فهرست مطالب

جاویدان خرد - سال چهاردهم شماره 31 (بهار و تابستان 1396)
  • سال چهاردهم شماره 31 (بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • رضا کوهکن* صفحه 1
    نام هانری کربن با دو دایره گره خورده است: دایره ارانوس و دایره تهران؛ دایره هایی که مطابق منظر کربن، می توان آنها را به درستی رمزی و مثالی خواند. این مقاله به دایره تهران اختصاص دارد، دایره ای تحقیقی که با حضور اندیشمندانی چند، و با محوریت دو شخصیت از شرق و غرب، علامه سید محمد حسین طباطبایی و هانری کربن، شکل می گرفت. برغم همه مشکلات فنی و فیزیکی ارتباط کلامی، این دو مرد، به خوبی با یکدیگر «مقابله»، مبادله و مفاهمه می نمودند، چرا که قلوب آن دو به روی یکدیگر گشوده بود. و این چنین، آن دو تاثیراتی ماندگار بر یکدیگر و اطرافیان خویش بر جای گذاشتند. در این مقاله، گشایش و آغاز دایره، ویژگی های مبادله و مفاهمه مزبور، و سرانجام، پایان و فرجام آن دایره بررسی شده است.
    کلیدواژگان: علامه سید محمد حسین طباطبایی، هانری کربن، دایره تهران، گفتگوی شرق و غرب
  • مهدی انشایی * صفحات 5-19
    در میان فلاسفه متاخر،آراء و اندیشه های ملاصدرا به ویژه نظریه اصالت وجود، تاثیر به سزایی در مباحث فلسفه به جای گذاشت. ساختار فلسفی پیشین را دگرگون ساخت و نظام ماهوی را کنار زد و در بسیاری از مسائل فلسفی از جمله: جعل ، علیت، حرکت، وحدت، کثرت و... سخنان بدیعی را به جهان فلسفه ارائه کرد.مسئله اصالت وجود، اگرچه در آثار صدرا و تابعین وی به کرات درباره آن بحث شده است، همچنان از زوایایی اساسی دچار ابهام است. بازخوانی دقیق مسئله ما را به این نتیجه می رساند که اصالت وجود، همسایه بلافصل گزاره اول فیلسوف بلکه تفسیر دقیق تر آن است و پذیرش هر گزاره ای غیر از اصل واقعیت، پس از آن معنا دارد. بعد از پذیرش اصل واقعیت اولین مسئله به لحاظ منطقی، «یکه» یا «تکه» دانستن واقعیت است که تقسیمی ثنائی است و شق ثالث ندارد و اصالت وجود عبارت است از یکه دانستن واقعیت و لذا متعلق اصالت، وجود مطلق است.
    کلیدواژگان: واقعیت، مفهوم یکه، مفهوم تکه، وجود، ماهیت
  • جمشید جلالی شیجانی * صفحات 21-40
    سیدمحمد نوربخش، اهل قائن خراسان، از عرفای سده نهم هجری در دوره تیموری است. وی از شاگردان میرسید شریف جرجانی و عالم بزرگ شیعی، ابن فهد حلی و در طریقت مرید خواجه اسحاق ختلانی(مقتول826) است. از جمله شاگردان معروف وی شمس الدین محمد لاهیجی صاحب مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز است. نوربخش و پیروان وی در رواج تشیع و زمینه سازی ظهور صفویه در ایران نقش مهمی را ایفا نمودند. از وی آثار متعددی برجای مانده است که برخی از آن ها تاکنون تصحیح انتقادی نشده است. یکی از این آثار، رساله معاش السالکین است که بر اساس چهار نسخه خطی، توسط نگارنده تصحیح انتقادی و تنقیح شده است. این رساله در برابر پرسش یک از مریدان نوربخش درباره حلال و حرام و چگونگی تفاوت گفته علمای اسلام در این زمینه، شکل گرفته است. او سعی کرده است به شیوه ای اخلاقی و عرفانی، با بیان آیات قرآن و احادیث نبوی، و ذکر اقوال و اشعار و حکایات از عرفایی همچون سید علی همدانی، خواجه اسحاق ختلانی، مولوی و دیگران، مساله شرعی حلال و حرام را به شکلی زیبا و هنرمندانه به تصویر بکشد. تاکید عمده در این رساله، بر اصل ظاهر شریعت مصطفوی(ص) و باطن شریعت مرتضوی(ع)، جمع میان ظاهر و باطن و شریعت و طریقت و فقه و عرفان است.
