فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 29 (پیاپی 79، پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/10
  • تعداد عناوین: 10
|
  • ابوالفضل رنجبرفردویی* صفحات 1-10
    گرد و غبار به عنوان یکی از شایع ترین آلوده کنندگان هوا محسوب می شود. هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی اثر گرد و غبار روی ویژگی های بیوشیمیایی برگ درخت پسته باغی (Pistacia vera L.) در منطقه کاشان بود. در این بررسی تعدادی از ویژگی های برگ شامل: سطح مخصوص، محتوی نسبی آب، محتوی کلروفیل کل، محتوی نیتروژن و فسفر، اسید آسکوربیک، قندهای محلول و شاخص تحمل آلودگی هوا مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج حاصله، اثر معنی دار انباشتگی گرد و غبار بر این ویژگی ها را نشان داد. در بیشتر پارامترهای مورد مطالعه، روند تغییرات با افزایش بار گرد و غبار ناهمسو بود، در حالی که پاسخ شاخص های تحمل آلودگی هوا و اسید آسکوربیک در جهت روند مذکور بود. در مقایسه با شاهد، پارامترهای محتوی نسبی آب، نیتروژن، کلروفیل کل و سطح مخصوص برگ کمتر و صفات اسید آسکوربیک، تحمل آلودگی هوا، قندهای محلول و محتوی فسفر برگ، بیشتر تحت تاثیر کمیت های مختلف گرد و غبار قرار گرفتند. بر مبنای نتایج گزارش شده در این مطالعه می توان نتیجه گرفت که باقی ماندن طولانی مدت ذرات گرد و غبار روی سطوح تبادل گازی (فتوسنتز و تنفس) گیاه سبب تغییرات مهم در رفتار بیوشیمیایی و بیوفیزیکی آن می شود که می تواند منجر به کاهش محصول پسته شود.
    کلیدواژگان: گرد و غبار، کلروفیل کل، اسید آسکوربیک، قندهای محلول، سطح ویژه برگ، محتوی نیتروژن
  • فاطمه دیلم کتولی، الهام فغانی*، حسین عجم نوروزی صفحات 11-21
    شوری از مهم ترین فاکتورهای غیر زیستی محدود کننده رشد و عملکرد گیاهان محسوب می شود. این پژوهش با هدف ارزیابی اثر همزیستی مایکوریزا بر مکانیسم های فیزیولوژیکی گوجه فرنگی در پاسخ به تنش شوری انجام شد. سه رقم گوجه فرنگی در دو سطح حضور و عدم حضور قارچ مایکوریزا و در سه سطح تیمار شوری (آب غیر شور (شاهد)، تنش ملایم (چهار دسی زیمنس بر مترمربع) و تنش شدید (هفت دسی زیمنس بر مترمربع) به صورت فاکتوریل، در قالب بلوک کامل تصادفی در حوضچه های لایسیمتری در گلخانه کشت شدند. به منظور مطالعه صفات فیزیولوژیکی و درصد همزیستی در ابتدای گل دهی نمونه گیری صورت گرفت. ضمن اینکه پس از رسیدگی فیزیولوژیکی، عملکرد تعیین شد. نتایج نشان داد همزیستی با مایکوریزا بر بیوماس گوجه فرنگی در تیمار آبیاری با آب غیر شور، افزایش معنی دار داشت. درصد کلونیزاسیون ریشه ها در شوری شدید، افزایش معنی دار یافت. در رقم (Primo Rio) همزیست با قارچ، بیشترین سطح برگ، سطح ریشه و حجم ریشه مشاهده شد که از نظر آماری معنی دار بودند. میزان آنتوسیانین و فلاونوئید در تیمار شوری شدید بدون مایکوریزا افزایش معنی داری داشتند که حاکی از تاثیر مثبت تنش شوری در افزایش غلظت آنها بوده است. به طورکلی می توان نتیجه گرفت که همزیستی مایکوریزایی با تاثیر مثبت بر سطح برگ به عنوان منبع فتوسنتز کننده و با توسعه سطح ریشه و حجم ریشه، با افزایش میزان جذب نقش به سزایی در تعدیل تنش شوری خواهد داشت. در نهایت Grande op  و Primo Rio به ترتیب رقم حساس و متحمل برای مزارع شور شناخته می شود.
