فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 43 (زمستان 1395)
  • پیاپی 43 (زمستان 1395)
  • 196 صفحه، بهای روی جلد: 60,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1396/07/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فرامرز خجسته، یاسر فراشاهی نژاد، مجید پویان صفحه 1
    از نخستین اظهارنظرهای «آخوندزاده» تا مقدمه «جمالزاده» بر کتاب «یکی بود یکی نبود»، یعنی در یک دوره تقریبا پنجاهساله، با مجموعه معدودی از گفتارهای پراکنده درباره داستان و رمان مواجهیم، که تاکنون کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است. این گفتارهای پراکنده را میتوان نخستین مانیفست-های ادبی درباره داستان و رمان به شمار آورد. در این نقد و نظرها، مباحثی یافت می شود که می توان آن را به عنوان نقاط مشترک نویسندگان و منتقدان این عصر به حساب آورد. اخلاقگرایی، واقعگرایی و سودبخشی رمان، سه فصل مشترک تمام این پاره گفتارهاست. شرایط تاریخی و تحولات اجتماعی عصر مشروطه، فضایی را مهیا ساخته بود که در آن تنها ادبیات متعهد میتوانست به حیات خود ادامه دهد. نخستین رمانها و نخستین نقد و نظریه های رمان در ایران، در چنین شرایطی شکل گرفت و به ناگزیر هدفمندی داستان و رمان در اولویت قرار گرفت. از همین رو در این مقاله بر آنیم تا نخستین نقد و نظرها درباره داستان و رمان در ایران را با تکیه بر دیدگاه های زیباییشناسانه هگل تفسیر و تحلیل کنیم. هگل و هگلی ها، محتوای ادبی را مهمتر از فرم ادبی می-دانستند و بر هدفمندی و سودبخشی رمان تکیه داشتند. در پژوهش حاضر مشخص شد که نخستین نقدها در ایران، تا حد زیادی با زیبایی شناسی هگلی انطباق دارد.
    کلیدواژگان: رمان معاصر ایرانی، بیانیه، نقد، نظریه زیبایی شناسی هگلی
  • سیاوش گلشیری، نفیسه مرادی صفحه 27
    در این پژوهش، به بحث درباره اقتباس های ادبی و فنون اقتباس در سینمای دهه هشتاد ایران خواهیم پرداخت و از این منظر، پنج اثر سینمایی دهه هشتاد («شب های روشن»، «گاوخونی»، «دیشب بابات رو دیدم آیدا»، «زمستان است» و «پاداش سکوت») را با آثاری از حوزه ادبیات داستانی که فیلمنامه های فیلم های یادشده از آنها اقتباس شده است، مقایسه کرده ایم. این آثار حوزه ادبیات داستانی به ترتیب عبارتند از: «شب های روشن»، «گاوخونی»، «بابای نورا»، «سفر» و «من قاتل پسرتان هستم». این پژوهش ضمن مقایسه، بررسی و تحلیل تطبیقی آثار داستانی با آثار سینمایی اقتباس شده از آنها را از نظر محور روایی اثر، چگونگی وام گیری یک اثر سینمایی از یک اثر داستانی، چگونگی تبدیل دال های نوشتاری داستان به دال های تصویری فیلم در عین وفاداری به اصل اثر و تبدیل ذهنیت به عینیت و سوژه به ابژه و یا برعکس در پروسه تبدیل متن به فیلم، بررسی و تحلیل تطبیقی کرده و نشان می دهد که آثار مورد بحث، تا چه میزان اقتباسی موفق از رمان یا داستان کوتاهی که از آن استفاده کرده اند بوده اند. همچنین مقاله تلاش می کند به این پرسش اصلی پاسخ دهد که اقتباس موفق از یک اثر داستانی در حوزه سینما، چه تعریفی دارد و چه اثری را با چه مولفه هایی باید برگزید تا بتوان از آن فیلم اقتباسی موفق ساخت.
