فهرست مطالب

  • پیاپی 14 (بهار 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/04/10
  • تعداد عناوین: 9
|
  • فاطمه فلاحی فر، اصغر مصلح ارانی *، آفاق تابنده، حسن دشتی صفحات 1-10
    در این تحقیق، تنوع رنگدانه ای، پرولین، قندهای محلول و محتوای یونی در سه جمعیت سیاه تاغ در استان یزد مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور، نهال های یک ساله و هم اندازه از این جمعیت ها تهیه شد. نمونه برداری در قالب طرح کاملا تصادفی در 5 تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که مقدار کلروفیل a و کلروفیل کل در جمعیت سبزرنگ، به طور معنی داری بیشتر از دو جمعیت دیگر بود. بیشترین مقدار کلروفیل a به مقدار 3/27mg/gfw در جمعیت سبزرنگ و کمترین آن به مقدار 0/1mg/gfw در جمعیت صورتی مشاهده شد. برخلاف کلروفیل، مقدار کاروتنوئیدها در جمعیت قرمزرنگ به طور معنی داری بیشتر از جمعیت سبزرنگ بود، به طوری که مقدار آن سه برابر جمعیت سبزرنگ اندازه گیری شد. مقدار آنتوسیانین ها، ترکیبات فنولی و فلاونوئید ها در جمعیت صورتی، به طور معنی داری بیشتر از دو جمعیت دیگر بود. بیشترین مقدار فلاونوئید به مقدار 3/34mg/gfw در جمعیت صورتی رنگ و کمترین آن به مقدار 1/65mg/gfw در جمعیت سبزرنگ مشاهده شد. مقدار قند های محلول در دو جمعیت صورتی رنگ و قرمزرنگ تاغ به طور معنی داری، بیشتر از جمعیت سبزرنگ بود. بیشترین مقدار نیتروژن و فسفر نیز در جمعیت صورتی رنگ مشاهده شد. بنابراین به نظر می رسد افزایش محتوای رنگدانه ای در جمعیت قرمزرنگ و صورتی رنگ تاغ، باعث افزایش توان آنتی اکسیدانی آن شود.
    کلیدواژگان: آنتوسیانین، آنتی اکسیدان، رنگدانه، سیاه تاغ، جمعیت
  • علیجان آبکار *، پیمان معدنچی صفحات 11-20
    درخت بنهاز بعد جاذبه های طبیعی، اکوتوریسم، حفظ آب و خاک، کنترل سیل، تامین علوفه دام های اهلی و وحشی، تولید بذر و صمغ، نقش بسیار مهمی در مناطق خشک و نیمه خشک ایفا می کند. در دهه های اخیر، عوامل متعددی باعث تخریب این گونه شده است. یکی از عوامل اصلی تخریب جنگل های بنه، گرفتن پوست تنه آن ها توسط تشی (Histrix indica) است. شناخت عوامل موثر در شدت تخریب این آفت به منظور ارائه راهکارهای مناسب و علمی، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. هدف از تحقیق حاضر، بررسی مهم ترین عوامل موثر در میزان تخریب پوست تنه این درخت توسط تشی و نقش آن در افزایش خطر انقراض این گونه جنگلی در مناطق خشک و نیمه خشک است. بدین منظور، پس از بررسی بنه زارهای تحت خطر که پوست تنه آن ها توسط تشی گرفته شده است. قطعه ای از جنگل بنه به مساحت حدود 200 هکتار در منطقه چهارگنبد سیرجان انتخاب شد. در این قطعه، 50 اصله درخت بنه به صورت تصادفی انتخاب شد و خسارت وارده توسط تشی به آن ها ارزیابی گردید. به منظور مقایسه میانگین ها از آزمون کمترین اختلاف معنی دار استفاده شد. نتایج نشان داد سن درختان در میزان گرفتگی پوست تنه آن ها در سطح یک درصد معنی دار است. میزان تخریب در درختان جوان 2/5 برابر بیش از درختان مسن است.
