فهرست مطالب

خانواده و پژوهش - سال پانزدهم شماره 2 (پیاپی 39، تابستان 1397)
  • سال پانزدهم شماره 2 (پیاپی 39، تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حمیدرضا حسن آبادی، گلرخ برارپور، آزاده سید میرزایی جهقی، علیرضا بانشی، ابراهیم طلایی * صفحات 7-30
    این مطالعه، "محیط یادگیری خانه" دانش آموزان جهشی و همتایان غیر جهشی آنها را با در نظر گرفتن دو مولفه میزان مشارکت والدین در فعالیتهای یادگیری کودک در خانه و همچنین مشارکت والدین در اجتماعات محلی به همراه دانش آموزان مقایسه کرده است. محیط یادگیری خانه یکی از عناصر مهم در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و رشد اجتماعی عاطفی آنهاست. فرضیه این است که دانش آموزان جهشی نسبت به گروه های همتا، دارای محیط یادگیری غنی تر در خانه باشند. در این مطالعه طولی، یک گروه آزمایشی (آنهایی که از پایه دوم به چهارم جهش کرده اند) و دو گروه همتا (الف: همکلاسی های قدیم گروه آزمایشی که جهش نکرده و به صورت عادی به پایه سوم رفته اند؛ ب: همکلاسی های جدید گروه آزمایشی که در پایه چهارم اند، اما یک سال از نظر سنی بزرگترند) در نظر گرفته شده اند. نتایج حاصل از مقایسه سه گروه حاکی از این است که مشارکت و درگیری والدین در هر سه گروه تقریبا یکسان بوده و در این زمینه تفاوتی معنادار میان سه گروه دیده نشده است. همچنین میزان همکاری با اجتماعات محلی در هر سه گروه مشابه گزارش شده و تفاوت در سه گروه آزمودنی معنادار نبوده است. این یافته با فرضیه مقاله مغایرت دارد و تبیین آن گرچه نیازمند داده های بیشتری است اما می تواند نشان دهد یا همه والدین (اعم از والدین دانش آموزان جهش کرده و جهش نکرده) به غنی سازی محیط یادگیری خانه به یک اندازه همت می گمارند یا اینکه والدین جهشی زیر حد انتظار، در این زمینه اقدام می کنند.
    کلیدواژگان: جهش تحصیلی، محیط یادگیری خانه، مشارکت والدین، همکاری با اجتماعات محلی
  • زینب هاشمی باغی، باقر ساروخانی، فرح ترکمان * صفحات 31-44
    هدف این پژوهش بررسی رابطه انواع تقسیم کار با مدیریت احساس زنان شاغل در خانواده است. در این پژوهش سعی شده است تا با بهره گیری از دو نظریه قدرت- وضعیت تئودور کمپر که بحث تقسیم کار را در جهت ایجاد احساسات مثبت یا منفی برای زنان شاغل پوشش می دهد و نیز نظریات مدیریت احساس هوکشیلد و نظریات تداخل نقش کار- خانواده، مدلی برای تبیین تقسیم کار و مدیریت احساس زنان شاغل در خانواده ارائه شود. جامعه آماری پژوهش را زنان شاغل ساکن شهر زاهدان تشکیل داده اند. در پژوهش حاضر حجم جامعه آماری نامحدود بود و زمانی که حجم جامعه آماری نامحدود باشد، تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر خواهد بود. بنابراین 384 نفر از زنان شاغل ساکن شهر زاهدان به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته مدیریت احساس و پرسشنامه تقسیم کار در خانواده است که زنان شاغل ساکن شهر زاهدان آن را تکمیل کرده اند. نتایج نشان داد که به ترتیب تقسیم کار تفکیکی (0/61=r) و تقسیم کار اشتراکی (0/42=r) دارای بالاترین ضریب همبستگی با مدیریت احساس هستند و ضریب همبستگی میان متغیرها در سطح 01/0>P مثبت و معنادار است. همچنین تحلیل رگرسیونی نشان داد که تقسیم کار اشتراکی 12/4 درصد و تقسیم کار تفکیکی 41/5 درصد از تغییرات مدیریت احساس را پیش بینی می کنند. این متغیرها در مجموع قادر به پیش بینی در حدود 53/9 درصد از تغییرات مدیریت احساس هستند.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی احساس، مدیریت احساس، کار احساسی، تقسیم کار
  • رقیه یگانه دارابی، مریم حافظیان * صفحات 45-66
    ژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی، تاب آوری و مثبت اندیشی مادران با اضطراب جدایی کودکان پیش دبستانی انجام شده است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری شامل 310 نفر از کودکان پیش دبستانی مراکز مهد کودک سه ستاره شهرستان ساری بود که از این عده 150 کودک پیش دبستانی با توجه به جدول کرجسی و مورگان و با روش تصادفی خوشه ایبه عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) ، مقیاس هوش هیجانی شوته و همکاران (2001) ، پرسشنامه شادکامی آکسفورد (آرگایل و همکاران، 1989) و مقیاس اضطراب کودکان پیش دبستانی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی انجام گرفت. