فهرست مطالب

باغ نظر - پیاپی 68 (بهمن 1397)
  • پیاپی 68 (بهمن 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/11/02
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مجتبی روشن *، بهرام آجورلو صفحات 5-14
    بیان مسئله
    ربع رشیدی یا رشیدیه یک مجموعه معماری و بنا به آنچه در نزهت القلوب ) 740 ه. ق. ( آمده است «شهرچه ای» فرهنگی و دانشگاهی در شمال شرقی تبریز و در کوه پایه سرخاب بوده است که در عهد ایلخان سلطان محمد خدابنده اولجایتو با همت و نظارت خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی طراحی و ساخته شد. بر اساس وقف نامه ربع رشیدی، مجموعه معماری شهرچه ربع رشیدی دارای بناهای همگانی و عام المنفعه بسیاری بوده و گرمابه نیز داشته است؛ بنابراین، انتظار می رفت که در کاوش های باستا نشناختی ربع رشیدی نشانه هایی از گرمابه ربع رشیدی شناسایی و کاوش و خاک برداری شود. کما اینکه در سومین فصل کاوش، در بخش جنوب شرقی محوطه تاریخی و اثر ملی ربع رشیدی، ساختاری خا کبرداری شده است که آن را صراحتا یک گرمابه ایلخانی معرفی کرد هاند. اکنون، پرسش بنیادین این نوشتار، چیستی و کارکرد ساختار معرفی شده به نام گرمابه ایلخانی ربع رشیدی است. 
    هدف پژوهش
    در ابتدای برنامه ریزی و تدوین و طراحی هر طرح و پلان و برنامه مرمتی، شناخت درست و بازشناسی روش مند چیستی و کارکرد و ماهیت و هویت یک بنای تاریخی و باستانی، ضرورتی بنیادین و چالشی گریزناپذیر است؛ به گونه ای که هیچ مرمت گری نمی تواند بدون شناخت تاریخی و باستا نشناختی یک اثر معماری و ساختار باستانی اش، آن را ب هدرستی و به صورتی روش مند مرمت کند. 
    روش پژوهش
    بررسی تحلیلی پلان، فضاسازی و مصالح معماری ساختار معروف به گرمابه ایلخانی رشیدیه در مقایسه با ساختار و تاسیسات و مصالح معماری گرمابه های تاریخی شناخته شده ایران تفاوت هایی آشکار نشان می دهد.
    نتیجه پژوهش
    بر مبنای فرضیه سازی به شیوه ابطال گرایی ساختار معروف به گرمابه ایلخانی ربع رشیدی، نم یتوانسته کارکرد گرمابه داشته باشد؛ و البته هیچ نشانه باستا نشناختی ای بر دیرینگی ایلخانی آن دلالت ندارد. نویسندگان در پایان فرضیه ساز های برای رنگرزی و یا دباغی را برای این ساختار پیشنهاد کرده اند.
    کلیدواژگان: ربع رشیدی تبریز، گرمابه ایلخانی، تحلیل معماری، منطق تحلیلی، فرضیه ابطال گرا
  • شبنم محمدزاده *، سید امیر منصوری صفحات 15-24
    سازمان فضایی شهر، امری ذهنی و بیانگر نظم حاصل از ارتباط میان عناصر شهر است. شناخت شان و نقش یک عنصر شهری در کلیت شهر، منوط به تشخیص چگونگی رابطه آن با سازمان فضایی یا به عبارت دیگر انتظام شهر به مثابه یک سیستم و کل است. هدف پژوهش حاضر این است که بر اساس نظریه سازمان فضایی شهر، به بررسی ارتباط میان مجموعه مظفریه با شاخص های سازمان فضایی شهر تبریز و به عبارتی نقش این مجموعه در سیستم کلی شهر از زمان قراقویونلوها تا دوره قاجار بپردازد. مقصود از نقش سیستمی مجموعه مظفریه، کارکرد صرف آن نیست، بلکه این پژوهش، علاوه بر کارکرد و ویژگی های مستقل این مجموعه، در پی کشف ویژگی هایی است که در ارتباط با سایر اجزاء و عناصر شهر تعریف شده اند. روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و استنتاجی-اکتشافی بوده و در جمع آوری اطلاعات از شیوه کتابخانه ای بهره برده شده است. نتایج پژوهش نشا ندهنده تاثیرپذیری و تاثیرگذاری متقابل و پراهمیت مجموعه مظفریه و سازمان فضایی شهر تبریز بر یکدیگر و نقش اساسی این مجموعه در ادراک ساکنین از کلیت شهر و شک لگیری هویتی واحد بوده است.
