فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 3 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/26
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمد جواد جعفری، حسن اصیلیان مهابادی، غلام حیدر تیموری *، محسن عطار، سهیلا خداکریم صفحات 211-222
    مقدمه
    افراد شاغل در معادن روباز، غالبا در فصول گرم سال در معرض استرس گرمایی شدید قرار دارند. برای ارزیابی استرس گرمایی از شاخص های متعددی استفاده می شود که یکی از آن ها شاخص ناراحتی می باشد. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی شاخص گرمایی ناراحتی اصلاح شده و بررسی ارتباط استرس گرمایی موجود در محیط کاری با پارامترهای فیزیولوژیکی بدن کارگران معدن روباز می باشد.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی بر روی 120 نفر نمونه مرد شاغل در یک معدن روباز در تابستان 1393 انجام گرفت. پارامترهای فیزیولوژیکی افراد شامل دمای عمقی، دمای پوست، ضربان قلب و فشار خون سیستولیک و دیاستولیک براساس استاندارد ISO9886 اندازه گیری شد. متغیرهای محیطی در طول شیفت کاری و نیز به طور هم زمان با پارامترهای فیزیولوژیکی اندازه-گیری و ثبت شدند. شاخص های گرمایی ناراحتی اصلاح شده و دمای تر گویسان با استفاده از فرمول محاسبه گردید و با استفاده از نرم افزار SPSS22 مورد تجزیه و تحلیل آماری انجام گرفت.
    یافته ها
    بر اساس معیار غربال گری شاخص ناراحتی، حدود 29 درصد افراد سطح متوسط، 68 درصد افراد سطح شدید و 5/2 درصد افراد سطح خیلی شدید مواجهه با استرس گرمایی را تجربه کردند و سطح سبک مواجهه با استرس گرمایی در افراد مشاهده نشد. شاخص ناراحتی با شاخص استاندارد ایزو ارتباط معناداری نشان داد. هم چنین بین شاخص ناراحتی و پارامترهای فیزیولوژیکی هم بستگی معناداری وجود داشت (001/0>P) و بیش ترین هم بستگی مربوط به دمای عمقی با مقدار 589/0 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    درصد بالایی از کارگران معدن بر اساس معیارهای شاخص MDI در معرض خطر استرس گرمایی قرار داشتند، شاخص ناراحتی ارتباط متوسطی با پارامترهای فیزیولوژیکی کارگران معدن روباز داشت و با شاخص استاندارد WBGT ارتباط قابل قبولی نشان داد.
    کلیدواژگان: شاخص ناراحتی اصلاح شده، پارامترهای فیزیولوژیکی، دمای تر گویسان، معدن روباز
  • میلاد عباسی، پروین نصیری، رقیه جعفری تالارپشتی، سید محمدرضا تقوی، سعید اعرابی، روح الله فلاح مدواری، محمدحسین ابراهیمی، مریم قلع جهی * صفحات 223-236
    مقدمه
    مواجهه شغلی مزمن با صدا ممکن است یک عامل خطرزا برای بیماری قلبی عروقی در کارگران باشد. لذا این مطالعه با هدف بررسی ارتباط مواجهه و آزردگی صوتی با کلسترول، تری گلیسیرید و فشار خون در کارگران صنایع نساجی انجام گردید.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی در 220 نفر ازکارکنان مجموعه صنایع نساجی شهر سوادکوه در سال 1396 انجام گردید. جهت دست یابی به اهداف مطالعه ابتدا تراز معادل صوت 8 ساعته و تراز تجمعی افراد اندازه گیری و محاسبه گردید. افراد براساس میزان مواجهه به گروه های مواجهه و کنترل تقسیم شدند. در ادامه میزان فشار خون افراد اندازه گیری و نمونه های خون افراد جهت تعیین مقادیر کلسترول و تری گلیسیرید به آزمایش گاه منتقل شد. از پرسش نامه آزردگی صوتی ایزو 15666 و پرسش نامه اطلاعات زمینه و دموگرافیگ جهت گردآوری سایر اطلاعات استفاده شد. در ادامه با استفاده از SPSS 20 از آزمون های تی زوجی، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون چند متغیره ارتباط بین متغیرها مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    با توجه به معیارهای ورود و خروج 159 نفر در این مطالعه شرکت کردند که 83 نفر دارای مواجهه صوتی 85 دسی بل و بالاتر و 76 فرد باقی مانده دارای مواجهه صوتی کم تر از 85 دسی بل بودند. نتایج نشان داد که میانگین فشار خون و کلسترول در گروه شاهد و مورد اختلاف معنی داری داشت (0. 05>P-value). براساس نتایج رگرسیون چند متغیره، مواجهه صوتی، مواجهه تجمعی با صدا و آزردگی صوتی اثر معنی داری بر فشار خون داشتند (0. 001>P-value) و کلسترول نیز به طور معنی داری متاثر از مواجهه صوتی و آزردگی صوتی بود (0. 005>P-value).
