فهرست مطالب

جامعه شناسی سیاسی جهان اسلام - پیاپی 10 (بهار و تابستان 1396)
  • پیاپی 10 (بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/30
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقاله پژوهشی
  • زهرا احمدی پور، حسن جعفرزاده*، چمران بویه صفحات 1-24
    فرایندهای تصمیم سازی، ساخت قدرت و مناسبات دولت ملت (در حوزه مشروعیت بخشی و مشروعیت زدایی) از رابطه قدرت میان دولت و ملت، به عنوان دو جزء بنیادی یک واحد سیاسی مدرن، متاثر است؛ ازاین رو همواره، نوعی هماوردی ژئوپلیتیکی میان نهاد دولت و ملت در جریان است که بسته به نوع رقابت، شکل (فرم) نظام سیاسی را متاثرخواهد کرد. نقش آفرینی عرصه عمومی و ملت‏ها تحولی است که در ادبیات ژئوپلیتیک از آن با عنوان ژئوپلیتیک عمومی یادمی شود. ژئوپلیتیک عمومی با تعریف منتقدانه، به بررسی روابط قدرت موثر در شکل گیری ادراک های ژئوپلیتیکی افراد و گروه ها در پیوند با رسانه می پردازد؛ دراین میان، تحولات سیاسی کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه عربی طی چند سال گذشته (هرچند)، هریک ویژگی های خاص خود را داشته و بسیاری از حکومت ها سرنگون شده اند اما نمی توان در قالب ادبیات سنتی انقلاب به واکاوی تحولات یادشده پرداخت؛ ازاین رو، این نوشتار با رویکردی تبیینی و با روش توصیفی- تحلیلی، درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که «از منظر ژئوپلیتیک عمومی، چه عاملی به وقوع جنش های اجتماعی و ساختارشکن خاورمیانه و شمال آفریقا منجرشده است؟»؛ در پاسخ، این فرض را مطرح کرده ایم که شکل گیری جنبش های خاورمیانه عربی و سرنگونی نظام های اقتدارگرا و ناکارآمد عربی، در تقابل میدان های قدرت میان دو حوزه نخبگان حکومتی و لایه های مردمی یک ساخت سیاسی ریشه دارد که دراین راستا رسانه ها نقشی اساسی ایفاکرده اند؛ بنابراین از منظر ژئوپلیتیکی، تحولات یادشده، درنتیجه رویارویی‏ها و تنش‏های حوزه ژئوپلیتیک عمومی و حوزه ژئوپلیتک دولت محور (خاص) شکل می گیرند.
    کلیدواژگان: ژئوپلیتیک، رسانه، جنبش های اجتماعی، خاورمیانه عربی، شمال آفریقا
  • افسانه سیفی ناجی، محمد حسین جمشیدی*، محسن اسلامی صفحات 25-61
    بحران سیاسی کشور سوریه، یکی از پیجیده ترین بحران های منطقه ای چند دهه اخیر است که در جریان آن، علاوه بر عوامل داخلی، عوامل و بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای نیز براساس راهبردها و منافع ملی خود نقش هایی گوناگون را در فرایند این بحران اعمال می کنند؛ این در حالی است که شناخت عوامل و بازیگران موثر در هر بحرانی، مهم ترین نقش را در تبیین آن بحران و کشف راه های پایان دادن به آن برعهده دارند؛ براساس این، پرسش اصلی نوشتار حاضر، این است که «مهم ترین عوامل و بازیگران زمینه ساز، استمراربخش و تشدیدکننده بحران سوریه چه بوده اند؟».
