فهرست مطالب

آموزش پرستاری - سال ششم شماره 4 (مهر و آبان 1396)
  • سال ششم شماره 4 (مهر و آبان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/08/29
  • تعداد عناوین: 8
|
  • بهروز رضایی*، صدیقه هادیان صفحات 1-10
    مقدمه
    ارتقای کیفیت آموزش بالینی، مستلزم بررسی مستمر وضعیت موجود، شناخت نقاط قوت و اصلاح نقاط ضعف از طریق کسب نظرات مربیان و دانشجویان است. این مطالعه با هدف مقایسه دیدگاه مربیان و دانشجویان پرستاری و مامایی در زمینه وضعیت آموزش بالینی انجام گرفت.
    روش کار
    پژوهش حاضر از نوع توصیفی و مقطعی در سال 1395 بود. 33 مربی بالینی و 361 دانشجوی پرستاری و مامایی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد فلاورجان به شیوه سرشماری انتخاب شدند. داده ها به وسیله پرسشنامه ای دو قسمتی شامل اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه وضعیت آموزش بالینی در پنج حیطه (اهداف و برنامه های آموزشی، عملکرد مربی، شیوه تعامل با دانشجو در محیط بالین، محیط آموزشی، و نظارت و ارزشیابی) به شیوه خود گزارشی جمع آوری شد. داده ها با آزمونهای t مستقل، آنالیز واریانس و ضریب هم بستگی پیرسون با کاربرد نرم افزار SPSS نسخه 21 تحلیل شد.
    یافته ها
    وضعیت آموزش بالینی از دیدگاه مربیان، در سطح مطلوب (7/61±50/03) و از نظر دانشجویان متوسط (11/77±23/63) ارزیابی شد. در تمام حیطه های آموزش بالینی بین دیدگاه مربیان و دانشجویان اختلاف معنی داری وجود داشت (0/05> P). مربیان با تحصیلات بالاتر، سطح نظارت و ارزشیابی در آموزش بالین را بطور معناداری پایین تر ارزیابی نمودند (0/05> P).
    نتیجه گیری
    مربیان در مقایسه با دانشجویان، وضعیت آموزش بالین را مطلوبتر ارزیابی نمودند. به نظر می رسد مربیان رویکرد مثبت تری به آموزش دارند. در مقابل، مشکلات محیط بالین برای دانشجویان ملموس تر بوده و ارزیابی ضعیف تری از آموزش بالینی داشته اند. بر اساس نتایج این مطالعه، تامین محیط آموزش بالینی مناسب و بهبود شیوه تعامل با دانشجویان در محیط بالین برای ارتقای وضعیت آموزش بالینی ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: آموزش بالینی، یادگیری بالینی، مربی بالینی، دانشجوی پرستاری، دانشجوی مامایی
  • خدایار عشوندی*، غلامحسین فلاحی نیا، سجاد نقدی، عباس مقیم بیگی، بهروز کارخانه ای صفحات 11-18
    مقدمه
    در بسیاری از موارد درد بیماران ناکافی درمان می شود. نزدیک ترین شخص به بیمار در روند درمان پرستار است و مطالعات نقش مهم پرستار در کنترل درد بیماران را اثبات کرده است. این مطالعه به منظور تعیین تاثیر آموزش مدیریت درد بر آگاهی، نگرش و روش های کنترل درد پرستاران ریکاوری انجام گرفت.
