فهرست مطالب

قبسات - پیاپی 85 (پاییز 1396)
  • پیاپی 85 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/10/23
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محمد محمدرضایی، حمید فلاحتی صفحه 5
    اه های شناخت خدا از مهم‏ترین مسائل میان پیروان ادیان و اندیشمندان است. استدلال بر وجود خدا از راه گسست عزم ها، نقض همت ها و شکست پیمان ها از تجربه های گران‏سنگی است که از مولا علی † گزارششده و مسیری نو در راه شناخت خدا گشوده است. این پژوهشبا استفاده از روش اسنادی- کتابخانه ای در مقام گردآوری و تحلیل در مقام داوری در پی آن است میزان اعتبار روایی، رویکردهای شارحان نهج البلاغه و میزان توانایی این روایت درباره اثبات خدا و صفات او را بررسی کند. در میان گزارش های موجود از این روایت، دو روایت از شیخ صدوق در زمره روایات حسن قرار می گیرد که قابل اعتماد است. از قرن ششم برهان «فسخ عزایم» مورد توجه شارحان نهج البلاغه قرارگرفته است و شارحان این اثر ارزشمند با دو رویکرد درون‏دینی و برون‏دینی به تحلیل این روایت پرداخته اند. آنچه مولا علی † درباره گسست تصمیم های محکم بیان کرده اند، افزون برآنکه وجود خدا اثبات می شود، برخی صفات الهی مانند وحدت، قدرت، قهر، علم و تدبیر نیز اثبات می شود.
    کلیدواژگان: فسخ عزائم، اثبات خدا، وحدت، قدرت، قهر، علم، تدبیر
  • روح الله سوری، محمد مهدی گرجیان صفحه 25
    نامتناهی‏ بودن خداوند از جمله مباحث مهم در علوم مختلف اسلامی، به‏ ویژه در حکمت متعالیه است. براهین متعددی برای اثبات آن اقامه شده که بسیط الحقیقه از اهم این برهان هاست. با عنایت به تفاسیر مختلف از نامتناهی‏ بودن حق تعالی و تاکید این نوشته بر عدم تناهی وجودی و سلب هرگونه حد و محدودیتی اعم از حد ماهوی، حد وجودی و حد عدمی، پرسش جدی که ذهن انسان را به خویش جلب می‏کند، آن است که چگونه می ‏توان از راه برهان بسیط الحقیقه نامتناهی ‏بودن خداوند را ثابت و از اشکالات و چالش ‏های پیش روی این برهان پاسخ شایسته ارائه نمود.
    ازآنجاکه وجود حقیقتی واحد و فارد است، قاعده بسیط الحقیقه در چنین ساحتی اقتضا می‏کند که وجود حق تعالی تمام هستی را فرا گرفته، متن واقع را به نحو تمام و کمال پر نماید وگرنه از معنای بساطت به‏ دور خواهد بود. دراین ‏میان ضمن تقریر قاعده بسیط الحقیقه و تفسیرهای مختلف از آن و اثبات مقدمات لازم جهت اجرای این قاعده در موضوع مورد ادعا برهان به‏ خوبی مطرح و شبهات مطرح ‏شده در این ساحت به دقت بررسی و پاسخ مناسب داده می‏شود.
    کلیدواژگان: واجب تعالی، وجود نامحدود خداوند، قاعده بسیط الحقیقه، بساطت وجود، ترکیب وجود و عدم، نامتناهی وجودی
  • محمد حسین دانش کیا صفحه 65
    موضوع نقش ‏آفرینان در تاریخ، از گذشته ذهن اندیشمندان را به خود مشغول کرده است. کدام اراده ‏ها در به وجودآوردن حوادث و وقایع ماثرند؟ آیا جهان بر اساس برنامه ای ازپیش‏ تعیین شده از سوی خدا، به جلو می رود و انسان در تحولات آن تاثیری ندارد یا جز انسان کسی در تاریخ نقش‏ آفرینی نمی ‏کند یالله طیفی از دیدگاه‏ ها از قبول مطلق تا انکار مطلق «نقش خدا در تاریخ» قابل ردیابی است. این نوشتار در پی آن است که نقش خداوند در تاریخ از منظر قرآن را حتی‏ الامکان در چارچوب حوادث و وقایع تاریخی بدر و احد تبیین نماید. قرآن برای خداوند در تاریخ نقش های مختلفی قایل است؛ ولی نقش او به گونه‏ ای انحصاری نیست. او- تبارک و تعالی- نقش‏ های مختلفی مانند اطلاعی، مستقل و در پس افعال و اراده بشری (منفعل) را عهده دار است. این پژوهش حسب مورد از روش های توصیفی- تحلیلی و تفسیری استفاده می کند.
