشکی و هورمون پوترسین بر هیچ یک از صفات مورد ارزیابی معنیدار نشد. بیشترین مقدار وزن خشک (45/8 گرم) و وزن تر (77/74 گرم) اندام رویشی در شرایط عدم تنش خشکی مشاهده شد. همچنین بیشترین مقدار تیمول (05/58 میکروگرم بر گرم وزن تازه برگ) و اسانس (57/4 درصد) از تیمار 110 میلیلیتر تبخیر از تشتک تبخیر (تنش شدید) و بیشترین مقدار پرولین (55/54 میکرومول بر گرم برگ تازه) نیز از تیمار 140 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر (تنش خیلی شدید) مشاهده شد. همچنین بیشترین مقدار تیمول (72/58 میکروگرم بر گرم برگ تازه)، اسانس (63/4 درصد) و پرولین (95/42 میکرومول بر گرم برگ تازه) در شرایط محلول پاشی پوتریسین در سطح دو میلی مولار مشاهده شد. بیشترین مقدار وزن خشک (55/7 گرم) و وزن تر (69/62 گرم) اندام رویشی نیز در شرایط محلول پاشی در سطح یک میلی مولار مشاهده شد. کمترین مقدار وزن خشک (02/6 گرم) و وزن تر (72/44 گرم) از تیمار 140 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر (تنش خیلی شدید) و کمترین مقدار تیمول (20/45 میکروگرم بر گرم وزن تازه برگ) و پرولین (52/24 میکروگرم بر گرم وزن تازه برگ) و میزان اسانس (08/4 درصد) از تیمار50 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر (شاهد) مشاهده شد. کمترین مقدار وزن خشک (88/6 گرم) و وزن تر (22/56 گرم) و کمترین مقدار تیمول (45/46 میکروگرم بر گرم وزن تازه برگ) و پرولین (02/37 میکروگرم بر گرم وزن تازه برگ) و میزان اسانس (18/4 درصد) در شرایط عدم محلول پاشی پوتریسین مشاهده شد. با توجه به بحران شدید کم آبی در کشور و تغییرات آب و هوایی درکرهی زمین، بهکارگیری هورمون پوترسین میتواند از نظر اقتصادی، کشاورزی و زیست محیطی برای افزایش تحمل نسبت به تنش خشکی در گیاه آویشن توجیه داشت به طورکلی پوترسین نقش دفاعی را در گیاه در برابر تنش به عهده دارد و از تنش و پیری جلوگیری می کند.
    کلیدواژگان: آویشن، پوترسین، تنش کم آبی، پرولین، تیمول
  • فائزه طالقانی مقدم*، فرشاد قوشچی، علیرضا صفاهانی صفحه 291
    هدف این پژوهش بررسی اثر جیبرلیک اسید و نانوذره نقره و هیدروپرایمینگ در کاهش اثرات ناشی از تنش شوری در جودوسر در مرحله جوانه زنی و رویشی است. آزمایشی به منظور بررسی اثر هیدروپرایمینگ، پیش تیمار اسیدجیبرلیک و نانو ذره نقره (پرایمینگ در آزمایشگاه و محلول پاشی در گلخانه) در بهبود شاخصهای جوانهزنی و رشد گیاهچه یولاف در شرایط تنش شوری در چهار سطح (صفر، 4، 8، 12) دسیزیمنس بر متر و اسیدجیبرلیک با غلظت 20ppm و نانو ذره نقره 10ppm به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا« تصادفی در سه تکرار انجام شد. صفات مورد ارزیابی شامل درصد جوانه زنی، عملکرد دانه و طول ساقه چه و ریشه چه و وزن خشک گیاهچه، هدایت الکتریکی بود. نتایج نشان داد که شوری تاثیر معنیداری (01/0 >P) بر تمام این صفات داشت. اثر متقابل شوری و پرایمینگ بر درصد جوانه زنی معنی دار نشد. اثر متقابل شوری و محلول پاشی بر عملکرد دانه، طول ریشه چه، طول ساقه چه و وزن خشک ریشه چه معنی دار بود (01/0 >P). میانگین اثرات متقابل شوری و محلول پاشی نشان داد که بیشترین عملکرد دانه ( 49/2 گرم در بوته) وطول ریشه چه (29/13 سانتیمتر) و بیشترین طول ساقه چه (99/14سانتیمتر) و وزن خشک گیاهچه (819/24 میلیگرم) آن از شوری صفر و پیش تیمار نانوذره نقره حاصل شد. کمترین میزان عملکرد دانه (499/1گرم در بوته )، طول ریشه چه (دو سانتیمتر، طول ساقه چه 10 سانتیمتر) از تیمار شوری 12 دسیزیمنس بر متر و عدم مصرف مواد ضد تنش حاصل شد. با توجه به نتایج حاصله، مصرف نانو ذره نقره و هیدروپرایمینگ اثر تنش شوری شدید را تا حدود زیادی کاهش داد و میزان عملکرد دانه را بهبود بخشید.