    کلیدواژگان: معاش السالکین، سیدمحمد نوربخش، تصحیح انتقادی، فقه، عرفان
  • جواد دانش* صفحات 41-64
    برهان غیرمستقیم پیامد در پی آن است که با تشبث به اصل امکان های بدیل ناسازگاری تعین گرایی علی و مسئولیت اخلاقی را نشان دهد و از این رو از یکسو مدعی است که تعین علی موجب می گردد که کنش های انسان برآمده از رخدادهای گذشته و قوانین طبیعت و در نتیجه فاقد امکان بدیل باشد، و از سوی دیگر تاکید می کند که مسئولیت اخلاقی انسانها به چنین آزادی انتخاب و کنشی برای برگزیدن و کنشگری محتمل خلاف واقع متکی است. بدین ترتیب از منظر ون اینوگن ترسیم جهان متعینی که به نحو معناداری بتوان در آن عامل های اخلاقی را از منظر اخلاقی در قبال فعل و یا ترک فعل شان مسئول قلمداد نمود ناممکن خواهد بود. در این مجال به تبیین و ارزیابی دو مولفه مدعای ون اینوگن در چارچوب فلسفه اسلامی و نسبت ضرورت سابق علی و اختیار عامل در آن و نیز الگوی فرانکفورتی و رابطه مسئولیت اخلاقی شخص و امکان بدیل برای وی خواهیم پرداخت.
    واژگان کلیدی: برهان پیامد. ون اینوگن. مسئولیت اخلاقی. اصل امکان های بدیل. الگوی فرانکفورتی
    کلیدواژگان: برهان پیامد، ون اینوگن، مسئولیت اخلاقی، اصل امکانهای بدیل، الگوی فرانکفورتی
  • مصطفی زالی* صفحات 65-88
    ارسطو در بیان موضوع مابعدالطبیعه تعابیر متعددی دارد که موجب ابهام در تعیین مقصود نهایی او و شکل گیری دو فهم الهیاتی و هستی شناختی از سرشت مابعدالطبیعه شده است. همبسته با همین مساله، در آثار کلاسیک و نیز پژوهش های ثانوی مکرر اشاره شده است که ابن سینا با طرح تفکیک میان موضوع و مسائل مابعدالطبیعه، موجود بما هو موجود را به عنوان موضوع این علم و خدا و مفارقات را از مسائل آن دانسته و در نتیجه این ابهام را مرتفع نموده است. ولی ارسطو در تعیین موضوع مابعدالطبیعه، وجود را نه مشترک معنوی و نه مشترک لفظی، بلکه از سنخ πρὸς ἓν دانسته است و از سوی دیگر وحدت علم را به وحدت موضوع و شرط موضوع قرار گرفتن یک مفهوم را برای علم اشتراک معنوی دانسته است. این مقاله با تمرکز بر مفهوم تشکیک در فلسفه اسلامی نشان می دهد که چگونه ابن سینا و ملاصدرا، با مشترک معنوی دانستن مفهوم وجود و در عین حال قائل شدن به حقیقتی عینی برای آن، موضوع مابعدالطبیعه را به عنوان حقیقتی نفس الامری در جهان خارج احراز کرده و در نتیجه مابعدالطبیعه را اولا دانشی درجه اول و ثانیا ناظر به تمام مراتب وجود دانسته اند.
