فهرست مطالب

پژوهش در آموزش علوم پزشکی - سال هشتم شماره 4 (زمستان 1395)
  • سال هشتم شماره 4 (زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/11/18
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ساغر فاطمی *، ساقی موسوی، روزبه نیکرو، شهرام مهم کار خیراندیش صفحات 1-10
    مقدمه
    عدالت در عرصه آموزش یکی از شاخصه های مهم توسعه همه جانبه سیستم آموزشی و زمینه ساز بروز استعداد ها و توانمندی ها درسطح کلان است. این مطالعه با هدف« تبیین عدالت آموزشی از دیدگاه دانشجویان و متولیان آموزش دانشگاه علوم پزشکی» صورت گرفت.
    روش ها
    دراین مطالعه کیفی از نوع تحلیل محتوایی با رویکرد نمونه گیری هدفمند 39 دانشجوی پرستاری، اتاق عمل و هوشبری در دوره کارورزی عرصه و 4 نفر از مدیران و معاونین آموزشی دانشگاه علوم پزشکی گیلان شرکت داشتند. گردآوری اطلاعات از طریق انجام مصاحبه در گروه های متمرکز برای دانشجویان و مصاحبه فردی با مدیران آموزشی طی دو نیمسال تحصیلی 93-92 و آنالیز داده ها با رویکرد تحلیل محتوای کیفی از نوع قراردادی انجام شد.
    یافته ها
    نتایج در قالب دو تم اصلی عوامل تسهیل کننده و عوامل بازدارنده که به ترتیب شامل طبقات (برخورداری از تسهیلات، امکانات و تجهیزات برابر، استفاده از اساتید کارا، برنامه ریزی آموزشی هدفمند، هماهنگی بین تئوری و عمل، ارتباط بین آموزش و درمان) و (واقعیت های نامطلوب بالینی،کمبود اساتید بالینی توانمند، ارتباطات فردی، فرایند نامناسب ارزشیابی) که هریک به نوعی بر فرایند تحقق عدالت آموزشی در عرصه آموزش بالینی موثر است بدست آمد.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های مطالعه حاضر عدالت آموزشی یعنی امکان برخورداری از امکانات آموزشی برابر در بین کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی علی رغم رشته تحصیلی آنان؛ بطوری که برای کلیه دانشجویان اقداماتی یکسان در جهت ایجاد شرایط وامکانات مناسب، اساتید بالینی توانمند، کم کردن فاصله های موجود بین دروس عملی و آنچه در بالین صورت گیرد.
    کلیدواژگان: عدالت، محیط بالینی، دانشجویان، آموزش پزشکی
  • علی اکبر عجم *، صدیقه بادنوا، مجید عبداللهی، حسین مومنی مهمویی صفحات 11-18
    مقدمه
    با توجه به اهمیتی که خلاقیت و اشتیاق تحصیلی در بین دانشجویان دارد، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه خلاقیت هیجانی در اشتیاق تحصیلی دانشجویان دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی بود.
    روش ها
    این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی گناباد برابر با 352 نفر در سال 1394 بود. تعداد افراد نمونه براساس جدول گرجسی و مورگان 185 نفر بود که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل (1994) و اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004)، بود. داده ها با نرم افزار spss-22 و با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، تحلیل واریانس چندمتغیری، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در سطح معناداری 0/05 (0/05
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میزان خلاقیت هیجانی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان دانشکده بهداشت بالاتر از متوسط بود. بین خلاقیت هیجانی و اشتیاق تحصیلی رابطه آماری وجود داشت (0/001=P، 0/494=r) و مولفه آمادگی هیجانی، کارآیی و اصالت جزو مولفه هایی بودند که اشتیاق تحصیلی دانشجویان را پیش بینی می کردند (0/001=P).
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه بین خلاقیت هیجانی و اشتیاق تحصیلی رابطه وجود دارد، بنابراین دست اندرکاران نظام آموزشی دانشگاه باید از طریق برگزاری دوره ها و کارگاه های آموزشی، خلاقیت هیجانی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان را تقویت نمایند.
