فهرست مطالب

سیاست گذاری اقتصادی - سال دهم شماره 19 (بهار و تابستان 1397)
  • سال دهم شماره 19 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/31
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سید حسین میرجلیلی * صفحات 1-24
    از دیدگاه اقتصاد ساختاری جدید، نوشتارهای اقتصاد توسعه پس از جنگ جهانی دوم تاکنون شاهد سه موج بوده است. موج اول، ساختارگرایی قدیم است. موج دوم، به دنبال ناموفق بودن بسیاری از مداخلات دولت بر اساس ساختارگرایی، توسط نئوکلاسیک ها در دهه 1980 و 1990، پدید آمد که شکست های مداخلات دولت در اقتصاد علیه مزیت نسبی را برجسته کرد و بر کارکرد بازارها در تخصیص منابع تاکید نمود. موج سوم، یعنی اقتصاد ساختاری جدید، به دنبال تلفیق تحول ساختاری با تاکید بر نقش بازار و دولت در فرآیند توسعه اقتصادی است. ساختارگرایی جدید بر اساس مزیت نسبی اقتصاد مبتنی بر موجودی عوامل تولید، ارتقای صنعتی و بهبود زیرساخت با مساعدت دولت، و استفاده از مکانیزم بازار برای تخصیص منابع می باشد. ساختارگرایی جدید، نقش دولت در ایجاد تنوع صنعتی و ارتقاء آن را محدود به تدارک اطلاعات در مورد صنایع جدید، هماهنگی سرمایه گذاری های مرتبط میان بنگاه های مختلف در همان صنایع، جبران اثرات جانبی اطلاعات برای بنگاه های پیشگام، و پرورش صنایع جدید از طریق کمک به انکوباتورها و تشویق سرمایه گذاری مستقیم خارجی می داند. دولت همچنین نقش رهبری در بهبود زیرساخت های سخت و نرم، به منظور کاهش هزینه معاملات هر بنگاه و تسهیل فرآیند توسعه صنعتی اقتصاد را ایفا می کند. چارچوب شناسایی و تسهیل رشد، ابزار پیاده سازی اقتصاد ساختاری جدید است که طی شش مرحله قابل انجام است. در این مقاله ابتدا نظریه، سپس سیاست ها و در نهایت، کاربرد ساختارگرایی جدید مورد ارزیابی قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: قتصاد ساختاری جدید، ساختارگرایی قدیم، موجودی عوامل تولید، نئوکلاسیک، توسعه اقتصادی
  • سهیلا ساوجی پور، عباس عصاری آرانی *، لطفعلی عاقلی، علی حسن زاده صفحات 25-52
    شیوه ی تامین مالی بخش سلامت از چالش های اساسی مسئولان کشورها می باشد. در کشورهای در حال توسعه، مانند ایران، بار اصلی تامین مالی بخش سلامت به عهده ی خانوارها است؛ این شیوه برای تامین مالی حوزه ی سلامت غیرمنصفانه می باشد، زیرا در این روش استفاده ی افراد از کالاهای سلامت به وضعیت اقتصادی آنان بستگی دارد نه به وضعیت سلامتشان. بنابراین یکی از اهداف مسئولان بهداشتی و درمانی کشورهای مذکور جایگزینی روش پرداخت از جیب با شیوه های عادلانه تر است. برای ابداع شیوه های تامین مالی مناسب در این حوزه ابتدا باید عوامل تعیین کننده ی پرداخت مستقیم خانوارها شناسایی و تحلیل شوند. لذا این مطالعه عوامل موثر بر مخارج سلامت خانوارهای شهری کشور را بررسی کرده است.
    مدل سازی مخارج سلامت با استفاده از داده های طرح هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی در سال 1390 - که حاوی اطلاعات 18727 خانوار در مناطق شهری می باشد- و مدل های انتخاب نمونه انجام شده است، زیرا میزان مخارج سلامت تنها برای زیرمجموعه ای از خانوارهای نمونه قابل مشاهده می باشد. نتایج برآوردها نشان می دهد افزایش درآمد، تحصیلات، نسبت زنان، توسعه یافتگی محل سکونت از نظر سلامت و تعداد سالمندان و غیر سالمندان موجب افزایش مخارج سلامت خانوار می شود. بهره مندی از پوشش بیمه ای و مصرف دخانیات نیز باعث می شود خانوار مبالغ بالاتری را در بخش سلامت هزینه نماید. هم چنین خانواده هایی که توسط افراد دارای همسر و هرگز ازدواج نکرده اداره می شوند، به ترتیب، دارای بیش ترین و کمترین مخارج سلامت می باشند. ضمنا، مشکل انتخاب نمونه در بررسی عوامل موثر بر مخارج سلامت خانوارهای شهری ایران وجود دارد و رگرسیون خطی تخمین های تورش دار و ناسازگار بدست می دهد.