    روش کار
    این مطالعه نیمه تجربی در سال 94 و با شرکت 41 پرستار ریکاوری و 246 بیمار در بیمارستان بعثت همدان انجام شد. در مرحله اول پرسشنامه های مربوط به اطلاعات دموگرافیک، آگاهی و نگرش در زمینه درد توسط پرستاران ریکاوری تکمیل شد. سپس روش های کنترل درد انجام شده توسط پرستاران (هر پرستار 3 بیمار)، با استفاده از چک لیست ثبت گردید. در مرحله دوم اصول مدیریت درد در ریکاوری در دو جلسه آموزشی، در گروه های کوچک و به صورت بحث گروهی آموزش داده شد. دو هفته بعد و در مرحله سوم مجددا با همان پرسشنامه ها و چک لیست اولیه، آگاهی، نگرش و روش های کنترل درد پرستاران ریکاوری ثبت گردید. در پایان داده ها توسط نرم افزار spss 16 و با آزمون های تی زوجی، دقیق فیشر و آمار توصیفی در سطح معنی داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار سن پرستاران5±93/29 سال و سابقه کار بالینی آنها 5±51/7 سال بود. نتایج نشان داد که آگاهی پرستاران ریکاوری از مدیریت درد قبل از آموزش از 63/64 درصد به 18/81 درصد در بعد از آموزش رسید(001/0>p). همچنین میانگین امتیاز نگرش پرستاران درباره مدیریت درد قبل از آموزش 87/76 بود که در بعد از آموزش به 12/81 رسید(025/0=p). پرستاران مهمترین موانع در مصرف مسکن ها را کمبود تعداد پرستاران، عدم دستور پزشک، ترس از عوارض جانبی داروها و عدم وجود شرح وظایف مشخص می دانند. روش های کنترل درد پس از آموزش بطور معنی داری تغییر پیدا کرد.
    نتیجه گیری
    با برگزاری کارگاه های آموزشی می توان آگاهی، نگرش و عملکرد پرستاران در زمینه کنترل درد را افزایش داد که باعث افزایش رضایت بیماران و کاهش عوارض ناشی از درد پس از جراحی می شود.
    کلیدواژگان: آموزش، مدیریت درد، آگاهی، نگرش، پرستار
  • زهره قمری زارع*، حانیه ناطقی مطلق، زهراسادات موسوی قمی صفحات 19-25
    مقدمه
    کسب دانش و مهارت های لازم در زمینه مراقبت های دارویی بیماران از صلاحیت های ضروری حرفه پرستاری به شمار می رود. وجود مربیان بالینی توانمند و اثربخش برای فراگیری مناسب فارماکولوژی توسط دانشجویان؛ نقش مهمی را در کسب مهارت های مراقبت دارویی در آینده کاری آن ها ایفا می نماید. هدف از این مطالعه، ارزشیابی عملکرد مربیان بالینی اثربخش و غیر اثربخش در رابطه با فرآیند یاددهی فارماکولوژی از دیدگاه دانشجویان پرستاری دانشگاه آزاد قم بوده است.
    روش کار
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی- مقایسه ای است. تمامی دانشجویان پرستاری سال آخر دانشگاه آزاد اسلامی قم در دو ترم متوالی سال 94 – 95 با نمونه گیری سرشماری شرکت کردند. گرد آوری اطلاعات با کمک دو پرسشنامه ارزشیابی عملکرد آموزشی مربیان بالینی اثربخش و غیر اثربخش انجام گرفت و پایایی داده ها با استفاده از روش آلفا - کرونباخ به میزان 948/0 برآورد گردید. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 انجام گرفت.
    یافته ها
    2/94 درصد شرکت کنندگان، مونث و بقیه مذکر بودند که میانگین و انحراف معیار سنی آنها (38/3 ± 98/23) بود. اکثریت (9/52%) در ترم 8 مشغول به تحصیل بودند. آزمون ویلکاکسون در مقایسه عملکرد آموزشی مربیان بالینی اثربخش و غیر اثربخش از دیدگاه دانشجویان، اختلاف معنی داری را نشان داد(000/0=P). میانگین ضعیف ترین عملکرد مربیان اثربخش (17/1 ± 89/3) بیش تر از قوی ترین عملکرد مربیان غیر اثربخش (13/1 ± 15/2) از دیدگاه دانشجویان پرستاری بود.