    کلیدواژگان: نقش خدا، خدا در تاریخ، نقش اطلاعی، نقش مستقل، نقش منفعل، قرآن
  • سید کاظم سیدباقری صفحه 95
    علم سیاست مبتنی بر مبانی مختلفی ازجمله مبانی انسان شناختی است که طبعا از منظر قرآن کریم، دارای تحلیل و تفسیری ویژه و برخاسته از جهان بینی الهی می باشد و آن را از علم سیاست سکولار جدا می سازد؛ دانشی که بریده از وحی و انسان محور است. این نوشته می کوشد با مراجعه به آیات قرآن کریم و برداشت های تفسیری علامه طباطبایی به این پرسش اصلی پاسخ دهد که مبانی انسان ‏شناختی علم سیاست کدام است و التزام به آنها چه لوازم و دستاوردهایی در جهت تولید دانش اسلامی- بومی سیاست در پی می آورد. در پاسخ، بر این فرضیه تاکید شده است که با توجه به شاخص های دانش بومی مطلوب و مبانی انسان‏ شناختی مانند کرامت، آزادی همراه با مسئولیت، فضیلت خواهی، جاودانگی و خردورزی که از قرآن کریم و تفسیر المیزان قابل برداشت است، می توان به دستاوردهایی متفاوت از حیث روشی، بینشی و کارکردی دست یافت. از حیث روش، اندیشور سیاست می تواند علاوه بر استفاده از روش تجربی، از روش اجتهاد جامع و فراگیر به کشف زوایای پیدا و پنهان متون اسلامی بپردازد. در عرصه بینشی، زمینه ها و بسترهای شایسته ای برای رسیدن به نگرش جامع و جامعه نگر به آموزه های دینی فراهم می شود تا در نگرشی واقع گرایانه این آموزه ها برای حل مشکلات سیاسی- اجتماعی نقش بازی کنند. دستاورد کارکردی آن مبانی به این نحو است که با درنظرگرفتن هدف و رویکرد استکمالی انسان به سوی سعادت، هدف و موضوع دانش سیاسی اسلامی صرفا قدرت برای قدرت نیست، بلکه قدرت برای هدایت انسان و حرکت او در جهت سعادت دنیوی و اخروی است. طرح این مبانی و پیامدهای آن، گامی آغازین برای حرکت به سوی دانش سیاست اسلامی و مرزکشی شفاف با رقبای خود است.
    کلیدواژگان: مبانی انسان شناختی، قرآن کریم، تفسیر المیزان، علم سیاست اسلامی
  • مسعود پورفرد صفحه 125
    کارکرد نظام سیاسی از منظر علامه طباطبایی در سه محور نهاد رهبری و مرکز تصمیم ‏گیری نظام سیاسی، سپس دامنه و قلمرو قدرت در بخش حوزه عمومی و خصوصی و سرانجام شیوه و جهت جریان قدرت در نظام سیاسی مورد بررسی قرار می گیرد. در محور اول نقش رهبری و مرکز تصمیم گیری است که از نظر علامه حاکم و رهبر جامعه در امور داخلی و خارجی نظام سیاسی تصمیم گیرنده نهایی است؛ ولی شور و مشورت با مردم قبل از تصمیم‏ گیری جنبه الزام‏ آوری دارد. محور دوم دامنه و قلمرو قدرت است که در دولت اسلامی فقط محدود به حوزه عمومی است و محور سوم شیوه و نوع جریان قدرت در نظام سیاسی است که از پایین به بالاست؛ یعنی نقش مردمی و حضور آنان در قدرت محسوس است. هر سه این امور اساسی در اندیشه سیاسی علامه طباطبایی مطرح و نظریه ایشان در مورد کارویژه های نظام سیاسی اسلام، تحلیل و تبیین خواهد شد.
