فهرست مطالب

زراعت و فناوری زعفران - سال ششم شماره 2 (تابستان 1397)
  • سال ششم شماره 2 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/02/30
  • تعداد عناوین: 9
|
  • مقاله علمی پژوهشی
  • علیرضا کوچکی*، قربانعلی اسدی، میلاد باقری شیروان، بهاره بیچرانلو صفحات 125-145
    با توجه به تغییر اقلیم و مساعد شدن شرایط اقلیمی استان خراسان شمالی برای کاشت زعفران و از طرفی اهمیت تراکم مناسب کاشت بنه و مدیریت عناصر غذایی در تولید این محصول، آزمایشی به صورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در شهرستان شیروان در سال های زراعی 1393-1392، 1394-1393 و 1395-1394 اجرا گردید. تراکم کاشت (50، 100 و 150 بنه در مترمربع) در کرت های اصلی و مدیریت کودی [عدم مصرف کود (شاهد)، کود شیمیایی اوره، سوپر فسفات تریپل و سولفات پتاسیم به مقادیر 100، 100، 50 (C1) ، 200، 200، 100 (C2) و 300، 300، 150 (C3) کیلوگرم در هکتار و کود گاوی به مقادیر 3066، 6132 و 9198 کیلوگرم در هکتار (به ترتیب معادل با 100، 200 و 300 کیلوگرم در هکتار کود اوره)] به عنوان کرت های فرعی بود. بر اساس نتایج آزمایش، در طی سه سال بهره برداری از مزرعه افزایش تراکم کاشت بنه و همچنین مصرف کود دامی باعث بهبود گلدهی و بهبود رشد بنه های دختری زعفران گردید. بالاترین سطح تراکم در مقایسه با تراکم حداقل، تعداد و وزن تر گل، وزن خشک کلاله، تعداد و وزن تر بنه را به ترتیب 35، 61، 29، 180 و 122 درصد افزایش داد. بالاترین سطح مصرف کود دامی نیز در مقایسه با تیمار شاهد، تعداد و وزن تر گل، وزن خشک کلاله و وزن تر بنه را به ترتیب 32، 51، 38 و 51 درصد بهبود بخشید. از این رو، بالاترین عملکرد گل و بنه زعفران به واسطه کاشت بنه با تراکم 150 بنه در مترمربع به همراه مصرف 9198 کیلوگرم در هکتار کود دامی حاصل شد. در مجموع، به نظر می رسد تولید زعفران با استفاده از کود آلی در مقایسه با کود شیمیایی مطلوبیت بیشتری دارد و کاشت پرتراکم بنه نیز می تواند به عنوان راه کاری برای بهبود عملکرد زعفران در سال های ابتدایی پس از کاشت مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: کلاله زعفران، کود گاوی، عملکرد بنه، مدیریت تغذیه
  • حمیدرضا فلاحی*، سهراب محمودی صفحات 147-166
    برهم کنش مدیریت آبیاری و تغذیه عامل مهمی در رشد بنه و گلدهی زعفران است. در خصوص مدیریت آبیاری زعفران نیز برخی معتقدند که مصرف آب بیش از مقادیر رایج در زراعت این گیاه می تواند سودمند باشد. بر این اساس، در آزمایشی اثرات رژیم آبیاری [فواصل آبیاری دو و چهار هفته (بدون لحاظ کردن میزان بارندگی) به ترتیب معادل با مصرف 3600 (تیمار آبیاری رایج در مناطق نیمه خشک) و 7200 (تیمار پرآبیاری) مترمکعب در هکتار در طی فصل رشد] و مصرف کودهای آلی (30 تن در هکتار کود گاوی بر اساس نتایج آنالیز خاک) و شیمیایی (220، 150 و 100 کیلوگرم در هکتار به ترتیب از کودهای اوره، سوپر فسفات تریپل و سولفات پتاسیم بر اساس توصیه کودی حاصل از نتایج آنالیز خاک) به همراه تیمار شاهد (عدم مصرف کود) بر برخی شاخص های فیزیولوژیکی رشد، تولید بنه و گل در این گیاه بررسی شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل بر مبنای طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 95-1394 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی سرایان وابسته به دانشگاه بیرجند اجرا شد. شاخص های رشد رویشی در طی چرخه اول رشد گیاه از پاییز 1394 تا اواسط بهار 1395 تعیین شد و صفات مرتبط با گلدهی نیز در پاییز 1395 ارزیابی گردید. زیست توده کل گیاه در طی