    نتیجه گیری
    در این پژوهش کلیه عملکردهای مطرح شده در پرسشنامه با نمره بالا برای مربیان بالینی اثربخش و با نمره پایین تر در تمامی گویه ها برای مربیان بالینی غیر اثربخش مورد تایید دانشجویان قرار گرفت. نتایج بدست آمده از این پژوهش راهگشای مربیان بالینی جهت آموزش بالینی موثر و بهینه می باشد.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، مربی بالینی، اثربخش، غیر اثربخش، فارماکولوژی، دانشجوی پرستاری
  • سعیده قاسمی قلعه قاسمی، بهرام محبی، رویا صادقی*، آذر طل، حامد میرزایی، اکبر حسن زاده صفحات 26-37
    مقدمه
    بیماری های قلبی عروقی، علت اصلی ابتلا، مرگ و میر و ناتوانی در سراسر دنیا هستند. با توجه به تغییر شیوه ی زندگی ، بسیاری از عوامل خطر بیماری های قلبی- عروقی از دوران کودکی و نوجوانی آغاز می شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی بر پیشگیری از عوامل خطر بیماری های قلبی- عروقی در دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر زرین شهر شهرستان لنجان سال 1394 صورت پذیرفت .
    روش کار
    پژوهش حاضر یک مطالعه تجربی از نوع مداخله ای بود. دو دبیرستان با تخصیص تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل طبقه بندی شدند. 71 نفر از دانش آموزان و مادران شان و مربی پرورشی یکی از دبیرستان ها به عنوان گروه مداخله و 80 نفر از دانش آموزان و مادران شان و مربی پرورشی دبیرستان دیگر به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. برنامه ی آموزشی برای دانش آموزان و مادران و مربی پرورشی گروه مداخله بر اساس تئوری شناختی اجتماعی طراحی و اجرا شدکه علاوه بر تاکید بر بعد فردی دانش اموزان به بعد اجتماعی دانش آموزان ( مادران و مربی پرورشی دانش آموزان ) نیز تاکید داشته است و به علت این که بیشتر سازه های این تئوری در حیطه ی یادگیری نگرشی قرار داشتند بیشتر از استراتژی های آموزشی پرسش و پاسخ و بحث گروهی در جریان آموزش استفاده گردید، برگزار شد . شش ماه پس از اتمام آموزش ها دانش آموزان گروه مداخله، پرسشنامه ها را تکمیل کردند. سپس داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSSنسخه 20 در سطح معنی داری کمتر از 05/0 مورد بررسی قرار گرفت. از آزمون های آماری t مستقل، t زوجی، کای اسکوئر و من – ویتنی برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج مطالعه، نشان داد که میانگین نمره ی هیچکدام از سازه های مدل تئوری شناختی- اجتماعی قبل از مداخله بین دو گروه اختلاف معنادار نداشتند.اما بعد از مداخله، میانگین نمره سازه های دانش و درک موقعیت، انتظار پیامد، ارزش های پیامد، خودکارآمدی، خود مدیریتی و خود کنترلی در گروه مداخله و میانگین نمره ی سازه موانع درک شده در گروه کنترل به طور معناداری بیشتر بود اما میانگین نمره سازه های محیط و حمایت اجتماعی بین دو گروه اختلاف معنادار نداشت.
    نتیجه گیری
    مداخله ی آموزشی از سنین پایین در جهت پیشگیری از عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی، با استفاده از تئوری شناختی- اجتماعی می تواند در کاهش عوامل خطر بیماری های قلبی- عروقی در دانش آموزان به کار رود.
    کلیدواژگان: بیماری های قلبی عروقی، مدل شناختی، اجتماعی، دانش آموزان
  • معصومه ورشوی جاغرق، کبری حاجی علیزاده* صفحات 38-47
    مقدمه
    به نظر می رسد، برخی از مهمترین عوامل دخیل در ترس از زایمان زنان باردار، ویژگی های شخصیتی، میزان حمایت اجتماعی و تنظیم هیجان آنان باشد. ازاین رو، پژوهش حاضر، با هدف تعیین عوامل پیش بینی کننده ترس از زایمان براساس ویژگی های شخصیتی، حمایت اجتماعی و تنظیم هیجان در مادران باردار نخست زای انجام شد.
