فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 4 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/30
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله پژوهشی
  • ملیحه محمدیان، احمد خسروی، شهناز نوحی، سید عباس موسوی * صفحات 1-6
    مقدمه
    کمیت و کیفیت خواب انسان با سلامتی او در ارتباط است. هدف این مطالعه بررسی عوامل دموگرافیک مرتبط با کیفیت ذهنی خواب خودگزارشی در جمعیت بالغین شهر شاهرود است.
    مواد و روش ها
    در فاز دوم مطالعه چشم پزشکی شاهرود، تعداد 4737 نفر (دامنه سنی 45 تا 69 سال) از شرکت کنندگان فاز اول مجدد در سال 2014 مورد سنجش و پرسشگری قرار گرفتند. در این مطالعه متغیرهای سن، جنس، وضعیت تاهل، وضعیت اقتصادی (با سه سطح ضعیف، متوسط و بالا)، تحصیلات و مصرف دخانیات و ارزیابی ذهنی کیفیت خواب اندازه گیری شد. کیفیت ذهنی خواب با استفاده از این سوال که «در طی ماه گذشته در کل، کیفیت خواب خود را چگونه توصیف می کنید؟» مورد ارزیابی قرار گرفت. رابطه عوامل خطر با کیفیت خواب با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک بررسی شد.
    نتایج
    در این مطالعه 5/23% زنان در مقایسه با 8/10% مردان و در کل جمعیت 3/18% (862 نفر) کیفیت خواب خود را بد و خیلی بد توصیف کرده اند. زن بودن (نسبت شانس=5/2 (1/2-1/3))، وضعیت اقتصادی متوسط (نسبت شانس=2/1 (0/1- 5/1)) و مصرف دخانیات (نسبت شانس=5/1 (1/1- 9/1)) از عوامل خطر مرتبط با کیفیت بد خواب بودند.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که کیفیت خواب زنان نسبت به مردان پایین تر است و مصرف سیگار هم به عنوان یک عامل خطر در کاهش کیفیت خواب موثر است. لذا توجه به نقش عوامل محیطی برای بهبود کیفیت خواب می تواند موثر باشد.
    کلیدواژگان: کیفیت خواب، مصرف سیگار، مطالعه مبتنی بر جمعیت، ایران
  • شهربانو گلی، حسین محجوب*، مهدی گلی، مجید صادقی فر صفحات 7-15
    مقدمه
    بیماری های غیرواگیر به متغیرهای خطرزا مثل مصرف دخانیات، تغذیه نامناسب و نبود تحرک بدنی وابسته هستند. هدف از این مطالعه، به کارگیری روش عاملی در استخراج شاخص تلفیق یافته ای از متغیرهای خطرزا و رتبه بندی استان ها براساس آن می باشد.
    مواد و روش ها
    داده های این مطالعه، شامل 20 متغیر خطرزا به تفکیک استان و جنسیت در افراد گروه سنی 15 تا 64 سال، برگرفته از گزارش سازمان نظارت عوامل خطر بیماری های غیرواگیر در ایران در سال 1388 می باشد. تحلیل عاملی، با به کارگیری روش مولفه های اصلی، جداگانه برای مردان و زنان انجام گرفت. در نهایت با محاسبه امتیازات عاملی براساس عامل اول، استان ها رتبه بندی شدند.
    نتایج
    براساس عامل اول، برای مردان، به ترتیب استان های آذربایجان شرقی، قم، اردبیل و مازندران بیشترین خطر ابتلا به بیماری های غیرواگیر و استان های سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، کرمان و هرمزگان کمترین خطر را داشتند. در زنان، به ترتیب استان های مازندران، قم، کرمانشاه و آذربایجان شرقی بیشترین خطر و استان های سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، چهارمحال و بختیاری و هرمزگان کمترین خطر را داشتند.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که تجزیه و تحلیل عاملی به خوبی می تواند سیمای خطر ابتلا به بیماری های غیرواگیر را در استان های مختلف ایران نشان دهد. همچنین براساس نتایج مطالعه حاضر استان هایی که خطر بالاتری در ابتلا به بیماری های غیرواگیر دارند نیازمند توجه بیشتر مسئولین جهت ارایه آموزش های تغذیه ای و بهداشتی هستند.
