فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد - سال بیست و ششم شماره 6 (شهریور 1397)
  • سال بیست و ششم شماره 6 (شهریور 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/05
  • تعداد عناوین: 8
|
  • صدیقه تقی زاده ، علی اصغر پرچ ، سید کاظم رضوی رتکی ، محمود باقری صفحات 463-472
    مقدمه
    اسکن استخوان یک آزمایش اسکن پزشکی هسته ای است که منجر به پیدا کردن اختلالات خاص در استخوان می شود. رادیوداروی Methylene Diphosphonate (MDP) برای اسکن استخوان استفاده می شود. هدف از این مطالعه برآورد دوز جذبی ارگان های بدن در اسکن استخوان با تزریق رادیوداروی MDP با استفاده از نرم افزار میردوز (Mirdose) و روش ترکیبی SPECT/planar است.
    روش بررسی
    از20 بیمار زن سه تصویر پلنار در فواصل زمانی 1، 3 و 5 ساعت و یک تصویر SPECT در زمان 3 ساعت پس از تزریق گرفته شد. اکتیویته تجمعی اندام ها با استفاده از روش ترکیبی SPECT/planar به دست آمد و با استفاده از نرم افزار Mirdose دوز جذبی آنها محاسبه شد.
    یافته ها
    میانگین دوز جذبی ناشی از رادیوداروی 99mTc –MDP در خانم های مورد مطالعه برای تخمدان ها (0004/0056±0/0) و برای دیواره قلب (0005/0± 0026/0) ، کلیه ها (0072/0± 043/0) ، کبد (0001/0± 0034/0) ، ریه ها (0001/0± 0024/0) ، ماهیچه ها (0006/±0 0028/0) ، طحال (0003/0 0048±/0) ، مثانه (0120/0 0680±/0) ، استخوان ها (0006/0 0046±/0) و باقیمانده بدن (00096/0± 0031/0) mGy/MBq می باشند.
    نتیجه گیری
    اندام های مثانه، کلیه ها، تخمدان ها، طحال، استخوان ها، کبد، ماهیچه ها، دیواره قلب و ریه ها به ترتیب دارای بیشترین میزان دوز جذبی در میان ارگان های بدن بودند. از آنجایی که افراد دارای بیماری ها و ویژگی های بیولوژیکی متفاوت بوده، این امر منجر به جذب متفاوت رادیودارو در اندام ها و در نتیجه باعث اختلاف در میانگین دوز جذبی رادیودارو در اندام های آنان شده است.
    کلیدواژگان: دوز جذبی داخلی، روش ترکیبی پلنار، SPECT، نرم افزار Mirdose، اکتیویته تجمعی
  • فاطمه زارعی ، سعیده شادمهری ، فرهاد دریانوش ، آقای محمد شرافتی مقدم ، دکتر محمدتقی محمودی صفحات 473-482
    مقدمه
    آدیپوکاین ها دارای نقش های بیولوژیکی گوناگونی هستند که با تغییرهای شاخص توده بدن، مقاومت به انسولین، سندروم متابولیکی، سندروم تخمدان پلی کیستیک، دیابت و بیماری های قلبی- عروقی ارتباط‏ دارند. هدف از پژوهش حاضر، تاثیر 8 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر سطوح سرمی هورمون های کمرین، امنتین-1 و آپلین در موش های ماده نژاد اسپیراگوداولی دارای اضافه وزن می باشد.
    روش بررسی
    در این پژوهش، 16 سر موش دارای اضافه وزن، به طور تصادفی به دو گروه کنترل (8 سر) و گروه آزمایش (8 سر) تقسیم‏شدند. گروه آزمایش پنج روز در هفته مطابق با برنامه تمرینی به ‏مدت هشت هفته به فعالیت ورزشی تناوبی با شدت بالا (HITT) پرداختند. در مدت انجام فعالیت ورزشی گروه کنترل هیچ‏گونه برنامه تمرینی نداشتند. پس از هشت هفته تمرین، برای تجزیه ‏وتحلیل داده ها از نرم افزار spss (19) و آزمون t مستقل استفاده‏ شد.