اولین فصل رشد روندی افزایشی داشت و در دو ماه پایانی رشد در هر دو رژیم آبیاری در شرایط استفاده از کود آلی قبل از کاشت گیاه، بیش از سایر تیمارها بود. سرعت رشد گیاه در اوایل (90 روز اول رشد)، اواسط (روزهای 90 تا 150 رشد) و اواخر (روزهای 150 تا 180 رشد) دوره رشد زعفران به ترتیب کند (کمتر از 9/3 گرم در مترمربع زمین در روز)، سریع (9/3 تا 12 گرم در مترمربع زمین در روز) و حدواسط (حدود 5/5 گرم در مترمربع زمین در روز) بود و بیشترین مقدار آن با حدود 12 گرم در مترمربع زمین در روز، در شرایط مصرف کود آلی و 145 روز پس از اولین آبیاری پاییزه حاصل شد. نسبت وزن برگ (وزن برگ به وزن کل گیاه شامل برگ، غلاف و بنه) نیز در تمامی تیمارها از حدود دو ماه پس از اولین آبیاری پاییزه تا انتهای فصل رشد روندی کاهشی داشت و در شرایط مصرف منابع تغذیه ای مقادیر نسبتا بیشتری را نشان داد. مصرف کود آلی به میزان 15 درصد تعداد بنه و 13 درصد وزن کل بنه های دختری موجود در هر بوته را نسبت به تیمار عدم مصرف کود افزایش داد. بیشترین متوسط وزن هر بنه با 4/6 گرم در تیمار آبیاری با فواصل دو هفته و مصرف کود آلی حاصل شد. بیشترین تعداد گل (98 گل در مترمربع)، عملکرد گل (3/24 گرم در مترمربع)، عملکرد کلاله + خامه (56/0 گرم در مترمربع) و گلبرگ خشک (7/3 گرم در مترمربع) در تیمار مصرف کود گاوی در دور آبیاری چهار هفته به دست آمد. در تیمارهای بدون کود و مصرف کود آلی، بیشترین عملکرد گل و کلاله در دور آبیاری چهار هفته و در تیمار مصرف کود شیمیایی در دور آبیاری دو هفته مشاهده شد؛ بنابراین، به نظر می رسد حداقل در سال اول کاشت که تراکم گیاهی و سطح تعرق کننده زعفران کم می باشد، مصرف 3600 مترمکعب آب در هر هکتار در طی فصل رشد همراه با مصرف کود آلی سودمند باشد.
    کلیدواژگان: سرعت رشد محصول، عملکرد کلاله، کود آلی، گلدهی، نسبت وزن برگ
  • محمد امامی، محمد آرمین*، متین جامی معینی صفحات 167-179
    به منظور بررسی اثر زمان محلول پاشی و نوع کود بر عملکرد و اجزای عملکرد زعفران، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 95-1394 در شهرستان ششتمد استان خراسان رضوی اجرا شد. فاکتورهای مورد بررسی شامل نوع کود در پنج سطح: اسید هیومیک (نیم لیتر در هکتار)، آمینواسید (نیم لیتر در هکتار)، کود کامل (2 لیتر در هکتار)، مخلوط کود کامل و آمینواسید (یک لیتر در هکتار+نیم لیتر در هکتار) و یک تیمار شاهد بدون مصرف کود و همچنین زمان محلول پاشی در دو سطح (اول بهمن و اول اسفند) بودند. تعداد گل در مترمربع، طول کلاله، عملکرد گل تر، عملکرد کلاله+خامه و عملکرد کلاله مورد اندازه گیری قرار گرفت. نتایج آزمایش نشان داد که بالاترین تعداد گل در مترمربع (5/68)، میانگین طول کلاله (57/2 سانتی متر)، عملکرد گل تر (6/200 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد کلاله+خامه (6/3 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد کلاله (75/1 کیلوگرم در هکتار) با مصرف کود کامل+آمینواسید مشاهده شد. اثر زمان محلول پاشی بر تعداد گل در مترمربع، طول کلاله، عملکرد گل تر، عملکرد کلاله+خامه و عملکرد کلاله معنی دار بود. محلول پاشی در اول بهمن، باعث بهبود عملکرد و اجزای عملکرد زعفران نسبت به محلول پاشی در اول اسفند گردید. واکنش عملکرد و اجزای عملکرد به نوع کود مصرفی بر اساس زمان محلول پاشی متفاوت بود. مصرف کود کامل در اوایل بهمن در مقایسه با سایر کودها مناسب تر بود، در حالی که استفاده از کود کامل+آمینواسید یا کود کامل در اول اسفند عملکرد و اجزای عملکرد گل بیشتری در مقایسه با سایر کودها داشت.