    کلیدواژگان: کارويژه هاي نظام سياسي، رهبري و مرکز تصميم گيري، دامنه و قلمرو قدرت، جريان قدرت
  • محمدرضا اسدی، حمیدرضا اسکندری دامنه، مژگان پورویسی، طاهره کردی صفحه 149
    ملاصدرا بر اساس اصولی ازجمله اصل جسمانیهالحدوث و روحانیهالبقاء، حرکت جوهری و سیر نفس بین عوالم سه گانه و اثبات تجرد قوه خیال، ضرورت وجود بدن اخروی و نحوه پیدایش آن و همچنین کیفیت آن را بیان می کند. طبق دیدگاه او بدن اخروی بدنی مثالی است که عینیت آن با بدن دنیوی بر اساس ملاک این همانی شخصی روشن می گردد. در این دیدگاه بدن مثالی بدنی جسمانی با ماده متفاوت و متناسب با عالم خیال است که با فاعلیت نفس خلق می شود. جان هیک نیز با اعتقاد به بازآفرینی انسان به عنوان واحد جسمی- روانی توسط قدرت پروردگار و ارائه نظریه بدل، وجود بدن اخروی را اثبات و آن را بدلی مشابه بدن دنیوی با ماده متفاوت، اما غیرروحانی معرفی می کند. او ملاک این همانی شخصی را حافظه می داند و به همین سبب بدن اخروی را بدنی جدید و غیر از بدن دنیوی تلقی می کند. در مقام مقایسه، دو دیدگاه دارای نقاط اشتراک و افتراقی هستند که بر اساس آنها می توان دیدگاه جان هیک از فیلسوفان سنت دینی مسیحی را به دیدگاه صدرالمتالهین، بزرگ ترین فیلسوف اسلامی، نزدیک دانست.
    کلیدواژگان: ملاصدرا، جسمانیهالحدوث و روحانیهالبقاء، بدن مثالی، عینیت بدن اخروی و دنیوی، هیک، این همانی شخصی، بدل، واحد جسمی، روانی
  • حسین روحانی نژاد صفحه 179
    این مقاله درآمدی است در باب عرفان عملی از منظر اهل بیت علیهم السلام و در آن از ماهیت، مختصات و اهداف عرفان عملی اهل بیت علیهم السلام سخن به میان آمده است. بحث درباره ماهیت عرفان اهل بیت علیهم السلام معطوف به این مسئله است که عرفان عملی اهل بیت علیهم السلام از چه مقوله‏ای است و چه مقومات و مختصاتی دارد؟ در این مقاله در باب عرفان اهل بیت علیهم السلام در ساحت نظر که علمی شهودی و معرفتی قلبی به حضرت حق و اسما و صفات اوست، بحث نمی‏شود، بلکه در باب عرفان اهل بیت علیهم السلام در ساحت عمل که از مقوله سلوک و توجه قلبی و عمل به دستورالعمل‏های عرفانی برآمده از قرآن و آموزه‏های عملی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است، گفت‏وگو می‏شود. عرفان عملی در مکتب اهل بیتعلیهم السلام معطوف به معرفت، محبت، عبودیت، اشراق، قرب و لقای خدای تعالی است و از بارزترین مختصات آن، عدم انفکاک بین توحید و ولایت ولی کامل معصوم به‏ خصوص امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف است و مصونیت‏ بخشی حصن توحید، مشروط به ولایت اوست؛ اما در عرفان مصطلح گرچه ولایت، یکی از ارکان است، اما ولایت منهای امامت ائمه هدیعلیهم السلام مطرح است. نیز عرفان ابن‏عربی و شاگردان و شارحان او بر تجارب عرفانی عارفان غیرمعصوم، مبتنی است؛ ولی عرفان عملی از منظر اهل بیتعلیهم السلام مبتنی بر کتاب و سنت است.
