فهرست مطالب

پژوهشهای اقتصادی (رشد و توسعه پایدار) - سال هجدهم شماره 2 (تابستان 1397)
  • سال هجدهم شماره 2 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/13
  • تعداد عناوین: 8
|
  • آزاد خانزادی، سمیرا حیدری*، علی وفامند، محمدحسین درخشان صفحات 1-20
    توسعه بازارهای مالی نقش بسیار مهمی در توسعه اقتصادی دارد و یکی از مهم ترین اهداف توسعه اقتصادی، افزایش اشتغال است؛ اما در این میان، اثر تورم بر رابطه بین توسعه مالی و اشتغال نمی باید نادیده گرفته شود. از این رو، در مطالعه حاضر به، بررسی اثر تورم بر رابطه بین توسعه مالی و اشتغال در ایران طی دوره زمانی 1393-1371 پرداخته شده است. نتایج برآوردها با استفاده از مدل رگرسیون انتقال ملایم (STR) نشان می دهد که با بالاتر رفتن تورم از سطح آستانه، اثر منفی شبه پول بر نرخ بیکاری تشدید شده و افزایش شبه پول، اثر بیشتری بر افزایش اشتغال داشته است. همچنین با افزایش تورم و گذر از حد آستانه ای، افزایش حجم بازار سرمایه و نیز افزایش اعتبارات اعطایی داخلی به بخش خصوصی، موجب کاهش اشتغال شده، و اثر متغیر پایه پولی بر نرخ بیکاری نیز در هر دو رژیم مثبت بوده، با این تفاوت که بالاتر رفتن نرخ تورم (گذر از سطح آستانه تورم)، اثر مثبت پایه پولی بر نرخ بیکاری را تشدید کرده، و به عبارتی، با بالاتر رفتن تورم، افزایش پایه پولی، اثر بیشتری بر کاهش اشتغال داشته است.
    کلیدواژگان: تورم، توسعه مالی، اشتغال، مدل رگرسیون انتقال ملایم (STR)
  • متین سادات برقعی*، تیمور محمدی صفحات 21-48
    هدف اصلی این تحقیق، بررسی این موضوع است که اگر شوکی به اقتصاد وارد گردد و سبب تغییر نرخ ارز و قیمت ها شود، انتقال نرخ ارز یعنی رابطه قیمت و نرخ ارز به چه میزان خواهد بود. نکته اساسی در این پژوهش، آن است که نرخ ارز به عنوان پدیده ای درونزا در نظر گرفته شد. این مساله از این نظر حائز اهمیت است که انتقال نرخ ارز که در اثر یک شوک خاص اتفاق می افتد، با انتقال نرخ ارز که در اثر شوک دیگر اتفاق می افتد، متفاوت است. ازاین رو، یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی برای اقتصاد ایران ارائه گردید و شبیه سازی مدل انجام شد. دقت الگو با استفاده از گشتاورهای مدل و داده های فصلی سال 1367 تا 1389 بررسی گردید. درجه انتقال نرخ ارز به شرط هریک از شوک های وارد بر اقتصاد (شوک تکنولوژی، درآمد نفتی، تولید خارجی، تقاضای پول، نرخ بهره خارجی و سیاست پولی)، به صورت حاصل تقسیم کوواریانس توابع ضربه-واکنش نرخ ارز و سطح قیمت بخش بر واریانس تابع ضربه-واکنش نرخ ارز طی افق موردنظر محاسبه گردید. درنهایت، انتقال نرخ ارز کلی به صورت جمع وزنی ضرایب انتقال ارز شرطی که وزن ها منعکس کننده سهم نسبی شوک های مختلف در توضیح تغییرات نرخ ارز می باشد، محاسبه گردید. بیشترین درجه انتقال نرخ ارز شرطی در بلندمدت به شاخص قیمت مصرف کننده، بعد از شوک درآمد نفت و شوک تولید خارجی می باشد که نزدیک به عدد یک و انتقال کامل است و کمترین میزان درجه انتقال، مربوط به شوک تکنولوژی است.