    روش کار
    پژوهش حاضر، تحلیلی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران باردار نخست زای مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی بندرعباس در سال 1394 بودند که 150 زن به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای به کار گرفته شده، پرسشنامه های نگرش به زایمان (CAQ)، پرسشنامه پنج عاملی نئو (NEO- FFI)، پرسشنامه حمایت اجتماعی (SSA) و پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون چندمتغیری هم زمان و نرم افزار 22 SPSS-استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که همبستگی معناداری بین ویژگی های شخصیتی، حمایت اجتماعی و راهبردهای تنظیم هیجان با ترس از زایمان وجود دارد (01/0 >p). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که حمایت اجتماعی (373/0- =B، 05/0 >p)، راهبرد فرونشانی (217/0 =B، 05/0 >p) و ویژگی های روان رنجوری (463/0 =B، 05/0 >p)، وظیفه شناسی (241/0 =B، 05/0 >p) و تجربه گرایی (480/0 =B، 05/0 >p) می توانند ترس از زایمان را پیش بینی نمایند اما ویژگی های برون گرایی، توافق پذیری و راهبرد ارزیابی مجدد توان پیش بینی ترس از زایمان را ندارند (05/0 p>).
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های این پژوهش، می توان آموزش و مداخله در بهبود ویژگی های شخصیتی، حمایت اجتماعی و تنظیم هیجان مادران نخست زا را به عنوان یک روش موثر در کاهش ترس از زایمان آنان پیشنهاد داد.
    کلیدواژگان: ترس از زایمان، شخصیت، حمایت اجتماعی، تنظیم هیجان، نخست زا
  • رضوان کاظمی مجد، محمدعلی حسینی*، محمدهادی صافی، کیان نوروزی، سمانه حسین زاده صفحات 48-55
    مقدمه
    مراقبت از خود در بیماری های مزمن، بر روی بررسی و کنترل علائم بیماری، پذیرش رژیم درمانی، حفظ شیوه زندگی سالم و عملکرد روزانه دلالت می کند. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش خود مراقبتی به روش سرویس پیام کوتاه بر خود کارآمدی و تبعیت از رژیم دارویی در نوجوانان مبتلا به صرع مراجعه کننده به انجمن صرع ایران انجام شده است.
    روش کار
    این کارآزمایی بالینی در سال 1394 در انجمن صرع ایران انجام شد. جامعه آماری شامل نوجوانان 12 تا 18 سال مبتلا به صرع تحت پوشش انجمن صرع بودند. تعداد 60 نفر از بیماران بر اساس معیارهای ورود انتخاب شدند، سپس نمونه ها به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفری مداخله و شاهد قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سنجش خودکارآمدی و تبعیت از رژیم دارویی استفاده شده است که روایی آن ها با استفاده از روش لاوشه و پایایی شان با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (94/0) و ضریب همبستگی درون رده ای(995/0) مورد تایید قرار گرفت. قبل از اجرای مداخله، پرسشنامه ها توسط نمونه ها تکمیل گردید. سپس پیامک های آموزشی برای افراد گروه آزمون طی مدت 3 ماه ارسال گردید و برای گروه کنترل مداخله ای صورت نگرفت. پس از اتمام آموزش، تمامی بیماران مجددا پرسشنامه ها را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده ار نرم افزار SPSS انجام شد.
    یافته ها
    میانگین خودکارآمدی گروه های شاهد و مداخله قبل از آموزش به ترتیب 77/4 و 51/4 و میانگین تبعیت از رژیم دارویی گروه های شاهد و مداخله قبل از آموزش به ترتیب50/5 و 04/5 بود. بنابراین تفاوت معنی داری در خودکارآمدی و تبعیت از رژیم دارویی در دو گروه مداخله و شاهد قبل از آموزش وجود نداشت(05/0p-value > ) اما بعد از مداخله آموزشی میانگین متغیرهای مورد بررسی در گروه مداخله افزایش معنی داری داشت و بین دو گروه مداخله و شاهد اختلاف معنی داری به دست آمد (05/0p-value < ).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه سودمندی پیامک های آموزشی را در تبعیت از رژیم دارویی و بالا بردن خودکارآمدی بیماران مبتلا به صرع نشان داد. بنابراین با توجه به شیوع رو به رشد بیماری های مزمن درایران و عدم دسترسی و مهارت لازم جهت استفاده از سایر وسایل ارتباط از راه دور نظیر اینترنت، استفاده از تلفن همراه در ارایه مراقبت های بهداشتی گزینه مناسبی می باشد. پژوهش و توسعه در زمینه فناوری های تلفن همراه و استفاده از این روش آموزشی می تواند گامی موثر در جهت افزایش آگاهی بیماران در حیطه خودمراقبتی باشد.