    کلیدواژگان: مخارج سلامت، مشکل انتخاب نمونه، روش دومرحله ای هکمن، خانوارهای شهری ایران
  • کاظم یاوری، حسن ولی بیگی *، ایلناز ابراهیمی، بهرام سحابی صفحات 53-88
    اجرای سیاست های کاهش نرخ تعرفه به جهت تاثیرگذاری روی صنایع داخلی و سیاست کاهش ارزش پول ملی با توجه به اثرات چند وجهی آن از اهمیت خاصی برخوردارند. هدف این مقاله، بررسی اثرات سیاست های تجاری و ارزی در ایران در چارچوب مدل تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) برای یک اقتصاد باز، کوچک و نفتی بر روی متغیرهای کلان اقتصادی بویژه صادرات و واردات است. بدین منظور بحث اثرات انتقال ناقص نرخ ارز در قالب چسبندگی های اسمی وارد مدل شده است. در این مقاله پارامترهای مدل طی دوره 1352 تا 1393با استفاده از روش بیزی برآورد شده اند.
    نتایج حاصل از توابع عکس العمل آنی حاکی از آن است که تکانه مثبت نرخ ارز، اشتغال و تولید ملی را افزایش و ارزش واردات کل را کاهش می دهد. اثر این تکانه بر روی صادرات غیر نفتی و رابطه مبادله مثبت است. لیکن به دلیل تغییرات کم آن، انتظار نمی رود با کاهش ارزش پول ملی تحرک جدی در صادرات غیرنفتی شاهد باشیم. همچنین اثر تکانه مثبت در نرخ تعرفه کالاهای واسطه ای، منجر به کاهش واردات همین اقلام، افزایش در تولید ملی و اشتغال و در مجموع کاهش واردات کل محصولات و صادرات غیر نفتی می شود. از سوی دیگر تکانه مثبت نرخ تعرفه کالاهای مصرفی منجر به کاهش واردات کالاهای مصرفی و واردات کل محصولات می شود و تاثیرات محسوسی بر تولید و اشتغال ندارد.
    کلیدواژگان: مدل DSGE، سیاست تجاری، نرخ ارز، چسبندگی، صادرات، واردات، نفت
  • پروین علی مرادی افشار *، سید کمال صادقی، محسن پورعبادالهان کویچ، پرویز محمدزاده، زهرا کریمی صفحات 89-106
    رابطه میان اقتصاد و دموکراسی همواره یکی از بحث برانگیزترین مسائل رشته های مختلف علوم انسانی بوده است. در بیشتر مطالعات دموکراسی به عنوان یک متغیر تاثیرگذار بر متغیرهای اقتصادی در مدل های اقتصادسنجی وارد شده است و کم تر به تاثیرپذیری دموکراسی از متغیرهای اقتصادی پرداخته شده است. بر اساس ادبیات اقتصادی از مهم ترین متغیرهای اقتصادی موثر بر دموکراسی تجارت و رشد اقتصادی هستند. از این رو، در این پژوهش به بررسی اثر تجارت بر سرریز سطح دموکراسی در کشورهای در حال توسعه با رویکرد اقتصادسنجی فضایی و در نظر گرفتن وابستگی فضایی جغرافیایی آن ها به صورت مقطعی در سال 2014 پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تجارت خارجی اثر مثبت و معنی داری بر دموکراسی داشته، ولی رشد اقتصادی اثر معنی داری بر دموکراسی نداشته است. همچنین، اثر مجاورت فضایی بر بهبود سطح دموکراسی در کشورهای مورد مطالعه تایید شده است. به طور کلی نتایج پژوهش اثرات فضایی تجارت و مجاورت جغرافیایی بر بهبود سطح دموکراسی را تایید می کند.