    یافته های مقاله که با رویکرد تحلیلی- تبیینی و با روش مطالعه موردی و متکی به مدل پژوهشی برچر (که با نمایشی از ترکیب مراحل بحران و عوامل و علل ایجادکننده و تشدیدکننده آن) برای تبیین بحران در قالب چهار مرحله تعیین کننده «ایجاد، گسترش، کاهش و پیامد» می کوشد و همچنین با اتکا بر داده های کتابخانه ای درخصوص مهم ترین عوامل زمینه ساز و تشدیدکننده بحران سوریه به دست آمده است، از آن، حاکی است که «قطب بندی و چندمرکزی بودن بحران سوریه، بین المللی شدن گستره نفوذ این بحران، تعارض مستمر و طولانی مدت، چنددستگی اقلیت های قومی، نظام سیاسی غیرقابل انعطاف و دخالت گسترده بازیگران دولتی خارجی» ازجمله مهم ترین عوامل زمینه ساز و تشدیدکننده بحران سوریه هستند؛ درنتیجه، با وجود این عوامل پیچیده داخلی و بین المللی به نظرنمی رسد که شرایط مناسب برای پایان بحران سوریه در کوتاه مدت، فراهم باشد ولی درصورتی که طرف های مخاصمه به حل بحران، مایل باشند، می توانند با ایجاد ترتیب های امنیتی جدید در منطقه، میزان حضور و نفوذ خود را بازتعریف کرده، سازوکارهای (مکانیسم های) سیاسی مناسب را برای همزیستی مسالمت آمیز پیداکنند
    کلیدواژگان: بحران سوریه، مدل برچر، داعش، خاورمیانه
  • زهرا خشک جان*، یوسف مسلمی مهنی صفحات 61-80
    این مقاله به دنبال بررسی نظام معنایی عزاداری در تشیع اثنی عشری به عنوان یکی از بن مایه های مهم هویتی تشیع است که بر یادآوری ابعاد سوگوارانه (تراژیک) تاریخ سیاسی- اجتماعی آن مبتنی است. مناسکی که به طورصرف، دارای بعد مذهبی نبوده، بیش از کارکردهای معنوی فردی، کارویژه های جدی و مهم اجتماعی و سیاسی دارد. پرسش این است که «چه نظام معنایی (فارغ از بعد معنوی آن)، عزاداری، را به عنوان امری اجتماعی در تشیع، تغذیه و بازتولیدمی کند و اینکه این مناسک، علاوه بر بعد معنوی فردی، دارای چه کارکردهای سیاسی و اجتماعی است؟».
    نویسنده به دنبال پاسخ گویی به این پرسش ها از منظر برساخت گرایی اجتماعی است که به «شکل گیری پدیده اجتماعی» نه به عنوان امری بدیهی که ذاتی جامعه باشد، بلکه با توجه به نظام معنایی خاص آن و توجه به عواملی که بستر معنایی آن را شکل داده اند، توجه می کند. گردآوری داده ها به صورت اسنادی کتابخانه ای است.
    عزاداری در این نظام معنایی، به طورصرف، عادت واره ای مذهبی نیست بلکه کنشی است با این کارویژه های اجتماعی و سیاسی: بازتولید مبانی هویتی، بازتعریف و پررنگ کردن تمایزها و غیریت های هویتی، افزایش روحیه اعتراض، بازتولید مفهوم امامت و امید (امید به ظهور منتقمی که منجی است)، به روزکردن و بازتولید مکرر مفهوم ظلم و ظالم در ادبیات سیاسی شیعه، تاکید بر مبارزه رادیکالی به عنوان شکل نهایی اعتراض در الگوبرداری از امام مظلوم، شکل گیری و تشدید روحیه شهادت و شهادت طلبی، افزایش انسجام و همبستگی درونی، ایجاد و تداوم تهییج و بسیج سیاسی (تحریک متناوب احساسات مذهبی و سیاسی)، شکل گیری و ترویج شکلی خاص از دین داری و تقویت حافظه جمعی تشیع.
