فهرست مطالب

آینه میراث - سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 60، بهار و تابستان 1396)
  • سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 60، بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/12
  • تعداد عناوین: 14
|
  • صفحات 5-9
  • محمود عابدی، بدریه قوامی صفحات 11-30
    جلال الدین محمد مولوی زبان و ادب اهل خراسان را آموخته بود و در میراث زبانی او کلماتی از زبان ترکی و ترکی مغولی وجود داشت.
    از سوی دیگر، او در سال های شاعری خود، در حوزه ای می زیست که زبان عامه مردم آن ترکی عثمانی بود. از این رو طبیعی است که در شعر او کلماتی ترکی دیده شود؛ هم از آن کلماتی که در آثار فارسی پیش از او به کار رفته اند و هم از گروهی که برای نخستین بار آن ها را در شعر فارسی و در شعر او می بینیم. تامل در نوع کاربرد این کلمات ترکی نشان می دهد که آن ها غالبا از زبان محاوره اطرافیان شاعرند و به اقتضای موقعیت و الزام فهم مخاطبان ترک زبان مولانا در شعر او راه یافته اند و هیچ نوع گرایش ذوقی آشکاری وی را به استخدام این کلمات سوق نداده است. ما در مقاله حاضر، مجموعه این کلمات و چند تعبیر و ترکیب ترکی را که در غزلیات مولانا باز شناخته ایم، تعریف کرده ایم.
    کلیدواژگان: غزلیات مولوی، زبان شعر مولوی، کلمات ترکی در شعر فارسی، کلمات ترکی در شعر مولوی
  • مرتضی کریمی نیا صفحات 31-70
    قرآن های منسوب به دستخط امامان شیعه (ع) مجموعه ای از قدیم ترین مصاحف قرآنی در جهان اسلام و به ویژه ایران را تشکیل می دهند. بیشتر این مصاحف اکنون در کتابخانه ها و موزه های ایران، و پس از آن در عراق، ترکیه، مصر، یمن، هند، و برخی کشورهای اروپایی چون انگلستان و آلمان نگهداری می شوند. مقاله حاضر به بررسی کلی ویژگی های یکی از نسخه های قرآن منسوب به امام علی بن موسی الرضا (ع) به شماره 1586 می پردازد و نشان می دهد که پاره های دیگر این اثر که سال ها پیش از عراق به ایران منتقل، و وقف حرم رضوی شده، در نسخه ای دیگر در همان کتابخانه (به شماره 4354) و نیز در چند مجموعه شخصی در خارج از ایران (ارائه شده در حراج های لندن) وجود داشته است، و این آثار، در واقع، مکمل یکدیگرند. همچنین شباهت هایی آشکار میان امضای الحاقی موجود در این قرآن و ترقیم 9 نسخه قرآنی دیگر در ایران و سایر کشورها وجود دارد. بررسی متن هر دو نسخه نشان می دهد که کاتب نسخه، متن قرآن را احتمالا در نیمه دوم قرن دوم یا نیمه نخست قرن سوم مطابق مکتب بصری کتابت کرده است؛ چه، بررسی مواضع خاص مربوط به جدول اختلاف قرائات و نیز نظام عد الآی (شمارش آیات قرآن) در این نسخه بیشترین شباهت را به کتابت بصری نشان می دهد. این متن که در اصل بدون نقطه بوده، بعدها به دست افرادی دیگر نقطه گذاری و اعراب گذاری شده است، و همین نقطه گذاری منجر به راه یافتن برخی اشتباهات قرائتی و نیز شماری اختلاف قرائات در آن شده است.
