فهرست مطالب

علوم زیستی ورزشی - پیاپی 33 (تابستان 1396)
  • پیاپی 33 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/10
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مهدی قلی زاده*، محمدرضا کردی، علی اکبرنژاد، علیرضا قارداشی افوسی، سجاد محمد یاری صفحات 157-169
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر دو هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات مردان جوان دارای اضافه وزن بود. به این منظور، 16 مرد جوان غیرفعال دارای اضافه وزن داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند و به طور تصادفی به دو گروه تجربی HIIT-1، با BMI معادل 6/2±54/26، و گروه HIIT-2 با BMI 29/2 ±32/26 تقسیم شدند. HIIT-1 شامل سه جلسه در هفته، چهار تناوب یک دقیقه ای با چهار دقیقه استراحت و HIIT-2 شامل چهار تناوب 30 ثانیه ای با دو دقیقه استراحت بود. گازهای تنفسی یک روز قبل و بعد از تمرین، به صورت ناشتا برای انجام تجزیه وتحلیل های آزمایشگاهی جمع آوری شد. از آزمون آماری t مستقل برای بررسی تغییرات بین گروهی و از tوابسته برای بررسی تغییرات درون گروهی استفاده شد. تمرینات HIIT موجب کاهش 9 درصدی استفاده از کربوهیدرات و افزایش 43 درصدی استفاده از چربی به هنگام تست بروس در گروه HIIT-1 شد. این تغییرات نسبت به گروهHIIT-2 معنادار بود. تغییرات وزن و درصد چربی بدن تنها در گروه HIIT-1معنادار بود. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، اجرای شش جلسه HIIT به بهبود نسبی اکسیداسیون چربی و ذخیره گلیکوژن منجر می شود.
    کلیدواژگان: اکسیداسیون چربی، اکسیداسیون کربوهیدرات، تمرینات تناوبی با شدت بالا، مردان جوان دارای اضافه وزن
  • حامد برزگر *، الهام وسدی، محبوبه برجیان فرد صفحات 171-181
    هدف از مطالعه حاضر بررسی و مقایسه ی تاثیر شیوه های مختلف فعالیت ورزشی بر IL-6 و IL-10 و کنترل وزن موش های صحرایی نر بالغ بود. در این پژوهش تجربی- آزمایشگاهی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (با سن 8 هفته و میانگین وزن 10±170 گرم)، به طور تصادفی به 5 گروه مساوی 8 تایی کنترل، فعالیت ورزشی استقامتی(ET-Endurance Training) ، فعالیت ورزشی تناوبی شدید (HIIT-High Intensity Interval Training)، فعالیت ورزشی تداومی شدید (ST-Sprint Training) و فعالیت ورزشی بر سطح شیب دارITW-Incline Treadmill Workout) ) تقسیم شدند. گروه کنترل هیچ گونه برنامه تمرینی نداشت و گروه های فعالیت ورزشی به مدت 8 هفته و 5 جلسه در هفته فعالیت ورزشی انجام دادند. IL-6 و IL-10 با روش الایزا سنجیده شد و داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یک طرفه با 05/0p < تحلیل شدند. پژوهش حاضر نشان داد، مقادیر IL-6 و IL-10 پلاسمایی پس از 8 هفته، در هیچ یک از گروه های تمرینی نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی داری نداشت(05/0p
    کلیدواژگان: اینترلوکین 6، اینترلوکین10، فعالیت ورزشی استقامتی، فعالیت ورزشی شدید تناوبی، فعالیت ورزشی شدید تداومی
  • نورمحمد دلاوری بنی تاک، ضیاء فلاح محمدی*، رزیتا فتحی، مهران نقی زاده قمی، وحید طالبی صفحات 183-194
