فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 2 (پیاپی 17، پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/10/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حمید رستگاری، زکریا محمدی تمری، مصطفی احمدوند * صفحات 171-196
    از الزامات توسعه در مناطق روستایی و چه بسا کل کشور، وجود نظام مدیریت توسعه روستایی است، نظامی که از حداقل آسیب های موجود برای یک مجموعه تشکیلاتی برخوردار باشد. بدین منظور، پژوهش حاضر با هدف بررسی آسیب های نظام مدیریت توسعه روستایی ایران بر مبنای الگوی مکنزی توسعه یافته انجام گرفت. روش کیفی- کمی (آمیخته از نوع طرح اکتشافی) برای انجام پژوهش اتخاذ شد. نمونه های پژوهش به صورت هدفمند انتخاب و تا زمان اشباع یافته ها به داده برداری مبادرت شد (10=n). در انتخاب نمونه ها، از افراد مطلع به موضوع در بین صاحب نظران دانشگاهی و افراد شاغل در دستگاه های اجرایی استفاده شد. از طریق پرسشنامه باز محقق ساخته، آسیب های شناسایی شده در دسترس افراد نمونه قرار گرفت و از این طریق اعتبار نتایج سنجش و ارزیابی شد، همچنین از نرم افزار Nvivo10 به منظور ترسیم الگوی نهایی پژوهش استفاده بعمل آمده است. نتایج نشان داد در مجموع 72 آسیب در نظام وجود دارد که بیشترین آنها به ابعاد کارکنان و ساختار اختصاص دارد. از بین آسیب های شناسایی شده، فقدان سازمان تخصصی متولی روستا و جای خالی سیاست توسعه روستایی در راهبرد ملی به عنوان آسیب توسط تمام نمونه های تحقیق بیان شد. از دیگر آسیب های مهم می توان به سردرگمی و تداخل وظایف سازمان های متولی روستایی، تعدد نهادی و سازمان ها در امر توسعه روستایی، نبود منابع مالی پایدار، ناسازگاری ارزش ها با شرایط واقعی جامعه بومی، ذینفع نبودن جامعه محلی در سایه ارزش ها، ناهماهنگی بین سطوح تصمیمات، وجود تعداد کثیری از نیرو های آموزش ندیده و غیر متخصص در حوزه توسعه روستایی، نظام آموزش مهارت ناکارآمد در حوزه توسعه روستایی و سیاست های شهرگرایی و صنعت گرایی و تاثیر آن بر جامعه روستایی اشاره کرد.
    کلیدواژگان: آسیب شناسی، الگوی مکنزی، ایران، مدیریت توسعه روستایی
  • شهریور روستایی، پوران کرباسی * صفحات 197-214
    شهر به عنوان بستر زیست انسان شهرنشین، نیازمند تامین استاندارد هایی است و مسئله فقر، نه تنها یکی از مهم ترین مسائل جهان، بلکه یکی از مهم ترین مسائل و مشکلات داخلی کلیه جوامع، چه ثروتمند و چه فقیر است. گستره های فقر، نابرابری و تفاوت در الگوی زیست در شهرها ماحصل اقتصاد دوگانه با حاکمیت سرمایه داری بازار آزاد است. گسترش شهرها با ساختار فضایی نامنسجم و ازهم گسیخته سبب تمرکز نامعقول امکانات و خدمات در بخش های گوناگون شهر و توسعه اجتماعی و اقتصادی نابرابر در آن هاست. شهر مراغه از جمله شهرهایی است که فضای شهری آن به لحاظ اجتماعی- اقتصادی نامتعادل بوده و دارای گستره های فضایی فقر در حاشیه های شهر است. لذا پژوهش حاضر به تحلیل فقر و توزیع فضایی آن بر اساس مولفه های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی می پردازد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، کمی- تحلیلی است. روش گردآوری داده ها به صورت اسنادی کتابخانه ای و بر اساس داده های ماخوذ از اطلاعات بلوک های آماری سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1390 بوده که بر اساس 18 شاخص در قالب سه مولفه اجتماعی، اقتصادی و کالبدی به تحلیل توزیع فضایی فقر در محلات شهر مراغه اقدام کرده است. برای دستیابی به هدف فوق، محلات شهری با استفاده از روش های کوپراس و آنتروپی شانون، سطح بندی شدند و پس از آن نقشه توزیع فقر ترسیم شد. نتایج حاصل نشان می دهد 54/11 درصد از محلات شهر مراغه خیلی فقیر، 92/26 درصد فقیر، 31/42 درصد متوسط، 54/11 درصد مرفه و 69/7 درصد در سطح خیلی مرفه قرار دارند. نتایج این مطالعه نشان می دهد بین بلوک های شهر مراغه نابرابری وجود دارد و آنها مکان هایی برای تبلور تمایزات اجتماعی، اقتصادی و کالبدی اند. فرصت های نابرابر اقتصادی، اجتماعی و کالبدی باعث تمایز ساکنان شهر مراغه شده است.