    کلیدواژگان: مجموعه مظفریه، مسجد کبود، سازمان فضایی شهر، مرکزیت، ساختار، قلمرو
  • سعید شفیعا *، میرعلی سیدنقوی صفحات 25-38
    بیان مسئله
    برندسازی داخلی رامی توان یکی از فعالی تهای مهم انسانی برای کسب مزیت رقابتی دانست. تجربیات تکرارپذیر در هت لها وابستگی زیادی به رفتارهای باثبات منابع انسانی دارد. ساخت الگوی بومی و تکرارپذیرکردن تجربه مشتریان در هت لها یک نیاز عملی و در عین حال بنیادین وابسته به برندسازی داخلی است. از آنجا که تا به حال هیچ تلاشی برای معرفی الگوی بومی مدیریت برند داخلی هت لهای تهران صورت نگرفته است، این تحقیق در پی پاسخ به این سوال است که چه الگویی برای مدیریت برند داخلی هت لهای شهر تهران وجود دارد؟
    هدف تحقیق
    هدف از انجام پژوهش حاضر معرفی الگوی زمین های مدیریت برند داخلی است که با استفاده از داد ه های مرتبط با هت لهای شهر تهران از نگاه خبرگان دارای سابقه مدیریتی و سرپرستی به دست آمده است. 
    روش تحقیق
    این پژوهش کیفی با استفاده از روش گراندد تئوری و با استفاده از کدگذاری مصاحبه 18 خبره صورت گرفته است که دارای سابقه مدیریت بالای 12 سال در هت لهای تهران و تحصیلات تکمیلی مدیریت یا بازاریابی هستند و استفاده از نمون هگیری گلول هبرفی برای انتخاب نمون ه ها، اشباع نظری را ممکن ساخته است. لذا پس از کدگذار ی های متون، 535 کد باز، 18 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی شناسایی شد. 
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد که استخدام و آموزش مه مترین عوامل علی، رفتارهای مدیر و تشویق برندمحور مه مترین عوامل راهبردی و پیامد کارکنان و مهما نها مه مترین عوامل پیامدی م یباشند. مدیر به عنوان یک رکن اساسی، هم در نقش مترجم برند، هم در نقش الگو و معلم، رسیدن به برند داخلی را ممکن می سازد. الگوی ب هدس تآمده قابلیت آزمون و بازنگری در بخ شهای دیگر خدماتی را خواهد داشت، اما توصیه می شود این گونه مطالعات با تاکید بر زمینه مربوط، در بخ شهای دیگر گردشگری ایران نیز صورت گیرد.