    کلیدواژگان: خودمراقبتی، خودکارآمدی، تبعیت از رژیم دارویی، صرع
  • بهاره رضایی نیک، مریم رسولی*، خورشید وسکویی اشکوری، حمید علوی مجد، فائزه ترابی صفحات 56-64
    مقدمه
    بسیاری معتقدند که حضور فعال همکاران بالینی در امر آموزش، یکی از عوامل تسهیل کننده اهداف آموزشی به شمار می رود. مطالعه حاضر با هدف تعیین موانع و عوامل تسهیل کننده همکاری پرستاران بخش، در آموزش بالینی دانشجویان پرستاری در بیمارستان های تهران در سال 1393 انجام گرفته است.
    روش کار
    این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است. که با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای، 384 نمونه از بخش هایی که دانشجویان پرستاری در آن مشغول به کارآموزی بودند، انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ی ویژگی های جمعیت شناختی بود. داده ها با کمک نرم افزارSPSS نسخه 16 تجزیه وتحلیل گردید.
    یافته ها
    وضعیت پرستاران در ارتباط با موانع همکاری نشان داد، 1/57 درصد پرستاران موانع فردی را که مهم ترین آن ها شلوغی نوبت صبح و خستگی پرستاران است، 5/26 درصد موانع ساختاری را که مهم ترین آن برنامه ریزی ضعیف آموزشی است و 4/16 درصد موانع مدیریتی را که مهم ترین آن ها شکایت بیمار یا همراه او مبنی بر انجام امور پرستاری توسط دانشجویان را به عنوان مهم ترین موانع دانستند. برخورداری پرستاران از دانش و مهارت کافی (21 درصد)، فراهم کردن محیط حمایت کننده و برنامه ریزی آموزشی مناسب (8/57 درصد،)، مشخص شدن شرح وظایف دانشجویان، مشخص بودن فرد پاسخگوی عملکرد دانشجویان (2/21 درصد،) مهم ترین عوامل تسهیل کننده همکاری در امر آموزش از نظر پرستاران شناخته شدند.
    نتیجه گیری
    از آنجا که یکی از مشکلات و موانع موجود، مربوط به موانع فردی هست، به نظر می رسد کاهش یا بهبود این چالش با رفع موانع همکاری پرستاران و افزایش تسهیل کننده ها موثر هست؛ این امر مستلزم همکاری میان مربی، پرستاران بالینی، سوپروایزر آموزشی، سرپرستاران، مدیران پرستاری، مسوول برنامه ریزی آموزشی و سایر مسوولین رده بالای مدیریتی است.
    کلیدواژگان: آموزش بالینی دانشجویان، موانع، تسهیل کننده ها، پرستاران
  • اعظم زارع، مرضیه کارگر جهرمی صفحات 65-71
    مقدمه
    یکی از روش های تدریس اثر بخش در پرستاری استفاده از نقشه مفهومی می باشد .پژوهش حاضر با هدف سنجش تاثیر آموزش فرایند پرستاری به روش نقشه مفهومی بر یادگیری فرایند پرستاری انجام شد.
    روش کار
    مطالعه از نوع نیمه تجربی می باشد. 31 نفر پرستاران بخش های ویژه در مطالعه شرکت کردند. روش نمونه گیری تصادفی ساده می باشد . شرکت کنندگان به دو گروه کنترل با 16 نفر و آزمون با 15 نفرتقسیم شدند. پژوهشگر توانمندی پرستاران را در خصوص نوشتن فرایند پرستاری با استفاده از ابزار محقق ساخته قبل و بعد از مداخله در هر کدام از گروه های کنترل و آزمون ارزیابی نمود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون t) استفاده شد.