    نتایج
    نتایج نشان‏دادند که تفاوتی معنی دار میان میزان سرم کمرین در موش هایی که برنامه تمرینی انجام‏داده ‏بودند، نسبت ‏به گروه کنترل (079/0P=) وجود ندارد؛ از طرفی‏ دیگر، تفاوت معناداری بین سطوح سرمی امنتین-1 (034/0P=) و آپلین (044/0P=) مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت تغییرها در سطوح آدیپوکاین ها به ‏نظر ‏می رسد فعالیت ورزشی HIIT می تواند یک عامل مهم و کاربردی برای تنظیم هورمون های بافت چربی (آدیپوکاین ها) باشد که افراد سالم و بیمار با توجه به توانایی خود می توانند این نوع فعالیت را انجام دهند
    کلیدواژگان: آدیپوکاین، آپلین، کمرین، تمرین تناوبی با شدت بالا، امنتین-
  • محمد رمی ، عبدالحمید حبیبی ، مژده خواجه لندی صفحات 483-494
    مقدمه
    شواهد علمی حاکی ازنقش برجسته استرس اکسایشی دردیابت و توسعه عوارض ناشی ازآن است وپیش آماده سازی بافعالیت ورزشی هوازی همراه باافزایش قدرت آنتی اکسیدانی سلول های عصبی، می تواند موجب کاهش استرس اکسیداتیو وافزایش مقاومت نورون های ناحیه هیپوکمپ گردد. از این روهدف ازمطالعه حاضر، بررسی اثر 6هفته تمرین استقامتی برفعالیت آنزیم های سوپراکسید دیسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز بافت هیپوکمپ موش های صحرایی نرمبتلا به دیابت تجربی بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، 24 سر موش صحرایی نر (4/9±245 گرم) بالغ با 10هفته سن به 4 گروه 6 تایی تقسیم شدند. موش های گروه های دیابتی ازطریق تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین دیابتی شدند. برنامه تمرینی شامل 6هفته تمرین استقامتی با شدت متوسط بود. در پایان 6 هفته برنامه، 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین نمونه های بافت هیپوکمپ استخراج گردید. برای مقایسه بین گروهی از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه استفاده و سپس در صورت معناداری، ازآزمون تعقیبی شفه برای بیان اختلاف معنادار بین گروه ها استفاده گردید. سطح معناداری 05/0P≤ درنظر گرفته شد. بررسی های آماری با استفاده ازنرم افزار SPSS نسخه 23 انجام گرفت.
    نتایج
    پس از 6هفته تمرین استقامتی، میزان سوپراکسید دیسموتاز در هردو گروه: تمرینی سالم ودیابتی تمرین افزایش معنادار ودر گروه کنترل دیابتی کاهش معناداری داشت(001/0. (P< میزان گلوتاتیون پراکسیداز دردو گروه: تمرینی سالم و دیابتی تمرین و گروه کنترل سالم تفاوت معناداری در مقایسه با گروه کنترل دیابت داشت (05/0(P≤، درحالی که تفاوت بین سه گروه مذکور معنادار نبود (05/0(P≥.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج می توان بیان داشت که احتمالا تمرین استقامتی می تواند درافزایش دفاع آنتی اکسیدانی آنزیمی بافت هیپوکمپ موش های دیابتی موثرباشد.