    کلیدواژگان: خلاقیت، هیجان، تحصیل، دانشجویان
  • نعمت الله رحیمی دادکان، ناصر ناستی زایی* صفحات 19-28
    مقدمه
    توانمندسازی روان شناختی و فرسودگی شغلی اعضای هیات علمی از موضوعات بسیار مهمی هستند که می توانند تحت تاثیر عوامل متعددی از جمله سازگاری شغلی قرار بگیرند. از این رو هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه سازگاری شغلی با توانمندسازی روان شناختی و فرسودگی شغلی اعضای هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان بود.
    روش ها
    روش پژوهش توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان بوده که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای آسان تعداد 183 نفر انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. به منظور بررسی متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های سازگاری شغلی، توانمندسازی روان شناختی و فرسودگی شغلی که روایی از طریق روایی محتوایی و پایایی آن ها از طریق آلفای کرونباخ به ترتیب 0/76، 0/87و 0/79 مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه همزمان از طریق نرم افزارآماری spss21 انجام شد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج مقدار ضریب همبستگی سازگاری شغلی با توانمندسازی روان شناختی و فرسودگی شغلی به ترتیب 0/736 و 0/687- بود (0/01p<). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که سازگاری شغلی 9/56 درصد از واریانس توانمندسازی روان شناختی و 49/6 درصد از واریانس فرسودگی شغلی را تبیین می کند.
    نتیجه گیری
    با توجه به رابطه مثبت سازگاری شغلی با توانمندسازی روان شناختی و رابطه منفی آن با فرسودگی شغلی، مدیریت منابع انسانی دانشگاه می تواند جهت افزایش توانمندسازی روان شناختی و کاهش فرسودگی شغلی اعضای هیات علمی، از مشاوره شغلی به شیوه سازگاری شغلی بهره گیرد.
    کلیدواژگان: سازگاری، شغل، توانمندسازی روان شناختی، فرسودگی شغلی، اعضای هیات علمی
  • سجاد رضایی *، علیرضا حاتم سیاهکل محله، زهرا خاکساری، شاهرخ یوسف زاده صفحات 29-42
    مقدمه
    پرسشنامه کارکرد های مربیگری (MFQ-9) یکی از ابزار های برجسته برای ارزیابی حمایت شغلی، حمایت روانی-اجتماعی و الگوبرداری از نقش مربی/مدیر/سرپرست در سازمان ها است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی و تحلیل عاملی تاییدی MFQ-9 در کارکنان بیمارستانی بود.
    روش ها
    روش شناسی این مطالعه، توصیفی و از نوع اعتبارسنجی بود. جامعه آماری شامل کلیه پزشکان، پرستاران، کارکنان بخش رادیولوژی، اداری و نیرو های خدماتی بیمارستان دولتی پورسینای شهر رشت بودند. 403 نفر از کارکنان درسال 1392 به شیوه ی نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شدند. علاوه بر تحلیل ساختار سه- عاملی MFQ-9، پایایی همسانی درونی، اعتبار سازه ای و اعتبار همزمان آن مورد بررسی قرار گرفت. اعتبار سازه ای MFQ-9 با ابزار های دیگر که به لحاظ نظری انتظار می رفت با آن ها رابطه داشته باشد نظیر عدالت سازمانی، تعهد سازمانی، رضایت شغلی و کیفیت زندگی کاری بررسی گردید. سرانجام اعتبار ملاکی همزمان MFQ-9 از طریق تحلیل رگرسیون چند متغیری ارزیابی و کلیه تحلیل های آماری توسط نرم افزار های SPSS و AMOS انجام پذیرفت.
    یافته ها
    تحلیل عاملی تاییدی نشان داد نسبت χ2/df برای ساختارسه-عاملی MFQ-9 ، 3/75 است و شاخص های برازندگی برای این مدل ساختاری (0/083RMSEA=، 0/970CFI=، 0/954TLI=، 0/959NFI=، 0/953GFI=) رضایت بخش هستند. همسانی درونیMFQ-9 (حمایت شغلی 0/84، حمایت روانی-اجتماعی 0/82، الگوبرداری از مربی 0/85و کل پرسشنامه0/92) قابل ملاحظه بودند. ضریب همبستگی گویه - نمره کل پس از حذف گویه برای هر یک از گویه ها بسیار قوی و در دامنه ی 0/60تا0/80 به دست آمد. نمرات کل MFQ-9نسبت معنی داری از واریانس نمرات آزمون های عدالت سازمانی، تعهد سازمانی ، رضایت شغلی و کیفیت زندگی کاری را پیش بینی کرد و در جهات مورد انتظار با آنها همبسته بود.