    کلیدواژگان: ارسطو، مابعدالطبیعه، ابن سینا، خارجیت وجود، تشکیک
  • محمد سوری*، محمود سوری صفحات 89-108
    مکتب بغداد مهم ترین مکتب در میان صوفیه بوده است و هم چنان تا روزگار ما مشایخ بغداد و اقوالی که از آنان باقی مانده است بر تصوف و عرفان اسلامی تاثیرگذارند. درباره برخی از مشایخ بغداد پژوهش هایی صورت گرفته است (از جمله جنید و حلاج و شبلی)، ولی برخی دیگر از مشایخ که اهمیت کم تری نیز نداشته اند کماکان در بوته فراموشی هستند. یکی از مشایخ بزرگ مکتب بغداد ابومحمد جعفر بن محمد خلدی بغدادی معروف به جعفر خلدی است که در تصوف از شاگردان اصلی جنید بغدادی به شمار می رود و در عین حال محدثی بزرگ بوده است. از همه این ها مهم تر این است که با وجود اینکه در آن عصر همه یا بیشتر مشایخ صوفیه، دست کم در ظاهر، از اهل سنت بوده اند، جعفر خلدی گرایش های خاصی به اهل بیت و پیروان آن ها داشته است. با توجه به اینکه در زبان فارسی حتی یک مقاله مستقل درباره جعفر خلدی وجود ندارد (به جز دو مدخل «خلدی» در دانشنامه جهان اسلام و دایرهالمعارف بزرگ اسلامی که مشحون از اطلاعات نادرست یا ناکافی درباره خلدی است)، مقاله حاضر را می توان فعلا شناخت نامه ای مختصر درباره این عارف بزرگ دانست که لازم است در مقالاتی دیگر به اندیشه ها و آثار او به تفصیل پرداخته شود.
    کلیدواژگان: مکتب عرفانی بغداد، شاگردان جنید بغدادی، جعفر خلدی، آثار جعفر خلدی
  • لادن صالحین * صفحات 109-124
    نظریه تناسخ در معنای مصطلح و شایع آن به انتقال نفس (ادامه حیات نفس) از بدنی به بدن دیگر (انسان، حیوان، نبات و جماد) پس از مرگ، اطلاق شده است.این نظریه بواسطه ارتباط تنگاتنگ خود با واقعه مرگ ومراحل پس از آن ، از دیربازمحل تامل اندیشمندان ومتفکران سراسر جهان بوده است.این آموزه به جهت محتوای معرفتی مدعای خود،در هریک ازحوزه های تفکر اسلامی، ازجمله حوزه های فقهی،کلامی،فلسفی وعرفانی بازتاب های متعددی داشته است که در غالب آنها ، مورد طرد و رد منطقی قرار گرفته است.یکی از عرصه های قابل تامل مورد بررسی قرار گرفته شده این اندیشه،حوزه تفکرعرفانی است که بواسطه انتخاب ابزارکشف و شهود ،سطوح تحلیل عمیقتر و متفاوت تری ازآموزه تناسخ را در اختیار صاحبنظران و اندیشمندان قرار داده است.این مهم،در این مقاله با تعالیم برجای مانده از عارف نامدار ایرانی،شیخ محمود شبستری ( 687 - 740 ه.ق ) مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: تناسخ، تناسخ مصطلح، شیخ محمود شبستری، مسخ، تناسخ عرفانی
  • ابوالحسن غفاری * صفحات 125-139
    عدم تجرد نفس حیوانی و به طریق اولی نفس نباتی در حکمت مشاء مسلم گرفته شد، اما صدرالمتالهین به اثبات تجرد نفس حیوانی موفق شد، ولی برهان روشنی در اثبات تجرد نفس نباتی اقامه نکرده است؛ با این حال می توان از مطاوی کلمات و اصول فلسفه او تجرد نفوس نباتی را دریافت کرد. اوتصریح دارد که نفس نباتی بهره ای از ملکوت دارد.
    ملارجبعلی تبریزی حکیم مشایی است، و با اقامه برهان حرکت، تجرد نفس نباتی را اثبات میکند.
    در علامه طباطبایی می توان اشاراتی به مساله تجرد نفس نباتی پیدا کرد. علامه طباطبایی از یک سو با برهان هوای طلق که ملاصدرا در اثبات تجرد نفس حیوانی بدان تمسک کرده است با تردید برخورد کرده است و از سوی دیگر در مساله علم موجود زنده نسبت به خویش، طوری سخن گفته است که مانع از سرایت آن به نفس نباتی نیست، از سوی سوم او نیز تجرد را دارای مراتبی از شدت و ضعف میداند و همین مساله می تواند در اثبات تجرد نفس نباتی جاری و ساری باشد.