    کلیدواژگان: مصاحف کوفی، کتابخانه آستان قدس رضوی، قرآن امام رضا (ع)، کتابت قرآن، تاریخ قرآن، قرآن شماره 1586
  • رحمان مشتاق مهر صفحات 71-103
    تصحیح انتقادی استاد فروزانفر از غزلیات شمس در فاصله سال های 1336-1344 توسط دانشگاه تهران انتشار یافت. این چاپ، زمینه بازخوانی های ذوقی و مطالعات عمیق تر درباره عرفان و اندیشه و هنر شاعری مولانا را فراهم کرد. نخستین گزیده از غزلیات شمس بر اساس نسخه فروزانفر را استاد شفیعی کدکنی در سال 1352 منتشر کرد و با این کار، زمینه آشنایی بسیاری را با مولانا فراهم آورد و بسیاری را نه تنها با مولانا، بلکه با ادبیات کلاسیک آشتی داد. شفیعی با اذعان به عظمت کار فروزانفر، تصحیح دیگری از غزلیات را ضروری دانست. در سال 1387 بعد از 26 سال وقتی گزیده مفصل تر استاد از غزلیات انتشار یافت، معلوم شد که ایشان از جهت تصحیح نسخه، جز ترجیح چند نسخه بدل و اعمال چند تصحیح قیاسی کاری نکرده ا ند، اما به تصریح خود ایشان، تعلیقات غزل ها، حاصل سی وپنج سال مطالعه مستمر در ادب و عرفان ایرانی و اسلامی است. این مقاله بازخوانی غزل ها بر اساس تعلیقات استاد و بیان نکاتی انتقادی و استحسانی و تکمیلی درباره آن هاست.
    کلیدواژگان: مولوی، غزلیات شمس، فروزانفر، شفیعی کدکنی، غزلیات شمس تبریز (کتاب)
  • سید سعید میر محمد صادق، عطا الله حسنی صفحات 105-128
    در باب وجوه گوناگون تاریخ اجتماعی ایران پژوهش های اندکی انجام شده است؛ شاید یکی از دلایل آن، کم بودن منابع است که موجب شده پژوهش در این حوزه خواستاران کمتری پیدا کند. هرچند منابع درباره موضوع تاریخ اجتماعی ایران بسیار کم است، اما این مانعی برای پژوهش نبوده است، زیرا پس از استخراج رخدادهای اجتماعی از خلال وقایع نامه های سیاسی، با بهره گیری از منابع مکمل هم عصر (مانند کتاب های لغت، و متون ادبی، فقهی و حتی متن هایی در باب کشاورزی و...) و نیز سفرنامه ها و اسناد، می توان پژوهشی مطلوب در حوزه تاریخ اجتماعی و فروع این حوزه انجام داد. این مقاله درصدد است تا با نگاهی تحلیلی به منابع تاریخی دوره صفوی، جامعه نگاری روستایی را در این آثار بررسی کند.
    کلیدواژگان: تاریخ صفویه، متون تاریخی، تاریخ اجتماعی، جامعه روستایی
  • سجاد آیدنلو صفحات 129-149
    در سال 1339 ه‍.ش کتابی به نام کلیات شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی در تبریز چاپ شد که به نثر ترکی است و برخلاف نام آن، ترجمه یا بازنویسی شاهنامه نیست. این متن در اصل یک طومار نقالی است که دو داستان آن در سال 1039ق به فارسی تدوین/ تحریر و در سال 1164ق به ترکی ترجمه شده است. بر این اساس، پیشینه نقل و تدوین بخشی از روایات آن به ادوار صفوی و افشاری می رسد. محتوای داستانی این طومار از فرمانروایی گیومرث تا پایان کار اشکانیان و یکی دو داستان از روزگار ساسانیان را شامل می شود و از نظر گستره روایی به دلیل پرداختن نسبتا مفصل به روایات اسکندر، فعلا، جامع ترین طومار شناخته شده است. در متن این طومار ترکی برخی نکات مهم واژگانی و اشارات داستانی دیده می شود که در این مقاله به بررسی مسائل لغوی آن پرداخته ایم و نکات داستانی در گفتاری دیگر بررسی خواهد شد.
    کلیدواژگان: شاهنامه، طومار، روایات نقالی، زبان ترکی
  • محمدعلی موسی زاده، محمد طاهری خسروشاهی صفحات 151-169
    در هیچ یک از شرح هایی که بر بوستان نوشته شده، به فرد مورد نظر سعدی در بیت:




    عزیزی در اقصای تبریز بود





    که همواره بیدار و شب خیز بود





    اشاره ای نشده است. بنا بر قرائن موجود، نخستین بار مولف روضات الجنان و جنات الجنان، به نقل از استادش بدرالدین احمد لاله ای فرد مورد اشاره سعدی را، شیخ ابوبکر بن اسماعیل سله باف تبریزی،عارف گمنام اواخر سده ششم و اوایل سده هفتم هجری و استاد شمس تبریزی معرفی کرده است. درباره این شیخ ابوبکر سله باف، جز یکی دو مورد اطلاعات پراکنده، دانسته ای در دست نیست. منبع عمده این اطلاعات اندک نیز، مقالات شمس و مناقب العارفین است. البته با وجود این که استاد فروزانفر، در حاشیه زندگی نامه مولوی، متذکر اشاره فریدون سپهسالار به نام شیخ ابوبکر شده اند، در رساله سپهسالار، نامی از شیخ ابوبکر به میان نیامده است.