    هدف از این تحقیق بررسی تاثیر مکمل گیری منیزیم سولفات بر شاخص های الکترومیوگرافی آستانه خستگی (EMGFT)، لاکتات و زمان رسیدن به واماندگی (TTE) در پی یک جلسه فعالیت هوازی دویدن روی نوار گردان تا حد واماندگی در مردان دانشگاهی غیرفعال بود. به این منظور 16 دانشجوی پسر غیرفعال ( با میانگین سنی 18/1 ± 25/25 سال، قد 75/4 ± 18/176 سانتی متر، وزن 65/25 ± 51/79 کیلوگرم) به طور تصادفی به دو گروه مکمل (8 نفر) و دارونما (8 نفر) تقسیم شدند. خون گیری در چهار مرحله، قبل و بلافاصله بعد از آزمایش بروس در پیش آزمون و پس آزمون انجام گرفت. داده ها با استفاده از آزمون اندازه گیری مکرر، آنالیز کوواریانس، آزمون t همبسته و مستقل در سطح معناداری 05/0 =P تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد، بعد از دوره مکمل گیری TTE گروه مصرف کننده منیزیم سولفات با افزایش همراه بود (44/5 درصد)، ( 05/0 P<). همچنین مکمل منیزیم سولفات بروز EMGFT را 140درصدافزایش داد ( 05/0 P<). اما تغییرات لاکتات در دو گروه معنادار نبود (05/0 P>). نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که مصرف مکمل منیزیم سولفات موجب کاهش شیب فعالیت EMGFT عضله در پی یک جلسه فعالیت دویدن وامانده ساز روی نوارگردان می شود.
    کلیدواژگان: الکترومیوگرافی آستانه خستگی، زمان رسیدن به واماندگی، فعالیت هوازی، منیزیم سولفات
  • محمد شریعت زاده جنیدی *، زینب مقدم، لیلا ملکی، الهام کشاورز، مهدی هدایتی صفحات 195-207
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر چهار هفته تمرین تناوبی با شدت بالا با تحمل وزن و بدون تحمل وزن بر عوامل التهابی TNF-α، IL-6، CRP و نیمرخ لیپیدی به عنوان عوامل پیشگیری احتمال ابتلا به بیماری قلبی- عروقی در زنان دارای اضافه وزن بود. شانزده زن غیرورزشکار (سن 5±30 سال، وزن11/13±48/75کیلوگرم، قد 59/2±50/165سانتی متر و شاخص توده بدنی20/4±73/27 کیلوگرم بر متر مربع) داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها در دو گروه تمرین تناوبی با شدت بالا (آزمون بی هوازی رست) و آزمون بی هوازی وینگیت به صورت تصادفی تقسیم شدند، و به مدت 4 هفته و هفته ای 3 جلسه (بین 3 تا 6 آزمون رست یا وینگیت در هر جلسه) تمرینات خود را انجام دادند. 24ساعت قبل و 24 ساعت پس از پایان تمرینات نمونه های خونی از آزمودنی ها گرفته شد و نتایج با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، تحلیل کوواریانس و t وابسته در سطح معنا داری 05/0P< تجزیه وتحلیل شد. نتایج کاهش معنا دار میزان پلاسمایی TNF-α، IL-6 و CRP و بهبود نیمرخ لیپیدی (به جز HDL-C) را در هر دو گروه تمرینی نسبت به قبل از شروع تمرینات نشان داد( 05/0(P<. هرچند پس از دوازده جلسه تمرین، تفاوت معنا داری بین دو گروه تمرینی در عوامل التهابی و نیمرخ لیپیدی اندازه گیری شده مشاهده نشد (05/0 کلیدواژگان: آزمون رست، آزمون وینگیت، تمرینات تناوبی با شدت بالا، عوامل التهابی
  • فتانه فرهمند، مریم نورشاهی*، مجتبی صالح پور، ایمان فتحی صفحات 209-221