    کلیدواژگان: فیلم، داستان، اقتباس، روایت، سینما
  • صفیه جمالی، حبیب الله عباسی، مرادعلی واعظی صفحه 53
    تصور غالب درباره داستان مدرن در ادبیات فارسی، آن است که این ژانر برخلاف شعر نو، در سیر تکامل خود هرگز در معرض نگاه منتقد سنت گرایان قرار نگرفته است. مقاله حاضر مدعی است که داستان نیز، هر چند در درجاتی خفیف تر، تجربیاتی مشابه شعر نو داشته است. این پژوهش برای بررسی رویکرد کلاسیک ها به ادبیات داستانی، مجله یغما را که مشی کلاسیک دارد، انتخاب کرده است، مقوله هایی مانند ژانرهای داستانی کهنه و نو، نظریه های مطرح شده درباره داستان نویسی و مولفان داستان را در مجله یغما تجزیه و تحلیل کرده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که یغما، داستان معاصر را دنباله شکل های کهن آن در ادبیات فارسی می داند. از این رو، آن را به رعایت قواعد و اصول داستان نویسی نوین ملزم نمی داند و حتی استفاده از اسلوب ادبیات کهن را برای داستان امتیاز تلقی می کند. از سویی چون رسالت داستان را تعلیم و سرگرمی می داند، در بسیاری موارد در این مجله، داستان واره ها جای داستان را می گیرند و حتی ژانر کهنه ای چون حکایت، بخش زیادی از ادبیات داستانی این مجله را به خود اختصاص می دهد. داستان های یغما- جدا از آثار ترجمه ای- به دو دسته تقسیم می شود: داستان های تاریخی و برگرفته از آثار کهن که ساختارشان ملهم از ادبیات کلاسیک است و داستان هایی که تحت تاثیر ترجمه و ادبیات غرب شکل گرفته اند، اما می کوشند هویتی ایرانی به خود بگیرند. نکته دیگر اینکه یغما به جز از جمال زاده، از هیچ کدام از داستان نویسان نامدار و صاحب سبک، داستان منتشر نکرده است.
    کلیدواژگان: مجله یغما، داستان، حکایت، نوگرایی، سنت گرایی
  • غلامرضا پیروز، رضا ستاری، سارا زارع جیرهنده صفحه 79
    یکی از جریان های مهم ادبی که در شعر ایران در دهه سی، به دنبال کودتای 28 مرداد 1332 قوت گرفت، جریان رمانتیسیسمی بود که در عرصه شعر رواج یافت و به دنبال آن مضامینی سیاه با احساس گرایی تند و بی سابقه رایج شد؛ مضامینی که رمانتیسیسم را از جوهره غنا و تغزل دور کرد؛ به این معنی که شاعران یا دم از مرگ عشق می زدند و یا آن را تا پست ترین سطح خود فرو می کاستند. این اشعار که به رمانتیسیسم سیاه معروف شده است، مضامینی چون مرگ اندیشی، نفرین، عصیان، اظهار به گناه و کفر و بی اخلاقی، شیطان-گرایی، یاس و... را انعکاس می دهد. برخی منابع، این اشعار را با عنوان رمانتیسیسم تغزلی تعریف کرده اند، در حالی که تغزل و رمانتیسیسم سیاه، تفاوت های اساسی با یکدیگر از جمله در جهان بینی، مضامین و عوامل بروز دارند. در این مقاله پس از بررسی ماهیت و عوامل بروز رمانتیسیسم سیاه در ایران، مضامین سیاه شایع در شعر شاعرانی چون نادر نادرپور، نصرت رحمانی، کارو، حسن هنرمندی، حمید مصدق و فروغ فرخزاد ارزیابی شد و نتیجه جستار نشان داد که با توجه به محور قرار گرفتن مضامینی چون مرگ اندیشی، یاس و نومیدی، عصیان و نفرین، ترس، شیطان گرایی، اعتیاد و مستی و مخالفت با اخلاق و هنجارهای اجتماعی، کفر و تقبیح و تمسخر عشق در شعر رمانتیسیسم سیاه، نمی توان این اشعار را رمانتیسیسم تغزلی و عاشقانه نامید. بر این اساس، شعر رمانتیک و احساس گرای تند دهه سی، در دو دسته شعر رمانتیسیسم تغزلی و غیر تغزلی تقسیم شد.
