فهرست مطالب

تاریخ علم - سال دوازدهم شماره 2 (پیاپی 17، پاییز و زمستان 1393)
  • سال دوازدهم شماره 2 (پیاپی 17، پاییز و زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/12/18
  • تعداد عناوین: 9
|
  • زینب کریمیان * صفحات 45-63
    از برجسته ترین چهره های علمی دوره قاجار علی محمد اصفهانی (1215-1293ق/1800-1876م) است که سال های بنیادین حیات علمی و حرفه ایش در اصفهان، یعنی پیش از آغاز آشنایی او با علوم اروپایی از طریق مدرسه جدید دارالفنون، سپری شده است. تعدادی از آثار علمی اصفهانی به سبک رساله های ریاضی قدیم همچون مفتاح الحساب کاشانی یا عیون الحساب محمدباقر یزدی نوشته شده اند، در حالی که به نظر می رسد آثار دیگر او به سبک و سیاق کتاب های درسی دارالفنون به رشته تحریر درآمده اند. متاسفانه تعدادی از عناوینی که مورخان در میان آثار اصفهانی ذکر کرده اند، امروزه در دست نیست و این موضوع سبب شده است که انتساب برخی نوآوری ها به اصفهانی در ابهام باقی بماند. از ابداعات قابل توجهی که به اصفهانی نسبت داده شده، کشف استخراج لگاریتم اعداد است که در بسیاری از منابع تاریخی فارسی همچون مقالات مختلف از ابوالحسن فروغی، جبر و مقابله خیام از غلامحسین مصاحب، تاریخ علوم اسلامی از جلال الدین همایی و... تکرار شده است. در حالی که ابوالقاسم قربانی -مورخ ریاضیات- انتساب کشف لگاریتم به اصفهانی را تنها یک افسانه خوانده است. البته عبدالحسین مصحفی با بررسی برخی شواهد و قراین تاریخی نشان می دهد که این انتساب چندان دور از واقعیت نیست. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن معرفی این ریاضی دان و اشاره به بحث ها و جدل هایی که در باره مساله کشف لگاریتم درگرفته است، به کمک اسناد و مدارک موجود، این ابهامات را تا حدودی روشن کنیم.
    کلیدواژگان: علی محمد اصفهانی، غیاث الدین جمشید ثانی، کشف لگاریتم در ایران، محمدباقر یزدی، نجم الدوله
  • حسین معصومی همدانی صفحات 133-139
  • زهرا پورنجف* صفحات 141-162
    حاشیه المقاله العاشره من اصول الهندسه والحساب عنوان رساله ای از محمدکاظم بن رضا طبری (13ق) است که بنا به گفته مولف در ابتدای رساله، در واقع تعلیقه ای بر شرح محمدباقر یزدی (زنده در 1047ق) بر مقاله دهم اصول اقلیدس است. محمدباقر یزدی در شرح خود بر مقاله دهم اصول اقلیدس با عنوان شرح المقاله العاشره من اصول اقلیدس از 109 قضیه مقاله دهم، 67 قضیه آن را شرح می دهد و ضمن توضیح بسیاری از برهان های اقلیدس در اثبات قضایا، مطالب بسیار مفیدی در خلال آنها بیان می کند. هرچند طبری دستی بر تمامی 109 قضیه مقاله دهم برده و در مورد تمامی این قضایا مطالبی بیان کرده است اما بررسی تعلیقه او نشان می دهد که طبری نه تنها در مورد شرح یزدی حرفی برای گفتن ندارد بلکه از درک بحث کلی مقاله دهم اصول عاجز است.