    کلیدواژگان: توزیع فضایی، روش کوپراس، شهر مراغه، فقر شهری
  • حسین ایمانی جاجرمی *، جمال عبدالله پور صفحات 215-238
    نخبگان سنتی روستایی در مناطق کردنشین از جمله ظرفیت های اجتماع محلی اند که با توجه به دارا بودن دانش بومی و اقتدار در اداره امور، در راهبری اقدامات توسعه ای نظیر بسترسازی، برنامه ریزی، توجیه و متقاعدسازی، کسب موافقت و جلب مشارکت، نقش دارند. در این پژوهش با تاکید بر این تجارب در روستاهای شهرستان سردشت، منشا مشروعیت اقتدار آنها در راهبری اقدامات توسعه ای در پرتو رویکرد نظری اقتدار وبر و توسعه محلی و با تکیه بر روش شناسی کیفی در گردآوری و تحلیل داده ها واکاوی شده است. بر اساس یافته ها، روحانیون به عنوان نخبگان سنتی با داشتن شخصیتی مردم دار و معنوی، از مشروعیت کاریزماتیک برخوردارند. ضمن آنکه پشتوانه دینی، مبنایی برای مشروعیت ارزشی آنها فراهم کرده و باعث شده در طول تاریخ اجتماع محلی، از مرجعیت برخوردار باشند و به عبارتی دیگر مشروعیت سنتی در اقتدار داشته باشند. ریش سفیدان نیز با توجه به سنت تبعیت از بزرگان در اجتماع محلی، مشروعیت سنتی دارند. نتایج بیانگر وجود ترکیبی از مشروعیت نخبگان سنتی است که ریشه در نظام دینی و فرهنگی حاکم بر اجتماع دارد. قانون در اجتماع محلی مبنایی برای مشروعیت محسوب نمی شود. اتکای شوراهای اسلامی و دهیاران در مدیریت جدید توسعه روستایی، به مشروعیت ناشی از سنت های اجتماع محلی می تواند آنها را در راهبری توسعه تقویت کند و به اقتدار آنها در راهبری امور که در وضعیت ضعیفی قرار دارد بینجامد.
    کلیدواژگان: اقتدار، توسعه محلی، رهبری، مشروعیت، نخبگان سنتی
  • یاسر محمدی*، جواد نعمت الهی، فاطمه سپهوند صفحات 239-260
    پروژه بین المللی ترسیب کربن، ابتکاری مشترک بین دولت جمهوری اسلامی ایران، برنامه عمران ملل متحد و تسهیلات زیست محیطی جهانی است که هدف جهانی آن، کاهش گازهای گلخانه ای و آثار تغییر اقلیم، بیابان زدایی، بهبود کیفیت زندگی جوامع روستایی از طریق تامین مالی خرد افراد فقیر و متنوع سازی درآمد آنان است؛ بنابراین هدف این پژوهش، مطالعه نقش تامین مالی خرد بر کیفیت زندگی زنان روستایی به عنوان مخاطبان اصلی این پروژه در استان خراسان جنوبی بود. جامعه آماری شامل تمام زنان روستایی عضو صندوق های اعتبار خرد در شهرستان سریشه استان خراسان جنوبی به تعداد 313 نفر بودند که حجم نمونه از طریق فرمول کوکران به تعداد 188 نمونه محاسبه و نمونه گیری به شیوه تصادفی انجام شد. روش تحقیق از نوع کمی و ابزار اصلی این تحقیق پرسشنامه است.. یافته ها نشان داد بیشترین تاثیر تامین مالی خرد بر بعد زیست محیطی زندگی زنان روستایی بوده است و ابعاد اجتماعی و اقتصادی در جایگاه های دوم و سوم قرار گرفتند. همچنین، عضویت در صندوق های تامین مالی خرد سبب شده است زنان درآمدهای بیشتری کسب کنند و تعداد زنان با درآمد مالی مستقل افزایش یابد. مواردی نظیر «تعداد اشتغال ایجادشده»، «تعداد دوره های مهارت آموزی» و نیز «درآمد ماهیانه از شغل» اثر معناداری بر کیفیت زندگی زنان روستایی داشتند و در این میان «تعداد دوره های مهارت آموزی» به عنوان قوی ترین پیش بینی کننده کیفیت زندگی شناخته شد.
