فهرست مطالب

نگره - پیاپی 42 (تابستان 1396)
  • پیاپی 42 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/30
  • تعداد عناوین: 10
|
  • ثریا غفارپوری * صفحات 5-19
    قرآن کریم پراهمیت ترین متن اسلامی است که همواره از ابتدای دوره اسلامی تاکنون اقوام مختلف جهان اسلام از جمله ایرانیان را بر آن داشته که بالاترین هنر خود را در آراستن آن به کار گیرند. هنرمندان ایرانی پس از اسلام هر ورق قرآن را با استفاده از طلا تبدیل به اثری نفیس در نهایت زیبایی کرده اند. هدف از انجام این پژوهش مشخص نمودن روند تزئین قرآن ها با طلا بوده و این پرسش مطرح است که در طی قرون اسلامی میزان به کارگیری طلا برای آراستن قرآن ها تا چه اندازه تغییر کرده است. در گنجینه قرآن های موزه آستان قدس رضوی سیر تحول طلاکاری قرآن ها از دوران اولیه اسلامی تا دوره قاجار به طور آشکاری مشهود است. با استفاده از این منبع پرشکوه، سیر تغییرات تزئین با طلا مورد مطالعه قرار می گیرد. در آغاز، فقط بخش های کوچکی در قرآن ها تذهیب می شد، ولی در دوره های بعد این تزئین گسترش پیدا کرده و پیدایش تدریجی آرایه ها دیده می شود که در ابتدا تک رنگ بوده و در طی قرون الوان دیگری به آنها افزوده شده به طوریکه اوج تذهیب و طلاکاری قرآن را در دوره صفوی شاهدیم و از آن پس به دلیل رواج چاپ سنگی در دوره قاجار تزئین قرآن ها کاهش می یابد. با مطالعه این سیر تحول در می یابیم که طلاکاری قرآن ها نسبت به دوران اولیه اسلامی سیر صعودی و پیشرونده داشته است. این دریافت، افق جدیدتری را نسبت به زیبایی شناسی هنر اسلامی پیش رو قرار داده و تاثیر دوره های تاریخی مختلف بر آن را تبیین می کند. رویکرد این پژوهش تاریخی بوده و به شیوه توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و مطالعات میدانی صورت گرفته است.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، تذهیب، طلاکاری، دوران اسلامی، آستان قدس رضوی
  • فاطمه اکبری * صفحات 21-31
    مسئله اصلی در این مقاله بررسی کیفیت تجلیات رمزی اسم اعظم الله در صور توحیدی آثار هنر و معماری اسلامی است. دستیابی به این امر در گرو پاسخ به دو سوال مبتنی بر نسبت رمز و صور رمزی با حقایق اسماء الهی و جلوه های رمزی اسم اعظم الهی در صور توحیدی آثار هنر و معماری اسلامی است. هدف مقاله دستیابی به راز جاودانگی زبان رمزی شکل ها، نقشمایه ها، الگوها و ساختارهای آثار هنر و معماری اسلامی در طی زمان ها و مکان های مختلف است. روش تحقیق تحلیلی- تفسیری و شیوه جمع آوری اطلاعات به طریق کتابخانه ای است. از جمله یافته ها می توان به شهود صور مثالی عالم مثال در ساحت خیال منفصل، تقرب صور آثار هنر اسلامی به اسم اعظم الهی و تجلی صور توحیدی به صورت اختیار صور تنزیهی اسلیمی و ختایی، سازمان بندی مرکزگرایانه فضا و حاکمیت نظم و هماهنگی در ذیل اسم اعظم الله اشاره نمود.