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که رابطه منفی معناداری میان ابعاد هوش هیجانی از جمله درک هیجانی، نظم جویی هیجانی و به کارگیری هیجانی، تاب آوری و مثبت اندیشی مادران با اضطراب جدایی کودکان وجود دارد. همچنین هوش هیجانی، تاب آوری و مثبت اندیشی پیش بینی کننده ای مناسب برای اضطراب جدایی کودکان پیش دبستانی است. با توجه به میزان t و سطح معناداری مشخص شد که در میان عاملهای پیش بین، مولفه های درک هیجانی، نظم جویی هیجانی، تاب آوری و شادکامی مادران سهمی مناسب در تبیین اضطراب جدایی کودکان پیش دبستانی دارند. با توجه به مدل نهایی، نظم جویی هیجانی، درک هیجانی، تاب آوری و مثبت اندیشی به ترتیب بیشترین تاثیر را در کاهش اضطراب جدایی کودکان دارند.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، تاب آوری، مثبت اندیشی، اضطراب جدایی
  • زهرا شاهسواری * صفحات 67-86
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر معنادرمانی گروهی با رویکرد دینی بر پرخاشگری و ناامیدی دانش آموزان انجام شده است. پژوهش از نوع شبه تجربی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون و گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش، همه دانش آموزان دختر پایه سوم دبیرستانهای شهر رباط کریم درسال تحصیلی94-1393 بودند. نمونه این پژوهش 240 نفر از دانش آموزان دختر بود که به صورت نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه ناامیدی بک (1988) و پرسشنامه پرخاشگری اهواز (1379) بود. 30 دانش آموز با نمرات بالای ناامیدی در پرسشنامه ناامیدی بک و پرسشنامه پرخاشگری انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. مداخله درمانی در مورد گروه آزمایش صورت گرفت و شیوه های معنادرمانی با رویکرد دینی طی ده جلسه 75 دقیقه ای به آنان آموزش داده شد و پس از 15 روز پس آزمون روی هر دو گروه اجرا شد. داده ها با روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در مقیاسهای ناامیدی (4. 89F= و 001/0P≤) و پرخاشگری (58. 69F= و 001/0P≤) میان دو گروه آزمایش و گواه در پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معنادار وجود دارد (001/0≥P). نتیجه اینکه اگر بتوانیم در گروه های دانش آموزان معنای زندگی و چگونگی معنابخشیدن به زندگی را به ویژه با توجه به دیدگاه دینی که برای آنها ملموس و آشناست آموزش دهیم، توانسته ایم گامی در جهت کاهش پرخاشگری و ناامیدی و ارتقای سلامت روان دانش آموزان برداریم و در نتیجه کارایی آنان را در بعد تحصیلی و اجتماعی افزایش دهیم.
    کلیدواژگان: معنادرمانی گروهی، دین و معنویت، ناامیدی، پرخاشگری
  • فرزانه بخشی، میترا راستگو مقدم، محمدرضا اسدی یونسی * صفحات 87-108
    هدف از پژوهش حاضر مقایسه پیشرفت، انگیزش و خودکارآمدی تحصیلی دو گروه از دختران دوره دوم متوسطه شهر بیرجند بود که برحسب میزان مشارکت بالا و پایین مادران آنها در امور تحصیلی انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی و از نوع علی -مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر بیرجند در سال تحصیلی 94-1393 بود و گروه های نمونه مورد مقایسه، در مجموع شامل 60 آزمودنی بودند که با روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. برای گرد آوری داده های پژوهش ابتدا در مرحله اول پرسشنامه "ادراک از مشارکت مادران در امور تحصیلی فرزندان" روی 180 آزمودنی اجرا شد و پس از محاسبه نمرات اکتسابی دانش آموزان در این پرسشنامه دو گروه 30 نفری (یک گروه با کمترین نمرات و یک گروه با بیشترین نمرات) به عنوان گروه های نمونه و برای مقایسه با هم انتخاب شدند. در مرحله دوم، معدل نمرات پیشرفت تحصیلی، مقیاس انگیزش تحصیلی والرند و خرده مقیاس خودکارآمدی تحصیلی، برگرفته از پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس چندمتغیره انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که دو گروه نمونه از نظر انگیزش و خودکارآمدی تحصیلی دارای تفاوت معنادار بودند اما در پیشرفت تحصیلی تفاوت معنادار میان دو گروه مشاهده نگردید. به عبارت دیگر انگیزش و خودکارآمدی تحصیلی دختران مادران با مشارکت بالا به طور معنا دار بیشتر از دختران مادران با مشارکت پایین بود اما پیشرفت تحصیلی دو گروه تفاوت معنادار آماری با هم نداشت.