    کلیدواژگان: تغزل، رمانتیسیسم سیاه، احساس گرایی، شعر دهه سی، مضمون
  • روجا ادینه پور باقری، علی اکبر باقری خلیلی، احمد غنی پور ملکشاه صفحه 109
    طنزهای «غلام رضا روحانی» ضمن بازتاب اوضاع اجتماعی ایران در دوره پهلوی اول و اوایل پهلوی دوم، حکایت از هم زیستی و هم دلی او با توده مردم داشته و از لحاظ زبان شناختی و جامعه شناختی قابل بررسی است. مقاله حاضر با روشی تحلیلی-توصیفی درصدد است به بررسی مهم ترین درون مایه های طنز در اشعار روحانی، نگرش وی نسبت به موضوعات و مناسبات اجتماعی و چگونگی بازتاب آنها بپردازد. روحانی ضمن طرح دیدگاه های انتقادی سیاسی- اجتماعی، برای بازنمود هنری تر و تاثیرگذارتر آنها از عناصر و شگردهای زبانی و بیانی مختلف استفاده می کند؛ مثلا با استفاده از باهم آیی واژگانی، تضاد معنایی بسترهای مناسبی را برای به چالش کشیدن تبعیض ها و تضادهای سیاسی- اجتماعی و ایدئولوژیکی فراهم می سازد. وفور واژگان و ترکیبات عامیانه به عنوان ابزاری برای طرح مسائل اجتماعی به زبان مردمی از ویژگی های زبانی طنز روحانی است. تشبیه بنیاد بودن طنزهای روحانی دال بر این است که تشبیه در تصویر موضوعات اجتماعی و دریافت آنها توسط مردم، قدرت بیشتری دارد. انتقاد از شرایط محیطی همچون آلودگی شهرها و نبود زیرساخت های مورد نیاز، واقعه کشف حجاب و جنگ جهانی و پیامدهای آن، مشکلات اقتصادی و برخی از موضوعات اجتماعی، مانند غرب زدگی، مسائل زنان، بیکاری و وضعیت بغرنج اداری از جمله موضوعاتی است که در طنز روحانی بازتاب یافته اند. تحلیل طنزهای شاعر بیانگر کنش اجتماعی وی برای اصلاح، تغییر یا نفی گفتمان های موجود محسوب می شود. شاعر جز در برخی موارد، همچون پیشرفت و تحصیل و اشتغال زنان و یا حمایت از کالای ملی، غالبا به انتقاد و نفی وضع جامعه می پردازد و به دنبال تغییر آنهاست.
    کلیدواژگان: طنز، غلام رضا روحانی، عناصر زبانی، درون مایه
  • پرند فیاض منش، علی صفایی سنگری صفحه 139
    شعر گفتار، یکی از جریان های برجسته شعر معاصر و شعری مخاطب محور است که در آن کنش القایی گفتار، مهم ترین عامل در برقراری ارتباط میان متن و خواننده به شمار می آید. در این مقاله، شعر زایا و باز «نوبت» از مجموعه «سفر به خیر» سید علی صالحی به روش توصیفی- تحلیلی با تکیه بر رویکرد نشانه شناسی «ریفاتر» بررسی می شود. هدف از این پژوهش، درک ظرفیت ها و خوانشی جدید از شعر گفتار است. در خوانش دریافتی شعر «نوبت» که با تکیه بر نشانه های مستقیم صورت می گیرد، دلالت نهایی شعر، توصیفی صریح از آمیختگی رفتن و اندوه است. اما در خوانش دیگر متن که با توجه به کاربست چارچوب نظریه ریفاتر انجام شده، خواننده از نشانه های نشان دار و غیر مستقیم فضای روایی به فضایی سیاسی- عاطفی میرسد؛ چنان که مرگ، دلالت نهایی شعر است و سیر زندان- ترانه- مرگ، چرخه ای مطابق با چرخه عناصر غیر دستوری، انباشت ها، منظومه های توصیفی، هیپوگرام ها و فضای بینامتنی از صدای «شاملو» و صدای دو شعر از «احمدرضا احمدی» و «حافظ موسوی» با شبکه دلالتی همسان مرگ است.