    کلیدواژگان: آمینواسید، اسید هیومیک، عملکرد کلاله، کود کامل، مدیریت تغذیه
  • روشنک شهریاری، پرویز رضوانی مقدم*، محسن جهان، رضا خراسانی صفحات 181-196
    این تحقیق باهدف مطالعه نقش سطوح مختلف عناصر غذایی و محلول پاشی آهن در بهبود عملکرد گل و کلاله زعفران (Crocus sativus L.) در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد در سال های زراعی 93-90 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. در این پژوهش تاثیر سطوح مختلف کودهای شیمیایی نیتروژن، فسفر و پتاسیم (NPK) در سه سطح (0-0-0، 30-15-30 و60-30-60)، ورمی کمپوست در دو سطح (صفر و 4 تن در هکتار)، اسید هیومیک در دو سطح (صفر و 5 کیلوگرم در هکتار) و محلول پاشی آهن در دو سطح (صفر، 08/0 میکرو مول) بر خصوصیات کمی گل و کلاله شامل تعداد گل، وزن تر، وزن خشک گل، وزن تر و وزن خشک کلاله گیاه زعفران به مدت دو سال موردمطالعه قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثرات اصلی فاکتورهای آزمایش بر صفات کمی گل و کلاله گیاه زعفران معنی دار بود و باعث افزایش این صفات شد. بین سطوح مختلف کود شیمیایی اختلاف معنی داری مشاهده شد و بالاترین سطح (60-30-60) در مقایسه با سایر سطوح بیشترین تاثیر را بر تعداد گل (m2165) و وزن خشک کلاله (g.m-216/1) داشت. اثر متقابل کود شیمیایی با هر یک از فاکتورهای ورمی کمپوست، اسید هیومیک و محلول پاشی آهن معنی دار بود و موجب بهبود تعداد گل در واحد سطح گردید و وزن خشک کلاله را در مقایسه با شاهد به ترتیب به میزان 3/3، 1/3 و 7/2 درصد افزایش داد. اثر متقابل 3 گانه اسید هیومیک، ورمی کمپوست و کودشیمیایی بر وزن خشک کلاله در واحد سطح معنی دار بود به طوری که بالاترین سطح کود شیمیایی (NPK) (60-30-60) به همراه ورمی کمپوست و اسید هیومیک بالاترین وزن خشک کلاله (g.m-24/1) را ایجاد کرد. اثر متقابل چهارگانه شامل سال، ورمی کمپوست، کود شیمیایی NPK و محلول پاشی آهن بر وزن خشک گل و همچنین وزن تر و خشک کلاله معنی دار بود (p≤0.05) ، به طوری که وزن خشک کلاله در مقایسه با شاهد بهبود یافت. صفات کمی گل و کلاله در سال دوم در مقایسه با سال اول بیشتر بود.
    کلیدواژگان: اسید هیومیک، کود آلی، کود شیمیایی، عملکرد کلاله، ورمی کمپوست
  • فریده احمدی، محمدحسین امینی فرد*، مهدی خیاط، علیرضا صمدزاده صفحات 197-207
    به منظور بررسی اثرات اسید هیومیک و تراکم کاشت بر صفات رویشی و زایشی زعفران، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‏های کامل تصادفی، در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال زراعی 1395- 1394 اجرا شد. فاکتورها شامل اسید هیومیک در چهار سطح (صفر، 5، 10 و 15 کیلوگرم در هکتار) و تراکم کاشت در سه سطح (50، 75 و 100 بنه در مترمربع) با سه تکرار بودند. نتایج نشان داد که اسید هیومیک اثر معنی‏داری بر صفات بنه (وزن کل بنه و وزن ‏تر و خشک بنه دختری) داشت، به ‏طوری که بیشترین وزن کل بنه (09/23 گرم در بوته) در نتیجه اعمال تیمار 5 کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک به دست آمد. همچنین، نتایج سال دوم آزمایش، نشان دهنده تاثیر معنی‏دار اسید هیومیک بر صفات گل (تعداد و عملکرد کل گل تر و عملکرد کلاله تر و خشک) بود، به طوری که بیشترین عملکرد کلاله تر و خشک (35/1 و23/0 گرم در مترمربع به ترتیب) در سطح 10 کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک حاصل شد، و کمترین مقدار این صفات در تیمار شاهد مشاهده گردید. تراکم کاشت نیز بر تعداد و عملکرد کل گل تر و عملکرد کلاله تر و خشک تاثیرگذار بود، به طوری که بیشترین میزان این صفات در تراکم 100 بنه در مترمربع حاصل شد. اثرات متقابل نشان داد، که سطوح مختلف اسید هیومیک و تراکم کاشت تاثیر معنی‏داری بر متوسط طول و عملکرد کلاله تر در سال دوم داشت. بر اساس نتایج، می‏توان 5 کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک و تراکم 75 بنه در مترمربع را در افزایش ویژگی های عملکردی و رشدی زعفران در این آزمایش موثر دانست.