    نتیجه گیری
    براساس نتایج مطالعه حاضر، می توان صدا را به عنوان یکی از عوامل خطرزای بیماری های قلبی و عروقی برای کارگران در نظر گرفت. در واقع صدای با تراز بالا به طور مستقیم بر کلسترول و فشار خون اثر می گذارد و یا این که به طور غیر مستقیم و از طریق ایجاد آزردگی صوتی به عنوان یک میانجی اثر خود را اعمال می کند. لذا انجام یک مطالعه کوهورت کنترل شده جهت بررسی تعامل تمامی متغیرهای مورد مطالعه ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: مواجهه صوتی، کلسترول، تری گلیسیرید، فشار خون، آزردگی صوتی
  • اسماء زارع، مهدی ملکوتی خواه، احسان گروسی، سیفاللهغریب، سید ابوالفضل ذاکریان * صفحات 237-250
    مقدمه
    اتاق کنترل از مهم ترین محیط های کاری می باشد که نیازمند عمل کرد بهینه افراد به منظور به حداقل رساندن خطا می باشد. روشنایی از عوامل محیطی موثر بر عمل کرد اپراتورهای اتاق کنترل است. تامین روشنایی بهینه در اتاق کنترل از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این مطالعه بررسی تاثیر روشنایی بر بارکاری، خواب آلودگی، خستگی چشمی و میزان رضایت افراد از روشنایی می باشد.
    روش کار
    مطالعه حاضر از نوع مداخله ای می باشد که در اتاق کنترل یک نیروگاه برق انجام شد. مداخله در روشنایی اتاق کنترل با دو سیستم روشنایی شامل لامپ های فلوئورسنت (4000 کلوین، شدت 200 لوکس) و لامپ های LED (4000 کلوین ،شدت 400 لوکس) انجام گردید. 16 اپراتور تحت این دو سیستم روشنایی از نظر بارکاری، خواب آلودگی، خستگی چشمی و میزان رضایت از روشنایی به وسیله پرسش نامه ارزیابی شدند.
    یافته ها
    برطبق نتایج، خستگی چشمی بعد از مداخله به طور معناداری کاهش یافت (0. 004>p). هم چنین روشنایی بیش تر باعث کاهش معنادار میزان خواب آلودگی گردید (0. 001>p). در بررسی بار کاری، مقادیر بارکاری ذهنی (0. 001>p) و تلاش (0. 03>p) بعد از مداخله و افزایش روشنایی به طور معناداری کاهش یافته اند اما نیاز فیزیکی، نیاز زمانی، عمل کرد و ناامیدی تفاوت معناداری با نتایج قبل از مداخله نشان نداد.
    نتیجه گیری
    به طورکلی می توان گفت که سیستم روشنایی ترکیبی فلوئورسنت و LED با شدت روشنایی 400 لوکس می توانند شرایط عمل کردی و ذهنی مناسبی برای اپراتورهای اتاق کنترل ایجاد کند. شدت روشنایی 400 لوکس از نظر بار کاری، خواب آلودگی، خستگی چشمی و میزان رضایت افراد از روشنایی، شرایط محیطی بسیار بهتری از شدت روشنایی 200 لوکس فراهم می نماید.
    کلیدواژگان: روشنایی، اتاق کنترل، بار کاری، خواب آلودگی، خستگی چشمی، رضایت از روشنایی
  • بهمن پور حسن، فریده گلبابایی *، محمدرضا پورمند، سمیه فرهنگ دهقان، انسیه ماسوریان صفحات 251-264
    مقدمه
    هوا در محیط های بسته دارای انواع گسترده ای از میکروارگانیسم ها مانند باکتری ها، قارچ ها و ویروس ها است که برخی از آن ها می توانند سلامتی انسان را تحت تاثیر قرار دهند. فیلتراسیون یکی از متداول ترین روش ها برای حذف میکروارگانیسم ها در نظر گرفته می شود. هدف از این مطالعه بررسی عمل کرد فیلترهای ساده و فوتوکاتالیتیکی هپا در سرعت های سطحی متفاوت و شدت های مختلف منبع نوری لامپ UVC در کاهش میکروارگانیسم های هوابرد می باشد.