    یافته ها
    نمرات حاصل از ارزیابی فرایند پرستاری قبل و بعد از برگزاری جلسات آموزشی بیانگر وجود تفاوت معنادار در یادگیری فرآیند پرستاری (p<0.01) در موارد مربوط به بررسی اطلاعات عینی و ذهنی غیر طبیعی( p<0001) و تشخیص پرستاری (p<0.03) بود.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که روش نقشه مفهومی به عنوان یک استراتژی آموزشی در یادگیری فعال فرآیند پرستاری مفید می باشد و استفاده از این روش آموزشی به یادگیری عمیق فراگیران کمک می کند.
    کلیدواژگان: پرستار، فرایند پرستاری، یادگیری، نقشه مفهومی، استراتژی آموزشی
|
  • Behrooz Rezaei*, Seddigheh Hadian Pages 1-10
    Introduction
    Improvement of clinical education quality requires continuous assessment of the current situation, identifying the strengths and improving the weaknesses through getting feedback from instructors and students . This study aimed to compare the viewpoints of clinical instructors and nursing and midwifery students about clinical education.
    Methods
    This is a descriptive, cross-sectional study which was conducted in 2016. Thirty tree clinical instructors and 361 nursing and midwifery students in Islamic Azad University, Falavarjan Branch were selected through census method. Data was collected using two-part self- reported questionnaire including demographic information and clinical education statu's questionnaire in five dimensions (educational goals and plans, instructor's performance, feedback and interaction to student in clinical field, educational environment, supervision and evaluation). Data was analyzed with independent t-test, ANOVA and Pearson correlation coefficient using SPSS/21 software.
    Results
    The clinical education status in the viewpoints of instructors was in high level (23.63 ± 11.77) and in the viewpoints of students was in moderate level (50.03 ± 7.61). There was a significant difference between students and instructor's viewpoints in the all dimensions of clinical education (P
    Conclusions
    The instructors, compared to the students evaluated clinical education status more suitable. It seems that the instructors had more positive approach to training than the students. In contrast, in the viewpoints of students, the problems of clinical environment were more tangible and so they have reported weak assessment of their clinical training. According to present study, providing the suitable "clinical educational environment" and improving the "interaction to student in clinical field" for solving the problems of clinical education is necessary.
    Keywords: Clinical Education, Clinical Learning, Clinical Instructor, Nursing Student, Midwifery student
  • Kh Oshvandi*, Gh Falahinia, S. Naghdi, A. Moghimbeygi, B. Karkhanei Pages 11-18
    Introduction
    In many cases, pain is inadequately treated. Nurse is the closest person to the patient in the therapeutic process and Studies have demonstrated that nurses play an important role in pain management. This study aimed to determine the effect of pain management training on recovery nurses knowledge, attitudes and their methods in pain control.
    Method
    This semi-experimental study was done on 41 recovery nurses and 246 patient in recovery room of the BESAT hospital of Hamadan in 2015. In the first phase, the questionnaires containing demographic information, knowledge and attitudes regarding pain was completed by recovery nurses. Then, the methods used by nurses for pain control (3 patients per nurse) were recorded. In second phase, principles of pain management were trained to nurses by group discussion method in two sessions. Third phase and Two weeks after the training, nurse's knowledge and attitude regard pain and their methods in pain control were assessed again by first questionnaires and checklist. Finally, data were analyzed by SPSS 16 and paired t-test, Fisher's exact and descriptive statistics at the significant level of 0.05.
    Results
    Mean and standard deviation of nurse's age was 29.93±5 years and mean and standard deviation of nurse's clinical experience was 7.51±5 years. Results indicated that knowledge of nurses about pain management significantly increased from 64.63 to 81.18 (P
    Conclusion
    training workshops could increase recovery nurses knowledge and attitudes regard pain control which increase patient satisfaction and reduce pain complications after the surgery.
    Keywords: Training, Pain Management, Knowledge, Attitude, Nurse
  • Z. Ghamari Zare*, H. Nateghi Motlagh, Z.S. Mousavi Qhomi Pages 19-25
    Introduction
    acquisition of knowledge and skills in the field of pharmaceutical care patients is the essential qualification of the nursing profession. Being capable and effective clinical instructors to learn the appropriate pharmacology to student, plays an important role in pharmaceutical care skills in the future career. The current study aimed to investigate the nursing students’ perception on the status of teaching pharmacology in effective and ineffective clinical instructors.
