فهرست مطالب

  • سال چهاردهم شماره 2 (پیاپی 35، تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/26
  • تعداد عناوین: 6
|
  • افسانه عبدلی*، فاطمه زین الدینی میمند، محسن آیتی صفحات 7-30
    این تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی است و هدف آن شناسایی آسیبهایروش های برقراری ارتباط در مقطع متوسطه شهر اصفهان است. جامعه آماری، کلیه دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان اصفهان بوده که شامل 8097 دبیر و 140250دانش آموز بوده است. روش نمونه گیری خوشه ایو تصادفی طبقه ای است که با در نظر گرفتن میزان افت آزمودنی، نمونه آماری با استفاده از فرمول حجم نمونه برای دو گروه به ترتیب 110 و 240 نفر برآورد شده است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته با 21 سوال بسته- پاسخ و یک سوال باز- پاسخ بوده که روایی محتوایی آن به تائید صاحب نظران رسیده و روایی سازه آن سنجیده شده است. ضریب پایایی پرسشنامه مربوط به دبیران و دانش آموزان با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 98/0 و 97/0 به دست آمده است. یافته های حاصل از تحقیق نشان داد که میزان آسیبهایروش های برقراری ارتباط ازنظر دبیران و دانش آموزان بیش از میانگین نظری است. ازنظر دبیران بیشترین میانگین موارد آسیب زا بی حوصلگی و کسالت معلم در کلاس، تعارض میان گفتار و عمل معلم و ناامید کردن دانش آموزان از آینده ادامه تحصیل است. دانش آموزان بیشترین میانگین آسیبها را مربوط به تبعیض قائل شدن میان دانش آموزان و برخورد نامناسب معلم با مشکلات انضباطی و درسی دانش آموزان می دانند. همچنینمیان دیدگاه دبیران و دانش آموزان درباره آسیبها تفاوت معنادار وجود دارد.
    کلیدواژگان: آسیب شناسی، برقراری ارتباط، فرآیند یاددهی- یادگیری
  • محمود برجعلی*، زهرا مد بیگی، فاطمه گلشنی صفحات 31-48
    هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه طرحواره‏ های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی مادران با اختلالات اضطرابی کودکاناست. پژوهش حاضر، مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری آن همه دانش ‏آموزان پسر 8 تا 13 ساله مقطع ابتدایی و مادران آنها در منطقه یک شهر تهران در سال تحصیلی 95-1394 بوده است. 140 دانش‏ آموز به همراه مادرانشان به شیوه در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و با مقیاس غربالگری اختلالات اضطرابی کودکان و نوجوانان ارزیابی شدند؛ همچنین مادران با پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ (فرم کوتاه) و پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شیور ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که نمرات حیطه طرد و بریدگی طرحواره‏ های ناسازگار اولیه و سبک دلبستگی ایمن مادران با اختلالات اضطرابی کودکان رابطه دارد و همچنین این دو قابلیت پیش‏بینی اختلالات اضطرابی فرزندان را دارند. با توجه به یافته های این پژوهش پیشنهاد می شود که متخصصان بالینی به عنوان پیشگیری ثانویه در امور مربوط به مشاوره و روان‏ درمانی به این یافته توجه داشته باشند.
    کلیدواژگان: طرحواره های ناسازگار اولیه، سبک های دلبستگی، اختلالات اضطرابی، مادران، کودکان
  • علیرضا عصاره عصاره، محبوبه زادشیر * صفحات 49-64
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ریاضی به کمک رایانه بر بهبود نگرش ریاضی دانش آموزان دختر پایه نهم است. روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش شامل همهدانش آموزان دختر پایه نهم شهر هشتگرد در سال تحصیلی 95-1394 است که شمار آنها 4141 نفر بوده است. نمونه پژوهش متشکل از 50 دانش آموز پایه نهم تحصیلی است که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شده اند و 25 نفر آنان در گروه آزمایش و 25 نفر در گروه گواه قرار گرفته اند. ابزار پژوهش، پرسشنامه نگرش ریاضی آیکن(1979) تجدید نظر شده از سوییوشاو (2006) بودهاست. در پژوهش زکی (1393)، ضریب آلفای کرونباخ این پرسشنامه 81/0 به دست آمده و در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ آن 85/0 به دست آمده است.نخست از گروه آزمایش و گواه پیش آزمون نگرش سنج ریاضی به عمل آمده، پس از آن متغیر آزمایشی ( آموزش ریاضی به کمک رایانه) طی 16 جلسه برای گروه آزمایشی اجرا شده و سپس برای دو گروه پس آزمون اجرا شده است. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش ریاضی به کمک رایانه سبب بهبود نگرش دانش آموزان پایه نهم به درس ریاضی شده است. بنابراین نتایج پژوهش حاکی از آن است که میان آموزش ریاضی به کمک رایانه و نگرش دانش آموزان رابطه معنادار وجوددارد.