    نتیجه گیری
    MFQ-9 دارای ویژگی های روان سنجی مطلوب و برازش مناسب در ساختار سه عاملی است و می تواند در موقعیت های مدیریتی-بیمارستانی به کار رود.
    کلیدواژگان: ویژگی های روانسنجی، تحلیل عاملی، مربیگری
  • نسرین عظیمی، رقیه باقری، پروانه موسوی *، مریم بخشنده باورصاد، مریم هنرجو صفحات 42-50
    مقدمه
    در آموزش بالینی، دانشجو در تعامل با مربی و محیط آموزشی بالینی، مفاهیم آموخته شده نظری و عملی قبلی را در موقعیت های واقعی و بر روی بیماران واقعی به کار می بندد. بنابراین هرگونه ضعف در زمینه آموزش بالینی دانشجویان موجب ضعف و کاهش کارایی دانش آموختگان خواهد شد. نتایج بسیاری از مطالعات بیانگر آن است که شکاف نسبتا عمیقی در روند آموزش علمی پرستاری و مامایی و عملکرد بالینی دانشجویان وجود دارد و آموزش های بالینی موجود، توانایی لازم را برای ابراز مهارت بالینی به دانشجو نمی دهد. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی مشکلات آموزش بالینی از دیدگاه دانشجویان رشته مامایی و ارائه ی راهکارهایی برای بهبود کیفیت آن بود.
    روش ها: در این مطالعه توصیفی، کلیه دانشجویان ترم 7 و 8 کارشناسی مامایی سال تحصیلی 93 - 92 به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ی دو بخشی شامل اطلاعات دموگرافیک و 30 سوال جهت بررسی مشکلات بالینی در سه حیطه ی عوامل فردی، عوامل مربوط به مربی و عوامل محیطی- فیزیکی و یک سوال باز درخصوص ارائه راهکارهایی برای بهبود کیفیت آموزش بالینی بود. پس از جمع آوری اطلاعات، داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، فراوانی) و از طریق نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    در این بررسی 88 درصد از دانشجویان معتقد بودند که انگیزه ی فردی و علاقه به رشته ی تحصیلی بر کیفیت عملکرد بالینی دانشجو در دوران کارورزی اثر می کند. 97 درصد از دانشجویان اظهار کردند که تعداد دانشجویان هر گروه، بر کیفیت آموزش بالینی در کارورزی موثر است. 92 درصد از واحد های پژوهش بیان کردند برخورد پرسنل درمانی و همچنین امکانات و تجهیزات محل کارورزی بر کیفیت آموزش بالینی تاثیر دارد.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های این مطالعه، جذب و به کارگیری اساتید بالینی مجرب، تلاش در جهت بهسازی محیط آموزشی، توسعه ی همکاری بین مدرسین و بخش های بالینی و توجه به هماهنگی و تناسب بین محتوای آموزش تئوری و مباحث عملی می تواند منجر به بهبود آموزش بالینی شود.
    کلیدواژگان: مهارت بالینی، مامایی، آموزش، بهبود کیفیت
  • سیروس امیرعلوی، ایده دادگران، منوچهر آقاجانزاده، سیدعلی علوی، افسانه دهقان، مریم نعمتی، سمانه غضنفر طهران * صفحات 51-58
    مقدمه
    برونکوسکوپی یک ابزار ضروری جهت اداره راه هوایی بیماران جهت اهداف درمانی و تشخیصی می باشد. اگرچه کسب مهارت کافی بر بالین بیمار به علت مشکلات اخلاقی و تکنیکی دشوار است. روش های متعددی جهت آموزش این تکنیک به دستیاران بکار گرفته شده است. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی استفاده از نرم افزار شبیه ساز برونکوسکوپی در دانش آناتومیک تراکئوبرونشیال در دستیاران بیهوشی صورت گرفت.