    مصرف مکمل های حاوی آنتی اکسیدان در بهبود عملکرد در دوران سالمندی اهمیت زیادی دارد. هدف این تحقیق، بررسی تاثیر یک دوره مکمل دهی عصاره دارچین بر پاسخ گیرنده نیکوتینی استیل کولین (nAChR)پس از یک جلسه فعالیت وامانده ساز در موش های صحرایی سالمند بود. 32 سر موش سالمند نژاد ویستار به طور تصادفی در چهار گروه ورزش وامانده ساز، دارچین، دارچین– ورزش و کنترل تقسیم شدند. موش ها در گروه دارچین و دارچین- ورزش mg/kg/day 200 عصاره دارچین به مدت 14 روز به صورت گاواژ دریافت کردند. در گروه ورزش و دارچین– ورزش، موش ها ابتدا با سرعت m/min 10 برای گرم کردن روی تردمیل راه رفتند و سپس هر دو دقیقه، m/min 2 به سرعت تردمیل اضافه شد تا سرعت به m/min 28 رسید. پس از بیهوشی، عضله SOL و EDL در حالت استراحت، بلافاصله و چهار ساعت بعد خارج شد. از روش هموژن کردن و سپس وسترن بلات برای شناسایی تغییر متغیرها استفاده شدند. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس یکطرفه (One Way ANOVA) در سطح معناداری (05/0 ≥P ) تجزیه وتحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که میزان nAChR بلافاصله و چهار ساعت بعد در عضله SOL، در همه گروه ها به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (05/0˂ P). با وجود این در عضله EDL این افزایش معنادار نبود (05/0 ≤P). به نظر می رسد که مکمل دهی عصاره دارچین و فعالیت استقامتی، روش مناسبی برای کاهش توسعه سارکوپنیا و افزایش سنتز nAChR در افراد سالمند باشد.
    کلیدواژگان: سارکوپنیا، سالمندی، فعالیت وامانده ساز، گیرنده نیکوتینی استیل کولین
  • صدیقه حسین پور *، ناصر بهپور، وحید تادیبی، اعظم رمضان خانی صفحات 223-241
    هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر تمرینات یکپارچه حرکتی شناختی بر BDNF سالمندان مبتلا به دمانس بود. بدین منظور، 24 مرد سالمند مبتلا به دمانس (12 نفر گروه تجربی و 12 نفر گروه کنترل) به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. برنامه تمرینی یک دوره دوازده هفته ای (هفته ای سه جلسه تمرین 45 دقیقه ای) تمرینات حرکتی شناختی بود که براساس رهنمودهای کالج آمریکایی طب ورزش (ACSM) اتخاذ شد. پیش و پس از انجام پروتکل تمرینی میزان BDNF و آزمون های عملکردی و شناختی ارزیابی شد. به منظور تحلیل آماری از آنالیز تحلیل واریانس دوعاملی با اندازه های تکراری استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که 12 هفته برنامه تمرین حرکتی شناختی به افزایش سطوح BDNF (001/0=P)، بهبود نتایج آزمون رسیدن عملکردی (005/0=P)، آزمون بلند شدن و رفتن زمان دار (001/0=P)، آزمون تعادلی برگ (001/0=P) و آزمون کوتاه وضعیت ذهنی (015/0P=)، در گروه فعال منجر شد. به طور کلی یافته های مطالعه نشان داد که تمرین یکپارچه حرکتی در آزمودنی های مبتلا به دمانس، سبب افزایش سطوح BNDF می شود که از نظر بالینی این یافته ها اهمیت آمادگی بدنی به عنوان یک عامل پیشگیری کننده از ابتلا به زوال عقل در آینده را تایید می کند. همچنین این نوع فعالیت، روش تمرینی سودمندی جهت حفظ عملکرد حرکتی و کاهش سرعت کارکردهای ذهنی سالمندان است.