    کلیدواژگان: پروژه بین المللی ترسیب کربن، زنان روستایی، کیفیت زندگی، صندوق های تامین مالی خرد، استان خراسان جنوبی
  • موسی عنبری*، حامد قلی زاده میرزایی صفحات 261-282
    پژوهش حاضر با هدف تبیین جامعه شناختی مناسبات هویت های اجتماعی محلی_ قومی با الگوی رای دهی مردم در انتخابات انجام شده است. پژوهش با روش پیمایش و با نمونه 382 نفر در میان شهروندان بالای 18 سال شهرستان سلسله انجام گرفته است. یافته ها نشان می دهد بین قوم مداری و طایفه گرایی با رای دهی بر اساس هم ریشگی های قومی و محلی ارتباط وجود دارد. هویت گرایان محلی، کمتر بر اساس معیارهای عام مانند شایسته سالاری، کارآمدی، سطح تحصیلات و قدرت بیان به کاندیدای مورد نظر خود رای داده اند. در جامعه مورد مطالعه، رای دادن بیش از هر چیز تابعی از فرهنگ و هویت های اجتماعی محلی_ قومی حاکم بر آنهاست و سایر عوامل اجتماعی مانند طبقه، میزان درآمد، نوع شغل، جنسیت، مذهب و خانواده به واسطه ارتباط با «قومیت» معنا یافته اند. تحلیل های رگرسیون چندمتغیری نشان داده اند گزینش های سیاسی افراد در اجتماع محلی مبتنی بر مشخصه های قومی_ طایفه ای یا همان کنش سنتی بوده به نحوی که کنش سنتی به عنوان وجه غالب و نافذ در اجتماع مورد مطالعه سایر اشکال کنش (اعم از عقلانی، ارزشی و عاطفی) را تحت تاثیر قرار داده است؛ بنابراین، از طریق شناخت نظام ارزش ها، هنجارها و سنن رفتاری گروه های قومی و طایفه ای می توان به فرهنگ سیاسی افراد در اجتماعات محلی پی برد و از آن طریق نوع نگرش و واکنش آنها به پدیده های سیاسی را مشخص کرد.
    کلیدواژگان: الگوی رای دهی، کنش انتخاباتی، هویت محلی، هویت قومی، استان لرستان
  • محمدشریف شریف زاده*، حسین خندان، غلامحسین عبدالله زاده صفحات 283-306
    این تحقیق با هدف ارزشیابی اثربخشی طرح توانبخشی مبتنی بر اجتماع، در توانمندسازی زنان روستایی دارای معلولیت شهرستان بیرجند خراسان جنوبی انجام گرفت. این مطالعه توصیفی به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری تحقیق (591 نفر) دربرگیرنده تمام زنان روستایی دارای معلولیت تحت پوشش برنامه توانبخشی مبتنی بر اجتماع، در شهرستان بیرجند بود. طبق فرمول کوکران، حجم نمونه 204 نفر تعیین شد. گزینش نمونه ها به روش نمونه گیری چندمرحله ای انجام شد. روایی صوری و محتوایی ابزار تحقیق (پرسشنامه محقق ساخته) بر اساس نظر گروهی از خبرگان تامین و پایایی آن از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ بین 72/0 تا 98/0 تایید شد. طبق یافته های تحقیق، 13 درصد پاسخگویان اثربخشی طرح را خیلی زیاد، 5/10 درصد در حد زیاد، 12 درصد در حد متوسط، 41 درصد در حد کم و 5/23 درصد در حد خیلی کم ارزیابی کرده اند. نتایج آزمون های مقایسه نشان داد پاسخگویانی که در کلاس های آموزشی شرکت کرده اند، پاسخگویانی که در گروه معلولیت شنوایی و گویایی قرار دارند و پاسخگویانی که از تجهیزات توانمندسازی سمعک استفاده می کنند، اثربخشی طرح را بیشتر ارزیابی کرده اند. تحلیل عاملی عوامل موثر بر اثربخشی توانبخشی مبتنی بر اجتماع به استخراج سه عامل تاثیرگذار با عنوان رویکرد نیازمحور توانبخشی مبتنی بر اجتماع، حمایت اجتماعی از توانبخشی مبتنی بر اجتماع، انسجام و همکاری نهادی در اجرای برنامه توانبخشی مبتنی بر اجتماع منجر شد. در مجموع این سه عامل 33/78 درصد از کل واریانس عوامل موثر بر اثربخشی برنامه توانبخشی مبتنی بر اجتماع را تبیین کردند. ضریب همبستگی نشان داد ارزیابی پاسخگویان از اثربخشی برنامه توانبخشی مبتنی بر اجتماع با رضایت از زندگی، برخورداری از مهارت، تحصیلات، رویکرد نیازمحور و همکاری و انسجام نهادی برنامه و میزان درآمد و حمایت اجتماعی از برنامه به عنوان متغیرهای مستقل مثبت و معنادار است.