    کلیدواژگان: عرفان، مبادی، اهل بیت علیهم السلام، ولایت، امامت
  • محمد عابدی صفحه 197
    مبانی هر مکتبی در نوع پاسخ های آن به مسائل زندگی ازجمله حیات سیاسی تاثیرگذارند و اتخاذ هر مبنا استلزامات خاص خود را می طلبد. در این میان مبانی هستی شناختی دارای جایگاه خاصی است و پذیرش هر نوع مبنای هستی شناختی، اثری متناسب در چگونگی پاسخ به مسائل سیاسی دارد. بر این اساس مسئله این است که «مبانی هستی شناختی» از منظر قرآن کریم کدام اند و پذیرش آنها چه برون‏دادهایی در تدبیر حیات سیاسی الزام می کند؟ به نظر می رسد اهم مبانی هستی‏ شناختی از منظر قرآن کریم را در عناوینی چون «مخلوق بودن هستی، فقر نظام هستی، قانون مندی تکوینی، ابزارانگاری هستی، تداوم هستی پس از مرگ، مادی و فرامادی‏ بودن هستی» بتوان یافت و نوع پاسخ ها به مسائل سیاست در اسلام متاثر از پذیرش این مبناهای قرآنی، متفاوت از پاسخ ها در مکاتب دیگر با مبناهای خاصشان خواهد بود. از مهم ترین نتایج پذیرش این مبانی می توان به برون‏داهایی چون «معناداری عبادت و اطاعت در حیات سیاسی، تناسب حق و تکلیف سیاسی با مخلوق بودن هستی، اثرپذیری حیات سیاسی از قوانین تکوینی و ثابت هستی، اثرپذیری قدرت از وابستگی و نیاز هستی به خالق در تقنین سیاسی، پذیرش دخالت علل غیرمادی در حیات سیاسی، آخرت محوری در سیاست و...» اشاره کرد. این تحقیق با روش تحلیل و تفسیر آیات قرآن کریم سامان می‏یابد و علاوه بر استناد به منابع تفسیری مختلف، به ‏طورویژه از تفسیرالمیزان علامه طباطبایی به عنوان یکی از معتبرترین منابع دستیابی به تفسیر صحیح آیات قرآن کریم در مسیر دستیابی به مبانی هستی شناختی مذکور و نیز برون‏دادهای سیاسی آنها بهره می برد.
    کلیدواژگان: مبانی هستی شناختی، نظام هستی، سیاست اسلامی
  • محمد کاشی زاده صفحه 225
    ازآنجاکه علامه طباطبایی در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم گزاره های اخلاقی را ذیل ادراکات اعتباری دسته بندی نموده و ارزش منطقی و واقع نمایی را از آنها سلب می کنند، همچنین آنها را تابع احتیاجات حیاتی و عوامل مخصوص محیطی بشر قلمداد کرده، برای آنها به تبع سیر تکاملی زندگی اجتماعی تغییر قایل می شوند و آنها را غیرضروری و موقت می خوانند، ابهاماتی درباره واقع گرایی ایشان در حوزه اخلاق و به تبع آن احکام دینی پدیدار می شود و برخی در عین پذیرش بعیدبودن و ناواقع گرابودن علامه در این حوزه، به ایشان نسبیت گرایی اخلاق را نسبت داده اند. در صورتی که اعتباری‏بودن گزاره های اخلاقی به معنای قراردادی و انشایی‏ بودن گزاره های اخلاقی باشد، نمی توان هیچ گزاره اخلاقی را مرتبط با واقعیت خارجی دانست، بلکه اعتبار گزاره های مذکور وابسته به خواست و قرارداد جامعه است و ازهمین‏رو واقع نمایی و به تبع اطلاق گزاره های اخلاقی مورد خدشه واقع می شود و مستلزم نسبی گرایی در نظام اخلاقی خواهد شد. نوشته حاضر در نظر دارد با نگاهی تحلیلی و با توجه به مبانی فکری و مجموع آرای علامه در کتب مختلفشان به بررسی مبنای فکری ایشان در ارتباط با اخباری یا انشایی تلقی کردن گزاره های اخلاقی بپردازد. در این نوشته چگونگی مواجهه شاگردان طراز اول علامه با نظریه اعتباریات علامه نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت و نظر ایشان در باب اعتباریات روشن خواهد گشت. بی شک این مسئله تاثیر بسیار عمیقی بر چگونگی استفاده ازدین و آموزه های دینی در بعد اخلاق و احکام خواهد داشت.