    روش ها
    این مطالعه به روش نیمه تجربی quasi-experimental بر روی 28 نفر از رزیدنت های بیهوشی دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام شد. رزیدنت ها بصورت تصادفی در دو گروه سنتی و گروه شبیه ساز برونکوسکوپی قرار گرفتند. ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون بصورت 15 تست چهارجوابی الکترونیکی بعمل آمد. سپس باتوجه به گروه های مورد مطالعه آموزش های لازم ارائه و مجددا پس آزمون از هر دوگروه گرفته شد. متغیرهای دموگرافیک (سن، جنس، مقطع تحصیلی)، نمره پیش و پس آزمون ثبت شد. در نهایت داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS با استفاده از آمون های t زوج و مستقل مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
    یافته ها
    تفاوت آماری معنی داری از لحاظ سن، توزیع جنسی، مقطع تحصیلی میان دو گروه وجود نداشت. میانگین و انحراف معیار نمره پیش آزمون روش کنترل 17/82±55/83 و در گروه شبیه ساز 13/71±66/33 بود (0/280=p). اما در بررسی نمره پس آزمون، میانگین و انحراف معیار در گروه کنترل به 10/84±90/83 و در گروه شبیه ساز به 43/14±17/119 ارتقاء پیدا کردند (0/0001>p).
    نتیجه گیری
    استفاده از روش شبیه سازی سبب افزایش آگاهی دستیاران در دانش آناتومی تراکئوبرونشیال می شود که این امر خود می تواند منجر به افزایش مهارت انجام برونکوسکوپی در این افراد گردد.
    کلیدواژگان: شبیه ساز، مبتنی بر وب، برونکوسکوپی، تراکئوبرونشیال
  • صدیقه پاک سرشت، مسعود خلیلی ثابت، محمد علی واحدی، آرزو منفرد* صفحات 59-66
    مقدمه
    امروزه آموزش مجازی در شرف تبدیل شدن به یکی از مهمترین روش های آموزشی است. باتوجه به آغاز استفاده از این روش های مدرن آموزشی در دانشگاه های جهان و ایران، نیاز به اطلاع از دانش و نگرش دانشجویان به عنوان مهمترین عناصر سیستم آموزشی، ضروری بنظر می رسد. لذا این مطالعه به منظور بررسی دانش و نگرش دانشجویان آموزش مجازی دانشگاه گیلان با دانشجویان غیرمجازی دانشگاه علوم پزشکی گیلان طراحی گردید.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 93 دانشجوی آموزش مجازی دانشگاه گیلان و 130 دانشجوی غیر مجازی (دوره های روزانه) دانشگاه علوم پزشکی گیلان در سال 1393 با روش نمونه گیری تصادفی سهمیه ای انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات فن آوری، پرسشنامه دانش و نگرش میشرا جمع آوری گردید. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آمار توصیفی (جداول توزیع فراوانی، شاخص های مرکزی وپراکندگی (میانگین وانحراف معیار) و آمار استنباطی t-test)) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میانگین و انحراف معیار سن در دانشجویان مجازی 7/2±33/92 و دانشجویان غیرمجازی 2/8±23/32 سال و میانگین نمره کل دانش در مورد آموزش الکترونیکی در دانشجویان مجازی 2/6±6/15 و غیرمجازی2/1±5/03 بود.
    علی رغم میانگین بالاتر نمره دانش دانشجویان مجازی، نتایج نشان داد که بین دانش آموزش الکترونیک دانشجویان مجازی و غیر مجازی ارتباط معنی داری وجود دارد (0/001=P). میانگین و انحراف معیار نمره نگرش در آموزش الکترونیکی در دانشجویان مجازی 2/9±93/36و غیرمجازی 9/6±36/62بود و اختلاف آماری معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که در مجموع سطح دانش دانشجویان در هر دو گروه در مورد آموزش مجازی پایین و نگرش آن ها مثبت می باشد. جهت فراهم نمودن بستر مناسب برای ایجاد، توسعه و استفاده بهینه از آموزش الکترونیکی، ضرورت تلاش در جهت بالابردن سطح دانش دانشجویان و فرهنگ سازی در این زمینه بر اساس نیاز ها و خواسته های آنان احساس می گردد.