    کلیدواژگان: ارزشیابی اثربخشی، توانبخشی مبتنی بر اجتماع، توانمندسازی، زنان معلول روستایی، شهرستان بیرجند
  • کریم نادری مهدی *، زهرا تیموری صفحات 307-324
    مطالعه حاضر با هدف شناسایی راهکارهای توسعه مشاغل خانگی زنان روستایی در شهرستان اراک، به مطالعه و کنکاش در دو سطح راهکارهای اجتماعی- نهادی و راهکارهای اقتصادی -حمایتی پرداخته است. روش مطالعه با در نظر داشتن اهداف تحقیق، کیفی بوده که با استفاده از تکنیک دلفی در سال 1392 به انجام رسیده است. حجم نمونه شامل 36 نفر از صاحب نظران آکادمیک و متولیان اجرایی حوزه اشتغال خانگی است که به شکل غیر تصادفی و هدفمند انتخاب شدند. نتایج حاکی از آن است که خرده بعد «تقویت فرهنگ کارآفرینی» به عنوان راهکاری اجتماعی– نهادی رتبه اول را با (نمره 100) به خود اختصاص داده و همچنین خرده بعد «سیاست های حمایت در بازاریابی» نیز به عنوان راهکار اقتصادی– حمایتی رتبه اول را (نمره 80) به خود اختصاص داده و در نهایت در بررسی (شاخص اولویت) فرایند دلفی نیز خرده بعد «تقویت ساختارهای نهادی، رقابتی و محیطی» به عنوان راهکار اجتماعی- نهادی رتبه اول را با (نمره 57/87) و خرده بعد «بهبود قوانین و رویه های کاری» با (نمره 100) بالاترین اولویت را نسبت به دیگر خرده ابعاد کسب کرده اند.
    کلیدواژگان: توسعه مشاغل خانگی، راهکارهای اجتماعی -نهادی، راهکارهای اقتصادی- حمایتی، زنان روستایی، شهرستان اراک
|
  • Hamid Rastegary, Zakaria Mohammadi, Mostafa Ahmadvand * Pages 171-196
    The developmental requirements of rural development and, in general, the whole country, are the existence of a rural development management system that has the least damage to an organization. In this regard, the present study was conducted to investigate the damage of rural development management system in Iran based on developed McKinsey model. Qualitative method was used for the research. The research samples were selected purposefully and performed until the saturation of the findings into the data vector (n = 10). In selecting samples, informed people were used to discuss issues between university professors and those working in executive agencies. In order to measure the validity of the results, the identified damage was evaluated by a researcher-made questionnaire. Nvivo10 software was used to draw up the final model of research. The results showed that there were a total of 72 injuries in the system, of which the highest number of damage was attributed to staff and structure. Among the identified damages, the lack of a specialized village trusteeship organization and the vacancy of Rural Development Policy in the national strategy were described as damage by all samples. Another major damage can be the confusion and interference of the duties of the rural municipality, the multiplicity of institutions and organizations in rural development, the lack of sustainable financial resources, the incompatibility of values with the actual conditions of the indigenous community, the beneficiaries of the local community in the light of values, inconsistencies between the levels of decision, the existence a large number of untrained and specialist forces in the field of rural development, the inefficient skill training system in rural development and urbanization and industrialism policies and its impact on rural society.
