فهرست مطالب

  • پیاپی 6 (بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سخن نخست
    صفحه 5
  • سید مهدی پورموسوی * صفحه 7
    در منطق رواقی مگاری، سه دیدگاه رایج درباره موجهات دیده می شود که دو دیدگاه آن مربوط به مگاریان و یک دیدگاه منسوب به رواقیان است. دو دیدگاه مگاریان، از آن دئودوروس و فیلون بوده و دیدگاه دیگر به خروسیپوس نسبت داده می شود. با توجه به شواهدی می توان گفت که پاره ای از دیدگاه های ایشان در برابر دیدگاه های موجهاتی ارسطو مطرح شده است. در این میان برهان مشهور دئودوروس، به نام دلیل اعظم یا شاه برهان، یکراست امکان ارسطویی را هدف می گیرد. از سویی، در میان دیدگاه های گوناگون رواقی مگاری، اختلافات اساسی دیده می شود؛ به گونه ای که دیدگاه فیلون ناسازگاری بسیاری با دیدگاه دئودوروس دارد و به نوعی با دیدگاه موجهاتی ارسطو سازگارتر است. از سوی دیگر، دیدگاه خروسیپوس، حالت میانه ای نسبت به دیدگاه دئودوروس و فیلون دارد که نظر هر دو را برآورده و شمار موجهات را به دو برابر افزایش داده است. همه این فراز و فرودها، تحلیل های گوناگونی را به دنبال داشته است که در نوشتار پیش رو هر یک با چالش ها و نقدهایی روبه رو می گردد.
    کلیدواژگان: ضروری، ممکن، ناضروری، امتناع، دئودوروس، فیلون، خروسیپوس، ارسطو، شاه برهان
  • مهدی جمالی، محمدرضا محمدعلیزاده صفحه 29
    یکی از مباحث مهم منطقی که منطق دانان بر سر آن کشمکش دارند، مسئله مهجوریت و بی اعتباری دلالت التزامی در تعاریف است. ابن سینا در آثار گوناگون منطقی خود، مانند اشارات و تنبی هات، شفاء و منطق المشرقیین، این بحث را مطرح کرده است. شارحان ابن سینا و منطق دانان پس از وی، هرکدام تفسیری از این دیدگاه ارائه داده اند. فخررازی و سهروردی به عنوان دو ناقد مهم منطق مشایی و سینوی برآنند که دلالت التزام به طور مطلق در علوم مهجور و بی ارزش است. سهروردی دلیل آن را عقلی بودن دلالت التزام و فخررازی دلیل آن را اختلاف مردم نسبت به فهم مدلول التزامی دانسته اند؛ اما خواجه نصیر طوسی بر آن است که کلام ابن سینا تنها دلالت بر مهجور بودن دلالت التزام در حدود تام می کند، نه دیگر اقسام تعاریف.
    در مقاله پیش رو، به روش عقلی و تحلیلی توصیفی و به هدف روشن ساختن سخن درست در این بحث و تفسیر درست عبارات ابن سینا در آثار سه گانه، مسئله مهجوریت دلالت التزام مورد بررسی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: تعریف، دلالت التزام، مهجوریت، ابن سینا، فخررازی، خواجه نصیر طوسی
  • علیرضا صانعی *، اکبر میرسپاه صفحه 45
    مسئله استقرا و تجربه یکی از مسائل اساسی و کلیدی فلسفه علوم طبیعی است که اندیشمندان بسیاری درباره آنها در حوزه علوم طبیعی بحث کرده اند. ابن سینا نیز به عنوان یکی از بزرگ ترین فیلسوفان مسلمان، توجه درخوری به این مسئله داشته و از این دو، در نظام طبیعت شناسی خود که نظامی منسجم و یکپارچه است، بهره فراوانی برده است. در سنت فلسفی ابن سینا به پیروی از میراث منطقی ارسطو سه نوع استدلال وجود دارد: 1. تمثیل که سیر در آن، از یک جزئی به جزئی دیگر است؛ 2. استقرا که سیر در آن، از جزئی به کلی است؛ 3. قیاس که سیر از کلی به جزئی است. ابن سینا استقرا را به خاطر این که در آن همه جزئیات بررسی نشده است، مفید یقین نمی داند؛ برخلاف تجربه که در آن با ضمیمه شدن یک قیاس خفی به آن، دیگر سیر از جزئی به کلی نیست، بلکه سیر از کلی به جزئی است و به همین دلیل آن را یکی از اقسام قیاس برمی شمارد و می فرماید که اگر در این فرایند تجربه، ما از مغالطه «اخذ مابالعرض، مکان مابالذات» ایمن باشیم، این تجربه، علم یقینی را درپی خواهد داشت.
    نوشتار پیش رو از سنخ پژوهش های نظری و توسعه ای است و اطلاعات و مواد اولیه تحلیل به روش کتابخانه ای گردآوری شده است و با روش استدلال، نه تکنیک آماری، مورد تجزیه و تحلیل عقلانی قرار گرفته.است.