    کلیدواژگان: یولاف (جودوسر)، هیدروپرایمینگ، نانوذره نقره، اسیدجیبرلیک، تنش شوری
  • فرزاد عامری، محمد میرزاخانی* صفحه 305
    جهت بررسی تاثیرکاربرد کولتیواتور، چندکشتی همزمان و مقادیر مصرف نیتروژن بر عملکرد علوفه ذرت تحت شرایط آب و هوایی منطقه اصفهان در سال 1392، آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. عوامل آزمایش شامل سه سطح کود اوره (صفر، 150 و300 کیلوگرم در هکتار) و پنج سطح از تیمارهای ترکیبی کاربرد کولتیواتور و چندکشتی همزمان ذرت با لگومهای مختلف (ذرت خالص، ذرت خالص + کولتیواتورزدن، ذرت + سویا + کولتیواتورزدن، ذرت + لوبیا چشم بلبلی + کولتیواتورزدن، ذرت + یونجه + کولتیواتورزدن) بود. نتایج آزمایش نشان داد که اثرمتقابل سطوح کود اوره و چندکشتی همزمان + کاربرد کولتیواتور بر صفات ارتفاع ساقه، طول پانیکول، وزن تر کل، وزن خشک ساقه و برگ، وزن خشک بلال، شاخص باروری بوته و تعداد دانه در بلال معنیدار شد. به طوریکه بیشترین مقدار عملکرد علوفه ذرت با میانگین 83/73 تن در هکتار مربوط به تیمار کشت ذرت+ کشت لوبیا چشم بلبلی+ کاربرد کولتیواتور+ مصرف 150 کیلوگرم در هکتار اوره و کمترین مقدار آن با میانگین 90/46 تن در هکتار مربوط به تیمار کشت ذرت+ کشت لوبیا چشم بلبلی+ کاربرد کولتیواتور+ عدم مصرف کود اوره بود. بهنظر میرسد استفاده از روش چندکشتی همزمان با گیاهان لگوم و مصرف مقادیر کاهش یافته کودهای شیمیایی میتواند از طریق ایجاد تنوع کشت و تامین بخشی از نیتروژن مورد نیاز گیاه توسط گیاهان لگوم یکی از روش های رسیدن به سیستم های زراعی پایدار باشد.
    کلیدواژگان: شاخص باروری، علوفه تر، لوبیا چشم بلبلی، نیتروژن
  • سعید معماریان، بهنام زند*، محمدرضا ممیزی صفحه 315
    تحقیق حاضر به صورت یک آزمایش مزرعه ای در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان تهران در تابستان 1390 انجام شد. این آزمایش در قالب بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار با هشت تیمار در24 کرت آزمایشی اجرا شد. نتایج نشان داد که کشت کلیه تیمارهای درهم با سطوح تراکمی 90 و 110 هزار بوته در هکتار برای گیاه ذرت و 250 و 350 هزار بوته در هکتار برای گیاه ماش نسبت به کشت خالص دو گیاه در سطح تراکم ذکر شده، از نظر شاخص نسبت برابری زمین (LER) بین حداقل 27/1 مربوط به تراکم 110 هزار بوته در هکتار ذرت و 250 هزار بوته در هکتار ماش تا حداکثر 49/2 مربوط به تراکم 90 هزار بوته در هکتار ذرت و 350 هزار بوته در هکتار ماش متغیر بود. از سوی دیگر بررسی ضرایب شاخص غالبیت در تیمارهای مخلوط حاکی از آن است که گیاه ذرت در بیشتر تیمارهای مخلوط به عنوان گیاه غالب شناخته شد. همچنین نتایج بررسی عملکرد کل علوفه ی خشک در بالاترین سطح، در تیمار T2 به میزان 3/17 تن در هکتار و در پایین ترین حالت آن در تیمار T4 بهمیزان 2/1 تن در هکتار بود و عملکرد کل علوفه ی تر در بالاترین میزان در تیمار T2 به مقدار 3/77 تن در هکتار و در تیمار T4 به کمترین میزان خود 9/3 تن در هکتار رسید. در عملکرد کل پروتئین در بالاترین میزان در تیمار T8، 1/3 تن در هکتار و در پایین ترین میزان آن در تیمار T4، 12/0 تن در هکتار به دست آمد.