    کلیدواژگان: آزمون کمترین اختلاف معنی دار، چهارگنبد سیرجان، خشکسالی، تخریب پوست تنه، قطر تنه
  • هانیه پورجواد، علیرضا راشکی *، محسن حسینعلی زاده صفحات 21-33
    اثر پوشش گیاهی بر فرایند فرسایش بادی به ویژه در مناطق خشک، شناخته شده است؛ اما خلا پژوهش هایی که به ارزیابی کمی این تاثیر اقدام کرده باشند، کاملا مشهود است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی چگونگی تاثیر گیاهان با ابعاد مختلف بر فرسایش بادی است. بدین منظور دو سایت دارای تک پوشش گیاهی، شامل چرخه (Launaea spinosa) و کاهوی وحشی (Lactuca serriola) و سایت شاهد در منطقه صبری شهرستان سبزوار انتخاب شد. میزان فرسایش و رسوب بادی در بازه های زمانی 21 روزه در تابستان سال 1394، توسط پین های مدرج اندازه گیری شد. سپس آزمون توکی بین سه سایت و بخش های مختلف اطراف گیاه صورت پذیرفت. همچنین نقشه تغییرات مکانی فرسایش بادی در حضور گیاه، با روش کریجینگ معمولی استخراج شد. وجود اختلاف معنی دار در فرسایش بادی دو سایت مطالعاتی حاکی از نقش مهم ویژگی هایی نظیر نوع، ارتفاع و عرض گیاه بر میزان تاثیرگذاری آن بر فرسایش بادی است. همچنین نتایج نشان داد فاصله موثر بر فرسایش بادی در گیاه چرخه و کاهوی وحشی، به ترتیب 2/8 و 3/4 برابر ارتفاع است. میزان فرسایش در طرفین دو گیاه به ترتیب در محدوده ای با ابعاد 0/74 و یک برابر عرض گیاه در جهت باد و 0/31 و 0/45 برابر عرض گیاه عمود بر جهت باد، بیش از حد نرمال است.
    کلیدواژگان: مناطق خشک، فرسایش بادی، پوشش گیاهی، میان یابی، سبزوار
  • راضیه حسین پور *، مجید اونق، بایرام کمکی، مهدی رمضانی گسک صفحات 33-44
    بیابان زایی نتیجه فرایندهای مهمی همچون تغییرات اقلیمی و فعالیت های انسانی است. مناطق خشک و نیمه خشک، سطح وسیعی (85 درصد) از کشور را دربرمی گیرد؛ ارزیابی خطر و تهیه نقشه شدت بیابان زایی همواره یکی از ابزارهای برنامه ریزان برای مدیریت مناطق بیابانی بوده است. در این پژوهش، کارایی مدل MICD در ارزیابی خطر بیابان زایی حوزه آبخیز تالاب کجی نهبندان در استان خراسان جنوبی بررسی شد. بدین منظور ابتدا به کمک مطالعات پایه، نقشه کوچک ترین واحدهای همگن بیابانی تهیه و سپس در هر واحد، اقدام به امتیازدهی و ارزیابی خطر بیابان زایی گردید. براساس نتایج به دست آمده، خطر بیابان زایی در منطقه موردمطالعه به 5 کلاس آرام (I)، کم (II)، متوسط (III)، زیاد (IV) و شدید (V) تقسیم شد که کلاس شدید (V) با 54/1 درصد، بیشترین سطح از مساحت منطقه موردمطالعه و کلاس کم (II) با 3 درصد کمترین درصد از مساحت منطقه موردمطالعه را به خود اختصاص داد. بیشترین امتیاز مربوط به رخساره تپه ماسه ای فعال به ارزش عددی 25 و کلاس کیفی شدید و کمترین امتیاز به رخساره برون زدگی سنگی و دریاچه کویری به ارزش عددی 3 و کلاس کیفی کم تعلق گرفت.