    کلیدواژگان: تعادل، تمرینات حرکتی شناختی، دمانس، شناخت، سالمند، نوروتروفین
  • نبی شمسایی*، هادی عبدی، شمس الدین رضایی، مژگان صالحی پور صفحات 257-243
    هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر چهار هفته تمرین هوازی بر اختلالات شناختی و عملکرد حرکتی موش های صحرایی نر دیابتی بود. به این منظور 24 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار (وزن 9/9±275 گرم، سن 13 هفته) خریداری و به طور تصادفی به سه گروه شم، دیابت و دیابت+تمرین تقسیم شدند. دیابت با تزریق داخل صفاقی یک دوز استرپتوزوتوسین به مقدار ml/kg 60 القا شد. ملاک دیابتی شدن، قند خون بالای mg/dl 250 بود. یک هفته پس از القای دیابت، رت های گروه ورزش، به مدت چهار هفته، پنج روز در هفته (به مدت 30-20 دقیقه با سرعت 18-10 متر در دقیقه) روی تردمیل دویدند. از آزمون حافظه احترازی غیرفعال برای بررسی میزان اختلال در حافظه و از آزمون های سطح شیبدار و بارفیکس به منظور ارزیابی عملکرد حرکتی استفاده شد. یافته ها نشان داد که تمرین ورزشی به طور معنا داری میزان اختلال ناشی از دیابت در حافظه کوتاه مدت در آزمون حافظه احترازی غیرفعال (0001/0=P) را کاهش و عملکرد حرکتی موش های صحرایی دیابتی را در آزمون سطح شیبدار (017/0=P) و آزمون بارفیکس (0001/0=P) افزایش داد. به طور کلی می توان گفت که چهار هفته تمرین هوازی به بهبود اختلالات شناختی و عملکرد حرکتی در موش های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین منجر می شود.
    کلیدواژگان: اختلالات شناختی، استرپتوزوتوسین، تمرین، دیابت
  • حمید عبادی اصل، محسن امینایی *، روح الله نیکویی صفحات 259-270
    هدف از این مطالعه بررسی اثر مصرف مکمل روی و هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح قند خون و توزیع سلول های بتا پانکراس در موش های صحرایی دیابتی است. به طور تصادفی 60 رت نر بالغ به شش گروه تقسیم شدند: کنترل سالم (C)، کنترل تمرین (CE)، دیابت کنترل (D)، دیابتی با روی ((DZ، دیابتی با تمرین (DE)، و گروه دیابتی با روی و تمرین (DEZ). پس از هشت هفته، رت ها بی هوش شدند، سپس پانکراس جدا و پردازش شد. بخش هایی به طور تصادفی تعیین و تعداد سلول های رنگی بتا پانکراس شمارش شدند. سطح قند خون (BGL) در هفته های مختلف در این تحقیقات اندازه گیری شد. تجزیه وتحلیل آماری از آزمون واریانس ها نشان داد که BGL به طور چشمگیری در گروه های DEZ و DZ در مقایسه با C و گروه های D و CE کاهش یافت (05/0>P). تعداد سلول های بتای جزایر لانگرهانس در گروه DEZ به طور معنا داری (05/0>P) بالاتر از گروه D (اندازه اثر 81٪) و DE (اندازه اثر 97٪) و DZ بالاتر از گروه D (اندازه اثر 99٪) بود و قابل مقایسه با گروه شاهد C و CE بودند. نتایج این مطالعه نشان داد که مکمل روی همراه با تمرین هوازی می تواند نقش موثرتری در مدیریت دیابت داشته باشد و احتمالا با کنترل بیماری دیابت و تحریک سلول های بتا به افزایش ترشح انسولین منجر شود. همچنین تا حد زیادی از تخریب سلول های بتای باقی مانده به وسیله برخی از تغییرات پاتولوژیک مثل هیپرتروفی جلوگیری می کند.