    کلیدواژگان: تراکم بوته، کشت درهم، ذرت علوفهای، ماش و علوفه
|
  • A. A. Absalan, A. Ghanbari*, M. Rastgoo, S. Norouz Zadeh Page 243
    Two separate tests were conducted in laboratory, to evaluate the germination behavior of sugar beet under effects of priming treatments. The first experiment examined the effect of time ( , 6, 12, 24 an 48 hours) and concentration (25, 50, 100, 200 and 400%) of two types of stimulants (Seed-start and Humic acid). The second experiment is consisted of seed priming times (3, 6, 12, 24 and 48) of two methods of hydration in water (running water and soaking in a Petri dish). The results showed that both tests have a significant effect on germination of sugar beet. The lowest time (3 hours) and the lowest concentration (25%) of priming of the Seed-starter and the Humic acid are desirable to improve sugar beet seed germination. The method of running water (48%) had better effect compared to soaking in a Petri dish (45%). Generally, methods of running water, soaking in a Petri dish, seed-start and Humic acid improve germination 76, 36, 79 and 64% compared to control, respectively. The impact of method and time of priming on germination rate showed the same trend like percentage of germination. Impact of stimulants can be because of nutrition element and influence of leaching with running water can be because of washing the inhibitive material on the seed coat. Seed-start treatment (Concentration of 25% with 3 hours) and leaching with running water (48 hours) can be introduced as the best treatment.
    Keywords: Humic acid, leaching with running water, priming concentration, priming time, Seedstart solution
  • A. Askiyani, F. Ghooshchi*, H. R. Tohidi Moghadam Page 255
    In order to study the effects of amount of super absorbent polymer on some physiological and biochemical characteristics of wheat under normal and cut irrigation an experiment was conducted in research field of Islamic Azad University, Varamin Branch during 2012 growing season. The experimental design was laid out in a randomized complete block with a split plots arrangement of treatments in three replications. Main plots included four different levels of irrigation (complete irrigation or no irrigation withholding,cut irrigation at stem elongation, cut irrigation at flowering, and cut irrigation at both flowering and seed setting stages ) and sub factors were included super absorbent (0, 20 and 40 kg per hectare). The results showed that cut irrigation conditions in different growth stages significantly decreased seed yield, carbohydrate grain content, total chlorophyll content and gibberellin but increased protein percentage, superoxide dismutase activity and malondialdehyde content. Super absorbent polymer application in cut irrigation in different growth stages had positive effect on seed yield. In general, we concluded that super absorbent can improve growth conditions for wheat plants grown under water deficit stress. The reviews although show super absorbent is able to reduce the destroying effect of low water by absorbing and preserving water and approve varying agricultural characters. With attention to increased yield and its components and decreasing plant water need, using this material is economically acceptable.