    کلیدواژگان: رمز، توحید، عالم مثال، هنر و معماری اسلامی، اسماء و صفات الهی
  • ندا سیفی *، حسن بلخاری قهی، مهدی محمدزاده صفحات 33-45
    رابطه استاد و شاگرد در نظام سنتی آموزش هنرها از مهمترین مولفه ها به شمار می رفت، رابطه ای که اساسا مترادف با رابطه مراد و مریدی بود. تلاش برای استخراج مهمترین مولفه های این رابطه مد نظر این پژوهش است. همچنین، نگاهی به رابطه استاد و شاگرد در نظام معاصر آموزش هنر می تواند خلا ها و مشکلات کنونی این حوزه را نمایان کند چرا که بی شک یکی از مهمترین دلایل درخشش هنرها در گذشته همین روابط عمیق میان استاد و شاگرد بوده است. هدف این پژوهش پرداختن به رابطه میان استاد و شاگرد یا همان مراد و مرید است که نمایانگر جهان بینی هنرمندان در گذشته است و پرسش های مورد نظر این هستند که رابطه میان استاد و شاگرد در نظام سنتی آموزش هنر بر مبنای کدام اصول و تعهدات بوده است؟ و این شاخصه ها در نظام آموزش معاصر هنر چه وضعیتی دارند؟ روش تحقیق توصیفی - تحلیلی با بررسی کتابخانه ای متون و منابع است و نتایج نهایی نمایانگر برجسته ترین مولفه های روابط استاد و شاگردی در نظام سنتی آموزش هنر همچون رعایت حقوق، اخلاق، احترام، اطاعت، تعهد، تزکیه، محبت، اکرام مقام استاد و طی سلسله مراتب هستند. همچنین مشخص گردید به دلیل بروز تغییرات اساسی در ساختار آموزشی، شاخصه های سنتی روابط استاد و شاگردی، تداوم چندانی در نظام معاصر ندارند که این خلا می تواند لزوم توجه و بازگشت به ارزش های پیشین را یادآور شود.
    کلیدواژگان: آموزش هنر، استاد و شاگرد، نظام سنتی، نظام معاصر
  • میترا شاطری *، پروانه احمدطجری صفحات 47-61
    در آغاز قرن دهم هجری، با قدرت یافتن صفویان، مذهب تشیع در ایران رسمی شد. در طول تاریخ، مذهب به عنوان عاملی مهم در روند اندیشه ها و افکار ملت ها مطرح بوده است. از این رو در هر دوره تاثیرات عمیقی بر فرهنگ و هنر جوامع داشته است. در دوره صفویه نیز هنر از نهضت مذهبی ایجادشده در این عصر بی بهره نماند و هنرمندان این دوره توانستند با تاثیرپذیری از مذهب تشیع، افکار و عقاید خود را در آثار هنری و صنعتی تولیدشده منعکس نمایند. از جمله این هنرها نگارگری بود. با توجه به اینکه شاهنامه همواره یکی از مهمترین منابع الهام بخش تصویرگری برای هنرمندان ایرانی محسوب می شد، بستری مناسب برای نمایان ساختن تاثیر و تاثرات فرهنگی هر دوره فراهم می ساخت. شاهنامه طهماسبی نخستین اثر سترگ تولید شده در کتابخانه سلطنتی تبریز دوره صفوی است که تصویرگری آن از دوره شاه اسماعیل اول آغاز و تا دوره شاه طهماسب ادامه پیدا کرد. این پژوهش با هدف بررسی چگونگی تاثیرگذاری مذهب تشیع بر نگاره های شاهنامه شاه طهماسب به عنوان نخستین اثر قابل توجه دوره صفوی به مطالعه مضامین شیعی نگاره های این شاهنامه می پردازد و سعی در پاسخگویی به این پرسش ها دارد: تغییر مذهب و رسمی شدن تشیع به چه میزان بر نگارگری شاهنامه طهماسبی اثرگذاشته است؟ نمادهای شیعی در قالب چه عناصری و در کدام صحنه ها و مجالس به تصویر درآمده اند؟ در همین راستا از میان تمامی نگاره های این شاهنامه (258 نگاره) پانزده نگاره به واسطه دارا بودن نشان های شیعی به عنوان جامعه آماری در پژوهش حاضر انتخاب شدند. با بررسی و مطالعه نگاره های این اثر، می توان تاثیرات مذهب جدید (تشیع) را که به وضوح و با ظرافت و دقت فراوان در بسیاری از نگاره های این نسخه در قالب عناصری همچون ذکر نام حضرت علی(ع) در درفش ها و سردرفش های جنگی و تزئینات بناها و یا کلاه دوازده ترک قزلباشان ترسیم شده اند مشاهده کرد. این مقاله بر اساس شیوه یافته اندوزی از طریق مطالعات کتابخانه ای همراه با روش توصیفی-تحلیلی به نگارش درآمده است.