    کلیدواژگان: دانش، نگرش، دانشجویان، آموزش مجازی
  • زهره وفادار، زهره ونکی *، عباس عبادی صفحات 67-78
    مقدمه
    یکی از تحولات مهم آموزش علوم سلامت در چند دهه ی اخیر در سطح جهانی، در جهت پاسخ گویی به ضرورت ارتقاء کیفیت و ایمنی درمان ها و مراقبت ها، تغییر رویکرد از آموزش تک حرفه ای به آموزش بین حرفه ای است، این مطالعه با هدف شناسایی و معرفی الگوهای اجرایی معتبر آموزش بین حرفه ای در جهان انجام شده است.
    روش ها
    مطالعه ی مروری نظام مند در سال 94- 1393 با بهره گیری از راهبرد دانشگاه یورک و کلید واژه های آموزش بین حرفه ای و الگوهای اجرایی در 4 پایگاه مطالعات علوم سلامت شاملScience direct و CINAHL و Pub med و Ovid و پایگاه عمومی مقالات علمی Scholar Google و مجلات و سازمان های مرتبط، در محدوده ی سال های 2000 تا 2015 به زبان انگلیسی انجام شده، مقالات بر اساس معیارهای کیفی مبتنی بر هدف، ارزیابی و مقالات نهایی انتخاب گردیدند، از 3137 مقاله ی بازیابی شده اولیه، 15 مقاله واجد معیارهای کیفی بودند. نتایج بر اساس رویکرد نظریه پردازی ملیس2011 و در 3 مقوله ی« چارچوب مفهومی و مبانی علمی»، «چارچوب اجرایی و مداخلات آموزشی» و «ارزیابی پیامدهای آموزشی» در الگوها استخراج و نتایج به شیوه تفضیلی ارائه گردید.
    یافته ها
    هفت الگوی اجرایی معتبر در آموزش بین حرفه ای، شامل الگوی دانشگاه بریتیش کلمبیا و دالهوزی از کانادا، دانشگاه واشینگتن، فرانکلین و فلوریدا از آمریکا و دانشگاه لینکوپینگ از سوئد و دانشگاه لیزستر از انگلستان شناسایی شدند. هدف آموزش بین حرفه ای در الگوهای اجرایی، تکامل تدریجی هویت در فراگیران علوم سلامت از هویت تک حرفه ای به هویت بین حرفه ای بود، چارچوب مفهومی الگوها، مبتنی بر نظریه های معتبر روانشناختی فردی و اجتماعی و آموزشی، چارچوب اجرایی بر ارتقاء فرایند اجتماعی شدن حرفه ای فراگیران با توسعه همکاری و تعاملات بین حرفه ای در قالب یادگیری مبتنی بر خدمات سلامت جامعه متمرکز بوده، و پیامدها نیز در سه حیطه ی فراگیران، اساتید و بیماران با ابزار های کیفی وکمی ارزیابی شده است.
    نتیجه گیری
    الگوهای اجرایی در برنامه های آموزش بین حرفه ای، با ایجاد تعاملات گسترده بین حرفه ای و مبتنی بر نیاز سلامتی جوامع، زمینه ی ارتقاء فرآیند اجتماعی شدن حرفه ای دانشجویان علوم سلامت را در جهت کسب هویت بین حرفه ای در کنار هویت حرفه ای فراهم آورده و بدین ترتیب صلاحیت و توانمندی لازم جهت ارائه مراقبت تیمی جامع و یکپارچه مبتنی بر مددجو را در دانش آموختگان علوم سلامت به وجود می آورند.
    کلیدواژگان: آموزش بین حرفه ای، الگوهای آموزشی، علوم سلامت، مطالعات مروری
|
  • S. Fatemi *, S. Moosavi, R. Nikro, Sh Mohemkar Kherandish Pages 1-10
    Introduction
    Equity in the field of education is one of the important indicator of comprehensive improvement of educational systems that prepare situation for appearing potential talent and abilities in enormous steps.This study with the aim of explanation of educational equity from Guilan medical sciences students and educational custodians viewpoints was performed.
    Methods
    In this qualitative content analysis study 39 students of nursing, operation room, anesthesiology and 4 educational custodians were attend via targeted sampling process.