    کلیدواژگان: علامه طباطبایی، اعتباریات، قراردادگرایی، واقع گرایی، گزاره اخلاقی
  • محمد حسین دهقانی محمود آبادی، محمد رضا بلانیان صفحه 243
    اندیشمندان در باب علم الهی آثار ارزنده ای را خلق نموده اند. در این راستا ملاصدرای شیرازی به گونه مبسوط به این مبحث پرداخته است. وی قاعده «بسیط الحقیقه، کل الاشیاء و لیس بخارج منها» را محور اصلی مباحث در این باب قرار داده است. ملاصدرا از علم الهی ذات به ذات، در پی اثبات علم الهی به اشیا پیش از خلق و پس از خلق است. نگارنده بر این باور است که علی رغم جامعیت دیدگاه ملاصدرا در باب علم پیشین الهی نسبت به دیدگاه بزرگان سلف خود، همچون سهروردی و ابن‏سینا، دیدگاه وی اشکالات متعددی دارد؛ ازاین‏رو به تبیینی کامل تر نیاز دارد. این نوشتار با تکیه بر مقدماتی چند در صدد اثبات حصولی‏بودن علم پیشین الهی به اشیاست؛ گونه ای از علم حصولی که کامل تر از آن قابل تصور نیست.
    کلیدواژگان: علم پیشین الهی، بسیط الحقیقه، ملاصدرا، علم حصولی
|
  • Mohammad Mohammad-Rezai, Hamid Falahati Page 5
    One of the most important matters among the followers of religions and intellectuals is the ways to know [and prove] God. One of the valuable experiences is what is narrated from Imam Ali PBUH that he has proved God by dissolution of firm decisions, contravention of motivations, or the break of an agreement which has opened a new way to knowledge of God. This research will try to investigate the traditional validity, the different approaches of interpreters of Nahj-ol-Balaqah and the possibility of proving God and His attributes by this tradition using a library research method in the collection of data and an analytic method in its judgment. Among the present narrations of this tradition, two traditions narrated by Sheikh Saduq are good [hasan] and are reliable. The proof of "dissolution of firm decisions" has been noticed by the interpreters of Nahj-ol-Balaqah since sixth century and they have analyzed this tradition with two approaches: intra-religious and extra-religious. The dissolution of firm decisions, mentioned by Imam Ali PBUH, not only proves God's existence, it proves some of His attributes such as unity, power, being alldominant, knowledge and management as well.
    Keywords: dissolution of firm decisions, proof of God, unity, power, being all-dominant, knowledge, management
  • Roohollah Souri, Mohammad Mahdi Gorjian Page 25
    God's infinite existence is one of the important discussions in different Islamic sciences especially in the transcendental wisdom. Various reasons are presented for this discussion; one of the most important ones is the "basit-ol-haqiqah" proof.
    Noticing the different interpretations of God's infinity and the stress of this writing on existential infinity and the denial of any kind of limitation [for God] including essential limit, existential limit and non-existential limit, a significant question which comes to mind is as follows: how does the "basit-ol-haqiqah" demonstration prove God's infinity and how can we answer its challenges and problems.
    Since existence is a unique reality, the rule of "basit-ol-haqiqah" necessitates, in this field, that God's existence has pervaded all the being and has completely and perfectly filled the reality; otherwise it will be far from simplicity.
    Explaining the rule of "basit-ol-haqiqah" and presenting its different interpretations and proving the necessary introductions needed for applying this rule to the claimed subject, I will properly pose the proof and will exactly investigate the questions posed in this regard and will present a good answer.
    Keywords: the Almighty God, God's infinite existence, the rule of basit-ol-haqiqah, the simplicity of existence, the combination of existence, non-existence, existential infinity
  • Mohammad Hosain Daneshkia Page 65
    The subject of historic figures has occupied the minds of scholars from the past; which wills are effective on the formation of events? Does the world progress according to God's predetermined schedule and human being has no impression on its changes or no one but human plays the role throughout the history? A wide range of views on the "role of God in history" may be identified: from absolute acceptance to absolute denial. I will try to explain the role of God in history from the perspective of the Holy Quran in this article, focusing on the historical events of Badr and Ohod as much as possible. Quran presents different roles for God throughout history but His role is somehow non-exclusive. He is in charge of different roles such as informative, independent and the roles through human's acts and will (inactive). This research will use descriptive-analytic and interpretive methods depending on the case.