    کلیدواژگان: بیماری های غیرواگیر، بیماری های مزمن، عوامل خطر، تحلیل چند متغیره، تحلیل عاملی، نقشه بندی، خوشه بندی
  • یوسف امیدی خانی آبادی، شیرین اسماعیلی، غلامرضا گودرزی، رجب رشیدی، محمد خوش گفتار * صفحات 16-25
    مقدمه
    پخش گرد و غبار به عنوان مهمترین آلودگی ناشی از تولید سیمان شناخته می شود. در این مطالعه پراکنش گرد و غبار (PM10) حاصل از دودکش کارخانه سیمان دورود با استفاده از مدل گوس در شرایط مختلف جوی بررسی می گردد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه، دستگاه Westech Instrument برای سنجش ذرات خروجی براساس استاندارد ISO-9096 به روش گراویمتریک به کار برده شد. مدل پلوم گوس برای تخمین پراکنش PM10 منتشره از دودکش کارخانه سیمان در فواصل زمانی مشخص مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصله با استاندارد 24 ساعته سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا (EPA) مقایسه شد. اثر شاخص های هواشناسی شامل دما، سرعت باد و رطوبت نسبی نیز روی پراکنش گرد و غبار مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که حداکثر و حداقل غلظت پیش بینی شده در هوای آزاد در فاصله 1800 و 500 متری در شرایط پایدار و کمی پایدار با مقدارμg/m312/118 و μg/m313/53 از منبع انتشار به دست آمد. کاهش سرعت باد و همچنین افزایش پایداری هوا نقش مهمی در افزایش غلظت ذرات گرد و غبار در فضای اتمسفر اطراف کارخانه سیمان داشته است.
    نتیجه گیری
    مقایسه نتایج حاصل از این مطالعه با استاندارد EPA نشان داد که در هیچ دوره نمونه برداری غلظت PM10 از استاندارد بالاتر نبوده است. بررسی های میدانی بیشتر به صورت سنجش PM10 در بالادست و پایین دست کارخانه سیمان و مقایسه نتایج با یافته های حاصل از مدل ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: پراکنش غبار، پلوم گوس، کارخانه سیمان
  • فاطمه سمیعی راد، حسن جهانی هاشمی، معراج فلاح عابد، محمد صوفی ابادی * صفحات 26-32
    مقدمه
    به علت شیوع فراوان و احتمال وجود بدخیمی، تشخیص دقیق گره های تیروئیدی اهمیت زیادی دارد. هدف این مطالعه بررسی میزان دقت سونوگرافی و آسپیراسیون سوزنی ظریف در تشخیص ندول های تیروئیدی بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مقطعی که بر روی 80 بیمار مبتلا به گره های تیروئیدی مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر قزوین طی سال 1394 انجام شد. اطلاعات بالینی و نتایج بررسی سونوگرافی، سیتوپاتولوژی و هیستوپاتولوژی گره ها ثبت گردید. از نرم افزار آماری SPSS و ضریب توافق کاپا جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. همچنین به کمک نمودار راک سطح زیر منحنی و فاصله اطمینان داده ها مشخص گردید.
    نتایج
    در سونوگرافی 80 بیمار به ترتیب 5/52% دارای ضایعات خوش خیم و 5/37% دارای ضایعات بدخیم بودند. حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت، ارزش اخباری منفی به ترتیب 100، 100، 65 و 6/89 و دقت 25/91 درصد بود. در آسپیراسیون سوزنی ظریف، 2 مورد غیرقابل تشخیص، 47 مورد خوش خیم ،3 مورد آتیپی با اهمیت نامشخص، 7 مورد نئوپلاسم فولیکولی و یا مشکوک به آن، 6 مورد مشکوک به بدخیمی و 15 مورد بدخیمی بودند. حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت، ارزش اخباری منفی، به ترتیب 100، 87، 95 و 100 و دقت 25/96 درصد بود.
    نتیجه گیری
    آسپیراسیون سوزنی ظریف، نسبت به سونوگرافی از دقت بیشتری برخوردار بوده و روش مقرون به صرفه تری در تشخیص گره های تیروئید محسوب می شود.