    کلیدواژگان: ورزش هوازی، سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز، هیپوکمپ
  • مسعود میرزایی ، محمد خواجه صفحات 495-507
    مقدمه
    کیفیت زندگی به عنوان یک پیامد مهم و قابل اندازه گیری در مطالعات حوزه پزشکی شناخته شده. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین کیفیت زندگی و مصرف دخانیات در شهرستان یزد می باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه مقطعی تحلیلی، با استفاده از داده های مطالعه سلامت مردم یزد (یاس) با حجم نمونه 8725 نفرانجام شد. به منظور اندازه گیری کیفیت زندگی از پرسش نامه SF8 استفاده گردید. داده ها از طریق آزمون های کروسکال والیس و من ویتنی و رگرسیون لجستیک و با استفاده از نرم افرار SPSS20 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
    نتایج
    تفاوت معنی داری در کیفیت زندگی افراد سیگاری و غیر سیگاری پیدا شد (001/0>p) ، افراد سیگاری از کیفیت زندگی پایین تری نسبت به افراد غیرسیگاری برخوردار بودند. این تفاوت در ابعاد سلامت عمومی (001/0>p) ، شادابی (001/0>p) ، و عملکرد اجتماعی (014/0P=) ، و هم چنین دو بعد کلی جسمانی (001/0p=) و روانی (001/0>p) کیفیت زندگی، نیز دیده شد. در این مطالعه مصرف سیگار (81/1-31/1:95%CI54/1OR=) ، و قلیان (56/1-11/1:95%CI32/1=OR) ، از عوامل خطر در کیفیت زندگی پایین شناخته شدند. تجزیه و تحلیل برهم کنش آماری بین سیگار کشیدن با متغییرهای دموگرافیک در ارتباط با کیفیت زندگی نشان داد که افراد جوان و سیگاری نسبت به افراد سالمند و سیگاری (08/8-56/1:95%CI55/3OR=) ، و افراد مجرد سیگاری نسبت به افراد متاهل سیگاری (89/3-44/1:95%CI37/2OR=) ، از کیفیت زندگی پایین تری نسبت به سایرین برخوردار بودند. هم چنین افراد سیگاری و شاغل نسبت به افراد سیگاری و بیکار از کیفیت زندگی بهتری برخوردار بودند (983/0-513/0:95% CI 711/0 = OR).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه پیشنهاد می کند که تفاوت معنی داری در کیفیت زندگی افراد در ارتباط با وضعیت استعمال دخانیات آن ها وجود دارد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، استعمال دخانیات
  • بیژن رضاخانیها ، سهیلا سیروس بخت ، صدرا رضاخانیها صفحات 508-517
    مقدمه
    واریکوسل شایع ترین علت قابل درمان ناباروری در مردان می باشد. این مطالعه قصد دارد میزان واریکوسل در سربازان را قبل و بعد از انجام دوره آموزشی در مرکز آموزشی نظامی آجا در تهران در سال 97-1396 تعیین نموده و میزان تاثیر دوران آموزشی در سربازی را در راستای ایجاد یا افزایش درجه واریکوسل بررسی نماید.
    روش بررسی
    این مطالعه که به روش طولی یک گروهی با اندازه گیری مکرر بر روی 1200 سرباز که در طی سال 97-1396 جهت گذراندن دوره آموزشی به مرکز آموزشی نظامی ارتش وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ارتش در تهران ارجاع شده انجام گردید. کلیه سربازان در ابتدای ورود و پس از اتمام دوره آموزشی که به مدت 3 ماه طول می کشید تحت معاینه قرارگرفتند. برای مقایسه متغیرهای کیفی از تست آماری کای – دو و برای متغیرهای اسمی- رتبه ای تست آماری ویلکاکسون با نرم افزار SPSS-15استفاده گردید.
    نتایج
    سن افراد مورد مطالعه 21-18 سال با میانگین سنی 76/18 سال با انحراف معیار 46/0 بوده است. شیوع واریکوسل در جامعه مورد مطالعه قبل از گذراندن دوره آموزشی 11درصد و پس از دوره آموزشی 14 درصد گزارش شده است (05/0> P). در بررسی متغیر شدت واریکوسل، قبل از گذراندن دوره واریکوسل، درجه یک و دو به ترتیب 85 % و 15% و پس از گذراندن دوره آموزشی واریکوسل درجه یک و دو به ترتیب 69%و 25%و درجه سه 6% بوده است (05/0 >P).
    نتیجه گیری
    انجام دوره آموزش نظامی و ورزش های سنگین در ایجاد موارد جدید واریکوسل موثر نبوده ولی می تواند در افزایش درجه واریکوسل در افرادی که از قبل واریکوسل داشتند موثر باشد. قابل ذکر است نتایج استخراج شده در این تحقیق بر خلاف مشاهدات گذشته بود که تصور می شد دوره سربازی باعث موارد جدید واریکوسل می گردد.