    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان، شوری، گوجه فرنگی، همزیستی مایکوریزا
  • صادق شهراسبی، رسول احمدزاده، حسن پاک نیت* صفحات 23-35
    به منظور ارزیابی واکنش ژنوتیپ های خارجی و ارقام بومی جو در برابر خشکی و بررسی صفات بیوشیمیایی، هشت ژنوتیپ به همراه دو رقم زراعی جو در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دو وضعیت آبیاری مطلوب و قطع آبیاری (تنش خشکی) در سال زراعی 93-1392 در دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز بررسی شدند. فاکتور اصلی شامل تیمارهای تنش خشکی و آبیاری کامل و فاکتور فرعی شامل ژنوتیپ ها و ارقام جو بود. نتایج نشان داد که خشکی موجب کاهش محتوای کلروفیل a، کلروفیل b و کارتنوئید در همه ژنوتیپ ها شد، به طوری که به ترتیب باعث کاهش 18/9، 26/2 و 12/6 درصدی در این صفات شد. نسبت کلروفیل a/b در این پژوهش در شرایط تنش خشکی افزایش یافت. کمترین کاهش در رنگدانه ها مربوط به رقم یوسف و ژنوتیپ های 79 و 120 بود که متحمل محسوب می شوند، همچنین فعالیت آنزیم های سوپراکسید دیسموتاز، کاتالاز و پراکسیداز تحت تنش خشکی به طور معنی داری افزایش یافت. نتایج نشان داد که از بین مجموع آنزیم های مورد مطالعه، آنزیم کاتالاز فعالیت کمی داشته و لذا نقش کمرنگی در محافظت گیاه از تنش خشکی ایفا می کند، درحالی که آنزیم پراکسیداز به عنوان بهترین معیار بیوشیمیایی تحمل به خشکی شناخته شد. بیشترین میزان فعالیت این آنزیم در شرایط تنش خشکی در رقم یوسف (74/48 درصد) و ژنوتیپ120 (72/61 درصد) و کمترین میزان آن نیز در رقم ریحان (50/78 درصد) نسبت به شرایط آبیاری مطلوب به دست آمد. در مجموع ژنوتیپ های 95 و 120 به ترتیب با میانگین عملکرد دانه 8809/7 و 8925 کیلوگرم در هکتار به عنوان ژنوتیپ های برتر در هر دو شرایط مطلوب و تنش خشکی شناخته شدند. بنابراین،
    کلیدواژگان: خشکی، فعالیت آنتی اکسیدانی، محتوای رنگدانه ها
  • محیل پورابراهیمی، علیرضا سیروس مهر*، حمیدرضا عشقی زاده، محمدرضا اصغری پور، عیسی خمری صفحات 37-49
    این پژوهش به منظور بررسی عملکرد و ویژگی های زراعی سه هیبرید ذرت سینگل کراس با دوره های رسیدگی مختلف (زودرس260، میان رس 500 و دیررس 704)، چهار سطح نیتروژن (صفر، 80، 160 و 240 کیلوگرم نیتروژن در هکتار از منبع اوره 45 =N درصد) در اصفهان و زابل به ترتیب در سال های 1393 و 1394 اجرا شد. آزمایش به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار طراحی شد. نتایج این تحقیق نشان داد، تحت برهمکنش مکان × هیبرید × کود نیتروژن، صفاتی نظیر تعداد دانه در بلال، وزن هزار دانه، کارایی مصرف نیتروژن و عملکرد دانه، تغییرات معنی داری در سطح یک درصد نشان دادند. اختلاف میانگین طول بلال، قطر ساقه، ارتفاع بوته، پروتئین دانه و عملکرد بیولوژیک تحت تاثیر برهمکنش نیتروژن × هیبرید در سطح یک درصد معنی دار شدند. با توجه به مقایسه میانگین ها، با افزایش سطوح نیتروژن از 80 تا 240 کیلوگرم کود نیتروژن در هکتار، طول بلال، ارتفاع بوته، قطر ساقه، وزن هزار دانه، عدد اسپد، پروتئین دانه و عملکرد بیولوژیک افزایش یافت، درحالی که میزان کارایی مصرف نیتروژن کاهش یافت، همچنین با افزایش نیتروژن از 80 تا 160 کیلوگرم کود نیتروژن در هکتار، تعداد دانه در بلال و عملکرد دانه افزایش یافت. حد آستانه مصرف کود نیتروژن جهت 50 درصد افت عملکرد در منطقه زابل و اصفهان برای هیبرید 704 به ترتیب 200 و 178، برای هیبرید 500 به ترتیب 192 و 164 و برای هیبرید 260 به ترتیب 186 و 150 کیلوگرم در هکتار بود. می توان نتیجه گرفت که در زابل هیبرید SC500 در سطوح کودی 160 کیلوگرم نیتروژن در هکتار و در اصفهان هیبرید SC704 در سطوح کودی 160 کیلوگرم نیتروژن در هکتار، دارای بیشترین عملکرد دانه بود.