    کلیدواژگان: محمدباقر یزدی، محمدکاظم بن رضا طبری، مقاله دهم اصول اقلیدس
  • مسعود تاره* صفحات 163-172
    از جمله تحولات اجتماعی و فرهنگی در دوره قاجار گسترش شیوه نوین آموزشی در مدارس ابتدایی است. اساس شیوه آموزشی که در یک سده گذشته در دبستان ها برای فراگیری خواندن و نوشتن به کودکان به کار رفته است، حاصل نظریه پردازی ها و استفاده از شیوه های نوین آموزشی در دوره قاجار است. مهم ترین تحول در آموزش ابتدایی با رواج شیوه آموزش الفبای صوتی پدید آمد. تنها پس از آنکه مدارس ابتدایی در ایران از این شیوه نوین آموزشی استفاده کردند، این امکان فراهم شد تا آموزش و پرورش به امری عمومی تبدیل شود و با گذر زمان به صورت بخشی از نظام آموزش دولتی درآید. شکل گیری آموزش نوین در ایران متاثر از عواملی چند بوده است: تحصیل دانشجویان ایرانی در مراکز علمی اروپا و روسیه، آشنایی فرهیختگان ایرانی با زبان های بیگانه و الفبای زبان های خارجی، مشاهده تجربه تحول نظام آموزشی در قلمرو عثمانی، برپایی مدارس خارجی در ایران که هر یک به نوبه خود در شکل گیری نظام آموزش نوین در ایران تاثیرگذار بود. این مقاله نظری کوتاه به نخستین تجربه ها و چالش های پدید آمده از آن خواهد داشت.
    کلیدواژگان: آموزش ابتدایی، الفبای صوتی، مدارس نوین، مدارس ملی
  • عرفان خسروی* صفحات 173-219
    تقریبا در همه منابعی که به ورود علوم جدید به ایران پرداخته اند، نام جانورنامه به عنوان مدخل نظریه تکامل داروین به ایران دیده می شود؛ کتابی به قلم تقی بن هاشم محمدحسین الانصاری کاشانی، طبیب و معلم دارالفنون، که بی شک بهره ای از زیست شناسی نوین و نیز دیرینه شناسی در آن دیده می شود و از جنبه های متعددی شایسته پژوهش و بررسی تاریخی است. در این جا خواهیم دید که برخلاف قول معروف که این کتاب شمه ای است از نظریه تکامل داروین، کمترین اثری از این نظریه در این کتاب دیده نمی شود؛ خود این موضوع که چرا و چگونه محتوای جانورنامه با نظریه تکامل داروین اشتباه گرفته شده، مساله ای جالب در روند پژوهش های تاریخ علم در ایران خواهد بود.
    کلیدواژگان: تقی انصاری کاشانی، جانورنامه، رده بندی لینه ای، ذات گرایی، نظریه تکامل داروین
  • سیدامیر سادات موسوی* صفحات 221-240
    تاکنون مقالات ارزشمندی در خصوص ورود نجوم جدید به ایران نوشته شده است. مساله اصلی اغلب این پژوهش ها، محتوای نسخه های خطی ای است که برای اولین بار در این زمینه نوشته شده اند. در حالی که بسیاری از این نوشته ها، در عمل تاثیر چندانی بر جامعه علمی ایران نداشته اند و نتوانسته اند موجب انتشار نجوم جدید در ایران بشوند. در این مقاله علاوه بر کتاب های نوشته شده، برخی از عوامل اجتماعی این موضوع نیز مطرح شده اند. تاسیس مدرسه دارالفنون و وزارت علوم در دوره ناصرالدین شاه و انتشار کتاب های چاپ سنگی از جمله این موضوعات است که بنابر دلایلی که در متن مقاله آمده است، به گسترش نجوم جدید در جامعه ایرانی سرعت بخشیدند. به همین منظور در بخشی از این مقاله به جایگاه ویژه اعتضاد السلطنه و عبدالغفار نجم الدوله در این زمینه پرداخته شده است و موضوع اعزام دانشجویان به خارج از کشور و تاثیر آن بر آشنایی ایرانیان به نجوم جدید مطرح شده است.
    کلیدواژگان: دارالفنون، عبدالغفار نجم الدوله، محمودخان مشاورالملک، نجوم جدید
  • حسن سالاری* صفحات 241-271
    دکتر امیراعلم (1255-1340ش)، از دانش آموختگان مدرسه پزشکی لیون فرانسه، بیش از 55 سال برای پیشرفت بهداشت و آموزش پزشکی نوین در ایران کوشید. او استاد تشریح (کالبدشناسی) در دارالفنون و سپس دانشگاه تهران، عضو مجلس حفظ الصحه و از بنیان گذاران سازمان های بهداشتی نوین در ایران بود. او بنیان گذار بیمارستان احمدیه، بنیان گذار نخستین درمانگاه ویژه زنان (مریضخانه نسوان که بعدها بیمارستان امیراعلم نامیده شد) و بنیان گذار شیر و خورشید سرخ بود و دارالشفای حضرتی خراسان به کوشش او بازسازی شد. امیراعلم به عنوان نماینده مجلس شورای ملی در تصویب قانون آبله کوبی رایگان و قانون طبابت نقش داشت. به درخواست رسمی او، که ریاست مجلس حفظ الصحه را داشت، تولید واکسن آبله در انستیتو پاستور ایران آغاز شد. او با همکاری چند نفر از استادان دانشکده پزشکی کتاب کالبدشناسی توصیفی را نوشت. او عضو پیوسته فرهنگستان ایران بود و در پیشنهاد و تصویب برابرنهادهای مناسب فارسی برای بسیاری از واژه های پزشکی نقش داشت.