    کلیدواژگان: شاهنامه طهماسبی، نگارگری صفوی، مکتب تبریز دوم، هنر شیعی، تشیع
  • مهدی صحراگرد * صفحات 63-69
    دوره بندی عبارت است از تقسیم زمان به واحدهایی کوچک که در هر بخش از جهتی یکسانی و یکنواختی برقرار باشد. اکثر مورخان تاریخ خوشنویسی ایران را بر مبنای ادوار سیاسی یا گاه شماری طبقه بندی کرده اند. اما این روش ها به رغم فوایدی که دارند با تغییر و تحولات خوشنویسی منطبق نیستند. بنابراین به طرحی برای دوره بندی نیازمندیم که هم منطبق با تحولات خوشنویسی باشد و هم از مبانی بومی این سرزمین برآمده باشد. برای این منظور در این نوشتار گزارش های تاریخی ضبط شده در رسالات، تذکره ها و دیباچه های فارسی خوشنویسی بررسی و ویژگی های یکی از روش های دوره بندی مشترک آنها که به تاریخ قلم های کتابت اختصاص دارد به روش توصیفی و تحلیل مایگانی در قالب چند سوال به این شرح مطالعه شد: در منابع درجه اول کدام طرح دوره بندی برای روایت تاریخ قلم های خوشنویسی بیشتر به کار رفته است؟ دوره های این طرح متاثر از چه عامل یا عواملی تغییر می کند؟ خصوصیات اصلی هر دوره چیست؟ نقاط قوت و ضعف این طرح چیست؟ مرجع این روش دوره بندی تصرفات اعمال شده برخی خوشنویسان در شیوه پیش از خود است. در پایان این بررسی مشخص شد در این طرح دوره بندی اولا مقطع دوره های تاریخی برای هر قلم بر مبنای زمان فعالیت خوشنویسان برجسته ای است که ابداعاتشان به هنجار غالب آن عصر درآمده است. ثانیا این طرح از نوع طرح های دوره بندی بر مبنای سبک دوره است زیرا نتیجه ابداعات خوشنویسان در صورت خط قابل مشاهده و پیگیری است. ثالثا این طرح برای دوره بندی همه اقلام خوشنویسی قابل استفاده است، چه قلم هایی که تاریخ تحول و خوشنویسان برجسته شان شناخته شده است – مانند نستعلیق- و چه آنها که اطلاعات درباره تاریخ و خوشنویسانشان محدود است – مانند کوفی. البته در این طرح همیشه هنجار غالب هر عصر ملاک دوره بندی است بنابراین در روایت تاریخ بر مبنای آن نباید از هنجارها، سبک ها و مکاتب فرعی که همسو با آن نیستند غافل شد.
    کلیدواژگان: تاریخ خوشنویسی، دوره بندی، طبقه بندی تاریخ هنر، منابع درجه اول
  • مهدی اخویان * صفحات 71-81
    در منطقه گیلان به بقاع متبرکه وامامزاده هایی که برروی دیوارهای آن تصاویر مذهبی نقاشی شده باشد بقاع نقشین می گویند. موضوع اکثر این نقاشی دیواری ها وقایع کربلا وروز عاشوراست. ترسیم اینگونه نقاشی دیواری ها ریشه در تاریخ ایران شیعی دارد، که اوج گسترش آن در منطقه گیلان در دوره قاجار بوده است.
    پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است که چرا نقاشی دیواری های بقاع نقشین در منطقه گیلان بازتولید می شده اند؟
    در پاسخ به سوال تحقیق سعی شده است اطلاعات ضروری پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی جمع آوری گردد و با روش توصیفی به شیوه مردم نگاری نقاشی دیواری های بقاع نقشین منطقه گیلان مورد بازخوانی قرارگیرد.
    یافته ها و نتایج تحقیق نشان می دهد نقاشی دیواری های بقاع نقشین کارکرد های متفاوتی داشته است که نذر نقاشی دیواری و مراسم بازپیرایی در بازتولید واستمرار این آثار موثر بوده است.
    کلیدواژگان: بقاع نقشین، گفتمان کربلا، نقاشی دیواری، نقاشی عاشورایی
  • ریحانه رشیدی *، شهریار شکرپور صفحات 83-97
    قالی های دوره صفوی که اغلب محصول کارگاه های درباری بودند حاوی نقوش گوناگونی اند که یکی از پرکاربردترین آنها نقوش جانوری است. همچنین خانه پیرنیای نایین نیز یکی از کاخ های سلطنتی مربوط به این دوره است که دارای دیوارنگاره هایی زیبا و همچنین نقوش جانوری مشابه با قالی های دوره صفوی است.