    کلیدواژگان: آستانه مصرف کود، اقلیم، ذرت دانه ای، گروه رسیدگی
  • محمود تقیئی، مجید طالبی*، بدرالدین ابراهیم سید طباطبایی صفحات 51-62
    گل انگشتانه (Digitalis sp.) به عنوان یک گیاه زینتی و دارویی در درمان نارسایی های احتقانی قلب استفاده می شود. استفاده از کشت بافت و سلول گیاهی، در ریزازدیادی و تولید پایدار ترکیبات دارویی در مقیاس وسیع بسیار موثر است. در این پژوهش روش های باززایی مستقیم و غیر مستقیم در دو گونه D. purpurea و D. lanata تحت تیمارهای مختلف اکسین و سیتوکنین مورد بررسی قرار گرفت. در روش غیر مستقیم جوانه زنی فقط در گونه D. lanata و در پاسخ به سه میلی گرم در لیتر BAP رخ داد و هیچ گونه باززایی در کالوس های گونه D. purpurea صورت نگرفت. استفاده از 13 ترکیب هورمونی مختلف جهت باززایی مستقیم ریزنمونه گره نشان داد که در هر دو گونه، بهترین باززایی در محیط های MS حاوی هورمون BAP حاصل می شود. تعداد شاخه های حاصل در روش مستقیم در گونه D. purpurea بیشتر بود و پاسخگویی آن به محیط های مختلف کشت، سریع تر صورت می گیرد. نتایج نشان داد که میزان فنل تولید شده در هر دو گونه در کشت جوانه و باززایی مستقیم بسیار کمتر از کشت برگ در باززایی غیر مستقیم است. شاخه های حاصل در محیط های بدون اکسین و حتی حاوی یک میلی گرم در لیتر زآتین نیز ریشه زایی کردند و سپس به خاک منتقل شدند. با توجه به میزان تولید فنل بسیار اندک و نیز ایجاد تعداد شاخساره های بسیار بیشتر در کشت های جوانه هر دو گونه، این روش ترجیح داده می شود.
    کلیدواژگان: گل انگشتانه، باززایی، کشت بافت، تنظیم کننده های رشد گیاهی
  • کاوه لیموچی*، فاطمه فاطمی نیک، عطااله سیادت، مهرداد یارنیا، عبدالعلی گیلانی، ورهرام رشیدی صفحات 63-78
    این پژوهش با هدف تعیین نقش رژیم های مختلف آبیاری بر صفات عملکرد دانه، ماده خشک، تعداد پنچه در واحد سطح، میزان و درجه رسیدگی، شاخص برداشت خوشه، درصد لوله شدن برگ، روز تا 50  درصد گل دهی و رسیدگی فیزیولوژیکی ژنوتیپ های برنج در استان خوزستان به مدت دو سال (1393 و 1394) در مزرعه ایستگاه تحقیقات کشاورزی شاوور به صورت کرت های یک بار خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی طراحی و اجرا شد. چهار رژیم آبیاری (1، 3، 5 و 7 روز یک بار دور آبیاری) درکرت های اصلی و 12 ژنوتیپ برنج در کرت های فرعی در سه تکرار قرار گرفتند. نتایج تجزیه مرکب نشان داد اثرات اصلی رژیم آبیاری، ژنوتیپ و اثرات متقابل این دو عامل در تمامی صفات تاثیر معنی داری در سطح احتمال یک درصد دارا بودند. ژنوتیپ ها به طور نسبی در رژیم آبیاری دوم با دور آبیاری سه روزه بیشترین عملکرد دانه را دارا بودند که در کل بیشترین مقدار را ژنوتیپ IR 81025-B-327-3 با متوسط 6555/10 کیلوگرم در هکتار، در این رژیم آبیاری داشت. همچنین رژیم آبیاری دوم با تناوب آبیاری سه روزه از بیشترین مقدار ماده خشک، تعداد پنجه، درجه رسیدگی و شاخص برداشت خوشه برخوردار بود. با توجه به همبستگی مثبت و معنی دار این صفات با عملکرد دانه می توان افزایش آنها را یکی از دلایل عمده در افزایش عملکرد دانه دانست. میزان رسیدگی به همراه روز تا 50 درصد گل دهی و رسیدگی فیزیولوژیک برعکس میزان لوله شدن برگ که سبب کاهش تولید مواد فتوسنتزی می شود، با افزایش فواصل آبیاری کاهش یافت که نوعی مکانیسم دفاعی برای فرار از خشکی است.