    کلیدواژگان: دموکراسی، سرریز تجارت، اقتصادسنجی فضایی، کشورهای در حال توسعه
  • عبدالمحمد کاشیان * صفحات 107-139
    موضوع اصلی این نوشتار، نقد مبانی سیاست گذاری در اقتصاد متعارف و تبیین ملاک های سیاست گذاری اقتصادی در اسلام است. به عبارتی به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که «ملاک های سیاست گذاری در اقتصاد متعارف با چه محدودیت هایی مواجه است و در مقابل اقتصاد اسلامی، چه ملاک هایی را ارائه می کند؟ و سیاست گذار مسلمان بر چه مبنایی می تواند اقدام به سیاست گذاری نماید». نشان داده ایم که اقتصاد متعارف اصرار زیادی بر تحلیل هزینه فایده به عنوان ملاک اصلی سیاست گذاری دارد و آن را معیاری جهان شمول می داند، اما بعد از نقد و بررسی آن به این نتیجه رسیده ایم که هر چند این ملاک دارای کاربردهای فراوانی است و در ظاهر بسیار منطقی است، اما محدودیت هایی دارد که از منظر اقتصاد اسلامی قابل بهبود است. با توجه به این انتقادات، به تبیین ملاک های سیاست گذاری اقتصادی در اسلام پرداخته شده است. جمع بندی از مجموع ملاک های سیاست گذاری این است که مبنای اصلی سیاست گذاری در اقتصاد اسلامی توجه به مسئله حق (Rights) می باشد و ملاک هایی مانند عدالت و کارایی ریشه در احقاق حق دارند. البته در کنار حق از رضایت عمومی نیز به عنوان ملاک دیگری بحث شده است و با استناد به آیات و روایات این موضوع نیز تبیین شده است. جایگاه مصلحت نیز به عنوان قاعده حاکم بر حق و رضایت عمومی تبیین شده است. در نهایت با تکیه بر ملاک های مورد نظر، نشان داده شده است که رویکرد هزینه فایده در شرایطی خاص می تواند قابل توجیه باشد و محدودیت های تحلیلی هزینه فایده در اقتصاد رفاه را نداشته باشد. ملاک و شروط سیاست گذار مسلمان نیز از همین منظر تبیین شده است.
    کلیدواژگان: حق، سیاست گذاری، عدالت، کارایی، رضایت عمومی، هزینه- فایده
  • مجید هاتفی مجومرد، ام البنین جلالی *، رضا اشرف گنجویی صفحات 141-165
    هدف اصلی این مطالعه بررسی تاثیر تغییرات مصرف انواع انرژی بر تولید ناخالص داخلی ایران در چارچوب روش غیر خطی اتورگرسیو انتقال ملایم طی سال های 1965 تا 2013 است. در این راستا الگوی خطی در برابر الگوی غیر خطی مورد آزمون قرار گرفت. مشخص شد که مدل غیر خطی، دارای برازش مناسب تری است. سپس با استفاده از آزمون تراسورتا، مدل غیر خطی لجستیک تصریح شد. بر اساس مدل غیر خطی لجستیک، تغییرات متغیرهای مستقل به سه قسمت (آستانه بالا، پایین و وسط تغییرات) تقسیم شد.
    نتایج نشان می دهد که اثر مصرف گاز بر تولید ناخالص داخلی U شکل است؛ بدین معنا که از آستانه پایین به وسط افزایش و از آستانه وسط به بالا کاهش می یابد. در مورد مصرف الکتریسیته نیز، نتایج حاکی از وجود رابطه مثبت و فزاینده در هر سه آستانه است. تغییرات مثبت مصرف نفت در آستانه پایین اثر مثبتی بر تغییرات تولید ناخالص داخلی خواهد گذاشت و با حرکت از آستانه پایین به سمت آستانه بالا از این اثر کم شده و در آستانه بالا اثری در خلاف جهت تغییرات مصرف نفت خواهد داشت.
    کلیدواژگان: انرژی، تولید ناخالص داخلی، اتورگرسیو انتقال ملایم، تخمین غیر خطی
  • پری جعفری لیلاب *، جعفر حقیقت، حسین اصغر پور، بهزاد سلمانی صفحات 167-211
    هدف این مقاله بررسی تعامل سیاست های پولی و مالی در اقتصاد ایران است. این بررسی در قالب یک مدل تعادل عمومی پویای کینزی با فرض چسبندگی قیمت ها و بازار رقابت ناقص انجام گرفت. رفتار سیاست گذاران پولی و مالی با استفاده از بهینه سازی و در قالب نظریه بازی ها و تعریف توابع هدف و قیود پیش روی سیاست گذاران استخراج گردید. برآورد پارامترهای مدل با استفاده از روش تخمین بیزی و با استفاده از نرم افزار داینر تحت نرم افزار متلب انجام گرفت. بر مبنای یافته های تحقیق، سیاست مالی رفتاری موافق ادوار تجاری دارد در حالی که سیاست پولی رفتاری ضد ادواری دارد. همچنین طبق یافته های تحقیق، فرضیه سلطه سیاست گذار مالی بر پولی در ایران تائید می شود. یافته های تحقیق نشان می دهد، بانک مرکزی بیشتر بر تثبیت تورم و دولت بر تثبیت همزمان تولید و تورم متمرکز است. مطابق یافته ها، سیاست پولی و مالی در ایران جانشین های استراتژیک هم می باشند. به علاوه این که سیاست پولی در مقایسه با سیاست مالی، می تواند نقش موثرتری در تثبیت نوسانات اقتصاد داشته باشد.