    کلیدواژگان: برند داخلی، مدیریت برند داخلی، مدیریت برند، هت لهای تهران، الگوی مدیریت برند داخلی
  • مهدیه بد * صفحات 39-48
    فهم شرایط و زمینه های شکل گیری گردشگری مذهبی بسیار ضروری و با اهمیت است. این پژوهش به مطالعه رویداد اربعین، به عنوان یک پدیده منحصر به فرد در حوزه گردشگری مذهبی می پردازد  و به تاسی از پارادایم تفسیری و با اتخاذ رویکرد تحلیل تماتیک و با بهره گرفتن از تکنیک هایروش تحقیق کیفی )مصاحبه نیمه ساختار یافته، قدم زدن عرضی، مشاهده همراه با مشارکت( تلاش می کند به فهم تجربه زیسته شرکت کنندگان ایرانی در پیاده روی اربعین دست یابد و از این طریق سعی در کشف ماهیت، زمینه ها و عوامل بسترساز شکل گیری رویداد اربعین دارد. یافته ها حاکی از آن است که زمینه ها و عوامل بسترساز در شکل گیری رویداد اربعین چند اسلوبی بوده و حضور گسترده مردم در این راه پیمایی ها صرفا به یک عنصر تقلیل پیدا نکرده است. عوامل و زمینه های فرهنگی-اعتقادی ، اجتماعی-اقتصادی و سیاسی-ملی از مهم ترین این زمینه ها هستند که تنوع آنها وجه بارز و عامل منحصربه فرد بودن این ابررویداد به حساب می آید.
    کلیدواژگان: گردشگری مذهبی، اربعین، زمینه، رویداد، زائر
  • محمدحسین ایمانی خوشخو *، مهدیه شهرابی فراهانی صفحات 49-58
    بیان مسئله
    نیاز به کشف حقیقت و معنای هستی انسان را به حرکت و سفر بر روی کره زمین واداشت تا همراستا با جستجو در مسیر شناخت، بعد غیرمادی و معنوی خویش را شکوفا نماید. جاذب ه های فرهنگی همواره مورد توجه گردشگران بوده و شناخت فرهنگ و درک تاریخ و پیشینه مردمان یک سرزمین گردشگران را به مناطق فرهنگی سوق داده است. دریافتی که گردشگر فرهنگی، به عنوان یک انسان برخوردار از ابعاد غیرمادی، از سفر دارد، بر حواس پن جگانه، محیط و اجتماع مبتنی است و صرفا به درک مادی محدود نمی شود؛ لذا بررسی مفهوم ادراک مبتنی بر مضامین معنوی در گردشگران فرهنگی ضروری به نظر م یرسد.
    هدف
    هدف از انجام این پژوهش ارائه چارچوب مفهومی ادراک گردشگران فرهنگی میدان نقش جهان اصفهان از سفر، با تاکید بر معنویت است.
    روش تحقیق
    این تحقیق به روش کیفی، شیوه توصیفی-تحلیلی و استفاده از اسناد کتابخانه ای و مشاهده مستقیم گردشگران خارجی در میدان نقش جهان اصفهان در بهار 1397 انجام گرفته است. 
    نتیجه گیری
    ادراک گردشگر فرهنگی در سطوح حواس پن جگانه، محیط و اجتماع در بستر معنویت به عنوان ماهیت وجودی انسان صورت م یپذیرد. ادراک گردشگر فرهنگی که از عوامل فردی و محیطی در سایت فرهنگی متاثر است، متضمن معنویتی است که با تاکید بر وجد و شعف درونی، اتصال به خویشتن و هستی، دریافت نیروهای ماوراءالطبیعه، احساس آرامش، بازگشت به خویشتن و یافتن گمشده درونی در اتصال با خالق هستی بیان می گردد.
    کلیدواژگان: ادراک، معنویت، سفر، گردشگر فرهنگی
  • امیررضا روحی زاده *، محمدرضا حافظی، محمد فرخ زاد، سیامک پناهی صفحات 59-72
    توجه خاص به ارتباط معماری و طبیعت به خصوص در سه دهه گذشته هم به لحاظ پیدایش رویکردهای نوین معماری و هم شکل دهی فناوری های نوین همچون نانو فناوری دستاوردهای کاملا متفاوت و درعین حال مفیدتری نسبت به گذشته داشته است.