    این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعه منابع کتابخانه ای و تحلیل تصاویر میدانی سعی در شناسایی، طبقه بندی، تحلیل و تطبیق نقوش جانوری دیوارنگاره های خانه پیرنیا و چهار نمونه از قالی های صفوی دارد، و در پی پاسخگویی به سوالات زیر است:1- نقوش جانوری مشترک میان دیوارنگاره های خانه پیرنیا نایین و قالی های دوره صفوی کدام است؟
    2- میزان تاثیرپذیری نقوش جانوری در دیوارنگاره های خانه پیرنیا از قالی های دوره صفوی تا چه حد بوده است؟
    3- چه ارتباطی بین طراحان فرش و طراحان دیوارنگاره های خانه پیرنیا در نایین وجود داشته است؟
    با توجه به اشتراکات زیاد میان نقشمایه های جانوری این دو که اغلب عینا در هر دو مورد تکرار شده و همچنین شباهت در فرم، استفاده در فضاسازی مشابه و شیوه بازنمایی پویا، به نظر می رسد نقوش جانوری دیوارنگاره های خانه پیرنیا تحت تاثیر نقوش جانوری قالی های صفوی بوده که دلیل عمده آن را می توان در ارتباط کاری میان نگارگران، طراحان قالی و نقاشان دیوارنگاره ها و حضور هم زمان آن ها در کارگاه های سلطنتی دانست. به طوری که به نظر می رسد طراحی هر دو توسط یک گروه واحد صورت گرفته است.
    کلیدواژگان: نقوش جانوری، دیوارنگاره، قالی، خانه پیرنیا، نایین، دوره صفوی
  • نسرین دستان *، مونا بخشنده صفحات 99-109
    هنر فلزکاری از جمله هنرهای دستی ایران است که پیشینه آن به هزاران سال پیش می رسد. آثار به جامانده از این هنر در دوره های مختلف ایران معرف آداب و رسوم اقوام است. از دوره های درخشان پیش از اسلام دوره هخامنشی و دوره ساسانی و پس از اسلام نیز دوره سلجوقی را می توان نام برد، که آثار ارزنده ای از آن زمان بر جای مانده است.
    از جمله آثار تولیدشده در ایران طی دوره های قبل از اسلام و پس از آن آینه های فلزی است. آینه های ساخته شده در اشکال دایره ای و گاهی با دسته اند که عموما با هنر حکاکی نقوش مختلف همراه اند. از سویی در ادوار هنری کشور پهناور چین نیز هنر فلزکاری از جمله هنرهای فعال است. در دوره های هان، تانگ و سونگ آثار بسیاری با ظرافت بسیار زیادی ساخته شده است. وجود این این آینه ها در چین و تشابهاتی که در دوره هایی از تاریخ ایران با آینه های ساخته شده در چین دیده شدند این پرسش ها را مطرح می نماید که آیا منشا ساخت آینه های فلزی ایران کشور چین بوده و هر نمونه از آینه ها دارای چه ویژگی های خاص است. همچنین آیا برخی ویژگی های آینه های چین در نمونه های مشابه ایران دیده شده است؟ این پژوهش تاریخی توصیفی بوده و یافته ها از طریق جمع آوری کتابخانه ای صورت گرفته است. هدف از این پژوهش نشان دادن ویژگی های آینه های فلزی این دوکشور از طریق بررسی آثار برجای مانده است تا منشا ساخت آینه ها روشن شود. یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که آینه های فلزی ساخته شده در ایران از نظر تکنیک ساخت با روش های قالب ریزی و چکش کاری صفحات فلزی ساخته شده در چین متداول بوده است. همچنین استفاده از طرح های کوچک و متراکم، قرارگرفتن پیچک ها، نمایش انسان در حالات مختلف و صور فلکی یا اشکال جانوری مانند خرگوش که از ویژگی های هنر ایران دوره سلجوقی است و فرم گردشکل آینه ها و داشتن دسته بصورت مرکزی از ویژگی های متاثر از هنر چین است.