    کلیدواژگان: نشانه شناسی، مایکل ریفاتر، شعر گفتار، سید علی صالحی
  • رضا چهرقانی صفحه 161
    هر چند نظریه پردازی درباره ادبیات مقاومت سابقه چندانی ندارد و از اوایل قرن بیستم و اواخر قرن نوزدهم میلادی فراتر نمی رود، مروری بر ادبیات ملل مختلف نشان می دهد که مضامین پایداری همواره در ادبیات رسمی و عامیانه بسیاری از اقوام و ملت ها حضور داشته است. علی رغم این سابقه و پیشینه تاریخی، تاکنون پژوهش جامع، جدی و مستقلی برای بررسی درون مایه های مقاومت در ادبیات شفاهی ملل مسلمان صورت نگرفته و این موضوع حتی در سال های اخیر که پژوهش درباره ادبیات پایداری رونق و رواجی دارد، مغفول مانده است. بنا بر ضرورت یادشده، این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی کوشیده است، مقوله پایداری را در ادبیات عامیانه سه کشور فارسی زبان ایران، تاجیکستان و افغانستان- که حکومت های خودکامه و جنگ های خانگی و خارجی بسیاری را تجربه کرده اند- بررسی نماید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که در زبان فارسی، شعر مقاومت در دامان شعر عامیانه متولد شده و ادبیات عامه که به دلیل گستردگی دایره مخاطبان و نفوذ در توده های مردم با غایت های شعر مقاومت سازگاری زیادی دارد، در همه دوره ها یکی از بسترهای اصلی تولید مضامین مقاومت بوده است.
    کلیدواژگان: ادبیات عامیانه، ادبیات مقاومت، ایران، تاجیکستان، افغانستان
|
  • Faramarz Khojasteh, Yaser Farashahinejad, Majid Puyan Page 1
    Since the first comments of ‘Akhoond Zadeh’ up to the introduction of ‘Yeki Bood Yeki Nabood’ (once upon a time) by ‘Jamal Zadeh’, in a period of almost fifty years, we encounter with a few scattered speeches about story and novel, which has hardly gained any attention by the researches so far. These scattered notes could be considered as the first literary manifests about story and novel. In these critiques and comments some topics could be considered as the common ideas of writers and critics of that era. Moralism, realism and the profitability of novel are the three common topics of all these few speeches. Historical conditions and social changes of the constitutional era, prepared a space which only the purposeful literature could have flourished in. The first novels and novel critiques in Iran were formed in these situations and the purposefulness of story and novel was prioritized inevitably. Therefore, this article tries to interpret and analyze the first critiques and comments about story and novel in Iran based on Hegel’s aesthetics. Hegel and Hegelians considered the literary content more important than the literary form and emphasized the purposefulness and profitability of the novel. In this research, it is shown that the first critiques in Iran have much in common with Hegelian aesthetics.