    کلیدواژگان: همکاری والدین، پیشرفت تحصیلی، انگیزش تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی
  • مهدی پیری، محمود شیرازی * صفحات 109-128
    هدف از پژوهش حاضر3 بررسی نقش بخشش رنجش خاطر زناشویی و تفاوتهای معنایی نقش جنسی در رضایت زناشویی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری همه معلمان متاهل شهرستان زاهدان و حجم نمونه 590 نفر بوده که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های بخشش رنجش خاطر زناشویی (MOFS) ، تفاوتهای معنایی نقش جنسی (SDSR) و رضایت زناشویی انریچ و برای تحلیل نتایج از روش های آمار توصیفی میانگین و انحراف استاندارد و در سطح استنباطی از همبستگی پیرسون و رگرسیون به روش گام به گام استفاده شده است. نتایج نشان داده که در مردان و زنان متاهل، میان بعد خشم – اجتناب (ابعاد بخشش رنجش خاطر زناشویی) با رضایت زناشویی رابطه معکوس و معنادار و با بعد خیرخواهی (ابعاد بخشش رنجش خاطر زناشویی) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. علاوه براین نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیر خشم - اجتناب و خیرخواهی (ابعاد بخشش رنجش خاطر زناشویی) در مردان و زنان متاهل رضایت زناشویی را پیش بینی می کند. همچنین نتایج نشان داد که رضایت زناشویی با خودپیروی، همدلی و قدرت در مردان و زنان متاهل رابطه مثبت و معنادار دارد. افزون بر این نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیر همدلی (ابعاد تفاوتهای معنایی نقش جنسی) به تنهایی رضایت زناشویی را در مردان و زنان متاهل پیش بینی می کند. معلمان متاهل می توانند با شرکت در کارگاه های آموزشی مبتنی بر بخشودگی و تفاوتهای معنایی نقش جنسی زمینه ایجاد رضایت زناشویی را فراهم سازند.
    کلیدواژگان: بخشش رنجش خاطر زناشویی، تفاوتهای معنایی نقش جنسی، رضایت زناشویی
  • جعفر حسنی، علی اکبر حدادی کوهسار * صفحات 129-142
    بسیاری از پژوهشها نشان داده اند که افراد دارای سبک دلبستگی ایمن از هوش هیجانی بالاتر و از روابط میان-فردی، حل مسائل اجتماعی، مقابله با تنیدگی و سلامت روانشناختی و جسمانی بهتری برخوردارند. هدف پژوهش حاضر پیش بینی هوش هیجانی بر اساس سبک های دلبستگی (صمیمی، اتکایی، اضطرابی) در دبیران دبیرستانهاست. به این منظور 80 نفر از دبیران دبیرستانهای شهر تبریز با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به سوالهای مقیاس رگه فرا خلقی (سالووی و همکاران، 1995) و مقیاس سبک های دلبستگی بزرگسالان (کالینز، 1996) پاسخ دادند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که مولفه های هوش هیجانی (توجه به احساسات، شفاف سازی احساسات، بازسازی خلق) با سبک های دلبستگی اتکایی و اضطرابی ارتباط دارند. افزون بر این، تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون چندگانه نشان داد که تنها سبک دلبستگی اضطرابی در دبیران، مولفه های توجه به احساسات، شفاف سازی احساسات و بازسازی خلق در هوش هیجانی را پیش بینی می کند. همچنین دبیران دارای سبک دلبستگی اتکایی (اعتماد به دیگران) ، هوش هیجانی بیشتر و دبیران دارای سبک دلبستگی اضطرابی، هوش هیجانی کمتری را گزارش کردند. نتیجه پژوهش نشان داد که هوش هیجانی دبیران از روی کیفیت دلبستگی قابل پیش بینی است و هوش هیجانی ارتباطی تنگاتنگ با نوع دلبستگی دارد. تلویحات نظری یافته ها و کاربردهای عملی نتایج به دست آمده از لحاظ به کارگیری در درمان اختلالات روانی در مقاله گزارش شده است.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، سبک های دلبستگی، دبیران دبیرستانها
|
  • E. Talaee *, H.R. Hassanabadi, G. Bararpour, A. Seyed Mirzaee Jehaghi, A.R. Baneshi Pages 7-30
    The current study explored the difference between "home learning environments" (HLE) of gifted children who did grade skipping from grade 2 to 4 and those who did not. Home learning environment, an important predictor of children's educational attainment and social development, was analyzed through its two components: parental involvement in children's learning activities at home and parental engagement in local communities along with their children. The hypothesis was that parents of the experimental group (those who did grade skipping) provide a richer HLE compared to their counterparts. The