    کلیدواژگان: آینه های فلزی، فلزکاری، هنر، ایران، چین، سلجوقی
  • اصغر جوانی، رضا افهمی، سید محمد مهرنیا * صفحات 111-121
    شاهنامه بزرگ ایلخانی سرآغاز جنبش عظیم نگارگری ایرانی است. با وجود این، این شاهنامه تغییرات متعددی را در طول زمان داشته که شناسایی آنها محققان را قادر می سازد تا از تفاسیر نادرست در زمینه این اثر و تاریخ هنر ایران ممانعت به عمل آورند. در همین راستا، پژوهش حاضر، به منظور شناسایی آسیب های وارد بر پیکره این شاهنامه در ادوار مختلف مرمت و فروش آن، به بررسی مجموعه برگه های برجای مانده پرداخته و ضمن شرح آسیب های وارد و تغییرات آن به شیوه توصیفی- تحلیلی و نیز تطبیق بین عناصر نگارگری و با اتکا به منابع کتابخانه ای و مطالعه بر روی نگاره ها، نوع و حجم این تغییرات را مشخص سازند. سئوال اصلی در خصوص چیستی و چرائی وجود برخی عناصر غیرمتعارف و نامانوس در تعدادی نگاره های این شاهنامه است. با توجه به داده های تحقیق و تجزیه و تحلیل نمونه هایی از آثار مذکور، نتایج نشانگر آنست که آسیب های وارده بر اثر مرمت و بازپیرایی شامل تغیر حواشی، افزودن عناصر نامتناسب به تصاویر، سبک نقاشی ها در مرمت دوره قاجار و آسیب های مربوط به جداسازی و از هم گسیختن ساختار نقاشی ها و صفحات و تکمیل ناصحیح نگاره ها به دوره دموت تعلق دارد.
    کلیدواژگان: شاهنامه بزرگ ایلخانی، شاهنامه نگاری، نگارگری ایرانی، مرمت، آسیب شناسی
  • مرضیه علی پور، محسن مراثی * صفحات 123-141
    نگاره های با موضوع معراج حضرت محمد (ص) و عیسی (ع) از مهمترین آثار تصویری با مضمون دینی در نقاشی های ایرانی و مسیحی است. هدف از بازگویی معراج این دو پیامبر (ص) در قرآن علاوه بر تکریم و بزرگداشت شخصیت آنها، اشاره به گوشه ای از قدرت بی پایان الهی است. مهمترین مساله مشترک بین هر دو عروج این است که هر دو آن بزرگواران در بیداری و با جسم و روح به معراج رفتند. این پژوهش بر اساس روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مشاهده آثار، به بررسی نگاره های عروج حضرت محمد (ص) و عیسی (ع) از لحاظ عناصر تصویری و ساختاری می پردازد تا ضمن شناسایی وجوه تشابه و تفاوت بین آنها، احتمال تاثیر و تاثر آنها را از یکدیگر مشخص نماید. شناخت عمیق از نگاره های معراج و کشف روابط و دامنه تاثیر و تاثرات هنر اسلامی و مسیحی از اهداف اصلی تحقیق است. عدم توجه به نگاره های دینی و موضوعات مشترک در تاریخ هنر ادیان انجام این تحقیق را ضروری می نماید. نتایج تحقیق نشان می دهد که تشابهات ساختاری و تصویری بین نگاره های معراج حضرت رسول اکرم (ص) و عروج حضرت عیسی (ع)، صرفا به دلیل موضوع مشترک عروج نبوده، بلکه توجه به تاریخ متاخرتر برخی از نگاره های معراج پیامبر (ص) نسبت به نگاره های عروج عیسی (ع) احتمال تاثیرپذیری آنها از عناصر تصویری موجود در شمایل نگاری مسیحی را قوت می بخشد. با وجود تاثیرپذیری اکثر معراج نگاره های ایرانی از نقاشی های مسیحی، در مواردی نیز تاثیرگذاری نگاره های معراج به گونه ای متقابل در نقاشی های عروج حضرت عیسی (ع) هویدا می شود، به گونه ای که عناصر و نحوه چیدمان برخی از معراجیه ها در نمایش نحوه عروج مسیح (ع) نفوذ یافته است.