    کلیدواژگان: کودآلی، فاصله کاشت، عملکرد کلاله
  • حامد کاوه*، امیر سالاری صفحات 209-218
    مفهوم کیفیت محصولات کشاورزی در دهه های اخیر تغییرات زیادی داشته و کیفیت ماده خام بعنوان یک پیش نیاز ضروری کیفیت محصول نهایی و فرآوری شده در نظر گرفته می شود. با هدف طبقه بندی کیفی مراکز مهم تولید زعفران در استان های خراسان رضوی و جنوبی، بررسی اجزای اصلی تعیین کننده بازارپسندی و کیفیت زعفران (کروسین، پیکروکروسین و سافرانال) با استفاده از روش (طیف نور سنجی فرابنفش – مرئی) و استاندارد ISO/TS 36322 انجام شد. از 14 مرکز تولید زعفران در استان های خراسان رضوی و جنوبی شامل (صفی آباد، قاینات، کاشمر، تربت حیدریه، خلیل آباد، بردسکن، شهن آباد، چخماق، تربت جام، فیض آباد، سبزوار، سرایان، تقی آباد و بیرجند) نمونه گیری انجام گرفت. برداشت، جداسازی کلاله و خشک کردن در تمامی نمونه ها به طور یکسان انجام شد. مقایسه نتایج بدست آمده با استاندارد ملی و استاندارد ایزو نشان داد که مقدار سافرانال در همه مناطق مورد بررسی از استاندارد ایزو و ملی ایران پایین تر بود. برای پیکروکروسین همه مناطق مقادیر بالاتری از استاندارد ایزو داشتند اما مناطق 2،10،11 و 12 نتوانسته اند حداقل استاندارد ملی را کسب کنند و محصول تولیدی در مناطق 5، 8 و 9 نیز در مرز استاندارد قرار داشت. منطقه 12کمترین مقدار کروسین را داشت که از استاندارد ایزو نیز پایین تر بود. مناطق 2، 5، 10 و 14 نیز مقادیر کروسین پایین تر از استاندارد ملی ایران داشتند.
    کلیدواژگان: استاندارد، پیکروکروسین، سافرانال، کروسین
  • سید علیرضا موسوی، حسن فیضی*، احمد احمدیان، ابراهیم ایزدی دربندی صفحات 219-236
    به منظور بررسی اثر دگرآسیبی اندام های زعفران بر رشد و جوانه زنی دو گونه علف هرز جوموشی و خاکشیر آزمایشی در دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تربت حیدریه در سال 1394 انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار انجام شد. تیمارها شامل عصاره اندام های زعفران در سه سطح برگ، بنه و ترکیب برگ و بنه و غلظت های مختلف هر عصاره در شش سطح (صفر، 1، 5/2، 5، 10 و 20 درصد) بودند. نتایج نشان داد که عصاره زعفران دارای آثار منفی بر رشد و پارامترهای جوانه زنی شامل طول و وزن ریشه، ساقه و گیاه چه، سرعت جوانه زنی، درصد جوانه زنی، شاخص بنیه بذر و تعداد بذر نرمال در هر دو گونه علف هرز بود. بیشترین سرعت جوانه زنی در علف هرز جوموشی (48/10) در کاربرد 5/2 درصد عصاره برگ و بنه به دست آمد. همچنین در این علف هرز بالاترین شاخص بنیه بذر با میانگین 75/21 در کاربرد 5/2 درصد عصاره برگ و کمترین آن با میانگین 75/10 در کاربرد 20 درصد عصاره برگ و بنه به دست آمد. در علف هرز خاکشیر بالاترین شاخص بنیه بذر (21) و تعداد بذر نرمال (75/15) به ترتیب در غلظت یک درصد عصاره برگ و بنه و غلظت 5/2 درصد عصاره بنه و کمترین آن ها در 20 درصد عصاره برگ و بنه مشاهده شد. کاربرد عصاره برگ و بنه نسبت به عصاره برگ و بنه به صورت جدا به طور معنی داری باعث کاهش صفات جوانه زنی شد. به طورکلی نتایج نشان داد که استفاده از عصاره زعفران در غلظت های 10 و 20 درصد به طور موثری سبب کاهش رشد و نمو علف های هرز جوموشی و خاکشیر در مرحله جوانه زنی می شود.
    کلیدواژگان: بنه، درصد جوانه زنی، دگرآسیبی، شاخص بنیه بذر، گیاهان دارویی
  • سیدجواد حسینی واشان*، احسان محمدیان، نظر افضلی صفحات 237-252
    هدف از این تحقیق بررسی اثر افزودن عصاره هیدروالکلی زعفران بر عملکرد، اجزای لاشه و برخی فراسنجه های بیوشیمیایی خون بلدرچین چالش یافته با آفلاتوکسین ب 1 بود. بدین منظور تعداد 168 قطعه جوجه بلدرچین یکروزه بطور تصادفی در 28 پن در قالب طرح کاملا تصادفی توزیع شدند. گروه های آزمایشی شامل سطوح 0، 3 و 6 میلی گرم در کیلوگرم آفلاتوکسین ب 1، گروه حاوی 3 میلی گرم آفلاتوکسین ب 1 با 350 میلی گرم عصاره هیدروالکلی گلبرگ زعفران، گروه حاوی 3 میلی گرم آفلاتوکسین ب 1 با 700 میلی گرم عصاره هیدروالکلی گلبرگ زعفران، گروه حاوی 6 میلی گرم آفلاتوکسین ب 1 با 350 میلی گرم عصاره هیدروالکلی گلبرگ زعفران، گروه حاوی 6 میلی گرم آفلاتوکسین ب 1 با 700 میلی گرم عصاره هیدروالکلی گلبرگ زعفران بودند. هر گروه دارای 4 تکرار و 6 پرنده در هر تکرار بود. در 42 روزگی، دو قطعه پرنده از هر پن انتخاب، کشتار و وزن نسبی اجزای لاشه تعیین شد. نتایج نشان داد جوجه های آلوده با سطوح 3 و 6 آفلاتوکسین، از مصرف خوراک و افزایش وزن بدن کمتری در مقایسه با شاهد برخوردار بودند و افزودن سطوح 350 و 700 عصاره زعفران به جیره بلدرچین، بخشی از کاهش وزن بدنی و مصرف خوراک ناشی از آفلاتوکسین جبران گردید. ضریب تبدیل خوراک نیز در گروه های چالش یافته با سطوح 3 و 6 آفلاتوکسین بطور معنی داری افزایش یافت و افزودن 700 عصاره زعفران به سطح 3آفلاتوکسین باعث کاهش معنی دار ضریب تبدیل گردید. بترتیب افزایش وزن نسبی کبد و کاهش وزن نسبی بورس در جوجه های چالش یافته با سطوح 3 و 6آفلاتوکسین مشاهده شد. آفلاتوکسین بر وزن نسبی و طول نسبی روده تاثیر گذاشت. آفلاتوکسین باعث کاهش تری گلیسرید و کلسترول و افزایش فعالیت آنزیم آسپارتات آمینوترانسفراز خون گردید، بنابراین با توجه به هزینه های عصاره گیری، جهت کاهش اثرات منفی آفلاتوکسین در بلدرچین، افزودن سطح 350 میلی گرم عصاره هیدروالکلی زعفران به جیره بلدرچین، توصیه می شود.