    کلیدواژگان: تمرین هوازی، دیابت، سلول های بتا، مکمل روی
  • احسان اصغری *، زهرا میرزنده دل صفحات 271-284
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تغییرات IL-15، CRP و آیریزین سرمی پس از یک جلسه فعالیت مقاومتی در سالمندان و در فواصل مختلف پس از فعالیت و همچنین با نگاه امکان تغییر وضعیت عضلات و بهبود سارکوپنیا انجام گرفت. 15 سالمند (میانگین سنی 5/4±32/63 سال، قد33/2±61/168سانتی متر و وزن 2/4±5/78 کیلوگرم) داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها به مدت 45 دقیقه و در سه دوره هشت تکراری با شدت 80 درصد 1RM فعالیت با وزنه را انجام دادند. فاصله استراحتی بین دوره های هر فعالیت دو دقیقه و فاصله بین فعالیت ها سه دقیقه بود. تحلیل آماری داده ها با کمک آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی LSD صورت گرفت (05/0P<). یافته ها نشان داد که سطوح IL-15 و آیریزین بلافاصله پس از جلسه آزمون افزایش معناداری دارد و 24 ساعت پس از جلسه آزمون نیز CRP و آیریزین به طور معناداری افزایش می یابد (05/0P<). 72 ساعت پس از زمان آزمون، فاکتورهای التهابی نسبت به پیش از فعالت افزایش معناداری نشان دادند (05/0P<)؛ بنابراین یک جلسه فعالیت مقاومتی می تواند سبب بالا رفتن سطوح برخی از این فاکتورها در سالمندان شود که ممکن است به عنوان عاملی تاثیرگذار در بهبود عملکرد عضلانی و به ویژه کنترل سارکوپنیا در این افراد عمل کند.
    کلیدواژگان: آیریزین، سالمندی، فاکتورهای التهابی، فعالیت مقاومتی
  • حسین رمضانی *، حمید رجبی، پژمان معتمدی صفحات 285-300
    هدف از این پژوهش مطالعه اثر زودگذر نوع و شدت انقباض های پویا بر برخی متغیر های الکترومایوگرافی و عملکردی ورزشکاران حرفه ای دوومیدانی بود. آزمودنی ها 9 نفر بودند که در چهار روز متفاوت و به صورت تصادفی، یکی از چهار پروتکل گرم کردن معمول (گروه کنترل)، گرم کردن و اجرای یک وهله 4 تکراری نیم چمباتمه فعالیت منفی (120 درصد 1RM)، گرم کردن و اجرای یک وهله 6 تکراری نیم چمباتمه فعالیت توانی– قدرتی (80 درصد 1RM) و گرم کردن و اجرای یک وهله 12 تکراری نیم چمباتمه فعالیت توانی– سرعتی (40 درصد 1RM) را اجرا کردند. 7 دقیقه پس از اجرای هر پروتکل، از آزمودنی ها آزمون حداکثر انقباض ایزومتریک ارادی (MVIC) و پرش عمودی به عمل آمد و همزمان فعالیت الکترومایوگرافی عضله راست رانی، پهن خارجی و دوسر رانی در آزمون MVIC و مرحله درون گرای پرش عمودی به ثبت رسید و سپس شاخص حداکثر فعالیت عضله و نسبت RMS/MVIC از آن استخراج شد. نتایج نشان داد ارتفاع پرش عمودی، حداکثر فعالیت عضله و نسبت RMS/MVIC پس از انجام پروتکل های نیم چمباتمه فعالیت منفی و توانی– قدرتی در مقایسه با گروه کنترل با افزایش معناداری همراه بود (05/0P≤). همچنین پروتکل فعالیت منفی در مقایسه با پروتکل توانی- قدرتی از افزایش بیشتری برخوردار بود (05/0P≤)؛ بنابراین، استفاده از گرم کردن ویژه، شامل نیم چمباتمه با شدت های فوق بیشینه و نزدیک به بیشینه نسبت به گرم کردن معمول می تواند عملکرد پرش عمودی متعاقب را بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: الکترومایوگرافی، فعالیت مقاومتی منفی، فعالیت مقاومتی توانی- قدرتی، فعالیت مقاومتی توانی- سرعتی، postactivation potentiation
  • |
    • Mahdi Gholizadeh *, Mohammad Reza Kordi, Ali Akbarnejad, Alireza Ghardashi Afousi, Sajjad Mohammadyari Pages 157-169