    سازه به عنوان یکی از اجزای ضروری معماری از اهمیتی خاص برخوردار است. رویکردهای متفاوت و گاه متضاد در طراحی سازه و معماری، «با» یکدیگر و یا «بر» یکدیگر، می تواند کیفیاتی متفاوت خلق کند و در ارزش گذاری بر معماری و سازه تاثیرگذار باشد. این مقاله، با تکیه بر این مهم که گفتگو بین معمار و طراح سازه از ضروریات خلق یک اثر معماری است، بر یادگیری علوم سازه ای توسط معماران و تبحر آنان در شناخت اصول سازه ای تاکید می کند و همچنین با نگاهی انتقادی به تبعیت معماری از سازه و نقش کلیدی طبیعت گرایی، ریشه این مشکل را در شیوه آموزش سازه برای معماران جستجو می کند.
    پرسش اصلی این پژوهش آسیب شناسی عدم تحقق بهره گیری از راهبردهای طبیعت در همسازی معماری و سازه در معماری حال حاضر ایران است.
    این پژوهش که بر سه پایه تحلیل، تدقین و ارزیابی شکل گرفته است در گام نخست با شیوه تحقیق علی به واکاوی چالش های ناشی از طبیعت‎گرایی در شیوه‎های معماری پس از انقلاب صنعتی و ارزیابی جایگاه سازه در رویکرد طبیعت گرای این سبک ها می پردازد؛ در گام دوم با شیوه تحقیق تاریخی-تفسیری، ضمن پرداختن به پژوهش های مرتبط، به آرای منتقدین معماری در زمینه مورد بحث اشاره می کند و در ادامه به دستاوردهای طبیعت در معماری و به خصوص سازه در حوزه دانشگاهی می پردازد. در نهایت، برای تدقین و ارزیابی موضوع پژوهش، داده ها به کمک نرم افزارspss تحلیل می شوند. لازم به ذکر است در این پیمایش دانش سازه ای و تجربی معمار در زمینه فرم ها، ساختارها و سازه های طبیعی به عنوان متغیرهای مستقل و مهارت طراحی معمار در همسازی معماری و سازه با بهره گیری بیشتر از راهبردهای طبیعت گرا به عنوان متغیر وابسته منظور شده است.
    قیاس پژوهش های قبلی با پیمایش صورت گرفته نتیجه می دهد که عدم توفیق معماری کنونی ایران در همسازی با سازه و بهره گیری بهتر از طبیعت، ناشی از دریافت ناصحیح جامعه عمومی معماری ایران در این زمینه است که این آسیب غالبا در حوزه آموزش ریشه دارد. در نهایت این پژوهش بر تغییر هدفمند شیوه آموزش دروس فنی جهت بهبود درک رفتار و سیستم های سازه توسط معماران تاکید کرده وهمچنین پیشنهاداتی جهت بهبود این مهم در فضای کار حرفه ای ارائه کرده است.
    کلیدواژگان: همسازی معماری و سازه، فرم سازه ای، معماری طبیعت گرا، سازه طبیعت گرا، آموزش سازه و معماری
|
  • Mojtaba Roshan *, Bahram Ajorloo Pages 5-14
    Statement of the problem: “Rab’e Rashidi” or “Rashidiyya” is an architectural complex. According to “Mostowfi”, the author of “Nuz’hat al-Qulub”, it was a cultural and academic town, in the northeastern Tabriz at the foot of Mt. Sorkhāb.It was planned and founded in the reign of the Ilkhanid “Sultan Muhammad Öljeitü” by “Khwāja Rashid al-Din Fazl- Allah”. According to the “Endowment Deed”, the town encompassed several public buildings including a bathhouse. Therefore, it was expected that excavations reveal the ruins of an Ilkhanid bathhouse. The outdoor building in the southeastern quadrant of the site was thus overtly introduced as the Ilkhanid bathhouse of the complex by the former excavators. The underlying question of the present paper was the nature and function of this alleged bathhouse.
    Objectives
    A precise understanding and systematic apperception of the nature, function and identity of a historical/archaeological construction is an essential and challenges facing those preparing any restoration plan are inevitable. No restoration master will then be able to restore a building precisely and systematically without gaining correct insights into that building and its archaeological structure.
    Methodology
    Analytical review of the architectural plan, internal spaces, and building materials of the building allegedly designated as the Ilkhanid Bathhouse showed evident discrepancies with those of the known historical bathhouses in Iran.