    Methods
    This descriptive comparative study was conducted at Qom Azad University during two semester of 2015-16. The sample selection was done using census sampling. Data were collected with two questionnaires named evaluating of educational performance in effective and ineffective clinical instructors. Reliability was obtained using Cronbakh’s alpha. The data were analyzed using descriptive and analytical statistics with SPSS version 21.
    Results
    94/2% of participants were female and the others were male. Mean and SD of their age was 23/98±3/38. The majority (9/52%) were studying in semester 8. It was shown that there are significant differences among educational Performance in effective and ineffective clinical instructors using the Wilcoxon test. According to the students, the mean scores of the weakest performance in effective instructors was over the mean scores of ineffective instructors.
    Conclusions
    Based on this study result, an apparent difference was reported between the effective and ineffective instructors. The results can be used as criteria for an effective clinical teaching.
    Keywords: Evaluation, Clinical instructor, Effective, Ineffective, Pharmacology, Nursing student
  • S. Ghasemi Ghale Ghasemi, B. Mohebbi, R. Sadeghi*, A. Tol, H. Mirzaei, A. Hassanzadeh Pages 26-37
    Introduction
    Cardiovascular diseases are the main reason of morbidity, mortality and disability all around the world. According to life style changes it seems that risk factors of Coronary-heart disease started in childhood and adolescence. Current study was conducted to determine the impact of educational intervention on preventing Cardiovascular Diseases risk factors among girl students of secondary school in Zarrin Shahr, Lenjan city 2015-2016.
    Materials And Methods
    This study was an experimental interventional one which two high schools were randomly assigned to intervention and control groups. 71 students, their mothers and a trainee in one of the high schools as intervention group and 80 students and their mothers and another high school educator were selected as control group. An educational program was held for students, their mothers and a trainee in the intervention group. The impact of training on all intervention groups was assessed six months after intrvention. Data were analyzed by SPSS software Version 20. The independent t-test, paired t test, chi-square and Mann – Whitney test were used. The significance level considered less than 0.05
    Results
    study findings revealed that there was no significant statistically differences between the mean score of demographics and all structures of Social Cognitive Theory before the intervention. After the intervention, the mean score of knowledge structures and perceived Position, outcome expectation, outcome values, self – efficacy, self-management and self – control in the intervention group and the mean score of perceived barriers structure in control group were higher significantly, but the mean score of environment structures and social support were not significantly different between two groups.
    Conclusion
    Ongoing educational intervention from low ages can be considered as an effective factor in reducting cardiovascular diseases risk factors among students using the Social Cognitive Theory.
    Keywords: Cardiovascular Diseases, Cognitive Social Model, Students
  • M. Varshoei Jaghargh, K. Haji Alizadeh* Pages 38-47
    Introduction
    It seems that one of factors that involves in pregnant women with first experience, is their personality treats, level of social support and emotional regulation. Therefore this study was done aimed to determine the predictive factors of fear of childbirth based on personality traits, social support and emotional regulation among nulliparous pregnant mothers.
    Methods
    The research method was analytical and from correlation type. The statistical population included all nulliparous pregnant mothers who referred to Bandar Abbas Shariati Hospital in 2015 year that 150 women were selected using convenience sampling method. Childbirth Attitude Questionnaire (CAQ), NEO Five-Factor Inventory (NEO-FFI), Social Support Inventory (SSA) and Emotional Regulation Questionnaire (ERQ) were used for gathering data. Pearson correlation, multivariate inter regression and SPSS-22 software were used for analyzing the data.
    Results
    Pearson correlation results showed that there was a significant correlation between personality traits, social support and emotional regulation strategies with fear of childbirth (p0/05).
    Conclusion
    According to the findings this study, can suggested training and intervention on improving nulliparous pregnant mother's personality traits, social support and emotional regulation as an effective way on decreasing their fear of childbirth.