    کلیدواژگان: آموزش نظامی، سربازان، واریکوسل، ناباروری
  • فرخنده رزاقی ، امینه السادات ظهیری ، رامین عطایی صفحات 518-527
    مقدمه
    در طی چند سال گذشته مطالعاتی در خصوص خواص ضد افسردگی زعفران وجود دارد باتوجه به این که مطالعات به خصوص با مدل افسردگی اضطرابی و به صورت سینرژیسم با سایر داروها محدود است، تحقیق حاضر به بررسی اثر این دارو را به صورت ترکیب با فلوکسیتین می پردازد.
    روش بررسی
    این تحقیق یک مطالعه تجربی بوده و موش های سفید نر از نژاد Swiss Webster به گروه 6 تایی تقسیم شدند: گروه اول (نرمال سالین) ، گروه دوم ، فلوکسیتین (mg/kg 10) ،گروه سوم (عصاره50 هmg/kg 5) گروه چهارم، (عصاره 100 ، 5mg/kg) ،گروه پنجم (عصاره،50 2. 5mg/kg و فلوکسیتین5mg/kg) گروه ششم (عصارهmg/kg100 2. 5 وفلوکسیتین 5mg/kg) که به مدت 21 روز ،تجویز گردیدند. پس از دوره درمانی تست شنای اجباری و آزمون معلق سازی از دم و بررسی اضطراب توسط دستگاه ماز به علاوه انجام شد. و در نهایت برای انالیز داده ها از روش ANOVA یک طرفه به وسیله نرم افزار spss 21 استفاده شد.
    نتایج
    عصاره هیدروالکلی زعفران در غلظت 50 و 100 mg/ml اثر معنی داری در کاهش افسردگی داشته P<0. 05 اما اثر هم افزایی (سینرژیسم) بین عصاره و دارو مشاهده نشده است. و با توجه به آزمون Plus maze ، اثرات ضد اضطرابی برای غلظت های عصاره معنی دار نبود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج، عصاره هیدروالکلی (اتانولی) گل گیاه زعفران دارای خواص ضد افسردگی بوده که با فلوکسیتین هم افزایی نداشته بنابراین مکانیسم ضد افسردگی آن کمتر با خواص ضد اضطرابی فلوکستین درارتباط می باشد.
    کلیدواژگان: زعفران، افسردگی، آزمون شنای اجباری، آزمون تعلیق از دم، فلوکسیتین
  • الهام ساسانی ، هاشم شاهی مالمیر ، فاطمه دانشمند ، محمد مجدی زاده ، بی بی فاطمه حقیرالسادات صفحات 528-541
    مقدمه
    شیمی درمانی از موثرترین شیوه های مبارزه با تومورهای متاستاتیک است. هدفمند نبودن آن، با عوارض جانبی بسیاری همراه است. هدف از این مطالعه؛ بررسی فرمولاسیون های مختلفی از سامانه هیبریدی لیپونیوزوم به منظور دستیابی به فرمولاسیونی بهینه و هدفمند، جهت ارائه عملکرد مناسب در شیمی درمانی سرطان؛ به عنوان یک داروی مکمل بوده است.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر از نوعی مطالعه تجربی میباشد. پنج سامانه لیپونیوزومی با فرمولاسیون های مختلف حاوی DPPC، کلسترول و اسپن60 به روش فیلم نازک سنتز شدند. 3 فرمول بر اساس بازده درون گیری کورکومین انتخاب گردیده و پروفایل رهایش آنها جهت گزینش فرمول نهایی بررسی شد. سپس؛ فرمولاسیون نهایی با DSPE-mPEG (2000) بهینه گردیده و ضمن بررسی پروفایل رهایش آنها در محیط های شبیه سازی شده سلول سالم و سرطانی؛ شاخصه های فیزیوشیمیایی فرمول نهایی با استفاده از دستگاه های ZetaSizer، FTIR و SEM تعیین گردید.