    کلیدواژگان: عزاداری، نظام معنایی، برساخت گرایی اجتماعی، هویت، کنش سیاسی - اجتماعی
  • زاهد غفاری*، جبار شجاعی صفحات 81-102
    جنبش حماس به عنوان جریانی مردمی با گرایش دینی- ملی، خواهان دفاع از حق فلسطینی ها و مبارزه با صهیونیست ها و حامیان اشغال گرای آنهاست؛ ازاین رو می کوشد تا راهبردهایی را برای تشکیل دولتی اسلامی در این سرزمین اتخاذکرده، به اجرادرآورد؛ درواقع، دولت سازی در فلسطین، فرایندی (پروسه ای) است که می بایست در مرحله پس از آزادسازی صورت گیرد؛ ازهمین رو، حماس درصدد است تا مشروعیت سیاسی خود را در این سرزمین ارتقابخشد و به همین دلیل، اقدام های سیاسی و نظامی بسیاری را سرلوحه فعالیت های خود قرارداده و معتقد است، انجام خیلی از این گونه اقدام ها با جهاد و باور شهادت، امکان پذیر است؛ براساس این، مقاله حاضر، درپی پاسخ گویی به این پرسش است که «جهاد و شهادت در منظومه بینشی _ کنشی این جنبش چه جایگاهی دارد؟»؛ براساس یافته های فرهنگ سیاسی حماس که بر سه مقوله مقاومت، هویت عربی _ اسلامی و آزادی ابتنایافته است، جهاد و شهادت، ابزاری است برای مبارزه با نیروهای اشغالگر و آزادسازی سرزمین های اشغالی. پس از کالبدشکافی این دو مولفه در منظومه فکری حماس به روش توصیفی _ تحلیلی، روشن شد که جهاد در نگاه این جنبش، هم شامل اقدام های نظامی و هم غیرنظامی است که سرانجام آن، به شهادت منجرمی شود و این ارزش در این جنبش، قداست و جایگاهی والا دارد؛ درهمین راستا، از نگاه حماس، دو مولفه یادشده، به مثابه دروازه ورود به روند دولت سازی تلقی می شوند.
    کلیدواژگان: فلسطین، حماس، جهاد، شهادت، دولت سازی
  • مسعود مطلبی * صفحات 103-126
    شاید بی راه نباشد اگر گفته شود که تولد مصر جدید همراه با ایجاد ارتش به سبک جدید و به تقلید از ارتش های مدرن اروپایی بوده است؛ بنابراین، در خوانش بسیاری از تحولات و فرایندهای سیاسی و رویدادهای نظامی، امنیتی و سیاسی و حتی اقتصادی این کشور پس از استقلال رسمی، ارتش به گونه ای بی بدیل و منحصربه فرد نقش داشته است. ارتش مصر دو بار مسیر تاریخ سیاسی این کشور را تغییرداده است؛ بار نخست، دخالت ارتش به انقلاب سال 1952 و سرنگونی ملک فاروق، پادشاه این کشور انجامید و بار دوم در روز سوم ژوئیه 2013، یعنی 61 سال بعد، به سقوط دولت محمد مرسی ختم شد.
    نوشتار حاضر تلاش دارد با بهره گیری از روش تحلیلی- تاریخی، چرایی این مهم را واکاوی کند. نتایج تحقیق نشان می دهند که با توجه به نقش تاریخی- سیاسی ارتش مصر در فرایند دولت – ملت سازی در این کشور و اینکه همه رهبران مصر به استثنای محمد مرسی، پیشینه نظامی داشته اند، می توان مدعی شد که در مصر به استثنای دوران کوتاه مرسی، همواره حکومت نظامیان، حاکم بوده است؛ بااین حال، موفقیت ارتش مصر در تامین ثبات و آرامش در دوره پس از کودتا و جایگاه آینده آن در صحنه سیاسی، تاحد زیادی به نحوه تعامل آن با گروه های فعال در صحنه داخلی مصر ازجمله اخوان المسلمین و چگونگی برقراری توازن در روابط با قدرت های خارجی بستگی خواهد داشت.