    Results
    Based on the falsifiable hypothesizing approach, the purported Ilkhanid Bathhouse could not serve such a function, and indeed there was no evidence to support its Ilkhanid date. The authors proposed the falsifiable hypothesis of a dying workshop or a tannery.
    Keywords: Rab’e Rashidi in Tabriz, Ilkhanid bathhouse, Architectural analysis, Analytic logic, Falsifiable hypothesis
  • Shabnam Mohammadzadeh *, Seyed Amir Mansouri Pages 15-24
    Urban spatial organization is a subjective issue, reflecting the order resulted from the relationship between the city’s elements. Understanding the position and role of a city element in the city as a whole requires discovering its relationship with the spatial organization. In other words, the city’s order is like a system and a whole. Based on the theory of city’s spatial organization, the current study is an attempt to investigate the relationship between Mozafaria Complex and the city’s spatial organization indicators in Tabriz City. In other words, this study examined the role of this complex in the whole system of the city from the time of the Qara Qoyunlu to the Qajar. In this study, the systemic role of Mozafaria Complex is not limited to its function and its features. The impetus behind this study is to discover the features defined in relation to other elements of the city. The method of the study is descriptive-analytical and deductive-exploratory; the library-research method was also used for data collection. The results indicate the significant effect of Mozafaria Complex and the spatial organization of Tabriz City on each other. This study also shows this complex plays a fundamental role in citizens’ perception of the city as a whole and its identity formation.
    Keywords: Mozafaria Complex, Kabud mosque, The city’s spatial organization, Centrality, Structure, Territory
  • Saeed Shafia*, Mir ali Seydnaghavi Pages 25-38
    Statement of the problem
    Internal branding can be considered as an important human activity for gaining competitive advantages. Repeatable experiences in hotels depend heavily on the consistent behaviors of human resources. Developing a native model and repeatability of customer experience in hotels is a practical and yet fundamental need for internal branding. Since no attempt has been made to introduce the native brand management model in Tehran hotels, the research question of the current paper includes: what is the model for the internal brand management of hotels in Tehran?
    The purpose of the research
    The present study seeks to introduce the model of internal brand management which hs been obtained by using related data of Tehran Hotels from the view of experts with managerial and supervisional experiences.
    Methodology
    This qualitative research has been done by using the grounded theory method and an encoded interview for 18 experts. The experts of this research have an experience of over 12 years management in Tehran hotels and they have higher education degree in management or marketing that has made the theoretical saturation possible through using snowball sampling. Therefore, after the coding of the texts, 535 open code, 18 sub-categories and 6 main categories have been identified.
    Conclusion
    Results indicated that recruitment and training are the most important causal factors, manager behaviors and brand-oriented incentives are the most important strategic factors, and the consequences of employees and guests are the most important consequence factors. The manager as a fundamental element, and at the role of the brand translator, model and teacher makes possible the achievement of the internal brand.
    The obtained model can be tested and revised in other service sectors, but it is recommended that these types of studies with emphasis on this field also be carried out in the other parts of Iran’s tourism industry.
    Keywords: Internal Brand, Internal Brand Management, Brand Management, Tehran Hotels, Internal Brand Management Framework
  • Mahdieh Bod * Pages 39-48
    Understanding the conditions and context of the religious tourism establishment as an event is immensely necessary and important. The current research, studies the Arba’een event, as a unique phenomenon in the field of religious tourism. Following the interpretative paradigm and thematic analysis approach and by means of the qualitative research methods techniques (semi-structured interviews, crosswalk, and participant observation) the current research tries to understand the lived experience of the Iranian participants in the Arba’een walk. By means of this procedure it tries to discover the nature, context and factors in line with the formation of the Arba’een event. The findings indicate that the conditions and the underlying factors of the Arba’een event were multi-mode, and the enormous participation of the people in these walking events has not been just diminished to one element. The cultural-ideological, social-economic, and political-national factors and contexts are of the important factors and, their diversity is the hallmark of the mega event and the uniqueness of this event.