    Data collected through interview format with concentrated groups for students and individual interview for educational custodians were recorded in 2 semesters of 2013-2014. Data analysis were performed by approach of contractual qualitative content analysis.
    Results
    Results in two principal themes of facilitator factors and deterrent factors were obtained that respectively contain of classes of: (fruition of equal facilities and equipments, professional teachers, targeted educational plan, coordination and relationship between theory and practice, relationship between education) and (undesirable clinical realities, lack of expert and specialist teachers in practice, interpersonal communication, unsuitable evaluation process) that each were effective in developing clinical educational equity process.
    Conclusion
    due to results of this study educational equity means fruition of equal educational facilities among all students of university of medical sciences despite their field of study which performed same actions for creation of suitable equipment and situation, clinical expert teachers, decreasing distance between theory and practice for all students.
    Keywords: equity, clinical environment, students, medical education
  • A. Ajam *, S. Badnava, M. Abdellahi, Hossein Momeni-Mahmouei Pages 11-18
    Introduction
    Emotional creativity as one of creativities in emotional field needs to removing ordinary emotional reflectives and creating innovative emotional reflectives.in this regards, academicenthusiasm refer to behaviours that are related to learning and promoting.considering the importance of creativity and academic enthusiasm among students,this study has been done for studing relationship between emotional creativity and academic enthusiasm in public health students in Gonabad university of medical sciences.
    Methods
    This is a descriptive- analytic and cross-sectional study.The study population included 352 students of the school of Public Health in Gonabad University of Medical Sciences in 2015. The sample based on kregcie and Morgan table was 185 students that were selected through stratified random sampling method. For gathering data the questionnaires of emotional creativity Averil (1994) and academic enthusiasm Frederick et al (2004) with reliability of (0.89 )and (0.72) were used respectively. Data were analysed using SPSS , Pearson correlation and regression test at the significant level of 0.05.
    Results
    The results showed that the level of student's emotional creativity and academic enthusiasm School of Public Health were above average. There was a relationship between the emotional creativity and academic engagement(r=0.494 , p=0.001) and components of emotional readiness, effectiveness and genuineness were the components of anticipating student's enthusiasm (p=0.001).
    Conclusion
    Given that there is a relationship between emotional creativity and academic engagement Therefore, the authorities of university must be reinforce student's emotional creativity and academic engagement Through educational courses and workshops.
    Keywords: creativity, Emotion, academic Enthusiasm, Students
  • N. Rahimi Dadkan, N. Nastiezaie* Pages 19-28
    Introduction
    Psychological empowerment and job burnout in faculty members are very important issues that could be influenced by several factors including occupational adjustment. Thus, the aim of this research was to study the relationship between occupational adjustment with psychological empowerment and job burnout in faculty members of the university of Sistan and Baluchestan.
    Methods
    this is a descriptive and correlational study. Statistical population included all faculty members of the university of Sistan and baluchestan that 183 of them were selected as sample through stratified sampling method. Research instruments included occupational adjustment questionnaire (Purkabiriyan, 2007), psychological empowerment questionnaire (Spreitzer, 1996), and job burnout questionnaire (Maslach, 1993) with an alpha coefficient of 0.76 0.87 0.79 respectively. To analyze data, Pearson correlation coefficient and simultaneous regression analysis were used via SPSS.
    Results
    According to the results, the correlation coefficients between occupational adjustment with psychological empowerment and job burnout were respectively 0/736 and -0/687. Moreover, the results of multiple regression analysis revealed that occupational adjustment can predict %56/9 of the variance psychological empowerment and %49/6 of the variance job burnout.
    Conclusion
    According to the positive relationship between occupational adjustment with psychological empowerment and its negative relationship with job burnout, human resource management of university can take advantage of work counseling in occupational adjustment method to enhance psychological empowerment and reducing burnout faculty members.
    Keywords: Adjustment, Occupations, Psychological Empowerment, Burnout, Faculty Members
  • S. Rezaei *, A. Hatam Siahkal Mahalle, Zahra Khaksari Pages 29-42
    Introduction
    Mentoring Functions Questionnaire(MFQ-9)is one of the prominent tools for assessing vocational support, psychosocial support and role modeling from mentor/manager /supervisor in the organizations. The aim of present study was to evaluate the psychometric properties and confirmatory factor analysis for MFQ-9 in hospital personnel.