    نگارندگان در این مقاله، ابتدا رد پای شیخ ابوبکر سله باف را در متون آن عصر بررسی کرده اند و در ادامه، با تطبیق حالات عرفانی شیخ ابوبکر با حکایت بوستان، و بررسی شواهدی دیگر، به این نتیجه رسیده ا ند که «عزیز» مورد اشاره سعدی، همین شیخ ابوبکر سله باف است که ظاهرا شیخ در بازگشت از سفر مکه به تبریز با او دیدار کرده است.
    کلیدواژگان: بوستان سعدی، شیخ ابوبکر سله باف، شمس تبریزی، مقالات شمس، مناقب العارفین
  • سعید خودداری نایینی صفحات 171-188
    پس از معرفی یک پایزه نقره متعلق به موزه ملی ایران در مقاله ای به قلم استاد عبدالله قوچانی، هیچ نمونه دیگری در ایران شناسایی نشده است. نمونه دیگری از پایزه های دوره ایلخانی در موزه بنیاد مستضعفان نگهداری می شود که شباهت ها و تفاوت هایی با پایزه نقره موزه ملی دارد. با توجه به این که در این گونه موارد، مطالعات تطبیقی می تواند در قرائت صحیح کتیبه و نحوه ساخت و کاربرد مدارک حکومتی دوره مغول مهم باشد، در این تحقیق سعی شده است تا با قرائت متن روی پایزه و استفاده از متون، تاریخ ساخت و کابرد آن مشخص شود؛ به ویژه، با تکیه بر توصیف های رشیدالدین فضل الله همدانی درباره پایزه ها به این مسئله پرداخته می شود که مدارک یادشده چه اعتبار و ارزشی در نظام حکومتی یا دیوانی داشته اند.
    مهم ترین سوالات این پژوهش عبارتند از: پایزه موزه بنیاد مستضعفان متعلق به چه دوره ای است؟ متن و نقوش روی آن بیانگر چه هستند؟ کاربرد و جایگاه آن از نظر اعتبار و ارزش حکومتی چیست؟ و آیا می توان از آن برای شناخت بهتر نمونه های دیگر استفاده کرد؟
    کلیدواژگان: پایزه (پاییزه)، ابوسعید ایلخانی، دارالضرب، خط مغولی قدیم، موزه بنیاد مستضعفان
  • علی صفری آق قلعه صفحات 189-204
    درباره دانش استیفا و افراد و گروه هایی که بدان پرداخته اند هنوز پژوهش چندانی صورت نگرفته است. بر اساس شواهد تاریخی، اسماعیلیان ایران از جمله گروه هایی بودند که به این دانش پرداخته اند. در مقاله حاضر به تنی چند از دانشمندان دوره اسلامی پرداخته شده که هر یک به گونه ای با اسماعیلیه ارتباط داشته اند و آثاری در زمینه این دانش نگاشته یا با دانش استیفا آشنایی داشته اند.
    کلیدواژگان: دانش استیفا، اسماعیلیان ایران، ابن سینا، ناصرخسرو قبادیانی، حسن صباح، محمد بن عبدالکریم شهرستانی، نصیرالدین طوسی
  • حمیدرضا دالوند صفحات 205-228
    دستنویس ها و میراث مکتوب زردشتیان برای درک تحولات آیین زردشتی در بستر تاریخ فرهنگی جامعه اسلامی ایران از اهمیت ویژه ای برخوردارند. به سبب پراکندگی این میراث و نبود مرکزی واحد برای گردآوری و نگهداری آن و نیز خاص بودن متون زردشتی و ناآشنایی پژوهشگران و فهرست نویسان با آن ها، میراث یادشده به درستی شناسایی و معرفی نشده است. آنچه هم تاکنون فهرست نگاران فرزانه و سخت کوش مراکز خطی کتابخانه های بزرگ بدان پرداخته اند، اغلب با نقایص و کاستی هایی همراه بوده است. کتابخانه مجلس شورای اسلامی ایران در زمره کتابخانه هایی است که گنجینه ارزشمندی از دستنوشته های زردشتی را به اوستایی، پهلوی و فارسی نگهداری می کند. سه مجموعه زردشتی آن کتابخانه (به شماره های 13522، 12604 و 13589) نمونه هایی از معرفی ناقص و مرمت ناآگاهانه در این زمینه است.