    Keywords: story, novel, critique, theory, Hegel
  • Siavash Golshiri, Nafiseh Moradi Page 27
    In this research, the literary adaptations and the adaptation techniques in the cinema of the eighties in Iran will be discussed and therefore, five cinematic films of the eighties (‘White Nights’, ‘Gav Khouni’, ‘I Saw Your Dad Last Night Aida’, ‘This is Winter’, ‘The Reward of Silence’) have been compared with the works of the fiction which the scripts of the mentioned films are based on, respectively. These works of fiction are: ‘White Nights’, ‘Gav Khouni’, ‘Nora's Dad’, ‘Voyage’, ‘I am Your Son's Murderer’. This research is aimed to study and analyze these fictional works with their adapted cinematic films in regard to the narrative axis of the work, the manner in which a cinematic film borrows from a fictional work, the manner in which the text markers of the story are turned into the movie pictorial signs and at the same time kept loyal to the origin of the work. Furthermore, the interpretative effort in converting subjectivity to objectivity and subject to object or Vice versa in the process of changing the script to the movie, has been analyzed in order to Indicate the extent to which the mentioned works were successful in adapting their designated novel or short story. Also this paper is aimed to answer a main question which is the defining the characteristics of a successful adaptation of a work of fiction into a movie and the features that should be chosen to make the adapted movie favored.
    Keywords: film, story, adaptation, narration, cinema
  • Safie Jamali, Habibollah Abbasi, Moradali Vaezi Vaezi Page 53
    A general belief about the modern story in Persian fiction is that this genre, unlike modern poetry, has never been subjected to the critique of traditionalists in its evolutionary process. The present article claims that the story has gone through similar difficulties as modern poetry. To determine the classical approach to fiction, this research has chosen Yaghma Magazine which has indisputable classical approach. Categories such as old and new genres fiction, the commentaries on storytelling and authors published in Yaghma Magazine are analyzed. The results of this research show that Yaghma considers the contemporary fiction as the sequence of its classic forms of storytelling in Persian literature. Therefore, the observance of the rules and principles of modern narrative is not required and furthermore, following the classical rhetorics is counted as an advantage. Since the mission of the story is education and entertainment, in many cases in this magazine, pseudo stories take the place of the fiction and even an ancient genre, such as the fable, occupies much of the fictional literature of this magazine. Yaghma’s stories, apart from the works of translation, is divided into two categories: Historical stories based on classical works, whose structure is inspired by classical literature and stories that have been formed by the influence of Western literature, still trying to draw closer to their Iranian identity. Another point is that Yaghma has not published a story from any of the famous and well-known persian writers other than Jamalzadeh.
    Keywords: Yaghma Magazine, story, narration, Modernism, Classicism
  • Gholamreza Pirouz, Reza Satari, Sara Zaree Jirhandeh Page 79
    One of the most important literary currents that was strengthened in Iran's poetry in the 1950s following the coup d'état of August 19, 1953 was romanticism that prevailed the field of poetry. Dark themes became commonplace with extreme and unprecedented emotions; themes that diverted this version of romanticism from the essence of lyric which often meant that the poets either speak of death of love, or brought it down to its lowest level. These poems, belonging to a current known as dark romanticism, reflect themes such as thoughts of death, feeling of being cursed, rebellion, declaring sin, disbelief and immorality, Satanism, despair, and so on. Some scholars have defined these poems as lyrical romanticism, while lyrical and dark romanticism have fundamental differences, including in their world views, themes and contextual factors. In this article, after examining the nature of dark romanticism and its sentimentalism in Iran, common dark themes in the poems of some poets such as Nader Naderpour, Nosrat Rahmani, Karo, Hasan Honarmandi, Hamid Mosadegh and Forough Farrokhzad are evaluated. The results of the study shows that, with regard to the focus on themes such as thinking of death, disappointment and despair, rebellion and being cursed, fear, satanism, addiction and inebriation, and opposing the ethics and social norms, disbelief and denunciation of love in the poetry of dark romanticism, these poems cannot be identified as lyrical romanticism. Accordingly, romantic and sensual poetry of the 1950s was divided into two categories which is lyrical and non-lyrical romanticism.