    کلیدواژگان: خطر بیابان زایی، MICD، تالاب کجی، نهبندان
  • عبدالحسین بوعلی *، رضا جعفری، حسین بشری صفحات 45-58
    فرسایش خاک به وسیله باد، مشکلی گسترده در مناطق خشک ایران است. این مقاله با هدف برآورد و ارزیابی شدت فرسایش بادی در کانون بیابان زایی سگزی واقع در بخش شرقی شهرستان اصفهان، با استفاده از شبکه باور بیزی (BBNs) و با توجه به معیارهای مورداستفاده در مدل IRIFR (موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع ایران) انجام شد. با استفاده از مدل BBN، مدل IRIFR به یک مدل پیش بینی کننده و علت و معلولی تبدیل شد. شدت فرسایش بادی براساس نه شاخص مدل IRIFR در 17 واحد ژئومورفولوژیک محاسبه شد. با توجه به نتایج حاصل از مدلIRIFR ، 24، 16، 15 و 45 درصد از منطقه موردمطالعه به ترتیب دارای کلاس پتانسیل رسوب دهی فرسایش بادی با شدت کم، متوسط، بالا و بسیار بالا هستند. با استفاده از شاخص های مدل IRIFR یک مدل BBN با قابلیت تحلیل سناریوهای مختلف ایجاد شد که نحوه ارتباط بین این شاخص ها و میزان فرسایش بادی در جداول احتمال شرطی ذخیره شده است. صحت سنجی مدل BBNs ایجادشده با انجام حساسیت سنجی و تحلیل سناریوهای مختلف انجام شد. تحلیل حساسیت هر دو مدل نشان داد که سرعت و وضعیت باد، نوع و نهشته های فرسایش بادی و آثار فرسایش در سطح خاک به عنوان مهم ترین شاخص های فرسایش بادی در منطقه موردمطالعه بودند. ضریب تبیین بین خروجی مدل IRIFR و BBNs نشان داد که نتایج حاصل از هر دو مدل، دارای همبستگی معنی دار (R2> 0.80، p 0.05) است. این مطالعه نشان داد که ارائه مدل IRIFR به شکل BBN می تواند بررسی نتایج سناریوهای مختلف را تسهیل کرده و عدم قطعیت حاصل از ارتباطات متغیرها را نمایش دهد.
    کلیدواژگان: آنالیز حساسیت، شبکه های باور بیزی، فرسایش بادی، IRIFR
  • محمدحسن زاده نفوتی *، زهره ابراهیمی خوسفی، علی اکبر جمالی صفحات 59-68
    حفاظت از آب های زیرزمینی در مقابل آلودگی یک مقوله بسیار مهم است. نقشه های آسیب پذیری آب های زیرزمینی، ابزاری مفید برای حفاظت از سفره ها و ارزیابی پتانسیل آلودگی به منظور بهبود کیفیت آب باتوجه به تغییرات در عملیات کشاورزی و کاربری اراضی است. باتوجه به اینکه در استان یزد و به ویژه دشت ابرکوه، بخش عمده ای از مصارف شرب و کشاورزی از آب های زیرزمینی تامین می شود، جلوگیری از آلودگی و ثبات کیفی این منابع موضوع مهمی است. بر این اساس، حساسیت پذیری ذاتی آبخوان ابرکوه به آلودگی با استفاده از مدل های SI، SINTACS، GODS، AVI و DRASTIC انجام شد. ابتدا اطلاعات مربوط به این مدل ها جمع آوری و پس از ورود به نرم افزار GIS لایه های موردنیاز مدل ها تهیه شد. سپس با استفاده از تکنیک های همپوشانی و پس از اعمال ضرایب وزنی لازم بر هر لایه، نقشه نهایی آسیب پذیری منطقه تهیه شد. در مرحله بعد، دقت مدل ها براساس ضریب تبیین حاصل از برازش خط بین مقادیر مشاهداتی نیترات و میزان پتانسیل آلودگی چاه های اندازه گیری موردارزیابی قرار گرفت. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که رابطه معنی داری بین مقادیر نیترات و پتانسیل آلودگی حاصل از روش های SI، SINTACS، AVI و GODS وجود ندارد؛ اما رابطه معنی داری در سطح یک درصد آماری بین مقادیر نیترات و پتانسیل آلودگی حاصل از روش دراستیک وجود دارد. ازاین رو می توان این مدل را به عنوان مدل مناسب برای پهنه بندی پتانسیل آلودگی منطقه مطالعاتی معرفی کرد. درنهایت، آبخوان دشت ابرکوه براساس مدل دراستیک به سه کلاس طبقه بندی شد. طبقات آسیب پذیری حاصل از این مدل نشان داد که بخش عمده منطقه در طبقه آسیب پذیری بدون خطر و خیلی کم قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: آسیبپذیری، دشت ابرکوه، دراستیک، گادز، SI، سینتکس، AVI، نیترات، آلودگی
  • علی لطفی *، امید قدیریان، زهرا اصغری صفحات 69-78
    ناهمگنی زیستگاه نقش مهمی در افزایش تنوع گونه ای و افزایش قدرت انطباق گونه ها برای مقابله با تغییرات اقلیمی دارد؛ ازاین رو مناطق مورد حفاظت، باید از ناهمگنی مناسبی برای حفظ پایداری برخوردار باشند. از طرف دیگر، با توجه به نقش ارتفاع در اثرگذاری بر پارامترهایی مانند دما، بارندگی، و همچنین نقش میکروکلیمای محلی در تعیین فلور و فون یک منطقه، می توان از تنوع ارتفاعی به عنوان شاخصی برای انتخاب مناطق ناهمگن تر و درنتیجه، متنوع تر و انعطاف پذیرتر به منظور حفاظت استفاده کرد. این مسئله در مناطق بیابانی مرکز ایران به دلیل وسعت زیاد و تغییرپذیری ارتفاعی حائز اهمیت است. در این پژوهش، ارزیابی وضعیت مناطق حفاظت شده استان اصفهان از نظر تنوع توپوگرافیک و توزیع کاربری های انسانی سنجیده شد. بدین منظور، در ابتدا نقشه ارتفاعی استان تهیه و به 39 طبقه ارتفاعی طبقه بندی شد و سپس 8 منطقه حفاظت شده استان از نظر تنوع ارتفاعی با استفاده از شاخص تنوع شانون و وضعیت حفاظتی استان از لحاظ ارتفاعی با استفاده از شاخص حفاظت بررسی گردید. نتایج حاکی است که 9/16 درصد از سطح استان به مناطق حفاظت شده اختصاص یافته و وضعیت استان از لحاظ حفاظت طبقات ارتفاعی با داشتن متوسط شاخص حفاظتی 0/69 متوسط است. منطقه حفاظت شده قمصر و برزک با تنوع ارتفاعی 2/842، بیشترین و پارک ملی و پناهگاه حیات وحش کلاه قاضی با تنوع ارتفاعی 1/720، کمترین میزان تنوع ارتفاعی را دارند. از طرف دیگر، تحلیل کاربری های موجود در منطقه نشان داد که در طبقات ارتفاعی 1400 تا 2600 متر که دربرگیرنده بیش از 80 درصد توسعه شهری و صنعتی استان هستند، شاخص حفاظت منطقه نامناسب است. این امر لزوم ایجاد مناطق حفاظت شده در محدوده های کم ارتفاع استان و مناطق با تمرکز فعالیت های انسانی را ضروری می سازد.