    کلیدواژگان: سونوگرافی، آسپیراسیون سوزنی ظریف، گره های تیروئید
  • علی ایمانی، محسن سلیمانی، محمدرضا عسگری، فاطمه مرادی*، اکبر پوررحیمی، محمدرضا تمدن صفحات 33-39
    مقدمه
    خارش اورمیک یکی از شایع ترین و ناتوان کننده ترین عوارض بیماران همودیالیزی بوده که 50 تا 90 درصد آنها را گرفتار می کند. خارش می تواند منجر به عفونت پوستی، پوسته پوسته شدن، اضطراب، اختلالات خواب، اختلال در عملکرد اجتماعی و... در بیمار گردد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر همودیالیز با مایع دیالیز سرد بر کاهش میزان خارش اورمیک در بیماران همودیالیزی بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی بصورت قبل و بعد و دو سو کور بوده که تابستان 1391 در بخش همودیالیز بیمارستان فاطمیه سمنان انجام شد. از بین همه بیماران بخش همودیالیز، 35 نفر واجد شرایط مطالعه شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرونده پزشکی و مقیاس خارش استفاده گردید. بیماران سه جلسه در هفته، هر جلسه چهار ساعت به مدت یکماه با همودیالیز استاندارد (°c37) و ماه دوم با همان شرایط یکسان، با همودیالیز سرد (°c35) همودیالیز شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد که میانگین و انحراف معیار خارش در مرحله استاندارد و سرد همودیالیز به ترتیب 3/10±0/23 و 3/1±8/8 بود. داده ها بیانگر این است که خارش بیماران در مرحله همودیالیز سرد به طور معنی داری کاهش پیدا کرده بود (001/0P<). اطلاعات به وسیله آزمون های آماری T زوجی و ویلکاکسون در سطح معنی داری 5% تجزیه و تحلیل شدند.
    نتیجه گیری
    همودیالیز سرد می تواند باعث تسکین میزان خارش اورمیک در بیماران همودیالیزی بشود.
    کلیدواژگان: همودیالیز سرد، همودیالیز استاندارد، خارش اورمیک، بیماری کلیوی مرحله نهایی
  • مهسا صداقت*، محمد رشیدی، مجتبی ایزدی صفحات 40-46
    مقدمه
    یکی از عوامل بروز خستگی در ورزشکاران، تجمع اسیدلاکتیک در خون بعد از انجام یک فعالیت سنگین می باشد، در هنگام خستگی برخی از آنزیم ها نظیر LDH و CK افزایش می یابد متعاقب آن آسیب های سلولی به عضلات فعال وارد می شود، این مساله خصوصا در ورزشکارانی که فعالیتی را در مدت زمان کوتاهی حدود 1 تا 3 دقیقه با حداکثر شدت و سرعت انجام می دهند بیشتر مشهود است.
    مواد و روش ها
    دراین مطالعه از بین دانشجویان دختر ورزشکار 30 نفر از طریق آزمون7 مرحله ای بروس انتخاب شدند و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی به دو گروه 15 نفره تقسیم گردیدند. برای این منظور هر یک از آزمودنی ها که توانسته اند 6 مرحله از آزمون 7 مرحله ای را با موفقیت پشت سر بگذارند، انتخاب شدند، گروه اول برای مصرف مکمل کراتین، گروه دوم برای مصرف دارونما در نظر گرفته شدند. پیش از شروع برنامه تمرین از کلیه آزمودنی ها پیش آزمون به عمل آمد. بعد از انجام آزمون خون گیری از آزمودنی ها خواسته شد که به مدت یک هفته مکمل کراتین را مصرف نمایند و گروه دارونما در این مدت پودر نشاسته مصرف نمودند پس از این مدت هردو گروه تحت آزمون کانینگهام قرار گرفتند و 24 ساعت پس از آزمون از آنها مجددا خون گیری به عمل آمد و شاخص های آسیب سلولی به وسیله کیت مخصوص اندازه گیری شد. مقایسه های آماری در محیط نرم افزارSPSS انجام گردید.
    نتایج
    یافته های حاصل از آزمون تی مستقل تفاوت معنی داری را در دلتای کراتین کیناز بین دو گروه نشان نداد (183/0=P). به عبارتی، مکمل سازی کراتین سطوح کراتین کیناز را نسبت به گروه کنترل دستخوش تغییر معنی داری نمی کند. همچنین یافته های حاصل از آزمون تی مستقل تفاوت معنی داری را در دلتای لاکتات دهیدروژناز بین دو گروه نشان نداد (227/0=P). به عبارتی، مکمل سازی کراتین سطوح لاکتات دهیدروژناز را نسبت به گروه کنترل دستخوش تغییر معنی داری نمی کند.