    نتایج
    فرمولاسیون نهایی لیپونیوزوم پگیله کورکومین دارای اندازه nm5/147، درون گیری 85/1 ± 12/%98 ، پتانسیل زتا mV90/8- و PDI 176/0 بوده است. حداکثر رهایش دارو برای این نانوسامانه در محیط شبیه به سلول سالم 02/19% و سلول سرطانی 88/24% بوده است. بررسی های FTIR و SEM، نشان می دهد دارو و نانوحامل برهم کنش شیمیایی منجر به تغییر گروه های عاملی نداشته و ذرات آن مورفولوژی کروی دارند.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه ضمن تایید نیمه هدفمندی سامانه، نشان می دهد حامل بدون ایجاد تغییر در ماهیت شیمیایی دارو، داروی دربرگرفته شده را با نرخ پیوسته و کنترل شده آزاد ساخته است. به نظر می رسد؛ سایز نانو و شارژ ناچیز آنیونی سامانه، حاکی از برداشت سلولی بالای سامانه باشد.
    کلیدواژگان: حامل?های دارویی، نیوزوم، کورکومین، نانو ذرات، رهایش دارو
  • فاطمه برزگری فیروزآبادی ، شهربانو عریان ، محمد حسن شیخ ها ، سید مهدی کلانتر ، آمنه جاوید صفحات 542-552
    مقدمه
    مطالعه حاضر به منظور ارزیابی اثر miR-143 بر بیان ژن Bcl-2 در سطح mRNA و همچنین سمیت سلولی در رده سلولی SaOs-2 (از رده های استئوسارکوما) و Hum- 63 (سلولهای سالم استخوان) انجام گرفت.
    روش بررسی
    در مطالعه تجربی حاضر برای انتقال miR-143 به داخل سلول های سالم و سرطانی استخوان جهت بررسی اثرات آن بر روی بیان ژن Bcl-2 از لیپوزوم کاتیونی لیپوفکتامین 2000 استفاده شد سپس اثرات miR-143 بر روی سمیت سلولی (72 ساعته) و بیان ژن Bcl-2 به ترتیب به وسیله تست های MTT و پروتکل RealTimePcrسنجیده شد. از نرم افزار SPSS و آزمون هایANOVA و Student t-test برای آنالیز آماری نتایج آزمایشات و ارزیابی آنها استفاده شد.
    نتایج نتایج نشان داد که سامانه لیپوفکتامین 2000 به تنهایی هیچ سمیتی در هر دو رده سلولی Hum-63 وSaOs-2 نداشت. سلول های سرطانی SaOs-2 نسبت به سلول های Hum-63 حساسیت بیشتری در مقابل miR-143 آزاد وLipo/miR-143 از خود نشان دادند. بیشترین کاهش در سلول های SaOs-2بعد از تیمار با Lipo/miR-143 مشاهده شد (p<0/05). همچنین مطابق نتایج، ترانسفکشن سلولی miR-143 توسط لیپوفکتامین 2000 در مقایسه با تیمار سلول ها با miR-143 آزاد، باعث کاهش معنی داری در بیان ژن Bcl-2 شد (p<0/05).
    نتیجه گیری
    سامانه لیپیدی لیپوفکتامین 2000 می تواند در جذب سلولی miR-143 موثر واقع شود. miR-143از طریق هدف قرار دادن مسیرهای سلولی مختلفی از جمله میزان بیان ژن Bcl-2 می تواند در مسیر درمانی سرطان استخوان (استئوسارکوما) موثر واقع شود.
    کلیدواژگان: لیپوفکتامین 2000، Bcl-2، استئوسارکوما، miR-143
|
  • Sedighe Taghizade , Aliasghar Parach , Kazem Razavi, Ratki Seid , Mahmoud Bagheri Pages 463-472
    Introduction
    Bone scan is a nuclear medicine scan test, which leads to finding specific abnormalities in the bone. Methylene Diphosphonate (MDP) is used to bone scan. This combination is absorbed by bone tissue and is excreted by the kidneys and bladder. The purpose of this study was to estimate the absorbed dose of organs in bone scan with injection MDP radiopharmaceutical using Mirdose software and the SPECT/planar hybrid method.
    Methods
    20 females who referred to the Nuclear Medicine Department for bone disorders were examined and three planar images intervals of 1, 3 and 5 hours and one SPECT at 3 hours after injection were taken from them. The cumulative activity of the organs was obtained using the SPECT/planar hybrid method and then the absorbed dose was calculated using Mirdose software.