    کلیدواژگان: استان اصفهان، شاخص تنوع ارتفاعی، مناطق حفاظت شده، ناهمگنی ارتفاعی، شانون
  • محمدرضا شکاری، سید جواد ساداتی نژاد، عباسعلی ولی* صفحات 79-90
    آب های زیرزمینی یکی از مهم ترین منابع تامین کننده آب بخش کشاورزی دشت ششده و قره بلاغ می باشد که در سال های اخیر، با افزایش بهره برداری بی رویه و شرایط خشکسالی، فشار جدی بر این منابع وارد شده است. در تحقیق حاضر، به منظور بررسی خشکسالی هواشناسی و هیدروژئولوژیکی، به ترتیب از شاخص های SPI و GRI استفاده شده است. برای محاسبه شاخص SPI، از آمار بارندگی 8 ایستگاه باران سنجی و سینوپتیک و همچنین برای محاسبه شاخص GRI، از تراز سطح ایستابی 14 چاه پیزومتری با طول دوره آماری مشترک 21 سال، از سال 13721393 استفاده شد. ترسیم هیدروگراف واحد نشان می دهد سطح آب زیرزمینی در پایان دوره آماری نسبت به سال 1372، به میزان 97/36 متر افت داشته و میزان متوسط افت سالانه 76/1 متر است. تحلیل همبستگی پیرسون بین خشکسالی هواشناسی و هیدروژئولوژیکی با ضریب تعیین 49 درصد، در سطح اطمینان یک درصد نشان داد که خشکسالی هواشناسی با تاخیر زمانی بین 24 تا 48 ماهه بر روی منابع آب زیرزمینی داشته است. نتایج پهنه بندی خشکسالی هیدروژئولوژیکی نشان داد که در ابتدا شرایط ترسالی بر آبخوان حاکم بوده، اما از سال 1378 تا 1386، از شدت دوره های ترسالی کاسته شده و وضعیت آبخوان در حالت نرمال قرار دارد. از سال 1387-1388 تا پایان دوره آماری، شدت دوره های خشکسالی شدید افزایش می یابد تا اینکه از سال 1390 تا 1393، خشکسالی ها در بیشتر مناطق آبخوان گسترده شده اند. ازاین رو، در چنین شرایط بحرانی، حفظ تعادل آبخوان امری ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: خشکسالی هیدروژئولوژیکی، خشکسالی هواشناسی، هیدروگراف واحد، GIS، دشت ششده و قره بلاغ
  • محمدرضا کوثری *، محمدرضا اختصاصی، حسین ملکی نژاد صفحات 91-105
    خشکسالی یکی از پرهزینه ترین مخاطرات طبیعی است که وقوع آن به خصوص در اقلیم های خشک و نیمه خشک که با محدودیت جدی منابع آب روبه رو هستند، شرایط نامناسبی را پدید می آورد. همچنین، پدیده تغییر اقلیم نیز می تواند خشکسالی ها را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، بررسی روند خشکسالی ها طی سال های گذشته در این مناطق، امری ضروری است. در این مقاله، روند خشکسالی های هواشناسی و کشاورزی در مناطق فراخشک، خشک و نیمه خشک جهان و براساس شاخص استانداردشده بارش (SPI) موردبررسی قرار گرفته است. SPI در مقیاس های زمانی کوتاه مدت 1، 3 و 6 ماهه براساس داده های شبکه ای بارش فراهم شده به وسیله CRU، در بازه زمانی 1970 تا 2014 ایجاد و سپس روند کلاس های متوسط تا شدید و بسیار شدید آن ها به وسیله آزمون ناپارامتری من-کندال موردبررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از فراوانی مناطق بدون روند است. بااین حال، وجود روندهای پراکنده معنادار صعودی و نزولی در بسیاری از مناطق موردبررسی مشاهده می شود. روندهای منفی SPI که نشان دهنده افزایش خشکسالی هاست، در منطقه خاورمیانه، مرکز استرالیا و غرب آمریکا بیشتر مشهود است. افزایش شدت خشکسالی ها می تواند به محدودیت بیشتر منابع آب، به خصوص در کشورهای درحال توسعه دامن بزند.