    کلیدواژگان: نفس نباتی، تجرد، ملاصدرا، ملارجبعلی تبریزی، علامه طباطبایی
  • طیبه کرمی* صفحات 141-156
    آغاثاذیمون و هرمس، در متون کهن یونانی و مصری به داشتن علوم رمزی از قبیل کیمیاء و حکمت شناخته می شوند و نیز آن دو را سرچشمه همه دانش ها و حتی صنایع به شمار می آورند که علوم از منبع الهی و قلمرو فوق طبیعت، برای آنها حاصل شده است. نزد صابئین و سپس در جهان شناسی حکمای مسلمان این تفکر نمود بیشتری پیدا کرده و بیشتر رنگ دینی به خود گرفته است. چنانکه هرمس با ادریس (ع) و آغاثاذیمون با شیث (ع) تطبیق داده می شود. در این چارچوب فکری، برای فراگیری علوم و حکمت نیاز به وجود استاد و راهنما است که گاهی این استاد، معنوی است. به این معنا که ورای قلمرو زمان و مکان، به هدایت طالبان و مشتاقان می پردازد. در منظر سهروردی و حکمای پس از او چنین نقشی، با جایگاه رب النوع و نیز طباع تام، قابل تطبیق است. سهروردی و سایر حکمای سلامی معتقدند که فلسفه منشا الهی داد و بواسطه کسانی مانند هرمس به دست بشر رسیده است. بنابراین هرمس «ابوالحکماء» است.
    کلیدواژگان: آغاثودیمون، هرمس، حکمت، صابئین
  • فاطمه لاجوردی* صفحات 157-182
    در جهان شناسی مزدایی، امشاسپندان تجلیات اهورامزدا و کارگزاران او در آفرینش، پرورش و نگاهداری جهان اند و در هدایت انسان و راهیابی او به سعادت نیز نقش مهمی دارند. در سرتاسر متون دینی مزدایی به این فروزه های الهی که به دو گروه مونث و مذکر تقسیم می شوند، اشاره شده و آنان در همه جا موجوداتی دارای جنبه الوهی، هوشمند و در خور ستایش و نیایش به شمار آمده اند. افزون بر این، هر یک از این امشاسپندان با یکی از آفرینشهای اهورامزدا (همچون آسمان، زمین، آب، گیاه، جانور، انسان و آتش) پیوندی ویژه دارد و نگاهبان و موکل آن شمرده می شود. هر بخش از آفرینش نیز نماد یک امشاسپند یا صورت گیتایی او به شمار می آید و از همین رو، شایسته مراقبت و احترام است. در این پژوهش کوشش بر آن است که با بررسی اوستا و متون پهلوی نقش این تجلیات اهورامزدا در جهان شناسی زرتشتی، در کنار اهمیت هر یک از آنان در سلوک فردی مورد توجه قرار بگیرد.
    کلیدواژگان: امشاسپندان، دین مزدایی، اوستا، متون پهلوی، جهان شناسی زرتشتی
  • عبدالله محمدی* صفحات 183-202
    نحوه رابطه ایمان با دلیل عقلی از مسائل مهم فلسفه دین است. غزالی به منزله منتقد جدی فلسفه و کلام، از سویی علم کلام را حرام و عموم مردم را از ورود به این علم نهی می کند و از سوی دیگر انتقادات جدی بر کسانی دارد که سعی دارند ایمان دینی را بر پایه های دلایل کلامی و عقلی استوار کنند. وی ایمان مبتنی بر دلیل عقلی را در معرض شبهات و به همین دلیل زوال پذیر و ایمان عوام را راسخ تر از ایمان مبتنی بر دلایل عقلی می داند. غزالی معتقد است ایمان عموم مسلمین صدر اسلام نیز ایمان تقلیدی بوده است که با عبادت و قرائت قرآن تقویت شده است. مخالفت غزالی با کاربست روش عقلی در ایمان، تا حدی است که بسیاری وی را ایمان گرای مسلمان دانسته اند. در این مقاله ابتدا دیدگاه غزالی شرح و سپس به مهمترین کاستی های نظریه وی در باب ایمان اشاره شده است. تفسیر غزالی از ایمان، زمینه ساز نسبیت گرایی و کثرت گرایی در دین است. وی به رابطه ایمان و تصدیق نظری بی توجه بوده و گزارشی ناقص از سیره پیامبر(ص) را ملاک قرار داده است.