    Keywords: Godd role, God in history, informative role, independent role, inactive role, Quran
  • Sayed Kazem Sayed Bagheri Page 95
    Politics is based on many bases including anthropological bases which has a special interpretation and analysis from the perspective of the Holy Quran, and has risen out of a Divine worldview which separates it from secular politics, a science which neglects revelation and is human-centered. Referring to the Holy Quran's verses and the interpretational inductions of Allameh Tabatabai, I will try to answer the following main question: what are the anthropological bases of politics and what are its consequences and results in the production of the Islamic-local science of politics. I have answered this question emphasizing on this theory: considering the standards of a suitable local science and anthropological bases such as greatness, freedom along with responsibility, perfectionism, eternity and intellectualism which are deduced from the Holy Quran and Al-Mizan Interpretation, we may have different achievements in terms of its method, insight and function. Considering the method, in addition to using experimental methods, a politic intellectual can use a comprehensive exertion method to find out the hidden and apparent aspects of Islamic texts. Considering the insight, good background and situation is provided to achieve a comprehensive view of religious teachings such that they play a good role, from the realistic perspective, in solving social-political problems. The functional achievements of these bases are such that considering human's purpose and his perfectionist approach to prosperity, the purpose and subject of Islamic politics is not merely power for power; it is rather power for human's guidance and his motion towards this world and the other world's prosperity. Posing these bases and considering their consequences is the beginning step for the creation of Islamic politics and determination of its exact borders compared with other similar theories.
    Keywords: anthropological bases, the Holy Quran, Al-Mizan interpretation, Islamic politics
  • Masoud Pourfard Page 125
    The function of Islam's political system may be investigated, from Allameh Tabatabai's perspective, in three following basic fields: the institution of leadership and the center of decision making of the political system; the domain of authority in the public and private fields; and finally the method and direction of the application of authority in the political system. The first point is the role of leadership and the center of decision making, in which Allameh believes the leader and ruler of the society is the final decision maker in internal and external affairs but it is necessary to consult people before decision making. The second point is the domain of authority which is restricted to the public matters in an Islamic government. And the third point is the method and the application of authority in the political system which is upward; meaning the role of people and their presence in authority is sensible. The three above main points are posed in the political thought of Allameh Tabatabai and his theory on the special functions of Islam's political system is analyzed and explained .
    Keywords: special functions of political system, leadership, the center of decision making, the domain of authority, application of authority
  • Mohammadreza Asadi, Hamid.Eskandari, Mojgan Pourveisi, Tahere Kordi Page 149
    Molla Sadra explains the necessity of existence of the otherworldly body and the process of its formation and also its quality based on some principles including: the rule of "corporeal origination and spiritual continuance" (jismaniah al-Huduth va ruhaniyah al-baqa'), motion in the category of substance and the course of soul in the three worlds and proving the immateriality of the faculty of imagination. He believes the otherworldly body is an ideal body and is identical with this world's body because of [having the same] personal identity. Ideal body, according to this view, is a corporeal body with a different material and correspondent with the world of imagination which is created by activity of the soul. Believing the recreation of human as a corporeal-mental unit by the power of God and presenting the theory of substitution, John Hick proves the existence the otherworldly body and introduces it as a similar substitute for the worldly body with a different non-spiritual material. He believes the criterion of personal identity [between the two bodies] is memory and for this reason he considers the otherworldly body is a new body and different from this world's body. Comparing the two views, they have some common and different points which show that the perspective of John Hick, the Christian religious tradition philosopher, is close to the view of Molla Sadra who is the greatest Islamic philosopher.
    Keywords: Molla Sadra, corporeal origination, spiritual continuance, ideal body, identicalness of the bodies of this world, the hereafter, Hick, personal identity, substitution, corporeal-mental unit
  • H.Rohaninejad Page 179
    This article is an introduction to practical mysticism from the perspective of Ahl-ol-Bait and speaks of the essence, purposes and characteristics of practical mysticism of Ahl-ol-Bait. The discussion of the essence of Ahl-ol-Bait's mysticism depends on this
    Discussion
    what is the category of Ahl-ol-Bait's practical mysticism and what are its defining characteristics and. I will not discuss the theoretical fields of Ahl-ol-Bait's mysticism, which is an intuitional knowledge and a cordial cognition of God and His Names and attributes, rather I will discuss the practical fields of Ahl-ol-Bait's mysticism, which is a kind of [mystic] journey and cordial attention and practicing the mystical instructions deduced from the Holy Quran and the practical teachings of Prophet Mohammad and the Ahl-ol-Bait (PBUT). Practical mysticism, in the school of Ahl-ol-Bait, tends to knowledge, love, servitude, illumination, nearness to God and meeting of Lord; and some of its outstanding characteristics are that it does not distinguish between monotheism and the guardianship (velayah) of the complete infallible guardian (vali) especially the Imam of this day (PBUH); and that monotheism gives immunity only if it is connected with the guardianship of vali.