    کلیدواژگان: آموزش ریاضی به کمک رایانه، نگرش ریاضی، دانش آموزان پایه نهم
  • نسرین فارسی علی آباد، فائزه ناطقی*، محمد سیفی صفحات 65-86
    این تحقیق با هدف ارزیابی اثربخشی برنامه های درسی ضمن خدمت معلمان دوره ابتدایی در تحقق بخشیدن به هدف کلی برنامه های درسی و تربیتی دوره ابتدایی ایران انجام شده است. پژوهش حاضر با توجه به هدف مطالعه، در زمره پژوهشهای ارزشیابی است که براساس پرسشهای مطرح شده در آن، از روش های گوناگون کتابخانه ای، تحلیل محتوای کیفی –قیاسی و توصیفی- پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق را سند برنامه درسی ملی، سند مبانی نظری تحول بنیادین، متون مرتبط با برنامه ریزی درسی و ارزشیابی آموزشی، معلمان ابتدایی شهرستان رفسنجان که حدود نود درصد از دوره های ضمن خدمت را به منظور انطباق با تغییرات انجام شده در برنامه های درسی دوره ابتدایی گذرانده بودند(در مجموع 321 معلم) و نیز 21 مدرس دوره های ضمن خدمت تشکیل داد. روش نمونه گیری در زمینه اسناد تمام شماری، متون تخصصی نمونه گیری در دسترس و در زمینه جامعه آماری تمام شماری بود. ابزار گرد آوری داده ها برگه(فیش) و نمون برگ (چک لیست) محقق ساخته، مصاحبه و دو پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی این ابزارتایید شده است. در پاسخ به سوالهای فرعی پژوهش،نه عنصر برنامه درسی کلاین به عنوان ملاک ارزیابی برنامه های درسی ضمن خدمت در نظر گرفته شد و برای تعیین وضعیت ملاکها 106 نشانگر از متن اسناد بیرون کشیده شد و نظر متخصصان معیار قضاوت میزان مطلوبیت نشانگرها ودر نهایت ملاکها قرار گرفت. نتیجه ارزیابی وضعیت نسبتا مطلوب برنامه ها در راستای تحقق بخشیدن به هدف کلی برنامه های درسی و تربیتی دوره بود.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، برنامه درسی، آموزش ضمن خدمت، معلمان دوره ابتدایی، برنامه درسی ملی
  • مرتضی سمیعی زفرقندی*، ندا آقا کثیری صفحات 87-104
    هدف از این تحقیق، تعیین رابطه و سهم مدیریت دانش و سرمایه فکری در یادگیری معلمان بود. نوع تحقیق کاربردی و روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق معلمان آموزش و پرورش شهر تهران بود که با استفاده از جدول مورگان نمونه آماری برابر با 550 نفر برآورد شده است. روش نمونه گیری تصادفی ساده بود و ابزار تحقیق پرسشنامه سنجش میزان یادگیری جرزگومز (2005)، مدیریت دانش رضایی ملک، رادفر و رشادت جو (1391) و پرسشنامه سرمایه فکری بختیاریان شهری و فرجی(1393) بوده است. روایی و پایایی پرسشنامه ها از طریق بررسی روایی محتوایی، عاملی و محاسبه آلفای کرونباخ انجام شده است. مقدار KMO بزرگ تر از 6/0 و برابر با 735/0 و مقدار ضریب آلفای کرونباخ نیز برابر با 935/0 حاصل شد که با توجه به مطلوب بودن هر دو مقدار روایی و پایایی تائید گردید. به منظور تحلیل داده ها از روش رگرسیون خطی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت دانش و سرمایه فکری با یادگیری معلمان رابطه مثبت و معنادار دارد. بر اساس نتایج تحقیق ابعاد متغیر سرمایه فکری شامل سرمایه ساختاری، انسانی و ارتباطی هر یک به ترتیب به میزان 29، 28 و 27 درصد و ابعاد مدیریت دانش شامل شناسایی و ایجاد، به کارگیری، هدفمندسازی و انتقال دانش هریک به میزان 20، 39 و 26 درصد از متغیر ملاک، یادگیری را پیش بینی می کنند.