      The aim of this study was to investigate the effects of two weeks of high-intensity interval training (HIIT) on fat and carbohydrate oxidation in overweight young men. 16 young sedentary overweight men participated voluntarily in this study and were randomly assigned to two experimental groups: HIIT-1 (BMI=26.54±2.6) and HIIT-2 (BMI=26.32±2.29). HIIT-1 included 3 sessions a week with four 1-min. intervals, and 4 min. of rest and HIIT-2 included four 30-sec. intervals with 2 min. of rest. Respiratory gasses were collected one day before and after the training in a fasting state for laboratory analysis. Independent t test was used to analyze intergroup changes while dependent t test was applied for intra-group analysis. The results showed that HIIT decreased 9% of carbohydrate consumption and increased 43% of fat consumption, when Bruce test was conducted in HIIT-1. These changes were significant compared with HIIT-2. The changes of weight and body fat percentage were significant only in the HIIT-1. According to these results, 6 sessions of HIIT relatively improved fat oxidation and glycogen storage.
      Keywords: carbohydrate oxidation, fat oxidation, high intensity interval training, overweight young men
    • Hamed Barzegar *, Elham Vosadi, Mahboobeh Borjian Fard Pages 171-181
      The aim of this study was to investigate and compare the effect of different modes of exercise training on IL-6 and IL-10 and weight control in adult male rats. In this experimental-trail, 40 Wistar rats were divided into five groups: (1) Sedentary (Sed), (2) Endurance Training (ET), (3) High-Intensity Interval Training (HIIT), Sprint Training (ST), Incline Treadmill Workout (ITW); Sed group was regarded as control. ET group received 8-wk Mild-intensity endurance exercise. The exercise schedule of HIIT group consisted of high intensity interval training for 8 weeks (with Active recovery). ST group run on treadmill for 8-weeks with high intensity. ITW group ran on the inclined treadmill. IL-6 and IL-10 was assessed using commercial ELISA kits and the data were analyzed by one-way ANOVA. Statistical differences were considered significant at p
      Keywords: endurance training, high-intensity interval training, IL-6, IL-10, sprint training
    • Nourmohammad Delavaribanitak, Zia Falahmohammadi *, Rozita Fathi, Mehran Naghizadeh Ghomi, Vahid Talebi Pages 183-194
      The aim of this study was to investigate the effect of magnesium sulfate supplementation on fatigue threshold electromyography (EMGFT), lactate and time to exhaustion (TTE) following a session of aerobic exercise (exhaustive treadmill running) in sedentary collegiate men. For this purpose, 16 sedentary male students (mean age: 25.25 ± 1.18 years, height: 176.18 ± 4.75 cm, weight: 79.51 ± 25.65 kg) were randomly divided into supplementary (n=8) and placebo (n=8) groups. Blood samples were collected in four phases: before and immediately after Bruce test in pretest and posttest. Data were analyzed by repeated measures test, covariance analysis and independent and dependent t tests at P=0.05. The results showed that TTE increased (5.44%) in magnesium sulfate group after the supplementation (P0.05). The results of this study indicated that the supplementation of magnesium sulfate lowered the slope of muscle EMGFT activity following a session of exhaustive treadmill running.