    روش کار
    این پس از نصب فیلترهای معمولی و فوتوکاتالیتیک هپا در بستر تست، سوسپانسیون باکتری های استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس و باسیلوس سوبتیلیس با غلظت CFU/ml 107 توسط نبولایزر به داخل کانال بستر تست اسپری شدند. نمونه برداری از میکروارگانیسم های نفوذی از فیلترها با استفاده از روش 0800 NIOSH و در دمای هوای °C 3±22، رطوبت نسبی 5±35% و سرعت جریان مختلف هوا (m/s 1/0 و m/s 3/0)
    و شدت تابش متفاوت UVC (mW/cm2 1، mW/cm2 8/1 و حالت عدم تابش پرتو) در مدت زمان 30 دقیقه صورت گرفت. تراکم میکروارگانیسم های نفوذی از فیلترها برحسب CFU/m3 تعیین گردید.
    یافته ها
    میان میزان نفوذ میکروارگانیسم ها در حالت عدم تابش بین دو فیلتر معمولی و فوتوکاتالیتیک هپا اختلاف چشم گیری وجود نداشت (05/0P). علاوه بر این، مقایسه فیلترها در حالت های تابش mW/cm2 1 و mW/cm2 8/1 نسبت به هم از لحاظ آماری رابطه معنی داری را نشان داد (05/0>P). هم چنین تابش UVC با شدت mW/cm2 8/1 در مقایسه با شدت mW/cm2 1 باعث کاهش بیش تر نفوذ باکتری ها از هر دو نوع فیلتر شده که این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار می باشد (05/0>P). با افزایش سرعت سطحی از m/s 1/0 به m/s3/0 تحت تابش UVC با شدت mW/cm2 1، mW/cm2 8/1 و هم چنین در حالت عدم تابش UVC در هر دو نوع فیلتر هپا میزان نفوذ باکتری ها به طور قابل توجهی افزایش یافت (05/0>P).
    نتیجه گیری
    فوتوکاتالیتیکی کردن فیلترهای هپا و افزایش شدت تابش پرتو UVC به خصوص در سرعت های سطحی پایین تر باعث تاثیر مثبت چشم گیری در کاهش میکروارگانیسم های هوابرد و افزایش راندمان فیلترهای هپا می شود.
    کلیدواژگان: فیلتر هپا، فوتوکاتالیتیک، میکروارگانیسم، استافیلوکوکوس، باسیلوس، فرابنفش
  • مصطفی پویاکیان، مهناز صارمی، کورش اعتماد، حمید شفق * صفحات 265-282
    مقدمه
    داروخانه ها یکی از عناصر اصلی در زنجیره ارایه خدمات در نظام سلامت کشور هستند. بنابراین شناخت ویژگی های شغلی و نیز مسایل مربوط به سلامت نیروی کار در گردانندگان اصلی این حرفه اهمیت زیادی دارد. هدف از مطالعه ی حاضر شناسایی مسایل ارگونومیک داروخانه ها می باشد.
    روش کار
    پژوهش کیفی حاضر از نوع تحلیل محتوا به مدت پنج ماه در سال 2017 در داروخانه های شهرستان مراغه صورت گرفت. داده ها از طریق بحث گروهی متمرکز با مشارکت 30 نفر از سه گروه کاری مختلف که شامل 12 نفر دکتر داروساز، 12 نفر تکنسین دارویی و 6 نفر بازرس معاونت غذا و دارو بود، در 5 جلسه جمع آوری شد. آنالیز داده ها هم زمان با جمع آوری آن ها با استفاده از آنالیز محتوای هدایت شده صورت گرفت.
    یافته ها
    تحلیل محتوا، 23 مساله ارگونومیک مطرح در داروخانه ها را شناسایی نمود که در سه دسته کلی از پیش تعیین شده بر اساس دسته بندی انجمن بین المللی ارگونومی (فیزیکی، شناختی و سازمانی) قرار گرفتند. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که از دیدگاه ارگونومی مسایل مختلفی از جمله پوسچرهای کار، فضای کار و چیدمان، بارکاری ذهنی و بهره وری برای شاغلین داروخانه ها مطرح می باشد.