    این پژوهش بر آن است تا با بازشناسی و بازآرایی این سه مجموعه به ظاهر متفاوت، آنها را به عنوان مجموعه ای واحد معرفی کند.
    کلیدواژگان: زردشتیان، میراث مکتوب زردشتی، کتابخانه مجلس، مجموعه زردشتی 13522، مجموعه زردشتی 12604، مجموعه زردشتی 13589
  • مسعود راستی پور صفحات 229-242
    از آنجا که خواجه شیخ کججی را نمی توان از شعرای فارسی گوی طراز اول به شمار آورد و در دیوان او نشانه ای از چیرگی اش بر زبان فارسی دیده نمی شود، کاربرد واژگان با معانی تازه در شعر او را می توان حمل بر ناآگاهی اش از معانی این واژگان کرد. از سوی دیگر، حضور برخی کاربردهای کم تر شناخته شده، یا کاربردهایی که در دوران شاعری او از رواج افتاده بوده اند، در دیوان وی، نشانه ای است از انس خواجه شیخ با اشعار سرایندگان بزرگ معاصر و متقدم بر او. از همین روی، بررسی معانی تازه یا نادر واژگان در دیوان او، گاه به روشن شدن معانی این واژگان در آثار دیگر گویندگان فارسی زبان کمک می کند.
    واژه ها و ترکیب های ویژه دیوان غیاث الدین کججی به سه گروه تقسیم می شوند: نخست واژگان فارسی که یکی از کاربردهای آنها پیش از سده هشتم از رواج افتاده بوده و کججی از کاربرد نارایج آن ها بهره برده است. دوم واژگانی که کاربرد نارایجی دارند و یکی از شواهد اندک شمار آن ها در دیوان کججی یافت می شود. سوم مفردات و ترکیب های عربی، که ساخت صرفی آن ها با معنایی که کججی از آنان اراده کرده است تناسب ندارد.
    کلیدواژگان: دیوان غیاث الدین کججی، واژگان کم کاربرد، رشته، انجاد، جنابت، علی الاجمال
  • امین مجلی زاده، مهدی سلمانی صفحات 243-263
    التذکره فی علم البزدره کتابی است در باب پرورش و معالجه مرغان شکاری که علاء الدین کندی آن را در قرن هشتم به زبان عربی تالیف کرده و محمد بن علی بن زاهد تستری آن را به زبان فارسی ترجمه کرده است. این اثر در چهار مقاله، شامل سخنان حکمای روم، ترک، هند و فرس تالیف شده و از لحاظ جامعیت و دسته بندی در میان بازنامه های موجود کم نظیر است. رساله مذکور در سال 1394 با دو نسخه به دست میرهاشم محدث تصحیح شد و از سوی انتشارات سفیر اردهال در 126 صفحه به چاپ رسید. نگارنده در این پژوهش به بررسی جوانب مختلف این چاپ پرداخته است.
    کلیدواژگان: التذکره فی علم البزدره، علاء الدین کندی، میرهاشم محدث، بازداری (بزدره)، بازنامه
  • یعقوب نوروزی، سیف الله آب برین صفحات 265-280
    از دیوان خاقانی تا کنون چندین تصحیح شده که هر یک از آن ها نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. یکی از این تصحیحات به اهتمام ضیاءالدین سجادی انجام گرفته است. او در این کار، نسخه لندن (قدیم ترین نسخه دیوان خاقانی) را اساس قرار داده است، اما در برخی موارد از ضبط نسخه های دیگر نیز استفاده کرده، و همین امر موجب بروز خطاهایی در تصحیح او شده است. در این مقاله نگارندگان کوشیده اند تا با بررسی انتقادی مواردی که در آن ها ضبط نسخه بدل ها جایگزین نسخه اساس شده، و با ذکر شواهدی از دیوان خاقانی و بعضی متون فارسی دیگر، صحت و ارجحیت ضبط های نسخه لندن را اثبات کنند. نتیجه این بررسی، علاوه بر اثبات اصالت نسخه لندن، روشن می سازد که اعتماد به ضبط های این نسخه می تواند در ارائه تصحیحی منقح تر از دیوان خاقانی مفید باشد.