    کلیدواژگان: تعادل عمومی پویای تصادفی، تعامل سیاست های پولی و مالی، نظریه بازی ها، فرضیه رهبری مالی، روش تخمین بیزی
|
  • Seyed Hossein Mirjalili * Pages 1-24
    From the perspective of modern structural economics, the literature on development economics after World War II has witnessed three waves: old structuralism, neoclassic and modern structural economics. Modern structuralism is based on the comparative advantages of an economy in factors of production, improvement of infrastructures with government assistance, and the use of market mechanisms to allocate resources. Old structuralism advocated governmental development policies that defied the comparative advantage of the economy. In modern structuralism, the role of government in industrial diversification and its upgrading is limited to providing information about new industries, coordination of the corresponding investments among different firms in the same industry, compensating externalities of information to lead firms and foster new industries through helping incubators and encouraging foreign direct investment. The government also plays a leading role in improving hard and soft infrastructures in order to reduce firms' transaction costs and facilitating the industrial development of the economy. Identification and facilitation of growth is an instrument for implementation of new structural economics, which can be implemented through six stages. In this article, the theory, policies and applications of modern structuralism are investigated. The most important aspects of the evaluation include comparative advantage, creating advantage and latent advantage, globalization of production, and implementation problems. It is also pointed out that economic development is not the same as industrial development and coping with problems in picking winners.
    Keywords: Modern structural economics, Old structuralism, Production parameters, Neoclassicism, Economic growth
  • Soheila Savojipour, Abbas Assari Arani *, Lotfali Agheliorcid , Ali Hassanzadeh Pages 25-52
    The method of financing in the health sector is a principal challenge for authorities. In developing countries, including Iran, the main burden of financing in the health sector is on families. This method is an unjust mechanism because the people’s utilization of health goods and services depends on their economic status, not their health conditions. Therefore, in such countries, one of the goals for health authorities is the replacement of “out of pocket” with more equitable methods. The first step for innovating appropriate financing methods in the health sector is identifying and analyzing the determinants of the ability of families to pay. This paper studies the factors that affect Iranian urban families’ health expenditures.
    In this study, health expenditure modeling is done through a sample selection model using the data obtained from the household income-expenditure survey (HIES) for 18727 families in the urban areas. The results show that there is an increase in the household health expenditure, parallel with an increase in per capita income, education, gender ratio, residents’ health development and the number of the elderly and the non-elderly. In addition, insurance and smoking factors cause a higher amount of household spending in the health sector. Also, the families with married members have the highest health expenditure, while those with never-married members have the lowest. Moreover, there is a sample-selection problem for investigating the determinants of health expenditure in Iranian urban areas; the use of linear regression leads to biased and inconsistent estimations.
    Keywords: Health expenditure, Sample-selection problem, Heckman's two-step method, Iranian urban families
  • Kazem Yavari, Hassan Valibeigi *, Ilnaz Ebrahimi, Bahram Sahabi Pages 53-88
    Reducing the tariff rates is very important to avoid because it negatively affects domestic industries and leads to devaluation of the national money. Such a reduction, indeed, has multidimensional effects. The aim of this paper is to investigate the effects of trade policy and exchange rate policy in Iran in the framework of a DSGE model for an open small oil-exporting economy on the macro economic variables especially imports and exports. The incomplete exchange rate pass-through in the form of nominal rigidity is also discussed in the model. The model parameters are estimated from 1973 – 2014 using the Bayesian method.
    The results about the Impact impulse-response function show that the positive shock of exchange rate increases the output and employment and decreases the imports. The impact of this shock on exports, although positive, due to its low elasticity, is not strong enough to increase non-oil exports. Additionally, the effects of positive shocks on intermediate goods tariff rates cause a reduction in the import of these goods, increasing the output and employment, and, in general, reduction of total imports and exports. Also, the positive shock of tariffs on consumer’s goods causes to reduce the import of these goods and total imports.