    نتیجه گیری
    نتایج این تحقیق نشان می دهد که یک دوره مکمل گیری کراتین تغییرات معنی داری بر سطوح کراتین کیناز و سطوح لاکتات دهیدروژناز نسبت به گروه کنترل ندارد و نیاز به مطالعات بیشتر است.
    کلیدواژگان: مکمل کراتین، CK، LDH، فعالیت خسته کننده شدید
  • مریم وطن دوست *، پژمان معتمدی، حمید رجبی، عطا الله غدیری، عبدالمهدی نصیرزاده، فاطمه وطن دوست، عنایت الله یزدان پناه صفحات 47-60
    مقدمه
    با توجه به اهمیت درمان های تکمیلی، در این پژوهش هدف بررسی اثربخشی 4 هفته تمرین هوازی شنا بر روی علایم بالینی و سایتوکاین های Tumor necrosis factor alpha) TNF-α) و (Interleukin 10 IL-10) در سطوح سرمی موش های مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس از طریق القای انسفالومیلیت خود ایمن تجربی (Experimental autoimmune encephalomyelitis یا EAE) است.
    مواد و روش ها
    80 سر موش سوری ماده با نژاد C57BL/6 با سن 12-10 هفته و وزن 2±20 به 8 گروه 10 تایی (سالم کنترل، سالم شنا، MS کنترل، MS شنا، MS اینترفرون، MS اینترفرون و شنا، MS شاهد تزریق، MS شاهد شنا و تزریق) تقسیم شدند. از روز نهم بیماری، موش ها به مدت چهار هفته مقدار 150 IU/g اینترفرون بتا-1 دریافت و یا چهار هفته ورزش شنا روزانه نیم ساعت مواجهه داده شدند. وزن و علایم بالینی به صورت روزانه با ثبت امتیازات بین گروه ها ارزیابی می شد. در پایان پروتکل نمونه های خونی از قلب استخراج و شاخص ها به روش الایزا سنجیده شدند.
    نتایج
    براساس نمودار امتیازات علایم بالینی، بین گروه های MS شنا و MS اینترفرون و MS شنا اینترفرون با گروه MS اختلاف با سطح معنی داری 001/0 مشاهده شد، شدت آسیب در گروه های MS نسبت به فعال به صورت میانگین روی امتیاز 2 تا 3 قرار گرفت و حاکی از تخفیف پیشرفت ضایعات دمیلینه حاصل از اثر ورزش در آب بوده است.
    نتیجه گیری
    یافته ها پیشنهاد می دهند احتمالا شنا نسبت به داروی اینترفرون بتا-1، عاملی موثرتر در تغییر سطح سایتوکاین های سرمی و بهبود علایم بالینی موش های مدل EAE می باشد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که تمرین منظم ورزشی در کنار درمان های پزشکی می تواند برای کاهش اختلالات MS مفید باشد.
    کلیدواژگان: فعالیت هوازی، مالتیپل اسکلروزیس، IL-10، TNF-?
  • زهره مریمی، مریم مدرس*، سیمین تعاونی، عباس رحیمی فروشانی صفحات 61-68
    مقدمه
    از مشکلات عمده بیماران پس از عمل هیسترکتومی درد می باشد که روند بهبودی و حال عمومی بیمار را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. لذا این مطالعه با هدف تعیین تاثیر ماساژ اختصاصی پا بر درد بیماران بعد از عمل هیسترکتومی انجام گردید.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی دو گروهی است. تعداد نمونه ها 60 بیمار هیسترکتومی شده واجدشرایط با نمونه گیری در دسترس از 2 بیمارستان شریعتی و ولیعصر تهران در سال 1391 (30 مداخله، 30 کنترل) با تخصیص تصادفی و استفاده از کارت رنگی قرعه کشی انتخاب شدند. در گروه مداخله ماساژ پا به مدت 20 دقیقه دو مرتبه، یک بار در روز در طی دو روز متوالی بعد عمل انجام گرفت. گروه کنترل مراقبت های روتین را دریافت کردند. قبل و 30 دقیقه بعد از مداخله در هر دو گروه شدت درد با استفاده از مقیاس استاندارد دیداری درد (VAS) اندازه گیری شد. داده های این پژوهش با آزمون های تی مستقل، کای اسکوئر و تست دقیق فیشر با استفاده از نرم افزار آماری تجزیه و تحلیل شد (05/0
    نتایج
    نشان داد که اختلاف میانگین نمره درد قبل و بعد از دو جلسه ماساژ در گروه مداخله 56/2 و در گروه کنترل 01/1 می باشد. در نتیجه مقایسه دو گروه مداخله و کنترل از نظر کاهش شدت درد 30 دقیقه بعد از دو نوبت ماساژ اختلاف آماری معنی داری نشان داد (001/0P<) که می تواند ناشی از تاثیر خالص ماساژ پا باشد.