    کلیدواژگان: خاقانی، دیوان خاقانی، نسخه لندن، ضیاءالدین سجادی
  • پژوهشی در اشعار فارسی تقریظات مجموعه رشیدیه
    مجتبی دماوندی، سیاوش خوشدل صفحات 281-308
    مجموعه رشیدیه، عنوان چهار کتاب از خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی است. تقریظات علمای عصر بر این مجموعه از حیث نکات تاریخی، زبانی و ادبی جالب توجه است. همچنین اشتراک موضوع نزدیک به صد مکتوب، این فرصت را فراهم می آورد تا بر اساس تفاوت های موجود در این تقریظات، به تحلیل و مقایسه عناصر بلاغی در آن ها پرداخته شود. در این مقاله به جایگاه اشعار در این تقریظات پرداخته و بسامد بهره گیری از مضامین مختلف شعری در تقریظات سنجیده می شود. تحلیل محتوا و مضمون اشعار، نشانگر کارکرد و جایگاه شعر در این مکتوبات است. از 72 تقریظ فارسی، در 44 مورد از شعر بهره گرفته شده است. این اشعار در حدود 230 بیت و تک مصراع هستند. شاعران تعدادی از اشعار شناخته شده اند. بسامد بالای بهره گیری از شعر برخی شاعران حاکی از اهمیت آن ها در عصر تدوین اثر است. برخی اشعار نیز سروده نویسنده تقریظ است و نویافته محسوب می شود.
    کلیدواژگان: خواجه رشیدالدین فضل الله ، مجموعه رشیدیه، تقریظات، اشعار نویافته
|
  • Mahmoud Abedi, Badriie Ghavami Pages 11-30
    Jalal al-Din Mawlavi had learnt Khorasan’s language and literature, yet certain Turkish as well as Mogholi Turkish words are found in his language heritage. Besides, his years as a poet were spent in an area where the language of most people was Ottoman Turkish. Therefore, it is natural that Turkish words be seen in his poetry: both words used in Persian works written prior to his time and words found in Persian poetry and Mawlana’ own poems for the first time. A review of the way these Turkish words are employed indicates that they are predominantly taken from the colloquial language of the poet’s companions finding their way into his poetry in accordance with circumstances and as the comprehension of Mowlana’s Turkish speaking audience necessitated; thus no apparent personal proclivity had led him to employ such words.
    In the present article, we present all these words and several Turkish expressions and compound words that we have identified in Mawlana’s ghazals.
    Keywords: Mawlavi's ghazals, Mawlana's language of poetry, Turkish words in Persian poetry, Mogholi, Ottoman Turkish
  • Morteza Karimi-Nia Pages 31-70
    Copies of the Qur’an known as having been handwritten by the Shi’i Imams constitute a collection of the oldest manuscripts of the Qur’an in the Muslim world, especially in Iran. Most of these Qur’ans are now preserved primarily in Iran’s libraries and museums and, then, in Iraq, Turkey, Egypt, Yemen, India, and several European countries such as Britain and Germany.
    This article sets to make an overall examination of the features of one of the Qur’ans ascribed to Imam Ali b. Musa al-Reza, no. 1586, and demonstrate that fragments of this work, which had been transferred from Iraq to Iran years ago and donated to the Razavi Sanctuary (Astan-e Quds Library), have existed in another manuscript (no. 4354) as well as in several private collections outside of Iran (presented at London auctions); these collections are complimentary to one another. There are obvious similarities between the signature affixed to this Qur’an and the tarqimeh (colophons) of the nine other Qur’anic manuscripts in Iran and other countries. The review of both manuscripts reveals that the scribe of the manuscript in question has transcribed the text of the Qur’an – probably in the latter half of the 2nd century or the first decades of the 3rd century A.H./8-9 A.D.- in accordance with the Basri School, as the examination of certain parts related to the table of the variant readings and the system of add al-āy (verse numbering) in this MS demonstrates its most resemblance to the Basri transcription style. This text, which was originally without diacritical marks, was later punctuated, and vocalized by others. This same punctuating has led to the emergence in the text of some reading errors and variant readings.