    Keywords: Wheat, cut irrigation stress, super absorbent polymer, seed yield, Superoxide dismutase activity
  • S. Saadi*, T. Saki Nejad Page 267
    The present study intended to investigate the effect of different doses of Humic Magnesium Chelate and Gibberellin on cowpea’s growth trend and production components under field conditions in Shadegan in summer 2014. To this end, a factorial experiment in a randomized complete block design with three replications was conducted. The first factor included Humic Magnesium Chelate at three levels (0, 200 & 400 ml.h) and the second factor included Gibberellin at three levels (0, 150 & 300 ppm). The results indicated that spraying the plants with Humic Magnesium Chelate 400 ml.h and Gibberellin 300 ppm increased leaf Area Index (LAI) and Total Dry Weight (TDW). Whereas, in terms of Crop Growth Rate (CGR), spraying with Humic Magnesium Chelate 200 ml.h and Gibberellin150 ppm increased Regular Growth Rate (RGR) and Net Assimilation Rate (NAR). According to the results of ANOVA, there was a significant difference between different levels of Humic Magnesium Chelate in grain yield %5 probabilities Level. The difference between the different levels of Gibberellin, grain yield was significant at the 1% level. As well as the interaction between hormones, grain yield was significant at the 1% level. Furthermore, the highest grain yield was associated with the treatment of Humic Magnesium Chelate 200 ml.h and Gibberellin 150 ppm by 2,720 kg.ha; on the contrary, the lowest grain yield was observed in the control treatment by 1.950 kg.ha. To conclude, the results of the current research showed that the effect of Gibberellin treatment was higher on different doses of measured traits than Humic Magnesium Chelate treatment; and the application of Humic Magnesium Chelate 200 ml.h and Gibberellin 150 ppm was more effective on grain yield, yield components and physiological indices in comparison to the consumption of the higher concentration doses.
    Keywords: Growth Analysis, cowpea, humic chelate magnesium, Gibberellins, NAR, LAI
  • M. Saffary, M. Ovysi*, R. Zarghami Page 279
    This study was conducted to evaluate the herb thyme traits under water shortage conditions in the four irrigation regimes and apply for four levels of putrescine split plot in a randomized complete block design with three Recur spring 1393 was conducted in Varamin city. The main cause of stress 140,110,80,50) mm evaporation from evaporation pan class A and subplots consisted of four treatments putrescine (2,1,0.5,0) m.mol per liter respectively. The results showed that drought stress on leaf dry weight, fresh weight, thymol essential oils, essential oils, proline was significant at the one percent level. Putrescine hormone acts on the dry weight and fresh weight at the level of five percent vegetative thyme and other traits was significant at the one percent level. The interaction between stress hormones and putrescine on any of the evaluated traits was not significant. Most dry weight (8.45 grams) and weight (74.77 g), the growth in non-drought conditions were observed. The highest amount of thymol (558.05 microgram per gram of fresh leaf weight) and essential oils (4.57%) for 110 ml evaporation (high tension) and the most proline 54.55 micromoles per gram of fresh leaf) also treated to 140 mm evaporation stress (severe) were observed. The highest amount of thymol (58.72 microgram per gram of fresh leaf), essential oils (4.63%) and proline (42.95 micromoles per gram of fresh leaf) in terms of putrescine sprayed at 2 m.M, respectively. The greatest amount of weight (7.55 g) and dry (62.69 mg) also in vegetative organs sprayed at a m.M, respectively. The dry weight (6.02 g) and weight (44.72 g) the treatment of 140 mm evaporation (severe stress) and the least amount of thymol (45.20 microgram per gram of fresh leaf weight) and proline (24.52 microgram per gram of fresh leaf weight) and essential oil content (4.08%) for the treatment of 50 mm evaporation (control) was observed. The dry weight (6.88 g) and weight (56.22 g) and the least amount of thymol (46.45 microgram per gram of fresh leaf weight) and proline (37.02 microgram per gram of fresh leaf weight) and essential oil content (18.4 percent) was observed in the absence of putrescine sprayed. Due to the severe crisis of water scarcity and climate change in Korea of land, the use of hormone putrescine can be in terms of economic, ecological agriculture and for increased resistance to drought Thyme is justified. In general, putrescine role in plant defense against stress is to prevent aging and stress.