    کلیدواژگان: ضریب تبدیل، فعالیت آنزیم های کبدی، کلسترول، وزن نسبی بورس
  • محمدحسین عباسپور فرد*، حسین یوسف زاده، امین اظهری، محمدعلی ابراهیمی نیک، معین حدادی مقدم صفحات 253-267
    کشاورزی شغلی است که افراد را در معرض مشکلات بهداشتی به ویژه اختلالات اسکلتی- عضلانی قرار می دهد. این شغل جزء گسترده ترین و خطرناک ترین فعالیت های شغلی است که حدود 40 % از جمعیت کشورهای در حال توسعه به آن اشتغال دارند. ایران بزرگ ترین تولید کننده زعفران جهان ( حدود 94 درصد تولید جهان) است که نیروی انسانی نقش کلیدی در تولید آن دارد. به همین سبب بررسی وضعیت ارگونومیکی نیروی انسانی دخیل در برداشت زعفران اهمیت پیدا می کند. در این مطالعه به منظور کاهش صدمات مکانیکی کارگران برداشت کننده ی گل زعفران، نوعی ارابه (ترولی) معرفی و مورد مقایسه با روش های سنتی برداشت قرار گرفت. در این آزمون ها نیروی وارده و درصد حد توانایی بر روی 20 نفر در نقش برداشت کننده ی گل زعفران و با کمک نرم افزار 3DSSPP در دو روش برداشت زعفران به صورت سنتی (نیمه نشسته و ایستاده ی کمر خمیده) و دستگاه ترولی انجام شد. وضعیت های بدنی مختلف در روش های برداشت سنتی و نشستن بر روی ترولی به کمک تصاویر گرفته شده در این نرم شبیه سازی شد. بررسی های انجام شده نشان داد که بیشترین آسیب مربوط به حالت نیمه نشسته و بر روی زانوها است. ارزیابی دستگاه ترولی برای برداشت زعفران نشان داد که کمترین آسیب را به کشاورز در هنگام برداشت زعفران وارد می کند. اگر چه بیشترین فشار با استفاده از ترولی بر کمر وارد می شود، ولی در مقایسه با روش نشسته و کمر خمیده فشار کمتری به اجزای بدن وارد می نماید. لذا استفاده از این وسیله برای برداشت زعفران توصیه می شود.
    کلیدواژگان: فاکتور های انسانی، اسکلتی- عضلانی، خستگی، گاری، نرم افزار 3DSSPP
|
  • Alireza Koocheki *, Ghorban Ali Asadi, Milad Bagheri Shirvan, Bahareh Bicharanlou Pages 125-145
    Due to climate change it seems that the suitable area for production of saffron is shifting towards the Northern area of Khorasan. On the other hand, corm density and nutrient management are important factors in saffron production. To find out the credibility of this assumption, an experiment was conducted based on a randomized complete blocks design arranged in split plot with three replications in a field located 10 km of Shirvan during the 2013-14, 2014-15 and 2015-16 growing seasons. Corm density (50, 100 and 150 corm.m-2) and different amounts of chemical and organic manure [No fertilizer (Control), amount of urea, triple super phosphate and potassium sulfate 100, 100, 50 (C1), 200, 200, 100 (C2) and 300, 300, 150 (C3), cow manure consumption based on 100 kg.ha-1 urea (3066 kg.ha-1), based on 200 kg.ha-1 urea (6132 kg.ha-1) and based on 300 kg.ha-1 urea (9198 kg.ha-1)] were allocated to the main and sub-plots, respectively. Three year average of harvest showed that flower and corm traits improved with increasing corm density and cow manure consumption, while the highest density compared to minimum density caused increasing flower number, fresh flower yield, dried stigma yield, daughter corm number and corm yield by 35, 61, 29, 180 and 122 percent, respectively. Also the highest amount of cow manure compared to control increased flower number, fresh flower yield, dried stigma yield and corm yield by 32, 51, 38 and 51 percentages, respectively. Therefore, more flower and corm yield were obtained in 9198 kg.ha-1 cow manure consumption with 150 corm.m-2 planting density. Therefore, it seems that the production of saffron is suitable using with organic manure compared with chemical manure. Moreover, saffron planting with high corm density is a solution for improving the yield of saffron in the early years of planting.