    کلیدواژگان: فواصل آبیاری، عملکرد، بیولوژیک، پنجه، رسیدگی
  • مهران صالح، مرتضی زاهدی*، حمیدرضا عشقی زاده صفحات 79-97
    در این آزمایش 20 رقم گندم ایرانی (نوید، پیشتاز، کرج، کویر، تجن، کارون، شعله، بهار، خشکی 11، گاسپارود، سپاهان، سرخ تخم، چمران، قدس، شهریار، امید، سیستان، الموت، مرودشت و شیراز) در دو محیط با غلظت معمول (380) و غنی شده (700 میکرومول بر مول) دی اکسید کربن و در دو سطح شوری (صفر و 150 میلی مولار کلرید سدیم) به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار در سال 1393 در دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان مورد ارزیابی قرار گرفتند. در اثر شوری غلظت پتاسیم در اندام هوایی 27 و ریشه 39، غلظت کلروفیل aو b 27 و 30، غلظت کاروتنوئید 21، ارتفاع گیاه 39، سطح برگ 32، حجم ریشه 40، وزن خشک اندام هوایی 30 و ریشه 23 درصد کاهش داشت ولی غلظت سدیم در هر دو اندام هوایی و ریشه 36 درصد افزایش یافت. میزان کاهش وزن خشک اندام هوایی در اثر شوری در ارقام مختلف از 8 تا 46 درصد متغیر بود. در هر دو شرایط غلظت معمول و غنی شده دی اکسید کربن، ارقام کرج و مرودشت به ترتیب حساس ترین و متحمل ترین رقم به تنش شوری  بودند. در اثر افزایش غلظت دی اکسید کربن غلظت پتاسیم در اندام هوایی (به استثنای ارقام شعله، قدس و گاسپارود) و ریشه، غلظت کلروفیل و کاروتنوئید، ارتفاع گیاه، سطح برگ (به استثنای رقم شهریار)، حجم ریشه، وزن خشک اندام هوایی (به استثنای ارقام سیستان و امید) و ریشه افزایش و غلظت سدیم در اندام هوایی و ریشه کاهش یافت. بیشترین و کمترین میزان افزایش وزن خشک اندام هوایی در اثر افزایش غلظت دی اکسید کربن در شرایط غیر شور به ترتیب به ارقام کرج و الموت برابر 23 و 6 درصد و در شرایط شور به ارقام چمران و کویر برابر 66 و 3 درصد تعلق داشت. براساس نتایج به دست آمده از این آزمایش، غنی سازی غلظت دی اکسید کربن محیط موجب افزایش رشد غالب ارقام مورد مطالعه شد و میزان این افزایش در شرایط شور بارزتر بود که بیانگر تعدیل اثرات شوری در اثر افزایش غلظت دی اکسید کربن محیط است.
    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، ارقام گندم، غلظت دی اکسید کربن محیط، شوری
  • پیمان عینی زاده، حمید دهقانی*، مصطفی خدادادی صفحات 99-115
    گشنیز گیاهی یک ساله و متعلق به خانواده چتریان است که عملکرد آن تحت تاثیر خشکی قرار می گیرد. به منظور معرفی متحمل ترین اکوتیپ های گشنیز بومی ایران به تنش خشکی، براساس چندین صفت اقتصادی و گزینش آنها برای بهبود هم زمان و پایدار این صفات در نسل هایبعد به کمک شاخص های تک متغیره و چندمتغیره، سه آزمایش (بدون تنش، تنش یکباره و تنش تدریجی) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1394 اجرا شد. از صفات اقتصادی با وراثت پذیری بالا و همبستگی بالا با عملکرد و محتوای اسانس میوه جهت محاسبه شاخص چندمتغیره مقادیر تابع عضویت برای تحمل به خشکی (MFVD; Membership Function Value of Drought tolerance) و آنالیز گرافیکی چندمتغیره مبتنی بر تجزیه به مولفه های اصلی (PCAMMI; Principal Component Analysis Mediated Multivariate Index) استفاده شد. بای پلات ژنوتیپ در محیط - صفت و شاخص چندمتغیره MFVD برای آزمایشات بدون تنش و دارای تنش خشکی رسم شد، همچنین گروه بندی اکوتیپ ها، صفات و شاخص ها و نمایش نحوه بروز آنها در محیط ها به کمک نقشه ی گرافیکی هیت مپ انجام و اکوتیپ های پایدار و شاخص های مناسب جهت گزینش مشخص شدند. تنوع چشمگیری در بین اکوتیپ ها مشاهده شد.شاخص های Stress Tolerance Index (STI) و Geometric Mean Productivity (GMP) برای شناسایی اکوتیپ های گروه B و شاخص های Tolerance Index (TOL) وMean Productivity (MP) برای شناسایی اکوتیپ های گروه C مناسب بودند. شاخص چندمتغیره MFVD تنها با صفت وزن هزار میوه در یک گروه قرار گرفت. بنابراین، این شاخص در تفکیک اکوتیپ ها کارایی خوبی نداشت. اکوتیپ ها به کمک روش گرافیکی PCAMMI گروه بندی شدند و در تنش یکباره اکوتیپ های 6، 12 و 14 و در تنش تدریجی اکوتیپ های 1، 2، 3، 5، 8، 11 و 13 در گروه A قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: بای پلات، سازگاری به تنش خشکی، شاخص های تحمل، شاخص چندمتغیره، نقشه گرافیکی هیت مپ
  • روح الله فرزی، مهدیه غلامی* صفحات 117-131
    به منظور بررسی اثر مالچ و دو سطح آبیاری بر زیتون رقم مانزانیلا، دو آزمایش به اجرا درآمد. در آزمایش اول اثر هفت نوع مالچ در گلدان های بدون گیاه بررسی شد و آزمایش دوم در قالب طرح کاملا تصادفی در چهار تکرار بر روی گیاه زیتون اجرا شد. در این آزمایش فاکتورهای مورد بررسی شامل هفت نوع مالچ  شامل سنگریزه، پوسته خرد شده پسته، کاه وکلش، تفاله زیتون، هیدروژل، مالچ امولسیونی و شاهد (بدون مالچ) در دو سطح آبیاری (شاهد (آبیاری تا رسیدن به 100 درصد ظرفیت زراعی خاک) و تنش آبی (کاهش آبیاری تا رسیدن به 50 درصد ظرفیت زراعی خاک)) بود. نتایج نشان داد که استفاده از مالچ ها سرعت تبخیر سطحی را کاهش و مقدار محتوای آب باقی مانده را افزایش داد و رطوبت را برای زمان بیشتری درون خاک حفظ کرد و بهترین مالچ ها از این نظر، تفاله زیتون و پوسته پسته بود. نتایج آزمایش دوم نشان داد که پتانسیل آب ساقه و شاخص سبزینگی زیتون به طور معنی‏داری در تیمار تنش آبی کاهش یافت و کاربرد مالچ پوسته پسته باعث افزایش آن در شرایط تنش شد. اندازه روزنه، نسبت روزنه باز به بسته و تراکم روزنه تحت تاثیر شرایط آبیاری قرار گرفت و کاربرد مالچ ها به ویژه تفاله زیتون، توانست در شرایط تنش خشکی اثرات خشکی را تقلیل دهد و شرایط برگ را برای انجام فتوسنتز و رشد بهبود بخشد. تمامی مالچ های مورد مطالعه در آزمایش باعث افزایش هدایت روزنه ای در تیمار تنش آبی (50 درصد ظرفیت زراعی) نسبت به شاهد (100 درصد ظرفیت زراعی) شدند. در کل نتایج نشان داد که کاربرد مالچ های پوسته پسته و تفاله زیتون می تواند راهکار مناسبی برای کاهش اثرات مخرب تنش خشکی در زیتون باشد.