    Keywords: Pathology, Rural Development Management, McKinsey Model, Iran
  • Shahrivar Rostaei, Pooran Karbasi * Pages 197-214
    The city as a city dweller needs to provide standards that poverty is not only one of the most important issues in the world, but also one of the most important domestic problems of all societies, whether wealthy or poor. The extent of poverty, inequality and environmental differences patterns in large metropolises are the results of a dual economy with free market capitalism rule in these cities. Urban spatial structure expansion and incoherent, irrational focus on different parts of the city and its facilities and services, economic development, social inequality in them. Maragheh urban space reflects the socio-economic imbalances and the spatial extent of poverty in the Border areas of the city. Therefore, the present study deals with the analysis of poverty and its spatial distribution based on social, economic and physical components. The present research is applied in terms of purpose and is quantitative-analytical in terms of its nature and method. The data collection method is documentary-library and based on the data obtained from the statistical blocks of the Population and Housing Census of 2012, Based on 18 indicators in the form of three social, economic and physical components, it has analyzed the spatial distribution of poverty in Maragheh locals. In order to achieve the above goal, urban neighborhoods were graded using Wicker methods and Shannon Entropy and then the poverty distribution map was drawn up. The results show that 11.54% of the neighborhoods in Maragheh are very poor, 26.92% are poor, 42.31% are average, 11.54% are affluent and 7.69% are very wealthy. The results show that there are disparities between the blocks in Maragheh, where crystallization of social, economic, cultural, physical distinctions have been seen, additionally, unequal economic, social and cultural opportunities between residents of Kermanshah were found.
    Keywords: Space Distribution, Urban Poverty, Copras Method, Maragheh City
  • Hossein Imani Jajarmi *, Jamal Abdollahpour Pages 215-238
    The traditional rural elites in the Kurdish regions are among the local community capacities, which, given indigenous knowledge and authority in the administration of affairs. Now days also play a leadership role in developmental activities such as participation, justifying, convincing, gaining agreement, removing barriers and field preparation. In this research, with the emphasis on these experiences in the villages of Sardasht, the source of legitimacy of their authority in leadership the developmental activities in the light of the theoretical approach of Weber's authority and local development, and drawing on qualitative methodology in collecting and analyzing data has been analyzed. Based on the findings, the clerics, as the traditional elites with a popular and spiritual character, has a charismatic legitimacy, while providing religious backing for their legitimacy, and this has led to a sense of authority over the history of the local community. Another phrase has the traditional legitimacy in authority. The elders also have traditional legitimacy according to the tradition of adherence to elders in the local community. The results represent a combination of the legitimacy of the traditional elites, which is rooted in the religious and cultural system governing the community. The law in the local community is not the basis for legitimacy. The reliance of Islamic councils and dignitaries on new rural development management, the legitimacy of the local community traditions, can strengthen them in the direction of development and lead to their authority in managing issues that are in a weak state.
    Keywords: Community Development, Traditional Elites, Leadership, Authority, legitimacy
  • Yaser Mohamadi *, Javad Nematolahi, Fatemeh Sepahvand Pages 239-260
    The international carbon sequestration project is a joint initiative between the Government of the Islamic Republic of Iran, the United Nations Development Program and the Global Environment Facility, whose global goal is to reduce greenhouse gases and the effects of climate change, national goal, is to combat desertification and, at the regional level, is to improve the quality of Rural communities life through micro financing the poor people, and providing skilled and practical training to diversify their income. Therefore, the main goal of this study was to study the role of microfinance on the rural women’ quality of life as the main target audience for International Carbon Sequestration Project in South Khorasan Province. The statistical population was all rural women belonging to micro-credit funds in Sarbisheh County with 313 people. The sample size was calculated to 188 using Cochran formula and selected through random sampling method. A researcher-made questionnaire was used to collect data whose validity was confirmed by a committee of experts and its reliability was confirmed by calculating the Cronbach's alpha coefficient to more than 0.7. Data analysis was done by IBMSPSS21 software. The results showed that the most impact of micro financing was on the environmental aspects of rural women's living and then on the social and economic dimensions of their life respectively. Also, membership in microfinance funds has led women to earn more income and increase the number of women with independent fiscal revenues. The results of regression analysis also indicated that "the number of employment created," "perceived adequacy of microfinance", "the number of training courses" and "monthly income from occupation" had a significant effect on the rural women quality of life, while "the number Training courses" was known as the strongest predictor of rural women's quality of life.