    کلیدواژگان: ایمان، غزالی، ایمان گرایی، ابتناء ایمان بر دلیل، استدلال عقلی
  • حسن میانداری * صفحات 203-230
    سعادت در فلسفه اخلاق ارسطو محوریت دارد. اما بین مفسران ارسطو درباره چیستی سعادت، راه شناخت آن و امور مرتبط دیگر، اختلاف نظر وجود دارد. جان مکدول تفاسیر جدیدی از این مباحث به دست داد که مورد توجه صاحب نظران قرار گرفت. به نظر او مقوم سعادت، افعال مطابق با فضیلت است. این افعال ارزش ذاتی واقعی دارند. و تنها فضیلتمند می تواند چنین افعالی را بشناسد. ما استدلال می کنیم که ارسطو به «مراتب سعادت» قائل بود: «سعادت حیوانی»، «سعادت انسانی» و «سعادت الهی». «سعادت حیوانی» پایین ترین مرتبه سعادت و «سعادت الهی» بالاترین مرتبه آن است. آنچه مکدول می گوید به «سعادت انسانی» مربوط است. بر این اساس استدلال می کنیم که در دو سطح سعادت انسانی و سعادت الهی، فضایل هستند که ارزش ذاتی دارند و ارزش افعال فرع بر ارزش فضایل است. و نیز امکان شناخت تا حدی برای برخی غیرفضیلتمندان هم وجود دارد. و این امکان با رشد اخلاقی بیشتر می شود.
    کلیدواژگان: فلسفه اخلاق، سعادت، ارسطو، خود، خدا
|
  • Reza Kouhkan * Page 1
    Le nom dHenry Corbin est lié à celui de deux "cercles": cercle de Téhéran, et cercle dEranos, cercles que lon pourrait qualifier, conformément à la vision de Corbin, comme symboliques. Ce qui nous intéresse ici, cest le cercle de Téhéran. Il sagit en effet, dun cercle d'études, accueillant lassistance de plusieurs penseurs, mais animé par deux grandes personnalités, lune de lOccident, lautre de lOrient, à savoir Henry Corbin et Allâmah Tabâtabâï. Malgré les difficultés dun dialogue parlé, la compréhension mutuelle et laccord de deux hommes étaient parfaits, car leurs coeurs étaient ouverts mutuellement lun à lautre. Et cest ainsi quils imprimèrent une impression persistante, lun sur lautre, ainsi que sur leurs alentours. Cet article soccupe de louverture et du début du cercle, les caractéristiques de l'échange didées, et enfin, sa fin et son destin final .
    Keywords: Henry Cobin, Allâmah Tabâtabâï, cercle de Téhéran, dialogue entre lIslam et le christianisme
  • Mehdi Enshaei * Pages 5-19
    Among recent philosophers, mollasadra's thoughts and ideas especially that of the fundamentality of existence , putting a great influence on discussions of philosophy, has transformed the previous philosophical structure, called the quidditive system to challenge and presented new ideas in lots of philosophical issues such as Making, Causality, Movement, Unity, Multiplicity, etc .Although the fundamentality of Being has been discussed numerous times in the works of Mulla Sadra and his followers, it is still ambiguous from some basic points of view.
    Careful revisiting of the issue, we conclude that fundamentality of Being is the neighbor's next door to the first proposition of philosopher. Rather it is more accurate interpretation of the proposition and following it, acceptance of any statement other than principle of reality (the first proposition) will be meaningful . After accepting the reality itself , logically the first question is "unique" or "separate" regard of reality which is a dichotomic division and has no third alternative. By fundamentality of Being, we mean that reality is “unique”. Therefore, the object of fundamentality is absolute being.
    Keywords: reality, unique concept, separate concepts, being, quiddity
  • Jamshid Jalali Sheyjani * Pages 21-40
    Seyed Mohammad Nourbakhsh from Khorasan Qaen mystics of the ninth century AD, the Timurid period. He was a disciple of the noble and great scholar of Shia Jarjani, Fahd Ibn Ishaq solution and Khwaja Sufi disciple Khotalânî (killed 826), respectively. Including his famous disciples Muhammad Lahiji the Mafatih al-Ijaz fi Sharh Golshan Raz. Nourbakhsh and his followers spread of Shiism in the context of the rise of the Safavids in Iran played a role. He left several works, some of which has been critical edition. One of thesis Alsalkyn livelihood is based on four manuscripts and expurgate is critical edition by the author. This thesis is the question of the disciples Nourbakhsh about the difference between lawful and unlawful, and how Muslim scholars in this field, is formed. He has tried to moral and spiritual manner, with verses of the Quran and the traditions of the Prophet, and listed as Sayyid Ali Hamadani sayings and poems and anecdotes from Mystics, Khwaja Ishâq Khotalânî, Rumi and others, lawful and unlawful legal issue to aesthetics and artistically portray. The main emphasis in this paper, based on the appearance of Sharia Mostafavi and backend Sharia Mortazavi, the sum of the apparent and the hidden and the law and Path and Jurisprudence and Mysticism.