    نتیجه گیری
    ماساژ اختصاصی پا می تواند به عنوان یک مداخله موثر پرستاری در کنترل درد پس از عمل هیسترکتومی مفید واقع شود.
    کلیدواژگان: ماساژ، درد، هیسترکتومی
|
  • Malihe Mohammadian, Ahmad Khosravi, Shahnaz Nohi, Seyed Abass Mousavi * Pages 1-6
    Introduction
    Human sleep quality and quantity is related to his/her well-being. The aim of this study is to assess the factors associated with self-reported sleep quality among adults in Shahroud.
    Methods
    In the second phase of Shahroud Eye Cohort Study (ShECS), 4737 people (45 to 69 year old) who have participated in the first phase of the ShECS, were invited to the study in 2014. In this study age, sex, marital status, economic status (low, middle and high), education, smoking, and subjective sleep quality were measured. The main question for assessing sleep quality was "During the last month, how would you rate your sleep quality overall?". The data were analyzed using a logistic regression model.
    Results
    In this study 23.5% of women compared with 10.8% of males, and totally 18.3% (862 subjects) of them described their sleep quality as fairly bad or very bad. Females (OR=2.5; 95%CI: 2.1-3.1), moderate economic status (OR=1.2; 95%CI: 1.0-1.5) and smoking (OR=1.5; 95%CI: 1.1-1.9) were positively associated with poor sleep quality.
    Conclusion
    The result of our study showed that women had poorer sleep quality than men and smoking is a risk factor for poor sleep quality. So environmental factors related to sleep quality can improve it.
    Keywords: Sleep quality, Smoking, Population based study, Iran
  • Shahrbanoo Goli, Hossein Mahjub*, Mehdi Goli, Majid Sadeghi Far Pages 7-15
    Introduction
    Non-communicable diseases are related to the risk factors such as smoking, inappropriate nutrition and lack of physical activity. The purpose of this study was to use factor analysis for obtaining the scale of combined risk factors, to rank the provinces based on it.
    Methods
    The data of this study were included 20 risk factors according to province and sex among 15-64 year-old subjects. This data were extracted from the report of the non-communicable diseases risk factors surveillance of Iran in 2009. We used the principal component method of factor analysis for men and women, separately. Finally we ranked the provinces by calculated scores of the first factor.
    Results
    Based on the first factor, for men, East Azerbaijan, Qom, Ardebil and Mazandaran provinces had the highest morbidity risk for non-communicable diseases and Sistan and Baluchistan, South Khorasan, Kerman and Hormozgan provinces had the lowest risk, respectively. Also, among women, Mazandaran, Qom, Kermanshah and eastern Azerbaijan provinces had the highest morbidity risk of non-communicable diseases and Sistan and Baluchistan, South Khorasan, Hormozgan provinces had the lowest risk, respectively.
    Conclusion
    The results showed that factor analysis could show very well the risk of noncommunicable diseases in different provinces of Iran. Based on the results, the provinces which had higher incidence of morbidity of non-communicable diseases need more attention to nutrition and health education.
    Keywords: Non-communicable diseases, Chronic diseases, Risk factors, Multivariate analysis, Factor analysis, Clustering
  • Yusef Omidi, Khaniabadi, Shirin Emaeili, Gholamreza Goudarzi, Rajab Rashidi, Mohammad Khoshgoftar * Pages 16-25
    Introduction
    The dispersion of particulate matter has been known as the most serious environmental pollutant from the cement plants. In this study, the dispersion of dust (PM10) from the stack of Doroud Cement plant was investigated using Gaussian plume model in different atmospheric conditions.
    Methods
    In this study, westech instrument was used to measure PM10 level by gravimetric method based on ISO-9096 standard. The Gaussian plume model was used for predict PM10 concentrations in certain intervals. The results were compared with 24 hour EPA standard for PM10. The effect of meteorological parameters including temperature, wind speed and relative humidity on the PM10 dispersion were assessed.