    کلیدواژگان: معراج، نگارگری ایرانی، نقاشی مسیحی، حضرت محمد (ص)، حضرت عیسی (ع)
|
  • Soraya Ghafarpouri * Pages 5-19
    Quran is the most important text in Islam that made variant nations of Islamic world such as Iranain people to apply their best of art in decorating it. After beginning of Islam, Iranian artists had made every sheet of Quran as an exquisite work of art in the end of beauty by using gold. The aim of this study is defining the process of decorating Qurans by gold and the question is that the amount of gold to adorn Qurans how much has changed over the centuries. In Astan Qods Razavi’s museum of Qurans, it is apparent obviously evolution of Quran gilding from the early Islam to Qajar period. In this research using this splendid source, the trend of changes in decorating with gold is studied. At first few section in Qurans were illuminated but in later periods this illumination was expanded and gradually arrays were being seen which were monocolor in first and then other colors were added to them as the climax of illuminating and gilding Quran is in Safavid period and since then because of domination of lithography in Qajar period illuminating Qurans has decreased. By surveying this evolution, we found that gilding Qurans had raising and progressive process in comparison with early Islamic period. This discernment puts ahead a new horizon for aesthetics of Islamic art and explains influence of various historical period. Approach in this research is historically and it is done by descriptive-analytical method using library references and field studies.
    Keywords: Quran, Illumination, Gilding, Islamic Period, AstanQodsRazavi
  • Fatemeh Akbari * Pages 21-31
    The main issue is to study the quality of semantic implications of God’s great title in Islamic art and architecture works. The purpose is to gain the secret behind immortality of symbolic language of forms, figures, patterns, and structures of Islamic art and architecture works during different times and places. Among questions are; the quality of emanation of divine world figurative samples in art works, the relation between symbol and symbolic expressions and the reality of divine titles, the relation between God’s title with emanation of monotheism is Islamic works. Research is analytical-interpretative and data collected by library method and analyzed through deductive and inductive approaches.
    Among achievements was form-space importance in Islamic art under God’s great title: symbol interpretation happens through a practical approach and with realization of meaning in person. This issue, from one hand, notifies the amount of approach in Islamic artist to divine facts and from the other hand shows the amount of audiences’ intimacy with Islamic works. In Islamic culture, any natural phenomenon is an emanation of levels of divine titles. Symbolic forms in artworks are figurations of exemplary expressions of divine examples, which artist achieved them in imaginations and express through works. In Islamic culture, everything is a symbolic form and while refereeing to world of divine titles notifies an intuition-divine world’s relation. Islamic period is an emanation of God’s title and Mohammadi reality is the expression of this title. Form and space in Islamic art are under God’s title and monotheism. Among emanation samples of monotheism in Islamic works are Arabesque, Khataii, and geometrical figures, centered principle of space, and emanations of order and harmony.
    Keywords: symbol, Monotheism, example world, Islamic art, architecture, divine names, titles
  • Neda Seifi *, Hasan Bolkhari Ghehi, Mehdi Mohamadzadeh Pages 33-45
    Mentoring system has long been used as the dominant method of education in different sectors. This system, in the field of art, is mixed with some components and features which are intertwined by morality and spirituality; and apart from transferring technologies and techniques, it has caused excellence in both spirit and mind. The relationship between the master and his disciple was one of the most important factors in the traditional system of art education. This paper tends to extract and discover the most prominent elements of the relationship between the master and the disciple. These characteristics and features being faded in the contemporary art, have ultimately led to the loss of transcendental nature of art. Moreover, looking for this relationship in the present system of art education can highlight the shortcomings and problems of the contemporary situation of art education because without any doubt, one of the most important reasons for the success of arts in the traditional realm was this deep relationship and all the texts and references confirm this claim. The main questions are as follows: What elements was the relationship between the master and the disciple based on? How are these elements working in the contemporary system? The methodology contains a descriptive yet analytic approach which is done by referring to books and texts. The final results showed the details of the relationship between the master and the disciple such as mutual rights, ethics, respect, obedience, commitment, purification, love, the master’s high position, and observing the hierarchy. Also, the presence of these factors in the contemporary system was studied and the findings showed that these factors are not consistent now. This can emphasize on the importance of reviewing the previous values.