    Keywords: Maash al-Salikin, Seyed Mohammad Nourbakhsh, Critical Edition, Jurisprudence, Mysticism
  • Javad Danesh * Pages 41-64
    The consequence indirect argument on the strength of the principle of alternative possibilities (PAP) seeks to establish that causal determinism is incompatible with moral responsibility. So on the one hand, it claims that causal determinism will cause human actions arising from past events and the laws of nature and thus we have no alternative possibilities of any sort. On the other hand it insists that human moral responsibility depends on such freedom of choice and action for activity in counterfactual sequence. Thus, from the perspective of Van Inwagen, drawing of a determined world that in which a moral agent can meaningfully be held morally responsible for what he does or does not would be impossible. In this paper, we will explain and evaluate two components of Van Inwagen's claim within the framework of Islamic philosophy and Frankfurtian rule.
    Keywords: Consequence argument. Van Inwagen. Moral responsibility. Principle of alternative possibilities. Frankfurtian rule
  • Mustafa Zali * Pages 65-88
    Aristotle has various phrases for the subject matter of metaphysics which leads to ambiguity not only in understanding his ultimate intention but also results in formation of two theological and ontological conceptions of the nature of metaphysics. Correlated to this problem, it has mentioned frequently in classic literature and secondary studies that Avicenna has proposed the being qua being as the subject of this science and God and immaterial substances as the purpose of it and therefore has resolved the ambiguity. But Aristotle in determination of Subject matter of metaphysics has considered being neither univocal nor equivocal, but as the third kind i.e. πρὸς ἓν and also ascribed univocacy as the condition of unity of a science. By focusing on the concept of modulation in Islamic Philosophy, this article shows how Avicenna and Sadra with univocacy of being and accepting externality for it, has proved the subject of metaphysics as an extra-mental unified thing. Hence they have firstly counted metaphysics as a first order knowledge and secondly considered it as a knowledge about all degrees of reality.
    Keywords: Aristotle, Avicenna, Metaphysics, Externality of Being, Modulation
  • Mohammed Soori *, Mahmood Soori Pages 89-108
    The School of Baghdad is the most important schools among the Sufism and still has its influence on the other Sufi Schools. Although there are inquiries about some of the members of this school such as al-Junayd, al-Shiblī and particularly al-Ḥallāj but there are others masters who are not less important but nothing has said about them. One of these "unknown" masters is Abu Muḥammad Jaʿfar b. Muḥammad b. Nuṣayr b. Qāsim al-Khawwāṣ al-Baghdadī (867-959) known as Jaʿfar al-Khuldī, one of the great Sufis and Muḥaddith of 9th and 10th centuries in Baghdad. This essay studies shortly the life, thoughts, and works of him. He was born, grew up, and then died in Baghdad; and although he travelled to other Sufi centers and learned from their great Sufis, during his long life was able to be a shaykh of Baghdad Sufis and to see an ups and downs of the Sufism of Baghdad. It is true that most of the Sufis of that time, including Jaʿfar al-Khuldī, were belong to Sunni thought but he looks to the Ahlulbayt in a way that perhaps we can call him a semi-Shiʿa Sufi.
    Keywords: Sufi School of Baghdad, Junayd of Baghdad, Jafar al-Khuld?, Works of Jafar al-Khuld?
  • Ladan Salehin* Pages 109-124
    The general meaning of reincarnation theory refers to the intuition of self from one body to another (humans, animals, plant , inanimate ) after death. This theory with this close connection to events of death and stages of the afterlife, for a long time has been a focal point for thoughtfuls or philosophers and intellectuals all around the world. The allegation of this spiritual teaching have had a great amount of feedback in each domain of thought of Islamic world including: jurisprudence, Theology , philosophy, theosophy, … and in most case has had a logical repulse.