    Keywords: Kufi Qurans, library of the Razavi Quds Sanctuary, Imam Reza's Quran, scribing the Quran, History of the Quran, Quran no. 1586, counting system of the Quranic verses
  • Rahman Moshtagh Mehr Pages 71-103
    Foroozanfar's critical edition of Shams Tabrizi’s ghazals, published in the course of 1957-1965, paved the way for a more in-depth reading of Mowlavi's theosophy, thought and poetic art. The earliest selection of Shams’s ghazals based on Foroozanfar's edition was rendered by Shafiee Kadkani (1973), setting the stage for many people to strike up an acquaintance not only with Mowlavi , but with classical Persian literature. While fully acknowledging the great work undertaken by Foroozanfar, Shafiee believed that a fresh edition of Shams’s ghazals was badly needed. After 26 years, when in 2008, a relatively substantial selection of the ghazals was eventually produced by Shafiee, it turned out that, in terms of redaction, he had done nothing but give preference to certain variant spurious manuscripts and suggest a few analogical emendations. However, Shafiee has asserted that his glosses to the ghazals are the result of 35 years of persistent inquiry into the Persian and Islamic literature and mysticism. This article is an attempt to provide a reread of the version of Shams’s ghazals as supported by Shafiee's annotations, presenting a few critical, enhancive, and supplemental notes on them.
    Keywords: Mowlavi, ghazals of Shams-e Tabriz, Foroozanfar, Shafiee Kadkani
  • Sayyed Saeid Mir Mohannad Sadegh, Ata Allah Hasani Pages 105-128
    Little research has been administered regarding the various aspects of Iran’s social history; one of the reasons being probably the scarcity of sources which has encouraged extremely few people to undertake investigation in this area. Although few sources exist on the topic of the social history of Iran, there has been no real hindrance to conducting research, because once proper information about social events has been drawn from political chronicles, supplemented by sources contemporaneously written (such as lexicons, literary and jurisprudential texts and even books on agriculture etc.) as well as travelogues and relevant documents, one can undertake desirable investigations in the domain of social history and its ancillary branches.
    By taking an analytical perspective toward the historical sources from the Safavid period, the present article intends to examine the rural sociography in these sources.
    Keywords: Safavid history, historical texts, social history, rural community
  • Sajjad Aydenloo Pages 129-149
    In 1339 Sh. /1960, a book titled Koliyat-e Shahname-ye Hakim Abulqasem Ferdowsi (Collection of Hakim Abulqasem Ferdowsi’s Book of Kings) in Turkish prose, was published in Tabriz. Despite its Persian title, the book is neither a translation nor a rewriting of the Shahname. In fact, it is a scroll of storytelling (naqqali) of which two stories were compiled or written in Persian, 1039 A.H./1726, and translated into Turkish in 1164 A.H./1751. Evidence indicates that the transference and compilation of a portion of the accounts in this book dates back to the Safavid and Afsharid periods. The narrative contents of this scroll comprise Gayumart up to the Arscacid time with two stories from the Sassanian era. Since the scroll has addressed Alexander’s accounts in relatively extensive detail, it is already the most comprehensive scroll ever known. In the text of this Turkish scroll, certain lexical points and narrative matters can be seen. In the present article, the lexical questions of the scroll are examined and its narratory considerations will be dealt with in a separate study.