      Keywords: aerobic exercise, fatigue threshold electromyography, magnesium sulfate, time to get exhaustion
    • Mohammad Shariatzadeh *, Zeynab Moghadam, Leila Maleki, Elham Keshavarz, Mehdi Hedayati Pages 195-207
      The aim of this study was to investigate the effect of 4 weeks of high-intensity interval training with weight-bearing and non-weight bearing on inflammatory markers of TNF-α, IL-6, CRP and lipid profile as predictive factors of the risk of cardiovascular diseases in overweight women. 16 non-athlete women (age 30 ± 5 yr, weight 75.48 ± 13.11 kg, height 165.50 ± 2.59 cm and body mass index 27.73 ± 4.20 Kg/m2) voluntary participated in the study. Subjects were randomly divided into two groups of high-intensity interval training: anaerobic RAST test and Wingate anaerobic test for 4 weeks, 3 sessions per week (between 3 and 6 Wingate test or RAST test each session). 24 hours before and 24 hours after training, blood samples was collected and the results were analyzed with Kolmogorov-Smirnov test, covariance analysis and paired t test at a significance level of P
      Keywords: high-intensity interval training, inflammatory markers, RAST test, Wingate test
    • Fataneh Farahmand, Maryam Nourshahi *, Mojtaba Salehpour, Fathi Pages 209-221
      Supplements containing antioxidants play an important role in improving performance in the elderly. The aim of this study was to investigate the effect of cinnamon extract supplementation on nicotine acetylcholine receptor (nAChR) after one session of exhaustive exercise in old rats. 32 aged Wistar rats were randomly divided into four groups: exhaustive exercise, cinnamon extract, cinnamon extract and exhaustive exercise and control. Cinnamon extract and cinnamon extract and exhaustive exercise groups received 200 mg/kg/day of cinnamon extract by intra gastric intubation for 14 days. Exhaustive exercise and cinnamon extract and exhaustive exercise groups firstly ran on a treadmill at the speed of 10 m/min. for warm-up. Then, speed increased by 2 m/min. every 2 minutes to reach 28 m/min. The rats were anesthetized and their SOL and EDL muscles were removed at rest, immediately and after 4 hours. The homogenized and western blot methods were used to identify the changes in variables. Data were analyzed by independent t test and one-way analysis of variance (ANOVA) at the significance level (P≤0.05). Results showed that nAChR was significantly higher immediately and after 4 hours in SOL muscle in all groups than the control group (P
      Keywords: aging, exhaustive exercise, nicotinic acetylcholine receptor, sarcopenia
    • Sedigheh Hosseinpour Delavar *, Naser Behpour, Vahid Tadibi, Azam Ramezankhani Pages 223-241
      The aim of the present study was to investigate the effect of cognitive motor integrated exercises on BDNF in the elderly with dementia. For this purpose, 24 male elderly with dementia (12 experimental and 12 control (were selected as the statistical sample. The program consisted of 12 weeks of (3 sessions per week, 45 minutes per session (cognitive motor exercises according to the guidelines of American College of Sport Medicine (ACSM). Before and after the exercise protocol, BDNF and cognitive and functional tests were evaluated. ANOVA with repeated measures was used for data analysis. The results showed that 12 weeks of cognitive motor protocol increased BDNF (P=0.001) and improved the results of functional reach test (P=0.005), timed up and go test (P=0.001), Berg balance scale (P=0.001) and mini–mental state examination (P=0.015) in the active group. In general, these findings showed that motor integrated exercise in the elderly with dementia increased BNDF levels. These findings clinically confirm the importance of physical fitness as a factor which prevents dementia in the future. Also, this type of activity is a beneficial training method to maintain motor function and to reduce the rate of mental functioning in the elderly.