    کلیدواژگان: انتقال نرخ ارز، شاخص قیمت مصرف کننده، مدل تعادل عمومی پویای تصادفی
  • محمد نقیبی*، پیمان واحدی صفحات 49-80
    نرخ ارز موثر واقعی و نااطمینانی های آن، یکی از مهمترین متغیرهای اقتصادکلان است که از جنبه های گوناگون، بخش های مختلف اقتصادی را تحت تاثیر قرار می دهد. باتوجه به اینکه تغییرات نرخ ارز بر کلیه بخشهای اقتصاد، تاثیری مشابه و یکسان ندارد و باتوجه به اهمیت شایان توجهی که توسعه صنعتی می تواند بر توسعه اقتصادی کشور داشته باشد، این تحقیق، به بررسی وارزیابی اثر تغییرات نرخ ارز موثر واقعی و نااطمینانی آن بر ارزش افزوده زیر بخش های صنعت براساس کدهای دورقمی طی سالهای 1358 تا 1393 با استفاده از روش های پانل دیتا و انگل-گرانجر می پردازد. نتایج حاصل از این تحقیق، نشان می دهد که نرخ ارز موثر واقعی، اثرات متفاوتی بر زیربخشهای مختلف صنعت داشته، درحالی که نا اطمینانی آن، اثر متفاوتی بر ارزش افزوده زیر بخشها ندارد. درنتیجه باتوجه به ارزبری متفاوت زیربخشها، نمی توان از سیاست ارزی واحدی در بخش صنعت، استفاده کرد.
    کلیدواژگان: نااطمینانی های نرخ ارز موثر واقعی، ارزش افزوده زیر بخشهای صنعت، مدل های گارچ، هدریک وپرسکات، داده های تابلویی، کدهای دورقمی ISIC، REV4
  • زهرا افشاری، حسین توکلیان، مرضیه بیات* صفحات 81-103
    در این مقاله، به منظور بررسی چگونگی اثر گذاری نوسانات بازار سهام بر متغیرهای کلان اقتصادی، یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی نیوکنزین (DSGE) طراحی و بعد از برآورد پارامترهای مدل بر اساس رویکرد بیزین و استفاده از داده های فصلی دوره 1374 الی 1393، توابع واکنش آنی متغیرها نسبت به شوک های شاخص کل قیمت سهام، شوک پولی، شوک تکنولوژی و شوک مخارج مصرفی و سرمایه گذاری دولتی، بررسی و سپس وزن های بهینه مربوط به شکاف تورم، شکاف محصول و شکاف شاخص کل قیمت سهام در تابع سیاست گذاری پولی استخراج شده است. بر اساس نتایج، بررسی توابع عکس العمل آنی متغیرها در برابر شوک بازار سهام، نشان می دهد شوک شاخص کل قیمت سهام، اثر ناچیزی بر متغیرهای تولید و تورم داشته است که این می تواند به دلیل اندازه کوچک بازار سهام در ایران باشد. در پایان، با یافتن ضرایب بهینه برای شکاف تورم، تولید و شاخص کل قیمت سهام و زیان رفاهی بانک مرکزی تحت هر یک از سناریوها، این نتیجه حاصل شد که اولا، بانک مرکزی در توابع واکنش خود باید وزن بیشتری به تورم دهد؛ ثانیا، سناریویی که در آن وزن شکاف شاخص کل قیمت سهام صفر باشد، زیان رفاهی کمتری دارد، لذا واکنش بانک مرکزی به شکاف شاخص کل قیمت سهام منجر به کاهش رفاه اجتماعی خواهد شد. بنابراین توصیه می شود در شرایط رونق بازار سهام، بانک مرکزی از طریق کاهش حجم پول، مداخله ننماید
    کلیدواژگان: شاخص کل قیمت سهام، سیاست پولی بهینه، مدل تعادل عمومی پویای تصادفی
  • فرزاد معیری *، محسن زاینده رودی، سیدعبدالمجید جلایی اسفندآبادی، حسین مهرابی بشر آبادی صفحات 105-124
    تکانه های پولی نرخ ارز ناشی از بی نظمی های پولی به دلیل تاثیرات منفی بر تولید، سبب کاهش انگیزه سرمایه گذاری در فعالیت های اصلی اقتصاد شده و به دلیل ارتباطات داده ستانده ای بین آنها، کل اقتصاد را تحت تاثیر آن قرار داده و بی ثبات می سازد. لذا بررسی و شناخت دلایل بی ثباتی اقتصادی می تواند به اتخاذ سیاست های مناسب و ثبات اقتصادی در کشور کمک نماید. سئوال اصلی این است که تا چه حد تکانه های پولی نرخ ارز می تواند سبب بی ثباتی در اقتصاد شود. جهت بررسی موضوع در ابتدا با استفاده از روش فیلترینگ هودریک-پرسکات، تکانه های پولی نرخ ارز طی سالهای 91-1368 محاسبه شد و سپس با تصریح تابع تولید تعمیم یافته سولو، تکانه های پولی نرخ ارز در مدل وارد شد و سپس با استفاده از تکنیک پانل دیتا، تابع تولید به صورت مشترک و جداگانه برای فعالیت های عمده و اصلی اقتصاد محاسبه گردید. نتایج نشان داد که تاثیر تکانه های پولی نرخ ارز بر آنها منفی است و نمی توان فرضیه را رد نمود.