    کلیدواژگان: آبیاری، تنش آبی، خاکپوش، زیتون
  • وحید اطلسی پاک*، امید بهمنی، مهسا اسدبگی صفحات 133-143
    بیشتر تحقیقات در زمینه اصلاح گندم و جو برای تحمل به شوری عمدتا بر غلظت سدیم بافت ها تاکید دارد، اما برخی اهمیت غلظت سدیم را به عنوان معیار تحمل به شوری مورد سوال قرار داده اند. به منظور بررسی غلظت سدیم و نسبت پتاسیم به سدیم به عنوان ملاک تحمل به شوری، سه رقم گندم نان متفاوت از لحاظ تحمل به شوری و یک رقم جو در آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار ارزیابی شدند. زمانی که برگ چهارم به حداکثر سطح خود رسید، سه سطح شوری صفر، 75 و 150 میلی مولار کلرید سدیم به عنوان تیمار شوری اعمال شد. شوری موجب کاهش وزن خشک ریشه، پتاسیم ریشه، پتاسیم اندام هوایی و نسبت پتاسیم به سدیم اندام هوایی شد و غلظت سدیم ریشه و اندام هوایی را افزایش داد. سدیم اندام هوایی تحت تیمار شوری در جو و رقم متحمل گندم (ارگ) بیشتر از تجن و بهاران بود و در این آزمایش، ارتباطی بین غلظت سدیم گیاه و تحمل به شوری در رقم های مختلف ملاحظه نشد. نسبت پتاسیم به سدیم اندام هوایی بیشترین پاسخ را به شوری از خود نشان داد اما اختلافی بین رقم های تحت تنش شوری از این نظر وجود نداشت. با توجه به اثرات شوری بر رشد ریشه، به نظر می رسد عامل عمده کاهش وزن خشک ریشه همه رقم ها اثرات اسمزی املاح است. نتایج این آزمایش نشان داد که همیشه غلظت پایین سدیم نمی تواند موجب تحمل به شوری شود و به نظر می رسد اصلاح به منظور تحمل به شوری نیاز به انتخاب به منظور غلظت پایین سدیم و دیگر واکنش های فیزیولوژیک که به احتمال زیاد مرتبط با تحمل بافت هاست دارد
    کلیدواژگان: تنش شوری، تحمل بافت ها، اثرات اسمزی، واکنش های فیزیولوژیک
|
  • A. RanjbarFordoei * Pages 1-10
    Dust is considered as one of the most widespread air pollutants. The objective of the study was to analyze the effect of dust load on the leaf attributes of the nut pistachio tree (Pistacia vera L.) planted in Badrood region (Kashan, central Iran) with a relatively high aeolian dust pollution. Some leaf characteristics including specific leaf area (SLA), relative water content (RWC), leaf nitrogen content (LNC), leaf phosphorus content (LPC), total chlorophyll content (TCC), total soluble sugars (TSS), ascorbic acid (AC) and air pollution tolerance (IPTI) indices were evaluated. Increasing of dust load led to aggravation of state of stress in most of the parameters studied. However, IPTI and AC indices were increased with increasing the dust load. Even though all studied traits were affected by the dust load but RWC, LNC, TCC were amongst those that were less affected and SLA, AC, IPTI, TSS and LPC were more influenced by different quantities of dust load. It may be concluded that the long-term exposer of the plant photosynthetic surfaces to dust particles leads to significant changes in biochemical and biophysical attributes, which can lead to a decrease in pistachio productivity.