      Keywords: balance, cognition, cognitive motor exercises, dementia, elderly, neurotrophin
    • Nabi Shamsaei *, Hadi Abdi, Shamseddin Rezaei, Mojgan Salehipour Pages 257-243
      The aim of this study was to examine the effect of 4 weeks of aerobic exercise on cognitive impairments and motor dysfunction in diabetic male rats. 24 adult male Wistar rats (weight 275±9.9 g, age 13 weeks) were purchased and randomly divided into three groups: sham, diabetic and diabetic exercise. Diabetes was induced with intraperitoneal injection of one dose of streptozotocin (STZ) (60ml/kg). The diabetes criterion was the blood glucose level higher than 250 mg/dl. One week after the induction of diabetes, the rats in exercise group ran on a treadmill 5 days a week for 4 weeks (20-30 min. at 10-18 m/min). The passive avoidance memory test was used to assess the memory impairments. Inclined plane and barfix tests were used to assess motor function. Results showed that the exercise significantly reduced the diabetic-induced impairment in the short-term memory in passive avoidance memory test (P=0.0001) and increased the motor function in diabetic rats in inclined plane (P=0.017) and barfix (P=0.0001) tests. In general, it can be stated that 4 weeks of aerobic exercise improves cognitive impairments and motor dysfunction in streptozotocin-induced diabetic rats.
      Keywords: cognitive impairment, diabetes, exercise, streptozotocin
    • Hamid Ebadi Asl, Mohsen Aminaei *, Rohollah Nikooie Pages 259-270
      This aim of the present study was to investigate the effect of zinc supplement and 8 weeks of aerobic exercise on blood glucose levels and distribution of pancreatic beta cells in diabetic rats. 60 matured male rats were randomly divided into six groups: healthy control (C), control exercise (CE), diabetic control (D), diabetic zinc (DZ), diabetic exercise (DE) and diabetic exercise zinc (DEZ). After 8 weeks, the rats received deep anesthesia and the pancreas was dissected and processed. Random sections were obtained and the number of pancreatic stained beta cells were counted. Blood glucose level (BGL) was measured in different weeks during the study. Statistical analysis of variance test showed the BGL drastically decreased in DEZ and DZ groups compared with the C, D and CE groups (P
      Keywords: aerobic exercise, beta cells, diabetes, zinc supplement
    • Ehsan Asghari *, Zahra Mirzendedel Pages 271-284
      The aim of this study was to evaluate changes of IL-15, CRP and serum irisin after one session of resistance activity in the elderly at different intervals with a view on the possibility of changing the muscles and improving sarcopenia. 15 elderly (mean age 63.32 ± 4.5 years, height 168.61 ± 2.33 cm and weight 78.5 ± 4.2 kg) voluntarily participated in this study. The subjects performed weight training for 45 minutes in 3 sets of 8 repetitions at 80% 1RM intensity with 2- minute rest intervals and 3-minute intervals. For statistical analysis of data, one-way ANOVA and LSD post hoc test were used (P
      Keywords: elderly, inflammatory factors, Irisin, strength exercis
    • Hossein Ramezani *, Hamid Rajabi Pages 285-300
      The aim of this study was to examine the temporary effect of type and intensity of dynamic contractions on some electromyography and performance variables in professional track and field athletes. 9 subjects randomly performed one of the four protocols in 4 different days: usual warm-up (control group), warm-up and a set of four repetitions of negative half squatting (120% of 1RM), warm-up and a set of six repetitions of power-strength half squatting (80% of 1RM) and warm-up and a set of twelve repetitions of power-velocity half squatting (40% of 1RM). 7 minutes after each protocol, the subjects performed the maximum voluntary isometric contraction (MVIC) and vertical jump test. Simultaneously, EMG activity of the rectus femoris, vastus lateralis and biceps femoris muscles was registered in MVIC test and concentric phase of vertical jump. Then, maximum muscle activity and RMS/MVC ratio index was derived from EMG data. The results showed that vertical jump, the maximum muscle activity and RMS/MVC ratio significantly increased after negative and power-strength half squatting protocols compared with the control group (P≤0.05). Furthermore, negative half squatting protocol had more increase than power-strength half squatting (P≤0.05). So the special warm-up including half squatting with supra-maximal and close to the maximum intensities can improve vertical jump performance compared with the usual warm-up.
      Keywords: electromyography, negative resistance activity, postactivation potentiation, power-strength resistance activity, power-velocity resistance activity