    Keywords: Shahname, scroll, naqqali accounts, Turkish language
  • Mohammad Ali Mousa-Zadeh, Mohammad Taheri Khosroshahi Pages 151-169
    In none of the commentaries on the Bustan, there is any reference to the man intended by Sa’di in the following couplet:ÚÒیÒی ÏÑ ÇÞÕÇی ÊÈÑیÒ ÈæÏ
    ˜å åãæÇÑå ÈیÏÇÑ æ ÔÈ ÎیÒ ÈæÏ
    (there was a dear man in Tabriz / who was always wakeful and vigilant)
    Based on the existing evidence, the author of Rowzat al-Jenan wa Jannat al-Janan, quoting his teacher Badr al-Din Ahmad Lalehei, for the first time declares the person referred to by Sa’di as being Sheikh Abubakr b. Solleh-baf of Tabriz, an unidentified mystic of the late 6th/12 century and beginning of the 7th/13 century, Shams-e Tabrizi’s mentor. Apart from one or two scattered pieces of information, nothing is known about him. The main sources of this small information, are Maqalat-e Shams (Shams’s Discourses) and The Manaqeb al-Arefin (Virtues of the Mystics). Even though Ustad Foroozanfar expresses, in a gloss in his Mawlana’s Biography, that Ferydun Sepahsalar has made a reference to Sheikh Abubakr, no mention of such a person is made in the Resale-ye Sepahsalar.
    In the present article, the writers have first tracked Sheikh Abubakr Solleh-baf in the sources of that period. Then, by matching Sheikh Abubakr’s mystical states against the contents of the story related in the Bustan, and considering other indications, they have concluded that the person (aziz) referred to by Sa’di is this same Sheikh Abubakr to whom Sa’di apparently paid a visit on his return journey from Mecca to Tabriz.
    Keywords: Sadi's Bustan, Sheikh Abubakr Solleh-baf, Shams of Tabriz, Maqalat-e Shams, Manaqeb al-Arefin
  • Saeid Khoddari Naeini Pages 171-188
    Since a silver payzeh belonging to Iran’s National Museum was introduced in an article by Abdollah Quchani, no other example has been identified in Iran. Another example of payzeh from the Ilkhanid era, kept at the Museum of the Bonyad-e Mostaz’afan (The Foundation of the Oppressed), bears certain resemblances with and differences from that in the National Museum. Given the fact that in this kind of cases, comparative studies can be effective in the correct reading of inscriptions, manner of making and using the state documents of the Mughal times, in the present study attempts have been made to ascertain the date, make-up, and application of the payzeh in question by reading the inscription on it and making use of relevant texts. Based on the descriptions made by Rashid al-Din Fazlollah Hamadani about payzehs, this question is addressed that of what significance and value were these documents in the running of the state apparatus at the time. The most important questions in this research are as follows: to what period does the payzeh at the Bonyad-e Mostaz’afan Museum belong? What do the text and designs on it point out? What was its use and status in terms of its importance and value in the government set-up? Finally, can it be utilized in better understanding other payzehs?
    Keywords: payzeh (paeizeh -Gerege), Abu Saeid Ilkhani, dar al-zarb (mint), Old Mogholi script, Bonyad-e Mostazafan Museum
  • Ali Safari Aq-Qale Pages 189-204
    Little research has been done on the science of estifa (State Accounting Office). According to historical evidence, Iranian Isma’ilis are among the people who have investigated into this science. In the present review, several scholars of the Islamic times are addressed each having some kind of connection with the Isma’ilis; they have either written books on estifa or been acquainted with the topic.
    Keywords: Ismailis of Iran, Avicenna, Naser-e Khosro of Qobadian, Hasan-e Sabbah, Mohammad b. Abd al-Karim Shahrestani, Khwaja Nasir al-Din Tusi
  • Hamidreza Dalvand Pages 205-228
    The Zoroastrian MSS and written heritage are of particular significance in the history of Islamic culture. Due to the scattering of this heritage, lack of a single centre for collecting and preserving it, the specific nature of Zoroastrian texts and unfamiliarity of researches and cataloguers with them, this heritage has not been sufficiently identified and introduced. What has by now been dealt with, including the work done by the hard-working cataloguers at great MS libraries, are often marred by defects and shortcomings.
    Iran’s Islamic Assembly Library is possessed of an invaluable treasure of Zoroastrian manuscripts in Avestan, Middle Persian and Farsi. The 3 manuscripts of this library (nos. 13522, 12604 and 13589) represent examples of insufficient introduction and uninformed repairment in this respect.