    کلیدواژگان: تئوری جهش پولی نرخ ارز، مدل رشد تعمیم یافته سولو، تکنیک پانل دیتا
  • ابوالقاسم گلخندان، محمد علیزاده* صفحات 125-150
    براساس فرضیه کائو و روبین (K&R)، افزایش قدرت دولت در جمع آوری مالیات، باعث گسترش اندازه دولت می شود. در این راستا، هدف اصلی مقاله حاضر، آزمون این فرضیه برای اقتصاد ایران طی دوره زمانی 93-1350 است. به این منظور، از دو متغیر نرخ مشارکت زنان در بازار کار و نرخ خود اشتغالی، به عنوان شاخص های اندازه گیری قدرت دولت در جمع آوری مالیات و روش برآورد رگرسیون هم جمعی کانونی (CCR) استفاده شده است. نتایج حاصل از این تحقیق، نشان دهنده عدم معناداری تاثیر شاخص های مورد استفاده، بر اندازه دولت و درنتیجه، رد فرضیه کائو و روبین برای اقتصاد ایران است. برآوردگرهای FMOLS و DOLS نیز، نتایج به دست آمده را تایید می کنند.
    کلیدواژگان: اندازه دولت، هزینه مالیات، فرضیه کائو و روبین، ایران، رگرسیون هم جمعی کانونی (CCR)
  • عباس خندان * صفحات 151-180
    قاچاق کالا بخشی از اقتصاد غیررسمی است که تاثیر ات منفی زیادی بر اقتصاد و درآمدهای دولت دارد. این مطالعه با استفاده از تحلیل E-MIMIC سعی در برآورد شاخص و بررسی علل و آثار رشد قاچاق در ایران دارد. به منظور ردیابی قاچاق، به اختلاف گزارش واردات ایران و صادرات دیگر کشورها توجه شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، تحریم ها، دخالت های ارزی و نرخ ارز حقیقی، از مهمترین عوامل تاثیرگذار بوده اند. شاخص برآورد شده نیز نشان می دهد که قاچاق در دوران جنگ و سال های پس از آن، کم و محدود بوده و علت عمده آن نیز اعطای یارانه های بزرگ دولتی به واردات رسمی در قالب ارز ارزان قیمت بوده، که حتی موجب گزارش بیش از حد واردات در برخی سال ها شده است. در سال های 1380 به بعد، به دنبال یکسان سازی نرخ ارز و از میان رفتن این یارانه ارزی، اندازه حقیقی قاچاق به طور متوسط سالانه 5/9 درصد افزایش یافت که البته چون این رشد کمتر از رشد واردات رسمی بوده، اندازه نسبی قاچاق روند نزولی دارد. در این میان، تاثیرگذارترین عامل وقوع تحریم ها در سال 1390 و تداوم آنها در سال های بعد است که موجب جهش قاچاق از 24 درصد در سال 1389 به بیش از 60 درصد واردات رسمی در سال 1390 و 75 درصد در سال 1393 شده است.
    کلیدواژگان: قاچاق کالا، تحريم، نرخ ارز دوگانه، روش E- MIMIC
  • امیر جباری*، محسن رنانی، مجید دشتبان فاروجی، نرگس اکبری صفحات 181-208
    برخی از اقتصاددانان در تحلیل های اقتصادی خود از نظام دموکراسی و نهادهای آن، همواره روش هایی بسیار شبیه به تحلیل های بازار را در پیش می گیرند. هنگامی که روش ها و فنون تحلیل های اقتصادی در مطالعه دموکراسی به کار می رود. یکی از نتایج جالب توجه آن است که به نظر می رسد، بازار سیاسی به گونه ای شبیه به عملکرد بازار اقتصادی عمل می کند.