    Keywords: fear of childbirth, personality, social support, emotional regulation, nulliparous
  • Rezvan Kazemi Majd, Mohmmadali Hosseini*, Mohammad Hadi Safi, Kian Norouzi, Samaneh Hoseinzadeh Pages 48-55
    Introduction
    Self-care in chronic diseases includes the study and control of the disease, compliance of the medication regimen, and maintaining a healthy lifestyle and daily function. The aim of this study was to examine the effect of self-care education by Mobile on self-efficacy and adherence to the medication regimen in adolescents with epilepsy referred to Iran Epilepsy Association.
    Methods
    This clinical trial study was conducted on 60 adolescents (age range, 12-18 years) with epilepsy registered in the Iran Epilepsy Association. The participants were randomly divided into two groups of intervention and control. Data were collected using the demographic questionnaire, eight-item Morisky Medication Adherence Scale (MMAS-8) and self-efficacy questionnaire. The educational messages were sent during 3 months for the intervention group and for the control group did not send any messages. After 3 months, all patients completed the questionnaires again. The data were analyzed using the SPSS software.
    Results
    Before the intervention, there was no significant difference in demographic variables, self-efficacy and adherence to medication regimen between the intervention and control groups (P > 0.05), but after the intervention, the mean scores of the variables in the intervention group were significantly increased and significant differences were found between the two groups (P
    Conclusions
    The results of this study showed benefits of educational messages, adopting self-efficacy and adherence to the medication regimen among patients with epilepsy.
    Keywords: Self-Care, Self-Efficacy, Adherence, Epilepsy
  • Bahareh Rezaee Nik, Maryam Rassouli*, Khorshid Vascooi, Hamid Alavi Majd, Faezeh Torabi Pages 56-64
    Introduction
    Many educators believe that active participation of clinical nurses in education is one of the facilitating factors in educational goals. This study aimed to determine obstacles and facilitators of clinical nurse’s cooperation in clinical education of nursing students in Tehran hospitals in 2014.
    Methods
    In this descriptive-analytical study, 384 samples were selected from wards where nursing students were educating clinically by multilevel random sampling. Data were collected using a demographic characteristic's questionnaire. Then, the data were analyzed by the SPSS software (version 16).
    Results
    The results showed that individual obstacles including crowded ward and nurses’ fatigue (57.1%), structural obstacles including weak educational planning (26.5%) and administrative obstacles including complains of the patients and their families (16.4%) were ranked as the most important obstacles. Also, nurse's sufficient knowledge and skills (21%), providing a supporting environment and educational planning (57.8%), determining the duties of the students, and identifying the person responsible for performance of the students (21.2%) were mentioned as the most important facilitators of clinical nurses’ cooperation.
    Conclusions
    Since one of the difficulties and obstacles relates to individual obstacles, it seems that reducing or overcoming this challenge can lead to eliminate nurse’s cooperation barriers. This requires collaboration among educators, clinical nurses, educational supervisors, head nurses, nurse managers and other managerial levels responsible for educational planning and other top managerial levels.
    Keywords: Clinical Education of Students, Obstacles, Facilitators, Nurses
  • A. Zare, M. Kargar Jahromi Pages 65-71
    Introduction
    One of the most effective teaching methods in nursing is the use of concept maps. This study aims to determine the effect of the nursing process education according to the concept maps on learning of nursing process.
    Method
    This is a quasi-experimental study. Thirty-one nurse critical wards participated. Sampling was performed according to randomly method and nurses were divided in two groups, control (16 nurses) and experimental groups (15 nurses).
    The researcher evaluates the nurse’s abilities in writing nursing process before and after the intervention in the control and experimental groups by self-administered questionnaire. Descriptive and inferential analysis approaches have been applied. The descriptive approach includes (frequency, mean, standard deviation) and inferential statistics include (t-test).
    Results
    there was significant difference between the experimental and control groups in data assess of abnormal objective and subjective information, (p
    Conclusions
    The results have shown the concept map strategy instruction is useful in active learning and also can be implemented in the nursing process. Therefore, this technique may have a profound effect upon the process of learning in learners.
    Keywords: nurse, nursing process, leaning, concept map, educational strategy