    کلیدواژگان: مصر، سیاست و حکومت، ارتش، خاورمیانه، اخوان المسلمین، دولت مرسی
  • یدالله دهقان *، محمود کتابی، مسعود جعفری نژاد صفحات 127-158
    از زمان آغاز بحران سوریه در سال 2011 تاکنون گروه های معارض مختلفی در این کشور در برابر حکومت مرکزی سوریه صف آرایی کرده اند؛ یکی از این گروه ها که از دیرینه تاریخ هم با حکومت علوی سوریه اختلاف هایی داشته، جنبش اخوان المسلمین این کشور است.
    وجود اختلاف های دیرینه میان جنبش سنی سلفی اخوان با دولت علوی اسد که اغلب هم برای تصاحب قدرت و حکومت بوده، بروز سه بحران اساسی در این کشور را باعث شده است؛ این بحران ها که عبارت بودند از: بحران هویت، مشروعیت و مشارکت، سبب عمیق ترشدن اختلاف ها و درگیری ها میان جنبش اخوان و دولت مرکزی سوریه شدند و دراین میان با توجه به قدرت برتر حکومت علوی اسد، بارها این جنبش ازسوی دولت مرکزی سرکوب و تعداد زیادی از اعضا آن کشته، زندانی یا تبعید شده اند لذا جنبش اخوان سوریه و طرف دارانش که همواره ازسوی سازمان جهانی اخوان و کشورهای عرب منطقه نیز حمایت و تحریک می شدند، کینه و نفرتی عمیق از دولت علوی اسد در دل داشته، همواره درصدد بودند که این دولت را در سوریه سرنگون کنند؛ درنتیجه با آغاز بحران سوریه در سال 2011، این جنبش نیز فرصت را مناسب یافته، ضمن بازیابی مجدد خود، با تاکید بر مقوله مذهب به تحریک اهل سنت به خصوص سنی های فعال در جریان سلفی اقدام کرده، درخلال همکاری با گروه های تکفیری، به مبارزه همه جانبه با حکومت بشار اسد دست زد و دراین راستا توانست نقشی مهم در آغاز و گسترش بحران ایفاکند.
    روش مورد استفاده در این پژوهش نیز با توجه به ماهیت نظری آن، کیفی مبتنی بر رویکرد توصیفی تحلیلی بوده که در آن از روش (تکنیک) مطالعه موردی استفاده شده است؛ همچنین اطلاعات لازم برای این تحقیق از طریق منابع کتابخانه ای، اینترنتی و... جمع آوری و استفاده شده است
    کلیدواژگان: جنبش اخوان المسلمین، سوریه، بحران، هویت، مشروعیت
  • مظفر شاهدی*، محسن بهشتی سرشت صفحات 159-192
    حزب رستاخیز ملت ایران که در اواخر سال 1353 و با هدف تقویت موقعیت نظام شاهنشاهی پهلوی تاسیس شده بود، به طورتقریبی، خیلی زود، به رکود و ناکارآمدی، دچار شد و درنهایت در اوایل پاییز سال 1357 منحل شد. در مقاله پیش رو، تلاش شده است، با بهره گیری از نظریات ساموئل هانتینگتون و موریس دوورژه که توانایی در بسیج سیاسی گسترده و همراهی و همگامی نیروهای وفادار و باورمند را از مهم ترین دلایل تقویت و تداوم حیات کارآمد احزاب سیاسی، به طور کلی و نظام های تک حزبی به طورخاص دانسته اند، به ردیابی فرایندی تاریخی بپردازیم که دلایل ناکامی و فروپاشی نهایی حزب رستاخیز ملت ایران را توضیح می دهد. رهیافت های پژوهش حاضر نشان می دهند، ناتوانی حزب رستاخیز ملت ایران در سازماندهی و جلب مشارکت سیاسی گسترده (که در درجه اول، از رویگردانی و بی اعتنایی مردم کشور ناشی می شد) توام با فقدان ارتباط هماهنگ و پویای حزب با مجموعه دولت و حاکمیت که درعمل، آن را به مرکزی برای اجتماع و آمدوشد سیاست پیشگانی بی انگیزه و فاقد پایگاه اجتماعی قابل اعتنا تنزل داده بود، از تثبیت و تقویت موقعیت آن در کشور جلوگیری کرده، راه فروپاشی نهایی آن را هموارترساخت. پژوهش حاضر به روش بررسی تاریخی و با بهره گیری از الگوی «ردیابی فرایند»[1]انجام گرفته است
    3. ردیابی فرایند (process racing): «روش یا تکنیکی است که در آن، تحلیل گر تلاش می کند، سازوکارهایی علی را مشخص کند که متغیر تبیین را به یک پیامد پیوندمی دهد» (محمدرضا طالبان، «تاملی بر تکنیک ردیابی فرایند در مطالعات انقلاب اسلامی ایران»، متین؛ ش 40، ص 96 تا 118).