    از شرایط مهم سازوکار تخصیص بهینه منابع در بازار اقتصادی، می توان به نبود محدودیت زمانی برای پول به عنوان یک کالای خصوصی اشاره کرد. در این راستا، هدف اصلی مقاله این است که از سازوکار عدم محدودیت زمانی پول در بازار اقتصادی، برای تخصیص بهینه منابع و مزایا برای شهروندان در بازار سیاسی استفاده کرد. برای نیل به این هدف، با استفاده از نظریه رای دهنده عقلانی آنتونی داونز (1957) و به کارگیری ایده الگوی پولی ساموئلسن (1958) در چارچوب نظریه اقتصاد خرد مصرف کننده، الگویی پولی شبیه به فضای بازار سیاسی، طراحی شده است. با استفاده از الگوی طراحی شده می توان وضعیت حذف محدویت زمانی و قابلیت ذخیره کردن رای در قالب الگوی طراحی شده را بررسی و تحلیل کرد نتایج به دست آمده از این الگو نشان می دهدکه حذف محدودیت زمانی رای باعث تخصیص برتر و بهبود وضعیت بهینه رای دهندگان و رسیدن به تخصیص بهینه پرتویی می شود.
    کلیدواژگان: بازار اقتصادی، بازار سیاسی، عدم محدودیت زمانی رای، نظریه رای دهنده عقلانی آنتونی داونز، الگوی پولی ساموئلسن
|
  • Azad Khanzadi, Samira Heidari*, Ali Vafamand, Mohammad H. Derakhshan Pages 1-20
    Development of financial markets plays a major role in economic development. The present study estimates the effect of inflation on the relationship between financial development and employment using STR smooth transition regression model in Iran during 1992-2014. The results show that when inflation increases beyond threshold level, quasi-money negative effects on unemployment rate are intensified, and an increase in quasi-money has greater effect on increase in employment. Furthermore, increase in inflation rate and passing threshold level, and increase in capital market volume and domestic credit granted to private sector result in decreasing employment rate. The effect of monetary base on unemployment rate is positive in both regimes, but higher inflation (passing the threshold level of inflation) has intensified the positive effect of monetary base on unemployment rate. In other words, an increase in inflation rate has increased the monetary base, which in turn has reduced the employment level.
    Keywords: Inflation, Financial Development, Employment, Smooth Transition Regression Model (STR)
  • Matin Sadat Borghei*, Teimoor Mohammadi Dr Pages 21-48
    The main goal of this paper is to analyze the exchange rate pass-through, the relationship between exchange rate and prices, provided that a shock occurs and changes exchange rate and prices. The key point in this study is that exchange rate is considered as an endogenous variable. This issue is important because exchange rate pass-through due to specific shocks differs from case to case. Hence a dynamic stochastic general equilibrium model is presented and simulated for Iran. The accuracy of the model is analyzed by comparing the moments of the model and the moments of the quarterly data from 1988 to 2010. Then, exchange rate pass-through conditional on each shock (technology, oil revenue, foreign output, and demand for money, foreign interest rate and monetary policy shocks) is calculated by the ratio of covariance of the impulse response of price and exchange rate to variance of the impulse response of exchange rate. Finally, aggregate exchange rate pass-through is computed as the sum of conditional pass-through coefficients in each time weighted by the contribution of each shock. The biggest exchange rate pass-through to consumer prices belongs to oil revenue and foreign output shocks which amounts to about 1, and the smallest one is related to technology shock
    Keywords: Exchange rate pass, through, Consumer price index, Dynamic stochastic general equilibrium model
  • Mohammad Naghibi*, Peyman Vahedi Pages 49-80
    The real effective exchange rate and its uncertainty are among the most important macroeconomic variables that affect different economic sectors from various aspects. Since the changes in exchange rate have no identical impacts on all sectors of the economy and regarding considerable importance of industrial development on economic development, this study examines and evaluates the effects of real effective of exchange rate and its uncertainty on the value-added of industrial subsectors based on the two-digit codes ISIC-REV4 using Panel data and Engel-Granger methods during 1979-2014. The results show that the real effective exchange rate is of different effects on various subsectors of the industry while its uncertainty has no effect on sub-sectors’ value-added. Consequently, there is no single exchange rate policy in industrial sector due to different foreign exchange requirements in its subsectors.
    Keywords: Real effective exchange rate uncertainty, Value added of industrial sub, sectors, GARCH models, Hodrick, Prescott, Panel data, Two, digit codes
  • Zahra Afshari, Hossein Tavakolian, Marziyeh Bayat* Pages 81-103
    This article attempts to examine the impact of stock market fluctuations on macroeconomic variables by designing a New Keynesian approach in a dynamic stochastic general equilibrium (DSGE) model. For this purpose, first, model parameters are estimated based on Bayesian approach and using of quarterly data from 1994 to 2014. Second, the impulse response functions of variables to innovations in stock price index, monetary shock, technology shock, consumer spending and public investment are investigated. Then, the optimal weights related to inflation gap, output gap and the stock price index gap within the monetary policy function are extracted. According to the results, a shock to stock price index has a negligible effect on inflation and output variables. This may be due to the small size of the stock market in Iran. Finally, the optimal coefficients are determined for inflation and output gaps, stock price index gap, and the central bank deadweight loss under various scenarios. Based on findings, first, the central bank should attribute more weight to inflation in itself reaction functions. Second, a scenario in which the weight of stock price index is zero has less deadweight loss, thus the response of the central bank to stock price index gap leads to a reduction in social welfare. Therefore, when the stock market is booming, the central bank is recommended not to be intervened to reduce liquidity.