    Keywords: Dust, Total Chlorophyll, Ascorbic acid, Total soluble sugars, Specific leaf area, Nitrogen content
  • F. Deylam Katuli, E. Faghani*, H. Ajam Nourozi Pages 11-21
    Salinity is known as one of the most important abiotic factors that limit growth and yield of crop plants. This research was conducted to evaluate the effect of mycorrhiza symbiosis on physiological responses of Solanum lycopersicum against salinity stress. Three Solanum lycopersicum genotypes with and without mycorrhiza fungi and three levels of salinity stress (non-saline (control), mild (4 dSm-1) and severe saline (7 dSm-1) were examined in a randomized complete block design in Lisimeter pools in greenhouse condition. Some physiological traits at flowering initiation and yield of the examined genotypes at physiological maturity were estimated. Mycorrhizal symbiosis in the presence of non-saline water led to notable increase in plant dry mass. Severe salinity led to significant increase in colonization percentage. Primo Rio treated with mycorrhiza indicated the greatest leaf and root area and root volume. Non-inoculated plants were proven to contain greater flavonoid contents when grown in the presence of severe salinity. From the gathered data, it can be concluded that mycorrhizal symbiosis may leave positive influence on leaf area (i.e. photosynthetic source) and root area and volume (i.e. leading to  enhancement of mineral absorption), and hence withstanding tomato against salinity stress. Grande op and Primo Rio appeared to be salt-sensitive and salt-tolerant genotypes, respectively.
    Keywords: Antioxidant, Salinity, Solanum lycopersicum, Mycorrhiza symbiosis
  • S. Shahrasbi, R. Ahmadzadeh, H. Pakniyat* Pages 23-35
    In order to evaluate the reaction of foreign genotypes and the indigenous cultivars of barley against drought and study their biochemical traits, eight genotypes with two barley cultivars were surveyed in a randomized complete block design with three replications in two states of sufficient irrigation and non-sufficient irrigation regimes (drought) at the Faculty of Agriculture, Shiraz University, Shiraz, Iran in the cropping year 2013-2014. The main factor included drought stress and complete irrigation treatments; the sub-factors included genotypes and barley cultivars. The results showed that drought reduced the content of chlorophyll a, chlorophyll b, and carotenoids in all genotypes, causing 18.9, 26.2 and 12.6% reduction in these traits, respectively. The chlorophyll a/b ratio in this study was increased under drought stress conditions. The least reduction in the concentration of pigments was related to Youssef genotype and genotypes 79 and 120, which were considered tolerant. The activity of superoxide dismutase, catalase and peroxidase enzymes was also increased significantly under drought stress. The results also showed that the catalase enzyme had a low activity among the enzymes examined in the study; therefore, it played a role in the plant protection against drought stress, while the peroxidase enzyme was recognized as the best biochemical criterion for drought tolerance. The highest activity of this enzyme in the drought stress conditions was obtained in Yousef (74.44%) and the genotype 120 (72.61%); on the other hand, the lowest activity in the stressed plants was found to be in Basil (50.78%). In general, the genotypes 95 and 120, with the mean grain yield of 8809.7 and 8925 kg ha-1, were recognized as the best genotypes in both non-stress and drought stress conditions. Therefore, drought could have a different effect on the biochemical traits of barley genotypes, and this difference was probably related to their stress tolerance.
    Keywords: Drought, Antioxidant activity, Pigment content
  • M. Poorebrahimi, A. Sirousmehr*, H. Eshghizadeh, M. Asgharipour, I. Khamari Pages 37-49
    This study was designed and implemented to investigate the yield and agronomic characteristics in three differently maturing corn (Zea mays L.) hybrids (SC704, SC500, and SC260) using four nitrogen (N) levels (0, 80, 160, and 240 kg N ha-1, from Urea, N= 45%). The experiments were conducted in Zabol (South-West of Iran) and Isfahan (Central Iran) in 2014 and 2015, respectively, using a split-plot arrangement in a randomized complete block design with three replications. Results revealed that the interaction effects of nitrogen × hybrid × location on the number of grain per ear, 1000-grain weight, nitrogen fertilizer use efficiency and grain yield were significant at 1% level. The interaction effects of nitrogen × hybrid on ear length, stem diameter, plant height, grain protein and dry mass yield were significant. Increasing the nitrogen application rate from 80 to 240 kg N ha-1 was found to increase ear length, stem diameter, plant height, 1000-grain weight, SPAD, grain protein and dry mass yield while it increased the nitrogen use efficiency. Increasing the nitrogen application rate from 80 to 160 kg N ha-1 was found to increase number of grains per ear and grain yield. The threshold level of nitrogen fertilizer requirement based on a 50% maize yield loss were determined to be 178 and 200 kg ha-1, respectively, in SC704 grown in Isfahan and Zabol, respectively. While the latter values were 164 and 192 kg ha-1 for SC500, and 150 and 186 kg ha-1 for SC260. It can be concluded that the SC500 had the highest grain yield at 160 kg N ha-1 in Zabol, and SC704 at 160 kg N ha-1 in Isfahan.