    کلیدواژگان: مدیریت دانش، سرمایه فکری، یادگیری، معلمان
  • عزت الله قدم پور، مریم زندکریمی*، مهدی صحرایی بیرانوند، سجاد قارلقی صفحات 105-124
    سکوت سازمانی پدیده ای متداول در سازمانها و واقعیتی موجود برای مدیران و کارکنان است. سکوت سازمانی مفهومی ناشناخته است که پژوهشهای علمی اندکی درباره آن انجام شده است.پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطهمیان رهبری اخلاقی و سکوت سازمانی با نقش میانجی سرمایه روانشناختی انجام شده است. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است و جامعهآماری آن را همه مدیران مدارس شهرستان خرم آباد در سال تحصیلی95-1394به تعداد 364نفرتشکیل داده است. نمونه آماری187تن بوده که با استفاده ازفرمول کوکرانو به روش طبقه ای باحجم متناسب انتخاب شدهاست. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری LISREL استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رهبری اخلاقی به صورت مستقیم (34/0β=) وغیرمستقیم(48/0β=) بر سکوت سازمانی اثرگذاراست(درمجموع82/0β=). رهبری اخلاقی به صورت مستقیم (74/0=β) و غیر مستقیم(001/0 =β) بر سرمایهروان شناختی اثرگذار است(درمجموع74/0β=).سرمایهروان شناختی نیز به صورت مستقیم(65/0=β) و غیرمستقیم(001/0 =β) بر سکوت سازمانی تاثیرگذار است(درمجموع65/0β=).در این رابطه زمانی که سرمایه روانشناختی به منزله متغیر میانجی وارد معادله می شود دارای قدرت بیشتری است. به عبارت دیگر می توان گفت که رهبری اخلاقی(74/0 =β) با نقش میانجی سرمایه روانشناختی(65/0=β) موجب کاهش سکوت سازمانی(34/0β=) مدیران مدارس می شود.
    کلیدواژگان: سکوت سازمانی، رهبری اخلاقی، سرمایه روان شناختی
|
  • A. Abdoli *, F. Zeinedini Meimand, M. Ayati Pages 7-30
    The present descriptive survey aimed to identify the obstacles to building and maintaining relationships in the teaching-learning process from the viewpoint of high school teachers and students in Isfahan. The statistical population of the study comprised all high school teachers and students in Isfahan (8097 and 140250 individuals, respectively). Cluster sampling method as well as random stratified sampling method were used and through taking into account the dropout rate, the sample size was determined to be 110 and 240, respectively. The instrument consisted of a self-devised questionnaire with 21 close-ended items and one open-ended item. The content validity of the instrument was confirmed by specialists and its construct validity was examined. Cronbach's alpha coefficients obtained for the reliability of “Teachers” and “Students” Questionnaires were 0.98 and 0.97, respectively. Results revealed that from the viewpoint of teachers and students the extent of obstacles to establishing relationships was higher than the theoretical average. Teachers attributed the most prevalent obstacles to building positive relations to teachers’ boredom in classroom, contradiction between teachers’ speeches and actions, and making students hopeless about pursuing their education. According to the students, the most common barriers to establishing relationships are teacher favoritism and teachers’ inappropriate reaction to students with achievement and discipline problems. Furthermore, there was a significant difference between students’ and teachers’ viewpoints on the obstacles.
    Keywords: pathology, establishing relationship, teaching-learning process
  • M. Borjali *, Z. Madbeigi, F. Gholshani Pages 31-48
    This study sought to determine the relationship between early maladaptive schemas, maternal attachment styles and anxiety disorders in children. The design of the present study was correlational and descriptive. The population of the study comprised the entire eight- to thirteen-year-old primary school boys and their mothers in the academic year 2015-2016 in District one of Tehran. Convenience sampling was utilized and 140 students alongside their mothers were selected. In the next step, the Screen for Child Anxiety Related Disorders (SCARED) was administered to the students. In addition, the mothers were evaluated with the Young Schema Questionnaire-Short Form (YSQ-SF) as well as Adult Attachment Interview (AAI) (Hazan & Shaver, 1987). The data were analyzed using Pearson correlation coefficient and multivariable regression. Results showed that abandonment schema and secure attachment of mothers were associated with anxiety disorders in children and could also predict the dependent variable. Accordingly, clinical experts need to focus attention on the findings of this study as secondary preventive measures in counseling and psychotherapy.
    Keywords: early maladaptive schemas, attachment styles, anxiety disorders, mothers, children
  • A.R. Assareh, M. Zadshir * Pages 49-64
    The present study was carried out to examine the impact of computer-assisted mathematics instruction on improving the math attitude of ninth grade girls. This quasi-experimental research had a pretest-posttest control group design. The statistical population of the study comprised all ninth grade girls in academic year 2015-2016 in Hashtgerd (N= 4141). The sample included 50 ninth graders who were selected through random multi-stage cluster sampling method and randomly assigned to experimental (N= 25) and control (N= 25) groups. The instrument consisted of Aiken Mathematics Attitude Scale (1971) which was revised by Yushau (2011). Cronbach’s alpha coefficients for the reliability of the measure were 0.85 in the present study and 0.81 in the research undertaken by Zaki (2014). The Mathematics Attitude Scale was administered to both experimental and control groups as the pretest. In the next step, the experimental group was subjected to the experimental variable (computer-aided mathematics instruction) for 16 sessions. Afterwards, the posttest was given to both groups. Results of covariance analysis showed that there was a significant relationship between computer-assisted mathematics instruction and students’ attitude toward math. In fact, computer-assisted mathematics instruction improves ninth graders’ attitude towards mathematics.