    Keywords: Stock prices, Optimal monetary policy, Dynamic stochastic general equilibrium model
  • Farzad Moayeri *, Mohsen Zayanderoody, Seyed Abdolmajid Jalaee Esfandabadi, Hossein Mehrabi Boshrabadi Pages 105-124
    The exchange rate overshooting, which results from the monetary disruptions, has negative impact on production and investment in the main economic activities and de-stabilizes the whole economy because of their input-output linkages. Therefore, identifying the causes of economic instability can help to adopt appropriate policies and to create economic stability in the country. The main question is to what extent the exchange rate can cause instability in the economy. To answer this question, first, the exchange rate overshooting was calculated using the Hodrick- Prescott filtering method during 1989-2012. Then, it was introduced into the model by specifying the generalized Solow production function, and finally, the production function was estimated for the main activities of the economy using the panel data technique. The results show that the impact of the exchange rate overshooting on the major economic activities is negative.
    Keywords: Exchange rate overshooting theory, Generalized Solow growth model, panel data technique
  • Abolghasem Golkhandan, Mohammad Alizadeh* Pages 125-150
    According to the Kau and Robin (K&R) hypothesis, an increase in the government's power to collect taxes increases the size of government. In this regard, the main objective of this paper is to test this hypothesis for the Iranian economy during the period of 1971-2014. For this purpose, two variables are used as indicators of government's power to collect taxes: rate of female participation in the labor market and self-employment rate. The estimation method is a canonical co-integration regression (CCR). The results indicate no significant impact of the mentioned indicators on the government size. Thus, Kau-Rubin hypothesis is rejected for the Iranian economy. The FMOLS and DOLS estimators reconfirm the results.
    Keywords: Government size, Cost of taxation, Kau, Robin hypothesis, Iran, Canonical co, integration regression (CCR)
  • Abbas Khandan Dr* Pages 151-180
    Smuggling is a part of informal economy with numerous negative effects on economy and government revenues. Using E-MIMIC method, this study tries to estimate an index of smuggling to Iran and to examine the causes and consequences of its growth. In order to trace the smuggling of imported goods, we consider the difference between imports and exports to Iran. The results show that sanctions, government intervention in exchange rate market, and real exchange rate are the most influential factors in smuggling. The estimated index shows that smuggling was low during the war and early post-war years due to great subsidies granted by the government to formal importers in the form of low exchange rates. Allocation of subsidized foreign currencies to importers resulted in low under-invoice or even over-invoice of imports in some years. However, over the 2000s, after unification of exchange rates and elimination of the foreign currency’ subsidy, the real size of smuggling increased 9.55% per annum, on average. In addition, the relative size of smuggling decreased due to higher growth rate in formal imports. The effect of sanctions was extremely significant. As a result of sanctions, smuggling increased from 24 percent of formal imports in 2010 to 60 percent in 2011 and 75 percent in 2014.
    Keywords: Smuggling goods, Sanctions, Dual exchange rates, E-MIMIC method
  • Amir Jabbari *, Mohsen Renani, Majid Dashtban Farooji, Narges Akbari Pages 181-208
    In their economic analysis of democracy and its institutions, economists often use methods which are very similar to market analysis. When methods and techniques of economic analysis are used in studying democracy, one of the interesting results is that the performance of the political market is similar to that of economic market. The timelessness of money as private good is an important condition for the optimal resource allocation mechanism in the economic market. In this regard, this article uses the mechanism of the timelessness of money in the economic market in order to allocate advantages and benefits to citizens in the political market optimally. To do this, a monetary model similar to the political market sphere is designed using the concept of Anthony Downs’s (1957) rational voter hypothesis, and applying the idea of Paul Samuelson's (1958) monetary model within microeconomic theory of consumption. Using such model, the timelessness and storability of votes can investigated. The results show that the timelessness of money leads to a superior allocation, Pareto optimality and improvement in the optimal situation of voters.
    Keywords: Economic market, Political market, Timelessness of votes, Downs's rational voter hypothesis, Samuelson's monetary model