    Results
    The mean absorbed dose due to 99mTc-MDP in women for heart wall (0.0026±0.0005), kidneys (0.043± 0.0072), liver (0.0034±0.0001), lungs (0.0024±0.0001), muscle (0.0028±0.0006), ovaries (0.0056±0.0004), spleen (0.0048±0.0003), urinary bladder wall (0.0680±0.0120), bones (0.0046± 0.0006) and reminder of the body (0.0031± 0.00098) mGy/MBq were obtained.
    Conclusion
    Bladder, kidneys, ovaries, spleen, bones, liver, muscles, walls of the heart and lungs have the highest rates of absorbed dose in organs, respectively.Since the women studied in this study had different diseases and bone disorders and biological characteristics, and some of them were metastatic due to the disease, this led to a different absorption of radiopharmaceuticals in the various organs of these patients, which caused the difference is in the average absorbed dose of radiopharmaceuticals in their organs
    Keywords: Internal absorbed dose, Combined SPECT, Planar method, Mirdose software, Cumulated activity.
  • Faremeh Zarei , Saeedeh Shadmehri , Farhad Daryanoosh , Mohammad Sherafati Moghadam , Mohammad Taghi Mahmoodi Pages 473-482
    Introdution: Adipokines play various biological roles, which are related to the following items, including body mass index changes, insulin resistance, metabolic syndrome, polycystic ovary syndrome, diabetes and cardiovascular disease. The purpose of the present study was to investigate the effect of eight-weeks of high-intensity interval training (HIIT) on serum levels of chemerin, omentin-1 and apelin on overweight female Sprague-Dawley rats.
    Methods
    In this study, 16 obese rats were randomly divided into two groups: 8 rats in the control group and 8 rats in the experimental group. For eight weeks, the experimental group did HIIT exercises based on an exercise program five days a week, while the control group had no training program. After eight weeks, an independent t-test was used for data analysis.
    Results
    The results showed that there was no significant difference between chemerin serum levels in rats that had undergone an intensive exercise program as compared to the control group (p=0.079). On the other hand, there was a significant difference between serum levels of omentin-1 (P = 0.034) and apelin (P = 0.044).
    Conclusion
    According to the results of the present study as well as the importance in adipokine level changes, it seems that HIIT exercise can be an important and useful factor for regulation of adipose tissue hormones (adipokines), and healthy and sick individuals can do this kind of activity according to their ability
    Keywords: Adipokine, Apelin, Chemerin, High-Intensity Interval Training, Omentin-1
  • Mohammad Rami , Abdolhamid Habibi , Mojdeh Khajehlandi Pages 483-494

    Introdution:Scientific evidence suggests the role of oxidative stress in diabetes and the development of its complications. Pre-preparation by aerobic exercise with increasing antioxidant power of neuronal cells can reduce oxidative stress and increase the resistance of the hippocampal region neurons.Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of 6weeks of endurance training on the activity of superoxide dismutase and glutathione peroxidase enzymes in the hippocampus of experimental diabetic male Wistar rats.
    Methods
    In this experimental study, 24 male rats (245 ± 9.4 g) aged 10 weeks were divided into 4 groups of 6 rats each. The diabetic rats were diabetic by intraperitoneal injection of STZ. The exercise program included 6 weeks of moderate intensity endurance training. At the end of 6 weeks,the hippocampal tissue samples were extracted, 24 hours after the last training session. Descriptive one-way analysis of variance(ANOVA)was used in different group. If analysis were significant, differences between groups were estimated using Scheffe post-hoc test. Significance was defined as P≤0.0.Statistical analysis was performed using SPSS software version23.
    Results
    After 6 weeks of endurance training, the level of superoxide dismutase in both groups, healthy training and diabetic training, was significantly increased, and in the diabetic control group, there was a significant decrease (P<0.001). Glutathione peroxidase levels in the two groups, training and healthy control group, were significantly different compare to the diabetic control group (P≥0.05).There was no significant difference between the three groups(P≥0.05).