    نتیجه گیری
    اکثر شرکت کنندگان در این مطالعه بر روی برخی مسایل ارگونومیک از جمله فضای کار و چیدمان، پوسچرهای کاری، بارکاری ذهنی، قابلیت اطمینان و طراحی زمان های کاری تاکید بیش تری داشتند. نتایج حاصل از این مطالعه می تواند به عنوان مبنایی برای ارتقاء آیین نامه های ساخت و بهره برداری از داروخانه ها و هم چنین ارزیابی وضعیت ارگونومی و شناسایی مشکلات ارگونومیک آن ها مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: مسایل ارگونومیک، پژوهش کیفی، داروخانه، بحث گروهی متمرکز
  • مرتضی چراغی *، بابک امیدوار، علی اکبر اسلامی بلده، حمیدرضا جعفری، علی محمد یونسی صفحات 283-298
    مقدمه
    ارزیابی ریسک از اصلی ترین ابزارها در مدیریت ایمنی شناخته می شود که با ایجاد بستر اطلاعاتی مناسب، مدیران ایمنی را در انتخاب بهتر اقدامات اصلاحی یاری می نماید. هدف از این مطالعه انتخاب اقدامات اصلاحی بهینه از بین اقدامات پیشنهادی توسط کارشناسان با توجه به در نظر گرفتن الزامات استانداردها و هم چنین محدودیت هایی از جمله هزینه بر اساس مدل سازی ریاضی می باشد.
    روش کار
    در این مطالعه مدلی برای انتخاب بهینه اقدامات اصلاحی ارایه شده است که بر طبق آن اقدامات اصلاحی بر اساس اهداف (افزایش میزان کاهش ریسک) و محدودیت های موجود از جمله هزینه و سطح ریسک قابل قبول سازمان انتخاب می گردد. با توجه به گستردگی تعداد جواب‏ها‏ی مساله و استفاده متغیر‏ها‏ی دودویی در مساله، برای حل مساله از الگوریتم ژنتیک استفاده شد.
    یافته ها
    برای نشان دادن توان مندی این روش در یک صنعت تولید برق تعداد 40 خطر شناسایی شده و مقدار ریسک آن ها تخمین زده شد، سپس برای هر کدام از آن خطرات، اقدامات اصلاحی ممکن تعیین گردید. با استفاده از مدل پیشنهادی، اقدامات اصلاحی به صورت بهینه انتخاب گردید که با کم ترین هزینه ممکن کلیه ریسک ها به زیر سطح ریسک قابل قبول سازمان تقلیل یافتند.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه نشان داده شد که انتخاب اقدامات اصلاحی با استفاده از مدل سازی ریاضی انتخابی مناسب، با دقت بالا در کم ترین زمان حاصل می گردد. این روش به عنوان روشی جایگزین روش های کیفی و مبتنی بر نظر کارشناسان پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: اقدام اصلاحی، مدل سازی ریاضی، ریسک، ایمنی
  • فریبرز امیدی، رضا علی فلاح زاده، فاطمه دهقانی، بهرام هراتی، سعید براتی چمگردانی، وحید غریبی * صفحات 299-308
    مقدمه
    کارگران صنایع تولید فولاد به طور گسترده با ترکیبات آلی فرار مواجهه دارند. با توجه به اثرات بهداشتی این ترکیبات، هدف از این مطالعه تعیین میزان مواجهه شغلی با ترکیبات BTEX و هم چنین ارزیابی ریسک سرطان زایی ناشی از بنزن و غیر سرطان زایی این ترکیبات در یک صنعت فولاد بوده است.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی در واحد تولید کک یک صنعت تولید فولاد انجام شد. پس از جمع آوری نمونه های فردی از منطقه تنفسی کارگران و تجزیه ی آن با دستگاه گاز کروماتوگرافی مجهز به آشکار ساز یونش شعله ای (GC-FID) مطابق روش شماره 1501 انستیتوی ملی ایمنی و بهداشت شغلی (NIOSH 1501) ، میزان مواجهه با ترکیبات BTEX به صورت کمی تعیین شد. در مرحله ی بعد، با استفاده از روش شبیه سازی مونت کارلو ریسک سرطان زایی برای بنزن و ریسک غیر سرطان زایی برای ترکیبات BTEX محاسبه گردید.
    یافته ها
    نتایج آنالیز نمونه ها نشان داد که مقدار غلظت بنزن در بخش های انرژی و بیوشیمی و تصفیه بنزول بیش تر از حد مجاز مواجهه شغلی می باشد. در بین واحدهای مطالعه شده، بخش تصفیه بنزول به عنوان آلوده ترین بخش، دارای بالاترین غلظت از ترکیبات BTEX بود. ریسک غیر سرطان زایی برای کلیه ترکیبات BTEX در تمام بخش های مورد مطالعه کوچک تر از یک به دست آمد. مقدار ریسک سرطان زایی برای بنزن در واحدهای انرژی و بیوشیمی، تصفیه بنزول و کوره آزمایشی بالاتر از حداکثر مقدار قابل قبول تعیین شده توسط آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده (US EPA) می باشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به بالا بودن غلظت بنزن در واحدهای انرژی و بیوشمی و تصفیه بنزول و هم چنین بالا بودن ریسک سرطان زایی آن ، بهبود سیستم های کنترلی موجود و به کار گیری سیستم های کنترلی فنی و مهندسی پیشرفته برای کنترل میزان مواجهه شغلی الزامی است.