    کلیدواژگان: حزب رستاخیز ملت ایران، محمدرضاشاه پهلوی، ساموئل هانتینگتون، موریس دوورژه، احزاب سیاسی
|
  • Hassan Jafarzadeh *, Zahra Ahmadipoor Pages 1-24
    Interactions among power, politics and space are foundation of the geopolitics science Environmental perception of Power centers and decision-making processes affect these changes. On this basis, in management mentality process, Media in Giving shape and meaning of the Environmental Perception, decision-making processes, Power structure, nation - state relations (in the field of Legality and legitimacy) issues have important role. Implications of this facts, shows the reality of latency power in the community Lower layers. These Changes in the political geography literature is called Public geopolitics Today, Public geopolitics, have connected Appearance the new Social Movement that somehow represents the collective action to achieve common interests and good condition with Working with New Media, Social Network, Incompetence and totalitarian political system. Over the past year, Middle East and North Africa Changes “Arab Spring “Many Arab governments have been overthrown but can not be in the form of traditional literature to the analysis of these Changes. Thus, this paper seeks to answer the question that what lead to the occurrence of social movements and power structures of the Middle East and North Africa? In response, we have made the assumption the assumption that new media in social networks as a geopolitical variable have been active in the emergence and persistence of these Changes
    Keywords: Media geopolitics, Public geopolitical, social networks, political Changes in the Middle East, North Africa
  • Zahra Khoshk Jan *, Yousef Moslemi Mehni Pages 61-80
    This paper aims at studying the semantic system of mourning in Twelver Shiism as an important roots of Shiite identity, based on remembering the tragic aspects of its political and social history. A ritual which, apart its religious aspect, and in addition to its individual spiritual functions, has certain serious and significant social and political functions. The question is about the semantic system that nurtures and reproduces mourning as a social fact and about the social and political functions this ritualistic act has, apart from its individual spiritual functions.
    The author seeks to answer these questions from the viewpoint of social constructionism which is concerned with social phenomena, not as obvious matters which are essential to society, but with respect to their particular meaning system and the factors that have created their semantic foundations.
    Mourning is not a mere religious habit in this semantic system, but is rather a practice with these social and political functions: reproducing identity foundations, redefining and highlighting identity differences and distinctions, reproducing the concepts of Imamate and hope (hope of the return of a avenger who is a saviour), updating and reproducing the concepts of tyranny and tyrant in the political literature of Shiism, following the innocent Imams, forming and strengthening the spirit of martyrdom and martyrdom-craving, increasing inner coherence and solidarity, producing and maintaining political excitement and mobilisation (constant stimulation of religious and political feelings), forming and propagating a particular form of religiosity, enhancing the collective memory of Shiites.