    Methods
    Methodology of this study was descriptive and validation. Statistical population included all of physicians, nurses, radiology and administrative staff and service workers of Poursina State Hospital in Rasht. 403 employees were selected by quota sampling in 2013. Three-factor solution structure of MFQ-9 and also its internal consistency reliability, construct validity and concurrent validity were examined. All statistical analyses performed by SPSS-20 and AMOS-21 softwares.
    Construct validity of MFQ-9 was evaluated by other measures that theoretically expected to have relations with them, such as organizational justice, organizational commitment, job satisfaction and quality of work life. Finally the concurrent criterion validity of MFQ-9 was evaluated by multivariate regression analysis.
    Results
    Confirmatory factor analysis demonstrated that the ratio χ2/df is 3.75 for MFQ-9 three-factor structure and fit indexes are satisfactory for this structural model (RMSEA=0.083 ,CFI=0.970,TLI=0.954, NFI=0.959,GFI=0.953). Internal consistency of MFQ-9 were considerable(vocational support=0.84, psychosocial support=0.82, Role modeling=0.85 and total questionnaire=0.92). The item-total correlation coefficients after deleting item obtained very strong in the range of 0.60 to 0.80 for each of the items. Total scores of MFQ-9 predicts a significant proportion of the scores variance in tests of organizational justice, organizational commitment, job satisfaction and quality of work life and it was correlated with them in expected directions.
    Conclusion
    MFQ-9 has appropriate psychometric properties and a good fit with three-factor structure and can be used in managerial-hospital situation.
    Keywords: Psychometrics, factor analysis, Mentoring
  • N. Azimi, R. Bagheri, P. Mousavi *, M. Basravab Hednahshkab, Miss M. Honarjoo Pages 42-50
    Introduction
    in clinical training student in interaction with instructor and in real situation and patient use some theoretical and practical concepts which had learned in the past, so any weaknesses in clinical education affect the quality of graduated performance. many studies indicate that relatively deep gap exist in scientific education process and clinical education in nursing and midwifery students and current clinical education is not appropriate to create essential abilities in students to present clinical skills.
    Methods
    In this descriptive study, all of 7 and 8 midwifery students were selected through convenience sampling method. Data collection tool was two-part questionnaire consist of demographic data and 30 questions to assess clinical problems in three areas of ​​personal factors, factors related to coach and environmental - physical factors and an open question about presenting appropriate solutions for enhancing the quality of clinical education .collected data were analyzed through descriptive statistics ( mean, frequency) by using SPSS software.
    Results
    In this research, 88 percent of students believed that personal motivation and interest of students in courses can effect on internship clinical performance quality. 97 percent stated that the number of students in each group affect the quality of internship clinical education. 92 percent of research units expressed behavior of personnel and also training facilities and equipment in internship site effects on clinical education quality.
    Conclusion
    based on findings, employing experienced clinical staff, efforts to improve learning environment, developing cooperation between instructors and clinical departments and considering to coordinate between the content of theoretical education and practical issues can lead to improvement in clinical training
    Keywords: Clinical Skill, Midwifery, Education, Quality Improvement
  • C. Amir Alavi, I. Dadgaran, M. Aghajanzadeh, Sa Alavi, A. Dehghan, M. Nemati, S. Ghazanfar Tehran* Pages 51-58
    Introduction
    Bronchoscopy is an indispensable tool for patient airway management for diagnosing and therapeutic goals , however the acquisition of sufficient training because of technical and ethical reasons is challenging Several methods have been used to teaching this technique to assistants. In this study, the effectiveness of web based bronchoscopy simulator on tracheobronchial anatomic knowledge of anesthesia assistants was evaluated.
    Material and
    Methods
    This quasi-experimental study was performed on 28 anesthesia assistants of Guilan University of Medical Sciences. Assistants randomly were divided into two traditional (14 numbers) and web based bronchoscopy simulator (14 numbers) groups. At the first, pre test including 15 tests, had been taken from both groups. Then according to the groups, the necessary training were given and again, the test was taken from both groups. Demographic variables (age, sex, educational grade), pre and post test score was recorded. All data were entered and analyzed by Spss software with paired t-test and Independent t-test.