    کلیدواژگان: ارزیابی ریسک بهداشتی، BTEX، صنعت فولاد، روش شبیه سازی مونت کارلو
  • علی توکلی کاشانی *، محمدمهدی بشارتی، امین رادمرد صفحات 309-321
    مقدمه
    بررسی میزان تاثیر متغیرهای دموگرافیک و نیز شرایط کاری رانندگان اتوبوس بر رفتار و عمل کرد ترافیکی آن ها، علاوه بر سلامتی خود راننده، برای حفظ جان مسافرین نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه برخی متغیرهای دموگرافیک و نیز مشخصه های زمانی شیفت کاری، بر رفتارهای مرتبط با «شناسایی خطرات» ، «آرامش حین رانندگی» ، «خستگی» و «هیجان طلبی» در میان رانندگان اتوبوس برون شهری می باشد.
    روش کار
    این پژوهش از دسته مطالعات تحلیلی-مقطعی می باشد. نمونه تصادفی مورد استفاده در این پژوهش، شامل 321 راننده اتوبوس از پایانه های مسافربری برون شهری تهران می باشد. در این مطالعه، از پرسش نامه BDRI به عنوان ابزار گردآوری داده و از ضریب هم بستگی پیرسون، آزمون تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی به عنوان ابزارهای تحلیل داده ها استفاده گردید.
    یافته ها
    درمجموع، سن، سابقه رانندگی و نیز مدت زمان استراحت راننده هم بستگی مثبتی با خستگی و هیجان طلبی کم تر و آرامش بیش تر حین رانندگی دارد. رانندگانی که عمر وسیله نقلیه آن ها بیش تر بوده، وضعیت نامطلوب تری در شاخص های شناسایی خطرات، آرامش حین رانندگی و خستگی داشته اند. وضعیت تاهل و سیگاری بودن راننده رابطه معناداری با خستگی و آرامش حین رانندگی نشان داد. به علاوه، وضعیت راننده های با تحصیلات دانش گاهی، در هر چهار عامل، به طور معناداری بدتر از سایر راننده ها می باشد. رانندگانی که در مسیرهای کوهستانی تردد می کنند، در هر دو عامل شناسایی خطرات و خستگی، وضعیت نامطلوب تری نسبت به سایر رانندگان داشتند.
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیرگذاری سن راننده و سابقه رانندگی بر خستگی، هیجان طلبی و آرامش حین رانندگی، به نظر می رسد برگزاری دوره های آموزشی متناسب با گروه های مختلف سنی رانندگان برای افزایش آگاهی آنان درمورد نحوه مدیریت این عوامل بتواند به بهبود وضعیت رانندگان در این شاخص ها کمک کند. به علاوه، باتوجه به تاثیرگذاری زمان استراحت و نیز نوع مسیر تردد بر خستگی و توانایی راننده اتوبوس در شناسایی خطرات، لازم است قوانین مناسبی برای کاهش تاثیر این عوامل بر عمل کرد رانندگان تصویب گردد.
    کلیدواژگان: راننده، اتوبوس بین شهری، ایمنی، خستگی، شناسایی خطرات، هیجان طلبی
|
  • Mohammad Javad Jafari , Hassan Assilian Mahabadi , Gholam Heydar Teimori *, Mohsen Attar , Soheila Khodakarim Pages 211-222
    Introduction
    Workers in open pit mines are frequently exposed to extreme heat stress during hot seasons. Several indices including Modified Discomfort Index (MDI) are used to evaluate the heat stress. The aim of this study was to evaluate the MDI and to investigate its relationship with ISO 7243 standard (Wet Bulb Globe Temperature index, WBGT) and physiological parameters of workers in an open pit mine. Material and Method: This cross-sectional study was conducted among 120 healthy male miners in an open pit mine during summer season in 2014. Physiological parameters including body core and skin temperature, heart rate and blood pressure were measured according to ISO 9886 standard. All environmental and physiological parameters were simultaneously measured and recorded during a work shift. The MDI and WBGT indices were calculated using the related formula. Statistical analysis was performed using the SPSS 22 software.