    Keywords: DSGE, Trade policy, Exchange rate policy, Rigidity, Export, Import, oil
  • Parvin Ali Moradi Afshar *, Seyed Kamal Sadghi, Mohsen Porebadollahan, Parviz Mohammadzadeh, Zahra karimi Pages 89-106
    The relationship between economy and democracy has always been one of the most controversial issues in humanities studies. In most studies, democracy has been considered as a factor affecting economic variables, but the influence of economic variables on democracy has been investigated much less. Based on the literature, the most important and effective economic factors of democracy are trade and economic growth. Therefore, in this paper, the impacts of trade on democracy have been investigated based on spatial econometric and geographical proximity in 2014. The results show that foreign trade has a significant and positive effect on democracy, but economic growth has no significant effect on it. Also, the effect of spatial proximity on improving the level of democracy in developing countries is approved. In general, the results confirm the spatial effects of geographical proximity and trade on improving democracy.
    Keywords: Democracy, Trade spillover, Spatial econometrics, Developing countries
  • Abdol Mohammad Kashian * Pages 107-139
    The purpose of this article is to criticize the criteria of policymaking in welfare economics and illustrate the criteria of economic policy making in Islam. In other words, we want to answer this question: what are the limitations of the criteria for policymaking in welfare economics and what is the solution proposed by the Islamic economics? Benefit-cost analysis is the main criterion of policymaking in welfare economics, and it seems to be rational. However, it has some limitations which are not accepted by the Islamic economics. After criticizing the welfare economics criteria, we illustrate these criteria in the Islamic economics. The results of this research show that the most important criterion of policymaking in Islam is to respect the rights of others in choosing the best alternative which is the base of other criteria like justice and efficiency. We have also added public satisfaction as a second criterion and illustrate the role of Maslahat (expediency) in policymaking. Finally, we show that the benefit-cost analysis is not universal, but it can be used in different situations and by some requirements in the Islamic economics. The criteria of Moslem policymakers are illustrated then.
    Keywords: Right, Policymaking, Public satisfaction, Justice, Efficiency, Benefit
  • Madjid Hatefi Madjumerd, Omolbanin Jalali *, Reza Ashraf Ganjooee Pages 141-165
    The main objective of this study is to evaluate the impact of changes in energy consumption on real GDP in Iran within the framework of the non-linear smooth transition autoregressive method between 1965 and 2013. In this regard, the linear model is tested against a nonlinear model. It is found that the nonlinear model has better estimation. Then, using Trasvirta test, the nonlinear logistic model is estimated. The variations in the independent variables are divided into three parts including up, low and middle thresholds of changes), based on the nonlinear logistic model. The results show that the effect of gas consumption on the real GDP is U-shaped. This means that the low threshold rises to the middle threshold, and the middle threshold declines to the high threshold. In the case of electricity consumption, the results indicate that a positive and increasing relationship exists in all the thresholds. Positive changes in oil consumption in the low threshold have a positive effect on GDP changes, and this effect is reduced by moving from the low to the up threshold; in the up threshold, the effect will be in the opposite direction of oil consumption changes.
    Keywords: Energy, Gross Domestic Production, Smooth transition autoregressive, Nonlinear estimation
  • Pari Jaafari, Lylab *, Jaafar Haghighat, Hossein Asgharpur, Behzad Salmani Pages 167-211
    The aim of this paper is to examine the interaction of monetary and fiscal policies in the Iranian economy. The study was conducted using a new Keynesian dynamic general equilibrium model with sticky prices and imperfect competition assumptions. The policy makers’ reaction functions were determined by optimizing objective functions for each economic condition. The model parameters were estimated using the Bayesian estimation method and the Dynare software.
    The findings show that a monetary policy has a pro-cyclical behavior while a monetary policy is counter-cyclical. Also, the fiscal leadership hypothesis is accepted in Iran. It was also demonstrated that the central bank focuses on the stabilization of inflation while the government simultaneously stabilizes the inflation and production. According to the results, monetary and fiscal policies in Iran are strategic substitutes. In addition, monetary policies can be more effective than fiscal ones in stabilizing economic fluctuations.
    Keywords: Dynamic stochastic general equilibrium, Interaction between monetary, fiscal policy, Game theory, Fiscal leadership hypothesis, Bayesian estimation method