    Results
    The results showed that the maximum and minimum predicted concentrations in ambient air were obtained at the distance of 1800 and 500 meter from the source with concentrations of 118.12 and 53.13 µg/m³, respectively. The increment of wind speed and increasing of air stability had an important role in rising of dust in atmosphere surrounding of cement plant.
    Conclusion
    The comparison of results with EPA standard showed that PM10 concentrations were not higher than standard during sampling period. The further field investigations to measure PM10 in upwind and downwind of cement plant and compare with the results of modeling are essential.
    Keywords: Dust dispersion, Gaussian plume, Cement plant
  • Fatemeh Samiee Rad, Hassan Jahani Hashemi, Meraj Fallah Abed, Mohammad Sofiabadi * Pages 26-32
    Introduction
    Due to the high prevalence of malignancy, accurate diagnosis of thyroid nodules is important. In this study, accuracy of sonography and Fine Needle Aspiration Cytology (FNAC) in diagnosis of thyroid nodules were evaluated.
    Methods
    This cross-sectional study was performed on 80 patients with thyroid nodules referred to Qazvin hospitals in 2015. Clinical information and results of sonography, cytopathology and histopathology of the nodes were recorded. SPSS software and the Kappa Coefficient were used for analysis of data. Also the area under the curve and the confidence intervals were reported using ROCK chart.
    Results
    Sonography results of 80 patients showed 37.5% malignancy and 52.5% benign cases. Sensitivity, specificity, PPV, NPP and accuracy of sonography were 100%, 65%, 100%, 89.6% and 91.25%, respectively. The diagnosis based on FNAC was as following: two Non-diagnostic cases, 47 benign cases, three cases of atypia with undetermined significance, seven cases of suspicious for a follicular neoplasm, six cases with suspicious malignancy and 15 malignancy cases. Sensitivity, specificity, PPV and NPP were 100%, 87%, 95% and 100%, respectively. Also the accuracy was 96.25%.
    Conclusion
    FNAC is more accurate than sonography and it is assumed a more cost-effective method for diagnosis of thyroid nodules.
    Keywords: Sonography, Fine Needle Aspiration, Thyroid nodules
  • Ali Imani, Mohsen Soleimani, Mohammad Reza Asgari, Fatemeh Moradi*, Akbar Pourrahimi, Mohammad Reza Tammadon Pages 33-39
    Introduction
    Uremic pruritus is one of the most common and debilitating complications of hemodialysis patients which affects 50 to 90 percent of them. Pruritus can lead to skin infections, scaling, anxiety, sleep disorders, social dysfunction and so on in patient. The aim of study was to evaluate the effect of hemodialysis with cold dialysis fluid on reducing the level of uremic pruritus in hemodialysis patients.
    Methods
    This study was a pre and post-test double-blind clinical trial performed in summer 2012 in hemodialysis department of Fatemieh hospital, Semnan. Of all patients in the hemodialysis department, 35 people were eligible. To collect data, demographic questionnaire, medical records and itching scale were used. Patients were hemodialized three times per week and each session was four hours, for one month with standard hemodialysis(37oc) and then in the second month with cold hemodialysis(35oc). Data were analyzed by Paired t-test and Wilcoxon tests at a significant level of 5%.
    Results
    The results showed that the mean and standard deviation of pruritus in standard and cool hemodialysis stage were 23.0±10.3 and 8.8±1.3, respectively. The data indicate that the patient's pruritus in the cold stage of hemodialysis was significantly reduced (P
    Conclusion
    Cold hemodialysis can relieve uremic pruritus among hemodialysis patients.
    Keywords: Cool Hemodialysis, Standard Hemodialysis, Uremic Pruritus, Kidney Failure, Chronic
  • Mahsa Sedaghat*, Mohammad Rashidi Pages 40-46
    Introduction
    One of the causes of fatigue among athletes is accumulation of lactic acid in the blood after a heavy activity. During fatigue, some enzymes such as lactate dehydrogenase (LDH) and creatine kinase (CK) increase and subsequently cellular damage to the active muscles will occur. This is more common among athletes who reach to the maximum activity rapidly in a short time, nearly one to three minutes.