    Result
    According to the criteria of MDI, about 29 percent of workers had the average level, 68 percent of workers experienced the intense level and 2.5 percent suffered from the extreme level of exposure to the heat stress. No case of light level exposure to heat stress was obtained among workers. A significant correlation was found between MDI and ISO standard index (WBGT). Statistically significant correlation were also found between MDI and physiological parameters (P<0.001); in which the highest correlation coefficient was found for the heart rate variable (r=0.589).
    Conclusion
    Based on MDI, a high percentage of open pit mine workers were at risk of heat stress hazards. MDI had a moderate correlation with physiological parameters of the workers and showed a remarkable correlation with the WBGT.
    Keywords: Modified Discomfort Index, Physiological Parameters, Wet Bulb Globe Temperature, Open-Pit Mine
  • Milad Abbasi , Parvin Nassiri , Roghay’eh Jaffari Talaar poshti , Seyed Mohammadreza Taghavi , Saeid Aarabi , Rohollah Fallah Madvari , Mohammad Hossein Ebrahimi , Maryam Ghaljahi * Pages 223-236
    Introduction
    Chronic occupational noise exposure may constitute a risk factor for cardiovascular disease for workers. The aim of this study was to investigate the relationship between occupational noise exposure and noise annoyance with blood pressure, serum cholesterol and triglyceride levels in workers of a textile industry. Material and Method: This cross-sectional study was carried out among 220 employees of Savadkouh textile industry complex in Mazandaran province, Iran in 2017. To achieve the study objectives, the 8 -hour equivalent sound exposure level was measured and the cumulative noise exposure was calculated. Based on noise exposure level, workers were divided into control and case groups. Then, blood pressure was measured and blood samples were collected from each individual for determination of the serum cholesterol and triglyceride levels and they were transfered to the laboratory for further analysis. The noise annoyance scale and socio-demographic questionnaire were used to collect noise annoyance and other background and demographic information, respectively. Finally, Paired t-test, one-way ANOVA and multivariate regression were used to study the relationship between variables using SPSS Version 20.
    Result
    In total, 159 workers participated in this study considering the inclusion and exclusion criteria. Eighty-three participants were exposed to more than or equal to 85 dBA, and 76 person were exposed to less than 85 dBA noise level, respectively. The results showed that mean blood pressure and cholesterol were significantly different between the control and case groups (P-value< 0.05). Based on multivariate regression results, noise exposure, cumulative noise exposure (CNE) and noise annoyance had a significant effect on blood pressure (P-value< 0.001). Cholesterol was also significantly affected by noise exposure and noise annoyance (P-value< 0.005).
    Conclusion
    Based on the results of current study, noise can be considered as a risk factor for cardiovascular disease ampong workers. Actually, high intensity noise affect serum cholesterol and blood pressure directly, and may do indirectly by causing noise annoyance which acts as a mediator. Therefore, it seems necessary to conduct a controlled cohort study to investigating the interactions among whole variables of interest.
    Keywords: Noise Exposure, Cholesterol, Triglycerides, Blood Pressure, Noise Annoyance
  • Asma Zare , Mahdi Malakouti Khah , Ehsan Garosi , Seifollah Gharib , Sayed Abolfazl Zakerian * Pages 237-250
    Introduction
    Control room is one of the most important working environments that require optimal performance of individuals to minimize errors. Lighting is one of the environmental factors affecting the operation of the control room operators. Providing optimal lighting in the control room is very important. The purpose of this study was to determine the effect of light on workload, sleepiness, eye fatigue, and satisfaction of individuals from light conditions. Material and Method: This was an interventional study conducted in a control room of a power plant. Intervention in the control room lighting was performed with two lighting systems including fluorescent lamps (4000 Kelvin, 200 lux) and LED lamps (4,000 Kelvin, 400 lux). Sixteen operators were evaluated under the two lighting systems in terms of workload, sleepiness, eye fatigue and satisfaction of individuals from light conditions.
    Result
    According to the results, eye fatigue significantly decreased after intervention (p (0.004>. Also, the higher light intensity, significantly decreased the level of sleepiness (p <0.001). In the study of workload, the amount of mental workload (p <0.001) and effort (p <0.03) decreased significantly, after intervention and the increase in the intensity of light; but physical demand, temporal demand, performance and frustration had no significant difference with the results before intervention.
    Conclusion
    In general, a combination of fluorescent and LED lighting systems, with 400 lux intensity, can provide optimal functional and mental conditions for control room operators. The illumination intensity of 400 lux in terms of workload, sleepiness, eye fatigue and the degree of satisfaction of individuals from light conditions provides a much better environmental condition than 200 lux.