    Keywords: Corm yield, Cow manure, Nutrient management, Saffron stigma
  • Hamid-Reza Fallahi *, Sohrab Mahmoodi Pages 147-166
    The combined effect of water and nutrient availability is one of the most important factors in corm growth and flowering of saffron. In addition, it seems that applying water in amounts more than conventional amounts in semi-arid areas can be more useful in saffron cultivation. Accordingly, the effects of irrigation regimes [two and four weeks intervals equal to application of 3600 (conventional irrigation treatment) and 7200 m3.ha-1 (extensive-irrigation treatment) during saffron growth], as well as organic (30 ton.ha-1 cow manure based on soil and manure analysis results) and chemical fertilizers (220, 150 and 100 kg.ha-1 urea, super-phosphate and potassium sulfate, respectively) with a control treatment (no-fertilizer) are studied on some physiological growth indices, corm production and flowering of saffron in this experiment. The experiment was conducted as factorial based on a randomized completely block design with three replications in Sarayan county, Iran, during 2014-2016. Vegetative growth indices were studied during the first growth cycle, while flowering indices were measured during the second growth season. Total biomass has an increasing trend during saffron growth cycle in all treatments. This index was higher in cow manure treatment in both levels of water availability, during the last two growth months. Crop growth rate (CGR) was slow (below 3.9 g.m-2.day-1), rapid (3.9-12 g.m-2.day-1) and intermediate (5.5 g.m-2.day-1) in the early (the first 90 days of growth), middle (90-150 days after growth) and late (150-180 days of growth) growth periods. The highest CGR (12 g.m-2.day-1) was obtained in cow manure treatment and 145 days after the first autumnal irrigation. In all treatments, leaf weight ratio (leaf to total plant weight ratio) has a decreasing trend from two months after the first irrigation until the end of the growth cycle and it is slightly higher in fertilization treatments. Cow manure application increased the corm production and total corms weight per plant by 15 and 13%, respectively, compared with the control treatment. The highest mean weight of replacement corms (6.4 g) was shown in combined treatment of cow manure and two week's irrigation intervals. The highest values of flower number (98 flower per m2), flower yield (24.3 g.m-2), style yield (0.56 g.m-2) and dry petal yield (3.7 g.m-2) were obtained in plants that had been treated with cow manure and received water in intervals of 4 weeks. In cow manure fertilizer and control treatments, the highest flower and stigma yield were obtained in irrigation intervals of 4 weeks, while in chemical fertilizer treatment, the highest flower and stigma yield were obtained in 2 week irrigation intervals. Therefore, it seems that application of cow manure combined with consumption of 3600 m3.ha-1 is suitable during the first growth cycle of saffron during which corm density and transpiration area are low.
    Keywords: Crop growth rate, Flowering, Leaf weight ratio, Organic Fertilizer, Stigma yield
  • Mohammad Emami, Mohammad Armin *, Matin Jami Moeini Pages 167-179
    To evaluate the effects of application time and type of organic and chemical fertilizers on yield and yield components of saffron, an experiment was conducted as factorial based on randomized complete block design with three replications in Sheshtamad, Khorasan Razavi province, Iran. The factors were time of fertilizer foliar application (January and early February) and the type of fertilizer: Humic acid (0.5 L.ha-1), Amino acid fertilizer (0.5 L.ha-1), Complete fertilizer (2 L.ha-1), Complete fertilizer橨 acids (1 L.ha-1.5 L.ha-1) and a control without the use of fertilizers. In this experiment, fresh weight of flower, number of flowers per square meter, stigma length, stigma닜 yield and stigma yield were measured. The results showed that the highest flower fresh weight (200.6 kg.ha-1), number of flowers (68.5), stigma length (2.57 cm), stigma닜 yield (3.6 kg.ha-1) and stigma yield (1.75 kg.ha-1) were achieved by foliar application of complete fertilizer橨 acids. Fertilizer application time had a significant effect on fresh weight of flower, number of flowers per square meter, stigma length, stigma닜 yield and stigma yield. Fertilizer application in February had higher positive effect than its application in March. Reaction of yield was also different to time of fertilizer application. In early February, using complete fertilizer was better compared to other fertilizers while in March complete fertilizer amino acid or complete fertilizer had more yield compared to other fertilizers.