    Methods
    In this study, 30 athlete female students were selected by seven-stage Bruce test and randomly divided into two groups of 15 with random sampling. To this end, each of the subjects who had successfully completed six stages of the seven-stage test, were selected; the first group took creatine supplementation, the second group placebo. Before the beginning of the training program, all subjects were pre-tested. After the blood test, the subjects were asked to take creatine supplement for one week, and the placebo group consumed starch powder during this time. After this period, both groups were subjected to Cunningham test and blood samples were taken again 24 hours after the test, and cellular damage indices were measured by a special kit. Statistical comparisons were performed by SPSS version 16.
    Results
    The results of the independent t-test showed no significant difference between two groups in the delta of CK (p= 0.183). In other words, creatine supplement did not change CK level compared to the control group significantly. Also the results did not report any significant difference between two groups in the delta LDH (p=0.227). It means that creatine supplement did not have an effect on DHL level compared to the control group.
    Conclusion
    The results suggest that a period of creatine supplementation did not change the levels of CK and LDH and so further studies are needed.
    Keywords: Creatine supplementation, Creatine kinase, Lactate dehydrogenase, High intense activity
  • Maryam Vatandoust*, Pezhman Motamedi, Hamid Rajabi, Ata Allah Ghadiri, Abdolmahdi Nasirzade, Fateme Vatandoust, Enayatoallah Yazdanpanah Pages 47-60
    Introduction
    According to importance of complimentary therapies, The aim of this study was to evaluate the effect of four-week aerobic physical activity in water on clinical signs and amount of Tumor Necrosis Factor alpha (TNF- α) and Interleukin 10 (IL-10) in serum levels of animal model of multiple sclerosis (MS) via inducing experimental autoimmune encephalomyelitis (EAE).
    Methods
    A total number of 80 female Syrian mice from the race of C57BL/6, aging 10 to 12 weeks and weighing 20±2 gram were divided into eight groups of 10, including: control, swimming, MS, MS댈Ꚛ⧠, MS詻庭 beta (INF- α), MS詻庭 beta댈Ꚛ⧠, MS늉潺, and MS늉潺签댈Ꚛ⧠ environment. On post-immunization day 9, animals received IFN (150 IU/g) or were subjected to swimming daily for 4 weeks. Weight and clinical score were monitored daily and recorded in all groups. Finally blood samples were taken from the heart and the factors were measured by ELISA. The data were analyzed by one-way ANOVA.
    Results
    According to clinical signs diagrams, there was seen significant difference between MS댈Ꚛ⧠, MS詻庭 beta, MS詻庭 beta댈Ꚛ⧠ with MS group (P=0.001). Also, Based on the scores of clinical signs, the severity of injury in MS groups compared to active subjects had a average score of 2 to 3, indicating control and reduction of the progression of demyelin lesions resulting from the effect of exercise in water.
    Conclusion
    These findings suggest that probably swimming is more effective than IFN to alter clinical signs and the level of TNF- α and IL-10 in the serum of EAE-induced mice. Therefore we conclude that regular moderate exercise could be helpful beside the medical therapies to attenuate the MS disorders.
    Keywords: EAE, Aerobic Swimming, TNF-α, IL-10
  • Zohre Maryami, Maryam Modarres*, Simin Taavoni, Abbas Rahimi Foroushani Pages 61-68
    Introduction
    Pain is a common problemamong patients after hysterectomy and patient health status and recovery process is severely affected. Therefore, this study aimed to determine the effect of foot massage on pain of patients after hysterectomy.
    Methods
    This study is a clinical trial with two groups. Sixty patients with hysterectomy were eligible to enter the study by random sampling from two hospitals including Shariati and Valiasr hospitals in Tehran in 2012 (30 interventions, 30 controls)and they were randomly assigned to two groups by drawing a color card. The intervention group received foot massage for 20 minutes once a day during the two consecutive days after surgery. The control group received routine care without intervention. Before and after 30 minutes of intervention or routine care, the pain was measured by visual analogue pain scale (VAS). Data were analyzed by independent t-test, chi-square and Fisher exact test.
    Results
    It was seen that the mean difference of scores before and after the two sessions of massage in the intervention group was 2.56 and in the control group was 1.01. The result of the comparison of the two groups showed significant difference (P
    Conclusion
    Foot massage can be useful as an effective nursing intervention in controlling pain after hysterectomy.
    Keywords: Massage, Pain, Hysterectomy