    Theosophic view is one of the noticeable and examined fields of this ideology that reacts this belief and thought, with the help of mystical intuition and insight, has given a deeper and broader perspective on the teachings of reincarnation. This important with the teachings of the Iranian renowned sufi , Sheikh Mahmoud Shabestari in 1288 (687 AH), have been examined and analysed throughout this article.
    Keywords: Sheikh Mahmoud Shabestari, reincarnation, transmigration, Metamorphosis
  • Abolhasan Ghafari * Pages 125-139
    Immateriality of Animal and vegetable soul has been accepted in Peripateticism, but Mulla Sadra succeeded in proving the immateriality of animal soul, But has not established clear proof to prove the immateriality of the soul vegetable . However, it can be understood from the words and principles of his philosophy. He said his words on this subject in a few steps.
    Mulla rajaballi tabrizy is Peripateticity, rajaballi tabrizy is opposed to Mulla Sadra . He knows The soul in creation is immateriality. He has demonstrated proof of the immateriality of the soul vegetable.
    in the Alama Tabatabaiy can be found in the references of the immateriality of the soul vegetable.
    He knows aware of all living organisms. This saying also encompasses plants, On the other hand, he says: the immateriality is degrees. This saying also includes vegetative soul.
    Keywords: Immateriality, vegetable of soul, mulla sadra, mulla rajaballi tabrizy, Alama Tabatabaiy
  • Tayebe Karami * Pages 141-156
    In ancient Greek and Egyptian texts, Agathodaimon and Hermes are known to have occult science that is the study of a deeper spiritual reality that extends beyond pure reason and the physical sciences .Also they were the source of all knowledges and industries, through their connection with the divine source and metaphysics. Thinking so in Sabein cosmology and then in Islamic Philosophy world view became stronger and more religious. In doing so Hermes has identified with Edris and Agathodaimon with Sheith. In this framework of thought, It is necessary the existence of a master and guide which is sometimes beyond the realm of time and space. He is a spiritual teacher, which in Sohrawadi and later sages is identified with spatial and personal deity (god). Sohrawadi and other Islamic Philosopher believe that philosophy is a revelation from God through the sages like Hermes. Therefore Hermes is the father of philosopher.
    Keywords: Agathodaimom, Hermes, Sabein, Hekmat
  • Fatemeh Lajevardi * Pages 157-182
    In Zoroastrian cosmology, Aməša Spəntas are considered as Ahuramazda’s manifestations and his agents in creating, nurturing and preserving the world, and they play an important role in guiding human beings towards the eternal bliss. Almost all Mazdean texts refer to these divine beams in two groups of males and females, and everywhere in these texts they are viewed as divine, intelligent beings, worthy of praise and adoration. Moreover, each of these Aməša Spəntas is closely related to one of Ahuramazda’s creations (sky, earth, water, plant, animal, man and fire) and is known to be its guardian and custodian. Each part of creation in its turn is also the symbol of a particular Amshaspand, and accordingly it is required to be respected and taken care of. This essay tries to illustrate the place of these manifestations of Ahuramazda in Mazdean cosmology and their importance in individual spiritual wayfaring, through investigating the Avesta and Pahlavi texts.
    Keywords: Am??a Sp?ntas, Mazdaism, Avesta, Pahlavi Texts, Zoroastrian Cosmology
  • Hassan Miandari * Pages 203-230
    Eudaimonia is central for Aristotle's moral philosophy. But there is disagreement about the nature of eudaimonia, how to know it, and some other related issues. John McDowell proposed new interpretations about these matters and his views have been taken seriously by Aristotle scholars. According to McDowell virtuous actions are constitutive of eudaimonia. These actions are intrinsically and really valuable. And only the virtuous person can know them. We argue that there is a "hierarchy of eudaimonia" in Aristotle's ethical system: "animal eudaimonia," "human eudaimonia," and "divine eudaimonia." "Animal eudaimonia" is the lowest level and "divine eudaimonia" is the highest. What McDowell is saying is related to "human eudaimonia." We suggest that moral and intellectual virtues are intrinsically good at human and divine levels and the value of actions are derivative from the value of virtues. And non-virtuous is partly able to gain knowledge. And this ability strengthen by moral development.
    Keywords: moral philosophy, eudaimonia, Aristotle, self, God