    کلیدواژگان: امیراعلم، انستیتو پاستور، مجلس حفظ الصحه، دارالفنون، دانشکده پزشکی، شیر و خورشید سرخ، قانون طبابت، قانون مایه کوبی آبله
  • محمد سلیمانی تبار* صفحات 273-296
    آشنایی ایرانیان با مفاهیم جدید فیزیک به دوره حکمرانی قاجار برمی گردد. آنچه در این مقاله می آید معرفی برخی از ویژگی های نخستین آثار تالیف شده یا ترجمه شده در حوزه فیزیک جدید تا حدود سال 1300ق خواهد بود. اکثر این آثار به صورت نسخه خطی باقی مانده اند و نسخه های متعدد نیز از آنها در دست نیست. این آثار عمدتا به انگیزه اهداء به شخص پادشاه یا دیگر مقام های حکومتی و یا به سفارش بعضی از بزرگان کشور نوشته شده اند و در مدارس، به ویژه در مدرسه دارالفنون، به عنوان کتاب درسی به کار نرفته اند. در این میان دو کتاب جایگاه مهم تری دارند: یکی کتاب جرالثقیل و علم حکمت طبیعی معروف به فیزیک نمساوی تالیف کریشش نمساوی-از اولین معلمان دارالفنون-و ترجمه میرزا زکی مازندرانی است. این نخستین کتابی است که در زمینه فیزیک جدید در سال 1274ق در کشور چاپ شده است و در مدرسه دارالفنون تدریس می شده است. دیگری کتاب حکمت طبیعی اصول علم فیزیک نوشته علی خان ناظم العلوم که حدود بیست سال بعد از کتاب نخست توسط یک ایرانی تالیف شده است. این کتاب نیز در دارالفنون به چاپ رسیده است و در آنجا تدریس می شده است.
    کلیدواژگان: استاتیک، جرثقیل، حکمت طبیعی، فیزیک جدید
  • امیرمحمد گمینی* صفحات 297-350
    نظریه تکامل، در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی، از طریق متون درجه دوم و معمولا ماده گرایانه به عرب زبانان معرفی شد. این صورت از نظریه تکامل در واقع التقاطی بود از نظریه های داروین و دیگر تکامل گرایان آن عصر. محمدرضا اصفهانی با اصل نظریه تکامل مخالف نبود و آن را از حواشی ماده گرایانه اش تمییز می داد، ولی تکامل انسان را نه تنها خلاف آموزه های دینی، بلکه از نظر علمی نیز نادرست می دانست. وی بر اساس خلاصه ای از ترجمه عربی فصل اول تبار انسان داروین، کتاب لودویگ بوخنر و مقالاتی که در جراید علمی عربی آن زمان وجود داشت، تلاش کرد که به فهم دقیق تری از نظریه تکامل، نسبت به همتایان مسیحی عرب خود، دست یابد. از آنجا که در آن عصر هنوز بعضی از زیست شناسان و حتی تکامل گرایان غربی نیز با نظریه تکامل انسان مخالف بودند، وی با دسترسی به آرای ایشان و افزودن آرای خود، به شکلی از نقد «علمی» این نظریه دست یافت که در آن زمان در سرزمین های اسلامی بی نظیر بود.