    Although guardianship is one of the basis of the idiomatic mysticism, but the guardianship of other than Ahl-ol-Bait is posed [as well]. The mysticism of Ibn-Arabi and his pupils and his commentators is based on the mystical experiences of non-infallible mystics but the practical mysticism of Ahl-ol-Bait is based on the Holy Quran and the tradition.
    Keywords: mysticism, basis, Ahl-ol-Bait, guardianship (velayah), Imamate
  • Mohammad Abedi Page 197
    The bases of all schools [of thought] affect the type of their response to life's matters including the political life and preferring each base has its own special consequence. Ontological bases have a special position here and accepting each one has its corresponding effect on the manner of answering political questions. Therefore the question is: what are the ontological bases according to the Holy Quran and what is the outcome of their acceptance in the management of political life? The most important ontological bases- from the perspective of the Holy Quran - seem to be found in the following titles: "the universe being created, the poverty of the system of universe [with respect to God], genetical legality, having an instrumentalistic look at the universe, the continuation of universe after death, the universe being material and super-material"; and the kind of answers Islam presents to political matters which are affected by accepting these Quranic bases, are different from the answers of other schools with their special bases. Some of the most important results of accepting these bases are: "meaningfulness of worship and obedience in political life, the conformity of political right and duty with being created, impressionability of the political life from the constant and genetical rules of universe, impressionability of power from the dependence of the universe on God in political legislation, acceptance of intervention of non-material causes in political life, being afterlife-centered in politics, …". This research will use the method of analyzing and interpreting the verses of Holy Quran and will use different interpretational sources, especially it will use the Al-Mizan interpretation of Allameh Tabatabai which is one of the most reliable sources for achieving the correct interpretation of the Holy Quran to find the above mentioned ontological bases and their political outcomes.
    Keywords: ontological bases, the system of universe, Islamic politics
  • Mohammad Kashizadeh Page 225
    Since Allameh Tabatabai categorizes ethical terms in conventional understandings and negates their logical value and representation of reality – in his book "Osool Falsafeh va Ravesh Realism" – and also considers them to be dependent on vital needs and special environmental factors and thus believes they change by the evolutionary movement of social life and are temporary and unnecessary, some ambiguities are formed: does he believe ethical matters – and consequently religious commands - are realistic or not. Some have ascribed him of ethical relativism although they believe him being unrealistic in this field is unlikely.
    If we say, regarding ethical terms, being conventional is equivalent with being agreed-upon and non-declarative, therefore no ethical term will be related with the outside reality; rather their validity will depend on the demand and agreements of the society and thus it will be negated that they are realistic and consequently are absolute and will result in relativism of ethical system. This article will try to investigate Allameh's theoretical base regarding ethical terms, whether they are declarative or non-declarative, with an analytic look, considering his theoretical bases and the collection of his views in his different books. In this article it is also researched how the distinguished pupils of Allameh confront his theory of conventional matters and will clarify his idea on conventional matters. This matter has undoubtedly a great effect on how to use religion and religious teachings in ethical aspects and religious commands.
    Keywords: Allameh Tabatabai, conventional matters, conventionalism, realism, ethical matter
  • Mohammad Dehghani, Mohammad-Reza Balanian Page 243
    Some precious writings have been produced by scholars on the Divine knowledge. Molla Sadra has elaborately discussed this topic. He has considered the rule of "basit-ol-haqiqah kol al-ahsya' va laisah be kharej menha– the pure simple being is the whole being, and is not out of it" as the main point of this discussion.
    Noticing God's knowledge of [his own] essence, Molla Sadra tries to prove God's knowledge of Himself before their creation and after their creation. Although I believe Molla Sadra's view on God's prior knowledge is comprehensive compared with his previous philosophers such as Sohrevardi and Ibn-Sina, but his idea has various problems and needs a more complete expression. Stressing on some introductions, I will try to prove God's prior knowledge of objects is an acquired knowledge; a kind of acquired knowledge that no more complete knowledge may be imagined beyond it.
    Keywords: God's prior knowledge, basit-ol-haqiqah, Molla Sadra, acquired knowledge