data came from an ongoing longitudinal study which followed three groups of children from grade 2 to grade 4: a) the experimental group, b) the first control group who were classmates of the experimental group in grade 2 but went to grade 3 in the normal pace, c) the second control group who are the current classmates of the experimental group in grade 4 but are one year older. The findings rejected the hypothesis and showed that the differences between the three groups were not statistically significant. Although this requires further data to explain, it indicates that parents of all three groups do well in providing a rich HLE, no matter how gifted their children are, or it implies that parents of the experimental group did below the expected level, just similar to other two groups.
    Keywords: grade skipping, home learning environment, parental involvement, parental engagement in local communities
  • Z. Hashemi Baghi, F. Torkaman *, B. Saroukhani Pages 31-44
    The purpose of this research was to investigate the relationship between types of division of labor and emotion management in working women. The statistical population of the study consisted of working women living in Zahedan. In the current study, the size of the statistical population was unlimited; hence, the sample size was determined to be 384 using Cochran formula and 384 working women were selected through purposive sampling method. The instrumentation included self-devised Emotion Management Questionnaire and Division of Labor Scale. The results showed that gender-sensitive division of labor (r = 0.61) and gender-insensitive division of labor (r=0.42) had the highest correlation with emotion management and the correlation coefficients between the variables were positive at 0.01 level of significance. Regression analysis also demonstrated that gender-insensitive division of labor and gender-sensitive division of labor explained 12.4 and 41.5 percent of variance in emotion management, respectively. These variables could entirely account for 53.9% of variance in emotion management. 
    Keywords: sociology of emotion, emotion management, emotional labor, division of labor
  • R. Yeganeh Darabi, M. Hafezia * Pages 45-66
    This study was carried out to investigate the relationship between mothers’ emotional intelligence, resilience, and positive thinking and preschoolers’ separation anxiety. The research design was descriptive, correlational. The statistical population of the study comprised 310 preschoolers attending child care centers in Sari. The sample size was determined to be 150 based on Krejcie and Morgan Table and the sample was drawn through random cluster sampling method. The instruments included Conner-Davidson Resilience Scale (2003), Emotional Intelligence Scale (Schutte et al., 1998), Oxford Happiness Inventory (Argyle et al., 1989), and the Preschool Anxiety Scale (PAS). The obtained data were analyzed via pearson correlation and regression analysis (enter method). The results showed that mothers’ emotional intelligence (and its different dimension such as emotion perception, managing emotions, utilizing emotions), resilience, and positive thinking were negatively associated with children’s separation anxiety. In addition, emotional intelligence, resilience and positive thinking are good predictors of separation anxiety of preschool children. Moreover, a significant share of variation in preschoolers’ separation anxiety has been explained by emotion perception, managing emotions, resilience, and happiness. According to the final model, managing emotions, emotion perception, resilience, and positive thinking were respectively the most effective factors in reducing children’s separation anxiety.