    Keywords: Lighting, Control Room, Workload, Sleepiness, Visual Fatigue, Satisfaction of Light
  • Bahman Pourhassan , Farideh Golbabaei *, Mohammad Reza Pourmand , Somayeh Farhang Dehghan , Ensieh Masoorian Pages 251-264
    Introduction
    Indoor air environments contain a wide variety of microorganisms such as bacteria, fungi, and viruses in which some of them can affect the human health. Filtration is considered as one of the most common methods to remove microorganisms in these environments. The purpose of current study was to investigation the neat and photocatalytic HEPA filters performance at different face velocities and various intensity of UVC light source on the reduction of airborne microorganisms. Material and Method: After installation of the neat and photocatalytic HEPA filters in a closed–loop chamber, suspension of Staphylococcus epidermidis and Bacillus subtilis bacteria with a concentration of 107 CFU / ml were sprayed into the closed–loop chamber by nebulizer. Sampling of penetrated microorganisms from filters were performed using the NIOSH 0800 method under ambient temperature 22±3oC, relative humidity 35±5%, and different air velocity (0.1 m/s and 0.3 m/s) and UVC different radiation intensity (1 mW/cm2, 1.8 mW/cm2 and no radiation (dark)) at 30 minutes time period. penetrated microorganisms density from filters was determined in term of CFU/m3.
    Result
    There were no significant differences in the penetration rates of microorganisms at the dark mode between the two neat and photocatalytic HEPA filters (p>0.05). The penetration rate of bacteria was significantly decreased in the neat and photocatalytic HEPA filters at UVC radiation mode with various intensities than dark mode (p<0.05). In addition, comparison of the filters in the illuminance modes of 1 mW/cm2 and 1.8 mW/cm2 were statistically significant (P <0.05). Also, UVC radiation with the 1.8mW/cm2 illuminance compared to the 1 mW/cm2 illuminance resulted in a greater reduction in the bacterial penetration from both types of filters, which is statistically significant(p<0.05). The bacteria penetration rate dramatically increased by increasing the face velocity from 0.1 m/s to 0.3 m/s under UVC radiation at an illuminance of 1mW/cm2, 1.8mW/cm2 and as well as in no radiation mode in both types of HEPA filters (P <0.05).
    Conclusion
    Photocatalytic HEPA filters and increasing UVC illuminance, especially at lower surface velocities, have a significant positive effect on reducing airborne microorganisms and increasing the efficiency of HEPA filters
    Keywords: High Efficiency Particulate Air (HEPA) Filter, Photocatalytic, Microorganism, Staphylococcus, Bacillus, Ultra Violet.
  • Mostafa Pouyakian , Mahnaz Saremi , Korosh Etemad , Hamid Shafagh * Pages 265-282
    Introduction
    Pharmacies are one of the main elements of the service chain in the health system in each country. Therefore, it is important to identify characteristics of the job as well as the health issues of the employees of this business. The aim of the current study was to investigate the ergonomic issues of pharmacies. Material and Method: This qualitative study was conducted using content analysis during a 5- month study in the pharmacies of Maragheh city, Iran. Data was collected using focus group discussion. Thirty individual including 12 Pharmacists, 12 pharmacy technicians and 6 inspectors of deputy of the food and drugs office participated in five meetings. Data analysis was carried out simultaneously using the conducted content analysis.
    Result
    Using content analysis method 23 ergonomic issues were identified in the studied pharmacies. These issues were categorized into three broad categories based on the classification of the International Ergonomics Association (physical, cognitive, and organizational issues). The results showed that from ergonomic point of view, different issues of all three categories such as work postures, work space and layout, mental workload and work-rest schedules are of great importance for staffs. Some issues were more emphasized by personnel, themselves.
    Conclusion
    Unlike what appears at first, pharmacies as a work environment have multiple issues related to workforce health. Therefore, the occupational health and ergonomic evaluation of pharmacies that has been neglected should be taken into account by ergonomic researchers. Also, interventions to promote the ergonomic level of pharmacies require attention to all aspects of ergonomics. The results of this study can be used as a basis for promoting the regulations of establishment and utilization of pharmacies as well as ergonomic assessment of them.