    Conclusion
    Based on the results, it can be concluded that endurance training may be effective in increasing the anti-oxidant defense of the hippocampal tissue of diabetic rats
    Keywords: Aerobic exercise, Superoxide Dismutase, Glutathione Peroxidase, Hippocampus
  • Masoud Mirzaei , Mohammad Khajeh Pages 495-507
    Introdution:. Quality of life is an important and measurable outcome in the field of medicine; The aim of the present study was to evaluate the relation between smoking and quality of life in the city of Yazd.
    Methods
    This analytical - cross-sectional study was performed using Yazd Health Study (YaHS) data with a sample size of 8725 people. SF8 (Short Form 8 Health Survey) questionnaire was used for evaluating the quality of life. Data were analyzed through Kruskal-Wallis, Mann-Whitney and Logistic regression tests.
    Results
    There was a significant difference between the quality of life in smokers and non-smokers and the quality of life was significantly lower among smokers compared to non-smokers (p < 0.001) . This difference was observed in the dimensions of general health (p < 0.001), cheerfulness (p < 0.001) and social performance (p = 0.014) as well as in two general dimensions of physical (p = 0.001) and mental (p < 0.001) quality of life. In the present study, smoking cigarette (OR=1.54, CI 95%: 1.31-1.81) and hookah (OR=1.32, CI 95%: 1.11-1.56) were considered as risk factors for low quality of life. Analyzing the statistical interaction between smoking cigarette and quality of life-related demographic characteristics has shown that young smokers compared to old smokers (OR=3.55, CI 95%: 1.56-8.08) and single smokers compared to married smokers (OR=2.37, CI 95%: 1.44-3.89) had a higher chance of being in the low quality of life classification. In addition, employed smoker compared to unemployed smoker had a lower chance of low quaility of life (OR=0.711, CI95%: 0.513-0.983).
    Conclusion
    The results of this study suggest that there are significant differences in quality of life according to the smoking status
    Keywords: Quality of life, SF-8, smoking, Iran
  • Bijan Rezakhaniha MD , Soheila Sirousbakht MD , Sadra Rezakhaniha Pages 508-517
    Introdution: Varicocele is the most curable cause of infertility in men. The aim of this study was to determine the prevalence of varicucele in soldiers before and after the training course at the Army Military Training Center in Tehran in 2017 and determine the effect of military training in order to create or increase the degree of varicocele.
    Methods
    one group longitudinal study with repeated measurement design was conducted on 1200 soldiers in military training center affiliated to AJA University of Medical Sciences in Tehran,Iran 2017. All soldiers were examined at the beginning of the entrance and after the completion of the training course, which lasted for 3 months. All examinations were done by one physician to prevent measurement errors.
    Results
    The age of the age of the populations was 18-21 years old with the mean age of 18.76 years and a standard deviation of 0.46. Varicocele prevalence in the study population has been reported 11 % before training courses and 14 % after that (p>0.05). Also, before training, grade of varicocele was 85% grade 1 and 15% grade 2,and After training was 69%, 25% and6%grade 1, 2 and 3 respectively (p<0.05).
    Conclusion
    Military training and heavy exercises are not effective in the development of new varicocele cases, but can be effective in increasing the degree of varicocele in people who already have varicoceles. It should be noted that the results in this study were contrary to the observations that it was thought that the military course would create new cases of varicocele
    Keywords: Infertility, Soldiers, Training, Varicocele
  • Farkhondeh Razaghi , Amineh Sadat Zahiri , Ramin Ataee Pages 518-527
    Introdution:. Over the past several years, therapeutic properties of saffron extract have been proven. Because of antioxidant components of this herb, it has been candidate for some disorders as depression, considering that the effects of saffron on depression and anxiety syndromes are few, the present study aimed to investigate these aspects.
    Methods
    This was an experimental study that 36 Swiss Webster male mice with 25 to 30 g weight were randomly divided into 6 groups, including first group (normal saline), second group, Fluoxetine (10mg/kg). third group (extract50,50mg/kg), fourth group (extract 100,5mg/kg), fivth group (extract50,2.5 mg/ml and fluoxetine 5mg/kg), sixth group (extract 100,5mg/kg and fluoxetine 5mg/kg). All injections were done intraperitoneally as single dose a day, for 21 days. After the treatment period, swimming and tail suspension tests have been done for depression assay and Plus Maze test as model of anxiety test.Finally for data analysis ,one way ANOVA statistical analysis were used by SPSS, 21 software
    Results
    The extract has shown anti-depressant effect, which was in parallel with fluoxetine, almost as a dose dependent manner, but not in synergic with fluoxetine and the DATA of Plus Maze test for anxiety test, were not significant.