    Keywords: Amino acid, Complete fertilizer, Humic acid, Nutrient management, Stigma yield
  • Roshanak Shahriary, Parviz Rezvani Moghaddam *, Mohsen Jahan, Reza Khorasani Pages 181-196
    The current study investigates the effects of different levels of nutrient and Fe foliar application on stigma and flower yield of saffron. A field experiment was conducted as a factorial layout based on complete randomized block design with three replications at the Agricultural Research Station, the Ferdowsi University of Mashhad, Iran in 2012-2014. The experimental factors included chemical fertilizer (NPK) at three levels (0-0-0, 30-15-30, 60-30-60 kg.ha-1), vermicompost at two levels (0, 4 t.ha-1), humic acid at two levels (0, 5 kg.ha-1) and two levels of Fe foliar spraying concentration (0, 0.08 µmol). The number of flower, fresh and dry weight of stigma and flower yield were determined for two years. The results of analysis of variance revealed that the studied experimental factors had a significant effect on quantitative traits of saffron flowers and stigma. There was a significant difference between the chemical fertilizer levels on flower number and stigma dry weight. The highest flower number (165.m-2) and stigma dry weight (1.16 g.m-2) were obtained in the NPK fertilizer (60-30-60) treatment. Moreover, the interaction between chemical fertilizer and other factors was significant and led to the improvement of the number of flowers and stigma dry weight per unit of area. Stigma dry weight increased in vermicompost, humic acid and Fe foliar application compared with control (3.3 1.3 and 2.7 percent, respectively). However, two-way interaction of factors did not affect the number of flower.m-2. In addition, the three-way interaction of humic acid, vermicompost and chemical fertilizer significantly affected stigma dry weight.m-2. Four-way interaction of all studied factors including year, vermicompost, chemical fertilizer and Fe foliar spraying were significant on flower dry weight and stigma fresh and dry weight per unit area when compared with control (p≤0.05). Quantitative traits of flower and stigma in the second year improved in comparison with the first year. The interaction effects between year and chemical fertilizer was significant on the traits that were studied.
    Keywords: Chemical fertilizer, Humic acid, Organic manure, Stigma yield, Vermicompost
  • Faride Ahmadi, Mohammad Hossein Aminifard *, Mehdi Khayyat, Ali Reza Samadzade Pages 197-207
    The effects of application of humic acid and planting density on vegetative and reproductive characteristics of saffron were evaluated under field conditions. Treatments were four levels humic acid (0, 5, 10 and 15 kg.ha-1) and three density plantings (50, 75 and 100 corm.m-2). This experiment was carried out as a factorial based on randomized completely block design with three replications in the research farm of Birjand University, Iran, during the cropping year 2015-2016. The results showed that humic acid levels improved the corm vegetative indices (total weight of corm, fresh and dry weight of corm). The highest total weight of corm (23.09 g.plant-1) was obtained in with 5 kg.ha-1 humic acid. The results also showed that humic acid improved the saffron flower characteristics (flower number and fresh total yield, stigma fresh and dry yield) in the second year. The highest stigma fresh (1.35 g.m-2) and stigma dry (0.23 g.m-2) yield were obtained in plants treated with 10 kg.ha-1 humic acid while the lowest values were recorded in the control group. Application of different levels of planting density had a positive effect on flower number and fresh total yield, stigma fresh and dry yield in the second year of experiment. The highest of these characteristics were observed in planting density of 100 corm.m-2. Application of different levels of planting density and humic acid had a positive effect on the stigma length and stigma fresh yield. Thus, the results showed that 5 kg.ha-1 of humic acid and 75 corm.m-2 planting density have a significant impact on vegetative and reproductive characteristics of saffron.
    Keywords: Organic fertilizers, Plant spacing, Stigma yield
  • Hamed Kaveh*, Amir Salari Pages 209-218
    In recent decades, the concept of quality of agricultural products has changed drastically and the quality of raw material is considered as a necessary prerequisite for the quality of the final processed product. With an aim of quality classification of saffron production centers in the provinces of Khorasan, the main components of marketability and quality of saffron (Crocin, Picrocrocin and Safranal) are determined using ultraviolet-visible light spectrum analysis and the ISO / TS 36322 standard. Product sampling was done from 14 centers of saffron production in Khorasan provinces including Safiabad, Qaen, Kashmar, Torbat Heydarieh, Khalil Abad, Bardaskan, Shahn Abad, Chakhmaq, Torbat-Jam, Faizabad, Sabzevar, Sarayan, Eshq Abad and Birjand. Harvest, stigma separation and drying was performed equally in all samples. Comparison of results to national and ISO standard showed that the Safranal content in all of the studied areas were lower than both Iran’s national standard and ISO standards. For Picrocrocin, the results for most of the studied centers were better than ISO standard. However, the results obtained from region numbers 2, 10, 11 and 12 did not reach the national standard of Iran and the products of region numbers 5, 8 and 9 were close to the lowest value in the standard. Region 12 had the lowest Crocin content which was lower than both ISO and national standards. All of the regions 2,5,10 and 14 had low Crocin content and did not reach the minimum quality of Iran’s national standard for Crocin content.