    کلیدواژگان: خشک، خشکسالی، فراخشک، روند، مقیاس جهانی، نیمه خشک
|
  • Fatemeh Falahifar, Asghar Mosleh Arany*, Afagh Tabande, Hassan Dashti Pages 1-10
    This study investigated the variation in the pigment, proline, soluble sugar and ion content of three populations of Haloxylon ammodendron in Yazd province. This was carried out using one-year old plants of the same size from each population. Sampling occurred in a factorial experiment conducted using a randomized complete design with five replicates. The results showed that chlorophyll a and total chlorophyll in the green population were significantly greater than in the other populations. The highest and lowest amounts of chlorophyll a were 3.27 and 0.10 mgg-1fw for the green and pink populations, respectively. In contrast to chlorophyll a, the amount of carotenoid in the red population was significantly greater than in the green population at over three times the green value. The amounts of anthocyanin, phenoles and flavonoids in the pink population were significantly greater than in the other populations. The amount of soluble sugar in the pink and red populations were significantly greater than in the green one. It appears that the high amounts of the pigment in the red and pink populations increases their antioxidant abilities.
    Keywords: Anthocyanin, Antioxidants, pigments, Haloxylon ammodendron, phenotype
  • Alijan Abkar*, Peiman Madanchi Pages 11-20
    Pistachio trees (Pistacia) play combined roles in ecotourism, conservation of soil and water, flood control, forage production for domestic and wild animals and resin and seed production in arid and semi-arid areas. It is very important to protect this species but, in recent decades, several factors have caused damaged to these trees. One of the most important factors of Pistacia forest destruction is the stripping of bark from the trunks by Hystrix indica. Knowing the factors affecting the intensity of damage caused by this pest is necessary for providing proper and scientific solutions. The purpose of this study was to identifiy the most effective and important factors on damage to Pistacia bark and the role of Hystrix indica in the extinction of this species in arid and semi-arid areas. After investigating a critical Pistacia forest in which tree bark has been stripped by Hystrix indica, a 200 ha area of the Pistacia forest was selected in Chahar Gonbad of Sirjan. In this segment, 50 Pistacia trees were randomly selected and damage was evaluated. The least significant difference test was used to measure variation in the results. The results showed that the effect of the age of the trees on the stripping of the bark was significant at the 1% level. The destruction of young trees was 2.5-fold greater than on older trees.
    Keywords: drought, removing the trunk skin, Sirjan Chahar Gonbad, the Least Significant Difference test, trunk diameter
  • Hanieh Poorjavad, Dr Alireza Rashki*, Dr Mohsen Hoseinalizadeh Pages 21-33
    The effects of vegetation on wind erosion, especially in arid areas, are known, but few studies have assessed the quantitative impact of plant species. The aim of this study was to investigate the effects of plant species on wind erosion and deposits. Three experimental sites were selected in Sebri, Iran. Two sites contained two plant species, Launaea spinosa and Lactuca serriola of different sizes and the third was a control site. During a field survey in the summer of 2015, erosion pins were installed around the species that were read at 21-day intervals. The Tukey test was applied to the data sets gathered at the three sites as well as at different areas around the species. To investigate the spatial variability of the wind erosion map and the role of vegetation, the data was interpolated by the ordinary kriging. The results showed that the size, shape and height of the plant affects wind erosion. The estimated effective distances were 2.8 and 3.4 times the plant heights for L. spinosa and L. serriola, respectively. The amount of erosion on two sides of the species were estimated to be 0.74 and 1 times the width and 0.31 and 0.45 times the length of these species, respectively.