    Keywords: emotional intelligence, resilience, positive thinking, separation anxiety
  • Z. Shahsavari * Pages 67-86
    The aim of the present study was to investigate the effect of group logotherapy with a religion-based approach on students’ aggression and hopelessness. This quasi-experimental research had a pretest posttest control group design. The population of the study was comprised of all eleventh grade girls in Robatkarim in academic year 2014-2015. The sample included 240 students who were selected through multi-stage cluster sampling method. The instruments included Beck’s Hopelessness Scale (1988) and Ahvaz Aggression Inventory (Zahedifar et al., 2000). Thirty students who had obtained the highest scores on the two scales were selected and randomly assigned to experimental (N=15) and control groups (N=15). The experimental group received the intervention (group logotherapy with a religion-based approach) in ten 75-minute sessions. Both groups were given the posttest after two weeks. The obtained data were analyzed via ANCOVA. The results showed that there was a significance difference between the mean scores of the two groups in hopelessness (p≤0.001, F=4.89) and aggression (P≤0.001, F=58.69) in the pretest and posttest (P≤0.001). The findings indicated that group logotherapy with a religion-based approach can decrease hopelessness and aggression and boost mental health among students.   
    Keywords: group logotherapy, religion, spirituality, hopelessness, aggression
  • F. Bakhshi, M. Rastgoumoghada, M.R. Asadi Yoonesi * Pages 87-108
    The current study aimed at comparing academic achievement, motivation and self-efficacy of high schools girls based on their mothers’ engagement with children’s learning. The research method was descriptive and causal- comparative. The population of the study comprised all senior high school girls in Birjand in academic year 2014-2015. The sample included 60 students who were selected through multi-stage sampling method. The first phase of data collection was carried out by administering “Perception of Mothers’ Engagement in Children’s Learning” Questionnaire to 180 students. Based on the obtained scores, two groups with lowest and highest scores were chosen and assigned to two sampling groups. In the second phase of data collection, students’ GPAs, Vallerand academic achievement scale, and academic self-efficacy subscale (extracted from Motivated Strategies for Learning Questionnaire) were utilized. The obtained data were analyzed by multivariate analysis of variance. The results showed that there was a significant difference between the two groups regarding motivation and self-efficacy; however, no difference was observed between the two groups concerning their academic achievement.      
    Keywords: parental engagement, academic achievement, academic motivation, academic self-efficacy
  • M. Piri, M. Shirazi * Pages 109-128
    This study[3] was undertaken to examine the role of marital offence-specific forgiveness and semantic differential of sex roles in marital satisfaction. Method of the current study was descriptive-correlational. The statistical population included all married teachers in Zahedan and the sample size was 590 individuals who were selected through random multi-stage sampling method. The instruments comprised Marital Offence-Specific Forgiveness Scale (MOFS), Semantic Differential of Sex Roles (SDSR) Scale, and ENRICH marital satisfaction scale. The obtained data were analyzed using descriptive (mean and standard deviation) and inferential (pearson correlation and stepwise regression analysis) statistics. The results showed that there was a significant negative relationship between resentment-avoidance (a dimension of marital offence-specific forgiveness) and marital satisfaction, whereas a significant positive association was observed between benevolence (a dimension of marital offence-specific forgiveness) and marital satisfaction. Additionally, results of stepwise regression analysis indicated that resentment-avoidance and benevolence (dimensions of marital offence-specific forgiveness) predicted marital satisfaction of married men and women. Furthermore, the results demonstrated that marital satisfaction was significantly and positively correlated with autonomy, empathy, and power in married men and women. In addition, results of stepwise regression analysis showed that empathy (a dimension of semantic differential of sex roles) was able to predict marital satisfaction of married men and women by itself.  
    Keywords: marital offence-specific forgiveness, semantic differential of sex roles, marital satisfaction
  • J. Hassani, A.A. Haddadi Kuhsar * Pages 129-142
    The purpose of the present study was to predict high school teachers’ emotional intelligence based on their attachment styles (Close, Depend, and Anxiety Dimensions). To this end, 80 high school teachers were selected through convenience sampling method in Tabriz. The participants completed Trait Meta-Mood Scale (Salovey et al., 1995) and Revised Adult Attachment Scale (Collins, 1996). The results of correlation analysis showed that components of emotional intelligence (emotional attention, emotional clarity, and emotional repair) were associated with teachers’ attachment styles (Depend and Anxiety). Results of multiple regression analysis demonstrated that anxious attachment style in teachers was the only predictor of the components of emotional intelligence (attention, clarity, and repair). Teachers with dependent attachment style (trust in others) reported higher emotional intelligence and teachers with anxious attachment style reported lower emotional intelligence. Result of the study indicated that the components of teachers’ emotional intelligence can be predicted on the basis of their attachment style; hence, individuals’ emotional intelligence is closely correlated with their attachment style. The practical implications of the study for treating mental disorders are discussed in the paper.
    Keywords: emotional intelligence, attachment styles, high school teachers