    کلیدواژگان: استقرا، تجربه، قاعده عدم اتفاق، یقین مشروط
  • اسدالله فلاحی * صفحه 73
    یکی از تحلیل های بسیار پرطرف دار از قضایای حقیقیه و خارجیه نزد برخی از معاصران، تحلیل آنها به ترتیب با ادات های شرطی و عاطف در دامنه سور است. نگارنده در صورت بندی تازه ای که در مقاله دیگری در همین نشریه ارائه کرده است، ادات های شرطی و عاطف را که در تحلیل معاصران در دامنه سور قرار دارد بیرون آورده، پیش از سور جای می دهد. بر پایه این صورت بندی، بسیاری از قواعد منطق قدیم برای همه «قضایای خارجیه» برقرار خواهد شد ولی در موارد بسیاری برای «قضایای حقیقیه» نقض می شود. برای زدودن این کاستی در این مقاله راه حلی پیشنهاد می شود و آن اینکه می توان قضایای حقیقیه و خارجیه را، هنگام کاربرد قواعد منطق قدیم، نه به صورت جداگانه، بلکه با هم در نظر گرفت. در این صورت، همه قواعد منطق قدیم «به صورت اجمالی» درست خواهند شد؛ به این معنا که مقدمه یا مقدمات «در یکی از دو صورت حقیقیه یا خارجیه» مستلزم نتیجه «به یکی از دو صورت حقیقیه یا خارجیه» خواهد بود.
    کلیدواژگان: شرطی، عاطف، قضیه حقیقیه، قضیه خارجیه، وجود موضوع، عکس مستوی
  • محمدرضا مهاجری امیری * صفحه 91
    یکی از مسائل مطرح در جهان اندیشه، جایگاه گزاره های برآمده از عقل عملی در قیاس است. آیا این گزاره ها می توانند در مقدمات قیاس قرار گیرند، به طوری که منتج باشند؟ دیدگاه های متفاوتی، درباره ارتباط عقل نظری و عقل عملی (هست ها و بایدها) از حیث انتاج منطقی، پای بر عرصه اندیشه ها گذاشته اند. برخی بر این باورند که این ارتباط ناممکن است و برخی، در پی اثبات ارتباط تولیدی میان آنها برآمدند و باورمندان این عقیده نیز در تبیین آن راه های جداگانه ای پیمودند. یکی از دیدگاه های با اهمیت در این باره، امکان کبرای قیاس قرار گرفتن الزامات ارزشی است. این مقاله، درپی آن است که نشان دهد مدرکات عقل عملی از الزامات و انشائات نیستند، بلکه از جملات توصیفی اند و به همین سبب، میان عقل نظری و عقل عملی، ارتباط تولیدی برقرار است؛ هر چند در واقع رویش الزامات که از جعلیات نفس اند، بر دامن مدرکات عقل است.
    کلیدواژگان: عقل عملی، عقل نظری، ارتباط تولیدی، انشائات، مدرکات عقل
  • محمدعلی نوری * صفحه 115
    ارسطو در نگاشته های منطقی خود، ساختار قیاس خلف و کاربرد آن را بیان کرده و آن را با دیگر قیاس ها سنجیده است. وی قیاس خلف را یک فرآیند و روش اثبات مدعا می داند که در آن یک قیاس حملی به کار رفته است و به همین دلیل با واژه قیاس از آن تعبیر می کند. بنابراین، نام گذاری روش خلف به قیاس خلف، از باب اطلاق جزء بر کل است. فارابی واژه قیاس خلف را تنها بر بخش قیاسی روش خلف اطلاق کرده و به قیاس نبودن همه فرآیند خلف توجه کرده است. ابن سینا برداشت متفاوتی از قیاس خلف دارد و آن را یک قیاس مرکب از اقترانی شرطی متصله و استثنایی متصله می داند. ارسطو روش خلف را دارای کاربرد فراوان دانسته و از آن در اثبات ضروب غیر بین قیاس، برگرداندن همه ضروب منتج قیاس، حتی ضرب های جزئی شکل یک، به ضرب های کلی شکل یک، اکتساب حد وسط و نیز اثبات محصورات چهارگانه بهره می گیرد. وی در مقام سنجش قیاس خلف با قیاس عکس و قیاس مستقیم، قیاس خلف را از یک سو برخلاف قیاس عکس که یک قیاس جدلی است، قیاس برهانی می داند و از دیگر سو، گرچه آن را با قیاس مستقیم در اثبات مطلوب مشترک دانسته، به تفاوت آنها در این راستا نیز اشاره می کند. وی همچنین ارتباط قیاس خلف با مغالطه «اخذ ما لیس بعله عله» را یادآور شده و چگونگی پدید آمدن این مغالطه در قیاس خلف و جلوگیری از به دام افتادن در آن را بیان کرده است.
    کلیدواژگان: قیاس خلف، ارسطو، فارابی، ابنسینا، برهان خلف، کاربرد قیاس خلف، ویژگی قیاس خلف
  • خلاصه المحتویات
    حامد فقیهی صفحه 131