    Keywords: Art Education, master, apprentice, traditional system, contemporary system
  • Mitra Shateri *, Parvaneh Ahmadtajari Pages 47-61
    In the beginning of the 10th century A.H., Safavids came to power so Shiism became the official sect of religion. Throughout history, religion has served as an important factor in the thoughts and ideas of nations, so in each period religion had a profound influence on culture and art in societies. In Safavid period, art benefited in Religious movement and Artists were able to reflect the influence of the sect of Shiism, their thoughts and ideas in their art and industrial works. One of these arts were illustration and painting. Since the Shahnameh always considered as one of the most important sources of inspiration for artists of illustration and painters, it provided an appropriate background to reveal the cultural influences in every period. Shahnameh of Shah Tahmasp is the first great work which produced in the Royal Library of Tabriz, which its illustrations started in king Ismail I reign and continued till king Tahmasp period.This study aims to investigate how is the impact of Shiism on the paintings of Shahnamah of Tahmasb as the first significant work in Safavid Period, and study of theirs Shiite themes, and also there is attempting to answer some questions as: paintings of Shahname of Tahmasb how much is affected by changing and formalization of the sect? In what forms and elements had Shiite symbols and in which scenes and events they brought into the picture? So among all the paintings of the Shahnameh (258 images), fifteen paintings were selected as Statistical Society because they had Shiite symbols. Studying of the illustrations and paintings of this work, can be seen the impact of the new religion (Shia) which clearly was shown in many paintings of this version in the form of elements such as the name of Imam Ali (AS) in the war flags and upper part of war flags and also decoration of monuments and twelve caps of Ghezelbash hat.This article is written based on findings way through library studies, along with Analytical descriptive method researcher.
    Keywords: Shahnameh of Shah Tahmasb, Safavid paintings, Tabriz School II, Shia arts, Shiism
  • Mahdi Sahragard * Pages 63-69
    Periodization is the process of dividing the time into smaller blocks so that, each block has its uniformity.
    Almost all of the historians have narrated the history of Islamic calligraphy on the basis of political periods or chronometric dating. But, in spite of the advantages, these methods are not consistence with the real evolution of calligraphy. So, the method of periodization is better to be firstly consistence with the visual evolution of calligraphy and secondly, on the basis of local principles. To this, in this article the historical reports of calligraphy recorded in old manuals, prefaces of albums (Moraq`s), and biographies (Tazkares) in a descriptive- analytics methos were studied and one of the periodization methods used for classification of scripts` history explained. To do this the following questions are answered: which kind of periosdization was used more in the first hand resources? What are the charactristics of every period? What are advantages and disadvantages of this periodization model? The basis of the method is the alterations done by outstanding calligraphers in the styles of their time. Firstly, in this method the section of periods is the time of calligraphers whose styles became the norm of their time. Secondly, the method is of the methods based on the period style. Thirdly, the method can be used for classification of all the Islamic scripts. But the significant point is that in historiography by the method, the norm of periods is the basis of historical narration so the historians should pay enough attention to the trivial styles.
    Keywords: periodization, Islamic calligraphy, classification, art history, first hand sources
  • Mahdi Akhavian * Pages 71-81
    The holly tombs with frescoes of religious scenes on the walls are called “Naqshin” (Painted) tombs in Guillan region. Most of the religious themes in these frescoes refer to the Karbala event – location of the historical martyrdom of one of Shiite spiritual leaders, Imam Hussain-, also known as the Ashura event – refering to the date of martyrdom. The roots of these traditional frescoes go back to the Shiite backgrounds and religious culture in Guillan region in north of current Iran. With a history of at least two centuries.
    The present article mostly tends to explain why these frescoes have been vastly reproduced in the region.
    In order to find the answer to the major question, the essential data was collected through a document review and survay process. Then the data of the painted frescos of the Guilan region was interpreted with a descriptive method through an ethnographic approach.
    The results and findings show that these religious frescoes of “Naqshin” (painted) tombs enjoy multiple functions along with the decorative and informative aspects usually ascribed to them, to note one, the oblations and vows for patronage the renewals and re-painting of the frescoes seems to have secured the endurance of the whole tradition.
    Keywords: Holly Tombs, Karbala Discourse, Ashura Paintings, Religious Frescoes
  • Reyhaneh Rashidi *, Shahryar Shokrpour Pages 83-97
    Carpets of Safavid era which were often the products of court workshops contain various motifs that animal motifs are one of the most widely used cases. Pirnia house of Nain is also one of the royal palaces related to this era where has beautiful murals as well as animal motifs similar to carpets of Safavid era.
    By an analytic-descriptive method, the study of the library resources and analysis of the field images, the present research tries to identify, classify, analyze and compare animal motifs of murals of Pirnia house and four examples of Safavid carpets, and tries to find the answer of the following questions: 1. Which are the animal motifs common to the murals of the Nain Pirnia house and the carpets of Safavid era?