    Keywords: Mourning, meaning system, social constructionism, identity, politico-social practice
  • Zahed Ghafare *, Jabbar Shojae Pages 81-102
    Hamas, popular movement - National is trying to pave the way for freedom and liberation from the oppression of the Palestinian people and the release of the occupied territories and confront the Zionist project provides support powers. Hence, strategies for establishing a government tries to adopt and implement Dravrd.dr located in the territory of the Palestinian state, a process that should be done in stages after liberation. Therefore, Hamas is seeking to political legitimacy in this land, promote. That is why the political and military measures put in your activity list Who believes they are doing jihad and martyrdom believe is possible. Thus, the question is whether the two components of the vision system _ an act of jihad and martyrdom in this movement is what meaning What is the role of each in the process of state-building?. It seems that the three categories of resistance Hamas in the political culture, identity and freedom Based Islamic Arabic _ is, jihad and martyrdom, a tool to fight the occupation forces and the liberation of the occupied territories. After dissecting the two components of the system of thought Hamas descriptive survey, it became clear look Jihad movement, which includes both civilian and military actions with respect to that eventually, lead to martyrdom, high sanctity is. In this regard, the eyes of Hamas, the two components referred to as the gateway to the state-building process are considered.
    Keywords: Palestine, Hamas, Jihad, martyrdom, Islamic State
  • Masoud Motallebi * Pages 103-126
    The Egyptian army has changed the course of this country's political history two times. First, military intervention led to the 1952 revolution and the overthrow of King Farouk, who was the king of this country; again, in July 3rd i.e. sixty-one years later it led to the fall of Mohamed Morsi. This paper seeks to explore the cause of this major event by using historical-analytic method. The results suggest that considering the historical-political role of the Egyptian army in the process of state formation and nation building in the country and that all leaders of Egypt except Mohamed Morsi have had military backgrounds, it can be said that stratocracy has always been ruled in Egypt except for Morci's short era. Yet, the Egyptian army's success in providing stability and peace in the period after the coup against Morsi and its future position in the political arena will largely depend on the way they interact with activists in the Egypt's internal scene such as the Muslim Brotherhood and the way they balance their relations with external powers.
    Keywords: Egypt, The Army, The Middle East, The Muslim Brotherhood, Morsi's Government
  • Yadolah Dehghan *, Mahmood Ketabi, Masod Jafari Pages 127-158
    Since the beginning of the Syrian crisis in 2011. The country has several opposition groups in Syria have lined up against the central government. One of the groups that historically long-standing disputes with the government of Syria's Alawite was Muslim Brotherhood movement.The main question is that What is the role of the Muslim Brotherhood in Syria in recent crises? And the assumption of this article is It seams that Brotherhood movement in Syria due to the great influence that in this country, Using the tools of religion And their fans and also question the legitimacy of the Alavi government in this country and Opposition with the management society and Closed political space , Play important role in Stimulation and Organizing Sunni categories especially active Sunni in Salafi ,in Against the central government and Fueling the crisis.
    The method used in this study due to the nature of its theoretical, Quality-based descriptive and analytical approach Where that used of Case Study techniques .Also Information needed for this research Collected through library and Internet resources .
    Keywords: Muslim Brotherhood, Syria, crisis, identity, Legitimation
  • Mozafar Shahedi *, Mohsen Beheshti Pages 159-192
    Resurrection Party of the Iranian nation, which in late 1353 and aimed at strengthening the position of the Pahlavi dynasty was founded, almost too soon, recession and inefficiency and finally, in the early autumn of 1357 was dissolved. In the present article, we have tried, using the theories of Samuel Huntington and Maurice Duverger, that political mobilization and widespread popular support, The main reasons for the survival and strengthening of effective political parties, in general, and one-party systems in particular, have considered; to trace the historical process, look, that the reasons for failure and the eventual collapse of the Resurrection Party of the Iranian nation to explain. Approaches of this study show that, the inability of the Resurrection Party of the Iranian nation to organize and attract broad political participation, in the first place, was based refusal and disregard for the people of the country; Coupled with the lack of a coordinated and dynamic relationship with the government, it's actually a hub for the community without passion and without social status notable politicians, had lowered, prevent the consolidation and strengthen its position in the country, it was the ultimate destruction. Approaches of this study show that, the inability of the Resurrection Party of the Iranian nation to organize and attract broad political participation, in the first place, was based refusal and disregard for the people of the country;
    Keywords: Resurrection Party of the Iranian nation, Mohammad Reza Shah Pahlavi, Samuel Huntington, Maurice Duverger, political parties