    Keywords: Arid region, Wind Erosion, Plant species, Interpolation, Sabzevar
  • Raziyeh Hosseinpour*, Professor Majid Onagh, Dr Biram Komaki, Mahdi Ramazani Gask Pages 33-44
    Desertification is the result of a series of important processes. Among them, climate change and human activity are the most important. Arid and semi-arid regions cover a vast area of Iran (85%). The hazard assessment of desertification and preparation of desertification intensity maps are key tools for management of desert regions. This research assessed the efficiency of the MICD model for hazard assessment of desertification in the study area of Kaji pond, located in the Nehbandan region of South Khorasan province. The results of baseline studies conducted in the area were used to prepare a map of the smallest desert homogenous units and then score and assess the hazard of desertification in each unit. The results showed that desertification hazard in the study area fell into five classes: slow (I), low (II), medium (III), high (IV) and severe (V). The severe class covered the largest part of the area under study (54.1%) and the low class (II) covered the smallest area (3%). The highest score was assigned to active sand dunes with a value of 25 in the severe class (V). The lowest score was assigned to rocky protrusions and desert lakes with a value of 3 in the low class (II).
    Keywords: Desertification hazard, MICD, Kaji pond, Nehba
  • Abdolhossein Boali*, Reza Jafari, Hossein Bashari Pages 45-58
    Soil erosion by wind is a widespread problem in the arid lands of Iran. This research estimated and assessed the severity of wind erosion in Segzi desertification hotspot located in the eastern part of Isfahan township, focusing on criteria used in the IRIRF (Iranian Research Institute of Forest and Rangelands) model. Bayesian belief networks (BBNs) were also used to convert the IRIFR model to a predictive cause-and-effect model. The severity of wind erosion was calculated using the nine indicators of the IRIFR model on 17 geomorphological faces. The results indicated that three geomorphological faces located in the southern and central parts of the region had high potential for wind erosion. According to the results of the IRIFR model, 24%, 16%, 15% and 45% of the study area were classified as low, moderate, high and very high severity of wind erosion, respectively. Using the IRIFR indicators and conditional probability tables of these indicators, a BBN model was developed and its accuracy was assessed by sensitivity analysis and scenario analysis. Sensitivity analysis for both models showed that wind speed and condition, spatial extent and type of aeolian deposits and erosion features of the soil surface were the most important indicators responsible for wind erosion in the study area. The determination coefficient between the outputs of the IRIFR and BBN models (R2 > 0.80) indicated that the results of both models were significantly correlated (α = 5%). These results indicate that the application of the BBN model for wind erosion assessment can appropriately accommodate the uncertainty of the IRIFR model and help managers to make better decisions for upcoming land management projects.
    Keywords: Wind erosion, IRIFR, BBNs, Water, Sensitivity analysis
  • Mohammad Hassanzadeh Nafooti*, Zohre Ebrahimi, Aliakbar Jamali Pages 59-68
    The issue of protection of groundwater against pollution is of crucial significance. Groundwater vulnerability maps provide useful information to protect groundwater resources and evaluate the potential for water quality improvement with changes in agricultural practices and land use applications. In Yazd province, especially in Abarkooh, the majority of agricultural and drinking water is provided by groundwater; thus, the prevention of pollution and quality consistency is very important. The intrinsic vulnerability of the Abarkooh aquifer to contamination was assessed using the well-known SI, SINTACS, GODS, AVI and DRASTIC methods. The data from these models was first collected and entered into the software of a geographic information system (GIS) to provide the required layers. The use of overlapping techniques and weight coefficients for each layer provided the final plain of vulnerability. In the next step, the accuracy of the models was evaluated by fitting a regression line between the observations and estimated values in the sampling wells. The results showed that there was no significant relation between the NO3 values and pollution potential as shown by GODS, but there was a significant relation at the 1% level (R = 0.81) between these values in DRASTIC. This model is introduced as suitable for classifying of the pollution potential in the study area. The aquifer of Barkooh plain was divided to three vulnerability classes based on the DRASTIC model. The vulnerability classes from this model showed that most of the plain is without risk and has very low vulnerability.