    Keywords: Zoroastrians, Zoroastrian written heritage, the Parliament Library, Zoroastrian collection 13522, Zoroastrian collection 12604, Zoroastrian collection 13589
  • Masoud Rastipoor Pages 229-242
    Since Khawaja Sheikh Kojoji cannot be counted as one of the first-rate Persian speaking poets and his collection of poetry (Divan) bears no indication of his mastery of Persian language, the use in his poetry of words with novel unheard- of meanings can be taken as pointing to his unawareness of the true meanings of such words. On the other hand, the presence in his Divan of certain less known uses or the usages that had lost currency during his time of poetry writing, his Divan is indicative of his familiarity with the poetry of his contemporary poets as well as those preceding him. Thus, an examination of the new or rare meanings of the lexicon used in his Divan, now and again sheds light on the meanings of the vocabulary used in the works of other Persian-speaking writers of poetry.
    Simple and compound words specific to Kojoji’s Divan fall into three groups: first, Persian words the meaning of each of which had stopped being current prior to the 8th A.H./14 century, but Kojoji employed such items. Second, words of infrequent usage yet examples of them are employed here and there in Kojoji’s poetry. Third, Arabic words and lexical compounds, whose morphological make-up does not fit the meanings Kojoji has intended.
    Keywords: Khwaja Sheikh, Kojoji's Divan, novel word meanings, less known word usages in Kojojh's Divan, Arabic words in Kojoji's poetry
  • Amin Mojalli-Zadeh, Mahdi Salmani Pages 243-263
    Al-Tazkera fi elm al-Bazdara is a treatise on the training and medical care of birds of prey written by Ala’ al-Din Kendi in the 8th A.H./ 14 century and translated into Persian by Mohammad b. Ali b. Zahed Tostari. This work, in four discourses, includes sayings of Roman, Turkish, Indian, and Persian sages and, in terms of comprehensiveness and classification, is almost unparalleled among the extant baz-namas (books on falconry). Based on two manuscripts, this treatise was edited by Mir Hashem Mohaddes in 1394 Sh./2015 and published, in 126 pages, by Safir-e Ardehal Publishers.
    In this study, the writers have examined the various aspects of this edition.
    Keywords: Al-Tazkera fi elm al-Bazdara, Ala al-Din Kendi, Mir Hashem Mohaddes, falconry
  • Yaghoub Norouzi, Seif Al-Din Abbarin Pages 265-280
    Several editions of Khaqani’s Divan have by now been made each of which have their own merits and demerits. One of these editions has been produced by Zia al-Din Sajjadi who based his correction on the London MS (the oldest manuscript of Divan-e Khaqani). However, here and there he has also made use of other manuscripts, and this has led to a number of errors in his redaction.
    In the present article, through a critical study of the cases where the readings of alternative secondary manuscripts have replaced the primary MS, and by quoting exemplar evidence from Khaqani’s Divan and other Persian texts, the writers have tried to prove the accuracy and, for that reason, preference of the readings of the London MS. Besides demonstrating the authenticity of the London MS, this study makes it clear that reliance on the recorded readings of this manuscript can be helpful in producing a more refined and accurate edition of Khaqani’s Divan.
    Keywords: Khaqani, Khaqani's Divan, London manuscript, Zia al-Din Sajjadi
  • A review of the Persian verses in the Taqrizat: a book of favourable comments on the Majmua-ye Rashidiyeh
    Mojtaba Damavandi, Siavash Khoshdel Pages 281-308
    Majmu’a-ye Rashidiyeh (Rashidi Collection) is the title of a group of four books attributed to Khwaja Rashid al-Din Fazl-Allah Hamadani (1250-1318). The commendatory views (Taqrizat) of Rashid al-Din’s contemporary scholars on this collection are historically, linguistically, and literarily remarkable. Furthermore, the common issues of nearly one hundred letters therein provide the opportunity that, based on the differences in the Taqrizat, we address the analysis and comparison of their rhetorical elements.
    In the present article, the place of the poems in the Taqrizat are dealt with and the frequency of the use of various poetical themes evaluated. The examination of the contents and themes of the poems point out the function and place of poetry in the letters. Of the 72 Persian Taqriz (commendatory view), 44 contain poems amounting to some 230 distiches (beit) and hemistiches (mesra’). The writers of a number of these poems are known. The high frequency of the poems of some of the poets indicates the importance of such poets at the time of the compilation of the Rashidi Collection. Some of the verses have been composed by the writers of the letters, and can be thus counted as newly found.
    Keywords: Khwaja Rashid al-Din Fazl -Allah, Rashidi Collection, Taqrizat, newly-found poems