    Results
    There was no statistically significant differences in variables such as age, sex and educational level between two groups. The mean and standard deviation of pre- test in control group was 55.38±17.82 and in simulator group was 66.33±13.71 (p=0/280).But in the post-test score, the mean and standard deviation has been elevated in control group to 90.83±10.84 and in simulator group to 119.17±14.43(p
    Conclusion
    Based on the result of this study, using web based bronchoscopy simulation, increases trachea-bronchial anatomy knowledge and lead to improve bronchoscopy skills of assisstants.
    Keywords: simulator, web based, bronchoscopy, tracheobronchial
  • S. Pakseresht, M. Khalili-Sabet, Ma Vahedi, A. Monfared * Pages 59-66
    Introduction
    Today, Electronic Learning System is an important teaching method in the world. E-learning is a relatively new teaching method in Iran and the world, so considering knowledge and attitude of students as an important element of educational system is necessary. The aim of this study is the comparison of knowledge and attitude of virtual and non virtual students towards E-learning.
    Methods
    In this descriptive–analytic study, 93 virtual students of Guilan University and 130 non virtual students of Guilan University of Medical Sciences in 2014 by stratified random sampling methods were selected. To measure attitude, a three parts structured questionnaire covered demographic data, Information Technology knowledge and Mishra’s E-Learning Attitude Scale was used.data were analyzed by descriptive Statistics (frequency distribution, mean & standard deviation, analytic statistics (t-test) and SPSS software.
    Results
    findings showed that the mean age of virtual and non-virtual students were 33.92±7.2 and 23.32±2.8 years respectively. The mean score of e-learning knowledge in virtual students was 6.15±2.6, and in non-virtual students 5.03±2.1.although virtual students achieve higher mean score in e-learning knowledge; it shows significant differences between e-learning knowledge of virtual and non virtual students (p=0.001). The mean score of attitude in virtual students was 36.93±9.2, and in non-virtual students 36.62±9.6. There was no significant differences between their attitudes.
    Conclusion
    results show that students knowledge toward E-learning in two groups was low while their attitude was positive so, in order to creating appropriate situation to develop and utilizing Electronic education, promoting students knowledge and institutionalize in this regards based on students needs is necessary.
    Keywords: Knowledge, Attitude, Students, virtual education
  • Z. Vafadar, Z. Vanaki *, A. Ebadi Pages 67-78
    Introduction
    One of the most important developments of health sciences education in recent decades shift from uniprofessional education to interprofessional education approach in the world wide, in terms of meeting needs to promote the quality and safety of treats and cares.This study aimed to introduce the most prominent applied models of inter-professional education in health sciences in the world.
    Method
    This review study has been done in 2015 using review strategy from York university with search in Pub med, CINAHL, Ovid, Science direct data bases as well as Google search engine, also validated related journals and educational organizations, in English language between 2000 to 2015 with main key words such as “interprofessional education” and “applied models. After evaluation of articles based on qualitative criteria, final papers were selected. Of 3137 primary articles retrieved, eventually 15 articles were qualified. Results were analyzed based on theorizing approach of Melies2011 in three categories including: "scientific basis and conceptual framework", "administrative framework and educational interventions" and " evaluating educational outcomes" of interprofessional education models.
    Results
    Seven valid models of interprofessional education were identified including: models of British Colombia and Dalhousie universities from Canada, Florida, Rosalind Franklin and Washington universities from America also Linkoping University from Sweden and Leicester University from England. The purpose of interprofessional education in these models are gradual promotion from unimprofessional identity to interprofessional identity in health sciences students. The conceptual framework of all models were based on valid personal and social psychology also educational theories. Administrative framework were based on development of cooperation and interaction between professionals based on providing health services and community – based learning. Outcomes were assessed in three area including students, faculty members and patients with qualitative and quantitative instruments.
    Conclusion
    Applied interprofessional education models with focus on creating vast interprofessional interactions according to health needs of communities, not only provide appropriate situation for promoting of professional socialization process of health sciences students to achieve professional identity alongside interprofessional identity, but also necessary competency and ability for providing comprehensive patient –centered team care in graduates of health systems .
    Keywords: interprofessional education, educational models, health sciences, review studies