    Keywords: Ergonomics, Qualitative Research, Pharmacy, Focus Group Decision
  • Morteza Cheraghi *, Babak Omidvar , Ali Akbar Eslami, Baladeh , Hamid Reza Jafari , Ali Mohammad Younesi Pages 283-298
    Introduction
    Risk assessment is a main tool in safety management process as it can help managers to choose corrective actions by providing appropriate information. The purpose of this paper was to select the optimal corrective actions among the proposed ones by the experts based on mathematical modeling, taking into account the standards and also the limitations including the cost. Material and Method: In this paper, a model was presented to find the optimal corrective actions regarding the organization goals (maximum in risk reduction value) and the limitations such as cost and level of acceptable risk. Due to extensive number of solutions, Genetic Algorithm (GA) is used for solving the problem.
    Result
    To show the capability of this method in an industrial environment, a power generation industry with 40 hazards was considered as the case study. Then, the risk of hazards was estimated and corrective actions were determined for each of them. Using the proposed model, corrective actions were selected optimally, with the least possible cost; all risks were reduced below the level of organizational acceptable risk.
    Conclusion
    It was shown that the optimal corrective actions using mathematical modeling are selected with high precision in acceptable time. This method is suggested as an alternative for conventional qualitative methods based on expert’s opinions.
    Keywords: Corrective Action, Mathematical Modeling, Risk, Safety
  • Fariborz Omidi , Reza Ali Fallahzadeh , Fateme Dehghani , Bahram Harati , Saied Barati Chamgordani , Vahid Gharibi * Pages 299-308
    Introduction
    Workers in steel manufacturing companies are extensively exposed to the volatile organic compounds (VOCs). Considering the health effects of these compounds, the purpose of this study was to determine occupational exposure to the BTEX compounds and also evaluation of carcinogenic risk due to benzene and non- carcinogenic risk for BTEX compounds in a steel industry. Material and Method: This cross-sectional study was conducted in the coke production unit of the steel making industry. After collecting personal samples from breathing zone of the workers and analyzing of the samples the levels of exposure to the BTEX were quantitatively determined using Gas chromatography equipped with Flame Ionization Detector (GC-FID), according to the NIOSH 1501 standard method. Then, cancer risk due to benzene and non-cancer risks from BTEX compounds were calculated using Monte-Carlo technique.
    Result
    The analysis of personal samples indicated that benzene concentration in energy and biochemistry and benzol refinement sections of the plant were higher than occupational exposure limits (OELs). Among the studied sections, benzol refinement as the most polluted section had the highest concentration of BTEX compounds. Non-cancer risk due to BTEX compounds in all studied sections was lower than one. Benzene cancer risk in energy and biochemistry, benzol refinement and experimental furnace sections was higher than maximum recommended value by EPA.
    Conclusion
    Due to the high concentration of benzene in energy and biochemistry and benzene refinement sections as well as the resultant carcinogenic risk, improvement of existing control systems and the use of modern engineering systems are necessary to control occupational exposure.
    Keywords: Health Risk Assessment, BTEX, Steel Industry, Monte Carlo Simulation Technique
  • Ali Tavakoli Kashani *, Mohammad Mehdi Besharati , Amin Radmard Pages 309-321
    Introduction
    Examining the effect of bus drivers’ demographic characteristics as well as workplace conditions on their traffic behavior and performance is important not only for drivers’ health and safety, but also for the safety of bus passengers. The aim of this study was to investigate the relationship between demographic variables and work shift schedule on the behaviors pertaining to “hazard monitoring”, “relax driving”, “fatigue proneness”, and “thrill seeking” among intercity bus drivers. Material and Method: In this cross-sectional study a sample of 321 bus drivers were randomly selected from Tehran intercity bus terminals. The BDRI questionnaire was used to collect data. The Pearson’s correlation coefficient and the ANOVA and Tukey’s HSD tests were used to analyze the data.
    Result
    In general, the findings showed that age, driving experience and rest time period positively correlate to lower fatigue, lower thrill seeking and more relaxed driving. Drivers with higher vehicle age were found to perform worse than others in hazard monitoring and to be more prone to the stress and fatigue. Also, fatigue and relaxed driving were significantly related to the marital status and cigarette usage. In addition, drivers who were college graduate or above were found to perform worse than other drivers considering all of the four factors. Furthermore, those who drive in mountainous routes were found to perform worse than other drivers in hazard monitoring and fatigue proneness.
    Conclusion
    Since the age and driving experience were found to influence fatigue proneness, hazard monitoring and relaxed driving, thus, setting up specific training courses for different driver age groups aiming to enhance their awareness concerning on managing these factors might help drivers improve their performance in these factors. Furthermore, regarding the effect of rest period and route type on the drivers’ fatigue and hazard monitoring ability, appropriate regulations are needed to mitigate the effect of these factors on the performance of drivers.
    Keywords: Drivers, Intercity Bus, Safety, Fatigue, Hazard Monitoring, Thrill Seeking