    Keywords: Religious tourism, Arba’een, Context, Event, Pilgrim
  • Mohammad Hossein Imani Khoshkhoo *, Mahdieh Shahrabi farahani Pages 49-58
    Statement of Problem
    The quest for the discovery of reality and meaning of existence prompted human being to tour the globe in order to realize his non-material and spiritual dimensions in parallel with his quest for cognition. Cultural attractions have always captivated tourists. Tourists travel to culturally important spots to get familiar with and understand the culture and history of inhabitants of different territories. When the cultural tourist is a human being endowed with non-material faculties based on the five senses, the environment and society, his perception of travel is not limited to materialistic perception. Therefore, it is necessary to study the concept of a cultural tourist’s perception based on spiritual themes.
    Objective
    Presenting a conceptual framework for cultural tourists’ perception of travel to Naqsh-e Jahan Square of Isfahan with a focus on spirituality Research
    Methodology
    This qualitative research follows a descriptive-analytical approach using desk research data and relying on direct observations of foreign tourists at Naqsh-e Jahan Square in Isfahan in spring 2018.
    Conclusion
    A cultural tourist’s perception at the level of the five senses, the environment and society occurs in the context of spirituality as the very existential essence of human being. A cultural tourist’s perception stemming from individual and environmental factors on a cultural attraction guarantees spirituality that is expressed with the focus on internal joy and happiness, connection with self and existence, metaphysical forces, feeling of serenity, return to self and exploring one’s missing soul through connection with the Creator of being.
    Keywords: Perception, spirituality, travel, cultural tourist
  • Amirreza Rouhizadeh *, Mohammad Reza Hafezi, Mohammad Farrokhzad, Siamak Panahi Pages 59-72
    Particular attention to the relationship between architecture and nature, especially in the past three decades, has flourished a very distinctive accomplishments, and yet more useful than the past, in terms of the emergence of new architectural approaches as well as the coordination of new technologies, such as nanotechnology..
    Structure, as one of the essential components of architecture, is of particular importance. Different and sometimes contradictory approaches to designing structure and architecture, "with" each other or "on" each other, may create different qualities and affect the value of architecture and structure. Relying on the fact that the dialogue between the architect and the designer of the structure is one of the necessities of creating an architectural work, this paper puts a substantial emphasis on the learning of structural sciences by the architects and their mastery in the recognition of structural principles. Furthermore, with a critical look at the adherence of architecture to structure and the key role of naturalism the paper seeks out the origins of this problem in the method of structure training for architects.
    The pathology of failure to realize the use of nature strategies for the harmony of architecture and structure in the current architecture of Iran is the main research question in this study.
    This research has been based on three pillars of analysis, assessment and evaluation. In the first step, using a causal-comparative research methodology, the challenges of naturalism in architectural techniques after the industrial revolution are addressed and the position of structure in the naturalistic approach of these styles is evaluated. In the second step, applying interpretive-historical research method, the critics of architecture under discussion are addressed and the achievements of nature in architecture and in particular structure in academic arena are then pointed out. The survey and analysis with the help of SPSS software is the last instrument used for assessment and evaluation in this research. It should be noted that in this survey, the structural and experimental knowledge of the architect in forms, structures and natural structures were considered as the independent variables, whereas the design skills of architect in the harmony of architecture and structure using more naturalist strategies were considered as the dependent variable.
    Comparison of previous research with the survey indicates that the failure of Iran's current architecture for the harmony with structure and better exploitation of nature is due to the incorrect reception of the Iranian public architecture in this area, which is often formed in the area of education. Finally, this research accentuates on the purposeful change in teaching method of technical courses to improve the understanding of the behavior and structures by architects. Suggestions to improve such an important phenomenon in professional workspace are also presented.
    Keywords: Harmony of architecture, structure, structural form, naturalistic architecture, naturalistic structures, structural, architectural education