    Keywords: Corn, Maturity groups, Nitrogen use efficiency, Threshold level
  • M. Tagheiei, M. Talebi*, B. Sayed Tabatabaei Pages 51-62
    Foxglove (Digitalis sp.), as an ornamental and medicinal plant, is used for treatment of heart congestive disorders. Use of plant cell and tissue culture can be effective in large scale micropropagation and stable production of medicinal compounds. In this study direct and indirect regeneration methods in two species of this genus (D. purpurea and D. lanata) were investigated in response to different concentrations of auxin and cytokinin. In indirect method (regeneration through callus), regeneration occurred only in D. lanata in response to 3mg L-1 BAP, and no regeneration observed in callus of D. purpurea. Use of 13 different combinations of plant growth regulators for direct regeneration from node explants showed that the best regeneration in both species occurred in MS medium supplemented by BAP. Number of shoots produced in direct method in D. purpurea was more than that of D. lanata.  The response of explants of D. lanata to different treatments was faster. The results showed that phenol production in node culture of both species was much less than leaf culture in indirect regeneration. Rooting was rapidly achieved even in mediums without auxins and 1 mg L-1 Zeatin. Rooted plantlets transported into the soil and acclimated in greenhouse. Taking to the account of low phenol production and high number of shoots in direct regeneration, this method could be suggested for the micropropagation of foxglove.
    Keywords: Foxglove, Regeneration, Tissue culture, Plant growth regulators
  • K. Limouchi*, F. Fateminick, A. Siyadat, M. Yarnia, A. Guilani, V. Rashidi Pages 63-78
    This research was designed and implemented to determine the effect of different irrigation regimes on the grain yield, dry matter, tiller number per unit area, degree of maturity, panicle harvest index, percentage of leaf rolling, day to 50% flowering, and the physiological maturity of rice genotypes, using a split plot randomized complete block design in two years (2014 and 2015). Four irrigation regimes (every 1, 3, 5 and 7 days of irrigation) were assigned to the main plots and 12 rice genotypes were in the subplots with three replications. The results showed that irrigation regimes, genotypes and interactive effects of these two factors had a significant impact on all measured traits at the 1% probability level. All genotypes tended to produce the most grain yield in the second irrigation regime (the three-day irrigation interval); genotype IR 81025-B-327-3, with 6555.10 kg ha-1 of grain yield, out-performed the remaining genotypes in this level of irrigation regime. Also, the second irrigation regime (the three-day irrigation interval) had the highest amount of dry matter, tiller number, degree of maturity, and panicle harvest index. Considering the positive and significant correlation between these traits and grain yield, their increase could be regarded as one of major reasons for the increase in the grain yield at the second irrigation regime (the three-day irrigation interval). The degree of maturity with day to 50% flowering and physiological maturity were decreased with increasing irrigation intervals; the latter modifications could be regarded as a defense mechanism to avoid drought
    Keywords: Irrigation Intervals, Yield, Biological, Cluster, Maturity
  • M. Saleh, M. Zahedi*, H. Eshgizadeh Pages 79-97
    This experiment was conducted in a greenhouse at Isfahan University of Technology, Isfahan, Iran in 2014 to evaluate 20 wheat cultivars (Navid, Pishtaz, Karaj, Kavir, Tajan, Karun, sholeh, Bahar, Khoshki 11, Gasparood, Sepahan, Sorkh tokhm, Chamran, Ghods, Shariar, Omid, Sistan, Alamut, Marvdasht and Shiraz) under two carbon dioxide concentrations (the ambient 360 and the enriched 700 µM) and two salinity levels (0 and 150 mM NaCl). Treatments were arranged as a factorial in a completely random design with three replications. The results showed that salinity decreased potassium concentration in shoots (27%) and roots (39%), chlorophyll a and b concentrations (27 and 30%, respectively), carotenoids concentration (21%), plant height (39%), leaf area (32%), root volume (40%), shoot and root dry weight (30% and 23%, respectively); however, it increased sodium concentration in the shoots and roots (36%). The extent of salt-induced decreases in the shoot dry weight of the evaluated cultivars ranged from 8 to 46%. Karaj and Marvdasht cultivars were the most and the least sensitive cultivars to salinity under both ambient and enriched carbon dioxide concentrations, respectively. The elevated carbon dioxide concentration increased potassium concentration in the shoots (except Sholeh, Ghods and Gasparood) and roots, chlorophyll and carotenoids concentrations, plant height, leaf area (except Shahriar), root volume, shoot (except Sistan and Omid), and root dry weight; however, it decreased sodium concentration in the shoots and roots. The highest and the lowest increases in the shoot dry weight under non saline condition were obtained for Karaj and Alamut (23 and 6%, respectively); under saline conditions, they were found in Chamran and Kavir (66 and 3%, respectively). The results obtained from this experiment showed that the elevated carbon dioxide concentration positively influenced the growth of most cultivars. This effect was more pronounced under saline conditions, indicating that carbon dioxide enrichment could alleviate, at least in part, the negative effects of salinity.