    کلیدواژگان: تاریخ ورود علم جدید به ایران و اسلام، تکامل انسان، محمدرضا نجفی اصفهانی مسجدشاهی، نظریه تکامل داروین
|
  • Zeinab Karimian * Pages 45-63
    ʿAlī Muḥammad Iṣfahānī (1215/1800–1293/1876), was one of the famous scientific figures of Qajar period who passed the formative years of his scientific and professional life in Iṣfahān, i.e. before being acquainted with the European sciences through the modern institution of Dār al-Funūn. Several scientific works of Iṣfahānī were written in the style of the ancient mathematical treatises like Miftāḥ al-Ḥisāb by Kāshī or ʿ Uyūn al-Ḥisāb by Muḥammad Bāghir Yazdī, whereas his other works seem to have been written in the style of the pedagogic books of Dār al-Funūn. The historians have mentioned some titles among Iṣfahānī’s works which unfortunately are not available today and therefore the attribution of some innovations to Iṣfahānī remains ambiguous. One of the innovations attributed to Iṣfahānī is the discovery of the extracting the logarithm of the numbers. This attribution is repeated in some historical Persian sources such as The Diffused Articles by Abu al-Ḥasan Furūghī, The Algebra of Khayyām by Gholamhossein Mosaheb, The History of Islamic Sciences by Jalal al-Din Homaee, etc. Nevertheless, the historian of mathematics, Abu al-Ghasim Ghorbani, believes that the attribution of discovery of the logarithm to Iṣfahānī could not be more than a legend, though after examining some historical facts, Abd al-Hossein Moshafi shows that this attribution is not far from reality. In this article, after introducing this mathematician and mentioning the previous debates about the subject, I will try to shed some light on these ambiguities with the help of the extant documents
    Keywords: ?Al? Mu?ammad I?fah?n?, Gh?y?th al-D?n Jamsh?d Th?n?, Najm al-Dawla, the discovery of logarithm in Iran, Mu?ammad B?ghir Yazd?
  • Zahra Puor Najaf * Pages 141-162
    Muḥammad Kaẓim ibn Riḍā Ṭabarī’s Ḥāshīya al-Maqāla al-ʿĀshira min ʾUṣūl al-Ḥisāb wa al-Handasa, written in the 13th/19th century, is in fact a collection of notes on the Muḥammad Bāqir Yazdī’s commentary on 10th book of Euclid’s Elements named Sharḥ al-Maqāla al-ʿĀshira Min ʾUṣūl Uqlīdus. In his commetary, Yazdī comments upon 67 propositions (out of 109 propsositions) of Euclid, and in the course of explaining Euclid’s demonstraions, he adds many useful points. Although Ṭabarī addresses almost all of the propositions of the 10th Book, a through analysis of his scholia shows that he made mistakes in several propositions and couldn’t understand the main concept of the 10th book of Euclid’s Elements
    Keywords: 10th book of Euclid's Elements, Mu?ammad B?qir Yazd?, Mu?ammad Ka?im ibn Ri?? ?abar?
  • Masuod Tari * Pages 163-172
    One of the social and cultural developments produced during the Qajar period is the introduction of new methods of primary education. In fact, the methods used for teaching reading and writing abilities in the course of the last century are based on the theoretical efforts and practical experiences of the Qajar period. The most significant development occurred with the introduction of the new methods for teaching the alphabet. It was only after the widespread use of these methods that the genaralisation of public eduction and the the creation of a nation-wide educational network became possible. The development of modern primary eduction in Iran has been conditioned by several factors: the increasing number of the Iranian students graduated from foreign educational centers, the acquaintance of the Iranian elite with foreign languages and their alphabets, the influence of the new educational experiences made in the Ottoman Empire, and the establishment of foreing schools in Iran. In this paper we have a short look the early experiences in this field and the challenges they represented.
    Keywords: New schools, Primary education, Private schools, Vocal alphabet
  • Erfan Khosravi * Pages 173-219
    In almost all the literature produced on the introduction of modern science into Iran, Jāniwarnāma (1871), written by a physician and a faculty member of Dār al-funūn in the second half of the Qajar period, has been cited as a book which pioneered in familiarizing Iranians with the Darwinian theory of evolution. Although the book definitely covers some aspects of modern biology and paleontology and is worthy in its detailed historical research, as I will demonstrate, it is devoid of any evidence or trace of the Darwinian Theory. The reason(s) as to why Jāniwarnāma has so far been subject to such a widespread and strange misapprehension is an interesting topic in the history of science in Iran
    Keywords: darwinian Theory of evolution, Essentialism, J?niwarn?ma, Linne Classification System, Taq? An??r? K?sh?n?