    Keywords: Vulnerability, Abarkooh plain, DRASTIC, GODS, SI, SINTACS, AVI, Nitrate, Pollution
  • Dr Ali Lotfi*, Omid Ghdirian, Zahra Asghari Pages 69-78
    Habitat heterogeneity plays an important role in increasing species diversity. Heterogeneity of habitats and protected areas can increase the ability of species to adapt to climate change. It is expected that appropriate heterogeneity is necessary for sustainability of protected areas. The influence of altitude on parameters such as temperature and precipitation and the role of microclimates in determining the flora and fauna suggest that elevational heterogeneity can be used as a Criteria for selecting more heterogeneous, resilient and diverse protected areas. This is especially important in the central desert regions of Iran because of the size and variation in elevation of these regions. The present research was undertaken to evaluate the status of Isfahan province’s protected areas in terms of topographic diversity. For this purpose, a digital elevation model map of Isfahan province was divided into 39 classes and the elevational diversity of Isfahan’s protected areas was compared using the Shannon diversity index. Next, the conservation status of the province in terms of elevational diversity was evaluated using a conservation index. The results indicate that 16.9% of the area is dedicated to protected areas and the province’s elevational conservation status is suitable according to its conservation index value (0.69). The Ghamsar and Barzok protected areas with an elevational diversity of 2.842 and Kolahghazi National Park with an elevational diversity of 1.720 have the highest and the lowest elevational diversity, respectively. Analysis of land use in the region showed that the conservation index of the 1400-2600 m elevation zone, which includes over 80% of the urban and industrial development of the province, is weak. These results indicate the need for creation of new protected areas in low-lying areas and in regions with a high rate of human activity.
    Keywords: Isfahan province, elevational diversity index, protected areas, elevational heterogeneity, Shannon diversity index
  • Mohammad Reza Shekari, Seyyed Javad Sadatinejad, Abbas Ali Vali* Pages 79-90
    Groundwater is a major source of water for agriculture in Sheshdeh and Gharebolagh plain. In recent years increasing drought and excessive exploitation of these resources has increased the pressure on groundwater. The aim of this study was to investigate the relationship between meteorological and hydrogeological drought using the SPI and GRI indices. Eight rain gauges stations were used to calculate the SPI index. The GRI index was calculated using 14 piezometric water table wells over a common 21-year period (1993-2014). A unit hydrograph of the study area shows that groundwater levels dropped continuously. The annual average drop was 1.76 m. Pearson correlation analysis between meteorological and hydrogeological drought with a coefficient of determination of 49% and a confidence level of 1% indicates that meteorological drought has a time delay of 24 to 48 months on groundwater resources. The results of zoning for hydrogeological drought showed that the initial condition was extended wet, but from 2007 to 2008, the extremely wet periods had decreased and the aquifer was status was normal. From 2008 – 2009 to end of the period, the severity of drought (average drought) increased until 2011 to 2014, when drought extended to most of the aquifer area. In such a critical situation, it is necessary to maintain the level of the aquifer.
    Keywords: Hydrogeological Drought, Meteorological Drought, Unit of Hydrograph, GIS, Sheshdeh, Gharebolagh Plain
  • Mohammad Reza Kousari*, Mohammad Reza Ekhtesasi, Hosein Maleikenzhad Pages 91-105
    Drought is one of the most costly natural hazards and is more dangerous in arid and semiarid regions which suffer from limited water resources. Climate change can also affect drought intensity; therefore, it is essential to analyze the trends of drought, particularly in these regions. This study surveyed the trends of meteorological and agricultural drought in hyper-arid, arid and semiarid regions of the world using the standardized precipitation index (SPI). Short time scales of 1-, 3- and 6-month SPI (moderate to severe and extreme drought) were derived for the period of 1970 to 2014 from the gridded precipitation data provided by CRU. The trends of the time series were computed using the Mann-Kendall nonparametric statistical test. The results showed that non-significant trends were dominant; however, some territories showed significant upward and downward SPI trends in different parts of the study regions. The significant negative SPI trends, which imply increased drought, were observed in the Middle East, central Australia and western North America. An increase in drought severity can increase consumption of water resources, particularly in developing countries.
    Keywords: Arid, drought, global scale, hyper-arid, semi-arid, trend