    Keywords: thyme, putrescine, water stress, Thymol, Proline
  • F. Thaleghni Moghadam, F. Ghoshchi*, A. Safahani Page 291
    The aim of this study was to evaluate the effect of gibberellic acid and silver nano particles and hydro priming mitigate the effects of salinity on oatsIs at the stage of germination and growth. In order to evaluate the effect of hydro-priming, pre-treatment of gibberellic acid and silver nano particles (priming in the lab and sprayed in the greenhouse) to improve germination and seedling growth indices oats in salinity stress conditions (0,4,8,12 ) dS m and gibberellic acid at a concentration of 20ppm and 10ppm silver nano particles factorial design quite "random with three replications. The criteria evaluated were germination percentage, seed yield and shoot and root weight seedling dry, electrical conductivity, the results showed that salinity significant effect (P>0.01) on all of these things and be reduced. the interaction of salinity and priming on germination was not significant. the interaction of salinity and dissolved application on grain yield, root length, shoot length and root dry weight were significant (P>0.01). average interaction between salinity and foliar showed that the highest yield (2.49 grams per plant) the maximum root length (13.29cm) and, most during the shoot (14.99cm) and the highest seedling dry weight (24.819mg) of silver nanoparticles with an average salinity and pretreatment (18.98) Was obtained . The lowest grain yield (1.4999 grams per plant), root length (2 cm, 10 cm stem length) of 12 dS m salinity treatments and antistress lack of substance was achieved.According to the results obtained from the use of silver nanoparticles and priming effect of intense passion to improve hydro-priming reduced grain yield.
    Keywords: Oats (oatmeal), hydro-priming, silver nano particles, gibberellic acid, salt stress
  • F. Ameri, M. Mirzakhani* Page 305
    In order to study of cultivator application, simultaneous cropping and nitrogen levels on forage yield of corn in Esfahan region. A factorial randomized complete block design with three replications was used. Urea manure levels [N0= without urea (Control), N1= 150 Kg ha-1 of urea, N2= 300 Kg ha-1 of urea) and simultaneous cropping treatment, (S1= cultivation of corn, S2= cultivation of corn cultivator application, S3= cultivation of corn cultivator application soybean, S4= cultivation of corn cultivator application cowpea, S5= cultivation of corn cultivator application alfalfa) were assigned in plots. Each sub plot consisted of 4 rows, 6 m long with 60 cm between rows space and 20 cm between plants on the rows and S.C 704 hybrid was used. In this study, traits such as stem height, panicule length, forage yield, weight of stem and leaf, weight of ear, plant productivity index, number of grain per ear and number of ear per meter- 2 were evaluated. The result have shown that the interaction effect of urea levels and simultaneous cropping cultivator application treatment was significant on stem height, panicle length, forage yield, weight of stem and leaf, weight of ear, plant productivity index and number of grain per ear. The maximum and minimum of forage yield (73.83 and 46.90 ton ha-1) were obtained with the cultivation of corn cowpea 150 Kg ha-1 of urea and cultivation of corn cowpea cultivator application 0 Kg ha-1 of urea manure, respectively. So, it seems that the use of simultaneous cropping along legumes and with reduced amounts of chemical fertilizers can be created through the diversity of cultures and the supply of nitrogen, one way to achieve sustainable of farming systems.
    Keywords: Forage yield, Cowpea, Nitrogen, Productivity index
  • S. Memarian, B. Zand*, M. R. Momaeazi Page 315
    In order to investigate the effect of different concentration of mixed cropping of mung bean and corn on qualitative and quantitative aspects of forgave production; an experiment was performed in a fully randomized block design in natural resources and agricultural research center of Tehran province in summer of 2011. The experiment included treatments. Results showed that cropping of all mixed treatments at concentrations of 90000 and 110000 bushes per hectare for corn and 250000 and 350000 bushes. h for mung bean over pure cropping of the said plants at the aforesaid concentrations regarding LER (Land Equity Ratio) ranged from at least 1.27 (related to concentration of 110000 bushes/hector for corn and 250000 bushes/h for mung bean) to 2.94 (related to concentration of 90000 bushes/hectare for corn and 350000 bushes/h for mung bean).On the other hand investigation of queficients of dominance index in mixed treatments showed that corn crop was the dominant one in most of the treatments.Also results of function assessment of dry forages in highest level at T2 is 17.3 ton per hector and in lowest level in T4 is 1.2 ton. per hector and function of total wet forages at highest level at T2 is 77.3 ton. per hector and T4 in lowest level is 3.9 ton per hector. In total function of protein at highest level at T4 is 3.1 ton per hector and lowest level at T4 is 0.12 per hector.
    Keywords: Bush density combined cropping, corn silage, mung bean, forage