    Conclusion
    According to our findings, Crocus sativus, hydroalcoholic extract has anti-depressive which has not synergistic effect with Fluoxetine so that its' anti-depressant mechanism is less related to anti-anxiety mechanism of flouxetine
    Keywords: Depression, Sativus crocus, Forced swimming test, Tale suspension tests, Plus, Maze test saffron, Fluoxetine
  • Elham Sasani , Hashem Shahi Malmir , Fatemeh Daneshmand Dr. , Mohammad Majdizadeh , Bibi Fatemeh Haghiralsadat Pages 528-541
    Introdution: Chemotherapy is one of most effective methods to fight metastatic tumors. Its non- targeting has many side effects. The aim of this study was to investigate various formulations of Lipo-Niosomal hybrid system to achieve an optimized and targeted formulation to provide proper function as a complementary drug in cancer chemotherapy.
    Methods
    The present study was an experimental study. Five Lipo-Niosome systems with different formulations containing DPPC, Cholesterol, and Span60 were synthesized using thin-film method. Three formulations were chosen based on the entrapped efficiency of curcumin and their release profile was investigated in order to choose the final formula. In the following, the final formula was optimized by DSPE-mPEG(2000) and after calculating, the curcumin release profile in simulated environment of healthy and cancerous cells; physiochemical characteristics of the final formula determined by ZetaSizer, FTIR and SEM instruments.
    Results
    Final formulation of curcumin PEGylated lipo-niosome had 147.5 nm size, 98.12%±1.85 entrapment, -8.90 mV zeta potential, and 0.176 of PDI. The maximum release of the drug for this nanosystem in an environment similar to healthy cells was 19.02% and 24.88% in cancerous cells. FTIR and SEM investigations show drug and nanocarrier had no chemical interaction leading to change the functional groups and its particles have a spherical morphology.
    Conclusion
    The findings of this study along with confirming the system to be semi-targeting, shows that carrier released entrapped drug with continuous and controlled rate without any change in chemical nature of the drug. It appears the nanoscale size and the low anionic charge of the system is an indication of its high cellular uptake
    Keywords: Drug Carriers, Niosome, Curcumin, Nanoparticles, Drug Liberation
  • Fatemeh Barzegari firouzabadi , Shahrbanoo Oryan , Mohammad Hasan Sheikhha , Seyed Mehdi Kalantar , Ameneh Javed Pages 542-552
    Introdution: The present study was conducted to evaluate the effect of miR-143 on the expression of Bcl2 gene at the level of mRNA, cell cytotoxicity in the SaOs-2 cell line (Osteosarcoma) and Hum 63 (Human primary bone cells).
    Methods
    In this experimental study, miR-143 was introduced into the SaOs-2 and Hum 63 cell by the lipofectam 2000 system. Then, the effects of miR-143 on cytotoxicity (72 hours) and expression of Bcl2 gene were measured by the MTT tests and Real Time Pcr protocols, respectively.
    Results
    The results showed that the lipofectamine 2000 system had no toxicity in both Hum63 and SaOs2 cell lines by itself. SaOs2 cancer cells were more susceptible to miR-143 and Lipo / miR-143 compared to Hum63 cells. The highest reduction in SaOs2 cells was observed after the treatment with Lipo / miR-143 (p <0.05). Furthermore, according to the results, transfection of miR-143 by lipofectamine 2000 into the cell, compared to cell-treated alone by miR-143, significantly reduced Bcl2 expression (p <0.05).
    Conclusion
    The lipoprotein 2000 system can be effective in absorbing miR-143 into the cells. By targeting various cellular pathways, including the expression level of the Bcl2 gene, miR-143 can be effective in the treatment of bone cancer (Osteosarcoma)
    Keywords: miR-143, Lipofectamin, Bcl-2, Osteosarcoma