  • Seyedamir Sadatmoosavi * Pages 221-240
    The introduction of modern astronomy into Iran has already been treated in some valuable papers. Most of these researches have focused on the first manuscripts written on this subject. Nevertheless, the fact remains that most of these manuscripts didn’t have a formative influence on the Iranian scientific community and didn’s lead to a rapid dissemination of modern astronomy in Iran. In this paper, we mention some social factors which influenced the spread of new astronomy in Iran. Among them, we pay special attention to the inauguration of the Dār al-funūn and the establishment of the Ministry of Science during Nāṣir al-Dīn Shāh’s reign. We emphacise the role played by Iʿtiḍād al-Salṭana and ʿAbd al-Ghaffār al-Najm al-Dawla as well as the contribution made by some Iranian students graduated from foreing educational establishments in the dissemination of modern astronomy in Iran
    Keywords: ?Abd al-Ghaff?r al-Najm al-Dawla, D?r al-fun?n, Ma?m?d Kh?n Mush?wir al-Mulk, Modern astronomy
  • Hassan Salari * Pages 241-271
    AMIR-AʿLAM (1876-1961), a graduate from the medical school of Lyon, France, tried over 55 years to improve the health institutions and education of modern medicine in Iran. He was Professor of Anatomy at the Dār al-funūn and then at Tehran University, a member of Majlis-i ḥifẓ al-ṣiḥḥa (House of sanitation) and co-founder of many modern health organizations in Iran. He was the founder of the Ahmadiyya Hospital, founder of the first women's clinic (later became known as Amir Alam Hospital) and was the founder of the Red Lion and Sun Organization (Jamʿiyat-e šir o ḵoršid-e sorḵ-e Irān) and the Hazraty hospital of Khorasan. As a Member of Parliament, Amir Alam was responsible for passing of the Health Protection and Smallpox Vaccination Act and the Medical Practice Act (Qānun-e ṭebābat). It was at his official request, as the head of the House of sanitation, which vaccine production began at the Pasteur Institute of Iran. He worked with some of the Medical School professor to write a textbook on anatomy (Kalbadshenasi tousifi). He was a permanent member of the Persian Academy (Farhangestān) and involved in the proposal and approved for many medical terms
    Keywords: Amir-A?lam, Faculty of Medicine, Smallpox Vaccination Act, Medical Practice Act, Red Lion, Sun Organization
  • Mohammad Soleimani Tabar * Pages 273-296
    It was in the Qajar period that the Iranins first became aquainted with some basic concepts of modern Newtonian physics. This article introduces and comments upon some general characteristics of the first books of modern physics written and translated till the year 1300 AH. Most of these texts are preserved in unique manuscripts and have often been written with the intentions such as donating the king or other governmental officials, or by the order of some state authorities. So they have not been used as a textbook in educational institutions, including Dār al-funūn. Among these works, a book entitled Jar al-Thaqīl wa ʿ Ilm-i Ḥikmat-i Ṭabīʿ ī, written by Kriziz Namsavi (one of the first teachers of Dār al-funūn) and translated by Mīrzā Zakī Māzandarānī is the first book that has been published for the teaching of in modern physics at 1274 AH. Ḥikmat Ṭabīʿ īʾUṣul-i ʿ Ilm-i Fīzīk,written almost twenty years later (at 1295 AH) by an Iranian author, Nāẓim al-ʿUlūm, is the second book that was published in modern physics for teaching at Dār al-funūn. These two books deserve special attention because of their large circulation.
    Keywords: modern physics, static, natural philosophy
  • Amir Mohammad Gamini * Pages 297-350
    The thory of evolution was introduced toward the middle of the nineteenth century to Arabic readers through secondry texts, including a mixture of Darwin’s and other evolutionists’ ideas and sometimes tinted with materialistic ideas. In his polemical book named A Critique of the Philosophy of Darwin, Muḥammad-Riḍā Najafī Iṣfahānī did not totally refute the theory of evolution, but only the part dealing with the theory of human evolution which, in his view, went against the religious teachings. Compared with his Christian Arab counterparts, he could attain a better understanding of the theory of evolution, based on Arabic translation of a summary of the first chapter of Darwin’s The Descent of the Man, Ludwig Buchner’s writings and the scientific articles published in contemporary Arabic journals. Since some of the western biologists and evolutionists of his time did not accept the human evolution, he could grasp their ideas and add his own remarks to prepare some sort of “scientific” critique of this theory which, in its kind, was unprecedented.
    Keywords: Darwin's theory of evolution, Mu?ammad-Ri?? Najaf? I?fah?n? Masjidsh?h?, Human evolution, modern sciences in Iran, Islam