    Keywords: Climate change, Wheat cultivars, Salinity, Air carbon dioxide concentration
  • P. Eynizadeh, H. Dehghani*, M. Khodadadi Pages 99-115
    Coriander is an annual plant belonging to Apiaceae family that its yield is affected by drought stress. Three experiments (normal irrigation regime, sudden drought stress and gradual drought stress) were conducted according to a randomized complete block design with three replications in 2015 to introduce the most drought tolerant Iranian coriander ecotypes based on several economical traits, aiming at improving them in next generations, using univariate and multivariate tolerance indices. The economic traits having high heritability and high correlation with the yield and fruit essential oil content were used to calculate multivariate index of the Membership Function Value for Drought Stress (MFVD) and multivariate graphical analysis based on Principal Component Mediated Multivariate Index (PCAMMI). Also, genotype by environment interaction was traced for normal and stress experiments. The ecotypes, traits and indices were categorized and their occurrence in the environments was showed using a Heatmap graphical mapping. Stable genotypes and suitable indices were identified. High variation was observed among ecotypes. Stress Tolerance Index and Geometric Mean Productivity indices were suitable for identification of genotypes belonging to group B, and Tolerance Index and Mean Productivity indices were suitable for identification of genotypes belonging to group C. The multivariate index of MFVD and thousand fruit weight was categorized into the same group. Therefore, this index was not effective for separating ecotypes. Ecotypes were grouped using the PCAMMI graphical technique. In sudden drought stress, ecotypes 6, 12 and 14, and in gradual drought stress, ecotypes 1, 2, 3, 5, 8, 11 and 13 were grouped in group A.
    Keywords: Biplot, Drought stress adaptation, Heatmap graphical mapping, Multivariate index, Tolerance index
  • R. Farzi, M. Gholami* Pages 117-131
    To study the effect of mulch and two irrigation levels on olive cultivar ‘Manzanila’, two experiments were conducted. The first experiment evaluated the effect of seven types of mulch in plant-less pots; the second one was conducted on olives as a factorial according to a complete randomized design with 4 replications. In this experiment, seven mulch types (gravel mulch, pistachio shell mulch, wheat straw mulch, de-oiled olive pomace mulch, super absorbent polymer, organic-based emulsion polymer, and control (no mulch)) in the presence of two irrigation levels (control: irrigation to reach 100% of field capacity) and water stress (irrigation to reach 50% of field capacity) were investigated. The results showed that mulching decreased surface evaporation rate and improved soil water content, keeping the underneath soil moist longer than bare soil; the best types of mulch for conserving soil water were de-oiled olive pomace mulch and pistachio shell mulch. The results of the second experiment indicated that the shoot water potential and the olive chlorophyll index were decreased significantly in the water stressed treatment; however, using pistachio shell mulch improved the latter traits under stress conditions. The stomatal size and stomatal density were also affected by irrigation conditions; on the other hand, mulch usage, especially de-oiled olive pomace mulch, could decrease drought effects in drought stress conditions, improving leaf conditions for photosynthesis, and growth. All types of mulch in the experiment increased stomatal conductance in the water stress treatment (50% of crop capacity), as compared to the control (100% of crop capacity). Overall, the results showed that the application of pistachio shell mulch and de-oiled olive pomace mulch could be a suitable criterion to reduce the damaging effects of drought stress in olive.
    Keywords: Irrigation, Water Stress, Mulch, Olive
  • V. Atlassi Pak*, O. Bahmani, M. Asadbegi Pages 133-143
    Most researches on wheat and barley breeding for salt tolerance have focused mainly on excluding Na+ from different tissues but the results of some experiments suggest that contribution of Na+ exclusion to salt tolerance is overshadowed by other physiological responses. Three bread wheat cultivars differing in salt tolerance (Arg, Tajan and Baharan) and one barley cultivar (Nik) were employed to assess tissues Na+ concentration and K+/Na+ ratios as a criterion for salt tolerance using a factorial experiment based on a randomized complete block design with three replications. Three levels of NaCl (0, 75 and 150 mM NaCl) were imposed as the salinity treatment when the leaf 4 was fully expanded. Salinity decreased root dry weight, root K+, shoot K+ and shoot K+/Na+ ratio and increased root and shoot Na+. Shoot Na+ concentrations of barley and salt tolerant cultivar of wheat (Arg) were greater than Tajan and Baharan under salinity stress.  There was no meaningful relationship between Na+ exclusion and salt tolerance in the examined wheat cultivars and Nik barley cultivar. Shoot K+/Na+ ratio was found to be the most responsive trait to salinity and no significant differences were observed between the wheat cultivars and Nik barley cultivar under salinity conditions in this aspect. Given the negative effects of salinity on root growth, it seemed that the major factor in root dry weight losses of the present wheat cultivars and Nik barley cultivar was due, mainly, to the osmotic effect of salt. The results of this experiment suggest that Na+ exclusion does not necessarily confer salt tolerance. It, hence, seems breeding for salt tolerance needs to select for traits related to both Na+ exclusion and other physiological responses, most likely those associated with tissue tolerance.
    Keywords: Salt stress, Tissue tolerance, Osmotic effects, Physiological reactions