    Keywords: computer-assisted mathematics instruction, math attitude, ninth grade students
  • N. Farsi Aliabad, F. Nateghi *, M. Seifi Pages 65-86
    This research aimed to evaluate the effectiveness of the curricula for in-service training of primary school teachers in I.R. Iran to assess the fulfillment of curricular objectives. In this evaluative research, various methods including library research, comparative-qualitative content analysis, and descriptive survey method were utilized. The statistical population of the study comprised the National Curriculum, Document of Theoretical Foundations of Fundamental Reform in Education, sources related to curriculum planning and educational evaluation, primary schools teachers in Rafsanjan who had passed about ninety percent of teacher's in-service training courses (321 individuals), as well as trainers of teacher training courses (N= 21). Total population sampling was used for the documents, teachers as well as trainers and convenience sampling was used for specialized sources. Data collection tools included note-taking cards, a researcher-devised check-list, a semi-structured interview and two researcher-devised questionnaires whose validity and reliability were approved. Klein’s nine elements of curriculum (1991) served as the evaluation criteria for the in-service curricula and 106 indicators were extracted from the documents. Expert's opinions were regarded as the criteria for the desirability of the indicators and the criteria. Results of the evaluation were indicative of the relative desirability of the programs in the fulfillment of curricular objectives.
    Keywords: evaluation, curriculum, in-service training, primary school teachers, national curriculum
  • M. Samiee Zafarghandi *, N. Aghakasiri Pages 87-104
    The purpose of this study was to identify the power of intellectual capital and knowledge management in predicting teachers’ learning. In this applied research, the design was descriptive and correlational. The statistical population of the study comprised all schoolteachers in Tehran. The sample size was determined to be 550 according to Morgan’s table and the participants were selected through simple random sampling method. The instruments consisted of Organization Learning Capability Scale (Jerez-Gómez, 2005), Knowledge Management Questionnaire (Rezai Malek, Radfar & Reshadatjou, 2012) as well as Intellectual Capital Questionnaire (Bakhtiyariyan Shahri & Faraji, 2014). Despite the fact that the instruments had already been standardized, their validity and reliability were examined through content validity, factorial validity and Cronbach’s alpha coefficient. The KMO index was greater than 0.6 and equal to 0.735 and the internal consistency of the measure was 0.935. Hence, the validity and reliability of the instruments were approved. The obtained data were analyzed through linear regression analysis. Results revealed that there was a significant, positive relationship between knowledge management, intellectual capital, and teachers’ learning. Furthermore, the results demonstrated that dimensions of intellectual capital, i.e., structural, human, and relational capital, held the power for predicting 29, 28, and 27 percent of variance in teachers’ learning. Moreover, dimensions of knowledge management, i.e., knowledge identification, creation, and transfer, could predict 20, 39 and 26 percent of variance in teachers’ learning.
    Keywords: knowledge management, intellectual capital, learning, teachers
  • E. Ghadampour, M. Zand-E-Karimi *, M. Sahraee Beiranvand, S. Gharloghi Pages 105-124
    The present study examined the mediating role of psychological capital in the relationship between ethical leadership and organizational silence. In this descriptive, correlational study the statistical population comprised all school principals in Khorramabad in academic year 2015-2016 (N= 364). The sample which was drawn based on Cochran’s formula and stratified sampling method included 187 individuals. LISREL program was used and the obtained data were analyzed through structural equation modeling (SEM). Results indicated that ethical leadership had direct (β = 0.34) and indirect (β = 0.48) effects on organizational silence (total effect = 0.82). In addition, ethical leadership had direct (β = 0.74) and indirect (β = 0.001) effects on psychological capital (total effect = 0.74). Furthermore, psychological capital had direct (β = 0.65) and indirect (β = 0.001) effects on organizational silence (total effect = 0.65). In this relationship, psychological capital has more statistical power when it enters the equation as the mediator. More specifically, ethical leadership (β = 0.74) can reduce organizational silence (β = 0.34) through the mediating role of psychological capital (β = 0.65) among school principals.
    Keywords: organizational silence, ethical leadership, psychological capital