    Keywords: Quality of Life, Microfinance Funds, Rural Women, International Carbon Sequestration Project, South Khorasan Province
  • Mousa Anbari *, Hamed Gholizadeh Pages 261-282
    This study has carried out with purpose of sociological explanation of the relations between local-ethnic social identities and the people's voting pattern in the elections. The study has conducted with a survey method and sample of 382 people among citizens over the age of 18 years in the city of Selseleh. The findings declare that, as far as ethnicity and tribalism of peoples be higher and have adhered to their values and beliefs, they have voted for candidates who have been the ethnic and local co-ancestry. Local Identities-oriented have been less voted to their candidate on the basis of common criteria such as meritocracy, efficiency, education, and the power of expression. In the studied society, voting is a function of local-ethnic culture and social identities more than anything else, and other social factors such as class, income, type of occupation, gender, religion, and family have found meaning via relation to the ethnicity. Therefore, one can find out the political culture of individuals in local communities by cognition the system of values, norms and behavioral traditions of ethnic groups, and through that specified their type of attitude and reaction to political phenomena.
    Keywords: Electoral Action, Voting Pattern, Local Identity, Ethnic Identity, Lorestan Province
  • Mohammad Sharif Sharifzadeh *, Hossein Khandan, Gholamhossein Abdollahzadeh Pages 283-306
    This research was aimed to evaluate the effectiveness of the CBR in empowerment of rural women with disabilities in Birjand County, South Khorasan Province. This descriptive research was done using survey method. The statistical population of this research included all rural women with disabilities which covered by CBR in Birjand County (N=591). According to Cochran formula, sample size was determined (n=204). The respondent was selected by multi-stage sampling technique. Content and formal validity of the researcher-made questionnaire as research tool was approved by an expert panel. Its reliability was confirmed by calculated Cronbach’s alpha coefficient (between 0.72 and 0.98). According to research findings, 18.10% of the respondents have assessed the effectiveness of the CBR very high and high. Also, 5.10, 12, 41 and 5/23% of the respondents have assessed the effectiveness of the CBR, moderate, low and very low, respectively. Results of compare means tests revealed a significant difference between respondents in terms of effectiveness assessment of the CBR: the respondents who have received training services, the respondents who used hearing aids, and the respondents with hearing and speech disabilities assessed the CBR more effective. Factor analysis of the influencing factors on effectiveness of the CBR was led to extract three factors, including: need-based approach of CBR, social supporting of CBR and institutional coordination and cohesion. These factors explained 78/33 percent of total variance of influencing factors on effectiveness of the CBR. Pearson’s correlation coefficient revealed a significant positive correlation between assessment of CBR effectiveness and life satisfaction, skills, education, need-based approach of CBR, institutional coordination and cohesion of the CBR, income and social support to the CBR as independent variables.
    Keywords: : Disabled Rural Women, Community-based Rehabilitation, Empowerment, Effectiveness Evaluation, Birjand County
  • Karim Naderi Mahdei *, Zahra Teimouri Pages 307-324
    The purpose of this study is to know ways to expand the home-based rural women's businesses by studying and analyzing two levels of socio-institutional solutions and economic-support strategies. The study method is qualitative in terms of research objectives, which is done using the Delphi technique. Sample size includes 37 academic scholars and executive trustees in the field of domestic employment that have been selected randomly and purposefully. The results indicate that the sub-sector "Enhancement of Entrepreneurship Culture" as the Social-Organizational Strategy has ranked first with a (100) score, as well as the sub-dimension "Marketing Support Policies" as an Economic-Protective Approach First rank (80 points) and ultimately in Delphi process (priority index) analysis, the sub-section "Strengthening institutional, competitive and environmental structures" as the socio-institutional solution ranked first with (score 57.87) As well as the "Improvement of Work Rules and Procedures" ("100 points"), have received the highest priority over other sub-dimensions.
    Keywords: Rural Women, Domestic Jobs, Socio-Institutional Solutions, Economic-Supportive Strategies, Town of Arak