    2. How much have animal motifs in the murals been influenced by the carpets of the Safavid era?
    3. What was the connection between the designers of carpets and murals of the Nain Pirnia house?
    Considering many commonalities between the animal motifs of these two, which have been repeated identically in both cases, as well as similarity in the form, the use of the same spacing and dynamic representation style, it seems also that animal motifs of murals of Pirnia house have been influenced by animal motifs of Safavid carpets, which the work relationship between the miniature painters, carpet designers and painters of the murals and their simultaneous presence in the royal workshops can be considered as its main reason. So that, It seems that both of them has been designed by a single team.
    Keywords: animal motifs, mural, carpets, Nain Pirnia house, Safavid era
  • Nasrin Dastan *, Mona Bakhshandeh Pages 99-109
    The art of metalwork is an Iranian form of handcraft that dates back to thousands of years ago. Each art piece representing the culture and custom of the people from the era it was made.
    The achaemenid and Sassanid dynasties are two of the main outstanding pre-Islamic eras, from which valuable and priceless pieces of art have been left behind. The art from these dynasties contain various patterns, however it seems that it is mainly the animal patterns that draw the viewers to themselves.
    The most predominant post-Islamic era in the art of metalwork is the Seljuk dynasty. Metal mirrors are examples of arts and crafts produced in Iran during both pre and post-Islamic eras. The mirrors were mainly round, occasionally with a handle, crafted out of metal, engraved and ornamented with patterns. Metalwork is also one of the active forms Chinese arts and crafts, and the pieces from the various dynasties mainly Hun, Tang and Song are decorated with uttermost precision. The beautiful and delicately decorated mirrors made in the Seljuk dynasty are very similar to the mirrors made in China. This similarity has brought up the question that whether the origins of the Iranian metal mirror making is China. This historical research has been theoretical and based on findings from books and documented resources. The aim of this research, was to find and show the characteristics of the metal mirrors from each country, based on the pieces of art left, in order to ascertain the thought and reasoning behind the making of these pieces. In conclusion, this research has found that the metal mirrors made in Iran during the Seljuk dynasty, were influenced by Chinese techniques.
  • Asghar Javani, Reza Afhami, Seyed Mohammad Mehrnia * Pages 111-121
    Great Ilkhanid Shahnameh is the beginning of a great movement of Iranian painting. However, the Shahnameh has seen several changes over time and identify these changes will enable researchers to prevent incorrect interpretation on this work and the history of Iranian art . In this regard, this study aimed to identify damages on the body of the Shahnameh repair and sell it at different times, has reviewed the remaining pages and enter the explanation of damages and changes, by the descriptive - analytical methods and by visiting the library resources and the study of painting and determine the type and volume of these changes .The main question is about the presence of some unusual and unfamiliar elements in the images of the Shahnameh. According to research data and analysis of the above mentioned examples: results show, the damage inflicted, during the restoration and repair, includes changing the margins, add elements of inappropriate images, qajar painting style of restoration and damages of isolation and disrupt the structure of paintings and pages and the completion of improper painting belongs to George Demottes period.
    Keywords: Great IlkhanidShahnameh, Writing the Shahnameh, Iranian Painting, Restoration, Pathology
  • Marzieh Alipour, Mohsen Marasy * Pages 123-141
    The Miraj (Night journey) of Muhammad and The Ascent of Jesus are of the most important themes of religious Persian and Christian paintings. In this paper, the main research question is” what visual and structural similarities are between ascension of Muhammad and Jesus paintings?’’ The main goal of this article is identify relations between Islamic and Christian arts. Expressing of ascent of two prophets in Quran indicate that they are The Greatness and remark on the Power of GOD. The most important common subject of their ascent is in awake and in body and soul. Methodology involved in this paper is analytical- comparative and its data is collected through library studies and observation of paintings. The results of this study show that although structural and visual similarities not only originated from somewhat common themes and belief in both religious cultures of Islam and Christianity, but also regard to date of most of the Miraj paintings, it is likely that they are influenced from Christian paintings. In spite of this fact, in some ascent of Jesus paintings, in composition of them, the effects of Persian paintings is seen therefore it is also possible that their painter are impacted by Iranian arts.
    Keywords: Muhammad, Jesus, Miraj, Ascent, Christian paining, Persian painting