    Keywords: Crocin, Picrocrocin, Safranal, Standard
  • Seyyed Alireza Musavi, Hassan Feizi *, Ahmad Ahmadian, Ebrahim Izadi Darbandi Pages 219-236
    In order to examine the allopathic effects of saffron organs on the growth and germination of two species of Hordeum murinum L. and Descurainia sophia L. weeds, an experiment was done in the school of agriculture of the University of Torbat Haydarieh, Iran. The experiment was done as factorial in a completely randomized design with four replications with different levels of organs (leaf, corm and a combination of leaf and corm) and extract concentration (zero, 1, 2.5, 5, 10 and 20 percent). The results indicated that saffron extract has negative effects on growth and germination parameters such as the length and weight of the root, stem and seedlings, the speed of germination, the percentage of germination, the seed vigor index and the number of normal seeds in both species of weeds. The highest germination rate was shown by Hordeum murinum (10.48) that was obtained in the 2.5 percent application in the leaf and corm extractions. In addition, in this weed the highest seed vigor index (21.75) was seen in the application of 2.5 percent of leaf extraction and the lowest seed vigor index was obtained (10.75) in the 20 percent application of leaf and corm extractions. In the D. sophia L. weed the highest seed vigor index was 21 and the number of normal seeds was 15.75, respectively, in the one percent concentration of leaf and corm and the 2.5 percent concentration in the corm extraction and its lowest value was seen in the 20 percent of leaf and corm extraction. The application of leaf and corm combination extraction in comparison with leaf and root separately, significantly lead to a reduction of the germination traits. On the whole, its seems that using the saffron extracts in the concentrations of 10 and 20 percent significantly affect the growth and development of Hordeum murinum and Descurainia sophia weeds negatively in the germination stage.
    Keywords: Allelopathy, Medicinal Plants, Seed vigor index, Corm, Germination percentage
  • Seyyed Javad Hosseini-Vashan *, Ehsan Mohammadian, Nazar Afzali Pages 237-252
    The purpose of this study is to investigate the effect of Hydroethanolic saffron petals’ extract (HSPE) on the performance, carcass characteristics and blood biochemical parameters of Japanese quails challenged with Aflatoxin B1. A total of 168 day-old quails were arranged into 28 experimental units with 7 treatments in a completely randomized design. The treatments included control, 3, 6 ppm aflatoxin B1, 3ppm aflatoxin � ppm HSPE, 3ppm aflatoxin  ppm HSPE, 6ppm aflatoxin � ppm HSPE and 6ppm aflatoxin  ppm HSPE. Each treatment included 4 replicates with 6 birds. Two quails from each pen were selected, slaughtered and carcass parts were weighed and their relative weights were calculated. The data were analyzed by the SAS software. The results revealed that chicks contaminated with aflatoxin had weight loss and reduced feed intake. However, addition of HSPE to their diet improved the feed intake and body weight of the sick birds. The lower FCR were observed in quails contaminated with aflatoxin. However, supplementation of Hydroethanolic saffron petals’ extract to their diet improved the FCR. The relative weight of burs of fabricus and liver had decreased and increased in the contaminated birds, respectively. Aflatoxin B1 affected the relative weight and length of intestine parts. Aflatoxin B1 decreased the concentration of cholesterol and triglyceride and increased liver enzyme activity. Therefore, supplementation of Hydroethanolic saffron petals’ extract to diets may improve the body weight, feed intake and FCR of quail contaminated with aflatoxin B1.
    Keywords: Cholesterol, Feed conversion ratio, Liver enzyme activity, Relative weight of Bursa of fabricus
  • Mohammad Hossein Abbaspour-Fard *, Hossein Yousefzadeh, Amin Azhari, Mohammad Ali Ebrahimi-Nik, Moein Haddadi Moghaddam Pages 253-267
    Agriculture is an occupation in which the workers are prone to health problems, particularly musculoskeletal disorders. This job is one of the most strenous and most dangerous work activities with approximately 40% of the engaged population living in the developing countries. Iran is the world's largest producer of saffron (about 94% of the world production). Labour has the highest impact on the production of this crop. In this research, a kind of trolley is introduced in order to reduce the mechanical damages on the body of labors during saffron harvesting, and then the results are compared with traditional harvesting methods. In the experiments, the force and strength percent capability of 20 workers as saffron harvesters is evaluated using the 3DSSPP software. Two methods of saffron harvesting namely the traditional method with two common postures (half sitting and bowing) and harvesting while sitting on the trolley are considered. The different postures for the traditional harvesting methods and harvesting with the trolley were simulated and imported to the software. It was found that the most harm on the farmers occurs in their knees with half sitting. Evaluation of harvesting saffron with trolley showed that it results in the exertion of the least damage to farmers. However, harvesting with trolley exserts the most pressure on the back. However, the pressure is very little compared to half sitting and bowing postures. Hence this simple device is recommended for harvesting saffron.
    Keywords: Human Factors, Musculoskeletal, Fatigue, Trolley, Software 3DSSPP