    Keywords: Lyric, Dark Romanticism, sentimentalism, poetry of the thirties, theme
  • Roja Adinehpour Bagheri, Ali Akbar Bagheri Khalili, Ahmad Ghanipour Malekshah Page 109
    The satire of "Gholam reza Rouhani", while reflecting the social conditions of Iran during the first Pahlavi and early Pahlavi II periods, is an illustration of the author's co-existence and sympathy with the masses and is linguistically and sociologically significant. The present article, with a descriptive-analytical approach, aims to investigate the most important theme of satire in Rouhani's poems, his attitude towards social issues and their representation in his works. While presenting critical views on society and politics, Rouhani uses different linguistic and expressive elements to make the representations more artistic and influential. For instance, using lexical combination and semantic contradiction provides the appropriate framework for challenging discriminations as well as socio-political and ideological contradictions. The abundance of the folk words and compounds as a mean of expressing social issues in a popular language is one of the linguistic features of Rouhani’s satire. Since Rouhani's satire is simile-based, simile is more powerful in representing social issues and also in understanding it by the masses. Criticisms of the environmental conditions such as urban pollution and the lack of required infrastructures, the unveiling incident, the world war and its impacts on Iran, economic problems and some social issues, such as westernization, women's rights, unemployment and the bureaucratic complexity are some of the issues that are reflected in Rouhani’s satire. The analysis of the poet's satirical works reveals his social action to be modifing, changing or rejecting the hegemonic discourses. In some cases, such as the progress, education, and employment of women or the protection of national commodities, the poet often criticizes and rejects the situation of society and seeks to change that.
    Keywords: Satire, Gholam reza Rouhani, linguistic elements, theme.
  • Parand Fayazmanesh, Ali Safai Sangari Page 139
    Colloquial poetry is one of the prominent trends in contemporary poetry. This kind of poem, in which induced speech act is the most important factor in communication between text and reader, is audience-oriented. In this paper, “Nobat”, a generative and open poem from “Safar be kheyr” Collection by Seyyed Ali Salehi, is investigated by descriptive-analytical method with an approach to Michael Riffaterre Semiotics of Poetry. The purpose of this study is to understand the capacity and a new reading of colloquial poetry. In heuristic reading of “Nobat”, which is based on direct signs, the final implication of the poem is an explicit description of combined senses of leaving and grief. But, in another reading of the poem, in which Riffaterre’s theoretical framework is employed, a reader moves from marked and indirect signs of the narrative space to a politicalemotional space; as if death is the ultimate indication of poetry and imprisonment - chanting – death is a cycle in accordance with nongrammatical elements, accumulations, descriptive systems, hypograms, and the intertextual space of Shamloo's voice and the sound of two poems by "Ahmad Reza Ahmadi" and "Hafez Mousavi" with similar implications network of death.
    Keywords: Semiotics, Michael Riffaterre's theory, Colloquial poetry, Seyyed Ali Salehi, Nobat.
  • Reza Chehreghani Page 161
    Although theorizing the resistance literature does not have much of a history and it does not go beyond the early twentieth and late nineteenth centuries, an overview of the literature of various nations shows that the themes of resistance have always been present in the official and folk literature of many ethnicities and nations. Despite this historical background, so far, there has not been a comprehensive, serious, and independent study to examine the themes of resistance in the oral literature of Muslim nations and this issue has been neglected, even in recent years, when research on the resistance literature has flourished. In response to this, the present article has tried using a descriptive-analytic method to examine the issue of resistance in the literature of the three Persian-speaking countries of Iran, Tajikistan and Afghanistan - which have experienced authoritarian governments and many domestic and foreign wars. The results of this research show that in Persian language, poetry of resistance was born in the tradition of folk poetry and folk literature, which is consistent with the targets of the resistance poetry due to the wide range of audiences and influence over the masses.
    Keywords: Folk Literature, Resistance Literature, Iran, Tajikistan, Afghanistan.